سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بنیامین نتانیاهو در اتاق تیتر کیهان...
» فراخوان به اتحاد علیه دشمنان همسو در تل‌آویو و تهران

بنیامین نتانیاهو در اتاق تیتر کیهان

چکیده :جبهه افراط و خشونت، در برابر مدنیت و صلح جبهه واحدی را برساخته که رمز حیات آن تداوم آشوب است. یک جا کلیدواژه این جبهه، متهم کردن دیگر کشورها به یاغی گری است، یک جا نام آن مبارزه با تروریسم می شود؛ یک جا مبارزه با دشمنان شکل گیری سرزمین موعود و جایی مبارزه با فتنه. اینها مرتبا به یکدیگر فحاشی کرده و برای هم خط و نشان می کشند. اما در عمل در کنار هم قرار گرفته و یکدیگر را تقویت می کنند. ...


کلمه – علی بردبار:

در تعریف اعتدال در سیاست به درستی و بارها گفته شده که آن، نه یک نظریه یا دیدگاه خاص، که یک روش است. این از گزاره اول. گزاره دوم اما مدعای پایه ای این یادداشت است؛ اینکه سیاست ورزی مدرن بیش از آنکه در پی یک نظریه یا ایدئولوژی باشد، “روش” است. بر این اساس بیش از آنکه ایدئولوژی ها رقم زننده آرایش نیروها باشد، روش های سیاست ورزی است که دوری و نزدیکی و نسبت نیروهای سیاسی را رقم می زند، هرچند در ظاهر این نسبت ها کتمان شوند. این مساله در دنیای به هم پیوسته کنونی موجب آن شده که روش هایی مشترک از مواجهه با جهان و سیاست، به صورت نانوشته در پی هم افزایی با یکدیگر قرار گیرند و جبهه ای واحد را بسازند. جبهه هایی همچون جبهه افراطی ها، جبهه مدنی ها، جبهه سیاست ورزان مصالحه گرا، جبهه جنگ طلبان و جبهه خشونت گرایان.

برای اثبات این نکته، مباحث انضمامی از طریق مروری بر مثال ها، بیش از تبیین نظری و انتزاعی ادعای این یادداشت به کار می آید. مثال هایی که جامعه ی ما نیز در سال های گذشته با زیرکی خاص خود آن ها را دریافته و با خلاقیت هایی چون کنار هم نشاندن نتانیاهوی صهیونیست و حسین شریعتمداری به ظاهر مسلمان و ضد صهیونیست، آن را ابراز می کند. آیا کیهان و مصباح و رسایی و اراذل و اوباشی که دلواپسی شان به پرتاب آجر و سنگ و اسیدپاشی می رسد و جماعتی از این دست را می توان بر اساس این رویکرد در یک جبهه واحد با راست های افراطی در اسرائیل ونئوکان های جنگ طلب در آمریکا قرار داد؟ آیا این گونه تقسیم بندی غلط نیست؟

پاسخ این است که غلط نیست، چون پیش از آنکه این تقسیم بندی در ذهان جامعه شکل بگیرد، آنها در عالم واقع در یک جبهه قرار گرفته اند، هرچند شعارشان حذف یکدیگر باشد. این گونه است که به عنوان مثالی روشن تر کیهان تیتر می زند که توافق محال است، آن سوی دنیا بدیل های دیگری برای شریعتمداری پیدا می شوند که می گویند به رئیس جمهور ما اعتماد نکنید؛ توافق پایدار ممکن نیست. البته در تل آویو هم کسی بر مسند قدرت نشسته که برای همپالکی های خود در تهران و واشنگتن کف می زند.

آنها البته هرکدام ایده های خود و آرمان های متفاوتی دارند، اما روش آنها در سیاست و خصائل یکسان، آنها را همداستان و هم کلام و هم جبهه کرده است. یقینا با چنین خصلت هایی اگر نتانیاهو در ایران و در یک خانواده مسلمان قرار داشت، الان یا در اتاق تیتر کیهان نشسته بود، یا برای 9 دی برنامه ریزی می کرد، یا در 209 و 2 الف درحال بازجویی کردن بود و یا در هرجای دیگری از این قبیل، و در همه حال دلواپس بود. دلواپس صلح و آرامشی که اگر باشد، برای او و امثال او دیگر جایی نمی ماند.

جهان پیوسته تر از همیشه، به دهکده ای می ماند که همه از حال هم با خبر و از موضع و رفتار یکدیگر متاثر می شوند. در این جهان، مرزها روز به روز اهمیت کمتری پیدا می کنند و در عالم سیاست، روش های سیاست ورزی مرتبا در حال تعریف و قیاس قرار می گیرند. در این جهان کوچک، جبهه افراط و خشونت، در برابر مدنیت و صلح جبهه واحدی را برساخته که رمز حیات آن تداوم آشوب است. یک جا کلیدواژه این جبهه، متهم کردن دیگر کشورها به یاغی گری است، یک جا نام آن مبارزه با تروریسم می شود؛ یک جا مبارزه با دشمنان شکل گیری سرزمین موعود و جایی مبارزه با فتنه. اینها مرتبا به یکدیگر فحاشی کرده و برای هم خط و نشان می کشند. اما این جبهه واحد، تنها خط و نشانشان برای یکدیگر است، اما در عمل در کنار هم قرار گرفته و یکدیگر را تقویت می کنند.

در این جبهه هرکس به اندازه ای که دارد به وظیفه خود عمل می کند. یکی با سنگ و آجر به ماشین یک سخنران میهمان شهرش حمله می کند، یکی در تربیون نماز جمعه آن را تایید می کند، یکی خانه بر سر کودکان فلسطینی خراب می کند، دیگری به نام مبارزه با تروریسم جهانگشایی و عقده گشایی می کند، یکی در نهایت چپ زدگی در اردوگاه اشرف و بعد لیبرتی می نشیند و چشم کمک به راست ترین نیروهای افراطی جهان می دوزد، یکی حصر می کند، آن دیگری ترور.

در مقابل این جبهه گسترده اما پیوسته از افراطی های خشونت طلب و جنگ جو، جبهه نیروهای مدنی باید به فکر تلاشی متقابل برای هم افزایی نیروهایشان با محوریت رعایت حقوق بشر، صلح و کنترل قدرت باشند. در غیر این صورت سرنوشت جهان را بوش ها و مک کین ها و نتانیاهوها و مصباح ها و شریعتمداری ها رقم خواهند زد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.