نامزدهای انتخاباتی؛ علیرضا رجایی، سیداحمد میری، امير نوروزيان و علي اكبر محمد زاده
چکیده :به کدامین نماینده رای دهیم، آیا قرار بود مجلس شورای اسلامی ما جایگاه نمایندگانی باشد که فقط بله قربان گویی بلد هستند یا نه قرار است آن مجلس پرسشگری باشد که هر مقام اجرایی و سیاسی از شنیدن نامه او پشتش می لرزد و نگران است از نظارت سخت گیرانه؟ مجلسی که به واقع صدای ملت است یا مجلسی که تبدیل شده به یکی از دفاتر یک شخص؟ با این تفاصیل چطور می توان در انتخابات شرکت کرد. ...
گروه اجتماعی کلمه: متاسفانه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن شرایطی را رقم زد که همگی شاهد آن بودیم. ابهامات و سوالات فراوانی که هیچ گاه از سوی برخی مراجع و مسئولان پاسخ داده نشد و در ادامه عدم اقناع افکار عمومی به فجایعی منتهی شد که دل هر انسانی را به درد می آورد. دستگیری ها و بازداشت های گسترده فعالان سیاسی که در ستادهای انتخاباتی فعال بودند.
اما به فعالین انتخاباتی بسنده نشد، هر روز بیشتر از روز قبل بر تعداد بازداشتی ها افزوده شد. فرقی نمی کرد دادگاه سال ۸۰ بود یا دادگاه سال ۸۹ مهم این بود که هرکس که فکر می کند و می فهمد که چه بر سر کشور می رود راهی زندان شود. آن وقت آقایان سخن از شرکت اصلاح طلبان در انتخابات می گویند، شرکت در کدام انتخابات وقتی صالح ترین و مومن ترین مردان و زنان این سرزمین در بند هستند. به کدامین نماینده رای دهیم، آیا قرار بود مجلس شورای اسلامی ما جایگاه نمایندگانی باشد که فقط بله قربان گویی بلد هستند یا نه قرار است آن مجلس پرسشگری باشد که هر مقام اجرایی و سیاسی از شنیدن نامه او پشتش می لرزد و نگران است از نظارت سخت گیرانه؟ مجلسی که به واقع صدای ملت است یا مجلسی که تبدیل شده به یکی از دفاتر یک شخص؟ با این تفاصیل چطور می توان در انتخابات شرکت کرد وقتی که:

علیرضا رجایی، مرد نجیب ملی مذهبی ها به کدام گناه زندان است
روزنامه نگار و فعال ملی مذهبی، متولد بهمن ۱۳۴۸ شهر تهران است. وی دکترای علوم سیاسی دارد و در این سال ها مدیر انتشارات «گام نو» بوده که نقش بسزایی در ترجمه متونِ کلاسیکِ «اندیشه ی سیاسی مدرن» به فارسی داشته است. وی پس از انتخابات بحث برانگیزِ ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ به همراه تعداد دیگری از فعالان ملی مذهبی بازداشت شد. پس از آزادی، و با وجود آن که فعالیت مطبوعات تحت کنترل حاکمیت درآمده بود، علیرضا هم چنان برای معدود نشریه های منتقد دولت مقاله می نوشت. وی در اردیبهشت ۹۰ به اتهام «ارتکاب جرایم امنیتی»، بدون حکم قانونی و بدون احضار قبلی دوباره به زندان اوین تهران منتقل شد. علیرضا رجایی شش سال است که با حکم ممنوع الخروجی از کشور روبه روست. خانواده ی علیرضا نیز از طرف مأموران امنیتی آزار و اذیت شده اند. علیرضا در سال ۷۹ نیز به همراه تعداد زیادی از فعالان ملی مذهبی بازداشت شده بود و ماه ها در اختیار اطلاعات سپاه پاسداران بود. وی در بیانیه ای که در مهرماه ۱۳۹۰ به همراه ۳۵ زندانی دیگر از زندان اوین منتشر کرد دولت احمدی نژاد را «فاسدترین دولت تاریخ ایران» دانست و مجلس ایران را شبیه مجلس «حسنی مبارک در مصر» توصیف کرد. علیرضا رجایی این روزها را در زندان اوین تهران می گذارند.
سید احمد میری جانباز سبز شمال در بند
قائم مقام جبهه مشارکت استان مازندران در حوادث پس از انتخابات ۸۸ پس از تحمل نزدیک به دوماه بازداشت انفرادی، به ۱۲ ماه حبس تعزیری به اتهام اقدام علیه امنیت کشور محکوم و ششم دی ماه ۱۳۹۰ جهت گذراندن محکومیت خود راهی زندان متی کلای بابل شد.
سید احمد میری زندانی سیاسی زندان متی کلای شهرستان بابل روز یازدهم بهمن ماه جهت برگزاری دادگاه به دادگستری شهرستان بابل آورده شد. این جانباز دوران جنگ به رغم قول شفاهی رئیس زندان متی کلای بابل، با لباس زندان و دستبد به دادگاه آورده شد و با وجود آسیبدیدگی دست راست وی در دوران جنگ و درخواست او مبنی بر زدن دستبند به دست چپ، ماموران از این درخواست نیز سرباز زدند و او با دستبد به دست راست آسیبدیدهاش به دادگاه رفت.
سید احمد میری، پژوهشگر، مدرس دانشگاه و از جانبازان (۳۵%) جنگ هشت ساله است که فرمانداری شهرستانهای بابلسر- رامسر و معاونت استانداری مازندران در دوران اصلاحات را در کارنامه فعالیت های پربار خود دارد وی نویسنده کتاب “دیباچه ای بر تاریخ استبداد در ایران” است که ده سال پیش با مقدمه دکتر حسین بشیریه توسط انتشارات نگاه معاصر در تهران منتشر شد. او از اعضاء ستاد انتخابات میر حسین موسوی در مازندران بود که به دلیل فعالیت در انتخابات ۸۸ از تدریس در دانشگاه محروم شد. سید احمد میری به همراه ۸ تن از فعالان حامی جنبش سبز در بابل بازداشت و به اتهام فعالیت های انتخاباتی در تاریخ دادگاه بدوی به بیست ماه حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به دوازده ماه کاهش یافت.
امير نوروزيان؛ بازداشتی عاشورای تهران
در عاشوراي سال ۸۸ توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شد و به زندان اوين منتقل شد او يك پسر دبستاني به نام پارسا دارد كه در اين مدت تنها دلخوشي اش روزهاي دوشنبه و ملاقات هاي بند ۳۵۰ است كه تازه در بيشتر اوقات به دليل مدرسه از آن محروم است . و چندين بار درخواست مرخصي داده است .
علي اكبر محمد زاده، صدایمان به کجا می رسد
دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف كه از بهمن ماه ۱۳۸۹ در زندان به سر مي برد، به ۶ سال حبس تعزيري محكوم شده است . محمدزاده بيش از ۲۰۰ روز بدون مرخصي در زندان به سر برده كه ۵۴ روز از اين دوره را در سلول انفرادي بوده است . مادر وي مي گويد كه حكم ۶ سال حبس تعزيري به پسر او در زندان ابلاغ شده است.
علي اكبر محمد زاده دانشجوي ورودي ۱۳۸۶ رشته مكانيك است كه در تاريخ ۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۹ پس از خروج از دانشگاه بازداشت و پس از مدتي به زندان اوين منتقل شد .اين حكم را قاضي صلواتي، رييس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران صادر كرده است در جريان جلسه تفهيم اتهام به محمد زاده، به مواردي نظير تبليغ عليه نظام، تجمع و تباني عليه نظام و اخلال در نظم عمومي اشاره شد . پيش از اين ۱۵۰۰ نفر از دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف با نوشتن نامه اي خواستار آزادي علي اكبر محمد زاده شده بودند و از مسئولان دستگاه قضايي خواسته بودند كه رسيدگي به اتهامات اين دانشجو روند قانوني را طي كند . در پي اعتراض علي اكبر محمد زاده و وكيل مدافع او به حكم صادر شده، پرونده اين فعال دانشجويي اكنون براي بررسي بيشتر به دادگاه تجديدنظر فرستاده شده است.
مادر علی اکبر محمد زاده: در کجای دنیا به کسی که علیه خودش هیچ اعتراف دروغی نکرده، تنها با اعتراف گیری از همبندانش ۶ سال حکم صادر میکنند؟ نمی دانم صدایمان را باید به کجا برسانیم. خدا شاهد است یک مصداق جرم برای پسر من نداشتند. اگر چیزی وجود داشت دلم نمی سوخت. واقعا ما را از دیروز تا حالا آتش زدند. امیدوار بودیم دادگاه تجدید نظر حداقل رحم و مروت داشته باشد روی این پرونده.
روز هجدهم؛ میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی
روز هفدهم؛ شهید صانع ژاله و شهید محمد مختاری
روز شانزدهم؛ محسن محققی، مصطفی تاج زاده، سعید جلالی فر و شاهین زینعلی
روز پانزدهم؛ کیوان صمیمی، فرید طاهری، جمال عاملی و حسین رونقی ملکی
روز چهاردهم؛ محمدرضا مقیسه، مجید توکلی، سهام بورقانی و علی اکبر سروش
روز سیزدهم؛ ابوالفضل قدیانی، محبوبه کرمی، علی شکرچی و علی ملیحی
روز دوازدهم؛ آریا آرام نژاد، عبدالله مومنی، مزدک علی نظری و اسماعیل صحابه
روز یازدهم: محسن امین زاده، حشمت طبرزدی، حسین نیکخواه و احمدرضایوسفی
روز دهم؛ عماد بهاور، علی ابراهیمی، رامین پرچمی و بابک داشاب
روز نهم؛ هنام ابراهیم زاده، مسعود پدرام، رسول بداغی و بهمن احمدی امویی
روز هشتم؛ عاطفه نبوی، آرش صادقی، کوهیار گودرزی و عبدالفتاح سلطانی
روز هفتم؛ محمد سیف زاده، مهدی محمودیان، آرش سقر و سروش صفای وردی
روز ششم؛ امیر خسرو دلیر ثانی، مهدی خدایی، سید جلیل طاهری و حسین امینی
روز پنجم؛ داوود سلیمانی، ابراهیم مددی، حجت منتظری و مجتبی احمدی
روز چهارم؛ نسرین ستوده، قاسم شعله سعدی، علی جمالی و یعقوب ملکی
روزسوم؛ علیرضا بهشتی شیرازی، حسن اسدی زیدآبادی، احمد رضا احمد پور و محمد توسلی
روز دوم؛ بهاره هدایت، جواد امام، مصطفی نیلی و محمدجواد مظفر
روز اول؛ افشین اسانلو، حمیدرضا ایزدبار، علی پور سلیمان و محمدحسین خوربک
روز هفدهم؛ شهید صانع ژاله و شهید محمد مختاری
روز شانزدهم؛ محسن محققی، مصطفی تاج زاده، سعید جلالی فر و شاهین زینعلی
روز پانزدهم؛ کیوان صمیمی، فرید طاهری، جمال عاملی و حسین رونقی ملکی
روز چهاردهم؛ محمدرضا مقیسه، مجید توکلی، سهام بورقانی و علی اکبر سروش
روز سیزدهم؛ ابوالفضل قدیانی، محبوبه کرمی، علی شکرچی و علی ملیحی
روز دوازدهم؛ آریا آرام نژاد، عبدالله مومنی، مزدک علی نظری و اسماعیل صحابه
روز یازدهم: محسن امین زاده، حشمت طبرزدی، حسین نیکخواه و احمدرضایوسفی
روز دهم؛ عماد بهاور، علی ابراهیمی، رامین پرچمی و بابک داشاب
روز نهم؛ هنام ابراهیم زاده، مسعود پدرام، رسول بداغی و بهمن احمدی امویی
روز هشتم؛ عاطفه نبوی، آرش صادقی، کوهیار گودرزی و عبدالفتاح سلطانی
روز هفتم؛ محمد سیف زاده، مهدی محمودیان، آرش سقر و سروش صفای وردی
روز ششم؛ امیر خسرو دلیر ثانی، مهدی خدایی، سید جلیل طاهری و حسین امینی
روز پنجم؛ داوود سلیمانی، ابراهیم مددی، حجت منتظری و مجتبی احمدی
روز چهارم؛ نسرین ستوده، قاسم شعله سعدی، علی جمالی و یعقوب ملکی
روزسوم؛ علیرضا بهشتی شیرازی، حسن اسدی زیدآبادی، احمد رضا احمد پور و محمد توسلی













