سی و یکمین روز؛ ندا آقاسلطان، امیر جوادیفر، امیر حسین طوفان پور، محمدحسین فیض و بهزاد مهاجر
چکیده :امروز شیخ و میر در حبس هستند و فرزندان برومند سرزمین در خاک. شهدای انتخابات برای همیشه در یاد این مردم این سرزمین خواهند بود، جوانانی که جان خود را در راه رایشان دادند. پش چطور می توانیم در انتخابات نمایشی و انتصابی پیش رو شرکت کنیم ...
کلمه_ گروه اجتماعی: چشم هایش را به آسمان دوخت، آخرین نگاه را به خورشید کرد، آرزوهایش در آخرین نگاه خلاصه شد، چشم در چشم خدا دیگر نفس نکشید. فرق نداشت رهگذر باشی یا معترض آنهم معترض خاموش؛ مهم نبود خانه ی خداست یا مدرسه یا خیابان؛ گلوله بود که شلیک میشد تا سینه ها را بشکافد. یک روز قبل گفته بود هرکس به خیابان بی آید مسوولیتش پای خودش است، یک روز قبل فرمان خاموش باش، کور باش، لال باش صادر شده بود و همه چیز باید تمام می شد؛همه چیز. اما مردم آمدند بیشتر از همیشه، آمدند چون باورد داشتند که انقلاب مال آنها است، باور داشتند که رای داده اند و دزیده شده است و با تمام این فرمان ها بازهم به آنان شلیک نخواهد شد نظام اسلامی مهربان تر از آن است که شهروندان خود را به خون کشد. میرشان و شیخشان با آنان همپیمان شده بودند که تا آخر این راه با آنها خواهند بود، میر و شیخ خود کفن پوش شده بودند تا همراه این مردم به ایستند بر سر آنچه که سی سال زحمتش را کشیده بودند. امروز شیخ و میر در حبس هستند و فرزندان برومند سرزمین در خاک. شهدای انتخابات برای همیشه در یاد این مردم این سرزمین خواهند بود، جوانانی که جان خود را در راه رایشان دادند. پش چطور می توانیم در انتخابات نمایشی و انتصابی پیش رو شرکت کنیم:

ندا آقاسلطان چشمهایش را به خاطر بسپار
ندا در جریان اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات ۲۲ خرداد در روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در محلهٔ امیر آباد به ضرب گلوله کشته شد. انتشار فیلم کوتاهی از لحظات جان سپردن او که با تلفن همراه گرفته شد، بازتابهای فراوانی در رسانههای جهان بهدنبال داشت.به نوشته هفته نامه تایم، لحظه جان سپردن او پربینندهترین مرگ یک انسان در تاریخ بشریت شد. آرش حجازی پزشک و نویسندهای که شاهد ماجرا بوده و میگوید که تلاش ناموفقی برای جلوگیری از خونریزی و مرگ او انجام داده است، عامل قتل ندا آقاسلطان را یکی از موتورسواران شبه نظامی بسیج میداند که برای مدت کوتاهی توسط مردم معترض دستگیر شدهاست. این متهم به قتل که بعدها از وی با نام عباس کارگرجاوید یاد شد، یک سال بعد از مرگ وی از سوی دادگاه برای ادای توضیحات فرا خوانده شد اما پس از آن ناپدید شد.
ندا در خارج از ایران و در ایران، بهعنوان نماد” ندای اعتراض ایرانیان” و “ندای آزادی خواهی ایرانیان” و نماد صدای اعتراض دموکراسی خواهان در این اعتراضات شناخته میشود و برخی از عنوان «فرشته آزادی» برایش استفاده کردند. در این دو سال و نیم فشار امنیتی بسیاری بر روی خانواده ندا آقا سلطان بوده است.
امیر جوادیفر قربانی کهریزک
دانشجوی رشتهٔ مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین بود که در روز ۱۸ تیر ۱۳۸۸ در جریان تظاهرات اعتراضی مردم پس از رییس جمهور اعلام کردن احمدی نژاد دستگیر و در بازداشتگاه کهریزک تحت شکنجه کشته شد. او پیش از دستگیری از ناحیهٔ دست و بینی مجروح شده بود.
مهندس علی جوادیفر لنگرودی پس از مرگ فرزندش در نامهای نوشت: “حال که این نامه را ارسال میکنم از اوین زنگ زدند و گفتند بیا جنازهٔ پسر و جگرگوشهات را از پزشکی قانونی تحویل بگیر. لازم است بگویم پسرم در تاریخ ۱۸ تیر ماه در محدودهٔ امیرآباد توسط لباس شخصیها مصدوم و در بیمارستان بستری بود، اما پس از بهبودی به زندان اوین برده شد و حالا جنازهٔ پسر ۲۴ سالهام را تحویلم میدهند. پسرم بنام امیر جوادی لنگرودی پسری بود به دور از جریانات سیاسی و فقط عاشق وطن بود همین و بس، پسری مودب و سربهزیر که به تازگی مادرش را از دست داده بود و عزادار مادرش بود. حال من تنها باید برایش عزا بگیرم و مادری نیست تا برایش گریه کند. ”
روزنامه سرمایه به نقل از یکی از بستگان امیر گزارش کرد که وی پس از دستگیری به علت «شکستگی» برخی از اعضای بدنش، ساعتها در بیمارستان فیروزگر بستری بود که بعد به بیمارستان لاله در شهرک غرب انتقال داده شد.
وی اظهار کرد که مقامهای امنیتی از خانواده امیر خواسته بودند که اعلام کنند فرزندشان «از قبل دچار بیماری ریه بودهاست، در حالی که چنین چیزی محال است زیرا او کاملاً سالم بود.» آنها همچنین از خانواده این جوان امضا گرفته بودند که «تشییع جنازه فقط با حضور افراد فامیل و خودی برگزار شود و شعاری در آن داده نشود.»
بر روی پیکر وی آثار فراوانی از شکنجه همچون سایر دستگیرشدگان دیده شد. از جمله تمام ناخنهای پایش را کشیده بودند.
امیر حسین طوفان پور پدر به خانه بازنگشت
متولد ۱۳۵۶، دارای یک دختر هفت ساله روز دوشنبه بیست و پنج خرداد همراه با برادر دیگرش به حوالی میدان آزادی بودند. وی در این روز به شهادت رسید. جراحات جنازه شامل: تیرخوردگی ساق دست، پهلو و کمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند و شکستگی کامل بازویی که تیرخورده بوده است. روی صورت هم بینی به نظر شکسته می نمائید.
امیر حسین روز یکشنبه سوم تیرماه 88 در قطعه ۲۳۳ بهشت زهرا ردیف ۱۵۲ شماره ۳۴ به خاک سپرده شد و مراجع قضایی به خانواده به ویژه مادرش قول دادند که به جرایم قاتل یا قاتلین رسیدگی می کنند. و آن ها فقط از طریق قانون پیگیر ماجرا باشند که حتی شاید دیه هم به او تعلق بگیرد.
مادر امیر حسین از آن روز تا به حال صبح ها قبل از باز شدن درب بهشت زهرا بر سرگور او حاضر است و عصرها یک بار دیگر؛ در یک روز دو بار به آن جا می رود.
هیچ کس از چگونگی صحیح کشته شدن او چیزی نمی داند . همه چیز بر اساس حدسیاتی است که از روی جنازه گرفته شده. آنچه مسلم است او بعد از تیر خوردن زنده بوده و صحبت می کرده و گوشی همراهش را به فردی داده و پیغام زنگ زدن به مادرش را رسانده. او کشته شد و نامش را هیچ مرجع و محکمه ای دادخواهی نکرد. اما امید نزدیکان و حق جویان خلاف این است .
محمدحسین فیض او با مردم بود
یکی از کشته شدگان اعتراضات به نتایج انتخابات ۱۳۸۸ است که در درگیریهای ۳۰ خرداد به علت اصابت گلوله به پشت سرش به قتل رسید.
پدر فیض در مصاحبه با رسانههای دولتی فرزندش را بسیجی دانست و میرحسین موسوی را عامل کشته شدن او عنوان کرد و اعلام نمود که از او در دادگاه شکایت کرده است. او در این مصاحبه گفت : «فرزند من قابل رهبری را ندارد دکتر احمدینژاد هم بداند که ما نه تنها از حمایت ایشات دست نخواهیم کشید بلکه محکمتر در راه پیروزی ایشان میایستیم و اگر لازم باشد تمام فرزندان و حتی خودم را فدای این راه میکنم.»
اما یکی از اعضای خانواده فیض در مصاحبه دیگری محمد حسین را معترض به نتایج انتخابات و دیدگاه او با پدرش را متفاوت دانست.
بهزاد مهاجر شهید آزادی
یکی از افرادی است که در جریان راهپیمایی روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در اعتراض به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در نزدیک میدان آزادی با شلیک گلوله نیروهای نظامی به قتل رسید. جسد وی پس از پنجاه روز به خانوادهاش تحویل داده شد. وی دائی نیما نامداری روزنامهنگار و فعال دانشجویی سابق بود.
در ابتدا بازرس ۷ امورجنایی با مختومه کردن پرونده قتل بهزاد مهاجر با این استدلال که قاتلان شناسایی نمیشوند از وکلای خانواده مهاجر خواست که موکلانشان را ترغیب به دریافت دیه کنند که با مخالفت برادر و خواهر مهاجر و اصرار آنان بر شناسایی قاتلان مواجه شد.
سی امین روز؛ احمد نجاتی، اشکان سهرابی، احمد نعیمآبادی، علی حسنپور و مسعود هاشمزاده
بیست و نهمین روز؛ رامین رمضانی، حسام حنیفه، حسین اکبری، کیانوش آسا و سهراب اَعرابی
بیست و هشتمین روز؛ آرش هنرورشجاعی، موسی ساکت، معزالدین ایلاتی خامنه، رضا جلودارزاده و داریوش جلالی
بیست و هفتمین روز؛ مسعود باستانی، جواد علیخانی، مسعود سپهر، فریدون صیدی راد، محمدرضا معتمدنیا و جعفر اقدامی
بیست و ششمین روز؛ احسان هوشمند، بهزاد نبوی، مرضیه رسولی و محمدرضا کربلایی آقا ملکی
بیست و پنجمین روز؛ احمد زید آبادی، حسین زرینی، ابوالفضل عابدینینصر و مهدیه گلرو
بیست و چهارمین روز؛ سیامک قادری، عبدالله رمضان زاده، حسین نعیمی پور و شیث امانی
بیست و سومین روز؛ محسن میردامادی، مهدی کوهکن، محمد داوری و مجید دری
بیست و دومین روز؛ وحید لعلی پور، حمزه کرمی، سعید مدنی، مهدی کریمیان اقبال
بیست و یکمین روز؛ علیرضا فلاحتی، سیدضیانبوی، عیسی سحرخیز و مهدی فروزنده پور
بیستمین روز؛ فیض الله عرب سرخی، پرستو دوکوهکی، محمد سلیمانی نیا، شهرام منوچهری
نوزدهمین روز؛ علیرضا رجایی، سیداحمد میری، امیر نوروزیان و علی اکبر محمد زاده
روز هجدهم؛ میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی
روز هفدهم؛ شهید صانع ژاله و شهید محمد مختاری
روز شانزدهم؛ محسن محققی، مصطفی تاج زاده، سعید جلالی فر و شاهین زینعلی
روز پانزدهم؛ کیوان صمیمی، فرید طاهری، جمال عاملی و حسین رونقی ملکی
روز چهاردهم؛ محمدرضا مقیسه، مجید توکلی، سهام بورقانی و علی اکبر سروش
روز سیزدهم؛ ابوالفضل قدیانی، محبوبه کرمی، علی شکرچی و علی ملیحی
روز دوازدهم؛ آریا آرام نژاد، عبدالله مومنی، مزدک علی نظری و اسماعیل صحابه
روز یازدهم: محسن امین زاده، حشمت طبرزدی، حسین نیکخواه و احمدرضایوسفی
روز دهم؛ عماد بهاور، علی ابراهیمی، رامین پرچمی و بابک داشاب
روز نهم؛ هنام ابراهیم زاده، مسعود پدرام، رسول بداغی و بهمن احمدی امویی
روز هشتم؛ عاطفه نبوی، آرش صادقی، کوهیار گودرزی و عبدالفتاح سلطانی
روز هفتم؛ محمد سیف زاده، مهدی محمودیان، آرش سقر و سروش صفای وردی
روز ششم؛ امیر خسرو دلیر ثانی، مهدی خدایی، سید جلیل طاهری و حسین امینی
روز پنجم؛ داوود سلیمانی، ابراهیم مددی، حجت منتظری و مجتبی احمدی
روز چهارم؛ نسرین ستوده، قاسم شعله سعدی، علی جمالی و یعقوب ملکی
روزسوم؛ علیرضا بهشتی شیرازی، حسن اسدی زیدآبادی، احمد رضا احمد پور و محمد توسلی
روز دوم؛ بهاره هدایت، جواد امام، مصطفی نیلی و محمدجواد مظفر
روز اول؛ افشین اسانلو، حمیدرضا ایزدبار، علی پور سلیمان و محمدحسین خوربک














بجه ها گرمسار اوضاع خرابه.خواهر احمدی نژاد واسه رفتن به مجلس فرمایشی مردم رو به باد کتک گرفته.با بادی گارد لبنانی اومده توی شهر.حکومت نظامیه.بچه ها رو دستگیر کردن و مخالف ها رو به حد مرگ زدن.لطفا یک نفر اطلاع رسانی کنه.
اشکم در آمد با دیدن عکس ها.
خدا بیامرزدتان …