سخنان امروز رهبری و جای خالی نخستوزیر امام
چکیده :دو سال قبل که میرحسین از اجرای بدون تنازل قانون اساسی سخن گفت و لزوم پایبندی مقامات به موازین جمهوری اسلامی آن هم به صورت یکپارچه و بی کم و کاست را یادآور شد، برخی انتقاد می کردند چه جای گفتن است که اتفاقا با همین قانون بوده که کار اینچنین زار شده است. اما سخنان امروز رهبری نشان داد در واقع ایشان هم می پذیرند که آنچه امروز بدان عمل می شود با قانون اساسی و ساختار واقعی جمهوری اسلامی فاصله دارد و برای سر راست کردن وضع موجود و همنوا کردن ساختار و رفتار، و خلاصه یکدست و یکرنگ کردن هر چه بیشتر مجموعه تحت امر، باید پس از آنکه نفس همین مجلس هم زیر تیغ نظارت استصوابی بریده شد، رئیس جمهور هم منتخب آن مجلس - و در واقع منتخب رهبری و شورای نگهبان - شود تا دیگر مشکلی در کشور باقی نماند....
کلمه – گروه سیاسی: آیت الله خامنه ای امروز در جمع دانشگاهیان کرمانشاه سخنانی را مطرح کردند که از هر جهت که ببینیم و با هر موضعی که بنگریم، با اهمیت و هشداردهنده است. این سخنان نشان می دهد آنچه سه هفته پیش از زبان یک نماینده به اصطلاح اصولگرا مطرح شد که گفت: «باتوجه به اینکه کشور ما از نعمت ولایت فقیه و رهبر معظم انقلاب برخوردار است نیازی به وجود رییس جمهور نیست و کشور میتواند به عنوان عالیترین مقام اجرایی نخست وزیر داشته باشد که توسط مجلس انتخاب شود» اتفاقی و یا نظر شخصی نبوده؛ بلکه نوعی زمینه چینی و تلاش تدریجی برای توجیه یک تغییر در پیش رو در جریان است. اما این تغییر چیست و چه معنا و چه تبعاتی خواهد داشت؟
رهبری در سخنان امروز خود از لزوم نوسازی و بازسازی و مهندسی نظام، مقابله با پیر شدن ساختار جمهوری اسلامی و احتمال تغییر ساختار نظام از ریاستی به پارلمانی سخن گفتند. ایشان تصریح کرده که در صورت نیاز به چنین تغییراتی، اشکالی در تغییر سازوکار فعلی نمی بیند، و همچنین تصویب سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی را نیز مثالی از تغییر در سازوکارها ذکر کرده اند.
مشروح این سخنان را در سایت دفتر رهبری می توانید ببینید:
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&id=8729
درباره سخنان امروز آیت الله خامنه ای، به نکات متعددی باید توجه شود. از این سخنان، شیوه طرح آن و همچنین حقایق نهفته در پس آن، درس های زیادی می توان گرفت و تجربه های قابل توجهی را می توان اندوخت؛ که لازم است همه دردمندان و دلسوزان میهن و انقلاب، به صورت ویژه به آنها توجه کنند.
اولین و مهمترین واقعیتی که در سخنان امروز رهبری نهفته است، فاصله ای است که بین رفتار و عملکرد موجود و به تبع آن فاصله ای است که بین نیازهای امروز جریان حاکم با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. این همان نکته ای است که میرحسین موسوی دو سال قبل به خوبی دریافته بود و امروز مقام رهبری و احتمالا از فردا دیگر مقامات به طور ناخواسته به آن اعتراف می کنند.
دو سال قبل که میرحسین از اجرای بدون تنازل قانون اساسی سخن گفت و لزوم پایبندی مقامات به موازین جمهوری اسلامی آن هم به صورت یکپارچه و بی کم و کاست را یادآور شد، برخی انتقاد می کردند چه جای گفتن است که اتفاقا با همین قانون بوده که کار اینچنین زار شده است. اما سخنان امروز رهبری نشان داد در واقع ایشان هم می پذیرند که آنچه امروز بدان عمل می شود با قانون اساسی و ساختار واقعی جمهوری اسلامی فاصله دارد و برای سر راست کردن وضع موجود و همنوا کردن ساختار و رفتار، و خلاصه یکدست و یکرنگ کردن هر چه بیشتر مجموعه تحت امر، باید پس از آنکه نفس همین مجلس هم زیر تیغ نظارت استصوابی بریده شد، رئیس جمهور هم منتخب آن مجلس – و در واقع منتخب رهبری و شورای نگهبان – شود تا دیگر مشکلی در کشور باقی نماند.
این سخنان، در واقع حقانیت مواضع مهندس موسوی را نشان می دهد که دغدغه او برای صیانت از قانون اساسی و اجرای بدون تنازل و بی کم و کاست آن، تا چه حد جدی و ضروری بوده است. میرحسین به درستی دریافته بود که اگرچه قانون اساسی هم مشکلاتی دارد، اما همین قانون نیز اجرا نمی شود و مشکل اول، عدم پایبندی حاکمیت فعلی به این میثاق ملی است. امروز شاید معنای دیگری داشته باشد این سخن میرحسین در بیانیه ۱۱ که می گفت:
ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبهرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دستاندرکاران را به خشم میآورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است.
نکته دیگری که می توان دریافت، میل عالی ترین مقامات کشور به وجود یک رئیس جمهور منتصب به جای رئیس جمهور منتخب در ساختار نظام است. شاید کسانی این موضع را حمل بر تلخکامی از تجربه ی دو سال قبل کنند، یا به نارضایتی رهبری از سرانجامٍ 22 سال تعامل با سه رئیس دولت ارجاع دهند، اما اینها باشد یا نباشد، گرایش مشهود به سمت دور شدن از مردمسالاری و غیر مردمی تر شدن ساختار حکومت و در واقع حذف شدن جمهوری از جمهوری اسلامی را باید جدی گرفت.
نکته ناگوارتر، ارجاع و تشبیه نادرست به فرمان و عملکرد امام خمینی (س) برای بازنگری قانون اساسی در سال 1368 است. برخلاف فرمایش امروز رهبری، امام خمینی در حکم خود (www.jamaran.ir/fa/NewsContent-id_14417.aspx) چیزی درباره حذف پست نخست وزیری مطرح نکردند، بلکه صرفا تمرکز در مدیریت قوه مجریه را به عنوان یکی از محدوده های مورد بحث مطرح ساختند. حتما آیت الله خامنه ای هم به خاطر دارند – و در صورت مشروح مذاکرات مجلس بازنگری نیز درج شده – که اینگونه نبوده که پیشنهادهای امام بدون حرف پیش و بدون بحث و دخل و تصرف و رای گیری تصویب شده فرض شود، و لذا سخنان ایشان از موضع دستور و اجبار نبوده است.
گو اینکه نظر امام و جمع بندی شورای بازنگری هم در جهت دخالت دادن بیشتر نظر و رای مردم بود؛ وگرنه حکما و قطعا به ذهن ایشان هم می رسید که به جای نخست وزیر، پست ریاست جمهوری را حذف کنند که اتفاقا نه تنها در آن سالها وجود آن در عمل مایه ی تداخل و مشکل بود، که در ساختار قانون اساسی آن زمان هم نقشی غالبا تشریفاتی داشت. اما امام نه نظام را به گونه ای اداره کرده بود که نگران پیر شدن آن باشد، و نه تعاملش با مقامات کشور در سطوح مختلف به گونه ای بود که کار به حذف اضطراری یک جناح، قهر یازده روزه یک رئیس دولت، محاصره نظامی یک مجلس معترض و یا رقیب تراشی سیاسی و دوپینگ فراقانونی و قدرت دادن به احزاب پادگانی و دیگر رفتارهایی برسد که متاسفانه در این سالها دیده شده است.
نکته تلخی که – در تکمیل نکته ی قبلی – گفتن آن ضروری است، این است که سیره ی امام هیچ گاه اینگونه نبوده و پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس جمهوری اسلامی هم هیچگاه به این منوال نبوده که عالی ترین مقام کشور بگوید «اگر چنین احساس شد هیچ اشکالی وجود ندارد.» در آرمان های انقلاب، ساختار برآمده از آن، قانون اساسی که ثمره خون شهداست و راه و روش امام که ان شاء الله مبنای عملکرد امروز ما نیز هست، تصمیم گیر اموری در این سطح، مردم بوده اند و نه حاکمان. تجدید نظر در ساختار، برخلاف تلقی برخی ماموران امنیتی و قضایی فعلی، لزوما جرم نیست؛ اما تنها مردم اند که حق چنین کاری را دارند. هر تغییری در قانون اساسی و هر تفسیری برخلاف نص صریح این قانون، نیاز به رفراندوم و کسب نظر مردم دارد. اگر هم حاکمیت در این دو دهه اصل مربوط به رفراندوم را به فراموشی سپرده و بر ادامه ی این رویه ی غلط و تداوم ترس از همه پرسی مردمی اصرار دارد، دیگر اصل قانون اساسی را که نمی توان بدون رفراندوم تغییر داد!
از همین جا باید به نکته ی بعدی وارد شد، و آن اشاره ای است که مقام رهبری در سخنان امروزشان به اعلام سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی به عنوان نمونه ای از تغییر سازوکارهای رسیدن به اهداف داشته اند. اتفاقا همین مورد، یکی از آشکارترین نمونه های تخلف و تغییر بی سر و صدای قانون اساسی است. متن اصل 44 کاملا مشخص است؛ اگر این اصل نیاز به تغییر داشت، باید درخواست بازنگری از سوی رهبری مطرح می شد. در غیر این صورت، تفسیری برخلاف متن نمی توان داشت.
فی الواقع شاید رهبری بنا دارند پست نخست وزیری را هم جایگزین ریاست جمهوری کنند و فی المثل با امری از نوع حکم حکومتی یا چیزی شبیه آن به جا انداختن این بدعت در قانون اساسی، این میثاق ملی، بپردازند. درست به همان شیوه ای که اصل 44 به فراموشی سپرده شد و تفسیری مغایر با متن جای آن را گرفت، که نتیجه اش شیوه ی بحران خیز و ثروت سوز کنونی در زمینه ی خصوصی سازی و حیف و میل میلیارد ها تومان ثروت ملی توسط عده ای فرصت طلب شد. در این صورت بهتر است به طور رسمی تغییر نظام و تاسیس یک رژیم جدید اعلام شود تا لااقل غمخواران انقلاب اسلامی و نظام بیش از این در سکوت از این همه انحراف رنج نبرند؛ چرا که به قول یکی از مشاوران میرحسین، عملا همین امروز نیز ما شاهد اجرای یک قانون اساسی جدید به جای قانون اساسی جمهوری اسلامی هستیم.
سخن در این باب بسیار است و شاید بیش از این به مصلحت نباشد؛ اما به سخن اول باز گردیم. امروز با سخنانی که طرح شد، برای کسانی هم که تردید داشتند، این حقیقت مسجل شد که – اگر بنا نیست جمهوری اسلامی بماند و حاکمان قصد تغییر آن را دارند که هیچ، ولی – اگر بناست جمهوری اسلامی بماند و از پس مشکلات ساختاری و اجرایی و داخلی و خارجی بر بیاید، مهمترین و ضروری ترین کار، بازگشت به قانون اساسی و اجرای بی کم و کاست، بدون تنازل و بدون تعارف آن است؛ ولو بلغ ما بلغ. هر اتفاقی که با اجرای قانون اساسی بیافتد، بهتر از بی قانونی، بهتر از دیکتاتوری، بهتر از تصمیم گیری های شخصی و هوسی و در مجموع بهتر از وضع فعلی است. اگر فعالان و حامیان جنبش سبز هم هشدار می دادند و می دهند که انقلاب از مسیر ابتدایی خود منحرف شده و نگران بوده اند که سفارش امام زیر پا گذاشته شود و انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، و برای این منظور همراه نخست وزیر امام شدند و قبل و بعد از انتخابات همراه او ماندند و دو سالی است که حول محور شعار اجرای بدون تنازل قانون اساسی جمع شده اند، نگران همین انحرافات بوده اند که اکنون بیش از هر زمانی دغدغه ی آن باید مدنظر باشد.
این دغدغه ها ابراز نگرانی نخست وزیر ۸ سال دفاع مقدس را به یاد ما می آورد که می گفت:
آیا قانونگریزیهای گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی و عدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می دانند؟
کاش او امروز محصور و زندانی نبود تا این هشدارها و اعلام خطرها را او مطرح می کرد، که حتما سخنانش گویاتر و کلامش نافذتر بود. حاکمان خوب می دانستند که برای این روزها چه کسی را باید از سخن گفتن باز دارند…














خوب حالا کجاش رو دیدین …
عزيزان ديگر دير شده و ايران از كره شمالي هم بدتر مي شود
كاش فرداي عاشورايي 88 مردم را به خانه بر نمي گردانديد
به گفته شاه بزودي با حمله نظامي ايران ايرانستان خواهد شد
خدانگهدار ايران
خلایق هر چه لایق
سخنان ایشان واقعا مثل دانشکاه ارزشمند بود. ایشان با این سخنان خود نشان دادند که چگونه … آرزوهای پایان ناپذیر دارد.
من هم فکر می کنم عمر نظام با این شتابی که به سمت پرتگاه میرود کفاف ندهد
آقای خامنه ای با این حرفها می خواهد به طرفتارانش بقبولانت که خیلی به آینده حکومتش امیدوار است
ولی اقا محمود دارد به سرعت ولایتش را نابود میکند
درود بر موسوی هربان وکروبی عزیز تنها ناجیان ایران
خود رهبر و شورای نگهبان و مجلس و … کی انتخاب میکنه ؟اصلا چه جوری انتخاب میکنن؟منظور از انتخاب همون انتصاب اونم با زور سر نیزه است؟
نه شاه می خوایم نه شاهپور …
راستی خودمونیم چقدر بازدید کننده ولایی داره این سایت ! خوش به حال…که با این مشقت کانکت میشن و کامنت میذارن!
بحث در رابطه با احمدی نژآدو قانون ویکپارچه کردن نیست ترس از عدم شرکت مردم در انتخابات پیش رو است که بازتاب های بسیار بدی خواهد داشت.ترس از عدم شرکت مردم در دوره های دیگرباعث میشه که به سمت پارلمانیسم روی آورند که انتخاباتی درون شهرستانی یا قبیله ای می شود که تعداد شرکت کنند گان در انتخابات مجلس یا شوراها از تعداد شرکت کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری بیشتر می شود(به دلیل بافت روستاها و قومیت ها)و سپس نظارت کامل رهبری یا بقولی دیکتاتوری کامل
ای نجف ای قم من اعلام خطر میکنم
ای نجف ای قم من اعلام خطر میکنم
ای نجف ای قم من اعلام خطر میکنم………….
…
امیدوارم ما ایرانی ها زودتر به خودمون بیایم قبل از اینکه تمام منابع و زیر ساختهای کشورمون نابود بشه
ما آمده ایم که بگوییم ادب مرد به ز دولت اوست؛
ما همه در اینجا جمع شده ایم برای آنکه از دروغ خسته شده ایم ؛
ملت ما به تنگ آمده است؛
میخواهد به عظمت ایران برگردد؛به آزادی برگردد؛
ما آمده ایم که بگوئیم اول کشور خودمان را اداره سپس به مدیریت جهان بپردازیم؛
آیا دیکتاتوری غیراز این است که کسی جلوی قانون بأیستد؟
؛این جمع شدن برای رهایی است؛
**مهندس میرحسین موسوی**خرداد88
خواهش دارم که ،با چنین تحلیلهایی ارزش مرد بزرگی مثل موسوی را پایین ناورید
نمیدانم چرا اینقدر نظرات سایبری درج میکنید .مگر این سایت فیلتر شده ضاله نیست؟
از کی تا حالا سفرهای (اسراف) استانی شده شده حجت؟ یعنی نباید با آمار و ارقام احتجاج کنیم؟
“کاش تا دیر نشده” . چه چیزی دیر شده ؟ دیگر زمانی باقی نمانده تا دیر بشود؟
مملکت را به نابودی مطلق کشانده اید و با سفرهای استانی میخواهید سر بقیه شیره بمالید…
سلام بر نخست وزیر امام ره…..به امید ازادی ایشان
هرچند که خیلی وقت است به قول آقای کروبی فاتحه جمهوری اسلامی خوانده شده اما این سخنان رهبری ریختن آب صاف روی دست کسانی است که هنوز اندک امیدی به احیای جمهوریت این نظام داشتند. هرچند که شخصاً علاقه مند به جریان اصلاح طلب هستم اما به این نتیجه رسیده ام که دیگر این سیستم قابلیت اصلاح شدن خود را نیز از دست داده است
نردبان این جهان ما و منی است/عاقبت این نردبان افتادنیست
لاجرم آنکس که بالاتر نشست/ استخوانش سخت تر خواهد شکست
…
شتر سواری که دولا دولا نمی شه!!!!
میگویند حرف راست را باید از بچه شنید.این ناشناس سایبری حرف بسیار خوبی زد یعنی هر وقت میخواهند بلایی سر مردم بیاورند در میان انبوه جمعیت ( مهندسی شده یا مهندسی نشده ) سخنرانی میکنند که یعنی تمام حرفهای ایشان از پیش تایید شده است
1- سفرهای استانی
2- نمازهای عید فطر و نمازهای جمعه(مثل خرداد 88)
3- نماز عید نوروز حرم امام رضا(ع)
4- سخنرانی مهندسی شده و نشده مرقد امام
5- انواع و اقسام جمعیتهای مهندسی شده و نشده با صرف مبالغ زیادی از بیت المال مسلمین برای نابودی مسلمین!
ياران سبز بهتره تحت تاثير اينها قرار نگيريم و راه سبز خودمان را برويم …
آخه اگه رییس جمهوری حذف بشه ما دیگه به کی بخندیم؟؟؟؟
1- درسي مهم كه احمدي نژاد به همه داد اين بود كه پست رياست جمهور پستي است كه در عمل قدرت بيشتري دارد از آنچه در قانون برايش ساخته اند .تصور كنيد احمدي نژاد كه اين همه مشكل فردي و فرا فردي داشت در برابر رهبري قد علم كرد حالا آقايان مانده اند كه اگر فردي ديگري بيايد كه مشكلات احمدي را نداشته باشد(حتي لاريجاني و قاليباف و …) چها كه نخواهد كرد . در حاليكه برخي ميگفتند اين پست تداركاتچي است 2-انتخابات مجلس را به مراتب بهتر ميتوان مهندسي كرد تا انتخابات رياست جمهوري3 -در انتخابات مجلس فقط مسايل اقتصادي و رفاهي آنهم به صورت شعارگونه مطرح ميشود 4- …
از همه اينها كه بگذريم چند تكه از پازل را كه كنار هم بگذاريم مسايل وحشتناكتري به نظر مي آيد : 1- آقاي اوباما يكباره طرح ترور را اعلام ميكند2-رهبري يك روز اعلام ميكند اظهارات بي معنا است و روز بعد اعلام ميكند نخست وزيري به جاي رياست جمهوري… (انگار كه با اين مسئله با معنا ميشود)
نتيجه : آيا امكان اين نيست كه جنگي به راه بيفتد و در هياهوي جنگ اين تغييرات به نتيجه برسد ؟ آيا كاري ميتوان كرد ؟
اسناد ويكي ليكس نشان داد توطئه توهم نيست !
اولا اقای خمینی یک رهبر کاریز ماتیک بود که هیچ کس حق ندارد خود را در جایگاه او بداند دوما اقای خمینی به حق در ان سخن رانی معروف در بهشت زهرا گفت پدران ما حق نداشته اند که برای ما حکومت انتخاب کنند امروز ان گفته هم می تواند برای ما جوان ها مصداق خوبی باشد این ها چیز هائی است که رهبری به ان اشاره نمی کند و در جهت استبدا و تنگ تر کردن حلقه خفقان وسر کوب نشسته اند و طوطئه ریخته اند و متحجرین و مستدین و چاپلوسان در خدمت او خواب هائی دیده اند که می خواهند به اجرا به گذارند.و همین انتخابات نیم بند را هم مانند حکومت صدام هرچه بیشتر از بین ببرند .قافلند که خودشان و کشور را دارند نابود میکنند ….
دوستان کامنتهای لازم راگذاشتند همه درست است یک سوال هم من دارم براستی جمله تاریخی – شعاراصلی وابدی وفریاد محکم امام که جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم ونه یک کلمه زیاد چه میشود………..حتی اگرعنوان فریبنده پارلمانی بگیرد هیچکس نیست که نداند ازفردای رحلت امام قلع وقمع شروع شد تابه یاران ونزدیکان وحتی اهل بیتش رسید واینک نوبت خودامام ویادگارش (جمهوری اسلامی نه یک کلمه کهتر ونه یک کلمه بیشتر)ودرواقع نوبت به نام بلند امام رسیده واین معمای بزرگ تاریخ ایران است که چگونه شخصیتی که هیچگونه شباهت وسنخیتی باشخصیت امام نداشت وندارد جانشینش شد.
تاریخ ایران :
سلطنت(قاجاریه)-> مشروطه -> سلطنت(پهلوی) -> جمهوری اسلامی -> جمهوری ولایت مطلقه -> پارلمانی ولایت مطلقه -> سلطنت (مجتبائیه)
با آنکه در قانون اساسی ما بهداشت و آموزش رایگان اعلام شده، بر ضرورت ملی بودن بانک ها و مخابرات و پالایشگاه ها و کارخانه های بزرگ تاکید شده است، آقای خامنهای پس از رسیدن به رهبری همه این اصول قانون اساسی را، مانند اصول مربوط به پاسخگو بودن رهبری، معکوس تفسیر و معکوستر از آن اجرا کرد. اصل رایگان بودن بهداشت و آموزش و پرورش در قانون اساسی را ایشان تبدیل کرد به پولی بودن و میلیونی شدن هزینههای بهداشت و آموزش و پرورش و آموزش عالی برای مردم. اصل ملی بودن بانک ها و صنایع و خدمات بزرگ و قرار داشتن آنها زیر نظارت ملی را تبدیل کرد به خصوصی بودن آنها. همانگونه که اصل نظارت خبرگان بر رهبر را تبدیل کرد به نظارت رهبر بر خبرگان
متسفانه شهوت وتشنگی قدرت فطرت انسان بودن ودرک کردن را در ذات دیکتاتور از بین می برد که نمی تواند زیبا یی پاک انسان ها را به بیند یا حسین ومیر حسین و هم رزم شجاعش مهدی کروبی نمونه پاک فطرت انسان های با خدا عخین است ودنیا شاهد زیبایی این دو بزگوار می باشد جمعی از عکاسان انقلاب وسالهای جنگ
بيچاره هايي چون شما که يا درک سياسي ندارند و يا دشمن نظام قانوني و مشروع ولايت فقيه هستند، سعي ميکنند از هر صحبتي آنچه را که خودشان ميخواهند به ذهن خواننده القا کنند.
ا سلام اگر بنا باشد ریاست جمهوری حذف و نخست وزیر با نظر شخص رهبر انتخاب شود هیچ تفاوتی با رژیم ستم شاهی ندارد هر چند الان هم با دستبرد به ارای مردم شبه شاهنشاهیست لکن با توجه به قدرت مردم اگر قانون اساسی اصلاح شود و اختیارات همایونی حذف گردد انشالله باعث بهبود وضعیت اجتماعی و سیاسی و غیره خواهیم بود
هرگاه در جایی حقی با باطلی درآمیخت این حق است که پایمال و باطل است که سربر خواهد آورد. بنابراین استناد به حقی آمیخته به باطل جز سرافکندگی و پشیمانی و نهایتاً امتیاز دادن به باطل حاصلی ندارد. حق و باطل یکجا امکان جمع شدن ندارد و در لحظه آمیزش حق از ماهیت حقانیت خارج و ابزار باطل می شود. لذا چانه زنی بر چیزی که معتقد باشیم قسمتی از آن حق و قسمتی باطل است وقت تلف کردن است.
in sokhanan neshan az vahshate hakemiat baraye bargozarye entekhabat ast
از اول هم قصد اینها حکومت اسلامی بود نه جمهوری اسلامی. طبق اظهارات جناب مصباح و گروه ضاله اش رای مردم هیچ ضرورتی ندارد معتقدند آنها کارشناسند آنها فقط می فهمند .مردم عامی که این مسایل را که نمی فهمند
سخن های ایشان مطمنا با حکم حکومتی در همین روزها اجرائی خواهد شد.
در کلام آیت الله خامنه ای، دو نکته اساسی نهفته است: نخست تغییر قانون اساسی و حذف پست ریاست جمهوری. دوم، انجام این عمل بدون انجام همه پرسی و صرفا با فرمان رهبری. به عبارت ساده تر، ایشان از این پس خود در جایگاه قانون اساسی قرار گرفته اند.
به این ترتیب، ایشان از این پس هم قانونند و هم کلیه قوای حکومتی و مذهبی هستند (مرجع تقلید، ولی فقیه، ارتش، سپاه، قوه قضاییه، قوه
مقننه، قوه مجریه، صدا و سیما، نهادهای مالی، ….). انحصار قدرتی که ایشان ایجاد کرده اند، بسیار کم نظیر است.
ایشان تصور می کنند که از این پس در مرکز قدرتند، در حالی که واقعیت آن است که از این پس در مرکز تمامی اتهامات و انتقاداتند. بنابراین اگر تا دیروز می توانستند با متهم کردن اصلاح طلبان، خود را بری از اتهامات جلوه دهند، و اگر امروز می توانند با عنوان کردن جریان انحرافی، باز هم خود را مبرا از اتهامات جلوه دهند، از فردا دیگر هیچ گریزگاهی نخواهند داشت.
نگاهی به روندی که تمام دیکتاتورهای تاریخ طی کرده اند، نشان می دهد که آیت الله خامنه ای نیز همان مسیر را بی کم و کاست طی می کند. بنابراین می توان انتظار داشت به سرنوشت مشابهی نیز دچار شود.
در سایت های اینترنتی یک سره می گویند نظام در حال سقوط است و از سوی دیگر می بینیم صدها هزار نفر به استقبال خامنه ای می روند. برخی تحلیل می کنند که این مردم نا آگاه هستند و برخی هم می گویند که آن ها را از جاهای دیگر آورده اند یا به آن ها وعده داده اند. این صحنه هایی که تلویزیون نشان می دهد با این تحلیل ها هم خوانی ندارد. به جز در تهران و آن هم قشر متوسط و تحصیل کرده، هر چقدر مردم فقیر تر و بدبخت تر شوند باز هم طرفدار خامنه ای هستند. این صحنه ها نشان می دهد که روشنفکران در یک فضای واقعی تحلیل نمی کنند. به هر حال این استقبال ها نشان می دهد که ایران درست شدنی نیست و من به عنوان یک پدر به فرزندانم توصیه موکد می کنم که جانتان را بردارید و از این جهنم دره بیرون بروید که هیچ امیدی به آینده آن نیست.
درود بر میر حسین موسوی
رهبري ميخواهد بگويد ( مملكت صاحب دارد شما (مردم) دخالت نكنيد )
دوستان خواهشا با این ماجرای مهم با دید طنز نگاه نکنن به روزی فکر کنید که کل تهران به پادگان نظامی تبدیل شود
این یک قضیه است 20 ساله است که از زمان روی کار آمدن نااهلان به پیش میرود و به تدریج تمام ارکان حکومت را از آن خود میکند
انتخابات قبلی هم که با جنایت تمام شد به خاطر این بود که آخرین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود و باید از این مرحله عبور میکردند تا به اینجا برسند
کسانیکه جایگاه رهبر را از یک پست و مقام حکومتی به یک مقام ملکوتی و آسمانی و مقدس ارتقا داده اند که نعوذ بالله از خطا و گناه بدور است عامل بسیاری از معضلات و مشکلات مبتلا به جامعه هستند رهبری هم در بسیاری از موارد اشتباه کرده و می کند و نمونه بارز آن هم اشتباه استراتژیک و فاحش ایشان در حمایت بی و چون و چرا از شخص احمدی نژاد بوده که بابت آن بهای سنگین بی اعتمادی ملت شکستن ابهت و جایگاه رهبر خانه نشینی بسیاری از یاران انقلاب انزوای جهانی فشارهای اقتصادی ایجاد تفرقه در یکپارچگی ملت خونهای بیگناه ریخته شده جوانان این مملکت زندانی نمودن بسیاری از روشنفکران و دلسوزان انقلاب و … بوده حال ایشان و متملقین دور و بر ایشان بدون اینکه از ملت عذرخواهی نمایند براحتی احمدی نژاد را منحرف می نامند حال باید پرسید بهای سنگینی که ملت در این دو سال به خاطر این اشتباهات داده چه میشود
حالا چرا گفتند تغییر در آینده دور اشکالی ندارد ؟ اگر فکری خوب است عمل به آن دوری و نزدیکی ندارد شاید وقت مناسب برای توجیه چنین تغییری نرسیده است شاید برای فراهم شدن شرایط می خواهند برای مدتی دیگر با گماردن افرادی نظیر احمدی نژاد در پست ریاست جمهوری و استناد به اعمال و کردار مورد سوال وی و در نتیجه دامن زدن بیشتر بر ناکارآیی پست رئیس جمهور در کنار رهبر توجیه مناسب برای تغییر قانون بیابند. والا اگر این فکر تغییر مناسب است چرا از همین امروز عملی نشود.
انقدر درک وشعور ندارید که سخنان اقا را بدرستی سبک وسنگین کنید شما که شناخت صحیح ازولایت ندارید چرا سکوت نمی کنید .جانم فدای رهبر
به دوست نا شناس می گویم شما چرا تحت تبلیغات و بر نامه ریزی حکو مت قرار گرفته اید جمع کردن 50000هزار نفر در یک استان برای حکو مت گران که اموال بیت المال را در اختیار دارند کار دشواری نیست
inha neshanehaye soght va dor shodan az mardom.
مقصر همین چاپلوسان هستند، اینقدر مداحی کردند که بنده خدا خودش هم باورش شده، اشتباه پشت اشتباه، چاپلوسی پشت چاپلوسی،
مگه دكتر سيد محمود احمدي نژاد يه كاري بكنه!
خوب شد بالاخره فهمیدید که جمهوریت با ولایت ضدیت تام دارد. حالا مردم ایران باید تکلیف راروشن کنند.
شخص پرستان و ديکتاتور پروران با تملق / چاپلوسي / حماقت / جهل / خرافه / تعصب / باعث بوجود امدن ديکتاتور ميشوند
این اتفاق نمیافته
چراکه هر ناکامی در زمینه اقتصادی سیاسی اجتماعی علمی و…. همه به حساب حاکمیت خواهد بود
پس وجود یک دولت بهتربن گزینه برای فرار از این مسائله
دلیل بیان این مطالبو باید با دقت بررسی کرد که چه هدفی پشتشه
a janeshine khoda dar rooye zamin yadetan bashad ke har gooneh ghanoonterashi shoma ra dar moghabele hade aghal 65 000 000 nafar ghar khahad dad
kheshteavval gar nehad meamar kaj ta soraya miravad divar kaj ( kheste avval hamoon ahmadinejadeh
bishtarin kaboosha ra diktatorha mibinand va in jariyanha az hamoon kaboosha sarcheshmeh migireh
خیلی جالب شده است. مخالفین یکصد نفره بنیانگذار نظام ولایت فقیه ( اشاره به مخالفت صریح 99 نفر بعلاوه آقای خامنه ای با نظر آقای خمینی ره در سال 1364 است مبنی بر ابقاء آقای مهندس سید میر حسین موسوی در پست نخست وزیری) شده اند مدافعان دو آتیشه معصومیت ولی فقیه ! وخامنه ای.