» خبر سطح دو
میدانی باید چه کار میکردی آقای سپاه؟
فرمانده شان (سرهنگ) درون خودرو نشسته بود تا سرمای هوا آزار اش ندهد. جلو رفتم و با او گفتگو کردم. پرسیدم «مردم چگونه اعتراض کنند؟» گفت «از راه قانونی» پرسیدم «کدام قانون؟» گفت «بروند به نماینده های مجلس بگویند» پرسیدم «کدام مجلس؟» گفت«من کلانتری فلان هستم بعدا بیا صحبت کن» و شیشه را کشید بالا.
حضرت آقا، دروغ نگو!
گمشدهی این روزهای فضای سیاسی ایران، صدای مردم است؛ مردمی که بیش و پیش از هر چیز خواستار آزادی و برابری هستند و این صدا را به بهترین نحو در آبان ماه به گوش همگان رساندند. اتفاقات دو ماه اخیر تجلی تمام و کمال ناکارآمدی نظام حاکم بر ایران بود. نظامی که یگانه پاسخش به هر بحرانی سرکوب است. اگر این روزها «امنیت ملی» به لقلقهی زبانی همه تبدیل شده وقت آن رسیده است که بپرسیم منظور از امنیت، امنیت کدامین گروهها، طبقات و اقشار اجتماعی است.
بار دیگر کرامت مردم هدف قرار داده شد
این که در چنین سطحی، هم به خود و هم به مردم، آن هم چنین مردم فداکار و فهیم و متمدنی دروغ بگوییم و گمان گنیم چنین خطاهایی قابل پوشاندن است، نشان از آسیب و حفره ای خطرناک و خانمان سوز دارد که ریشه ی اعظم مفاسد و عقب ماندگی ها و از هم پاشیدگی هاست و سالهاست در حوادث تلخ دلسوزان کشور به آن تذکر می دهند و متاسفانه هر بار به تهمت غیر خودی و یا همنوایی با بیگانه رانده می شوند و مسئولیت فجایع بر دوش دیگران انداخته می شود.
نفرین شدگان زمین
بعد از آن بارها و بارها آن احساس تکرار شد. هر بار که شادیهای ما را سرکوب کردید. هر بار که کوچکترین دلخوشیهای ما را گرفتید. هر بار که زخم خوردن ما را به سور نشستید و ما را مثل مرغ عزا و عروسیتان مثله کردید. راستی چند نفر از ما در این سالها مردند؟ دوست ندارم بپرسم چند نفر را خودتان کشتید؛ اما کاش کسی پیدا میشد که بگوید چند نفر میتوانستند نمیرند اگر شما نبودید؟
اگرچه دفاع از کیان کشور نیاز به استقامت و پایداری دارد، دعوت به آزادی، عدالت و استقلال از لولههای تفنگ بیرون نمیآید
مردم ما طی چهار دههی اخیر نشان دادهاند که در مقابل متجاوزان شجاعانه خواهند ایستاد، ولی اگر دشمنان این آب و خاک بر طبل جنگ میکوبند، تلاش برای نواختن بلندتر طبلهایمان، راه بهجایی نمیبرد. به یقین، ایرانی آباد و آزاد بیش از هر چیز دیگر میتواند برای صلح و آرامش و استقلال ملل منطقه مفید باشد.
ترور سردار سلیمانی بدست نیروهای آمریکایی
به گفته یک منبع آگاه در وزارت دفاع امریکا، عملیات ترور سلیمانی از قبل طراحی شده بود و مدتها در صدد فرصت برای این عملیات بودیم.
تجربهی عجیب سوالات شورای نگهبان؛ سوالات شورای نگهبان از کاندیداهای نمایندگی مجلس چیست؟
بعد از ثبت نام دواطلبان برای حضور در انتخابات مجلس و بعد از تایید صلاحیت ابتدایی از سوی هیات اجرایی زیر نظر وزارت کشور، از طرف شورای نگهبان هم در مورد کاندیداها تحقیقاتی محلی میشود. مامورانی که مراجعه میکنند ماموریت دارند برای بررسی صلاحیت اخلاقی و وضعیت معیشتی نامزدها اطلاعاتی به دست آورند تا در روند تایید و یا رد صلاحیت آنها توسط شورای نگهبان استفاده شود.
خطِ فقر ۵ میلیون، سقفِ معافیت مالیاتی ۳ میلیون! / عدالت مالیاتی چگونه محقق میشود؟
هیچ شکی نیست که دولت باید درآمدزایی کند اما چرا میخواهد از کسانی مالیات بگیرد که خودشان نیازمند حمایتِ دولتاند؟ چرا سراغ کسانی نمیرود که «باید» سهم بیتالمال را بپردازند؛ کسانی که آنچنان فربه شدهاند که به هر جایشان سوزن بزنی، حتی دردشان هم نمیگیرد!
صدایی از میان خانواده های کشته شدگان: لزوم برپایی جنبش دادخواهی
حکومت علاوه بر سرکوب خیابانی و کشتن معترضان در خیابان بار دیگر به ربودن و ترور و انداختن جنازه در بیابان و سدها و قناتها که یک روش دهه شصتی در ایران است، روی آورده است. اما چرا حکومت دست به این عمل میزند و چه هدفی دارد؟
از موازنهی جعلی (Fake Balance) بپرهیزیم: سخنی با دستاندرکاران انتخابات
ابوالفضل فاتح در دهه ی هشتاد میلادی و در نمایشی از مدرن شدن حکومت های تمامت خواه ، در کشوری هایی نظیر شوروی سابق و بسیاری دیگر از حکومت های اروپای شرقی نوع خاصی از انتخابات جاری بود. مردم صرفا در پای صندوق های رای به کسانی رای می دادند که موافق و مخالفش همه […]
کشتن انسانها یک گزینه نیست!
جان انسانها قیمتی ندارد که ضرب در تعداد بشود و در کفه ترازو قرار بگیرد. ارزش جان ۱۰ نفر را نمیتوان ۱۰ برابر ارزش جان یک نفر قلمداد کرد. پس آنچه باید تعیین کننده پاسخ و انتخاب ما باشد، «روح انسانیت» است. گاه روح انسانیت اقتضا میکند که چندین نفر جان خود را برای نجات یک نفر به خطر بیندازند. مهم این نیست که نتیجه این تلاش به کجا میرسد؟ مهم این است که انتخاب این افراد، مرگ انسان نبوده، بلکه تلاش برای نجات انسان بوده است.
آیتالله دستغیب: هنوز آقایان بزرگوار حاضر نیستند به نصایح ناصحین گوش کنند
اغتشاشات اخیر چرا پیش آمد؟ چه اشخاصی بودند، آیا همان که رهبر محترم انقلاب فرمودند، همه اراذل و اوباش بودند؟ و چگونه شد که در وقت نسبتاً طولانی آن همه جنایت پیش آمد؟ و آن کشتارها از ناحیه چه کسانی بود و سؤالهای دیگر که مبهم است. بعضی مسئولان امنیتی میگویند منتظر پیدا شدن اغتشاشات دوباره باشید. مبهم است یعنی چه؟
… که آهی جهانی به هم برکند
چهل روز گذشته است و هنوز از اعلام رسمی تعداد شهدا، مجروحان و بازداشتشدگان سرباز میزنند و هر آماری را که از هر کجا منتشر میشود محکوم میکنند که این جنگ روانی “دشمن” است. مردم امّا به طعنه میپرسند: “در عجبیم چگونه آمار تفکیکیِ ۴۰ میلیون رای را در سال ۸۸ یک شبه دراوردند امّا آمار تفکیکی شهدای آبانماه هنوز در ابهام ماندهاست”.
با لشگر سیاهپوش به خیابانها ریختن و ارعاب و هراس و گلولهی مستقیم به جان خلق افکندن، نخواهند توانست از “جانبهلبرسیدگان” اطاعت طلب کنند
بیدادگری، به یکباره آخرین تاروپودهای نقابِ فرسودهی خویش را به کناری زد و اندک امیدِ دلبستگانِ به برسرعقل درامدنِ یک پیشواسالاریِ مزمن و مذموم، به باد رفت. صلای “هرچه را که لازم است انجام دهید”، در خیابانها و در هاضمهی آدمکشانِ خونریزی که گوش به فرمانِ کروکورِ یک یکهسالاریِ مطلقهی مطلقالعنان هستند، به بارش گلوله و تیر مستقیم به معترضانِ بیگناه ترجمه شد تا از اینپس، “مستضعفان” واژهای باشد دوخته برقامت تطاولگران و نه صالحان و محرومانِ زخمخورده و پرشکیب.
تاریخ بافی مشکلی را حل نمی کند!/ امیدوارم از آخر و عاقبت «تاریخبافی»های استالینی عبرت بگیرند
دیشب در برنامه تلویزیونی سیمای سابقاً ملی کشور، از یکی از اعضای قدیمی حزب مؤتلفه اسلامی به عنوان کارشناس دعوت شده بود تا سهم خویش را در تحریف تاریخ نهضت، انقلاب و جمهوری اسلامی ایفا کند. ایشان البته در این زمینه پرسابقه هستند و خود من در این زمینه تجربههایی از نزدیک داشتهام که زمانی بازخواهم گفت.
اعتراف به کشتار؟
به گفتهی یکی از همینها آن نهادی که همهکاره مملکت شده ۷۲ ساعت پیش از واقعه، عکسالعملها را پیشبینی کرده بود پس توطئهی سه کشور خارجی و جنگ جهانی ادعایی، توجیهی است که فقط مورد پذیرش خود و عواملشان و برخی سادهاندیشان است. بلافاصله باید گفت این به معنای مترصد فرصت نبودن امپریالیسم جهانخوار نیست ولی باید دید فرصت را چه نیرویی ایجاد کرده بود.
نقشه پراکندگی اعتراضات آبانماه
این نقشه پراکندگی اعتراضات بر پایه کلیپ هایی است که توانستیم صحت مکان شان را تایید کنیم. البته روی گوشی ممکن است خوب کار نکند. روی کامپیوتر بهتر می توان از آن استفاده کرد. روی هر نقطه ای که انتخاب کنید می توانید کلیپ مربوط به آن نقطه را ببینید.
دغدغهی ایران و نقد سیاستگذاری رهبری (پاسخی به جلاییپور)
بنده اسم و رسم شناختهشدهای ندارم و فردی از افراد عادی این جامعهام، اما اینکه «شفافیت هویت نویسنده از شرایط نقد و گفتگوی شفاف و منصفانه و راهگشا است»، ادعایی بدیع و فاقد دلیل است که توضیحش بر عهدهی اوست. من دلیلی بر این سخن او نمییابم. اینکه در چند جا نوشتهی مرا به عنوان موضع سایت کلمه معرفی کرده نیز احتمالاً از این ناشی میشود که او مرا نمیشناسد. از جلاییپور دعوت میکنم که بیش از «من قال»، بر «ما قال» متمرکز شود.
تداوم نافرمانی مدنی در اوین
بیش از دو ماه است که ما جمعی از زندانیان سیاسی (فرهاد میثمی، محمد حبیبی، برزان محمدی، مهدی مسکین نواز) در کنشی اعتراضی به سر میبریم. کنشی مدنی و مسالمتآمیز؛ در اعتراض به نحوه مدیریت زندان و نقض حقوق زندانیان. کنشی که تا به امروز با عدم شرکت در آمار جمعی همچنان ادامه دارد.
سرنوشت شوم یک زن بی خانمان در جنوب تهران!
اینجا در روزهای خاصی غذا پخش می شود. همیشگی نیست… شاید باورتان نشود اما چند وقت پیش بعد از دو روز دل ضعفه و گرسنگی مجبور شدم تن به خواسته ۳مرد بدهم. اصلا شده که دو روز دلضعفه داشته باشی و خودت را فقط با آب سیر کنی؟ هیچ وقت فکر نمیکردم برای یک ساندویچ فلافل شب تاریک داخل قبرها تن به خواسته های شوم سه مرد بدهم. اینجا که باشی آدم های عجیب و غریب زیاد می بینی بعضی مردها در قبرها هم به خواسته هایشان می رسند.
دغدغه ایران یا مداحی؟ (سهمزیت و دو ابهام در بیانیهی موسوی)
پیش از ارزیابی بیانیه لازم است به سه نکته اشاره کنم. اول اینکه میرحسین عزیز نزدیک ده سال است که ظالمانه در حصر است و از حقوق اولیهٔ شهروندی و حق ارتباطات آزاد و تغذیهٔ رسانهای متنوع محروم است، اما از دنبال کردن اخبار و رصد شرایط کشور و زندگی شهروندان ایران غافل نبوده است و با توجه به به تجربه، ایراندوستی و جایگاهش توجه به آنچه میگوید و ارزیابی آن اهمیت و ارزش دارد. دوم اینکه بیانیهٔ میرحسین بسیار کوتاه است، و معمولا متن کوتاه با ابهام همراه است و زمینه را برای برداشتهای گوناگونی فراهم میکند که میتواند مورد تایید خود نویسنده نباشد.
نقد موسوی و مدح رهبری
آقای جلاییپور! حق با شماست! سر تا ته بیانیهی موسوی غلط! ولی حیف است که حتی ظواهر سخنِ مستدل و مرتبط گفتن را هم رعایت نکنید و جمله از پس جمله بیاورید تا بلکه گردی بر قبایِ مسئول اصلی «اینجا»یی که کشور بدان رسیده ننشیند!
صدای شلاقها
صدای شلاقی که به پشت مردم فقیری میخورد و نمیدانند چرا میخورند!قیمتهایی که بالا میروند و نمیدانند چرا بالا میروند، چرا پولشان بیارزش میشود، چرا کسی برایشان نمیگوید چه شده، چرا دنیا تنها ما را مجرم میداند، چرا تحصیلکردهها همه میروند خارج، چرا فوقلیسانسها شدهاند کولبر و قهوهخانه نشین، چرا عدهای میخورند و میخورند، عدهای ندارند که ندارند…
آیا دادستان کل میتواند؟
امنیتی شدن فضای دانشگاه یعنی صدور سهمگین ترین احکام امنیتی برای طبیعی ترین و متعارف ترین فعالیت های منتقدانه یا آزادی خواهانه یا آگاهی بخشی دانشجویی همچون برگزاری سمینار یا میزگرد یا تجمع دانشجویی که عنوان اتهامی اش را همکاران ایشان، اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی نام نهاده اند؟
فلاکت، اعتراض و سرکوب؛ مقایسه آمارهای کشتهشدگان با دادههای مربوط به شاخص فلاکت
شاخص فلاکت یک نشانگر اقتصادی است که حجم آسیبهای تورم و بیکاری را به صورت تجمیعی نشان میدهد. این شاخص در دهه ۱۹۷۰ میلادی توسط اقتصاددان «آرتور اکان»، مشاور اقتصادی «لیندون جانسون» رییسجمهوری آمریکا، ساخته شد. او نرخ بیکاری و نرخ تورم را با هم جمع کرد و نتیجه را «شاخص فلاکت» نامید.
طنین کوبۀ اندیشه بر دروازۀ هفت قفلِ آهن جوش
نمی توان خود را متقاعد ساخت که اگر گفتن و نوشتن خطر ایجاد می کند راه حلش جهل، ننوشتن و فکر نکردن است، نباید به این دلیل که سخن گفتن خطرآفرین است از رفتن به سوی آن سر باز زد، بلکه باید یاد بگیریم از چه راههای امنی می توانیم سخن بگوییم و بنویسیم! چرا که گذشته از هر چیز،از آغاز بشریت تاکنون، انسان همواره در راه گفتن و نوشتن مبارزه کرده. آتش از همان ابتدا خطرناک بوده، حتی بیش از آن«سخن گفتن و نوشتن». امروزه هم هردوی اینها خطرناکند، ولی بشر بدون آنها هیچ است و بشر نیست.
اندوه ملی و درسهایی از آن
بهنظر میرسد عوامل زیادی دست به دست هم دادهاند که به اینجا رسیدهایم. یکی از این عوامل مهم، اقتصاد نفتی و دولت نفتی است. از ابتدای انقلاب اقتصاد ما به نفت گره زده شد تا جایی که سید محمد خاتمی صد روز پس از آغاز ریاستجمهوری خود گفت مشکل ما، مرض مزمن اعتیاد به درآمد نفت است.
سرلشکر جعفری: مردم هیچ چاره ای ندارند جز اینکه به سمت نیروی جوان مسلمان انقلابی بروند که پشت سر رهبری مشکلات را حل میکند
هر نوع مدیریتی با کوچکترین فاصله یا تفاوت نسبت به سیاست های رهبری قابل اجرا و تداوم نیست درنتیجه انتخاب ها نیز باید به مرور به سمت تقلید از سلیقه و فکر و منویات رهبری هدایت شود و ملت باید به زور متقاعد شوند که انتخاب رهبری در کشور انتخاب اصلح و اصلی است و انتخاب ملت در صورت زاویه داشتن با خواست رهبری بلوکه و بی اثر خواهد شد.
برخلاف آنچه که برخی میگویند تحریم انتخابات انفعال نیست، شرکت در انتخابات مجلسی نمایشی-فرمایشی که چنین عقیم و افلیج شده انفعال کامل است
امید اصلاح امور از سیاستورزی عافیتاندیش صندوقمحور در ساختار سیاسی ایران توهمی بیش نیست. به مراتب بدتر از آنچه که در سه دوره انتخابات اخیر مردم را از آن میترساندند در زمان دولت روحانی و مجلس دهم بر سر مردم آمد و هنوز عدهای شرم نمیکنند که بگویند اگر فلانی آمده بود چنین و چنان شده بود.
ما وارثان تاریخ به خون نوشته مبارزان پیش از خویشیم و هیچ نظمی را جز آنکه انکار سلطه سرمایه و فساد و تک صدایی باشد، متفاوت از دیگری نمیدانیم
ما چگونه میتوانیم خود را پاره ای جدا از رنج جامعهمان بیانگاریم و در نظر نیاوریم هر روز بیش از دیروز بدل به کالاهایی ارزان میشویم که باید مقتضیات زیست خود را به قیمت جانمان طلب کنیم: همانگونه که برای تحصیل خود در دانشگاه متقبل هزینه های فراوان و متعدد میشویم، مسکن را به بهای حاصل یک عمر نیز تصور نمیکنیم و خرج بهداشت و درمانمان را به قیمت حقوق چند ماه خود میپردازیم!