رسول خدا هیچ کس را به دلیل کارهای بدی که در قبال اسلام ومسلمین کرده است، بازخواست نکرد که در قتل من توطئه ریخته یا برعلیه دین من اقدام مسلحانه کرده ای. هیچ کس حتی یک نفر را به زندان و تبعید محکوم نکرد. بلکه از موضع قدرت همه را حتی ابوسفیان را که با نادیده گرفتن نسبت خویشاوندی اش با رسول خدا در دشمنی با وی از هیج اقدام شرورانه ای کوتاهی نکرده بود، بخشید و مردم مکه فتح شده را طلقا- آزادشدگان- نامید.
» پیامبر (ص)
«رفتارهای افراطی» در طول تاریخ مولد «رفتار های تفریطی» بوده است. از آن جا که رفتارهای افراطی به نام دین از دین داران سر می زده، برخورد با آنان بسیار دشوار و پیچیده بوده، زیرا کوچکترین مخالفت با آنان به نام «مخالفت با دین» قلمداد می شده است. از این رو، امیر مؤمنان خود را تنها کسی می دانست که می توانست چشم این فتنه را کور کند و با مدعیان دین داری، نماز شب خوانان و قاریان قرآن به جنگ برخیزد. شاید به همین دلیل رسول خدا(ص) و علی (ع) «جاهلان متنسّک» و «عالمان متهتِک و بی تقوا» دو گروهی شمرده اند که کمرشان را شکسته اند.
عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن
در ایران اسلامی که قرار است رهبرانش دنیای اسلام را رهبری کنند و مدیرانش به مدیریت جهان بپردازند، سکوتی مرگبار درباره توهین به قرآن و پیامبر اسلام دیده می شود. نه از رسانه های رسمی، نه از مدعیان حکومتی و نه از کفن پوشان حرفه ای؛ از هیچ یک صدایی بلند نمی شود. بهانه قرآن سوزی هم ناشی از این بوده که مستبدان حاکم به نام دین، برای آنکه بی کفایتی خود و ناتوانی مبلغان رسمی دینی را جبران کنند، به برخوردهای امنیتی و قربانی گرفتن از کسانی رو آورده اند که زشتی های مدعیان دینداری را دیگر نتوانسته اند تحمل کنند و به انگیزه ی فرار از دین سیاست زده ی حاکم، به تغییر دین روی آورده اند.
اگر اخلاق از این جایگاه و منزلت در اسلام برخوردار است، نظامی که خود را اسلامی می نامد باید بیش از هر چیز به اخلاق توجه کند. اگر اینگونه باشد که در نظامی به یک عمل عبادی مستحب توجه ویژه شود اما اخلاق هرگز مورد توجه نباشد، این نظام انحراف اساسی از دین پیدا کرده است. اگر دروغ و تهمت و افتراء و فحاشی در میان مسئولان یک نظام رواج داشته باشد و حتی در وسط خطبه های نماز جمعه، که یک عمل عبادی است، این امور مکرر دیده شود، و اگر قبح دروغ و خدعه و فریب و حیله از بین رفته باشد، و اگر خشونت و بی رحمی و ناجوانمردی جای مدارا و نرمش و رحمت و جوانمردی را گرفته باشد، و اگر تضییع حقوق مسلم مردم جای عدل و داد و قسط را گرفته باشد، چنین نظامی را به چه معنایی می توان اسلامی خواند؟
پیامبر (ص) الگوی مدارا با مردم
سعد بنمعاذ كه یكی از فرماندهان سپاه اسلام بود در آن روز رجزهایی بدین مضمون خواند: «امروز روز نبرد است، امروز جان و مال شما حلال شمرده میشود.» پیامبر(ص) از شنیدن سخنان سعد، بسیار اندوهناك و غمگین شد و سعد بنمعاذ را از مقام فرماندهی عزل كرد و پرچم را بهپسر وی، قلیل بنسعد سپرد! این عفو و گذشت، عظمت اندیشه، عطوفت و نسیم ملایم مهربانی، جانهای مكیان را نوازش داد و دلهای آنان را بهسوی اسلام و پذیرش دین پیامبر(ص)، متمایل ساخت. اعلان عفو عمومی مكه و بخشش و مدارا با سران كفر و شرك و دشمنان دیرین خود، پس از فتح مكّه یكی از مهربانانهترین، عالیترین و بزرگمنشانهترین برخوردهای پیامبر اكرم(ص) بود.
تحقق عدالت درسلوک پیامبر به اندازه ای مورد اهتمام بود که دربرابر دشمنان، برخورد خارج ازعدالت را روا نمی داشت. جامعه ظلم گرفته را ازجامعه کفرگرفته منفورتر می دانست. فقر و ناداری را در کنار کفر قرار داد. رسالت خود را باز کردن زنجیرهایی می دانست که ظالمان به پای بشر بسته بودند.
تحمل مخالف و رواج محبت به جای نفرت، شرط اسلامی بودن نظام
معجزه پیامبر(ص) این بود که جمعیت و ملتی را که در میان آنان نفرت و خشونت حرف اول را می زد، به ملتی تبدیل کرد که دوستی و برادری در میانشان حکمفرما بود. معیار اسلامی بودن نظام، این است که ببینیم چه میزان توانسته است محبت و دوستی در جامعه ایجاد کند.
آخرین وصیت پیامبر: از حاکم بیرحم و زورگو برحذر باشید
حاكمان مسلمان با چه شيوه اي بايد حكومت نمايند تا راه و رسم جاهليت قريش دگربار به جامعه اسلامي باز نگردد، مردم گرفتار جهل و جور حاكمان نشوند و كساني به نام اسلام و به عنوان خليفه پيامبر و یا امیرالمومنین بساط سلطه و سيطره بر مردم نگسترانند. اين از دغدغه هاي مهم پيامبر اسلام در واپسين لحظات عمر شريفشان بود. / حاكمان مستبد تلاش ميكرده اند تا مهمترين عامل جهالت را، یعنی فقر، براي تداوم سلطه خود حفظ كنند. لهذا اين دغدغه پيامبر اسلام است كه مبادا واليان پس از او جامعه را در اثر سوء تدبیر یا سودجویی به فقر و تباهي بكشانند. / اگر حاكمان اسلامي، به عنوان اسلام، استبداد بورزند و تهديد و دروغ و پيمان شكني و هنجاركشي را وسيله حكومت كردن قرار دهند، نتیجه آن بازگشت جاهليت و محو حقيقت اسلام خواهد بود، هرچند شعاير آن بماند.









