» گفتار
عیش بی یار مهیا نشود، یار کجاست؟
در گرماگرم انتخاب بسیاری از ایرانیان مطالبه ی :”رفع حصر” را پیش از هر مطالبه ی دیگری طرح کردند. رفع حصر اما برای آنان مطالبه ای گسترده بود، رفع حصر نه تنها رفع حصرِ بزرگان و همراهان جنبشِ سبز که رفع محدودیتهای سیاسی و آزادی زندانیان نیز معنا می داد. رئیس جمهوری که رای مردم را جذب کرد به صراحت از تلاش برای رفع حصر سخن گفت و آن را به وعده ای انتخاباتی بدل ساخت. شعار “میرحسین، رایتو پس گرفتم” در شب پیروزی رئیس جمهور منتخب به وضوح نشان از آن داشت که اقشار گوناگون همچنان وعده ی رفع حصر را در ذهن نگاه خواهند داشت
چگونه میتوان امیدوارانه به آینده نگریست
امید، به تصادف سراغ کسی نمیآید. مگر آنکه واهی و ناشی از خیالپردازی های لحظهای باشد. امیدواری حقیقی بدون تدارک به دیدار مأیوسان نمیشتابد. یکی از عوامل نومیدکننده غلبه این احساس بر مردم است که گویا پیش از این هرگز شرایط زندگی به این دشواری نبوده و مصائب و تنگناها و فشارها به اندازه امروز و در آنجا که ما هستیم این قدر بزرگ و شدید و آزاردهنده نبودهاند. زمانی این ناامیدی تشدید و به تدریج در روان و شعور مردم نهادینه میشود که کوشش های پراکنده و نامنسجم و نیندیشیده برای اصلاح امور به نتیجه نمیرسند و ناکامی پی در پی روی هم تلنبار میشوند. دست آخر این تصور غالب میشود که گویا هرگز، مانند امروز و در این جا که ما زندگی میکنیم، راههای نجات و خروج از بحران و اصلاح این گونه مسدود و تلاشها پر هزینه نبودهاند. حال آنکه در واقع امر چنین نیست
تحریمهای اقتصادی؛ مصداق نقض حقوق بشر
اکنون دیگر تباین و تعارض تحریم های اقتصادی با موازین حقوق بشر اجمالا نزد مخاطبان بی غرض چنین بحث هایی روشن شده است. اما بحث از تحریم ها برای جامعه ما موضوعیت فوری داشته و ان شاء لله در وهله بعد با پایان گرفتن تحریم های اقتصادی، بر جامعه مدنی، فعالان و صاحبنظران ایرانی است که به مطالعه در مورد این تجربه دشوار ملی پرداخته و جمع بندی از آن را در اختیار افکار عمومی دنیا، جامعه بین المللی و فعالان حقوق بشر در سراسر دنیا قرار دهند.
دیپلماسی ارزانتر از جنگ است
رئیس دولت نهم در چهار سال اول گویی با خود در سخنان ماجراجویانه رقابت را پیشه کرده بود و هر روز سخنی تندتر، گزنده تر از دیروز نثار جهانیان می کرد، که در کسوت نمایندگی مجلس در نطق های قبل از دستور بارها از سر دلسوزی و آگاهی نسبت به هزینه های گزاف، تبعات این سخنان به وی و مقامات عالی کشور یادآور شدم، شوربختانه در آن روزها گوشی شنوایی برای سخنان منطقی و روشهای خرمندانه در عرصه دیپلماسی نبود.
دلواپسان تفاهم لوزان
جریان سیاسی ناپایدار و دلواپسان دروغین که هیچگاه از تاراج بیت المال و دزدیهای کلان حتی خمی به ابرو نیاورده بودند و برخی از آنان با پولهای کثیف و هدایایی که در کسوت نمایندگی مجلس از متهمان و مجرمان و غارتگران گرفته بودند، با فریب و دغل بر کرسی هایی تکیه زدند که حقشان نبود، امروز و پس از تفاهم سیاسی لوزان به این نتیجه رسیده اند که اگر این تفاهم در 9 تیر ماه 94 به توافق و صدور قطعنامه منجر شود و تحریمهای ظالمانه آمریکا و اروپا و سازمان ملل لغو شود همه کیان و هستی آنها در خطر خواهد افتاد و در عرصه سیاسی ایران جایی نخواهند داشت.
پرچمدار دادسرای شایسته و آیین دادرسی مترقی
تشویش و دلواپسی استاد دکتر “سید محمود اخوندی” در پی حذف نهاد دادسرا از زمان تدوین پیش نویس لایحه تشکیل دادگاههای عام شروع شد و فریادهای استاد نخستین بارقه ای بود که آشنایی مرا با وی رقم زد. کلید خوردن سلسله ای از اقدامات ناروا و کنار گذاشتن قوانین جا افتاده و ابداع مقررات نسنجیده طی یک سیر قهقرایی، درست در دورانی که نظام حقوقی و قضایی دنیا به توسعه و ارتقای استانداردهای حقوق بشری سرعت می بخشید، مصیبتی نبود که امثال استاد آخوندی از آن بگذرند. استاد سراشیبی سقوط دادسرا را دید و آن چهره آرام، طوفانی شد و هر کجا دستش می رسید، خروش و نهیب می زد
نگاهی به قانون بودجه سال ۹٤
قانون بودجه سالیانه سند مالی دخل و خرج دولت در یک سال است که علیالقاعده بایستی تمامی اهداف و برنامههای پیشبینی شده در اسناد بالادستی کشور (سند چشم انداز توسعه بیست ساله و قانون برنامه توسعه پنج ساله کشور در سال مربوطه) را در تمامی حوزههای حاکمیتی و اجرایی پوشش داده و از شفافیت و ابزارهای لازم برای کنترل و ارزیابی هزینهها و تحقق اهداف کمّی و کیفی تعیین شده برخوردار باشد
تفاهم لوزان، و چند مسئلهی دیگر
کنشگرانی که به روحانی رأی دادهاند، از او حمایت خواهندکرد؛ با این حال، از او انتظار دارند، چنانکه خود نیز اشاره کردهاست، یکی از مهمترین وعدههایش را فراموش نکند، و با استفاده از ظرفیت بالایی که حل مهمترین پروندهی امنیت خارجی ایران برای دولتش بهارمغان میآورد، به حل مهمترین معضل امنیت داخلی ایران ـــ حصر آقایان موسوی و کروبی، و خانم رهنورد ـــ بپردازد.
پس از حل مساله هستهای، نوبت رفع حصر است
بسیار امیدوارم همزمان با عمل به سیاست درست واصولی نرمش قهرمانانه درخارج درداخل نیز این سیاست که مورد تاکیدات مکررمشفقان به سرنوشت نظام اسلامی ماست در داخل هم مورد توجه قرارگیرد ونسیم تعادلی بوزد وحصرتلخ وتاسف باروغیرقابل توجیه دوشخصیت انقلابی و خدوم برای کشور دردوره امام یعنی جناب مهندس موسوی عزیزوکروبی نازنین که روند5 سال گذشته اثبات نموده جز برای نظام در داخل وخارج هزینه ای دربرنداشته وندارد پایان یابد و زندانیان سیاسی انتخابات 88 همگی آزاد گردند تا کشوربتواند همچون گذشته ازخدمات آنان درجهت رشد وتوسعه وپیشرفتهای همه جانبه بهره مند شوند
جناح حرام خوار
حرام خواری سیاسی استفاده از اموال، امکانات و اختیارات نهادهای عمومی به سود یک جناح یا جریان و نیز محروم کردن دیگران از حقوق مسلم شهروندی است. این شیوه زشت چنانچه به گونه سازمان یافته اعمال شود، تنها حقوق و آزادی های اساسی رقبا و منتقدین را نقض نمی کند بلکه عدالت سیاسی را از بین می برد و نمایندگان اقلیت را بر سرنوشت ملت حاکم می کند
چون به قدرت میرسند آن کار دیگر میکنند
اما چرا توجه نمیفرمایید که همین رهبر و ولی فقیهی که حکمش نافذ است مکرر فرمودهاند که با چنین اعمالی مخالفاند، به عنوان نمونه مقام رهبری در سخنرانی ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ در نقد بر هم زدن سخنان رییس مجلس در قم اینگونه فرمودند «این را هم عرض بکنیم، این حرفی که من امروز زدم و از برخی مسوولان و سران کشور گلهگذاری کردم، موجب نشود که حالا یک عدهای راه بیفتند، بنا کنند علیه این و آن شعار دهند، نه، بنده با این کار هم مخالفم. اینکه شما یک نفر را بهعنوان ضد ولایت، ضد بصیرت، ضد چه، مشخص کنید، بعد یک عدهای راه بیفتند علیه او شعار بدهند، مجلس را به هم بزنند، بنده با این کارها هم مخالفم، این را من صریح بگویم
برگ های سیاه ستم
سوال اساسی این است که مگر حاکم مجاز است که در مخاصمات ابتدا بر طبق نظر و تشخیص خود مبادرت به «صدور حکم» کند و حتی آن را به «اجرا» گذارد، و سپس که با مخالفت مواجه می شود در صدد رسیدگی و تحقیق برآید؟ آیا حاکم حق دارد یک جانبه و بدون شنیدن ادعاهای طرف مقابل و بدون تشکیل محکمه و بدون اجازه دفاع برای خصم، حکم صادر کند؟
مرگ، خاطره و سیاست
بعثت سرفصل نو تاریخ است. هیچ چیز مانند بعثت آمیختگی با مرگ ندارد. اما این مرگی نیست که در نتیجه در جازدن در سنت ایستا حاصل شده باشد. مرگی است که در هر آن، تولدی دیگر موج می زند بعثت در ساحت عمومی، سیاست یک الیگارشی مسلط، دائمی و غیرقابل تغییر نیست، بعثت سلطه بلامنازع قانون نیز نیست. بعثت در ساحت عمومی، حق داوری، حق اعتراض و سرانجام حق برانگیختگی و طغیان مردم است. بعثت شکل رادیکال تولد و حیات از مرگ زاینده است.
فرخنده قربانی جهل، خرافه و دین فروشی!
عضویت فعال در نهاد های مدنی، تشکل های سیاسی و شبکه های اجتماعی در فضای مجازی، می تواند زمینه ساز رفع خشونت و تبعیض، برابری حقوق و عدالت همه جانبه در ارتباط با زنان و جامعه ایرانی باشد.
عساکره و مدیریت نفرت
آن که میپرسد چرا مرگ بوعزیزی در تونس به انقلاب منجر شد و مرگ عساکره در ایران نشد، آدرس غلط میدهد و خود بخشی از معضل رکود سیاست در ایران امروز است. در جهانی وارونه زندگی میکنیم که اپوزیسیون سکولار به سیاق بدترین نحلههای شیعهی آخرالزمانی بیعملی کامل پیشه کرده و بعد هر لحظه بدنبال رخدادی وسیع، یعنی همان ظهور است
تسلیت به خودمان
سرمان آنقدر به جزئیات مذاکره ی هسته ای، فسادهای چندهزارمیلیاردی مسئولان مملکتی، پرتره های چهره های فرهنگی و سیاسی محبوبمان، بالا و پائین رفتن شاخص های بورس، هیاهوی نبردها و حماسه های جنگ علیه داعش و امثال آن گرم شده است که یادمان می رود که یونس ها اصلا وجود دارند! می خواستم به خانواده یونس تسلیت بگویم، اما اگر خودسوزی یک دستفروش در تونس به آغاز یک خیزش ضداستبدادی و زلزله ای که جهان را لرزاند و توفانی که کشورهای منطقه را در بر گرفت انجامید و در کشور من در خبری چندسطری محصور ماند، آنگاه ترجیح می دهم به خودمان تسلیت بگویم
شورای نگهبان، یک حزب تمام
من از معتقدان به اسلامی منهای حقوق به علاوه دروغ انتظاری ندارم زیرا «حق الناس بودن رأی مردم» را مانند شعار «میزان بودن رأی ملت» خطایی بزرگ می دانند. اما اصول گراهایی که به سازگاری اسلام و حقوق شهروندی معترفند، موظفند از این نظریه دفاع و ابعاد آن را باز و تبیین کنند تا قطار انقلاب به ریل خود بازگردد و انتخابات آزاد و منصفانه برگزار شود. به باور من، اصلاح طلبان نیز لازم است با دفاع قاطع از نهاد شورای نگهبان، عملکرد قانون شکنانه و حزبی اعضایش را صریحا محکوم کنند تا حق وتوی آقای جنتی و هم فکرانش که ناموجه تر و غیراخلاقی تر از حق وتوی پنج دولت بزرگ در شورای امنیت سازمان ملل است (زیرا آن را علیه ملت خود به کار نمی برند) پایان یابد و انتخابات آزاد و عادلانه برپا شود که مسلم ترین حق هر ملتی است
عید و امید
مگر می توان نوروزهایی را عید خواند که مادران و همسران و فرزندانی با در دست داشتن تصویر عزیزشان چشم به در و دیوارهای بی رحم اوین دوخته اند؟
پنجمین بهار در حصر
میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد پنجمین بهار را پشت دیوارهای حصر نو خواهند کرد تا با رسیدن به پنجمین بهار حصر، روسیاهی زمستانی دیگر برای مدعیان اسلام و دینداری ثبت شود و سربلندی آن به نام ثلاثه ای باشد که حصرشان در قبال کوتاه نیامدن از خواست ملت، در تاریخ باقی بماند.
بهــــــاریه
دوست دارم برایت بنویسم که هرجا بروم بی تو برایم زندان است و شاید بهترین روزهای عمرم همان 45 روز انفرادی در چنگال سپاهیان از خدا و مردم برگشته و به قدرت و دنیای دون روکرده بود. همان روزها که به تو نزدیک بودم. با تو امساک می کردم با تو افطار می کردم با تو نماز می گزاردم با تو بیدار بودم و به تو فکر می کردم و روزهای آخر پس از اعتصاب غذا و امکان دسترسی به قلم و کاغذ برای تو می نوشتم.
اگر مذاکرات هستهای به نتیجه نرسد
دلواپسانی که امروز اصرار بر شفافیت مذاکرات هسته ای دارند، در آن زمان و این زمان و همیشه از شفاف شدن تبعات اقتصادی این سیاست که بخش عمده آن بر گُرده ی مردم مستضعف کشورمان بوده است، فرار کرده اند. کاش می شد که به دقت و مستند همه ی این هزینه ها برای مردم شفاف می شد و آنگاه تیم مذاکره هسته ای نیز بده بستانی که در مذاکرات صورت گرفته را برای مردم توضیح می داد تا نهایتا معلوم شود چه از جیب مردم رفته و چه اضافه شده است.
شورای امنیت و پرونده هستهای
قطار هستهای که سپتامبر (شهریور) سال گذشته حرکت خود را آغاز کرد به ایستگاه پایانی خود نزدیک شده است. اظهارات پیدرپی کشورهای درگیر با این پرونده، خصوصا ایران و آمریکا میتواند نشانه به توافق رسیدن طرفین باشد
آقای روحانی ما «ترس» و «وحشت» نمی خواهیم!
اگر قرار بود “ترس و وحشت” در جوامع انسانی جایگاهی داشته باشد،همه یا پیرو “نرون” در روم باستان بودند و یا “چنگیز مغول” در هفتصد سال پیش و یا “هیتلر نازی” در چند دهه قبل. باور های اعتقادی ما حتی کراهت در پذیرش دین را برنمی تابد ،چه برسد به سایر موارد
اینهمه فرزند ناخلف نوح!
هوادارانی در توجیه و ترویج این حرکات ضد امنیتی و اخلاقی مثال حضرت نوح و فرزندش را با مرتضی مطهری و فرزند خلفش علی مطهری به مقایسه میکشند! گذشته از اینکه این جماعت هرگاه تهی از تحلیل میگردند، پس پرده مقدسات و دین، اندیشه تاریک خود را به اختفاء می برند! اگر ابراز هر انتقادی و هر مخالفتی با اندیشه قانون گریزان، درتخطئه کردن نقادی سزاوار یک چنین شبیه سازی باشد، در آنصورت باید فریاد کشید که چه بر سر جمهوری اسلامی آمده که این همه نوح داریم و اینهمه فرزند ناخلف نوح ؟!
بنیامین نتانیاهو در اتاق تیتر کیهان
جبهه افراط و خشونت، در برابر مدنیت و صلح جبهه واحدی را برساخته که رمز حیات آن تداوم آشوب است. یک جا کلیدواژه این جبهه، متهم کردن دیگر کشورها به یاغی گری است، یک جا نام آن مبارزه با تروریسم می شود؛ یک جا مبارزه با دشمنان شکل گیری سرزمین موعود و جایی مبارزه با فتنه. اینها مرتبا به یکدیگر فحاشی کرده و برای هم خط و نشان می کشند. اما در عمل در کنار هم قرار گرفته و یکدیگر را تقویت می کنند.
تسلیت در حصر؛ تراژدی مصیبت و صبر
هر زندانی در هر جای جهان دارای حق ملاقات با عزیزانش است. محصوران ما اما زندانی محسوب نمی شوند و قانون مشخصی آنها را حمایت نمی کند. نهادهای قدرت این توانایی را دارند که در هر لحظه تمام سختی ای را که آنها متحمل می شوند، انکار کنند. این انکار وقتی پررنگ تر می شود که بدانیم وضعیت آنها وضعیتی ثبت نشده است که هیچ نهاد ملی یا بین المللی خود را ملزم به پاسخ گویی در برابر آن نمی داند. این وضع در یک نمودار سینوسی وقتی شرایط بدتری پیدا می کند که یکی از این عزیزان بیمار شود یا یکی از از عزیزانش را از دست دهد.
گزارش تحقیقی از وضعیت پزشکی محصوران
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران با تهیه گزارشی مفصل و تحقیقی از وضعیت سلامتی محصوران، خواستار تشکیل کمیتهی بیطرفی از پزشکان معتمد خانوادههای رهنورد، موسوی و کروبی و اطلاعرسانی دقیق، شفاف و رسمی دولت در باب وضعیت سلامت و وضعیت بهداشتی محل حصر آنها شد.
داعش وطنی
امروز مردم بخوبی می دانند که این گروهکهای فاشیستی خودسر نیستند ، مواجب بگیر و عمله ظلم و جور هستند . حتی نام خشکه مقدس بر آنها نهادن هم درست نیست از آنرو که این جنایتکاران نه دینی دارند و نه اعتقادی . قدرت و پول و چپاول و غارت و فریب و دزدی و دروغ و همه رذیلتها در آنها یکجا جمع شده است . مزدورانِ زر اندوزِ مزوری که مسلماً از جایی خاص حمایت و پشیبانی میشوند و در نهایت خونخواری به جنگ ملت آمده اند و با فتنه انگیزی که ذاتیِ خودشان است ، دیگران را فتنه گر می دانند و برای رسیدن به امیال و آمال پلید خود ، جامعه را تا مرز انفجار و نابودی می برند
مسئولان یا از اداره مملکت عاجزند و یا با داعشیان وطنی همدلاند
کسانی که بازگوکنندهی حقایق هستند یا باید در حصر و حبس باشند و یا بهخاطر خشونت و سرکوب غیرانسانی، امکان و توان ابراز آن را نداشته باشند؟ وقوع حوادثی از این دست نشان میدهد که مسئولان بلندپایهی نظام یا از ادارهی مملکت عاجزند و توان مدیریت بحرانآفرینان و خشونتطلبان را ندارند و یا با آنان همراه و همدلند که چنین سکوت توأم با رضایتی اختیار کردهاند.
آنها خودسر نیستند، «اجیر» هستند
می گویند حرمت فرد در اولاد او حفظ می شود. آن از حرمت فرزندان شهید بهشتی و این هم از حرمت فرزند شهید مطهری! در اینکه این مسایل از مدتها قبل برنامه ریزی شده اند تا منتقدین و امثال مطهری بدانند حرف متفاوت زدن چنین هزینه های سنگینی برایشان دارد وحساب دست بقیه هم بیاید! هم جای کمترین تردیدی نیست. نیروهای خودسر اصطلاح غلطی است. ما در کشور نیروی خودسر نداریم.این نیروها اجیر هستند. معلوم است اجیر چه کسانی. کاش اجاره ای بودند!