نامزدهای انتخاباتی ما: ابوالفضل قدیانی، محبوبه کرمی، علی شکرچی و علی ملیحی
چکیده :باور داشتیم و داریم که یک نفر نمی تواند جای 70 میلیون نفر رای دهد که این را بنیان گذار انقلاب نیز به تاکید گفته بود. اما سی و سه سال پس از این سخنان رای مردم به هیچ انگاشته شد، و آنان که باور داشتند به حق مردم و آرمان های انقلاب راهی زندان شدند چون باور داشتند که یک نفر جای همه نمی تواند تصمیم بگیرد. ...
کلمه_ گروه اجتماعی: باور داشتیم و داریم که یک نفر نمی تواند جای 70 میلیون نفر رای دهد که این را بنیان گذار انقلاب نیز به تاکید گفته بود. او گفته بود: “این حق برای این است که شما میخواهید رأی بدهید. رأی شماست. میزان، رأی ملت است… بهانه را کنار بگذارید؛ از خدا بترسید؛ با ملت شوخی نکنید؛ رأی مردم را هیچ حساب نکنید؛ مردم را به حساب بیاورید.” اما سی و سه سال پس از این سخنان رای مردم به هیچ انگاشته شد، و آنان که باور داشتند به حق مردم و آرمان های انقلاب راهی زندان شدند چون باور داشتند که یک نفر جای همه نمی تواند تصمیم بگیرد. دلسوزان انقلاب، آنان که هزینه داده بودند، آنان که در زندان ها شکنجه شده بودند تا نظامی بر آمده از آرای مردم بر کشور حاکم شود که در آن از استاد مارکسیست تا دانشجوی مسلمان بتوانند آزاد سخن بگویند و رای دهند به همان اتهام های سابق یعنی خواستن انتخابات آزاد و آزادی دوباره راهی زندان شدند. چطور می توان در انتخابات شرکت کرد زمانیکه:

ابوالفضل قدیانی: انقلاب نکردیم که دوباره سلطنت حاکم شود
اولین بار در دی ماه ۸۸ بازداشت و به اتهام توهین به رییس دولت به یک سال حبس محکوم شده بود. سه سال حبس دیگر برای ابوالفضل قدیانی در حالی صادر شد که این مسن ترین زندانی جنبش سبز در بند ۳۵۰ اوین باید چهارم آذر ماه امسال و پس از تحمل یک سال حبس آزاد می شد.
ابوالفضل قدیانی عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بنا بر این حکم جدید و به اتهام “توهین به رهبری” باید سه سال دیگر در زندان بماند. او که چندی پیش در سی سی یو بیمارستان ساسان بستری بود، پس از عمل جراحی قلب بدون طی کردن دوران نقاهت از همان بیمارستان به زندان منتقل شده بود.
آقای قدیانی با مشکلات حاد جسمی رو به روست اما با این حال او نیز در کنار دیگر زندانی های بند 350 اوین در اعتراض به شهادت هاله سحابی دست به اعتصاب غذا زد. همسر این زندانی سیاسی در همان زمان گفته بود که مستأصل شده و نگران است که دستگاه امنیتی بخواهد ماجرای هدی صابر را برای ابوالفضل قدیانی تکرار کند. در حالی که مسئولان بارها از آزادی بیان و رافت اسلامی سخن گفته اند بار دیگر در مثالی نقض میبینیم که منتقد ۶۶ ساله ی جریان حاکم یک بار به اتهام توهین به رییس جمهوری و بار دیگر به اتهام توهین به رهبری جمعا به ۴ سال حبس محکوم می شود. این مبارز دوران ستمشاهی که ۴ سال در زندان های ساواک شکنجه شده و مقاومت کرده بود، دو ماه پیش در دادگاهی که در شعبهی ۱۵ دادگاه انقلاب برایش تشکیل شده بود، شرکت نکرده و آن را غیر قانونی خواند.
عضو ارشد و دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ارئه ی لایحه ای گفته بود دادگاه سیاسی، عقیدتی باید علنی و با هیئت منصفه باشد، بنابراین دادگاه غیرقانونی و مجری آن مجرم است.
ابوالفضل قدیانی سال گذشته قبل از بازگشت به زندان در مصاحبه ای گفته بود: “احمدی نژاد دروغگو، ریاکار، مستبد، قانون گریز و قانون ستیز است و اینها صفات حقیقی اوست. اینها را در دفاعیه ام و در دادگاه گفتم. من به احمدی نژاد فحش ندادم فقط صفات های او را برشمردم و مواردی که من گفتم توهین نبوده انتقاد بوده است.” او در نامه اخير خود انتقادات صريحي به شيوه حكمراني وارد كرد.
علی ملیحی، تاریخ نگاری که تاریخ ساز می شود
روزنامه نگار، متولد اردیبهشت ماه سال 1361 و تحصیل کرده ی رشته ی مهندسی برق است. گفتگوهای تحلیلی وی با شخصیتهای سیاسی و فعالان مدنی ایران در حوزه تاریخ، او را به عنوان یکی از مطرحترین روزنامهنگاران این حوزه تبدیل کرده است.
علی ملیحی چند ماه پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری سال 1388 بازداشت شد. دادگاه او را به اتهام شرکت در تجمع غیرقانونی و توهین به رئیس جمهور به چهار سال حبس محکوم کرد.
علی ملیحی در مرداد 1389 به همراه شانزده زندانی سیاسی دیگر و در اعتراض به رفتار نامناسب مسئولان زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد و ی پس از چند روز به بهداری زندان اوین منتقل شد. مادرش در مصاحبه ای گفت که «فرزندم را سالم بردند، سالم هم تحویل دهند.» در شهریور 1390 زمزمه هایی مبنی آزادی او قوت گرفت. روزنامه های وابسته به جریان حاکم نوشته بودند که او از کرده های خود اظهار پشیمانی کرده است. علی ملیحی اما در نامه ای که از زندان منتشر کرد آورد: «با توجه به برخی شایعات منتشر شده در این روزها لازم به توضیح می دانم اینجانب هیچگاه از عملکرد و عقایدم نادم نبوده و به ادامه راه سبز امیدی که مردم ایران در پیش گرفته اند ایمان دارم.” او در زندان به بمب روحيه و انرژي شهرت دارد .
علي شكرچي؛ اتهام: همراهی با مردم
از زندانيان بازداشت شده در 25 بهمن سال 89 است كه به دعوت ميرحسين موسوي و مهدي كروبي به خيابان آمد وي پيش از اين يكبار نيز در تجمعات سال 88 به مدت چند روز در بازداشت موقت به سر برد. در دادگاهي كه رياست آنرا قاضي مقيسه بر عهده داشت به يكسال حبس تعزيري محكوم گرديد. خانواده او از معاودين اخراج شده از عراق توسط صدام مي باشد.
محبوبه كرمي: اتهام؛ دفاع از حق
فعال حقوق زنان، عضو كمپين يك مليون امضا و از اعضاي جبهه مشاركت است او در تاريخ 12 اسفند سال 88 بازداشت شد و تحت فشار براي مصاحبه قرار گرفت. وي در دادگاه به سه سال حبس تعزيري محكوم شد و در تاريخ 25 اردبيهشت سال 90 براي اجرايس حكم خود را به زندان معرفي كرد. او در بازداشت اول مادر خود را از دست داد و در حالي كه در حال گذراندن دوران محكوميت خويش در زندان اوين به سر مي برد پدر به ديار باقي شتافت در حالي كه به او حتي اجازه داده نشد تحت الحفظ براي ديدن پدر به بيمارستان برود.
روز دوازدهم؛ آریا آرام نژاد، عبدالله مومنی، مزدک علی نظری و اسماعیل صحابه
روز یازدهم: محسن امین زاده، حشمت طبرزدی، حسین نیکخواه و احمدرضایوسفی
روز دهم؛ عماد بهاور، علی ابراهیمی، رامین پرچمی و بابک داشاب
روز نهم؛ هنام ابراهیم زاده، مسعود پدرام، رسول بداغی و بهمن احمدی امویی
روز هشتم؛ عاطفه نبوی، آرش صادقی، کوهیار گودرزی و عبدالفتاح سلطانی
روز هفتم؛ محمد سیف زاده، مهدی محمودیان، آرش سقر و سروش صفای وردی
روز ششم؛ امیر خسرو دلیر ثانی، مهدی خدایی، سید جلیل طاهری و حسین امینی
روز پنجم؛ داوود سلیمانی، ابراهیم مددی، حجت منتظری و مجتبی احمدی
روز چهارم؛ نسرین ستوده، قاسم شعله سعدی، علی جمالی و یعقوب ملکی
روزسوم؛ علیرضا بهشتی شیرازی، حسن اسدی زیدآبادی، احمد رضا احمد پور و محمد توسلی














amir bahmani