کساني که نهضتي را انجام ميدهند و مردم را دعوت به پيروي ميکنند چند راه براي هدايت مردم ارائه ميکنند. يک راه اين است که مرامنامه و مانيفستشان را ارائه ميکنند؛ همانند قرآن که در آن، کلام خدا بهصورت وحي توسط نبي به مردم ارائه شد. اين متن قابل تفسير است و قرائتهاي مختلفي را ميتوان از آن ارائه کرد، اما در کنار آن چيز ديگري وجود دارد و آن اينکه رهبران موفق، حرکتهاي اصلاحي را از طريق تجسم مانيفستشان ارائه ميکنند؛ افرادي که نمونه کامل عمل به آن کتاب و مانيفست هستند و ميتوان ايشان را مصداق عيني آن مرامنامه خواند.
» گفتار
حدود دو سال پس از حضور در قرارگاه حمزه، واحدهاي زبده خود را به دنبال دشمن در عمق حدود 120 كيلومتري خاك عراق فرستاد و موفق شد با محاصره دشمن، گروههاي مسلح را وادار كند كه طي توافقنامهيي بپذيرند كه دست از عمليات مسلحانه و ناامن كردن فضاي زندگي مردم كرد و آذريها بردارند و او توانست با آن نبوغ ذاتياش امنيت را به كردستان بازگرداند. احمد كاظمي به علت جراحتهاي زياد در طول دوران دفاع مقدس به 55 درصد جانبازي نايل شد و به جهت رشادتها و توانمنديهاي خود سه مدال فتح و شجاعت را به افتخارات خود افزود. در سال 84 به فرماندهي نيروي زميني سپاه منصوب شد. او پس از شهادت مهدي باكري يار و همرزم ديرينهاش در روز پنجم عمليات بدر، همچنان منتظر ماند تا سرانجام در صبح نوزدهم ديماه سال 1384 بر پيمان خويش با خدا وفا كرد و در حوالي اروميه نزديكيهاي محل تولد شهيد مهدي باكري به وي پيوست.
دشمنان با انگیزه های متفاوتی، زبان به تعریف و تمجید می گشایند، از این رو همه مواضع تمجید آمیز آن ها را در همه موارد، نمی توان یکدست دانست و پیوسته باید به اتکای هوش و ذکاوت سیاسی و براساس منطق عقلانی، به لایه های زیرین اظهارات آنان که می تواند آمیخته ای از شیطنت و یا صداقت باشد، دست یافت. هم چنین از نظر منطق دین و اخلاق، یک «معیار قطعی» برای داوری در چنین مواردی وجود ندارد.
امروز مشكل بزرگ امت اسلامي اينست كه دولتمردان كشورهاي اسلامي به جاي تلاش براي پيشبرد اهداف اسلام و ترويج تعاليم نوراني قرآن، به منازعات دشمن ساخته سرگرمند. اگر از امكانات، نيروها و ظرفيتهاي اسلام و امت اسلامي براي معرفي عملي و زباني اسلام و پيامبر اكرم به درستي استفاده شود، تلاشهاي جريانهاي معاند هر قدر هم زياد باشد راه به جائي نخواهد برد. بنابر اين، راه درست دفاع از پيامبر اسلام اينست كه ما مسلمانان به هويت واقعي خود برگرديم و از ظرفيتهائي كه اسلام براي ما پديد آورده به درستي استفاده كنيم.
هوا آلوده تر شده يا حساسيت مسئولان در باره سلامت شهروندان افزايش يافته است؟ وقتي که شمار تعطيلي هاي ناشي از آلودگي هوا چندين برابر افزايش يافته، بديهي است که شهروندان جملگي اين سوال را بپرسند. ماجرا وقتي پيچيده تر مي شود که گاه در حالي تعطيلي اعلام مي شود که افق ديد هم به نسبت خيلي ار روزهاي آلودگي هوا چندان کاهش نيافته است.
درسهایی از قیام نوزده دی؛ اگر شاه سرکوب نمی کرد
طبیعی است که دیکتاتورها برای خود حق ابدی حاکم بودن بر مردم قائل هستند و در زمانی که در کاخ سلطنت با همراهان متملق و چاپلوس احاطه شده اند فرصت طرح این سوالات را ندارند و زمانی به فکر می افتند که مثل قذافی پس از موش و حشره خواندن مخالفین، مجبور شوند فرار را بر مقاومت و ایستاده مردن ترجیح دهند. فاعتبروا یا اولی الابصار.
«اوساکبر» مُرد تا «برج» زنده بماند
«برج آزادی، برج آزادی شد. برجی که باید زنده بماند. تا ایرانی هست و تا ایمان مردم ایران به آزادی است.» تاب آوردن حقیقی روی سنگهای ترک خورده محوطه آزادی سخت است. سنگهایی که با خوندل از راه دور برای برج آورده بودند و حالا نه از جوشقان خبری است و نه از مرمر جوشقانیاش. سنگهای اوساکبر را از بین برده بودند و حالا برج باید منتظر باشد، منتظر تا در میان انکار و اصرار مسوولان، ثابت کند که هنوز سر پاست اما اگر زخمهایش مرهمی داشته باشد.
من دراین هفته، هم به مجلس ترحیم پدربزرگوار خانم رهنورد رفتم، و هم به مراسم تشییع مرجع صاحبنام آیت الله آقا مجتبی تهرانی. آنچه که در این دو مجلس دیدم، ربطی به بد و خوب این دو مرحوم نداشت. که مثلا تابوت این یکی را چون فرد ناجوری بوده باید سوزاند و تابوت آن یکی را چون آدم خداشناس و متقی و معلم اخلاق بوده باید به عطر و گلاب و گل و بلندگو معطر و مزین کرد. بل آنچه که دیدم، این تحکّم حاکمیت بود که شدیداً در فروکوفتن این یکی، و در برکشیدن آن دیگری تکاپو داشت. بله، این تحکم حاکمیت بود که مجلس اولی را به یک مسجد کوچک در حاشیه ی تهران پرتاب کرده بود، و دومی را به مسجد و مدرسه ی با شکوه سپهسالار آورده بود.
سرنوشت احمد کوچک ما، واکسی خیابان هاشمی تهران با دستهای کوچکش به ناکجاآباد رسیده است. با اصلاح سیاستهای اطلاع رسانی نیروی انتظامی، رسانه ملی و قوه قضاییه میتوان آمار گمشدگان، ربوده شدگان، قربانیان تعرض، اسیدپاشی، زورگیری و .. را به شدت کاهش داد. شرط اساسی آن است که ظاهرسازی را کنار گذاشته از منعکس کردن واقعیتهای جامعه به مردم نهراسیم. در جامعه ما مشکلات امنیت مردم جز با مشارکت فعال آنان حل نخواهد شد و تنها با اطلاع رسانی به موقع، صداقت و جلب اعتماد آنان میتوان مردم را به صحنه آورد.
اقتصاد بدون نفت؛ از آرمانها تا واقعيتها
به اين ترتيب استفاده از درآمدهاي حاصل از سرمايههاي طبيعي تنها در حوزههاي زيرساختي، آموزش، بهداشت، پژوهش، نوآوري، فناوري، و ارتقاي توان توليدي كشور مجاز باشد. تنها با نهادينه شدن رفتار دولتها در چارچوب تعيين شده است كه هيولاي فساد در تار و پودهاي نهادي به بند كشيده خواهد شد.
ستار بهشتی و اقناع افکار عمومی
همه آحاد ملت ما انتظار دارند که واقعا یک متهم به ویژه در حوزه جرم سیاسی که اقشار خاصی از جامعه در آن دخیل هستند، از تمام حقوق انسانی و بشری که لزوما در اجرای عدالت میتواند موثر باشد بهرهمند شود تا هیچگونه شائبهای از انحراف از قانون و انسانیت، در میان خانواده بازداشتشدگان و عموم جامعه، ایجاد نشود. به باور صاحب این قلم، مصلحت نظام، مصلحت دستگاه قضا و مصلحت کمیسیونهای مجلس و اعتبار آنها در گرو جلب اعتماد مردم است که یکی از جلوههای آن، رسیدگی دقیق و منصفانه و عادلانه در پروندههایی نظیر فوت ستار بهشتی و ارایه گزارش به افکار عمومی به شکلی است که بتواند آنها را قانع کند.
تختی از زبان تختی: قهرمان شدم، اما بر مغزم اضافه نشد
مینکه از کرسی به پایین پریدم و پس از اندکی تحمل و خیرهشدن به چشمان دیگر، متوجه شدم کوچکترین تفاوتی نکردهام؛ نه به وزنم چیزی اضافه شده و نه بر مغزم، نه میخندیدم و نه اشک میریختم، من فقط برای این قهرمان شده بودم که عدهای از هموطنانم جشن بگیرند و شادی کنند وگرنه من چه فرقی کردم؟ همان «رضا»یی بودم که در ساعت دو بعدازظهر مثل حیوانات سیرک به باشگاه میرفتم، اما نه؛ تنها تفاوتی که در روحیه من پدیدار گشت، این بود که من دیگر خود را حقیر نمیشمردم، آن حقارتی که چند سال قوز آن را بهدوش میکشیدم، از وجودم رخت بربسته بود.
اعمال نظر سليقهيي در كنار حق وتوي امتيازات فرهنگي در آييننامه ارتقاي اساتيد، باعث شده ارتقاي اساتيد چندان بر اساس صلاحيتهاي علمي نباشد. اين وضعيت حتي باعث شده بسياري از اساتيد با سابقه خود تمايلي به ارتقا نداشته باشند و اغلب اساتيد جوان و تازه وارد هم به دنبال راههاي مورد تاييد هياتهاي مميزي براي ارتقا باشند.
ظلمِ افراطیون به حوزه و روحانیت
ما آقای هاشمی را هرگز معصوم نمی دانیم، او نیز مثل دیگران جایزالخطاست، انتقادات هم بر عملکرد ایشان وارد است. اما معتقد هستیم ایشان، هم اینک دومین شخصیت انقلاب و نظام اسلامی و در کنار رهبری است. فلذا لازم است از حریم او حراست شود. اهانت به ایشان را توهین به رهبری، نظام و حوزه و روحانیت می دانیم، چون او مصداق فقیه سیاستمدار، مفسرصاحب آرا و فرزند خلف حوزه و یکی از بنیانگذاران انقلاب وارکان نظام به شمار می آید. به همین خاطر نیز بارها نوشتیم، گفتیم و هشدار دادیم که هاشمی «خاکریز اول انقلاب وحوزه» است امروز اگر این خاکریز شکسته شود، هدف بعدی دشمن، خود رهبری و نظام و روحانیت خواهد بود،قرائن وشواهد نیز این تحلیل را بوضوح تایید می کند.
ببینید کسانی که تا چند روز پیش سکوت اختیار کرده بودند و برای حفظ موقعیت لال شده بودند چگونه زبان باز کرده اند و چه چه مستانه سر داده اند . برای عرض ارادت و کسب موقعیت در مقابل هر حقیر تر از خودی تا زانو خم میشوند و به عزیزترین عزیزان این مردم که حتی فرصت نفس کشیدن در هوای آزاد را از ایشان گرفته اند ، اهانت میکنند و نسبت ناروا میدهند تا شاید مجوز حضور در انتخابات ریاست جمهوری را کسب نمایند . براستی چقدر حقیرند که برای جایگاهی بالاتر و کسب قدرت حاضرند به هر خفتی تن بدهند .
آلودگی هوا و داستان دو شهر؛ فقط برای یادآوری
برنامه كاهش آلودگي هواي مكزيكوسيتي از ابعاد جمعيتي، اجتماعي و تعداد خودرو بسيار شبيه تهران بوده و در این حال توانسته با برنامه اي مشابه آنچه كه يازده سال پيش در تهران به تصويب رسيد به موفقيت برسد. اما سئوال اصلي اينست كه چرا يكي (مکزیکوسیتی) موفق شد و ديگري (تهران) هنوز اندر خم يك كوچه است؟
امام حسين راهنماي انسانها و الگو و اسوه انان است. تاريخ زندگي او و تاريخ شهادت او خود به خود هيچ گونه تقدسي ندارد و حتي اگر شهادت او رخ نميداد هيچ مشكلي در نظام ديني وجود نداشت. شهادت او به هيچ معنا نقشي در نجات و رستگاري انسانها ندارد. همه هنر او اين بود كه شيوه زيست انساني و شرافتمندانه را برگزيد و در جامعهاي كه زندگي شرافتمندانه براي كسي مثل حسين(ع) ممكن نبود، حق طلبي و شرافت طلبي به شهادت او منتهي شد.
شرایط کنونی سوریه نمی تواند تداوم داشته باشد. حکومت سوریه در حال حاضر علیه مخالفین خود دست به خشونت می زند. هرچند در ابتدای ناآرامی های سوریه، مبارزات در شهرهای کوچک بود ولی امروز همه کشور را در بر گرفته است. گفته می شود مثلا در شهری مثل حلب نیمی از شهر در دست مخالفین است. در دمشق هم ناامنی و جنگ و گریز هر روزه است. این مسئله به این معناست که حکومت بشار اسد نمی تواند به سیاق گذشته تداوم یابد و حتما باید تحولی صورت بگیرد.
مسایلی که اکنون در اقتصاد کشور مطرح است تنها متوازن کردن دخل و خرج نیست؛ بلکه کمک به حل مشکلات و مسایلی است که به صورت تورم بالا، بیکاری مزمن؛ فضای کسب و کار و کمبود انگیزه سرمایهگذاری غیردولتی در صنعت؛ معدن و کشاورزی در این فضا؛ نقدینگی بالا و گرایش آن به سمت بورس بازی و سفته بازی و مصرف گرایی به جای سرمایهگذاری؛ رشد ناکافی تولید ناخالص داخلی؛ فاصله طبقاتی و یارانهها؛ بدهی دولت به نظام بانکی و به پیمانکاران و سازندگان؛ تاخیر در پروژههای زیربنایی کشوری؛ کمبود منابع پژوهشهای اقتصادی و اجتماعی و… وجود دارد. در مقابل تقویت گرایشها و جوانههای مثبتی که در شرایط فعلی بروز کرده یا در حال ظهور است و میتوانند به روندهای عقلایی و مثبتی در آینده شوند، ضروری است.
زندانی کردن بی سرانجام و یکجانبه و بدون محاکمه ی موسوی و رهنورد و کروبی، هرنتیجه و هر دستاوردی که برای حاکمان ما داشته باشد، حتماَ این دستاورد را نیز خواهد داشت که: حاکمان ما نه مسلمانند و نه متمدن. که اگر مسلمان بودند، به تضییع حقوق انسانیِ مخالفان خود دست نمی بردند، و اگرمتمدن بودند، به تضییع حقوق شهروندی آنان.
در مقابل، در کشورهای نفتی، در صورتی که دموکراسی همراه با تمرکز درآمدهای مالی در دست دولت باشد، پوپولیسم میدان بیشتری برای عمل پیدا خواهد کرد و عملاً تابع هدف سیاستمدار و مردم در یک حوزه مهم سازگاری و انطباق پیدا میکنند و آن گسترش مخارج دولت و مصرف هر چه بیشتر درآمدهای نفتی است که منجر به تورم، بیکاری در اقتصاد و تضعیف پاسخگویی خواهد شد. بنابراین مادامیکه تغییری در سازوکار ارتباط مالی بین دولت و مردم ایجاد نشود، دموکراسی به نهاد توزیع کننده درآمدهای نفت تبدیل میشود.
فرض کنیم اتهام جدیدی علیه خانم فائزه هاشمی وارد شده باشد که منتج به قرار مجرمیت و کیفرخواست شده باشد زمانی که مدت حبس 6ماهه محکوم تمام شود از باب تحمل حبس سابق، نامه آزادی وی صادر میشود و چون اتهام جدید یا به اصطلاح پرونده جدیدی دارد در صورتی که پرونده از دادسرا به دادگاه ارسال و با رسیدگی دادگاه حکمی صادر شده باشد و این حکم قطعی و لازمالاجرا شده باشد، از تاریخ قطعیت جزء ایام زندان احتساب و در صورتی که هنوز حکمی صادر نشده باشد، بدیهی است زندانی که موعد آزادی وی رسیده باشد با تودیع قرار از زندان آزاد میشود.
سوریه، میدان رقابت قدرتهای خارجی
امریکا و دولتهای اروپایی تمایلی به تداوم نفوذ روسیه در این منطقه ندارند و تحولات سوریه را فرصت مناسبی برای بازگشت نفوذ خود و به ویژه فرانسه در سوریه جدید میدانند. البته مشخص نیست که با تغییر حکومت سوریه، دولت جدید و با ثباتی در دمشق روی کار بیاید، بلکه ممکن است این کشور به صحنه درگیریهای فرقهای و قومی تبدیل شود و برای مدتها دولتی متزلزل جایگزین بشار اسد گردد. تاثیر تحولات سوریه بر مسائل مربوط به فلسطین و اسرائیل هم نیاز به تحلیل جداگانهای دارد.
نگاهی به درآمدهای نفتی دولت؛ پول که بر سر سفره ها نیامد
قانون نانوشته دولتداری در ایران اتکا به درآمد نفت است؛ نفتی که زمانی در کشور تنها هشت دلار بود و در چند سال اخیر در حول وحوش صد دلار نوسان داشته است. هیچ دولتی نمیتواند ادعا کند نوسان درآمد نفتی بر عملکردش موثر نبوده است اما سخن درستی که اتفاقا از دهان «محمود احمدینژاد» در دوران تبلیغات نهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری زدهشد، این بود که افزایش درآمد نفتی باید سر سفره مردم دیده شود؛ نکتهای که تعبیر دیگر آن «آوردن پول نفت بر سر سفره مردم» بود.
بهتر نیست آقایان تازه روی کار آمده از بزرگترهاشان بپرسند، تکوین انقلاب در اصفهان از سال 42 به بعد و به دنبال حضرت امام (ره) تنها توسط من و دوستانی مثل آقایان: خالقی، زهتاب و دو سه نفر از روحانیون آیات: خادمی و طاهری و احمدی فروشانی و چند نفر دیگر بود، در دوران غربت ولایتفقیه تنها همین چند دوست بودیم که فریاد انقلاب را سر میدادیم و راه مبارزه را هموار می کردیم، من زندانها و شکنجه های طاقت فرسا را شخصا تحمل کردم که مبادا همکاری و دوستی به دست طاغوتیان و دژخیمان گرفتار شود.
شهید دزدی و شهید سازی، نماد بارز سقوط اخلاقی اقتدارگرایان
مسیر شهید دزدی و شهید سازی برای جریان اقتدارگرا در روزهای گذشته روند مضحک و در عین حال ناگواری را طی کرد. پس از آنکه نطق وقیحانه حمید رسائی در مجلس، نام شهدای جنبش سبز را که در میدان مبارزه، جبهه آزادی و دفاع از حق را برگزیده بودند، در لیست فریبکاران و خشونت مداران حاکم ردیف کرد، این بار روح الله حسینیان پا به عرصه گذاشت تا یک وقت از بازار مکاره رقابت در سوء استفاده عقب نماند.
عیار آگاهیبخشی در قانون اساسی
در دوره اصلاحات و در پی سیاست ملی کردن نشریات بومی، این روزنامه نیز سراسری شد و از همان ابتدا جایگاهی ویژه در بین اهل فرهنگ و هنر و اندیشه یافت و مجموعه نویسندگان، خبرنگاران و همه دست اندرکاران «شرق» پیوسته حتی در شرایط دشوار، کار بزرگی را انجام دادهاند. شاید این دشوار زیستن، ریشه در زادگاه روزنامه داشته باشد اما هرچه هست این مجموعه آبدیده و ورزیده شدهاند. از قلم نیندازم که هیات منصفه و دادگاه محترم در این پرونده تصمیمی اتخاذ کردند که با اصل آزادی مطبوعات، سازگار و همخوان است. بازگشت روزنامه شرق به جامعه مطبوعات کشورمان را به فال نیک میگیریم و آن را گامی در گسترش داناییمحوری و قانونمداری میشماریم و برای همکاران گرانقدر آن روزنامه، آرزوی دوام، بقا و موفقیت داریم.
هم اکنون افزایش نرخ بیکاری و انباشت جمعیت بیکاران کشور حداقل به تعداد ۴ میلیون نفرتنها یکی از نتایج سحر و زیانبار بیبرنامه اداره کردن کشور دولت احمدینژاد آنهم در بهترین دوران درآمد نفتی بوده است، و نشان دهنده اینکه متاسفانه دلارهای نفتی درست و بجا مصرف نشده و هرز رفته است. و البته روشن است که مسئولیت رخداد چنین وضعیتی بعهده کل حامیان احمدینژاد و اقتدارگرایان حاکم است و آنها نمیتوانند رخداد چنین وضعیتی را بدوش دولت انداخته و خود را از مسئولیت و پاسخگویی دراین باره مبرا سازند.
برای مواجهه با آتشسوزی و حوادث مشابه دستورالعمل سادهای با استفاده از نظرات کارشناسان سازمان آتشنشانی تهیه و به مدارس فرستاده و در مدارس مانور آتشسوزی برگزار شود.
آنها ميتوانند با دورانديشي خود به ابتداييترين خواستههاي اصلاحطلبان جامه عمل پوشانده، كنشگران سياسي را به سمتي هدايت كنند كه اصلاحطلب و اصولگرا به جاي نزاع جناحي، در انديشه توسعه و منافع ملي باشند. به همين دليل، چندان عقلاني و منطقي به نظر نميرسد كه افرادي با رويكرد جديد به اصطلاح سياسي خود، در آستانه انتخابات رياستجمهوري، در كسوت نمايندگي يا هر جايگاه ديگر بدون اينكه جرم و اتهامي ثابت شده باشد، به بزرگان نظام و كساني كه براي انقلاب زحمات فراوان متحمل شدهاند، صريحا اهانت كنند و شرايط را به سمتي سوق دهند كه به هيچ روي، امكان چند صدايي و ظهور و بروز انديشهها فراهم نيايد.









