سخنان امروز رهبری و جای خالی نخستوزیر امام
چکیده :دو سال قبل که میرحسین از اجرای بدون تنازل قانون اساسی سخن گفت و لزوم پایبندی مقامات به موازین جمهوری اسلامی آن هم به صورت یکپارچه و بی کم و کاست را یادآور شد، برخی انتقاد می کردند چه جای گفتن است که اتفاقا با همین قانون بوده که کار اینچنین زار شده است. اما سخنان امروز رهبری نشان داد در واقع ایشان هم می پذیرند که آنچه امروز بدان عمل می شود با قانون اساسی و ساختار واقعی جمهوری اسلامی فاصله دارد و برای سر راست کردن وضع موجود و همنوا کردن ساختار و رفتار، و خلاصه یکدست و یکرنگ کردن هر چه بیشتر مجموعه تحت امر، باید پس از آنکه نفس همین مجلس هم زیر تیغ نظارت استصوابی بریده شد، رئیس جمهور هم منتخب آن مجلس - و در واقع منتخب رهبری و شورای نگهبان - شود تا دیگر مشکلی در کشور باقی نماند....
کلمه – گروه سیاسی: آیت الله خامنه ای امروز در جمع دانشگاهیان کرمانشاه سخنانی را مطرح کردند که از هر جهت که ببینیم و با هر موضعی که بنگریم، با اهمیت و هشداردهنده است. این سخنان نشان می دهد آنچه سه هفته پیش از زبان یک نماینده به اصطلاح اصولگرا مطرح شد که گفت: «باتوجه به اینکه کشور ما از نعمت ولایت فقیه و رهبر معظم انقلاب برخوردار است نیازی به وجود رییس جمهور نیست و کشور میتواند به عنوان عالیترین مقام اجرایی نخست وزیر داشته باشد که توسط مجلس انتخاب شود» اتفاقی و یا نظر شخصی نبوده؛ بلکه نوعی زمینه چینی و تلاش تدریجی برای توجیه یک تغییر در پیش رو در جریان است. اما این تغییر چیست و چه معنا و چه تبعاتی خواهد داشت؟
رهبری در سخنان امروز خود از لزوم نوسازی و بازسازی و مهندسی نظام، مقابله با پیر شدن ساختار جمهوری اسلامی و احتمال تغییر ساختار نظام از ریاستی به پارلمانی سخن گفتند. ایشان تصریح کرده که در صورت نیاز به چنین تغییراتی، اشکالی در تغییر سازوکار فعلی نمی بیند، و همچنین تصویب سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی را نیز مثالی از تغییر در سازوکارها ذکر کرده اند.
مشروح این سخنان را در سایت دفتر رهبری می توانید ببینید:
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&id=8729
درباره سخنان امروز آیت الله خامنه ای، به نکات متعددی باید توجه شود. از این سخنان، شیوه طرح آن و همچنین حقایق نهفته در پس آن، درس های زیادی می توان گرفت و تجربه های قابل توجهی را می توان اندوخت؛ که لازم است همه دردمندان و دلسوزان میهن و انقلاب، به صورت ویژه به آنها توجه کنند.
اولین و مهمترین واقعیتی که در سخنان امروز رهبری نهفته است، فاصله ای است که بین رفتار و عملکرد موجود و به تبع آن فاصله ای است که بین نیازهای امروز جریان حاکم با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. این همان نکته ای است که میرحسین موسوی دو سال قبل به خوبی دریافته بود و امروز مقام رهبری و احتمالا از فردا دیگر مقامات به طور ناخواسته به آن اعتراف می کنند.
دو سال قبل که میرحسین از اجرای بدون تنازل قانون اساسی سخن گفت و لزوم پایبندی مقامات به موازین جمهوری اسلامی آن هم به صورت یکپارچه و بی کم و کاست را یادآور شد، برخی انتقاد می کردند چه جای گفتن است که اتفاقا با همین قانون بوده که کار اینچنین زار شده است. اما سخنان امروز رهبری نشان داد در واقع ایشان هم می پذیرند که آنچه امروز بدان عمل می شود با قانون اساسی و ساختار واقعی جمهوری اسلامی فاصله دارد و برای سر راست کردن وضع موجود و همنوا کردن ساختار و رفتار، و خلاصه یکدست و یکرنگ کردن هر چه بیشتر مجموعه تحت امر، باید پس از آنکه نفس همین مجلس هم زیر تیغ نظارت استصوابی بریده شد، رئیس جمهور هم منتخب آن مجلس – و در واقع منتخب رهبری و شورای نگهبان – شود تا دیگر مشکلی در کشور باقی نماند.
این سخنان، در واقع حقانیت مواضع مهندس موسوی را نشان می دهد که دغدغه او برای صیانت از قانون اساسی و اجرای بدون تنازل و بی کم و کاست آن، تا چه حد جدی و ضروری بوده است. میرحسین به درستی دریافته بود که اگرچه قانون اساسی هم مشکلاتی دارد، اما همین قانون نیز اجرا نمی شود و مشکل اول، عدم پایبندی حاکمیت فعلی به این میثاق ملی است. امروز شاید معنای دیگری داشته باشد این سخن میرحسین در بیانیه ۱۱ که می گفت:
ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبهرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دستاندرکاران را به خشم میآورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است.
نکته دیگری که می توان دریافت، میل عالی ترین مقامات کشور به وجود یک رئیس جمهور منتصب به جای رئیس جمهور منتخب در ساختار نظام است. شاید کسانی این موضع را حمل بر تلخکامی از تجربه ی دو سال قبل کنند، یا به نارضایتی رهبری از سرانجامٍ 22 سال تعامل با سه رئیس دولت ارجاع دهند، اما اینها باشد یا نباشد، گرایش مشهود به سمت دور شدن از مردمسالاری و غیر مردمی تر شدن ساختار حکومت و در واقع حذف شدن جمهوری از جمهوری اسلامی را باید جدی گرفت.
نکته ناگوارتر، ارجاع و تشبیه نادرست به فرمان و عملکرد امام خمینی (س) برای بازنگری قانون اساسی در سال 1368 است. برخلاف فرمایش امروز رهبری، امام خمینی در حکم خود (www.jamaran.ir/fa/NewsContent-id_14417.aspx) چیزی درباره حذف پست نخست وزیری مطرح نکردند، بلکه صرفا تمرکز در مدیریت قوه مجریه را به عنوان یکی از محدوده های مورد بحث مطرح ساختند. حتما آیت الله خامنه ای هم به خاطر دارند – و در صورت مشروح مذاکرات مجلس بازنگری نیز درج شده – که اینگونه نبوده که پیشنهادهای امام بدون حرف پیش و بدون بحث و دخل و تصرف و رای گیری تصویب شده فرض شود، و لذا سخنان ایشان از موضع دستور و اجبار نبوده است.
گو اینکه نظر امام و جمع بندی شورای بازنگری هم در جهت دخالت دادن بیشتر نظر و رای مردم بود؛ وگرنه حکما و قطعا به ذهن ایشان هم می رسید که به جای نخست وزیر، پست ریاست جمهوری را حذف کنند که اتفاقا نه تنها در آن سالها وجود آن در عمل مایه ی تداخل و مشکل بود، که در ساختار قانون اساسی آن زمان هم نقشی غالبا تشریفاتی داشت. اما امام نه نظام را به گونه ای اداره کرده بود که نگران پیر شدن آن باشد، و نه تعاملش با مقامات کشور در سطوح مختلف به گونه ای بود که کار به حذف اضطراری یک جناح، قهر یازده روزه یک رئیس دولت، محاصره نظامی یک مجلس معترض و یا رقیب تراشی سیاسی و دوپینگ فراقانونی و قدرت دادن به احزاب پادگانی و دیگر رفتارهایی برسد که متاسفانه در این سالها دیده شده است.
نکته تلخی که – در تکمیل نکته ی قبلی – گفتن آن ضروری است، این است که سیره ی امام هیچ گاه اینگونه نبوده و پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس جمهوری اسلامی هم هیچگاه به این منوال نبوده که عالی ترین مقام کشور بگوید «اگر چنین احساس شد هیچ اشکالی وجود ندارد.» در آرمان های انقلاب، ساختار برآمده از آن، قانون اساسی که ثمره خون شهداست و راه و روش امام که ان شاء الله مبنای عملکرد امروز ما نیز هست، تصمیم گیر اموری در این سطح، مردم بوده اند و نه حاکمان. تجدید نظر در ساختار، برخلاف تلقی برخی ماموران امنیتی و قضایی فعلی، لزوما جرم نیست؛ اما تنها مردم اند که حق چنین کاری را دارند. هر تغییری در قانون اساسی و هر تفسیری برخلاف نص صریح این قانون، نیاز به رفراندوم و کسب نظر مردم دارد. اگر هم حاکمیت در این دو دهه اصل مربوط به رفراندوم را به فراموشی سپرده و بر ادامه ی این رویه ی غلط و تداوم ترس از همه پرسی مردمی اصرار دارد، دیگر اصل قانون اساسی را که نمی توان بدون رفراندوم تغییر داد!
از همین جا باید به نکته ی بعدی وارد شد، و آن اشاره ای است که مقام رهبری در سخنان امروزشان به اعلام سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی به عنوان نمونه ای از تغییر سازوکارهای رسیدن به اهداف داشته اند. اتفاقا همین مورد، یکی از آشکارترین نمونه های تخلف و تغییر بی سر و صدای قانون اساسی است. متن اصل 44 کاملا مشخص است؛ اگر این اصل نیاز به تغییر داشت، باید درخواست بازنگری از سوی رهبری مطرح می شد. در غیر این صورت، تفسیری برخلاف متن نمی توان داشت.
فی الواقع شاید رهبری بنا دارند پست نخست وزیری را هم جایگزین ریاست جمهوری کنند و فی المثل با امری از نوع حکم حکومتی یا چیزی شبیه آن به جا انداختن این بدعت در قانون اساسی، این میثاق ملی، بپردازند. درست به همان شیوه ای که اصل 44 به فراموشی سپرده شد و تفسیری مغایر با متن جای آن را گرفت، که نتیجه اش شیوه ی بحران خیز و ثروت سوز کنونی در زمینه ی خصوصی سازی و حیف و میل میلیارد ها تومان ثروت ملی توسط عده ای فرصت طلب شد. در این صورت بهتر است به طور رسمی تغییر نظام و تاسیس یک رژیم جدید اعلام شود تا لااقل غمخواران انقلاب اسلامی و نظام بیش از این در سکوت از این همه انحراف رنج نبرند؛ چرا که به قول یکی از مشاوران میرحسین، عملا همین امروز نیز ما شاهد اجرای یک قانون اساسی جدید به جای قانون اساسی جمهوری اسلامی هستیم.
سخن در این باب بسیار است و شاید بیش از این به مصلحت نباشد؛ اما به سخن اول باز گردیم. امروز با سخنانی که طرح شد، برای کسانی هم که تردید داشتند، این حقیقت مسجل شد که – اگر بنا نیست جمهوری اسلامی بماند و حاکمان قصد تغییر آن را دارند که هیچ، ولی – اگر بناست جمهوری اسلامی بماند و از پس مشکلات ساختاری و اجرایی و داخلی و خارجی بر بیاید، مهمترین و ضروری ترین کار، بازگشت به قانون اساسی و اجرای بی کم و کاست، بدون تنازل و بدون تعارف آن است؛ ولو بلغ ما بلغ. هر اتفاقی که با اجرای قانون اساسی بیافتد، بهتر از بی قانونی، بهتر از دیکتاتوری، بهتر از تصمیم گیری های شخصی و هوسی و در مجموع بهتر از وضع فعلی است. اگر فعالان و حامیان جنبش سبز هم هشدار می دادند و می دهند که انقلاب از مسیر ابتدایی خود منحرف شده و نگران بوده اند که سفارش امام زیر پا گذاشته شود و انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، و برای این منظور همراه نخست وزیر امام شدند و قبل و بعد از انتخابات همراه او ماندند و دو سالی است که حول محور شعار اجرای بدون تنازل قانون اساسی جمع شده اند، نگران همین انحرافات بوده اند که اکنون بیش از هر زمانی دغدغه ی آن باید مدنظر باشد.
این دغدغه ها ابراز نگرانی نخست وزیر ۸ سال دفاع مقدس را به یاد ما می آورد که می گفت:
آیا قانونگریزیهای گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی و عدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می دانند؟
کاش او امروز محصور و زندانی نبود تا این هشدارها و اعلام خطرها را او مطرح می کرد، که حتما سخنانش گویاتر و کلامش نافذتر بود. حاکمان خوب می دانستند که برای این روزها چه کسی را باید از سخن گفتن باز دارند…














بابا چتونه چقدر بول برداشتین؟؟؟؟؟
اخه چی بتون بگم؟؟؟؟؟؟ یه سری ادم احمق دوره هم جمع شدین و چرت و پرت میگین
محبت که از حد گذشت احمق خیال بد کند.
رهبری هواتون رو اینقدر داشته جو گرفتتتون
جمهوری اسلامی آری
حکومت خودکامان هرگز
سخنان اقاي خامنه اي درخصوص لزوم نوسازي وبازسازي ومهندسي نظام ، نشان اشکاري از دستکاري وسيع ومسلم درانتخابات سال 88 است ونشان واضحي ازخواسته دروني ايشان برانتصاب است نه برانتخاب
ناشناس ما 3 هزار ملیارد تومن پول برداشتیم
امضا : خاوری رییس بزرگترین بانک جهان اسلام
کسانیکه با عصبانیت وبی حساب بی منطق مطلب می نویسند به فرموده شهید مظلوم بهشتی : ……..در این عصبانیت بمیرید هرچه عظمت نظام اسلامی را ورهبری را می بینید عصبانیتر شوید تا زودتر بمیرید
در طی چند روزی که اقای خامنه ای در کرمانشاه بود بیشتر ادارات تعطیل و پاساژها را هم تعطیل کردند . در بین روستا نشینان کرند غرب / گیلان غرب /پاوه و نوسود بیش از هزار گوسفند مجانی توزیع کردند تا در مسیر خامنه ای مردم قربانی کنند / تعداد 40 اتوبوس ادم با خود داشتند که در شهرهای مختلف قبل از اقای خامنه ای حضور پیدا میکردند و جایگاه را پر میکردند بعنوان مثال پاوه را نگاه کنید همه میدانن که پاوه 50 0زار نفر هم در شهر زندکی نمیکنند و اکثر در روستاهها هستند و پاوه یک شهر کاملا امنیتی است و در ضمن لباس مردم پاوه هم لباس رسمی کردی است و شما کمتر شخصی را با لباس معمولی میبینید اما اکثر ادمهای پاوه از شهرهای دیگری مثل کنگاور و بیستون و هرسین و نوراباد اورده شده بودند .فقط مقداری را گفتم که بدانند حتی این رهبر با تمام هزینه هایش که از کیسه بیت المال صرف میکند یک میلیون خواهان واقعی در تمام ایران ندارد
موقعی که آقای خامنه ای رئیس جمهور بودند نتوانستند اختیارت نخست وزیر (آقای موسوی) را تحمل کنند و در نتیجه نخست وزیری حذف شد و حالا که رهبر هستند اختیارات ریاست جمهور شده برایشون معضل پس باید پست ریاست جمهوری هم حذف شود.
خلاصه و مفید اینکه : هر کسی خلاف نظر ایشان نظری داشته باشد باید ریشه ای نابودش کرد .
دیکتاتوری مبارک .
“عصبانیت”؟
کدام عصبانیت؟چرا فرافکنی میکنی!اگر عصبانیتی هم هست بابت استحاله جمهوریت است!
“عظمت”؟
کدام عظمت؟ نکند منظورت عظمت اختلاسهاست؟ یا عظمت فساد و فحشاست؟
تمام این مصیبتها را با سفرهای استانی (اسراف) میخواهند لاپوشانی کنند
به قول معروف ننگ با رنگ پاک نمیشود
من گه گاه که سری باین سایت های انترنتی میزنم براستی شگفت زده مسشوم با انچه در وطن من میگذرد ! شوربختانه آنچه اینحضرات انجام میدهند و مرتکب میشوند تمامی این نابخردی ها و ستمها بپای دین نوشته میشود ! این موجود دو پای بشر موجود پیچیده ایست ؛ خاصه مردمانی که از نقطه نظر آگاهی و آزادی در مضیقه اند ! دین یا مذهب یک امر شخصی و خصوصی است . زنهار با امور دنیوی و مادی همخوانی ندارد ! شوربختانه از دیرباز در ایران از بخاطر مقاصد دنیوی و قدرت سو ء استفاده شده و امروز مذهب از نظر سیاسی صاحب قدرت است ! تا دست مذهب را از حکومت کوتانه نکنید همین آش و همین کاسه است ! از برپائی جمهوری اسلامی تا بامروز چه جنایاتی شده که همه شوربختانه بپای دین و مذهب گذاشته میشود ! امیدست اگر خدائی هست ؛ خودش نظر لطفی باین سرزمین و ملت نگونبخت ایرانی معطوف دارد و دست این موجودات خولی صفت که تحت نام خدا و رسول خدا هر غلطی از دستشان بر می آید کوتاه نماید ! من تنها و تنها از خدای خودم روزانه میخواهم قبل ازینکه خرقه تهی کنم و بروم با هفت هزار سالگاخ سر به سر شوم مرگ این جمهوری عجیب و غریب اسلامی را ببینم .
سلام من نه سبزم نه قرمز نه…… ولی میگم بعد از انتخابات چقد همه صاحب دیدگاه سیاسی شدن!!!!!
اولا فتنه گران استحاله شدهاند .نظام جمهوری اسلامی عظمت 8سال دفاع مقدس را دارد 30 سال است امریکا از ذست ما عصبانیست هیچ غلطی نمی تواند بکند .روز بروز نظام اسلامی قدرتمندتر و از نظر علمی سیاسی ونظامی ووووو پیشرفت کرده بیایید واقعیتهارا ببینید شعار دشمنان نظام را نشخوار نکنید .همراه مردم مسلمان حرکت کنید .استقبال مردم ایران از رهبری نظام یک عظمت و افتخار است باید گفت بعضیها مصداق ایه قرانند که می فرماید …..کسانی قلب دارند تعقل ندارند چشم دارند نمی بینند گوش دارند نمی شنوند …مانند حیوانند نه بلکه پستتر ازحیوانند…چرا نتایج خوب سفرهای استانی دولت را نمی بینید؟
اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای بالقرآن
نظر قاطبه مردم با شماها که دماغ سوختگان انتخابات هستید کاملا متفاوت است .چشم های کورتان را باز کنید وببینید استقبال بی نظیر مردمان غیور کرمانشاه و مردم سراسر ایران را از رهبری . ببینید وخفه شوید وحرص بخورید وزبان به دندان بگزید که انشاءا.. به قبرستان واصل شوید .
در همه جای دنیا دیکتاتورها با پول،تزویر وتحمیق مردم عامی به راحتی می توانند عده ای را دور خود جمع کرده و از اینگونه نمایشها برگزار کنند.نمونه هایش هم درکره شمالی،سوریه،ولیبی قزافی وحتی عراق صدام حسین به وفور وجود دارد.دیکتاتورها با این کار برای خودمشروعیت جمع آوری می کنند.
اولا فتنه گر یعنی بیگناه و سبزها بر عکس اصولگراها دچار استحاله(اختلاسگری) نشده اند
ثانیا چرا در سال “جهاد اختلاسی” نباید اختلاسهای نجومی را کشششش بدهیم؟!
ثالثا چرا با “استقبالهای اختلاسی” میخواهید “اختلاسهای نجومی” را پوشش بدهید ؟؟؟؟؟؟
رابعا آمریکا به واسطه خمینی کبیر هیچ غلطی نمیتواند بکند وگرنه نایبش که جرات گفتن اسم “آمریکا” را ندارد (دشمن دشمن…)
خامسا پیشرفت! از نظر شما “علم اختلاس” و “سیاست ترور” و “برادران قاچاقچی” و “جنگیرهای انحرافی” هست.
سادسا “استقبال ساندیسی” و “سایبری ساندیسی” (یعنی جنابعالی) نشانه اسراف و گناه کبیره است
سابعا این شعار (اللهم احفظ قا…..) از ترفندهای سایبری است مخصوصا کسیکه یک شبه هم رهبر شد هم مرجع
حضرت علی علیه السلام : کفتار کسی است که از پایینترین مقام به بالاترین مقام برسد (البته اصل حدیث دچار استحاله شده خواستی تقاضا کن تا برایت درج کنم)
خلاصه گیری : ننگ (اختلاس) با رنگ (استقبال) پاک نمیشود
درود بر نخست وزیر امام که در مقابل تمامیت خواهان ایستادگی کرده است
منشا اين حكومتها خود مردم هستند.شما مردم المان بيار ايران قول ميدم يك شبه جولو پلاسشون جمع كنن برن.چرا كه اين حكومت ريشه در باورهاي خورافي مردم داره.البته بخشي از تنشها و اتفاقات بوجود امده در ايران در استاي سير تكامل اگاهي در جهان و به طبع در ايران استواره البته اين توام شده با توسعه نيافته گي ايران در 30 ساله گذشته ايران رشد داشته چون اقايون پول دار شدن با رانت. ايران كه ماله يك عده خاص نيست.مسايل جامعه شناسي و روانشناسي در كل علوم انساني هم دخيله.دويست سال قبل اقاي نيچه در كتاب اراده قدرت گفت كه پوچ گرايي بر در مي كوبد.اين پوچگرايي الان وارد ايران شده وملت خوشبختي رو تو اين جهان ميخوان.به حر حال هيچ چيز نميتونه جلوي سير تكامل اقاي داروين مقاومت كنه. ممكن عقب بيفته ولي در نهايت اين ملتها هستند كه پيروزند.و اين موجي كه داره ديكتاتور هارو نابود ميكنه. جريان ازاد رسانه اي و ازاد اطلاعات كمك بزرگي به اين موج ميكنه .اينا با رسانه جلوي اين موج كمر شكن به زور مقاومت ميكنن.ما خواهان دولت حداقل هستيم.
میدونید مشکل جنبش کجاست اینکه شما و امثال شما هنوز این دیکتاتور با لفض رهبر یاد میکنید انقدر اورا با جمله هاتان بالا میبرید که نشان میدهید در دل به دیکتاتوری مذهبی پایبندید حالا این بره بعدی بیاد و مردم بیچاره را از همراهی جنبش نا امید میکنید دستتون درد نکنه شما به نظر من یا با اینا هستید یا خود اینا هستید یا خیلی خودتون رو به جهالت زدین شما که اینو رهبر میدونید برید دنبال نوکریش چرا ادعای مبارزه و دفاع از حق مردم رو دارید در حالی که منشع همه نقض حقها همین سلطان خامنه ای هستش
باید به خدا و اینده امیدداشت
حضرت خامنه ای شاگرد امام خمینی است. در طول بیستو چند سال رهبری اقا هم امریکا هیچ غلطی نتوانست بکند و نتواند کرد . چون ملت عظمت اسلام ورهبری را درک کرده است . قیاس به نفس نکنید ان شماها هستید که با گرفتن چند دلار برای اجنبی کف میزنید و در روز عاشورا… ملتی که جانش را فدای اسلام انقلاب میکند خودرا به یک ساندیس….مشکل شما همین است که مردم اسلامی ایران را خوب نشناختید و با اهنگ اجنبی می رقصید . مثل اینکه فراموشی دچار شدهاید . اولا ملاک مسئولیت لیاقت وشایستگی. ثانیا اقا قبل از رهبر بودن شخص دوم مملکت {رئیس جمهور بود}بچه از بابات بپرس . تعصب وعناد لجاجت چشم را کور وزبان را لال وگوش را کر میکند انسان چیز دیگری میشود . ایه 179 سوره اعراف را بخوان وبیاندیش
اقا قبل ازرهبری رئیس جمهور بودند. اما میر حسین بچه مدرسهای بود که نخست وزیر شد
قذافي ديکتاتور ليبي هم با خواست مردمش به انجايي رفت که ديکتاتورهاي ديگر رفتند