سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

اخلاق نبوي مبتني بر صداقت است

چکیده :‏ کساني که نهضتي را انجام مي‌دهند و مردم را دعوت به ‏پيروي مي‌کنند چند راه براي هدايت مردم ارائه ‏مي‌کنند. يک راه اين است که مرامنامه و ‏مانيفست‌شان را ارائه مي‌کنند؛ همانند قرآن که در آن، ‏کلام خدا به‌صورت وحي توسط نبي به مردم ارائه شد. ‏اين متن قابل تفسير است و قرائت‌هاي مختلفي را مي‌توان ‏از آن ارائه کرد، اما در کنار آن چيز ديگري وجود ‏دارد و آن اينکه رهبران موفق، حرکت‌هاي اصلاحي را از ‏طريق تجسم مانيفست‌شان ارائه مي‌کنند؛ افرادي که نمونه ‏کامل عمل به آن کتاب و مانيفست هستند و مي‌توان ‏ايشان را مصداق عيني آن مرامنامه خواند.‏...


مصطفي محقق داماد

در قرآن کريم براي شخصيت پيامبر اکرم(ص) چندين ‏عنوان به کار رفته است که برخي از اين عنوان‌ها به ‏مساله اخلاق سياسي نبوي ارتباط مي‌يابد. يکي از ‏عناويني که در قرآن کريم براي حضرت رسول(ص) به کار ‏رفته، لقب «اسوه» است. خداوند مي‌فرمايد که ‏مسلمانان، پيامبر براي شما الگوست. پيامبر(ص) سرمشق ‏زيبا و الگوي زيبايي براي شما است که بايد آن را ‏سرمشق خود قرار دهيد. عنوان ديگر «شاهد» است. برخي ‏تصور مي‌کنند شاهد براي روز قيامت است در حالي که ‏شاهد با شهيد تفاوت دارد‎.‎ شهيدي که در قرآن آمده به ‏معناي شهادت‌دهنده در روز قيامت است، در حالي که ‏شاهد به معناي الگو و سرمشق است.‏

‏ کساني که نهضتي را انجام مي‌دهند و مردم را دعوت به ‏پيروي مي‌کنند چند راه براي هدايت مردم ارائه ‏مي‌کنند. يک راه اين است که مرامنامه و ‏مانيفست‌شان را ارائه مي‌کنند؛ همانند قرآن که در آن، ‏کلام خدا به‌صورت وحي توسط نبي به مردم ارائه شد. ‏اين متن قابل تفسير است و قرائت‌هاي مختلفي را مي‌توان ‏از آن ارائه کرد، اما در کنار آن چيز ديگري وجود ‏دارد و آن اينکه رهبران موفق، حرکت‌هاي اصلاحي را از ‏طريق تجسم مانيفست‌شان ارائه مي‌کنند؛ افرادي که نمونه ‏کامل عمل به آن کتاب و مانيفست هستند و مي‌توان ‏ايشان را مصداق عيني آن مرامنامه خواند.‏

مصداق عيني يعني اگر کسي بخواهد به اين دستورات ‏عمل کند تا ببيند چگونه نتايجي به دست مي‌آيد اين ‏شخص نمونه اين نتايج است. پرسشي که ممکن است پديد ‏آيد اين است که قرآن از چه جهت و به چه مناسبتي ‏پيامبر(ص) را نمونه عيني معرفي کرده است؟ قرآن ‏مجموعه‌يي متشکل از چندين بخش است. يک بخش آن به ‏جهان‌بيني و دستورات عملي اختصاص دارد. اما قسمت ‏مهم ديگر که به نحو بسيار زيبا و هنري ارائه شده بحث ‏دستورات عملي تربيتي است که موجب رشد بشر مي‌شود. ‏ما اين نمونه را در دستورات عملي و اخلاقي خود ‏پيامبر(ص) مي‌بينيم. خداوند به پيامبر(ص) مي‌فرمايد که ‏تو داراي جنبه‌ها و سيرت‌ها و کردارهاي عظيم هستي. ‏با توجه به اين آيه معجزه ديگري غير از خود قرآن ‏که بر پيامبر(ص) نازل شده، يعني معجزه اخلاق ‏پيامبر(ص) را هم ما شاهد هستيم‎.‎

قرآن در مورد اخلاق پيامبر(ص) واژه «عظيم» را به کار ‏مي‌برد. اما وقتي به ريشه اين لغت مراجعه مي‌کنيم ‏اين است که اخلاق پيامبر، القا‌شده از سوي خداوند ‏است. من معتقدم عظمت اخلاق پيامبر(ص) در اخلاق سياسي ‏ايشان است. اولا سياست در اينجا به معناي عام کلمه ‏است. امروزه در دنياي سياست عده‌يي مي‌گويند آيا ‏معيارهاي فضيلت براي اخلاق فردي مي‌تواند در مديريت ‏نقش داشته باشد؟ اينکه دروغ بد است، آيا امکان ‏دارد که مدير سياسي يک جامعه دروغ نگويد؟ خدعه بد ‏است؛ مي‌تواند يک شخص، مدير جامعه باشد اما خدعه ‏نکند؟ عده‌يي گفته‌اند چون اين عمل ممکن نيست، بياييم ‏اخلاق ديگري ارائه کنيم به نام اخلاق سياسي. مدير ‏سياسي خوب کسي نيست که دروغ نگويد بلکه کسي است که ‏لازم باشد دروغ بگويد‎.‎‏ مي‌گويند دروغ براي فرد عادي ‏بد است اما فرد سياسي مي‌تواند دروغ بگويد‎.‎

اما اينجا مشکلي پديد مي آيد و آن اين است که ‏کسي که مدير سياسي باشد و دروغ بگويد بحران سياسي ‏در جامعه ايجاد مي‌کند و کسي که دروغ را ترويج ‏مي‌کند باعث مي‌شود که مردم هم اخلاق فردي‌شان را از ‏دست بدهند. ما دو گونه اخلاق نداريم؛ همان‌طور که معنا ‏ندارد کسي بگويد که بيماري يک فرد عادي در جامعه ‏با بيماري کسي که زعامت جامعه‌يي را برعهده دارد، ‏فرق مي‌کند. از نظر پزشکي هر دو بيماري است و ‏اين‌گونه فکر کردن در حد شوخي است‎.‎

به نظر من قواعد اخلاقي مانند قواعد رياضي است. کسي ‏مي‌تواند بگويد رياضيات در زمان افلاطون با زمان ‏اکنون متفاوت است؟ قواعد اخلاقي بايدها و نبايدهاي ‏حکمت عملي است. حکمت عملي مقتضاي عقل بشري است. ‏بشر از آن جهت که بشر است برخي قواعد اخلاقي را درک ‏مي‌کند و زمان در اين مورد هيچ تاثيري ندارد. ‏بنابراين ما بايد از نظر تحقيقاتي بحث کنيم که آيا ‏پيامبر(ص) که اخلاقش در حد عظيم بود و الگوي کامل در ‏جامعه بود آيا مي‌تواند ارزش‌هاي اخلاقي را وقتي که ‏در راس قدرتي بزرگ است مورد توجه قرار ندهد؟ از ‏نظر تاريخي ثابت شده است که پيامبر در طول زندگي‌اش ‏حاضر نشد حتي يک بار بر خلاف اخلاق عمل کند و آنچه ‏امروزه سياستمداران مي‌گويند که «دروغ مصلحت‌آميز به ‏ز راست فتنه‌انگيز» اصلا در نظر ايشان مطرح نبوده ‏است؛ بنابراين به نظر من پيامبر(ص) با اين اقدام ‏مي‌خواسته اثبات کند که «دروغ مصلحت‌آميز به ز راست» ‏نيست. دروغ هيچ وقت مورد تاييد نيست؛ حتي در ‏سياست. شايد برخي بگويند اين حرف قابل مناقشه است ‏اما به اعتقاد من دروغ مصلحت‌آميز تحت هر شرايطي ‏درست نيست‎ .‎ادعاي پيامبر(ص) و تربيت‌شدگان کامل ايشان ‏اين بوده که چه در زمان گوشه‌نشيني در خانه و چه در ‏زمان در راس قدرت قرار گرفتن همان اخلاق را رعايت ‏کرده‌اند. اگر در جنگ صفين علي(ع) آب را بر دشمن ‏مي‌بست قطعا پيروز بود اما اين کار را خلاف فتوت ‏مي‌ديد. شايد از نظر استراتژي جنگي اين کار درست بود ‏اما خلاف اخلاق نبوي بود. امروزه صحبت از حقوق ‏بشر‌دوستانه مي‌شود که بنيانش در همين مسائل است. ‏ادعاي قرآن و نمونه عملي آن -رسول‌الله(ص)- مي‌خواهد ‏بگويد اخلاق سياسي همان ارزش‌هايي را دارد که اخلاق ‏فردي دارد؛ نمي‌شود شما به‌عنوان يک فرد به برخي ‏معيارهاي اخلاقي پايبند باشيد و وقتي که در راس ‏قدرت قرار مي‌گيريد آن اخلاق را کنار بگذاريد‎.‎

خاتم انبيا(ص) يعني کسي که آمده جمع بين ارشاد و ‏مديريت قدرت کرده، اين است که در مديريت قدرت ‏مي‌توان دستورات اخلاقي به مردم داد و عمل کرد. ‏ادعاي پيامبر(ص) يک نظر است و يک عمل. از همين کتاب ‏مقدس اسلام، اشعريون جبر و معتزله اعتزال را برداشت ‏کردند. در همين کتاب مقدس در تمام مکاتب مختلف فقهي، ‏از صفر تا بي‌نهايت قرائت وجود دارد و اين متن لفظي ‏است. اما در قرآن يک ميزان هست و ميزان، همين حکمت ‏عملي است که بعد اخلاقي آن در پيامبر(ص) مجسم شده ‏است. من معتقدم تنها مکتبي که اين را جاودان ‏مي‌داند و معتقد است تا ابد جاودان است مکتب تشيع ‏است‎. ‎ادعاي قرآن و پيامبر(ص) است که تمام وعده‌ها پس از ‏اينکه به قدرت رسيديد بايد اعمال شود؛ در غير اين ‏صورت کار غيراخلاقي کرده‌ايد. اگر کسي کانديداي ‏رياست‌جمهوري شود و صدها وعده به مردم بدهد اما پس ‏از اينکه به قدرت رسيد تمام آن را فراموش کند اين ‏کار غير از اخلاق سياسي است. ادعاي قرآن اين است که ‏شما بايستي هنگامي که در راس قدرت قرار مي‌گيريد، ‏اخلاق‌هاي فردي را فراموش نکنيد و به آن اخلاق‌ها با ‏يک معيار نگاه کنيد؛ مانند پيامبر شدن که بسيار کار ‏سختي است اما بايد تمام تلاش‌تان را بکنيد تا ‏نزديک‌ترين فرد به پيامبر باشيد. ما معتقديم که ممکن ‏است خطا کنيم پس بايد خود را نزديک‌تر به اخلاق کنيم ‏تا درصد اين خطا پايين باشد‎.‎

ميزان را نيز آن‌طوري که پيامبر‌اکرم(ص) بودند بايد ‏دانست. پيامبر واقعيت را همان‌گونه که بود با مردم ‏طرح مي‌کرد؛ چيزي را از مردم پنهان نمي‌کرد‎.‎ ادعاي ‏پيامبر اسلام و قرآن اين است، که حق را بگو حتي اگر ‏به قيمت جانت تمام شود. اگر اين ادعا از بين برود، ‏خاتميت پيامبر هم از بين مي‌رود؛ و اين يعني ‏دست‌برداشتن از هدايت‌هاي نبوي. اگر کسي به اين ادعا ‏عمل کند سعادتمند مي‌شود و اگر مدير جامعه به اين ‏جمله عمل کند آن جامعه پيروز و موفق خواهد بود. در ‏اين جمله رابطه بين مقدم و تالي، رابطه ضرورت است؛ ‏پس اين گزاره جاودان است؛ مانند مثلث که سه زاويه ‏دارد. مجموع زواياي مثلث سه تا بيشتر نيست و اين ‏اختصاص به زمان گذشته و حال و آينده ندارد. در تمام ‏دوران تاريخ اگر جامعه‌اي به اين دستورات عمل کند ‏سعادتمند خواهد بود‎.‎ما هميشه راستگويي را تجربه ‏نکرديم؛ اگر تجربه کرده بوديم و متضرر مي‌شديم آنگاه ‏از اين مسائل دست بر‌مي‌داشتيم. اما در کدام مقطع، ‏مسلمانان به الگوي نبوي عمل کردند و ناموفق شدند؟ ‏در کدام موقع مکتب اسلام بوده و بدان عمل شده و باز ‏اهل ريا و خيانت بر مسلمانان پيروز شده‌‌اند؟ آيا در ‏زمان خود پيامبر مردم به اخلاق نبوي عمل کردند؟ در ‏زماني که خلفايي آمدند و خلافت را تبديل به سلطنت و ‏نقطه مقابل رسول‌الله قرار دادند به اين دستورات عمل ‏کردند؟ اگر عده‌اي از صاحب‌نظران سياسي اين‌گونه سخن ‏مي‌گويند که سياست امر پيچيده‌اي است و نمي‌توان به ‏مردم از روي صدق گفت، توجيه کردار خودشان است‎.‎آنها ‏که مي‌خواهند خيانت کنند و با يک بمب تمام جامعه را ‏از بين ببرند و نسل‌هاي جامعه را نابود کنند و به ‏کشوري حمله کنند و اشغال بي‌جا کنند کار خودشان را ‏توجيه مي‌کنند. من معتقدم که ادعاي قرآن بايد عمل ‏شود نه اينکه در صحبت و کلام بماند. عظمت رسول‌الله در ‏اين است که مردمي که تا ديروز فرزندان خودشان را ‏با دست خودشان زير خاک مي‌کردند در ميان‌شان الگوهاي ‏کاملي ظهور کردند که مايه افتخار شدند. آيا معجزه ‏از اين بالاتر که کسي معتقد است دخترش را بايد زنده ‏به گور کند اما با بيان و عمل اخلاقي رسول خدا دست ‏از اين اعتقاد بشويد؟ اين معجزه بالاتر از عصا ‏اژدها‌کردن است. بنابراين اخلاق سياسي نبوي مبتني بر ‏صداقت است نه خدعه و مصلحت ‎.‎

منبع: روزنامه اعتماد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.