سخنان امروز رهبری و جای خالی نخستوزیر امام
چکیده :دو سال قبل که میرحسین از اجرای بدون تنازل قانون اساسی سخن گفت و لزوم پایبندی مقامات به موازین جمهوری اسلامی آن هم به صورت یکپارچه و بی کم و کاست را یادآور شد، برخی انتقاد می کردند چه جای گفتن است که اتفاقا با همین قانون بوده که کار اینچنین زار شده است. اما سخنان امروز رهبری نشان داد در واقع ایشان هم می پذیرند که آنچه امروز بدان عمل می شود با قانون اساسی و ساختار واقعی جمهوری اسلامی فاصله دارد و برای سر راست کردن وضع موجود و همنوا کردن ساختار و رفتار، و خلاصه یکدست و یکرنگ کردن هر چه بیشتر مجموعه تحت امر، باید پس از آنکه نفس همین مجلس هم زیر تیغ نظارت استصوابی بریده شد، رئیس جمهور هم منتخب آن مجلس - و در واقع منتخب رهبری و شورای نگهبان - شود تا دیگر مشکلی در کشور باقی نماند....
کلمه – گروه سیاسی: آیت الله خامنه ای امروز در جمع دانشگاهیان کرمانشاه سخنانی را مطرح کردند که از هر جهت که ببینیم و با هر موضعی که بنگریم، با اهمیت و هشداردهنده است. این سخنان نشان می دهد آنچه سه هفته پیش از زبان یک نماینده به اصطلاح اصولگرا مطرح شد که گفت: «باتوجه به اینکه کشور ما از نعمت ولایت فقیه و رهبر معظم انقلاب برخوردار است نیازی به وجود رییس جمهور نیست و کشور میتواند به عنوان عالیترین مقام اجرایی نخست وزیر داشته باشد که توسط مجلس انتخاب شود» اتفاقی و یا نظر شخصی نبوده؛ بلکه نوعی زمینه چینی و تلاش تدریجی برای توجیه یک تغییر در پیش رو در جریان است. اما این تغییر چیست و چه معنا و چه تبعاتی خواهد داشت؟
رهبری در سخنان امروز خود از لزوم نوسازی و بازسازی و مهندسی نظام، مقابله با پیر شدن ساختار جمهوری اسلامی و احتمال تغییر ساختار نظام از ریاستی به پارلمانی سخن گفتند. ایشان تصریح کرده که در صورت نیاز به چنین تغییراتی، اشکالی در تغییر سازوکار فعلی نمی بیند، و همچنین تصویب سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی را نیز مثالی از تغییر در سازوکارها ذکر کرده اند.
مشروح این سخنان را در سایت دفتر رهبری می توانید ببینید:
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&id=8729
درباره سخنان امروز آیت الله خامنه ای، به نکات متعددی باید توجه شود. از این سخنان، شیوه طرح آن و همچنین حقایق نهفته در پس آن، درس های زیادی می توان گرفت و تجربه های قابل توجهی را می توان اندوخت؛ که لازم است همه دردمندان و دلسوزان میهن و انقلاب، به صورت ویژه به آنها توجه کنند.
اولین و مهمترین واقعیتی که در سخنان امروز رهبری نهفته است، فاصله ای است که بین رفتار و عملکرد موجود و به تبع آن فاصله ای است که بین نیازهای امروز جریان حاکم با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. این همان نکته ای است که میرحسین موسوی دو سال قبل به خوبی دریافته بود و امروز مقام رهبری و احتمالا از فردا دیگر مقامات به طور ناخواسته به آن اعتراف می کنند.
دو سال قبل که میرحسین از اجرای بدون تنازل قانون اساسی سخن گفت و لزوم پایبندی مقامات به موازین جمهوری اسلامی آن هم به صورت یکپارچه و بی کم و کاست را یادآور شد، برخی انتقاد می کردند چه جای گفتن است که اتفاقا با همین قانون بوده که کار اینچنین زار شده است. اما سخنان امروز رهبری نشان داد در واقع ایشان هم می پذیرند که آنچه امروز بدان عمل می شود با قانون اساسی و ساختار واقعی جمهوری اسلامی فاصله دارد و برای سر راست کردن وضع موجود و همنوا کردن ساختار و رفتار، و خلاصه یکدست و یکرنگ کردن هر چه بیشتر مجموعه تحت امر، باید پس از آنکه نفس همین مجلس هم زیر تیغ نظارت استصوابی بریده شد، رئیس جمهور هم منتخب آن مجلس – و در واقع منتخب رهبری و شورای نگهبان – شود تا دیگر مشکلی در کشور باقی نماند.
این سخنان، در واقع حقانیت مواضع مهندس موسوی را نشان می دهد که دغدغه او برای صیانت از قانون اساسی و اجرای بدون تنازل و بی کم و کاست آن، تا چه حد جدی و ضروری بوده است. میرحسین به درستی دریافته بود که اگرچه قانون اساسی هم مشکلاتی دارد، اما همین قانون نیز اجرا نمی شود و مشکل اول، عدم پایبندی حاکمیت فعلی به این میثاق ملی است. امروز شاید معنای دیگری داشته باشد این سخن میرحسین در بیانیه ۱۱ که می گفت:
ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبهرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دستاندرکاران را به خشم میآورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است.
نکته دیگری که می توان دریافت، میل عالی ترین مقامات کشور به وجود یک رئیس جمهور منتصب به جای رئیس جمهور منتخب در ساختار نظام است. شاید کسانی این موضع را حمل بر تلخکامی از تجربه ی دو سال قبل کنند، یا به نارضایتی رهبری از سرانجامٍ 22 سال تعامل با سه رئیس دولت ارجاع دهند، اما اینها باشد یا نباشد، گرایش مشهود به سمت دور شدن از مردمسالاری و غیر مردمی تر شدن ساختار حکومت و در واقع حذف شدن جمهوری از جمهوری اسلامی را باید جدی گرفت.
نکته ناگوارتر، ارجاع و تشبیه نادرست به فرمان و عملکرد امام خمینی (س) برای بازنگری قانون اساسی در سال 1368 است. برخلاف فرمایش امروز رهبری، امام خمینی در حکم خود (www.jamaran.ir/fa/NewsContent-id_14417.aspx) چیزی درباره حذف پست نخست وزیری مطرح نکردند، بلکه صرفا تمرکز در مدیریت قوه مجریه را به عنوان یکی از محدوده های مورد بحث مطرح ساختند. حتما آیت الله خامنه ای هم به خاطر دارند – و در صورت مشروح مذاکرات مجلس بازنگری نیز درج شده – که اینگونه نبوده که پیشنهادهای امام بدون حرف پیش و بدون بحث و دخل و تصرف و رای گیری تصویب شده فرض شود، و لذا سخنان ایشان از موضع دستور و اجبار نبوده است.
گو اینکه نظر امام و جمع بندی شورای بازنگری هم در جهت دخالت دادن بیشتر نظر و رای مردم بود؛ وگرنه حکما و قطعا به ذهن ایشان هم می رسید که به جای نخست وزیر، پست ریاست جمهوری را حذف کنند که اتفاقا نه تنها در آن سالها وجود آن در عمل مایه ی تداخل و مشکل بود، که در ساختار قانون اساسی آن زمان هم نقشی غالبا تشریفاتی داشت. اما امام نه نظام را به گونه ای اداره کرده بود که نگران پیر شدن آن باشد، و نه تعاملش با مقامات کشور در سطوح مختلف به گونه ای بود که کار به حذف اضطراری یک جناح، قهر یازده روزه یک رئیس دولت، محاصره نظامی یک مجلس معترض و یا رقیب تراشی سیاسی و دوپینگ فراقانونی و قدرت دادن به احزاب پادگانی و دیگر رفتارهایی برسد که متاسفانه در این سالها دیده شده است.
نکته تلخی که – در تکمیل نکته ی قبلی – گفتن آن ضروری است، این است که سیره ی امام هیچ گاه اینگونه نبوده و پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس جمهوری اسلامی هم هیچگاه به این منوال نبوده که عالی ترین مقام کشور بگوید «اگر چنین احساس شد هیچ اشکالی وجود ندارد.» در آرمان های انقلاب، ساختار برآمده از آن، قانون اساسی که ثمره خون شهداست و راه و روش امام که ان شاء الله مبنای عملکرد امروز ما نیز هست، تصمیم گیر اموری در این سطح، مردم بوده اند و نه حاکمان. تجدید نظر در ساختار، برخلاف تلقی برخی ماموران امنیتی و قضایی فعلی، لزوما جرم نیست؛ اما تنها مردم اند که حق چنین کاری را دارند. هر تغییری در قانون اساسی و هر تفسیری برخلاف نص صریح این قانون، نیاز به رفراندوم و کسب نظر مردم دارد. اگر هم حاکمیت در این دو دهه اصل مربوط به رفراندوم را به فراموشی سپرده و بر ادامه ی این رویه ی غلط و تداوم ترس از همه پرسی مردمی اصرار دارد، دیگر اصل قانون اساسی را که نمی توان بدون رفراندوم تغییر داد!
از همین جا باید به نکته ی بعدی وارد شد، و آن اشاره ای است که مقام رهبری در سخنان امروزشان به اعلام سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی به عنوان نمونه ای از تغییر سازوکارهای رسیدن به اهداف داشته اند. اتفاقا همین مورد، یکی از آشکارترین نمونه های تخلف و تغییر بی سر و صدای قانون اساسی است. متن اصل 44 کاملا مشخص است؛ اگر این اصل نیاز به تغییر داشت، باید درخواست بازنگری از سوی رهبری مطرح می شد. در غیر این صورت، تفسیری برخلاف متن نمی توان داشت.
فی الواقع شاید رهبری بنا دارند پست نخست وزیری را هم جایگزین ریاست جمهوری کنند و فی المثل با امری از نوع حکم حکومتی یا چیزی شبیه آن به جا انداختن این بدعت در قانون اساسی، این میثاق ملی، بپردازند. درست به همان شیوه ای که اصل 44 به فراموشی سپرده شد و تفسیری مغایر با متن جای آن را گرفت، که نتیجه اش شیوه ی بحران خیز و ثروت سوز کنونی در زمینه ی خصوصی سازی و حیف و میل میلیارد ها تومان ثروت ملی توسط عده ای فرصت طلب شد. در این صورت بهتر است به طور رسمی تغییر نظام و تاسیس یک رژیم جدید اعلام شود تا لااقل غمخواران انقلاب اسلامی و نظام بیش از این در سکوت از این همه انحراف رنج نبرند؛ چرا که به قول یکی از مشاوران میرحسین، عملا همین امروز نیز ما شاهد اجرای یک قانون اساسی جدید به جای قانون اساسی جمهوری اسلامی هستیم.
سخن در این باب بسیار است و شاید بیش از این به مصلحت نباشد؛ اما به سخن اول باز گردیم. امروز با سخنانی که طرح شد، برای کسانی هم که تردید داشتند، این حقیقت مسجل شد که – اگر بنا نیست جمهوری اسلامی بماند و حاکمان قصد تغییر آن را دارند که هیچ، ولی – اگر بناست جمهوری اسلامی بماند و از پس مشکلات ساختاری و اجرایی و داخلی و خارجی بر بیاید، مهمترین و ضروری ترین کار، بازگشت به قانون اساسی و اجرای بی کم و کاست، بدون تنازل و بدون تعارف آن است؛ ولو بلغ ما بلغ. هر اتفاقی که با اجرای قانون اساسی بیافتد، بهتر از بی قانونی، بهتر از دیکتاتوری، بهتر از تصمیم گیری های شخصی و هوسی و در مجموع بهتر از وضع فعلی است. اگر فعالان و حامیان جنبش سبز هم هشدار می دادند و می دهند که انقلاب از مسیر ابتدایی خود منحرف شده و نگران بوده اند که سفارش امام زیر پا گذاشته شود و انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، و برای این منظور همراه نخست وزیر امام شدند و قبل و بعد از انتخابات همراه او ماندند و دو سالی است که حول محور شعار اجرای بدون تنازل قانون اساسی جمع شده اند، نگران همین انحرافات بوده اند که اکنون بیش از هر زمانی دغدغه ی آن باید مدنظر باشد.
این دغدغه ها ابراز نگرانی نخست وزیر ۸ سال دفاع مقدس را به یاد ما می آورد که می گفت:
آیا قانونگریزیهای گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی و عدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می دانند؟
کاش او امروز محصور و زندانی نبود تا این هشدارها و اعلام خطرها را او مطرح می کرد، که حتما سخنانش گویاتر و کلامش نافذتر بود. حاکمان خوب می دانستند که برای این روزها چه کسی را باید از سخن گفتن باز دارند…














عمر نظام به این تغییرات نخواهد رسید…..مملکت بلبشو تر از این حرفاست
درود بر آیت الله خامنه ای و میرحسین موسوی.
با اعلان تک حزبی شدن (حزب رستاخیز) توسط شاه و تغییر اساسی در قانون اساسی مشروطه بدون نظر مردم و اظهار اینکه ، هرکس ناراحت است پاسپورتش را میدهیم تا از کشور برود ، کار رژیم شاه به سرعت و حدود کمتر از دو سال یکسره شد.
سخنان ايشان واقعا مثل دانشكاه ارزشمند بود. أفرين بر نايب برحق پیر جماران
من نفهمیدم اگه به جای رییس جمهور،نخست وزیر داشته باشیم،اسم حکومت چی میشه؟ به جای “جمهوری” اسلامی مثلا میگن: سلطنت فقاهتی؟! یا چی؟ …
همیشه اتفاقات غیر قابل پیش بینی برای حکومتها در زمانی رخ میدهد که احساس میکنند خیلی قدرتمند شده اند و خدا را بنده نیستند و درست در همین زمان است که اتفاقات عجیب رخ مینماید چون در زمانیکه حکومتها احساس میکنند کاملآ قدرتمند نیستند تا حدی “هرچند محدود” به نیازها و خواست مردم توجه میکنند و همین توجه اندک راز بقای آنان است و احساس قدرتمندی کاذب مایه فلاکت آنهاست.
نمونه آن شاه در اوج همین احساس قدرت رفت و مبارک در اوج قدرت که میخواست پسرش را جانشین خود کند و ….
درود بر امام خامنه ای و امام خمینى
…
بـاش تــا صـبـح دولـتـت بـدمـد / کـایـن هـنـوز از نـتــایـج سـحر است.
دارند همه راهها را به روي مردم ميبندند تا بيشتر بتوانند فضا را تنگ و خفقان و ديکتاتوري و استبداد فردي را گسترده
کنند ميخواهند با اين کار مردم را رسما از صحنه سياسي خارج کنند تا بيشتر بر مردم و ملت مسلط باشند تا حالا که
فقط يک نفر براي همه ملت ايران تصميم ميگرفت بعد از اين فقط ديکتاتوري مطلق مطلق خواهد بود و بس
به گمان من به جای حذف پست ریاست جمهوری یا انتخاب و انتصاب رئیس جمهور از سوی مجلس باید پست “رهبرانقلاب” حذف شود. انقلاب سی و اندی سال پیش صورت گرفت و اکنون نیز انقلابی در کارنیست. مملکت باید تا کنون به روال عادی برمیگشت اگر برنگشته یا در انقلاب اشکالی بوده است یا سازمان اداری اشکالاتی دارد که تداخل وظایف می شود. من پیشنهاد می کنم پست رهبر که این همه بی جهت به آن اختیارات بدون مسئولیت داده اند تا جایی که هیچ شخص و سازمانی قادر به کنترل و پاسخ خواهی از او نیست حذف شود، به ویژه که این نهاد به تدریج تبدیل سازمان بسیار عریض و طویلی شده است با بودجه بسیار سنگین و وظایفی که اغلب آن موازی کاری است و با وظایف سایر نهاد ها در قوه مجریه و مقننه و قضائیه تداخل دارد.
از سوی دیگر، شما تمام انقلابهای جهان را درحال حاضر بررسی کنید. کدام یک پس از سی سال رهبر انقلاب دارند؟ انقلاب که دائمی نباید باشد تا عده ای، عده ای را به بهانه تداوم انقلاب، جوان سازی انقلاب، جلوگیری از انحراف انقلاب معدوم کنند، مثل اوایل انقلاب فرانسه و دوره استالین و دوران پرآشوب مائو. اکنون مملکت ما باید دارای ارگان های زیر باشد:
–مجلس ملی که نمایندگان آن با رای مستقیم مردم و بدون دخالت هیچ نهاد و گروه ذینفوذی انتخاب شوند، انتخابات مجلس هم زیر نظارت گروهی که اعضای آن هم از سوی ملت انتخاب شده اند صورت گیرد. نصف اعضای مجلس هر دوسال به دوسال انتخاب شوند که مجلس خالی از نمایندگان با تجربه نباشد. (بهرحال دوره نمایندگی هرکس همان چهار سال خواهد بود)
-قوه قضاییه که اعضای بالا و پرنفوذ آن از سوی مردم انتخاب می شوند و درپایان دوره نیز می توان آن ها را تجدید انتخاب کرد، بازهم توسط مردم. درنتیجه ارباب و رئیس کل و کارگزار قاضی و دادستان و رئیس قوه قضاییه ملت خواهد بود و به این ترتیب آنان، از هیچ نخست وزیر و رئیس جمهوری وحشت نخواهند داشت که درصورتیکه خط او را نخوانند، معزول خواهند شد یا دوباره انتخاب نخواهند شد. رئیس قوه قضاییه که بگوید مرا رئیس انتخاب کرده و هرچه رئیسم بخواهد اوامر او را اجرا خواهم کرد، ولو مغایرت با قانون هم داشته باشد، بدون روداروایستی برای لای جرز بهتراست. همینطور رئیس مجلس.
– رئیس جمهور نیز با آراء مردم و برای دو دوره چهارساله انتخاب می شود و دیگر هم نمی تواند تحت هیچ شرایطی با انواع کلاه شرعی و حقه بازی، ولو با یک دوره استراحت، خود را برای بار سوم و چهارم نامزد کند(حقه بازی پوتین حقه باز و دیکتاتور)
تحت این شرایط است که مقامات در برابر بازخواست ملت مو خواهند ریخت و ارباب کل آنان ملت خواهد بود و طبیعی است که برای تامین رضایت ملت برای آنان کارخواهند کرد نه برای رضایت مجلس و رهبر و رئیس جمهور نخست وزیر
آن وقت به بینیم قلدر و دیکتاتوری در این مملکت پیدا می شود که به مردم زور بگوید و با تکیه به اسلحه و نیروهای انتظامی خود را صاحب جان و مال و ناموس مردم بداند یا ادعا کند که مرا مار در رحم مادرم ساخته و از طرف بالا برای این سمت ها منصوب شده ام، آنهم یاعلی گویان!!!؟
واقعا دیدن این جمعیت ها در کرمانشاه،حضور خانواده شهدا به خصوص شهیدان کشوری و شیرودی برای برخی نشانه های دارد. چند وقت پیش هم جانبازان نخاعی و برخی صحنه ها انسان را به فکر فرو میبرد. کاش تا دیر نشده …
ضمن اینکه در شرایط خطیر کنونی کشور منظور از “سخن در این باب بسیار است و شاید بیش از این به مصلحت نباشد” را نمی توانم درک کنم، اما
به نگارنده بخاطر این جمله هزاران درود می فرستم: “حاکمان خوب می دانستند که برای این روزها چه کسی را باید از سخن گفتن باز دارند…”
دقیقا سیاست های شاه را دارند دنبال میکنند …
آنانی که تاریخ معاصر ایران به ویژه تاریخ مشروطیت را مطاله نمودند ، mi dannd که پس از انقراض قاجاریه رضا شاه در پی ان بود که نظام پس از قاجاریه به شیوه جمهوری اداره شود و به شدت نیز در این راه فعالیت میکرد ،این شعار و ایجاد جمهوری گر چه به نظر دهان پر کن و مترقیانه بود اما با تدبیر و مخالفت بر حق مدرس ناکام ماند، رضا شاه در پی ان بود که اصول اولیه قانون اساسی مشروطیت را که نتیجه خون شهدای مجاهدان و مبارزان صدر مشروطیت بود را با تک روی و دیکتاتوری از بین برده و اهداف انقلاب مشروطیت را به انحراف بکشند و خوشبختانه وجود نماینده شجاعی همچون مدرس و دیگران ،رضا شاه را در این امر پست ناکام گذاشتند .اینکه قدرت مطلق و غیر پاسخگو فساد آور است کاملا در رفتار و کردار دیکتاتورها به ویزه در ایران نمایان گردیده است . اینها غافل از آنند که قانون اساسی فعلی علی رغم تمامی کمبود هایش میثاق خون شهدا و رنج اسرا و رشادت آزادیخواهان انقلاب اسلامی ۵۷ میباشد ،و ملت ایران هرگز به مستبدین اجازه تغییر ان را نخواهند داد .آقایانی که برای امریکا و اروپا نسخه mi پیچند که : با سرکوب مخالفینتان خوشحال نباشید که این سرکوب ها آتش زیر خاکستر است و بزودی زبانه خواهد کشید ” این نوع نسخه پیچها برای ایران نیز صادق است و اگر گوش شنوایی باشد باید گوشزد کنیم که زبانه آتش پر شرر گشته است
نظرات ایشان حق بود
آنجا که تو فرعون زمانی / در تیررس باد خزانی!
ایکاش علمای دین ! و صاحبان قدرت هم می فهمیدند که کل نفس ذائقه الموت.
“درود بر آیت الله خامنه ای و میرحسین موسوی”
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این دیگه چه جریان سیاسی؟!! …. خدایا به خودت پناه می برم!!
congratulations Islamic Knigdom
متاسفانه هرچه سن اقای خامنه ای بیشتر میشه ایشان کم حوصله تر میشوند و فضای جامعه را امنیتی تر و پلیسی تر می کنند. انسانها زمانی که پیر میشوند میخواهند همه کارها را با زور و اجبار پیش ببرند و حوصله و طاقت مدارا را ندارند/…
چنین تصمیماتی خردمندانه نیست و بی سرانجام خواهد بود.
گویا از اینکه جلو جریان انحرافی را بگیرند کاملا مایوس شده اند و به جای آن به فکر انحلال نهاد ریاست جمهوری افتاده اند. درود بر شما رهبر بیدار و بسیار هوشیار … کاش یک مقدار از این زرنگی را برای منافع ملت به کار میبردید …
وقتی ما بچه بودیم در شهر رشت یک پیرمردی بود که اهل هیچ سیاست فرهنگی نبود، اما خب فرهنگ خودش را داشت. او یک روز برای ما بچه ها شعاری درست کرده بود. و آن شعار این بود
ما بچه های رشتم
با خون خود نوشتیم
یا شاه یا خمینی
حالا حکایت این بابایی ست که خامنه ای و میرحسین را بر هم بافته و شعاری درست کرده. واقعیت امر این است که متاسفانه در اثر درایت عظمای این رهبری فرزانه بزودی حتا میرحسین هم دیگر کاره ای نخواهد بود، چنانکه من بارهها نوشتم و به خاطر زهر قلمم کلمه آنرا منتشر نکرد، اما میرحسین تنها کسی بود و هنوز هم شاید تا چند صبایی باشد، که حتا دشمنان خونینش هم از او سود خواهند برد، اما متاسفانه صدام و بن علی و مبارک و شاه و همه مستبدین و آن دیگران ظالم خیلی دیر متوجه اصل و و عمق ماجرا خواهند شد. سخنان امام خامنه ای امروز چنان نخوت دار و پر غرور و مستانه بود که مرا بیاد آخرین مصاحبه ی شاه انداخت که با خبر نگاران خارجی فریاد زد. ما دیگر از هیچ شبی خونی نخواهیم هراسید، هیچ خطری ما را تهدید نمی کند، ما با پشتیبانی خردمندی ـ اشاره اش به آن بود که شاه را رهبر خردمند می خواندند ـ ایران را به دروازههای تمدن مدرن رسانده ایم…ولی
سرشب سر قتل و تاراج داشت
سحرگه نه تن سر نه سر تاج داشت
به یک گردش چرج نیلوفری
نه نادر بجا ماند و نه نادری!!
وای بر ما که پیوسته کسانی را سر کار می آوریم که نمی روند و متحول نمشوند مگر به سرنگونی. و این بسیار برای ملت ایران دردناک است. چرا که از خانه و خانواده گرفته تا بازار و بقالی و هتل داری و شرکت داری همه اش همانند هم است. و رهبری هم متاسفانه از همین قماش ما سفله گان است. مایی که ساعتمان را با عقب مانده ترین ساعتها میزان می کنیم. ساعت عصر حجر. بهد هم رهبری معظم می فرمایند که این حکومت تحجر پذیر نیست. اما بقول عطار خود را در آینه ببین، که برف می بارد. صیامی نیست. (بهاری نیست)
مردم تو را خدا حداقل در این مورد بی مسئولیتی نشان ندهید.
حذف پست ریاست جمهوری به معنی جمع کردن تتمه جمهوریت نظام است.
تصور کنید مجلسی که از فیلتر نظارت استصوابی رد شده بخواهد تحت امر ولی فقیه یک نفر را به عنوان نخست وزیر انتخاب کند چه کسی را انتخاب می کند؟
تو را به خدا قسم تفاوت این رژیم با رژیم شاهنشاهی گذشته در چیست؟
شاه نخست وزیر را به مجلس معرفی میکرد و مجلس هم فقط آنرا تایید میکرد.
اگر نظام ما پارلمانی شده و رئیس جمهور با آرا مستقیم مردم انتخاب نشود حکمت دیکتاتوری تمام و کمال خواهد شد. وا اسفا از دست این اقتدارگرایان که کمترین رد پایی از آرا مردم را در انتخاب مسئولین بر نمی تابند.
اما فراموش نکنیم که شاه هم خطایی مشابه کرد و درصدد برآمد تا مملکت را تحت لوای حزب رستاخیز یکپارچه فرمانبردار خویش کند. آیا توانست؟
تاریخ می گوید دیکتاتورها در اوج قدرت با اشتباهات خودشان سرنگون خواهند شد.
سيد علی خامنه ای: در آمريكا اقليت 1 درصدی بر مردم حکومت می كنند.!!! ( در حالیکه در ايران 1 نفر بر مردم حکومت می كند)
شرکت انبوه مردم در انتخاب رئیس جمهوری تا کنون محکی بود ٔبر پشتیبانی مردم از این جمهوری ولی نه از این حکومت، و یکی از عوامل بازدارنده حمله نظامی به ایران. رهبر ایران به خوبی آگاه است که انتخابات بعدی رییس جمهوری فیاسکو خواهد بود و همین نبود پشتیبانی ملت از این حکومت را برای غرب نمایان میکند. وقتی انگلیس رضا شاه را از سلطنت خلع کرد حتا یکر نفر در ایران نبود که به این عمل اعتراض کند چون ایرانیها رضا شاه را دوست نداشتند و اهمیتی به بودن و نبودنش نمیدادند. متأسفانه حکومت ایران نه دوستداری در غرب دارد و نه دوستی ملت. رهبر به این موضوع آگاه است و میداند که در انتخابات بعدی رئیس جمهوری بیشتر از بیست در صد شرکت نمیکنند و این چراغ سبزیست برای غرب و حمله به ایران و تغییر نظام. انتخاب نمایندگان مجلس و تعیین رئیس دولت توسط آنان ٔبر عکس انتخابات ریاست جمهوری، مانند اکثر کشوهای غربی، همیشه از بیست در صد کمتر بوده و برای غرب محکی نیست که با آن بتواند به میزان محبوبیت این حکومت در میان مردم پی ببرد.
If Priminister instead of President then there must be President instead of Leader
بسیار زیبا و عالی بود . ولی اطمینان دارم به رساترین شکل ممکن اثبات خواهند کرد تاریخ مصرف “جمهوری اسلامی” بسر آمده است . مردمی که بسیار افسرده و حساسیت خود را در دفاع از چنسن نظامی از دست داده اند آیا جز این معنا در ذهنشان وجود دارد؟
مشاوران رهبری و ایشان به جای رفع مشکلات متخصص در پاک کردن صورت مسئله هستند.آنها به جای اقناع مردم با صدور امریه و حکم حکومتی از پاسخ گویی به مردم شانه خالی میکنند.در انتخابات 1388 نیز وقتی نتوانستند مردم را قانع کنند با کشاندن نیروی نظامی به خیابان ها و سرکوب مردم که پیرو نماز رهبری در 29 خرداد شدت گرفت صورت مسئله را به زعم خود پاک کردند.این عمل کرد نتیجه عدم پاسخ گویی اقناعی به نخبگان نه مقدمه سقوط که سقوط قریب الوقوع را تداعی می کند.
علی از مشهد مقدس
این مقدمه است برای برکناری “محود احمدی نژاد” و جایگزینی یکی از وزرا کابینه به جای ایشان است.
_________________________________________________________________________
زیاد دور نیست روزی که بشنویم:
خبر فوری: بنا به خبری که هم اینک به دست ما رسید، امام علی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی ایران با توجه به رای عدم کفایت نمایندگان خانه ملت به محمود احمدی نژاد، آقای مهندس رستم قاسمی را به عنوان نخست وزیر انتخاب و مامور تشکیل کابینه کردند.
با اين کار ميخوان پايه هاي سست و لرزان حکومتشان را کمي محکم کنند ولي هيهات که دور شدن از مردم همان و
سرنگون شدن همان
دوست ناشناس گفت: ““درود بر آیت الله خامنه ای و میرحسین موسوی”. خودمانی اش می شود “درود بر زندان بان و زندانی”!
اصلاح قانون اساسي و تجديد نظر در ان بدون امتياز دادن به شخص يا مسئولي
احترام به قانون اساسي و اطاعت از قانون و فقط اطاعت از قانون و فقط اطاعت از قانون و نه از شخص يا مقام در هر جايگاهي
راه برون رفت از شرايط بغر نج کنوني و نجات کشور و مردم است
از ما ست که بر ماست
اين حکومت روز به بروز مملکت را بيشتر به پرتگاه سقوط نزديک ميکند با تصميمات غلط و خود خواهانه و براي
محکم کردن پايه هاي قدرتش
,دركشورى كه مجلسش حق يك سوال از رييس جمهورفرمايشى راندارد چگ,,ونه توقع انتخاب نخست وزيرراداشت همه سمتها صورى و فرمايشى است …
مسعود بهنود در مصاحبه ای گفت که علت سرنگونی دیکتاتور ها اشتباه آنان است و الا کورش (هخامنشیان) هم تا کنون حاکم بودند. مقام رهبری در زمان حکومت ولایی- سلطنتی خود بارها و بارها مرتکب اشتباهاتی شده اند که می توان از سرکوب 18 تیر یا جانبداری از گروه های فشارو قاتلین قتل های زنجیره ای ،ایستادگی در برابر رای مردم و مخالفت با مجلس ششم و رییس جمهور خاتمی، و همانطور که مادر دکتر شعله سعدی گفته اند تمدید حکم آقای رفیق دوست در حالی که پرونده قضایی داشته اند و … نام برد. و در پایان زندان کردن و کشتار مخالفان در دو سال گذشته و همین فرمان عدم پیگیری فساد اقتصادی اخیر. اما این آخرین اشتباه ایشان در حذف ریاست جمهوری اشتباهی مبارک است که دیکتاتوری ایشان را به لطف خدا به ورطه نابودی می کشاند. چرا که درگیری های سیاسی مرکز حکومت را به مطالبات قومی و منطقه ای اتصال داده و موجبات توسعه یافتگی سیاسی مردم اقصی نقاط کشور را نا آگاهانه پدید آورده و مردم بیشتری علاوه بر قشر آگاهی که در جریان جنبش سبز به مخالفت با ایشان برخاستند به این جنبش اجتماعی خواهند پیوست. و صبح با این اشتباه ایشان نزدیک تر می شود.
من پیشنهاد می کنم این همه تشریفات انتخابات و یا تغییرات برای قانون اساسی را حذف کنیم ، هر 4 سال یک بار رهبری ، یک نفر را به عنوان رئیس جمهور معرفی کنند . آن وقت دیگر نیاز به حیف ومیل بیت المال و تغییرات اساسی در قانون اساسی نیست .
خانه از پای بست ویران است.
با سلام
لطفا به اين موضوع مهم توجه کنيد که آقاي خامنهاي ظرف چند روز اخير دست به تحريف 2 مطلب مهم زده است که اتفاقا در هر دو مطلب، حضرت امام و مهندس موسوي شخصيتهاي محوري هستند:
اول همين موضوع که شما هم اشاره کردهايد يعني اينکه حذف پست نخست وزيري به دستور امام بوده است.
دوم: ايشان در ديدار با بسيجيان استان کرمانشاه اين جمله معروف مهندس موسوي را که “بسيج مدرسه عشق است” را هم به امام نسبت داد.
آيا اين تحريفات سهوي است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این گره کور فقط بدست هاشمی رفسنجانی باز میشه! دیگه سکوت بسه!امیدوارم برای یکبارم که شده شجاعت کنه و بیاد اعتراف کنه!نسل بعد انتقلاب میخواد بدونه که چی شدکه این آقا شد رهبر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اونوقته که همه اشتباهات هاشمی رو از یادمون میبریم!
hamrah sho aziz, tanha naman be dar,kin darde moshtarak ,hargez joda joda,darman nemishavad
bash ta sobhe dolatat bedamad
برگشتيم سر جاي اولمان قبل از انقلاب 57
همون که بهتر بود
فردا میگن همین نخستوزیر هم نباشه …. نصر من الله و فتح قریب
اين حكومت را به جاي “جمهوري اسلامي” بايد ” حكومت پارلمان ولايتي” يا “پارلماني فقاهتي” يا “نخست وزيري انتصابي پارلماني” يا “شوراي اسلامي فقاهتي مطلقه” يا …. ناميد.
حكومت جمهوري فايده ندارد. هميشه رييس جمهوري در نهايت با رهبري اختلاف پيدا ميكند و ولايت مطلقه زير سوال ميرود. بايد د مرحله اول رييس جمهور حذف شود و در مرحله بعد مجلس. تا همه امور را رهبري (نماينده تام الاختيار خدا بر جهانيان) در دست بگيرد.
اینا از اتفاق دو سال پیش خیلی جا خوردند و برای جلوگیری از تکرار اون متاسفانه تصمیم دارند دست به اقدام وحشتناکی بزنند و حق رای رو برای همیشه از مردم بگیرند و خودشون یک آدم حرف گوش کن انتخاب کنند که بله قربان گوی آقا باشه گرچه همین الان هم همیشه حرف حرف آقاست
عمر نظام به این تغییرات نخواهد رسید اگر اصلاح طلبان بگذارند
باسلام ودرود.اگر تصمیم براین گرفته شده که تغییری درمدل موجود انجام پذیرد باید دلایل بصورت شفاف وکامل بیان شود وتوسط دانشمندن وعلمای سیاسی وحقوقی واجتماعی مورد بحث و نقدعلمی قراربگیرد سپس دریک رفراندم مردی به انتخاب مردم برسد،مانند تغییرات اخیر درکشورهمسایه ترکیه.
اگر پای مصباح یزدی و جنتی به بیت رهبری قطع کامل شود 50 در صد مشگلات حل میشود…
مقام معظم رهبری سرانجام نیت درونی خویش را برملا ساخته و آشکارا مشخص فرموده اند که از ابتدا نیز به دنبال نظام سلطانی بوده اند و این ساختار را مناسب ترین شکل حکومت می پندارند . البته حضرت آقا برای رد گم کردن نیل به این محبوب را به آینده ی دور احاله
نموده اند. بنده به عنوان یکی از کمترینهای جنبش سبز ایران خدمت ایشان عرض می نمایم .
جناب خامنه ای چرا آینده دور ، واقعیت این است که از اول هم آقایان در بازنگری قانون اساسی خطا کردند ، چرا که طبیعت نظامهای شاهنشاهی با انتخاب مسئولین اجرایی به صورت مستقیم سازگار نیست .
کنکاشی مختصر در تاریخ بشری این مسئله را روشن می سازد که تمامی حکومت های سلطانی قطعا استبدادی بوده اند و حداکثر برای حفظ ظاهر از سیستم پارلمانی استفاده می کرده اند . لذا باتوجه به ماهیت نظام … سخنان مقام عظمای ولایت کاملا صحیح ومنطقی می باشد .
البته با توجه به سخنان گهر بار ریاست محترم مجلس مبنی بر اینکه مجلس در صورتی که بداند مصوبه ای مخالف منویات ملوکانه است آنرا فی الفور از حیض انتفاع ساقط می نماید این بنده ی حقیر پیشنهاد می کند بساط این مجلس که از مظاهر غرب استثمارگر می باشد را نیز حذف نموده و دولت خدمتگزار بامدادان در مورد هر مسئله مستحدثه از دفتر ولی امر مسلمین استفتاء نموده و در اجرای منویات معظم له مساعی لازم را مبذول دارند . انشاء الله
آگاهی تا رهایی