سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامزدهای انتخاباتی ما: احسان هوشمند، بهزاد نبوي، مرضیه رسولی و محمدرضا کربلایی آقا ملکی...
» بیست و ششمین روز؛ نامزدهای انتخاباتی ما در حبس هستند

نامزدهای انتخاباتی ما: احسان هوشمند، بهزاد نبوي، مرضیه رسولی و محمدرضا کربلایی آقا ملکی

چکیده :گفته شد اگر انتخابات پرشور می خواهید زندانی ها را آزاد کنید، از خانواده شهدای جنبش سبز دلجوی کنید، فضای سیاسی را بازکرده و نظامیان را به پادگان ها برگردانید اما در مقابل بازداشت‌ها، تهدید‌ها ،احضارهای فعالین سیاسی به نهاد های امنیتی و صدور احکام ناعادلانه گسترش یافت. با این وجود بازهم توقع دارید در انتخابات شرکت کنیم؟...


کلمه_ گروه اجتماعی: انتخابات قانونی، سالم و آزاد مظهر مردم سالاری است و ملت ایران، فعالان و هوادارن اصلاحات و جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ بزرگترین جنبش اعتراضی مسالمت آمیز پس از انتخابات را در دفاع از انتخابات قانونی، سالم و آزاد در اعتراض به حاکمیت کودتا و تغییر نتیجه انتخابات به راه انداختند و خواهان بازگشت حق انتخاب” آزاد ” به ملت ایران شدند ،مطالبه ای که تا تحقق آن در جامعه زنده خواهد ماند. متاسفانه نه تنها در جهت تحقق این خواسته به حق ملت ایران تاکنون گامی برداشته نشده بلکه تمامی دلایل شکل گیری جنبش اعتراضی به قوت خود باقی است و مسوولان بر عملکردهای خلاف و غیر قانونی خود پای می فشارند و این بار پروای کمتری نسبت به آشکار شدن وجوه ساختگی و فرمایشی انتخابات دارند. گفته شد اگر انتخابات پرشور می خواهید زندانی ها را آزاد کنید، از خانواده شهدای جنبش سبز دلجوی کنید، فضای سیاسی را بازکرده و نظامیان را به پادگان ها برگردانید اما در مقابل بازداشت‌ها، تهدید‌ها ،احضارهای فعالین سیاسی به نهاد های امنیتی و صدور احکام ناعادلانه گسترش یافت. با این وجود بازهم توقع دارید در انتخابات شرکت کنیم؟ تازمانی که امنیت سیاسی و اجتماعی در جامعه بر قرار نشود و تا زمانی که برای هر حرکت سیاسی در چارچوب قانون باید ساعت ها بازجوی و سوال و جواب پس داد نمی توان در انتخابات شرکت کرد. چطور می توان در انتخابات شرکت وقتی که:

احسان هوشمند روزنامه نگار آزاده در بند

روزنامه نگار، فعال ملی مذهبی و پژوهشگر مطالعات قومی و دارای کارشناسی ارشد در رشته جامعه شناسی است.احسان هوشمند علاوه بر فعالیت های روزنامه نگاری، مقالات و کتابهایی در زمینه تحلیل و بررسی مسائل اجتماعی و به ویژه مسائل اقوام مانند مسائل کردستان، سیستان و بلوچستان و آذربایجان، هویت ملی، دگراندیشان، توسعه ایران و آسیب های اجتماعی در کارنامه خود به ثبت رسانده است.

او در هفدهم دی ماه ۱۳۹۰، در تهران دستگیر شد.او پس از مراجعه شش مأمور امنیتی که تحت پوشش و عنوان «مبارزه با مواد مخدر»، در منزل خود دستگیر و به محلی نامعلوم منتقل گشت.خانواده هوشمند می گویند که این مأموران با تفتیش گسترده منزل و ضبط کامپیوتر شخصی وی، احسان هوشمند را دستگیر کرده و با خود بردند.هوشمند یک بار دیگر نیز پس از اعتراضات مردم ایران به نتایج انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۸۸) در دی ماه سال ۱۳۸۸ دستگیر شده بود.

بهزاد نبوي چریک پیر به موسوی خیانت نمی کند

متولد ۱۳۲۱ در تهران، پدرش اهل سبزوار ومادر ش تبریزی است. او درباره خانواده اش مي گويد ” نسب پدری من به مرحوم حاج ملاهادی سبزواری می‌رسد… ولی در عین حال پدر بنده متخلق به خصوصیات وخلقیات پدر وجدش نبوده وبا آن‌ها از نظر فکری وعقیدتی تشابهی نداشت. از نظر خانواده مادری نیز پدربزرگم در زمره روشنفکران فعال در انقلاب مشروطیت به شمار می‌‌رفت. او در حزب «اجتماعیون وعامیون» – که بعد از انقلاب مشروطیت به وجود آمد- عضویت داشت”

بهزاد نبوی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و از فعالان سیاسی قبل و بعد از انقلاب به شمار می‌رود. از او در عرصه سیاست ایران به «چریک پیر» یاد می‌شود. او قبل از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران بارها توسط ماموران ساواک دستگیر شده بود، ولی هیچ گاه مأموران رژیم شاه موفق به گرفتن اعترافات از وی نشدند و ناکامانه وی را آزاد کردند.

نبوی وزیر مشاور در امور اجرایی و وزیر صنایع سنگین در دولت میر حسین موسوی بود. همچنین با حکم میرحسین موسوی در دوران جنگ سازمان بسیج اقتصادی را در جهت حمایت از طبقات ضعیف جامعه تاسیس و اداره کرد. او در اواخر دوره جنگ با معرفی دولت و حکم هاشمی رفسنجانی مسئول پشتیبانی ستاد فرماندهی کل قوا بود. نبوی نماینده و نایب رییس مجلس ششم شورای اسلامی در ایران بود که در اعتراض به «نظارت استصوابی» به همراه ۱۳۸ نماینده دیگر از نمایندگی مجلس استعفا داد.

بهزاد نبوی در تاریخ ۲۳ خرداد ماه ۱۳۸۸ یک روز پس از برگزاری انتخابات پر منافشه ریاست جمهوری در ایران بازداشت و روانه بند دو الف متعلق به سپاه پاسداران در زندان اوین شد. وی همراه دیگر بازداشت شدگان بعد از انتخابات در زندان اوین تحت فشار برای اخذ اعتراف در دادگاه و مصاحبه تلویزیونی قرار گرفت، اما بازجویان موفق به این کار نشدند.

نبوی در زندان به خاطر کهولت سن از ناراحتی قلبی رنج می‌برد و در همان شرایط در زندان نگهداشته می‌شد. او در مهر ماه ۸۸ پس از وضعیت وخیم جسمی به بیمارستان منتقل و مورد عمل جراحی قرار گرفت. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی همان موقع با صدور بیانه‌ای ضمن این که خواستار آزادی وی شد اعلام کرد : «بهزاد نبوی با وجود وضعیت جسمی نامناسب، همچنان در زندان «انفرادی» نگهداری می‌شود و از ملاقات با وکیل «محروم» است.»

او در جلسه دادگاه‌هایی که بعد از انتخابات به صورت «گروهی» به ریاست قاضی صلواتی برگزار می‌شد شرکت داده شد. در این جلسات علیه بهزاد نبوی و حزب مطبوع‌اش؛ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کیفرخواست سنگینی از سوی دادستان قرائت شد و تنها جمله اي كه از وي در اين دادگاه ها درز پيدا كرد اين بود :” من به موسوي خيانت نمي كنم”.

به غیر از این بهزاد نبوی سه بار دیگر به صورت انفرادی در این شعبه دادگاه در آبان ماه ۱۳۸۸ محاکمه شد. در جلسه‌ی اول که در تاریخ ۱۰ آبان ماه برگزار شد او از رییس دادگاه درخواست کرد با توجه به این که پیش از این در دوجلسه از دادگاه‌های گروهی حاضر بوده و در کیفرخواست صادره از سوی دادستانی اتهامات فراوانی به او و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی وارد شده است، دادگاه او نیز بصورت علنی برگزار شود. این مساله اما مورد قبول دادگاه واقع نشد.

در حالی که نبوی به دلیل بیماری قلبی در بیمارستان به سر می‌برد، جلسه آخر دادگاه او در تاریخ ۱۹ آبان ماه ۱۳۸۸ به صورت غیرعلنی برگزار شد و بعد از برگزاری دادگاه مستقیما به بیمارستان منتقل شد. در دی ماه شعبه ۱۶ دادگاه انقلاب اسلامی نبوی را مجموعا به شش سال حبس تعزیری محکوم کرد که پنج سال آن به علت «اقدام علیه امنیت ملی» و یک سال دیگر آن به علت «تبلیغ علیه نظام» عنوان شد. یکی از اتهامات بهزاد نبوی ایجاد ترافیک در شهر تهران به دلیل شرکت در راه پیمایی میلیونی مردم تهران بود. حکم او در دادگاه تجديدنظر به پنج سال كاهش پيدا كرد.

بهزاد نبوی از جمله هفت دلاور آزادی خواهی است كه عليه سپاه به خاطر كودتاي انتخاباتي شكايت كرده است و با گذشت مدت دو سال و نيم از مدت بازداشت هنوز به بند 350 منتقل نشده و در بند دو الف (زندان سپاه ) دوران محكوميت خويش را مي گذراند .

مرضیه رسولی روزنامه نگار حوزه کتاب روزگار را در انفرادی سپری می کند

خبرنگار حوزه کتاب و موسیقی بود که سابقه کار در چندین روزنامه از جمله شرق و اعتماد را دارد و وبلاگ «سه روز پیش» را می‌نوشت. او در مهر ۱۳۸۹ در شرایطی که قصد داشت برای یک سفر تفریحی از ایران خارج شود در فرودگاه پاسپورتش ضبط و ممنوع الخروج شد. او در ماه‌های اخیر بار‌ها مورد بازجویی وزارت اطلاعات قرار گرفته بود. گفته مي شود مرضیه در بنده دو الف زندان اوين كه متعلق به سپاه است نگهداري مي شود . او در تاريخ 27 دي ماه امسال بازداشت شد و وسايل شخصي اش ضبط شد .

مرضيه رسولي در سال 84 به خاطر مجموعه گزارشها فرهنگيش در روزنامه شرق برنده جايزه اول جشنواره مطبوعات وزرارت ارشاد شد . اتهام این روزنامه نگار دربند هنوز مشخص نیست.

محمدرضا کربلایی آقا ملکی روزنامه نگار سبز البرز

او دانشجو و زندانی سیاسی در بابل است که در حال حاضر به بند انفرادی زندان متی کلای بابل منتقل شده است. مسئولین زندان این انتقال را به دلیل اهانت به مسئولین نظام ذکر نموده اند. گفته می شود که محمدرضا ملکی در مراجعه به بهداری زندان متی کلا با توهین بهیار زندان مواجه شده به گونه ای که این بخورد بهیار زندان منجر به واکنش این فعال دانشجویی شده است: «بهیار زندان متی کلا، او و سایر فعالین دربند زندان متی کلا را فتنه گر خواند و به او گفته: شما فتنه گرید و نظام جمهوری اسلامی باید تو و دوستانت را اعدام کند.» این جملات با واکنش ملکی مواجه شده است به گونه ای که وی این گفته ها را ناصحیح خوانده است. صحبت های ملکی منجر به واکنش تند بابازداه رئیس زندان متی کلای بابل شده است به گونه ای که مسئولین زندان واکنش ملکی نسبت به توهین های بهیار زندان را دفاع از مواضع جنبش سبز خوانده اند. سپس بابازداه رئیس زندان متی کلا دستور داده که به منظور تنبیه موهای سر محمدرضا کربلایی آقا ملکی را از ته بزنند و او را به سلول انفرادی منتقل کنند. ملکی در شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان بابل به ریاست قاضی باقریان به اتهام اقدام علیه امنیت ملی کشور و تبانی در جهت اقدام علیه امنیت کشو به ده ماه حبس تعزیری محکوم شده بود که در شعبه سه دادگاه تجدید نظر مازندران این احکام به شش ماه حبس تعزیری کاهش یافته است. محمدرضا کربلایی آقا ملکی روز ۱۰ دی ماه سال جاری برای گذراندن دوران محکومیتش، خود را به دایره اجرای احکام بابل معرفی نموده است.
بیست و پنجمین روز؛ احمد زید آبادی، حسین زرینی، ابوالفضل عابدینی‌نصر و مهدیه گلرو

بیست و چهارمین روز؛ سیامک قادری، عبدالله رمضان زاده، حسین نعیمی پور و شیث امانی

بیست و سومین روز؛ محسن میردامادی، مهدی کوهکن، محمد داوری و مجید دری

بیست و دومین روز؛ وحید لعلی پور، حمزه کرمی، سعید مدنی، مهدی کریمیان اقبال

بیست و یکمین روز؛ علیرضا فلاحتی، سیدضیانبوی، عیسی سحرخیز و مهدی فروزنده پور

بیستمین روز؛ فیض الله عرب سرخی، پرستو دوکوهکی، محمد سلیمانی نیا، شهرام منوچهری

نوزدهمین روز؛ علیرضا رجایی، سیداحمد میری، امیر نوروزیان و علی اکبر محمد زاده

روز هجدهم؛ میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی

روز هفدهم؛ شهید صانع ژاله و شهید محمد مختاری

روز شانزدهم؛ محسن محققی، مصطفی تاج زاده، سعید جلالی فر و شاهین زینعلی

روز پانزدهم؛ کیوان صمیمی، فرید طاهری، جمال عاملی و حسین رونقی ملکی

روز چهاردهم؛ محمدرضا مقیسه، مجید توکلی، سهام بورقانی و علی اکبر سروش

روز سیزدهم؛ ابوالفضل قدیانی، محبوبه کرمی، علی شکرچی و علی ملیحی

روز دوازدهم؛ آریا آرام نژاد، عبدالله مومنی، مزدک علی نظری و اسماعیل صحابه

روز یازدهم: محسن امین زاده، حشمت طبرزدی، حسین نیکخواه و احمدرضایوسفی

روز دهم؛ عماد بهاور، علی ابراهیمی، رامین پرچمی و بابک داشاب

روز نهم؛ هنام ابراهیم زاده، مسعود پدرام، رسول بداغی و بهمن احمدی امویی

روز هشتم؛ عاطفه نبوی، آرش صادقی، کوهیار گودرزی و عبدالفتاح سلطانی

روز هفتم؛ محمد سیف زاده، مهدی محمودیان، آرش سقر و سروش صفای وردی

روز ششم؛ امیر خسرو دلیر ثانی، مهدی خدایی، سید جلیل طاهری و حسین امینی

روز پنجم؛ داوود سلیمانی، ابراهیم مددی، حجت منتظری و مجتبی احمدی

روز چهارم؛ نسرین ستوده، قاسم شعله سعدی، علی جمالی و یعقوب ملکی

روزسوم؛ علیرضا بهشتی شیرازی، حسن اسدی زیدآبادی، احمد رضا احمد پور و محمد توسلی


2 پاسخ به “نامزدهای انتخاباتی ما: احسان هوشمند، بهزاد نبوي، مرضیه رسولی و محمدرضا کربلایی آقا ملکی”

  1. محمد گفت:

    نامزد انتخاباتی ما هم در شیراز برادر عزیز ودر بندما ن دکتر سپهر( استاد دانشگاه) است.

  2. دوست گفت:

    با یکی از دوستان ارزشی (یا حداقل خودش فکر می کرد که خیلی ارزشی است )صحبت می کردیم ایشان معتقد بود که حتی با وجود اینکه رای ما ملاک انتخاب نیست باید در هر انتخاباتی شرکت کنیم دلیل اصلی ایشان هم ارزشی و مقدس بودن بودن نظام بود که البته به جنبه های دیگری هم در صحبتهایشان اشاره می کرد مانند شهید دادن , جنگیدن با شیاطین بزرگ , ریشه مشکلات ما داخلی نیست , علائم قبل از ظهور و….. ,همه حرفهای تکراری ایشان را شنیدم و یک جمله گفتم که این جمله را برای شما بزرگواران هم می نویسم ,مشکل ما این پنداره غلط مقدس پنداری است ,مقدس ترین و با ارزشترین موجود این جهان انسان است و به طبع آن انسانیت ,خودمانیم چه کردند با این انسانیت ,که برای فرار از جنایتشان در حق انسانیت باید پناه بردند به دروغ و خیانت یا ضد انقلاب خواندن یا به قول رهبر, خوارج بودن بی بصیرت بودن یا منافق بودن … به امثال من نگارنده ,که شاید از نظر خودشان بتوانند رفتارشان را توجیه کنند عزیزان دل این دیوار از خشت اول کج بنا شده است باید قداست را از ساخته های ما مردم شست و جدا کرد مگر نه اینست که این حکومت به دست عده ای آدم ناقص بنا شده است پس چگونه مقدس است که حفظ آن از نظر ولی مطلقه فقیه اهم واجبات باشد,بزرگواران در دوران مشرک و کافر بودن اعراب مجسمه هایشان را عزیز کرده و مقدس دانسته و این بتهای ساخته دستشان را می پرستیدند وای بر ما و شما که بعد از 1400 سال هنوز هم کابوس بت پرستی و پرستش و حفظ این ساخته ناقص ,زشت و بد گفتار مصنوع دست آدمهای ناقص از اهم واجبات است و اگر کسی هم بخواهد از این کابوس بیدارشان کند اگر دستشان برسد او را زنده در آتش جهلشان به کینه می سوزانند و دودمانش را هم بر باد می دهند, عزیزان برویم رای بدهیم که چه بشود سهیم شویم در شرک سهیم شویم در جنایت در حق انسانیتمان فراموش کنیم محبت و زیبایی ها را که به چه برسیم حفظ نظام مقدس اسلامی که این تقدس خود بزرگترین دروغ و جنایت حتی در قبال اسلام است و از آن بالاتر خیانت به خودمان است …. نمی خواستم این چند خط را تلخ تمام کنم اما چه کنم چند زمانی ایست روزگارم هر روز تلخ تر از دیروزم می شود و لاجرم قلم ناقصم هم تلخ تر
    زنده باد آیران زنده باد آزادی
    تهران 1390/11/3