نامزدهای انتخاباتی ما: کیوان صمیمی، فرید طاهری، جمال عاملی و حسین رونقی ملکی
چکیده :امروز جامعه ما در عمل شاهد یک حکومت نظامی اعلام نشده است و تجربه همه کشورها و همچنین یک صد سال گذشته کشور ما نشان میدهد انتخاباتی که تحت سیطره نظامیان و نیروهای امنیتی برگزار شود، انتخاباتی صرفا فرمایشی است که تکلیف و ترکیب کرسیهای آن از قبل تعیین شده است. ...
کلمه_ گروه اجتماعی: رهبران جنبش اعتراضی آقایان موسوی و کروبی در زندان خانگی تحت شدیدترین فشارها هستند. بسیاری از چهرههای سیاسی، مطبوعاتی، دانشجویی، دانشگاهی، فرهنگی و حقوقدان در زندان به سر میبرند و کمترین نشانهای از آزادی بیان، فعالیت آزادانه مطبوعات، احزاب و سایر نهادهای مدنی وجود ندارد.
امروز جامعه ما در عمل شاهد یک حکومت نظامی اعلام نشده است و تجربه همه کشورها و همچنین یک صد سال گذشته کشور ما نشان میدهد انتخاباتی که تحت سیطره نظامیان و نیروهای امنیتی برگزار شود، انتخاباتی صرفا فرمایشی است که تکلیف و ترکیب کرسیهای آن از قبل تعیین شده است.
بنابراین بنابر وظیفه اخلاقی و اعتقادی خود اعلام میکنیم که: امروز گرم کردن تنور این انتخابات به هر شکل و بای نحو کان، کمک به استبداد و در تقابل با آرمان محوری استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و نیز در تقابل با تحقق دمکراسی و تضمین حقوق بشر در کشور عزیزمان ایران است. تمامی این را زندانیان سبزمان گفتند، مردانی استوار و سرافراز که خود به دلیل وفاداری به قانون اساسی و انتخابات آزاد راهی زندان شدند، مردانی که گردن ننهادند بر ظلم و بیعدالتی و ایستادند بر سر پیمان خویش با مردمشان. اینک ما چطور میتوانیم در این انتخابات شرکت کنیم هنگامی که یارانمان این چنین بر پیمان خویش استوار ایستادهاند، نمیتوان در این انتخابات شرکت کرد هنگامی که:

کیوان صمیمی: عمو کیوان مدافع دانشجویان در رجایی شهر
روزنامه نگار و فعال حقوق بشر در سال ۱۳۲۷ درشهر آبادان در جنوب ایران به دنیا آمد. او درست یک روز پس از کودتای انتخاباتِی ۱۳۸۸ در منزل شخصیاش بازداشت شد. پس از هشت ماه دادگاه کیوان صمیمی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «تبانی برای برهم زدن امنیت ملی» به شش سال حبس محکوم کرد. مطابق رأی دادگاه، کیوان صمیمی برای پانزده سال از فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی نیز محروم شد. وی بارها در اعتراض به رفتارهای غیرقانونی حاکمان دست به اعتصاب غذا زده است. کیوان تنها یک دختر به نام عادله دارد که در طول هفتصد روز نخستِ بازداشت بیست و پنج بار موفق به دیدارش شده؛ یعنی هر ماه تنها یک بار. کیوان صمیمی به خاطر همراهی با دانشجویان و حمایت از مطالبات جنبش دانشجویی، بین فعالان دانشجویی نیز مردی محبوب است. یکی از هم اتاقیهای او در زندان اوین مینویسد: «درمدتی که با کیوان صمیمی در قرنطینه اندرزگاه ۷ اوین هم اطاق بودم، متانت، فروتنی، استواری و روحیه عالی و مهمتر از همه طنز نهفته در کلامش را دوست داشتم. او از معدود انسانهایی که درعمل به پولورالیسم معتقد است. به امید آزادی عمو کیوان». کیوان این روزها را در زندان رجایی شهر کرج میگذارند.
فرید طاهری، قرآن پژوهی که به خاطر تسلیت به خانواده میرحسین در حبس شد
از اعضای نهضت آزادی، در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. در تاریخ ۱۵ فروردین ماه ۱۳۸۹ گزارش شد که طاهری وضعیت نگران کنندهیی در بند ۳۵۰ زندان اوین دارد. در تاریخ ۶ اردیبهشت ماه فرید طاهری به تحمل سه سال حبس محکوم شد. همسر او سارا توسلی دختر محمد توسلی نخستین شهردار تهران است. سارا نیز پس از عاشورای خونین تهران به اتهام دیدار و عرض تسلیت به خانواده داغدار میر حسین موسوی و خانم دکتر زهرا رهنورد بازداشت شد. مهندس توسلی نیز اینک در امینتی زندان اوین به سر میبرد. حکم سه سال حبس تعزیری مهندس طاهری در دادگاه تجدید نظر تایید شده است.
محمد نوری زاد در باره او در مجموع گلها و سیم خردار مینویسد: مردی را دیدم حدوداً چهل و پنج ساله، که سر در مطالعه قرآن فروبرده بود واز همان اتاق پرهیاهو و پر سروصدا، خلوتی برای خود پرداخته بود. احساس کردم که یک حس مشترک مرادرکنار او به زانو زدن فرا میخواند. قرآنی که او مطالعه و تلاوت میکرد، متفاوت بود. از حیث چاپ، و ترجمه و پای نوشتهای صفحه به صفحه، جذب قرآن او شدم. و قرآن او، مرا جذب خود اوکرد. باهم سخن گفتیم. درباره قرآن و قرآن، مارابه صحبت درباره خودمان ترغیب فرمود. ملاقات اولیه من بااو، بسیار کوتاه بود. اما آنجا که از کناراو برخاستم، هم قرآن او به امانت در دستم بود، وهم جذبهای از ادب او و فهم او، و متانت او، درمن جا مانده بود. درحوض آیههای قرآن امانتی او، یک شب و یک روز، فروشدم و تن شستم. و آنگاه که سربرآوردم، دربرابر مترجم و محقق آن قرآن، سربه احترام فرو بردم. قرآنی بود پراز دقت و زیبایی و آگاهی و دانش، و البته سرشار از زحمت، وقتی» عمادالدین باقی» سرگشتگی مرا در جذبه آن قرآن دید، گفت: آیا دانستی ترجمه و تحقیق و نگارش این قرآن شریف، کار کیست؟ گفتم: نام نویسندهاش برجلوی آن است. گفت: همو پدر همین مهندس» فرید طاهری قزوینی» است.. «
جمال عاملی: او رای خود را میخواست
از حامیان جنبش سبز پاییز سال ۸۸ و در جریان اعتراضهای مردمی به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم توسط نیروهای امنیتی سپاه بازداشت شد. او چهار ماه را به خاطر شرکت در اعتراضهای مردمی در بند دو الف سپاه گذراند که از مجموع این دوران ۵۶ روز را در سلول انفرادی نگهداری شد. او بعدا توسط قاضی پیر عباسی ریاست شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری به یک سال حبس قطعی محکوم شد. عاملی تیر ماه سال جاری برای گذراندن مدت زمان یک سال حبسش دوباره به زندان اوین فرا خوانده شد با اینکه پیش از آن به قید وثیقه مدتی را بیرون از زندان گذرانده بود.
او هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر میبرد.
حسین رونقی ملکی: بابک خرمدین محروم از مداوای شکنجهها
وبلاگنویس ۲۵ سالهای است که با نام مستعار بابک خرمدین در ایران به وبلاگنویسی میپرداخت. حسین رونقی ملکی درتاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ همراه برادرش حسن رونقی ملکی در منزل پدریاش در شهر ملکان در نزدیک شهر تبریز بازداشت شد. بازداشت برادر وی به خاطر اعمال فشار بر روی او برای اخذ اعتراف و قبول اتهامات صورت گرفت. رونقی و برادرش در زندان شدیدا تحت فشارهای جسمی و روحی قرار گرفتند، تا جایی که بنا بر گفتهٔ خانوادهاش حسن رونقی ملکی در اثر شکنجهها از ناحیه مهرههای پشت گردن آسیب دید. برادر او یک ماه بعد با قرار وثیقهای ۸۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد و از بازجویان پرونده به خطر شکنجهاش شکایت کرد که تا کنون به آن رسیدگی نشده است. رونقی و برادرش فردای روز بازداشت به زندان اوین و سلولهای انفرادی بند ۲ الف سپاه پاسدران انقلاب اسلامی که خارج از نظارت سازمان زندانها است منتقل شدند. پس از بازداشت خانوادهٔ حسین رونقی شدیدا از سوی ماموران سپاه پاسدران تحت فشار قرار گرفته تا از اطلاع رسانی در مورد وضعیت وی خودداری کنند.
با گذشت ۱۰ ماه از بازداشت حسین رونقی ملکی در بند ۲ الف زندان اوین و بلاتکلیف نگاه داشتن این فعال حقوق بشر سرانجام در تاریخ ۱۳ مهر ماه ۱۳۸۹ حکم ۱۵ سال حبس تعزیری برایش از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب صادر و به وی ابلاغ شد. ابلاغ حکم توسط سردفتر شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب با تهدید و اجبار وی برای امضای حکم صورت گرفت. وی به خاطر امتناع از امضای حکم مورد ضرب شتم رئیس دفتر و ماموران همراه قرار گرفت. به همین علت وی در تاریخ ۱۵ مهر ۱۳۸۹ برای سومین بار در طول دورهٔ زندان در اعتراض به حکم خود دست به اعتصاب غذا زد که وضعیت وخیم جسیمیاش را به دنبال داشت.
در تاریخ ۲۹ آبان ماه ۱۳۸۹ پرونده حسین رونقی که با اعتراض وکلایش مواجه شده بود به دادگاه تجدید نظر ارسال شد و درتاریخ ۱۰ آذر ۱۳۸۹ حکم ۱۵ سال حبس تعزیری حسین رونقی ملکی از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر عینا به تایید رسید. اتهامات وی در دادگاه ««عضویت در شبکه ایران پروکسی، توهین به رهبری و توهین به رئیس جمهوری» عنوان شد.
بعد از نزدیک به یک سال بازداشت و نگهداری این وبلاگنویس در سلولهای انفرادی و دو نفره بند ۲ الف زندان اوین و پس از گذشته یک ماه از صدور حکم ۱۵ سال زندان برای وی، سرانجام در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۸۹ به بند عمومی زندان اوین منتقل شد. وی به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد که بند زندانیان سیاسی در اوین است. وی در این بند مانند دیگر زندانیان سیاسی از حق تماس تلقنی با خانواده محروم است.
رونقی که از تیر ماه ۱۳۸۸ از حق ملاقات با خانوادهاش محروم بود سرانجام در تاریخ ۲۹ آذر ماه ۱۳۸۹ پس شش ماه با خانوادهاش در زندان ملاقات کرد. همچنین با وجود صدور حکم و گذشت بیش از یک سال از بازداشتش مسئولان قضایی تاکید کردند حسین رونقی ملکی تنها با تودیع وثیقه یک میلیارد تومانی و موافقت و اجازه مقامات بالا میتواند به مرخصی برود.
روز چهاردهم؛ محمدرضا مقیسه، مجید توکلی، سهام بورقانی و علی اکبر سروش
روز سیزدهم؛ ابوالفضل قدیانی، محبوبه کرمی، علی شکرچی و علی ملیحی
روز دوازدهم؛ آریا آرام نژاد، عبدالله مومنی، مزدک علی نظری و اسماعیل صحابه
روز یازدهم: محسن امین زاده، حشمت طبرزدی، حسین نیکخواه و احمدرضایوسفی
روز دهم؛ عماد بهاور، علی ابراهیمی، رامین پرچمی و بابک داشاب
روز نهم؛ هنام ابراهیم زاده، مسعود پدرام، رسول بداغی و بهمن احمدی امویی
روز هشتم؛ عاطفه نبوی، آرش صادقی، کوهیار گودرزی و عبدالفتاح سلطانی
روز هفتم؛ محمد سیف زاده، مهدی محمودیان، آرش سقر و سروش صفای وردی
روز ششم؛ امیر خسرو دلیر ثانی، مهدی خدایی، سید جلیل طاهری و حسین امینی
روز پنجم؛ داوود سلیمانی، ابراهیم مددی، حجت منتظری و مجتبی احمدی
روز چهارم؛ نسرین ستوده، قاسم شعله سعدی، علی جمالی و یعقوب ملکی
روزسوم؛ علیرضا بهشتی شیرازی، حسن اسدی زیدآبادی، احمد رضا احمد پور و محمد توسلی














These pieces relaly set a standard in the industry.