سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

راز حصر این سه تن

چکیده : زندانی کردن بی سرانجام و یکجانبه و بدون محاکمه ی موسوی و رهنورد و کروبی، هرنتیجه و هر دستاوردی که برای حاکمان ما داشته باشد، حتماَ این دستاورد را نیز خواهد داشت که: حاکمان ما نه مسلمانند و نه متمدن. که اگر مسلمان بودند، به تضییع حقوق انسانیِ مخالفان خود دست نمی بردند، و اگرمتمدن بودند، به تضییع حقوق شهروندی آنان....


محمد نوری زاد

 

زندانی کردن بی سرانجام و یکجانبه و بدون محاکمه ی موسوی و رهنورد و کروبی، هرنتیجه و هر دستاوردی که برای حاکمان ما داشته باشد، حتماَ این دستاورد را نیز خواهد داشت که: حاکمان ما نه مسلمانند و نه متمدن. که اگر مسلمان بودند، به تضییع حقوق انسانیِ مخالفان خود دست نمی بردند، و اگرمتمدن بودند، به تضییع حقوق شهروندی آنان.

این سه زندانی، در بهره مندی از حقوق حداقلی خود، می بایست – آری می بایست – محاکمه می شدند. و باید به ازای هر ناسزا و ناروایی که در میلیاردها کلمه و تحلیل، و به ازای هزاران دقیقه برنامه ی رادیویی و تلویزیونی ای که بر آنها فروباریده، فرصت دفاع می یافتند. این را نه حقوق بشر متداول، بل قوانین خاک خورده ی خودمان می گوید.

این روزها، روزهای ورشکستگی که نه، روزهای سرشکستگی ماست. ما مخالفان خود را زندانی کرده ایم و یکجانبه مثل پهلوان پنبه های دروغین بر آنها تهمت می باریم. و البته به اسم “حماسه”، برای برقراری سراسیمه ی خود راه می گشاییم.

اگر حاکمان ما مختصری شهامت و مردانگی می داشتند، گوشه ای از دریچه ی همین صدا و سیمای مچاله ی خود را به روی مخالفان می گشودند. کاری که اغلبِ مردمان فهمیده ی جهان می کنند. که در آن صورت، میزان و عمق “حماسه” مشخص می شد. در آن روز، بر همگان معلوم می شد: چه کسانی مستحق قهرمانی و شایستگی و ماندن اند، و چه کسانی فریبکارانه به لباس استحقاق فروشده اند و باید بروند.

موسوی و رهنورد و کروبی، هرکه هستند و هرچه کرده اند، آنسوتر از تمایل حاکمیت، و در مقایسه با همه ی آنانی که امروز بر مصادر امور خیمه بسته اند و حیثیات همه جانبه ی ما را به باد داده و می دهند، شایسته تر و انسان تر و مردمی ترند. آری، این است راز تداوم حصرِ این سه تن. و من، می گدازم از این نکبت بزرگ که آدمهای ناشایست و نادرست و دزد و ابله بر سرکارند و شایستگان، در حصر و برکنار.

محمد نوری زاد
دوازدهم دیماه نود و یک
مصادف با روز نخست سال ۲۰۱۳ میلادی

منبع: وبسایت شخصی نویسنده


19 پاسخ به “راز حصر این سه تن”

  1. Gharib گفت:

    گاوها .هم زور دارند وهم مسلح به شاخند . بالاتر از همه بی شعورند و چشم به عصای گله بان دارند وگوش به فرمان او اما نمی دانند که دیر یا زود توسط همین گله بان، به مسلخ فرستاده می شوند ،تاکبابشان سفره سلطان را رنگین کندوتنش را فربه .تف بر غیرت آنان که نان ملت را می خورند تا حافظ جان ومال و ناموس مردم باشند .تا اسلحه ها رارو به دشمن بگیرند وپاس دار مملکت وپاس بان امنیت مردم باشند .دریغا دریغ که پشت به دشمن کرده و رویاروی ملت ایستاده اند وقلب هم وطنانشان را نشانه رفته اند.( حساب نقدی ها ی بد چهره لجن زی عراقی وامثالهم جداست که مردم ایران را نه تنها هم وطن خود نمی دانند که کینه تاریخی با مردم ایران دارند . به یهودیهای نومسلمان کاسه از آش داغتر هم کاری نداریم که ژن رذالت در وجودشان متاستاز شده) روی سخنم با امثال احمدی ها ،ازیز ها ،پاسبان ها(پلیس)وپاسدار ها است . اگر دین ندارید واز خدا وقیامت نمی ترسید لا اقل در دنیای خود آزاده وجوان مرد باشید.

  2. javid گفت:

    وما آنان را بدست خودشان نابود خواهیم کرد.وعده ایست الهی

  3. میرعماد گفت:

    کوتاه و گویا؛
    زنده باشی آقای نوریزاد

    اللهم فک کل اسیر

  4. علی گفت:

    سایت محترم کلمه و جناب نویزاد عزیز فقط ایکاش مستندی از 9 دی 88 ( قلوی کودتای 28 مرداد) و تعداد شرکت کنندگان اجباری و جمع کردن جمعیت خجل که خود را از دوربینها مخفی میکردند که با همه این مسائل و گسیل از شهرهای اطراف به زور به 200 هزار نفر هم نرسیدند تهیه میشد تا اینقدر حماسه حماسه نکنند.

    • سبزه قبای بصیر گفت:

      پیشنهاد خوبی است علی آقا. برای تهیه این مستند اطلاعات لازم است. مثلا چه کسانی به راهپیمایی رفتند. از اداره ما 10 تا 12 نفر رفتند که از میان آنها دو نفر از مدیران سازمان حاضر در تظاهرات به علت فساد مالی به قید وثیقه آزادند. سه نفر مستخدم بعدا به علت فساد اخلاقی اخراج شدند.. ذو نفر به کلاه برداری از همکاران مبادرت ورزیدند و الان پرونده دارند. دو سه نفر دیگر هم برای اضافه کار. جتی یک نفر برای عقیده در آن شرکت نکرد. هر کسی شرایط موجود را به نفع خود می دید شرکت کرد. نام این اداره سازمان زمین شناسی کشور است.

  5. GhasemAgha گفت:

    u تا آنجا که من خبر دارم راز حصر این سه نفر خیلی روشن است. عظما جان از نوجوانی و شاید هم قدری قبل از آن از کروبی زیاد خوشش نمی آمد. چرا نمیدانم باید یکبار از او بطور خصوصی پرسید. اما رابطه او با میرحسین خیلی خوب بود حتا وقتی او را میخواست معرفی کند به چند نفر گفته بود اوهم خامنه ایست یعنی او هم عین من است و ما اخلاقمان باهم خیلی جور جور است. اما درآن چندسالی که میرحسین نخست وزیر بود خیلی باهم اختلاف پیدا کردند و میانه آنها حسابی شکرآب شد مخصوصا که آقا همیشه طرف میرحسین را میگرفت و میگفت بروید سرجایتان بنشینید و توهم بگذار این میرحسین به کارهایش برسد. عظما جان خون دل میخورد حرفی نمیزد تا آنکه انتقامش را در آن شبی که فردایش او را به رهبری انتخاب کردند گرفت و اصلا نه تنها میرحسین را اوت کرد بلکه پست و مقامش را هم بکلی ازبین برد. در انتخابات 88 برای آنکه هم تنور انتخابات را گرم کند و هم باز انتقامی از میرحسین بگیرد، عصا زنان رفت سراغ آقا میراسماعیل که آقا به خاطر آنکه من مدتی در زمانی که فراری بودم درخانه شما پناه گرفته بودم و شما جان مرا نجات دادید، به این پسرتان توصیه کنید که در این انتخابات شرکت کند که شانس خیلی زیادی دارد. درحالیکه خودش میدانست که برنده نهایی انتخابات کیست. فقط میخواست میرحسین را سنگ روی یخ کند و به این بهانه میرحسین هم سری به آقا بزند که حالا برای خودش بیتی و دم و دستگاهی داشت. وقتی آقا میراسماعیل به پسر گفت “میری بالا برو در انتخابات شرکت کن” میرما حرف آقاجان را زمین نینداخت و اطاعت امرکرد. اما ازآنجا مثل بقیه آذربایجانی ها اهل خاویار و این چیزها نبود یکباره اعلام کرد که من داوطلب نامزدی در این دوره انتخابات شده ام و در این باره اصلا نزد رهبری هم نرفتم و با ایشان هم صلاح مشورت نکردم. یعنی خودم میخواهم آقای خودم باشم و کسی آقا بالاسرم نباشد. این مطلب بدجوری کینه به کینه های سابق عظما جان اضافه کرد و ضمن دندان قروچه ای که در خلوت کرد، گفت یک بلایی سرت بیاورم که حکایتش را در داستانها بنویسند. مگر نمیدانی که این عظما آن رئیس جمهوری که تو دیده بودی دیگر نیست. مثل آن شریف امامی که گفت این شریف امامی دیگر آن شریف امامی دیروز نیست که رئیس توسری خور مجلس سنا باشد. حالا دیگه ما برای خودمان کیمسن آقایی هستیم. ازهمین روی عزم را جزم کرد و فرزندی هم که هی فشار می آورد که حاج آقا این احمدی را مبادا ناامید کنی و خلاصه شد آنجه شد. اما داستان کینه نفر سوم از لونی دیگر است. این اختلافات برمیگردد به پشت صحنه و گیس به گیس شدن خانمها که معمولا چشم دیدن هم را ندارند. بانو عظما اصلا چشم دیدن بالاتر از خودش را ندارد. حالا فکر کنید طرف دارای انواع و اقسام مدارک تحصیلی هم باشد و یک عنوان “دکترای” واقعی و غیر قلابی و غیر عوضعلی کردانی هم یدک بکشد. دیگه نیا و نپرس. اوهم شب و روز زیر گوش عظما جان نجوا را شروع کرد که خلاصه نبینم این بابا بیاید سر کار و آن خانم “دکتره” هم بشود بانوی اول کاخ سفید رئیس جمهوری که اصلا حوصله اش را ندارم. این بود که این حوادث دست به دست هم داد این سه رفتند به حصر حصین و شدند ساکنان قلعه سنگباران. بالا رفتیم دوغ بود، پایئن اومدیم ماست بود والله قصه ما راست راست بود. میگی نه برو از خود عظما جان و عظما بانو بپرس. ما راستش را گفتیم. شما اگه دیر باوری من چه کنم؟

  6. یک جانباز70درصد گفت:

    اینهاازاسلام فقط لباسش را دزدیده اند فقروفحشاواسلام گریزی در جای جای شهروروستا بیداد میکنه
    انگاه رهبردم ازاسلام میزنه ازایمان صحبت میکنه انگاردراین کشور زندگی نمی کند ودر یک جای زندگی
    می کنه که محروم ازهرگونه وسایل ارتباط جمعی است انگاه خودرا فقیه اگاه به زمانه می داند پناه برخدا
    ازشراینگونه فقیهان زمان

    • mohamad532 گفت:

      جانباز70درصدعزيز اين حكومت عين اصل اسلام هست اين رومن به عنوان يك برادركوچكتردارم بهتون ميگم.شماهاهيچوقت نميتونيداين اسلام روازاين منجلاب نجات بدهيد

      • az diar fars گفت:

        دوست گرامي حرف دل ما را زدي ! خوشا به حال مردم مالزي كه فرسنگ ها از اين خاورميانه دورند و گرنه آتش اين اسلام ناب ، آن ها را هم تاكنون خاكستر كرده بود ! مي خواهيد باور كنيد يا نه اما حقيقت اين است از روز نخست اين اسلام بر اشرافيت دادن به قريش و نابودي ساير اديان و طوايف و اقوام بنا نهاده شده است و هر انسان مستبدي كه از راه مي رسد براي رسيدن به اهداف ظالمانه ي خود به اين دين مستمسك مي شود از آنان كه 1400 سال پيش 40000 ايراني را به جرم زرتشتي [ در شهر استخر ] بودن كشتند تا طالبان امروزي ! كافي ست به تاريخ جرير طبري مراجعه كنيد يا كتاب 23 سال علي دشتي را بخوانيد و يا يك قرن سكوت زرين كوب و ………… ديگر را !

  7. Rahjoo گفت:

    دليل حبس اين سه نفر و هزاران همفكر مانند اين سه نفر و پيش از اين قتل ده ها
    دگرانديش و نويسنده و فعال سياسى منتقد راز نيست كه نياز به پرده برداشتن از
    آن باشد. دليل قتل فجيع داريوش و پروانه فروهر توسط كسى كه به سعيد امامى
    دستور اجراى آنرا داده بود چه بود؟ دستور قتل مرحوم دكتر سامى را چه كسى
    پيش از آن صادر كرده بود و ده ها مورد ديگر از ناپديد شدن منتقدين و دگر
    انديشانى كه آزارشان به مورى نرسيده بود. اما ما و شما
    اگر فكر ميكنيم فاصله زيادى بين عملكرد پينوشه ديكتاتور مخوف شيلى و صدام
    حسين تكريتى و استالين وجود دارد اشتباه ميكنيم. همه كم و بيش به يك اندازه
    خونخوار و وحشى و زبان نفهم بودند. در تاريخ شيلى هست كه هزاران نامه
    سرگشاده به پينوشه و دستگاه به اصطلاح قضائيه وى درباره منتقدين مفقود نوشته
    شد ولى ديكتاتور به هيچ يك ترتيب اثر نداد. استالين يك جمله احمقانه به زبان
    مياورد و ذوب شدگان ولايت او شروع به تئورى سازى و جا انداختن نظر وى ميكردند
    و در اين راه مخالفان را با اقتدار تمام از سر راه برميداشتند. خمر هاى سرخ
    هزاران نفر از مخالفين غير خودى را در بازداشتگاه ها به جوخه مرگ تدريجى يا دائمى
    سپردند. بلائى را كه هيتلر و موسيلينى و نظام مبتنى بر فاشيزم بر سر مردم
    آلمان و ايتاليا آورد مگر ميتوان فراموش كرد. و همين نزديكيها همين خانواده اسد
    محبوب جمهورى اسلامى خودمان در سوريه مگر كم وحشى گرى كردند؟ نقطه
    مشترك ديكتاتور وطني خودمان با بقيه ديكتاتور ها يك نقطه و يك نقطه بيش نيست
    و آن نياز روحى شديد ديكتاتورها به برترى جوئى است. اگر حس برترى از ديگران
    نبود اين همه چاپلوس چاكر سينه چاك را به استخدام نميگرفت كه به مداحى از وى
    بپردازند. اگر حس برترى از ديگران نبود اين همه بيسواد بيچاره بيمار را به
    استخدام نميگرفت كه ميان آنان چو نگينى بدرخشد. اگر حس برترى جوئى نبود
    ديكتاتور اينقدر كينه افراد آزاد مستقل منتقد را به دل نميگرفت. چاره درد برترى
    جوئى و خود شيفتگى و خود بينى خاكى است كه گفته اند در چشم وى بايد
    پاشيد. اين خاك به طور طبيعى به چشم همه ديكتاتور هاى تاريخ رفته است كه
    هيچ ادعاى خاصى هم نداشتند. من مرده شما زنده ببينيد كه طبيعت با ديكتاتورى
    كه اسلام را به گروگان گرفته و يكى از عميق ترين لايه هاى معرفت بشرى را به
    جهل و كين آلوده است چه خواهد كرد.

     

  8. Nakisa_sami گفت:

    ومکرو ومکرالله والله خیرالماکرین .

  9. Arsam_bahar گفت:

    آقای نوری زاد همیشه حرف دل مردم را میزند پاینده باشی

  10. m m گفت:

    درود بر حر زمانه
    میرحسین عزیز اگر قصد حکومت داشت 20 سال دور از قدرت زندگی نمی‌کرد، و اگر می‌خواست سال 76 و 84 بهترین شرایط برای حضور سبزش بود ولی در شرایطی پا به عرصه سیاست گذاشت که نامحرمان و نامردان، انقلاب مردم را در خطر فروپاشی قرار دادند و چه ناجوانمردانه با او و سبزها رفتار کردند.
    تا ابد رییس جمهور منی میرحسین!

  11. تراب گفت:

    سیستم سلطانی است و در این سیستم حرف اول و آخر را سلطان میزند.این رای گیری ها فیگور دمکراسی است.به قول مصباح مردم کیند!!

  12. تراب گفت:

    سیستم سلطانی است و در این سیستم حرف اول و آخر را سلطان میزند.این رای گیری ها فیگور دمکراسی است.به قول مصباح مردم کیند!!

  13. تراب گفت:

    سیستم سلطانی است و در این سیستم حرف اول و آخر را سلطان میزند.این رای گیری ها فیگور دمکراسی است.به قول مصباح مردم کیند!!

  14. ناشناس آشنا گفت:

    چه باید کرد!

    این باغچه را از هرزه گیاه, رها باید کرد.

    گلزار گلگون سبز را بر آن ,روا باید کرد.

    کلبه فرسوده پوسیدهٔ را از بن, خراب باید کرد.

    خانه سبز امید را با عشق، بهر میر عزیز ،در آن بنا باید کرد.

    بلبلان خوش نغمه عاشق را, از قفس رها باید کرد.

    حصر ناجوانمردانه جور و ستم را , فنا باید کرد

  15. Irani_mehdi گفت:

    ای خدا! چه شد که جوونها عمرمون افتاد وسط این همه ظلم و فساد؟

  16. tavana گفت:

    بابا جان، باور کنیم که حکومت دینی بدرد اداره کردن جامعه نمی خورد چون پر است از معیارهای غیر قابل اندازه گیری مانند تقوی، اخلاص و ………….