سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » دغدغه ایران یا مداحی؟ (سه‌مزیت و دو ابهام در بیانیه‌ی موسوی)...

دغدغه ایران یا مداحی؟ (سه‌مزیت و دو ابهام در بیانیه‌ی موسوی)

چکیده :پیش از ارزیابی بیانیه لازم است به سه نکته اشاره کنم. اول این‌که میرحسین عزیز نزدیک ده سال است که ظالمانه در حصر است و از حقوق اولیهٔ شهروندی و حق ارتباطات آزاد و تغذیهٔ رسانه‌ای متنوع محروم است، اما از دنبال کردن اخبار و رصد شرایط کشور و زندگی شهروندان ایران غافل نبوده است و با توجه به به تجربه، ایران‌دوستی و جایگاهش توجه به آن‌چه می‌گوید و ارزیابی آن اهمیت و ارزش دارد. دوم این‌که بیانیهٔ میر‌حسین بسیار کوتاه است، و معمولا متن کوتاه با ابهام همراه است و زمینه را برای برداشت‌های گوناگونی فراهم می‌کند که می‌تواند مورد تایید خود نویسنده نباشد....


حمیدرضا جلائی‌پور

کانال کلمه در نوشته‌ای نادقیق و تخطئه‌گر تحت عنوان «نقد موسوی و مدح رهبری» نسبت‌هایی به من داده است که با مواضعم متفاوت است. تاکنون بیانیهٔ کوتاه میرحسین موسوی عزیز را (که در محکومیت سرکوب‌های آبان ۹۸ صادر شده بود) ارزیابی اختصاصی و مستقیم نکرده‌ام و سایت کلمه نقدی را که من انجام نداده‌ام، نقد کرده است! تا به‌قول نویسنده با این نقد میان اصلاح‌طلبی و جنبش سبز تمایز گذارد. سایت کلمه مثل گذشته در روزهای داغ جنبش سبز می‌توانست با اینجانب مصاحبه کند و نظر واقعی‌ام را جویا شود و بعد نقد کند. نویسندهٔ سایت کلمه برای پشتیبانی از ادعای ناروایش بدون ذکر عنوان و آدرس به متن نوشته‌ای از اینجانب تحت عنوان «چرا همچنان بر سیاست انتخاباتی اصرار دارم» مراجعه کرده و مضمون این نوشته را از زمینه‌اش در آورده و معانی‌ای که منظور اینجانب نبوده را بر آن بار کرده است! ‌آن نوشته در نقد «گذار خونبار و ناگهانی» در ایران نوشته شده و در برابر سیاست خیابانی‌ای که با خشونت و سرکوب و کشتار همراه و مواجه می‌شود بر سیاست انتخاباتی و خشونت‌پرهیز تاکید داشته است. نویسندهٔ کانال کلمه حتی حوصله نکرده به نوشته تفصیلی و دیگر اینجانب تحت عنوان «پس از اعتراضات آبان ۹۸ جامعهٔ ایران به کدام سو می‌رود؟» مراجعه کند (هر دو نوشته در همین کانال در دسترس است).

جدا از نقص مذکور، نام و هویت نویسنده هم مبهم هست. شفافیت هویت نویسنده از شرایط نقد و گفتگوی شفاف و منصفانه و راهگشا است‌. با این‌که اینجانب در جریان انتخابات ۸۸ به طور تمام‌وقت فعال بودم و در جریان جنبش سبز ده‌ها نفر از دوستان اصلاح‌طلبم دستگیر شدند، چهار بار فرزندم دستگیر شد و چهار بار خانه‌ام مورد تفتیش قرار گرفت، خودم منتظر حکم دادگاه برای فعالیت در حزبی مدافع جنبش سبزام و از همهٔ فعالان این جنبش و نویسندگان فعال با این گرایش شناخت دارم تاکنون با کنشگر جنبش سبز یا نویسنده‌ای ذیل نام سید احمد نیکجو مواجه نشده‌ام و با جستجوی آنلاین هم به عکس و سرنخی نرسیدم. احتمالا این نام مستعار است یا نویسنده‌ای ناشناخته است. با این حال، انتشار این نوشته در کانال کلمه و نسبت‌های نادقیق‌اش تشویقم می‌کند تا ارزیابی‌ام از پیام مهم میرحسین موسوی را بیان کنم تا دست‌اندرکاران کانال کلمه بتوانند این ارزیابی را به‌صورت مستند و شفاف نقد کنند و روشن شود دغدغه‌ام ایران است یا «مداحی»؟!

ارزیابی بیانیه

پیش از ارزیابی بیانیه لازم است به سه نکته اشاره کنم. اول این‌که میرحسین عزیز نزدیک ده سال است که ظالمانه در حصر است و از حقوق اولیهٔ شهروندی و حق ارتباطات آزاد و تغذیهٔ رسانه‌ای متنوع محروم است، اما از دنبال کردن اخبار و رصد شرایط کشور و زندگی شهروندان ایران غافل نبوده است و با توجه به به تجربه، ایران‌دوستی و جایگاهش توجه به آن‌چه می‌گوید و ارزیابی آن اهمیت و ارزش دارد. دوم این‌که بیانیهٔ میر‌حسین بسیار کوتاه است، و معمولا متن کوتاه با ابهام همراه است و زمینه را برای برداشت‌های گوناگونی فراهم می‌کند که می‌تواند مورد تایید خود نویسنده نباشد. سوم این‌که اینجانب مدیون میرحسین‌ام و شخصا علاقهٔ شخصی و عاطفی و ارادت ویژه‌ای به او دارم. یک اصلاح‌طلبم و در جریان اصلاح‌طلبی دو دهه گذشته محمد خاتمی را شخصیت تاثیرگذاری می‌دانم. با این همه رابطهٔ من با میرحسین قدیمی‌تر از رابطه با محمد خاتمی است و به دوران سخت جنگ باز می‌گردد. در آن دوره‌ از نظرات و استواری میرحسین در برابر مصائب و عدالت‌جویی و دغدغه‌های ملی‌اش بسیار آموخته‌ام و در واکنش به تشویق‌ها و حسن ظن او بود که رشتهٔ جامعه‌شناسی را به‌صورت حرفه‌ای دنبال کردم. موسوی‌ای که من می‌شناسم هیچ‌وقت دنبال «تحلیل‌گر مداح» نبود و همیشه مدافع «نقادی» بود. با ذکر این سه نکته اینجانب به مزیت‌ها و ابهامات بیانیهٔ کوتاه میرحسین می‌پردازم.

۱-خیزش مردمی آبان‌ماه ۹۸ در اعتراض به افزایش ناگهانی بنزین به لحاظ تعداد شرکت‌‌کنندگان، شهرهای معترض، جانباختگان ‌و حجم تخریب‌ها وسیع‌تر از اعتراضات آبانماه ۹۶ بود. در اعتراض ۹۸ که هنوز تمام ابعاد آن روشن نشده است، بیش از سیصد نفر از هم‌وطنانمان جان ‌باختند، بیش از سه‌هزار‌وپانصد نفر از هم‌وطنانمان. زخمی ‌شدند، بیش از هزار بانک و فروشگاه بزرگ و بیش از صد ماشین آمبولانس آتش‌گرفت و یک هفته شبکه سراسری اینترنت در کشور قطع شد. هم‌زمان با شروع این اعتراضات رسانه‌های ماهواره‌ای ایران‌اینترنشنال، صدای‌آمریکا، من‌وتو و رادیو فردا بدون اینکه کاربرد خشونت را در این اعتراضات محکوم کنند سوار بر موج هدایت افکار عمومی شدند. از روز دوم این اعتراضات مردمی، رسانه‌های مذکور کوشش کردند نام «انقلاب» به رخداد اعتراضی مردم بدهند و سعی کردند برای آن رهبر‌سازی کنند و شروع کردند با «رهبران خود‌خوانده‌ی گذار ایران» در خارج از کشور مصاحبه کنند. در چنین فضای حساس و خونینی بیانیه کوتاه و موثر میرحسین سه ویژگی مثبت داشت. اول این‌که او صادقانه با جانباختگان و خانواده‌هایشان و رنجی که عامل اعتراضشان بود ابراز همدردی کرد. به نظرم یکی از دلایلی که فورا حاکمیت لحن خود را در توصیف معترضان از اشرار و اغتشاش‌گران وابسته به مردم معترض و جانباخته و حتی شهید ‌داده تغییر داد، اثر پیام همدردانهٔ میرحسین با مردم داغدار بود. مزیت دوم اینکه میرحسینی که سابقه کشورداری در شرایط حساس کشور را داشته صراحتا از حاکمیت خواست عوامل این خشونت‌های فراگیر و جان‌باختن هم‌وطنان‌مان ‌را در اعتراضات ۹۸ شناسایی و محاکمه کند و از خانواده‌های آسیب‌دیدگان دلجویی کند، تقاضایی که متاسفانه تاکنون از سوی حاکمیت پاسخ داده نشده و امیدوارم با استضاح وزیر کشور از سوی نمایندگان مجلس پیگیری شود و به‌ فراموشی سپرده نشود. مزیت سوم این‌که میرحسین با پیام کوتاهش موج‌سواری سلطنت‌طلبان و میلیشیای مسلح رجوی را در سو‌استفاده از اعتراضات مردمی بلاموضوع کرد و مرکز ثقل نمایندگی نمادین معترضان را از رسانه‌های ایران‌سوز و اپوزیسیون وابسته به پول ترامپ و بن‌سلمان در خارج از کشور به منتقدان ملی و سالم و ایران‌دوست و عدالت‌جو در داخل کشور منتقل کرد.

۲-در کنار سه مزیت مهم بیانیه، که امیدوارم حتی منتقدان میرحسین هم قدر و ارزش‌اش را بفهمند، این بیانیه به‌خاطر کوتاهی و ایجازش تفسیرهای متفاوتی می‌پذیرد و به نظرم بعضی از این تفسیرها قابل دفاع و برخی دیگر شایسته نقدند و امیدوارم میرحسین و کلمه در بیانیه‌ها و مطالب بعدی مانع تفسیرهای ناروا شوند. به طور خاص با توجه به حساسیت شرایط ایران دو ابهام نیازمند توضیح است. در این پیام کوتاه سرکوب اعتراض مردم در هفده شهریور ۵۷ و اعتراض مردم در آبان ۹۸ در کنار هم آمده است. اگر این شباهت از حیث اعتراض به تعداد زیاد کشته‌ها محسوب شود، و به نظرم منظور میرحسین هم همین بوده است، تشابه قابل دفاعی است. اما اگر این‌گونه تفسیر شود که شرایط امروز همچون ۵۷ انقلابی است و جمهوری اسلامی مثل سلطنت پهلوی پس از شهریور ۵۷ در آستانهٔ فروپاشی، تفسیر قابل دفاعی نیست و متضمن خطای تحلیلی است. اعتراض مردم ایران در هفده شهریور ۵۷ نه یک اعتراض خودانگیختهٔ معیشتی که یک «انقلاب بزرگ مردمی» بود. در ۵۷ مردم از همهٔ طبقات و از تمام گرایشات (از مذهبی تا سکولار و از لیبرال تا مارکسیست) از راهگشاییِ اعتراض مردمی و انقلابی هفده شهریور دفاع می‌کردند و به همین دلیل پس از سرکوب رژیم شاه آن موج عظیم انقلابی و مردمی خاموش نشد و چهار ماه بعد طومار رژیم پهلوی را پیچید. انقلاب ۵۷ رهبر، سازمان، شعار و هدف مشخص داشت، ان‌هم در عصری که انقلاب در جهان تقدیس می‌شد. همچنین در اعتراض خونین هفده شهریور مردم شهیدداده فقط یک فروشگاه بزرگ (فروشگاه کوروش) را در خیابان پیروزی که بعد نمادین داشت آتش زدند و در مجموع انقلاب مردمی ۵۷ یک انقلاب خشونت‌گرا نبود. اما اعتراضات آبان‌ماه ۹۸ ابعاد و شرایط انقلابی نداشت و یک «خیزش/شورش خودانگیخته مردمی و معیشتی» بود که حاملان اصلی آن جوانان بیکار، ناامید از آینده، عاصی و مستاصلی بودند که زیر فشار شدید معیشتی قرار دارند. در ابتدای این اعتراضات سایر طبقات و اقشار جامعه بیش از همه از آتش‌زدن‌ها و میزان کاربرد خشونت ناراحت بودند ولی پس از اینکه اینترنت وصل شد و اقشار جامعه از تعداد جانباختگان و تیراندازی به مردم بیگناه مطلع شدند، بیشتر با جانباختگان اعتراضات همدردی کردند، ولی همه اقشار جامعه ایران برخلاف ۵۷ از اعتراضات حمایت نکردند و رهبری و سازماندهی و ابعاد انقلابی نداشت. بنابراین این دو اعتراض از دو جنس متفاوت بودند. یکی جنبشی انقلابی و دیگری شورشی معیشتی بود و یکی گرفتن این دو اعتراض از سوی مخاطب بیانیه میرحسین خطا است.

ابهام دوم این است که در پیام کوتاه موسوی دربارهٔ سرکوب اعتراضات شهریور ۵۷ و آبان‌ ۹۸ نام رهبر ایران و نام محمدرضا شاه در کنار یکدیگر گذاشته شده است. شاید این خطا و تفسیر اشتباه را در ذهن مخاطب ایجاد ‌کند که گویی شرایط ایران ۵۷ و ۹۸ یکی است و سرنوشت محمدرضا شاه در انتظار رهبر جمهوری اسلامی است و میرحسین از مشی اصلاح‌طلبی عبور کرده و انقلابی شده است. این تفسیر و برداشت از بیانیه خطا است، زیرا: اولا ‌چنان‌ که گفتم دو اعتراض ۵۷ و ۹۸ از یک جنس و با یک پیامد نیست. ثانیا ایران در اعتراضات انقلابی ۵۷ در شرایط جنگ سرد قرار داشت و مستقیما تمامیت ارضی ایران در معرض خطر نبود. ولی در اعتراضات سال ۹۸ ایران در شرایط جهان یک‌ قطبی و خاورمیانه لغزنده است و ایران در محاصره اقتصادی و امنیتی ترامپ، نتانیاهو و بن‌سلمان تا دندان مسلح است و تمامیت ارضی ایران در مخاطره است و خطر سوری شدن ایران یک واقعیت فانتزی نیست، بلکه حجم خشونت و تخریب و کشتار و سرکوب در همین اعتراضات ۹۸ خطر سوری شدن را به صورتعینی به همه نشان داد. در چنین شرایط خطیری نشاندن نام محمدرضا و مقام رهبری در کنار هم به صلاح ایران نیست و برخی مخاطبان بیانیه را به برداشت‌های ساده و مشابه‌سازی غلط تاریخی متمایل می‌کند. ممکن است مخاطب محترم بگوید سیاست‌های داخلی و خارجی رهبری می‌توانست به گونه‌ای باشد که شرایط ایران چنین نباشد که ایران با تحریم و اعتراضات ۹۸ روبرو شود. من این سخن را می‌پذیرم و اساسا جنبش اصلاحات به همین دلیل در کشور اتفاق افتاد که این سیاست‌های غلط اصلاح‌ شود. همه شاهد بودیم در دوره خاتمی با سیاست «داوطلبانه تعلیق انرژی هسته‌ای» ایران تحریم نشد و شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی بهترین وضعیت را نسبت به گذشته نشان می‌داد و با سیاست خارجی و مدیریت جهانی دوره احمدی‌نژاد و کاغذپاره‌ محسوب کردن قطعنامه‌ها و برآمدن ترامپ و تداوم سوء حکمرانی‌ها در ایران به اینجا رسید‌ه‌ایم. این‌جایی که رسیده‌ایم و در آن نوشته هم گفتم جای رضایت‌بخشی نیست و نگران‌کننده است و این‌که رهبر ایران را از مسئولان آن محسوب کنم، نقد است و نه مدح. گفتم رهبری می‌توانست کاری بکند که ما به اینجا نرسیم. ولی هم اکنون سوال این است در شرایط فعلی که ترامپ و اذناب منطقه‌ای‌اش در حال توطئه علیه ایران هستند ما باید چه کنیم؟ آیا ایران در برابر دشمن زانو بزند یا ایران با اصلاح حکمرانی و با همکاری حاکمیت، دولت و نیروهای جامعه مدنی از این وضعیت خطیر عبور کند؟ من معتقدم میرحسین ایراندوست به عبور عزتمندانه ایران از این وضع خطیر اعتقاد دارد و علی‌رغم همهٔ نقدهای ریشه‌ای‌اش به وضعیت حکمرانی در ایران، اصلاح‌طلب و خشونت‌پرهیز مانده و باید از بیانیه‌اش تفسیری مصلحانه کرد و نه انقلابی. محمدرضا شاه خودش و پدرش برآمده از کودتا و مورد حمایت بریتانیا و امریکا بودند و ایران در برابر دشمن خارجی نبود، ولی الان در سال ۹۸ ایران در برابر تحریم و تهدید‌های شدید و واقعی ایران‌ستیزانه است و مقام رهبری فرمانده کل قوای نظامی کشور و عامل حفظ تمامیت و امنیت کشور قوای نظامی، امنیتی و انتظامی هستند. در این شرایط نیازمند اصلاح خشونت‌پرهیزیم و نه انقلاب که اساسا با موازنه‌ی قوای سیاسی و اجتماعی ممکن نیست و حتی اگر ممکن بود مطلوب نبود و در دوره ‌بی‌دولتی با ناامنی و شاید فروپاشی جغرافیایی ایران همراه می‌شد و معلوم نیست چه هزینه‌های سهمگینی روی دوش جامعه‌ی ایران می‌گذاشت.

جمع‌بندی

در بالا در ارزیابی پیام کوتاه میرحسین به سه مزیت و دو ابهام آن در زمینهٔ کنونی شرایط ایران اشاره کردم. نویسنده‌ کانال کلمه می‌تواند ارزیابی و تحلیل من را بپذیرد یا نپذیرد، ولی نارواست «تحلیل» را «مداحی» بخواند. به دلایل فوق تفسیر مصلحانه از بیانیهٔ موسوی قابل دفاع است و تفسیر براندازانه از بیانیهٔ او با شناختی که از مواضع مسئولانه و ایران‌دوستانه و اصلاح‌جویانهٔ او داریم، با مصالح ایران سازگار نیست.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.