نامزدهای انتخاباتی ما: محمدرضا مقیسه، مجید توکلی، سهام بورقانی و علی اکبر سروش
چکیده :در انتخابات این دوره مجلس نقض ابتداییترین حقوق و اصول یک انتخابات آزاد و سالم و منصفانه در اظهارات و مواضع حاکمان بیانگر عدم پایبندی ایشان به معیارهای فوق است. از آن طرف نیز دیده میشود که بیشتر فعالین سیاسی و انتخاباتی در بند هستند، جرم آنان شرکت در انتخابات بود از آن سو نیز یکی از مولفههای انتخابات آزاد، رها بودن فعالان سیاسی، مطبوعاتی و دانشجویی از زندان است. اما این مهمترین شرط نه تنها محقق نشده که روز به روز بر شدت این فشارها نیز افزوده شده است. ...
کلمه_ گروه اجتماعی: انتخابات آزاد، به عنوان یکی از اصلیترین ارکان مردمسالاری تنها زمانی معنا پیدا میکند که تمامی شهروندان از حق نامزدی در آن برخوردار بوده، و همه جریانهای سیاسی رقیب حق استفاده عادلانه و برابر از امکانات عمومی از جمله مطبوعات و رسانههای جمعی به ویژه رسانه ملی را برای بیان دیدگاهها و برنامه خود داشته باشند.
همچنین مجریان و ناظران و داوران انتخابات باید با بیطرفی بر روند برگزاری آن از ابتدا تا انتها نظارت داشته باشند و نهایتا انتخابات در فضایی آرام و به دور از هرگونه فضای امنیتی-پلیسی برگزار شود، و آرای ملت از دستبرد و مصادره حکومت و هرگونه مهندسی به منظور تحقق نتایج از پیش تعیین شده مصون و محفوظ باشد. اما در انتخابات این دوره مجلس نه تنها هیچیک از شرایط فوق وجود ندارد، بلکه نقض ابتداییترین حقوق و اصول یک انتخابات آزاد و سالم و منصفانه در اظهارات و مواضع حاکمان بیانگر عدم پایبندی ایشان به معیارهای فوق است. * از آن طرف نیز دیده میشود که بیشتر فعالین سیاسی و انتخاباتی در بند هستند، جرم آنان شرکت در انتخابات بود از آن سو نیز یکی از مولفههای انتخابات آزاد، رها بودن فعالان سیاسی، مطبوعاتی و دانشجویی از زندان است. اما این مهمترین شرط نه تنها محقق نشده که روز به روز بر شدت این فشارها نیز افزوده شده است. اکنون با توجه به این شرایط چطور میتوان در انتخابات شرکت کرد خصوصا زمانیکه:

مجید توکلی: من یک مجید هستم
متولد ۱۳۶۵ در شهر شیراز، یکی از نمادهای جنبش دانشجویی ایران در دههٔ اخیر است. او در سال ۱۳۸۳ برای تحصیل در رشته مهندسی کشتی وارد دانشگاه صنعتی امیرکبیر شد و چند ماه بعد به عضویت انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه درآمد. دانشگاه امیرکبیر به خاطر اعتراضهای دامنه دار و همیشگیاش علیه استبداد به «قلب تپنده جنبش دانشجویی ایران» معروف است. اردیبهشت ۸۶ بود که مأموران امنیتی سناریویی را برای فعالان دانشجویی دانشگاه امیرکبیر تهیه دیدند. آنها با جعل لوگوی نشریههای منتقد دانشگاه، از جمله «خط صفر»، مطالبی را دربارهٔ باورهای دینی و مقام رهبری به چاپ رسانده و در سطح دانشگاه توزیع کردند. انتشار این مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی جرم تلقی میشد. مجید در پی انتشار این مطالب که به دروغ به او نسبت داده شده بود به همراه دوستانش بازداشت شد. او یک سال و سه ماه را در زندان اوین گذارند و ماهها برای اعتراف به جرمِ نکرده تحت فشار قرار داشت. مجید پس از آزادی در مرداد ۸۷ به فعالیتهای آزادی خواهانهاش ادامه داد. در بهمن همان سال به دلیل شرکت در مراسم سالگرد درگذشت مهدی بازرگان، اولین نخست وزیر ایران پس از انقلاب بازداشت شد. او چهار ماه دیگر را در سلول انفرادی زندان اوین گذراند. در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ در شانزدهم آذر آن سال، روز دانشجو، در دانشگاه امیرکبیر سخنرانی کرد. چند ساعت بیشتر از سخنرانی مجید نگذشته بود که خبر بازداشت او منتشر شد. توکلی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به تحمل ۸ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
یک روز پس از دستگیری مجید، خبرگزاری فارس با انتشار عکسی از او با چادر و مقنعه پرداخت و مدعی شد که او با لباس مبدل قصد فرار داشته است. در کنار این عکس تصویری از ابولحسن بنی صدر که با لباس زنانه از ایران رفته بود نیز منتشر گردید. عدهای از فعالان سیاسی با اشاره به نحوه ساخت این عکس و همچنین عکس جعلی بنی صدر آن را اقدامی مضحک از سوی این خبرگزاری برای تحقیر توکلی دانستند. روزنامه آفتاب یزد هم این عکس را جعلی دانسته و پیرامون چنین اقداماتی به قوه قضائیه هشدار داد. اما این اقدام بر خلاف تصور اولیه دستگاههای امنیتی منجر به راه افتادن موجی از انتقاد به حجاب اجباری زنان و همچنین حمایت همزمان از مجید توکلی شد. در همین ارتباط صدها نفر از مردان اقدام به پوشیدن چادر یا روسری و انتشار عکس خود در فضای مجازی کردند. سایت ایرانیان نیز اقدام به ایجاد بخشی برای انتشار تصاویر مردان با حجاب کرد. اقدام دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی جمهوری اسلامی علیه مجید توکلی و همچنن واکنش این گروه از مردان و ایجاد کمیپن مردان با حجاب، بازتابهای متعدد در رسانههای بینالمللی نیز داشت.
مجید توکلی در بند ۳۵۰ اوین به همراه ۱۷ زندانی دیگر دست به اعتصاب غذا میزند که نهایتا پس از آن به زندان رجایی شهر فرستاده میشود. او از جمله زندانیانی هست که از زمان بازداشت تا کنون به مرخصی نیامده است.
محمد رضا مقیسه: رزمنده جبههها دربند
روزنامه نگار و سردبیر مجله بیست سالهها، از اعضای حزب جمهوری، رزمنده دوران جنگ و عضو کمیته پیگیری امور بازداشتشدگان و آسیبدیدگان پس از انتخابات ریاستجمهوری است. او در تاریخ ۲۲ مهرماه ۸۸ بازداشت و در تاریخ ۱۱ اسفند ۸۸ با قرار وثیقه پانصد میلیون تومانی آزاد و در دادگاه به شش سال زندان محکوم شده است. او از تاریخ ٢ آبان ۸۹ برای اجرای حکم خود به زندان فراخوانده شد. مقیسه همراه دوازده نفر از زندانیان سیاسی وقایع انتخاباتی خرداد ۸۸، در اعتراض به مرگ هاله سحابی و هدی صابر اعلام کرده بودند به طور نامحدود دست به اعتصاب غذا میزنند پس ازپایان اعتصاب غذا با توجه به مشکلات کلیوی قبلی این موضوع موجب حاد شدن بیماری وی شده است. محمدرضا مقیسه معروف به حاجی مقیسه از چهرههای همیشه دوست داشتنی و محبوب در زندان و بیرون در بین آشنایان است که در کار خیر از هیچ کوششی دریغ نمیکند.
بر اساس اخبار منتشر شده همچنین مصطفی مقیسه، پسر محمدرضا مقیسه در سالن ملاقات مورد ضرب و شتم سربازان زندان اوین قرار گرفت. به گفتهٔ شاهدان در این سالن یکی از ماموران که گاهی روزهای دوشنبه در محل ملاقات حاضر میشود بعد از مکالمهٔ توهین آمیز کوتاهی با مصطفی مقیسه که پس از سوالهای این جوان برای نحوهٔ پر کردن کارت ملاقات بوده است با وی درگیر شده و پس از چند دقیقه دو سرباز به مصطفی مقیسه حمله کرده و به شدت او را مورد ضرب و شتم قرار دادهاند به طوری که لباسهای وی پاره شده و ظاهر نامناسبی پیدا کرده است. این ضرب و شتم و برخورد غیر انسانی در مقابل دهها خانواده و فرزندان آنها صورت گرفته است.
دکتر علی اکبر سروش: استاد دانشگاه در بند میشود زندان دانشگاه میشود
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و فنون بابل بوده که در تاریخ ۲۲/۱۲/۸۸ توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد و در دوران ۵۰ روزه بازداشت خود را در زندان اداره اطلاعات ساری و متی کلای بابل سپری کرد. او در ابتدای دفاعیات خود ضمن رد اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام با خطاب دادن قاضی دادگاه گفت: «شما در پیشگاه خداوند و وجدان جامعه مسئول هستید و باید بر اساس عدالت و مستقل قضاوت کنید. بدون اینکه ضابط دستگاه دیگر باشید با حفظ استقلال قاضی به داوری بنشینید و پاکترین فرزندان اینجامعه را بر اساس بغض و کینه به قربانگاه نفرستید.»
رئیس سابق اداره آموزش و پرورش شهرستان بابل وضعیت ۴۸ روز انفرادی و بازجوئیهای ملال آور را تکان دهنده توصیف کرد و از همه مواضع تحلیلهای مندرج در اوراق بازجوئی دفاع کرد و با بیانی از قرآن و کلام حضرت امیر (ع) انگیزههای شرافنمدانه و اصلاح گرایانه خود و دوستانش را نشریح کرد. دکتر علی اکبر سروش در پایان، دفاعیات خود با کلامی از قرآن به پایان رساند: «ان ارید و الا الاصلاح»
علی اکبر سروش مشاور سیاسی استاندار در دوره اصلاحات، رئیس ستاد انتخاباتی دکتر معین در سال ۸۴، عضو شورای مرکزی حزب مشارکت مازندران، عضو ستاد ائتلاف اصلاح طلبان مازندران در انتخابات اخیر ریاست جمهوری و از حامیان مهندس میر حسین موسوی بوده است. در پانزدهم تیرماه سال گذشته در دادگاه انقلاب اسلامی شهر بابل به ریاست قاضی باقریان و به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» محاکمه و نهایتاً با رای شعبه سوم دادگاه تجدید نظر استان مازندران به چهار ماه حبس تعزیری محکوم گردید. او پس از بازداشت در اسفندماه سال ۸۸ توسط وزارت اطلاعات، مدت ۵۰ روز را در بازداشتگاه اداره اطلاعات ساری و زندان متی کلای بابل سپری کرد. و اخیرا مسئولان قضایی مانع از آزادی وی میشوند.
سهام الدین بورقانی؛ روزنامه نگار و فعال سیاسی
او فرزند احمد بورقانی، نماینده مردم تهران در مجلس ششم و معاون مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران است که در سال ۸۶ براثر بیماری قلبی درگذشت. سهام خبرنگار روزنامه اعتماد ملی و سردبیر سایت دیپلماسی ایرانی بوده است.
مأموران امنیتی با ورود به منزل سهام ابتدا به تفتیش خانه پرداخته و سپس او را بازداشت کردند. وی به هنگام بازداشت در خانه تنها بوده و مأموران امنیتی پیامی با مضمون «ما سهام و وسائل را بردیم» بر در خانه او گذاشتهاند.
گفته میشود سهام بورقانی که همچنان در بند دو الف سپاه در زندان اوین در بازداشت انفرادی به سر میبرد، تحت فشار برای مصاحبه و اعتراف دروغین به ارتباط با بیبیسی قرار دارد. این روزنامهنگار مستقل هیچ ارتباطی با کارمندان شبکه بیبیسی نداشته و صرفا به خاطر دوستی سابق با تعدادی از روزنامهنگاران همکار در روزنامههای داخل کشور که بعدا در بیبیسی مشغول به کار شدهاند تحت فشار برای مصاحبه و اعتراف دروغین قرار گرفته و تاکنون حاضر به این کار نشده است. بنا بر این گزارش، او در معرض دروغهای مکرر بازجویان قرار داشته است و جز وعدههای مکرر و عملینشده آزادی، بازجویان از جمله به دروغ مدعی شدهاند که همسر و دیگر دوستانش با شبکه بیبیسی درباره بازداشت او مصاحبه کردهاند.
پدربزرگ سهام، پدر احمد بورقانی و شهید امیر بورقانی، نیز که برای ملاقات او به زندان اوین رفته بودهاست در میان پلههای پرتعداد مسیر و تحت تاثیر فشارهای عاطفی ناشی از بازداشت نوهاش دچار درد شدید قلب شده و مدتی در بیمارستان بستری شده است.
*برگرفته از بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران (شاخه خارج کشور)
روز سیزدهم؛ ابوالفضل قدیانی، محبوبه کرمی، علی شکرچی و علی ملیحی
روز دوازدهم؛ آریا آرام نژاد، عبدالله مومنی، مزدک علی نظری و اسماعیل صحابه
روز یازدهم: محسن امین زاده، حشمت طبرزدی، حسین نیکخواه و احمدرضایوسفی
روز دهم؛ عماد بهاور، علی ابراهیمی، رامین پرچمی و بابک داشاب
روز نهم؛ هنام ابراهیم زاده، مسعود پدرام، رسول بداغی و بهمن احمدی امویی
روز هشتم؛ عاطفه نبوی، آرش صادقی، کوهیار گودرزی و عبدالفتاح سلطانی
روز هفتم؛ محمد سیف زاده، مهدی محمودیان، آرش سقر و سروش صفای وردی
روز ششم؛ امیر خسرو دلیر ثانی، مهدی خدایی، سید جلیل طاهری و حسین امینی
روز پنجم؛ داوود سلیمانی، ابراهیم مددی، حجت منتظری و مجتبی احمدی
روز چهارم؛ نسرین ستوده، قاسم شعله سعدی، علی جمالی و یعقوب ملکی
روزسوم؛ علیرضا بهشتی شیرازی، حسن اسدی زیدآبادی، احمد رضا احمد پور و محمد توسلی














از خداوند می حواهیم اسران را هرچه زودتر به آغوش خانواده و ملت برگرداند
بیایید روز 12 اسفند را روز خانه نشینی اعلام کنیم، در حدی که حتی با ماشین یا موتور و دوچرخه هم بیرون نیاییم و با خرید مایحتاج صروری خود، حتی برای خرید هم مجذور نباشیم که بیرون بیاییم تا آرامش گورستانی در همه شهرهای بزرگ و مخصوصا تهران بر قرار شود و چنانکه گوگل با مردم ایران صادق است، آن روز با دوربین های ماهواره ا ی خود عکس و فیلم خیابان های شهرهای بزرگ یا حداقل تهران را تهیه و منتشر کند تا سیه روی شود، هر که در او غش باشد
آی خوشم میاد از این صفحه. شنیدم اینها رو دق مرگ کرده. مخصوصا آن عکس های خندان و شاداب این دلاوران که اصلا این زندانها و شکنجه ها و الدرم بلدرم ها به خاویار مبارکشان هم نیست. آخه اینا چی دارن که از باختنش بترسند نه سالها مصدر کار بودند که حساب ارزی کت و کلفت داشته باشند، نه شغل و آلاف و الوفی داشتند یه لا قبا فقط یک جان شیرین دارند که کف دست گذاشتند و آمده اند جلو که اگه مردشی بفرما. اما طرف مقابل که خاویار یوخ مسن. اینست که مشغول عر از نوع تیز است و قتی هم بهشان میگویی بالام جان اگه موسوی و کروبی کاری کردن و توهم کاویارش را داری(همین کاویار درست است ترکیبی است از همان خاوریار بعلاوه ک…ن وپیزی) خوب اینها را محاکمه کن. علنی هم محاکمه کن تا مثل مصدق آبروی نداشته ترا ببرند. سه سال بلکه دم بیست و سال گشتی که یک نکته منفی در زندگی این موسوی پیدا کنی کردی؟ نه والله هرقدر این بابا را آذیت کنی محبوبیتش بین مردم میرود بالا. آقا من خودم از این موسوی اصلا خوشم نمی آمد هروقت یاد او زمانهای کوپنی میفتادم دلم میگرفت. اما همچین که مرد مردانه دستش را گذاشت روی خاویارش و جلو شما ایستاد گفتم خودشه ماشاء الله پهلوون برو دارمت. خوب الحق از همان زمان هم هرجا دستم رسیده حرفمو زدم. شمام اگه جیگرشو دارین بسم الله یه محاکمه علنی برپاکنید و عکاس و خبرنگاران داخلی و خارجی را فت و فراوان دعوت کنین و او را محاکمه کنین. زنده هم از تلویزیون پخش کنین. اگه این خاویارو داشتین اصلا من دست بسته تسلیم میشم یه پا اصول گرا و ذوب میشم گورپدر مال دنیا در ولایت یاعلی. اما ندارین ده همش قپی میاین. والله…
man ke ray nemidam
Very true! Makes a canhge to see someone spell it out like that. :)