پیامبر (ص) الگوی مدارا با مردم
چکیده :سعد بنمعاذ كه یكی از فرماندهان سپاه اسلام بود در آن روز رجزهایی بدین مضمون خواند: «امروز روز نبرد است، امروز جان و مال شما حلال شمرده میشود.» پیامبر(ص) از شنیدن سخنان سعد، بسیار اندوهناك و غمگین شد و سعد بنمعاذ را از مقام فرماندهی عزل كرد و پرچم را بهپسر وی، قلیل بنسعد سپرد! این عفو و گذشت، عظمت اندیشه، عطوفت و نسیم ملایم مهربانی، جانهای مكیان را نوازش داد و دلهای آنان را بهسوی اسلام و پذیرش دین پیامبر(ص)، متمایل ساخت. اعلان عفو عمومی مكه و بخشش و مدارا با سران كفر و شرك و دشمنان دیرین خود، پس از فتح مكّه یكی از مهربانانهترین، عالیترین و بزرگمنشانهترین برخوردهای پیامبر اكرم(ص) بود....
رحمت الله بیگدلی *
* پروردگارم مرا بهمدارا و نرمی با مردم فرمان داده است، همچنان كه بهانجام واجبات، امر فرموده است.
* از كسی كه بر تو ستم ورزید، بگذر.
* همدیگر را ببخشید تا كینههایتان از میان برخیزد.
* كسی كه مهربانی نكند رحمت خدا شامل حالش نمیشود.
* مبادا یكی از شما سلاح خود را بهسوی برادر خود بگیرد؛ زیرا ممكن است كه شیطان بدون علم و اراده او دستش را بهحركت درآورد و او بهگودالی از دوزخ درافتد.
* هر آنكس كه با آهنپارهای بهسوی برادر خود اشاره كند، فرشتگان همواره او را لعنت میكنند تا از آن كار باز آید.
غربت ارزشها و فضایل و رواج برخی از رذایل اخلاقی
امروزه همگان از غربت ارزشها و رواج برخی از رذایل اخلاقی در جامعه اسلامی ما نگرانند و حتی برخی از بزرگان و علمای اخلاق نسبت بهوضعیت موجود هشدار داده و اعلام خطر كردهاند. از آنجایی كه در آستانه میلاد مسعود پیامبر اكرم(ص) و امام صادق(ع) بهسر میبریم، از اینرو شایسته است كه با تأمل در ابعاد مختلف شخصیت رسول اكرم(ص) و تأسی بهسیره حضرت ختمیمرتبت از یك سو بهدرمان دردهای فردی و اجتماعی خویش بپردازیم كه خداوند متعال رمز رستگاری بشریت را اسوه قرار دادن پیامبر اكرم(ص) معرفی كرده است و از سوی دیگر با معرفی درست این پیامبر بزرگ الهی و آخرین واسطهآسمان و زمین بهجهانیان بر تبلیغات سوء دشمنان بشریت خط بطلان بكشیم. امروز دو عامل خطرناك یعنی معرفی نادرست برخی از پیروان رسول اكرم(ص) و تبلیغات سوء دشمنان بهمانند دو تیغه یك قیچی موجب مجهول ماندن شخصیت آن حضرت بر بشریت است كه باید با مبارزه با این دو عامل و معرفی صحیح شخصیت این آخرین پیامآور الهی، زمینه گرایش بشریت بهتعالیم آن حضرت را فراهم آورد.
آراستگی پیامبر اكرم(ص) بهتمامی فضایل و پیراستگی او از كافه رذائل
اخلاق پیامبر، قرآن بود
یكی از مهمترین ابعاد شخصیت پیامبر اكرم(ص) بعد اخلاقی و آراستگی آن حضرت بهفضایل و پیراستگی او از كافه رذائل در حد طاقت بشری است. اخلاق پیامبر اكرم(ص) تجسم عینی قرآن كریم بود و از این روست كه خداوند متعال او را در قرآن كریم با عنوان «خلق عظیم» ستوده و خود آن حضرت نیز هدف بعثت خویش را «اتمام مكارم اخلاقی» معرفی كرده است. سعد هشام گوید: «از عایشه پرسیدم كه اخلاق پیامبر چگونه بود؟» گفت: «آیا قرآن میخوانی؟»، گفتم: «آری»، گفت: «اخلاق پیامبر، قرآن بود.» خداوند متعال، رسول گرامیش را با عالیترین فضائل و مكارم اخلاقی تأدیب كرد و بیاراست و این فضائل از سوی او بهجامعه اسلامی سرازیر شد و دنیایی از معنویت و ارزش های اخلاقی را پدید آورد.
محمد(ص) پیامبر رحمت
برخلاف تبلیغات دشمنان اسلام و رسول خدا(ص) كه میكوشند از آن حضرت چهرهای خشن معرفی كنند و از او با عنوان «پیامبر شمشیر» نام میبرند، یكی از مهمترین فضایل آن حضرت، اتصاف او به«رحمت» است و در این مجال سعی بر این است كه بهتشریح گوشهای از اقیانوس بیكران رحمت محمدی پرداخته شود.
مفهوم «رحمت» در لغت
«رحمت» در لغت بهمعنای رقّت و مهربانی است. «ابنمنظور» در «لسانالعرب»،«رحمت» را اینگونه معنا میكند: «الرحمه: الرقّه و التعطف و المرحمه مثله؛ رحمت بهمعنای رقت و مهربانی كردن است و بههمین معناست، مرحمت.» «ابنمنظور» در بیان تفاوت معنای «رحمت»، زمانی كه بهعنوان صفت آدمیان بهكار رود با زمانی كه كه صفت خداوند قرار بگیرد، میگوید: «و الرحمه فی بنی آدم عند العرب، رقه القلب و عطفه و رحمه الله، عطفه و احسانه و رزقه؛ و «رحمت» در نزد عرب، آنگاه كه برای انسانها بهكار رود بهمعنای رقت و مهربانی قلب است، اما رحمت خداوند بهمعنای مهربانی، احسان و رزق دادن است.
مفهوم «رحمت» در قرآن
«رحمت»، در كاربرد قرآنی نیز بههمین معناست. «راغب اصفهانی» زباندان و قرآنشناس بزرگ، میگوید: «رحمت»، مهربانی و رقّتی است كه مقتضی احسان نسبت بهشخصی است كه مورد رحمت قرار گرفته است، از این سبب گاه تنها در مهربانی [ملزوم] و گاه تنها در احسان [لازم] بهكار میرود؛ مانند: «رحم الله فلاناً» و چون خداوند با «رحمت»، وصف شود، مراد از آن فقط احسان است نه رقّت قلب، از اینروی روایت شده است كه: رحمت از خدا، انعام و تفضل و از آدمیان، رقّت قلب و عاطفه است.» مؤلف تفسیر گرانسنگ «كشاف»، «جارالله زمخشری» با پذیرش این مطلب كه رحمت در اصل معنا و مفهوم خویش بهمعنای عاطفه و مهربانی است، بر این باور است كه كاربرد آن برای خداوند، مجازی و بهمفهوم انعام خداوند بر بندگان میباشد، بدانسان كه فرمانروا آن گاه كه بهمردم مهربان باشد به آنان احسان و انعام میكند. «علامه سیدمحمدحسین طباطبایی(ره)» در تفسیر قیّم «المیزان» توضیح بیشتری در باره مفهوم «رحمت» داده و گفته است: «رحمت، تأثر و انفعال مخصوصی است كه در وقت دیدن محتاج، عارض قلب میشود و شخص را بهرفع احتیاج و نقیصه محتاج و نیازمند وادار میكند، این معنا بهحسب تحلیل، بهعطا و فیض بر میگردد و بههمین معنا خداوند سبحان بهصفت «رحمت»، توصیف میشود، یعنی، رحمت در خداوند بهمعنای عطا و احسان است نه تأثر و انفعال قلب؛ زیرا در ذات باری، انفعال نیست.» آنچه در توضیح «علامه طباطبایی» شایان توجه است، افزون بر این كه منشأ رحمت(احتیاج و نیاز شخص مرحوم) را در تعریف و مفهوم رحمت گنجانده و در نتیجه، مهربانی و رقّت قلب ویژهای را كه بهمنظور رفع نیاز نیازمند بر شخص عارض میگردد، «رحمت» نامیده، این نكته است كه كاربرد «رحمت» در باره خداوند متعال براساس تعریف و توضیح ایشان ـ آنگونه كه از زمخشری نقل شد ـ مجاز نیست بهویژه اینكه در كاربرد قرآن كریم، بیشترین استعمال «رحمت»، در خصوص ذات باری تعالی است، كه اگر توصیف خداوند را بهاین صفت مجاز بشمریم، بیشترین موارد استعمال این صفت در قرآن مجاز خواهد بود و این گذشته از هر چیز دیگر با بلاغت قرآن سازگار نیست.
نتیجه: «رحمت» بهمعنای مهربانی و رقت قلب است كه از دیدن فرد نیازمند، عارض میشود و شخص را بهاحسان وا میدارد؛ ولی در خداوند، «رحمت»، بهمعنای احسان و انعام است؛ زیرا او، بهرقّت و انفعال ستوده نمیشود. در كلامی از علی(ع) نیز همین خصوصیت در توصیف خداوند به«رحمت»، لحاظ شده؛ آنجا كه حضرت فرموده است: «رحیم لایوصف بالرقّة، صاحب رحمتی كه بهرقت قلب توصیف نمیگردد.» در آن آیات قرآن كه خداوند بهاین صفت ستایش شده است نیز همین خصوصیت دیده میشود. با بررسی واژگان هممفهوم با «رحمت» میتوان از دو واژه «لینت» و «مداراة» یاد كرد كه معنایی نزدیك به«رحمت» را میرسانند.
جایگاه رحمت در متون دینی
صفت«رحمت» و مهربانی(چه بهمفهوم الهی و چه بهمعنای بشری آن) در اندیشه اسلامی از جایگاهی رفیع برخوردار است، بهطوری كه خداوند متعال، ذات بیبدیل خویش و نیز قرآن، پیامبر(ص) و مؤمنان را مكرراً بهاین صفت توصیف میكنند و میستایند و آن را از نمودهای اخلاق نیك الهی در بشر و آرایههای مشترك میان خدا و انسان برمیشمرند و اینكه بههر اندازه، فرد بتواند، خویشتن را بدان بیاراید، بههمان میزان، بهخدایگونه شدن و تقرب بهذات اقدس الهی نزدیك میگردد. خداوند متعال، افزون بر اینكه كلید گشایش سورههای كتاب وحیانی خویش را – جز در یك سوره آن هم بهدلایل ویژه- صفت «رحمت»(رحمن و رحیم) قرار داده، در آیات بسیاری نیز، خود را بهاین صفت، ستوده كه برخی از آن آیات بهشرح ذیل است:
۱٫«… و انا التواب الرحیم؛ و من توبهپذیر و مهربانم.» (۱) ۲٫«وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ، لاَ إِلهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ؛ و خداوند شما، خداوند یگانهای است كه غیر از او معبودی نیست. اوست بخشنده و مهربان(و دارای رحمت عام و خاص.)(۲) ۳٫«… وَ اسْتَغْفِرُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ؛ و از خداوند آمرزش بطلبید كه خداوند آمرزنده و مهربان است.»(۳) ۴٫«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ، أُولئِكَ یَرْجُونَ رَحْمَهَ اللّهِ وَاللّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ؛ كسانی كه ایمان آورده و كسانی كه هجرت و در راه خدا جهاد كردهاند، آنها امید بهرحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.»(۴) ۵٫«هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمینَ؛ و او مهربانترین مهربانان است.»(۵)
قرآن كتاب «رحمت» و محمد(ص) «پیامبر رحمت» و مسلمانان «صاحبان رحمت»
بر همین سیاق، خداوند متعال كتاب خویش؛ قرآن را «كتاب رحمت» و پیامبر خویش را «پیامبر رحمت»، و مؤمنان و گروندگان راستین بهاسلام را «مهربانان» و «صاحبان رحمت» در تعامل با یكدیگر معرفی میكند: ۱٫«وَ نَزَّلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَابَ تِبْیَاناً لِكُلِّ شَیْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ؛ و ما این كتاب را بر تو نازل كردیم كه بیانگر همه چیز و مایه هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است.»(۶) ۲٫«فَقَدْ جَاءَكُم بَیِّنَهٌ مِن رَبِّكُمْ وَ هُدىً وَ رَحْمَهٌ؛ اینك، آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان و هدایت و رحمت برای شما آمد.»(۷) ۳٫«و انه لهدی و رحمهٌ للمؤمنین؛ این قرآن، مایهی هدایت و رحمت برای مؤمنان است.»(۸) ۴٫«تِلْكَ آیَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِیمِ، هدی و رحمه للمحسنین؛ این آیات كتاب حكیم است(كتابی پر محتوا و استوار) مایه هدایت و رحمت برای نیكوكاران است.»(۹) آیات و نصوص دینی كه پیامبر اكرم(ص) را «رسول رحمت» و مهربانی معرفی میكنند، در بخشهای بعدی، ذكر میكنیم.
رحمت نبوی تجلی رحمت الهی
خداوند متعال خود را بهعنوان رحمان و رحیمی كه رحمتش برغضبش سبقت گرفته و رحمت را بر نفس خویش نوشته و واجب كرده است، معرفی میكند. «پیامبر رحمت»(ص) نیز وقتی بهتصویر رحم و رحمت در خداوند متعال می پردازد، او را مهربانتر از مادر نسبت بهكودك معرفی میكند. پیامبر اكرم(ص) در تصویر رحمت الهی میفرماید: «خداوند رحمت را به ۱۰۰جزء تقسیم كرد، پس ۹۹جزء آن را نزد خود نگاه داشت و یك جزء آن را بهزمین فرو فرستاد و از بركت همین یكجزء است كه خلایق در باره هم رحمت میآورند؛ چنانكه چهارپایان سم خود را از بچه خود دور میدارند تا مبادا بهآن اصابت كند و صدمهای بهآن وارد سازد.» آنگاه با بیان شدت علاقه مادر بهكودك خود كه آن را بهسینه فشرده است میگوید: «آیا باور میدارید كه این مادر كودك خود را بهآتش در افكند؟» و چون یاران میگویند: «نه بهخدا قسم یا رسولالله»، میگوید: «بهتحقیق، خداوند نسبت بهبندگان خود از این مادر نسبت بهكودكش مهربان تر است!» در بیانی دیگر میگوید: «خداوند شبهنگام دست لطف خود را میگشاید تا توبه گناهكار روز را بپذیرد و بههنگام روز دست لطف خود را میگشاید تا دست گناهكار شب را بگیرد.»
مهربانی و رحمت، بارزترین صفت رسول خدا(ص) در بیان خداوند
خداوند متعال در قرآن كریم، مهربانی و رحمت را بهعنوان بارزترین صفت رسول خویش معرفی میكند و میگوید:«وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَه لِلْعَالَمِینَ؛ ما تو را نفرستادیم مگر اینكه رحمتی باشی برای همه جهانیان.»(۱۰)
در صحیح مُسْلِم آورده است: أَبوهُرَیْرَه گفت: قِیلَ یَا رَسُول اللَّه اُدْعُ عَلَى الْمُشْرِكِینَ قَالَ: «إِنِّی لَمْ أُبْعَث لَعَّانًا وَ إِنَّمَا بُعِثْت رَحْمَة؛ گفته شد ای رسول خدا، مشركان را نفرین كن، فرمود: من برای لعنت مبعوث نشدهام، و لیكن فقط برای رحمت مبعوث شدهام.» مفسران در تفسیرآیه شریفه «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رؤوفٌ رَحِیمٌ؛ پیامبری برای شما آمده است كه از مصیبتها و گرفتاریهای شما رنج میبرد و از هر كس بهشما علاقهمندتر و دلسوزتر است. او مهربان و رؤوف و رحمدل است.»(۱۱) گفتهاند: خداوند بر مؤمنان منت گذاشته است كه رسولی از جنس خودشان برای آنان فرستاده است كه سنگین است بر او آنچه كه امتش را بهزحمت و مشقت میاندازد و از اینرو است كه فرمود: من بر شریعت سهل و آسان، مبعوث شدهام و در حدیث آمده است: «إِنَّ الدِّین یُسْر؛ دین آسان است» در تفسیر «حَرِیص عَلَیْكُمْ» هم گفتهاند: «پیامبر حریص بر هدایت و رسیدن نفع دنیوی و اخروی بهشما و ورود شما بهبهشت و نسبت بهمؤمنان، رؤوف و رحیم است.»
خداوند پیامبرخویش را با عنوان «پیامبر رحمت» معرفی میكند
قرآن كریم، در ترسیم سیمای پیامبراكرم(ص) میگوید: «فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ، إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ؛ به [بركت] رحمت الهی، در برابر آنان [مردم] نرم و [مهربان] شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراكنده میشدند، پس آنها را ببخش و برای آنها طلب آمرزش كن و در كارها با آنان مشورت كن، اما هنگامی كه تصمیم گرفتی [قاطع باش] و بر خدا توكل كن؛ زیرا خداوند متوكلان را دوست دارد.»(۱۲) فخررازی در تفسیر این آیه مباركه میگوید: «غرض از بعثت، آن است كه پیامبر(ص)، تكالیف الهی را بهمردم ابلاغ كند و برساند و این هدف محقق نمیشود مگر زمانی كه دلها بهسوی پیامبر متمایل شوند و جانها در نزد وی آرام گیرند، برآورده شدن چنین مقصدی در گرو آن است كه رسول دارای «رحمت» و «كرامت» باشد و از خطاهای مردم بگذرد و برخوردهای ناخوشایند آنان را نادیده بگیرد و با آنان با انواع نیكی، مكرمت و شفقت برخورد كند. بهدلیل آنچه آمد، پیامبر(ص) باید پیراسته از بدخلقی باشد، همچنین باید كه سختدل نباشد، بلكه تمایل افزون بهكمك ضعیفان و دستگیری فقیران داشته باشد و لغزشها و رفتارهای ناپسند آنان را نادیده بیانگارد.»
خداوند پیامبر خویش را بهرحمت و مهربانی سفارش كرده است
خداوند متعال همواره پیامبر خویش را بهرحمت و مهربانی سفارش كرده است. پیامبر اسلام(ص) نیز تجلی رحمت الهی است و از این رو است كه همانند ذات اقدس الهی رحمت برای جهانیان است. خود آن حضرت فرمود: «اِنّما أَنَا رَحْمَهٌ مُهْداهٌ؛ همانا من هدیه رحمتی از آسمان بهسوی جهان و انسانم.» مأموریت پیامبر اسلام(ص) بهمشورت با مسلمانان و دعا كردن و طلب مغفرت و آمرزش برای آنان نیز تأكیدی است بر هم ضرورت نرمخویی، مهربانی و ملاطفت پیامبر و هم بر بیان واقعیت داشتن اتصاف آن حضرت بهاین اوصاف در تعامل با مردم و پیروان خویش.
در قرآن كریم آمده است: «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ؛ عفو را پیشه كن و بهنیكی فرمان ده و از جاهلان اعراض كن.»(۱۳) علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه شریفه میگوید: «اخذ چیزی» بدین معناست كه گیرنده، آن را هماره با خود داشته باشد و ترك نكند، از اینرو «اخذ عفو» یعنی این كه پیامبر(ص) بدرفتاریهای نسبت بهخویشتن را هماره بپوشاند و از انتقامگیری ـ كه عقل اجتماعی آن را در روابط و تعامل با یكدیگر روا میشمارد ـ چشم بپوشد. البته این منش، نسبت بهرفتار ناپسند دیگران در باره شخص پیامبر و ضایع كردن حقوق فردی وی است، اما زمانی كه رفتار ناپسند با پیامبر(ص) سبب از میان رفتن حقوق دیگران شود، گذشت و بخشش، هرگز روا نیست؛ زیرا، این عمل، مایه فریب و گمراهی شخص بدرفتار و ضایعشدن حق غیر و ابطال قوانین نگهدارنده جامعه میشود كه تمامی آیات قرآنی كه از ستم و فساد و یاری رساندن و تكیه كردن بهستمگران منع میكند، چنین عفو و گذشتی را روا نمیشمارد.» علامه در ذیل فراز آخر آیه شریفه «وَ أعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ» میگوید: «این جمله، فرمان دیگری از خداوند برای مدارا با كسانی است كه بهآن حضرت، ستم شخصی میكردند و این نزدیكترین و زیباترین روش برای خنثی كردن آثار عمل جاهلانه و كاستن از فساد كردار آنان است؛ زیرا واكنش همسان در برابر عمل جاهلانه، سبب اغرای جاهلان و تداوم رفتار جاهلانه میشود.» آیات ذیل نیز بخشی دیگر از نصوص تصویركننده رحمت و مهربانی پیامبر بزرگوار اسلام است. «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ، حَرِیصٌ عَلَیْكُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ؛ بهیقین، رسولی از خود شما بهسویتان آمد كه رنجهای شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت بهمؤمنان رؤف و مهربان است.»(۱۴) از نكات در خور تأمل در این آیه شریفه، این است كه تركیب دو صفت «رأفت» و «رحمت»، از اوصاف ویژه الهی است و پیامبراكرم(ص) تنها انسانی است كه این دو صفت، توأمان در توصیف و ستایش از وی آمده است. «وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَه لِلْعَالَمِینَ؛ ما تو را جز «رحمت» برای جهانیان نفرستادیم.»(۱۵) «مُحَمَّدٌ رَّسُولُاللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ…؛ مـحـمـد پـیـامـبـر خداست و كسانی كه با او هستند، با كافران سختگیر و با یـكدیگر مهربانند.»(۱۶) روح مهربانی، عطوفت، رحمت و دگردوستی پیامبراكرم(ص) را در مجموعهای دیگر از آیات قرآنی میشود دید كه دو نمونه از آنها بهشرح ذیل است:
۱٫«لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّایَكُونُوا مُؤْمِنِینَ؛ گویی میخواهی جان خود را از شدّت اندوه از دست دهی، بهخاطر اینكه آنان ایمان نمیآورند!»(۱۷)
۲٫«فَلاَ تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَیْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِمَا یَصْنَعُونَ؛ پس جانت بهخاطر شدت تأسف بر آنان از دست نرود، خداوند بهآنچه انجام میدهند داناست.»(۱۸)
متون روایی و سیره نبوی در باره رحمت نبوی
متون روایی و سیره نبوی، سرشار از رأفت و رحمت و مهربانی رسول اكرم(ص) است كه ذكر بخشی از آنها مثنوی هفتاد من كاغذ میشود و در این مجال تنها بهنمونههایی از هریك(روایت و سیره) بسنده میكنم:
۱٫ از خود پیامبر(ص) روایت شده است كه آن حضرت فرمود: «امرنی ربی بمداراه الناس كما امرنی باداء الفرائض؛ پروردگارم مرا بهمدارا و نرمی با مردم فرمان داده است، همچنان كه بهانجام واجبات، امر فرموده است.»
۲٫ انس بنمالك میگوید: «خدمت النبی(ص) تسع سنین فما اعلمه قال لی قط: هلا فعلت كذا و كذا و لاعاب علیّ شیئاً قطّ؛ مدت ۹ سال در محضر و خدمت پیامبر(ص) بودم و بهیاد ندارم كه هرگز بهمن گفته باشد، چرا فلان و فلان كار را انجام ندادی و هرگز مرا بر كاری سرزنش نكرد!» وقتی پیامبر(ص) در مكه دعوت خویش را علنی كرد، قریش از هیچگونه آزار و شكنجه، افترا و اهانت نسبت بهاو دریغ نورزید. مشركان، او را فردی دروغگو، جادوگر و دیوانه معرفی كردند و حال اینكه واكنش پیامبر(ص) در برابر اینهمه آزار و اذیت، اینگونه بود: «اللهم اغفر لقومی بانهم لایعلمون؛ بـار خـدایـا، قـوم مـرا مـورد رحـمـت و مـغـفـرت خـویـش قـرار ده؛ زیـرا آنـان حقیقت را نمیدانند»!
عفو و گذشت پیامبر اكرم(ص)
بر دسته شمشیرش نوشته شده بود:«از كسی كه بر تو ستم ورزید، بگذر.» هم خود آراسته بهعفو بود و هم دیگران را بهگذشت سفارش میكرد: «گذشت كنید، همانا عفو ، جز بر ارج بنده نمیافزاید، پس یكدیگر را عفو كنید تا خداوند ارجمندتان كند.» سیرهنویسان نوشتهاند: در هر مجلسی بهعفو دیگران فرمان میداد. هرگز بهخاطر خویش، از كسی انتقام نگرفت، بلكه گذشت میكرد. فرمود: «مردی بهخاطر خدا از ستمی كه بر او رفته نمیگذرد، جز آن كه در روز رستاخیز پروردگار بر ارجمندیاش میافزاید.» بههمه سفارش میكرد: «همدیگر را ببخشید تا كینههایتان از میان برخیزد.»
لطف و مدارای پیامبر اكرم(ص) با مردم بههنگام فتح مكه
رفتار كریمانه پیامبر(ص) با مردم در زمان قدرت بلامنازع خویش در روز فتح مكه، در تاریخ بشریت بینظیر است. آنروز كه پس از سالها دوری و آوارگی از وطن و با خاطرههای تلخ از برخورد مشركان قریش در آغازین روزهای بعثت، همراه با سپاهی عظیم پیروزمندانه وارد مكه شد، میتوانست انتقام خویش را چند برابر از مشركان قریش و مكیان بگیرد و بهسپاه خویش فرمان قتل و غارت صادر كند، اما پیامبر(ص) نه تنها چنین نكرد، بلكه فرمان عفو عمومی صادر كرد و از تقصیر همگان ـ جز چند نفر معدود كه از فرط پلیدی و سیاهی، شایستگی بخشش را از دست داده بودند و در شمار پیشاهنگان كفر و لجاجت بهحساب میآمدند ـ گذشت.
عزل سعد بن معاذ از فرماندهی به خاطر شعار خشونتآمیز در فتح مكه
سعد بنمعاذ كه یكی از فرماندهان سپاه اسلام بود در آن روز رجزهایی بدین مضمون خواند: «امروز روز نبرد است، امروز جان و مال شما حلال شمرده میشود.» پیامبر(ص) از شنیدن سخنان سعد، بسیار اندوهناك و غمگین شد و سعد بنمعاذ را از مقام فرماندهی عزل كرد و پرچم را بهپسر وی، قلیل بنسعد سپرد! این عفو و گذشت، عظمت اندیشه، عطوفت و نسیم ملایم مهربانی، جانهای مكیان را نوازش داد و دلهای آنان را بهسوی اسلام و پذیرش دین پیامبر(ص)، متمایل ساخت. اعلان عفو عمومی مكه و بخشش و مدارا با سران كفر و شرك و دشمنان دیرین خود، پس از فتح مكّه یكی از مهربانانهترین، عالیترین و بزرگمنشانهترین برخوردهای پیامبر اكرم(ص) بود. با فتح مكه و تسلط پیامبر(ص) بر آنها سكوت وحشتآفرینی بر آنها حكمفرما و نفسها در سینه حبس شده بود و افكار مختلفی بهاذهانشان خطور میكرد. آنان با یادآوری ظلمهایی كه بر رسول خدا(ص) روا داشته بودند، مجازات سنگینی را انتظار میكشیدند. در چنین وضعیتی پیامبر اكرم(ص) سكوت آنان را شكست و فرمود: «ماذا تقولون و ماذا تظنون؟؛ چه میگویید و چه گمان می برید؟» مردم بهتزده و نگران، با صدای لرزان گفتند: «ما چیزی جز نیكی و خوبی در باره تو نمیاندیشیم…» پیامبر(ص) خطاب بهآنان فرمود: «من نیز همان جملهای را كه برادرم یوسف بهبرادران ستمگر خود گفت، امروز بهشما میگویم: «لاتثریب علیكم الیوم یغفرالله لكم و هو ارحم الراحمین؛ امروز برشما ملامتی نیست، خدا گناهان شما را میآمرزد و او ارحمالراحمین است.» «پیامبر مهر و رحمت» با این جملات امیدواركننده، پیام عفو عمومی خود را اعلان كرد و ادامه داد:«شما مردم هموطنان بسیارنامناسبی بودید. رسالت مرا انكار كردید، مرا از خانهام بیرون ساختید و در دورترین نقطه كه پناهنده شده بودم، با من بهنبرد برخاستید، ولی من با این همه جرائم، همه شما را میبخشم و بند بندگی را از پای شما باز و اعلان میكنم كه: «اِذهبوا فانتم الطُّلقاء…؛ بروید، همه شما آزادید.» در آن روز جز موارد اندكی، همه مورد عفو و بخشش پیامبر اكرم(ص) قرار گرفتند. حتی كسانی كه جرم مرتكب شده بودند؛ همانند وحشی قاتل حمزه سیدالشهدا، نیز بخشوده شدند. شعار پیامبر(ص) این بود: «الاسلام یجبُّ ما قبله؛ اسلام ما قبل خود را مى پوشاند.» كسی كه اسلام را پذیرفت از گذشتهاش چشمپوشی میشود. «صفوان بنامیه» از جمله سران مشركان مكه و آتشافروزان علیه پیامبر(ص) در جنگهای متعدد بود و یكنفر از مسلمانان را بهجرم مسلمانی در مكه بهدار آویخته بود، از اینروی در شمار كسانی قرار گرفت كه پیامبر از آنها نگذشته و خون آنان را حلال اعلام كرده بود. او با شنیدن این خبر از مكه بهجده گریخت، لیكن «عمرو بنوهب» پسر عموی او، نزد پیامبر(ص) شفاعت كرد و خواهان عفو او شد. رسول خدا(ص) نیز او را بخشید. زمانی كه خبر بهخود او رسید، باور نكرد تا اینكه پیامبر(ص) عمامه یا پیراهن خود را بهنشانه بخشش برای او فرستاد، او باور كرد و بهمكه بازگشت و از حضرت خواست تا بهوی دو ماه مهلت دهد تا در باره اسلام تحقیق كند و اگر بهنتیجه رسید، اسلام بیاورد. پیامبر(ص) بهاو چهار ماه مهلت داد تا تحقیق كند و اسلام بیاورد! «صفوان» بعدها میگفت: «هیچكس بهاین نیكنفسی نمیتواند باشد مگر اینكه فرستاده خدا باشد، گواهی میدهم كه خدایی جز خدای یكتا نیست و او رسول خداست.» آنچه آمد، گوشهای از رأفت و رحمت پیامبر(ص) بود، اما یادآوری این مطلب بایسته است كه در زندگی انسان بهویژه پیشوایان و رهبران اجتماعی و سیاسی، گاه صلابت و قاطعیت نه تنها شایسته و نیك، كه ضروری است؛ زیرا اگر سختگیری و صلابت در برخورد با بزهكاران، قانونشكنان و مجرمان نباشد، بزهكاران احساس امنیت میكنند و فضای عمومی جامعه دچار ترس، ناامنی و وحشت و سلب آسایش میگردد و هرج و مرج فراگیر میشود، همانطوركه اگر قاطعیت در برابر دشمنان بیرونی نباشد، سلطهطلبان و تجاوزگران، استقلال و حاكمیت ملی را زیر پا میگذارند. از اینرو است كه هم خرد و عقل انسانی و هم شریعت اسلامی، صلابت و قاطعیت را در مواردی بایسته و روا برشمرده و برای رهبران اجتماعی از بایدها و صلاحیتهای لازم در عهدهداری مقام و منصب زعامت دانسته است و پیامبر اسلام(ص) هم در عین كمال رأفت و مهربانی كه بر مردم داشت، از صلابت، قاطعیت و برخورد سخت با حقستیزان نیز بیبهره نبود؛ افراد و گروههایی كه رسول خدا(ص) در برابر آنان، نرمش و ملایمت نشان نمیداد عبارت بودند از؛ مشركان و كافران معاند و لجوج كه حق را نه از سر ناآگاهی و پی نبردن بهحقیقت كه از سر ستیز و دشمنی نمیپذیرفتند و منافقان، مجرمان و بزهكاران، هرچند كه در جمع مسلمانان و با ظاهر اسلامی میزیستند.
ترحم و دلسوزى محمد(ص)
۱٫ رسول خدا(ص) لشكرى براى سركوبى قبیله طىّ فرستاد. فرماندهى آن را على بنابیطالب(ع) بر عهده داشت، عدى بنحاتم طائى كه از دشمنان سرسخت رسول خدا(ص) بود، بهشام فرار كرد. على(ع) بامدادان بر آن قبیله حمله كرد، آنها را شكست داد و مردان و زنان و اسباب و چهارپایان آنها را بهمدینه آورد. وقتى كه اسیران را بهحضرت رسول(ص) نشان دادند، «سفانه» دختر حاتم طائى برخاست و گفت: «یا محمد، پدرم از دنیا رفت، برادرم از قبیلهام ناپدید شد، اگر مصلحت بدانى مرا آزاد كن، مرا بهشماتت قبائل عرب مگذار. پدر من پیشواى قبیله بود، اسیران را آزاد مىكرد، جانیان را مىكشت، بههر كه پناه مىداد حمایتش مىكرد، از حریم دفاع مىنمود، از مبتلایان دستگیرى مىكرد، مردم را طعام مىداد، سلام را آشكار مىساخت، یتیم و فقیر را بىنیاز مىكرد، در پیشامدها مددكار مردم بود، كسى نبود كه حاجت پیش او آورد و ناامید برگردد، من دختر حاتم طائى هستم.» رسول خدا(ص) از سخن او در عجب شد و فرمود: «اى دختر، اینها كه گفتى، صفات مؤمنان است، اگر پدرت مسلمان بود، از خدا برایش رحمت مىخواستم.» آنگاه فرمود: «این دختر را آزاد كنید كه پدرش اخلاق خوب را دوست مىداشته است.» سپس فرمود: «ارحموا عزیزاً ذلّ و غنیا افتقر و عالماً ضاع بین جهّال؛ رحم كنید عزیزى را كه ذلیل گشته و توانگرى را كه فقیر شده و عالمى را كه میان نادانان ضایع گردیده است.» و نیز در اثر گفتار آن زن فرمود: «همه اسیران را آزاد كنند.» دختر حاتم كه چنین دید، گفت: «اجازه بدهید شما را دعا كنم»، حضرت اجازه فرمود و بهیاران خود گفت كه بهدعاى او گوش فرا دهند. دختر گفت: «خدا احسان تو را در جاى خود قرار دهد، تو را بههیچ آدم لئیمی محتاج نكند، نعمت هیچ بزرگ قومى را از دستش نگیرد، مگر آنكه تو را وسیله برگرداندن آن قرار دهد.» دختر چون آزاد شد، بهنزد برادرش عدى بنحاتم كه در «دومه الجندل» بود، رفت و گفت: «برادرم، پیش از آنكه نیروهاى این مرد تو را گرفتار كنند، پیش او برو، من در او هدایت و دقت رأى دیدم، حتما بر دیگران پیروز خواهد شد، در او خصلتهایى دیدم كه بهتعجبم وا داشت، او فقیر را دوست مىدارد، اسیر را آزاد مىكند، بهصغیر رحم مىكند، قدر آدم بزرگ را مىداند، من سخىتر و بزرگوارتر از او ندیدهام، اگر پیامبر باشد، تو پیش از دیگران، ایمان آورده و برترى یافتهاى و اگر پادشاه باشد در حكومت او پیوسته با عزت زندگى مىكنى.» این سخنان در عدى بنحاتم مؤثر واقع شد، لذا بهمدینه آمد و بهدست رسول خدا(ص) اسلام آورد و خواهرش سفانه نیز مسلمان شد. عدى بنحاتم مىگوید: «بهمدینه آمدم، داخل مسجد رسول الله(ص) شدم، سلام كردم»، فرمود: «تو كیستى؟»، گفتم: «عدى بنحاتم»، فورا برخاست و مرا به خانهاش برد. او متوجه من بود، ناگاه پیرزنى ضعیف پیش آمد و گفت: «حاجتى دارم»، حضرت مفصل ایستاد و در باره نیاز آن زن صحبت كرد. من در دلم گفتم: «بهخدا این شخص پادشاه نیست وگر نه با ضعفا چنین نمىكرد، اینقدر اهمیت دادن بهیك پیرزن كار شاهان نیست» چون بهخانهاش رسیدیم، وسادهاى كه از لیف خرما داشت بهطرف من انداخت و فرمود: «روى آن بنشین» گفتم: «نه، شما روى آن بنشینید» فرمود: «نه، تو بنشین» من روى وساده نشستم و او بر زمین نشست. باز در دلم گفتم: «والله این پادشاه نیست» آنگاه فرمود: «اى عدى، آیا تو رئیس نبودى؟» گفتم: «آرى» فرمود: «آیا از قوم خویش مالیات مرباع نمىگرفتى؟» گفتم: «آرى» فرمود: «آن در دین تو جایز نبود» گفتم: «آرى، بهخدا حرام بود» دانستم كه او پیامبر است كه غیب را مىداند. بر این اساس مىبینیم كه اخلاق نیكو كار خود را مىكند تا جایى كه انسانها در مقابل آن از اعتقادات خود دست بر مىدارند.
۲٫ در جنگ خیبر كه با حضور شخص پیامبر(ص) در سال هفتم هجرت، رخ داد، پس از پیروزى سپاه اسلام بر سپاه كفر، جمعى از یهودیان بهاسارت سپاه اسلام درآمدند، یكى از اسیران، «صفیه» دختر حى بناخطب(دانشمند سرشناس یهود) بود. بلال حبشى، «صفیه» را به همراه زنى دیگر بهاسارت گرفت و آنها را بهحضور پیامبر(ص) آورد، ولى هنگام آوردن آنها اصول اخلاقى را رعایت نكرد و آنها را از كنار جنازههاى كشتهشدگان یهود حركت داد. صفیه وقتى پیكرهاى پارهپاره یهودیان را دید، بسیار ناراحت شد و صورتش را خراشید و خاك بر سر خود ریخت و سخت گریه كرد. هنگامى كه بلال آنها را نزد پیامبر(ص) آورد، پیامبر(ص) از «صفیه» پرسید: «چرا صورتت را خراشیدهاى و اینگونه خاكآلود و افسرده هستى؟!» «صفیه»، ماجراى عبورش از كنار جنازهها را بیان كرد، رسول اكرم(ص) از رفتار غیرانسانى و خلاف اخلاق اسلامى بلال حبشى ناراحت شد و بلال را سرزنش كرد و فرمود: «انُزعت مِنكَ الرَحمه یا بلال حیث تمر بامراتین على قتلى رجالهما؛ اى بلال، آیا مهر و محبت و عاطفه از وجود تو رخت بربسته است كه دو زن را از كنار كشتهشدگانشان عبور مىدهى؟!» جالب این كه پیامبر اكرم(ص) براى جبران رنجها و ناراحتىهاى «صفیه» با او ازدواج و سپس او را آزاد و بار دیگر با پیشنهاد صفیه با او ازدواج كرد و بهاین ترتیب، ناراحتىهاى او را بهطور كلى از قلبش زدود.
۳٫ در ماجراى جنگ حنین كه در سال هشتم هجرت رخ داد، «شیماء» دختر «حلیمه» كه خواهر رضاعى(شیری) پیامبر(ص) بود با جمعى از دودمانش بهاسارت سپاه اسلام درآمدند. پیامبر(ص) هنگامى كه «شیماء» را در میان اسیران دید، بهیاد محبتهاى او و مادرش در دوران شیرخوارگى، احترام و محبت شایانى به«شیماء» كرد. پیش روى او برخاست و عباى خود را بر زمین گستراند، و «شیماء» را روى آن نشاند و با مهربانى مخصوصى از او احوالپرسى كرد، و بهاو فرمود: «تو همان هستى كه در روزگار شیرخوارگى بهمن محبتكردى» و این در حالی بود كه از آن زمان، حدود ۶۰ سال گذشته بود. «شیماء» از پیامبر(ص) تقاضا كرد كه اسیران طایفهاش را آزاد سازد. پیامبر(ص) بهاو فرمود: «من سهم خودم را بخشیدم، و در مورد سهم سایر مسلمانان، بهتو پیشنهاد مىكنم كه بعد از نماز ظهر برخیزی و در حضور مسلمانان، بخشش مرا وسیله خود قرار بدهی تا آنها نیز سهم خود را ببخشند.» «شیماء» همین كار را انجام داد، مسلمانان گفتند: «ما نیز بهپیروى از پیامبر(ص) سهم خود را بخشیدیم.» سیرهنویس معروف «ابنهشام» مىنویسد: پیامبر(ص) به «شیماء» فرمود: «اگر بخواهى با كمال محبت و احترام، در نزد ما بمان و زندگى كن، و اگر دوستدارى تو را از نعمتها بهرهمند مىسازم و بهسلامتى بهسوى قوم خود بازگرد؟» «شیماء» گفت: «مىخواهم بهسوى قوم خود بازگردم.» پیامبر(ص) یك غلام و یك كنیز بهاو بخشید و این دو با هم ازدواج كردند، و بهعنوان خدمتكار خانه «شیماء» بهزندگى خود ادامه دادند.» ۴٫ ترحم و دلسوزى پیامبر(ص) در حدى بود كه امام صادق(ع) فرمود: «روزى رسول خدا(ص) نماز ظهر را با جماعت خواند، مردم بسیارى بهاو اقتدا كردند، ولى آنها ناگاه دیدند آن حضرت برخلاف معمول دو ركعت آخر نماز را با شتاب تمام كرد. مردم از خود مىپرسیدند، بهراستى چه حادثه مهمى رخ داده است كه پیامبر(ص) نمازش را با شتاب تمام كرد؟! پس از نماز از پیامبر(ص) پرسیدند: «مگر چه شده است كه شما اینگونه نماز را[با حذف مستحبات] بهپایان بردى؟» پیامبر(ص) در پاسخ فرمود: «اما سمعتم صراخ الصبى؛ آیا شما صداى گریه كودك را نشنیدید؟»! معلوم شد كه كودكى در چند قدمى محل نمازگزاران گریه مىكرده و كسى نبوده است كه او را آرام كند، صداى گریه او دل مهربان پیامبر(ص) را بهدرد آورده و از این رو نماز را با شتاب تمام كرده است تا كودك را از آن وضع بیرون آورد و نوازش كند! رقت قلب و شدت رحم پیامبر اكرم(ص) از جزئیترین مسائل و امور روزمره زندگی داخلی آغاز و سراسر زندگی اجتماعی و سیاسی او را فرا میگیرد. او خود میفرماید: «من بهنماز میایستم و میخواهم كه آن را طولانی سازم، پس بانگ گریه كودكی را میشنوم و چون خوش نمیدارم كه بر مادر او سختگیری كنم، نماز را سبك برگزار میكنم.»
مهربانی پیامبر اكرم(ص)
۱٫ پیامبر اكرم(ص) روزی در حضور یكی از اشراف، یكی از فرزندزادگان خویش –امام حسن مجتبی(ع)- را میبوسید؛ آن مرد گفت: من دو پسر دارم و هنوز حتی یكبار هیچكدام از آنها را نبوسیدهام»! فرمود: «من لایرحم لایرحم؛ كسی كه مهربانی نكند رحمت خدا شامل حالش نمیشود.» نسبت بهفرزندان مسلمین نیز مهربانی میكرد، آنها را روی زانوی خویش مینشاند، دست محبت بر سر آنها میكشید، گاه مادران، كودكان خردسال خویش را بهاو میدادند كه برای آنها دعا كند، اتفاق میافتاد كه احیانا آن كودكان روی جامهاش ادرار میكردند، مادران ناراحت و شرمنده میشدند و میخواستند مانع ادامه ادرار بچه شوند، او آنها را از این كار بهشدت منع میكرد و میگفت: «مانع ادامه ادرار كودك نشوید، اینكه جامه من نجس بشود، اهمیت ندارد، تطهیر میكنم.»
۲٫ مردی شتابان بهسوی رسول خدا(ص) آمد تا آمادگی خود را برای جهاد در ركاب آن حضرت اعلام كند كه گفتوگویی بین او و آن حضرت روی داد: «آیا هیچیك از والدینت زنده هستند؟» «آری، هر دو زندهاند.» «اكنون بهجستوجوی مزد از سوی خدا آمدهای؟» «آری یا رسولالله» «پس هماكنون بهسوی والدینت برگرد و در مصاحبتشان شرط احسان را بهجای آر»! در ماجرایی دیگر مردی نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: «یا رسولالله، من بهاینجا آمدهام تا بهمنظور هجرت با تو بیعت كنم و پدر و مادرم را گریان پشت سر نهادهام.» پیامبر(ص) فرمود: «هماكنون بهسوی آنان بازگرد و همانگونه كه آنان را گریان ساخته بودی، خندانشان ساز»! مرد دیگری بهسوی پیامبر آمد و گفت: «من مردی جوان و پرتوانم و جهاد را دوست میدارم، ولی مادری دارم كه آن را خوش نمیدارد.» پیامبر(ص) فرمود: «برگرد و در صحبت مادر بمان؛ زیرا سوگند بهآنكه مرا مبعوث كرده، هر آینه آرامش یكشب او در كنار تو از یكسال جهاد در راه خدا بهتر است.»! مردی دیگر نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: «یا رسولالله، من شوق جهاد دارم، ولی قدرت آن را نمییابم.» پیامبر(ص) پرسید: «آیا هیچیك از والدینت بهجای ماندهاند؟»، مرد گفت: «آری». پیامبر(ص) فرمود: «خدای را در حال احسان در باره آنان دیدار كن… كه هرگاه چنین كنی هم بهجاآورنده حج و هم انجامدهنده عمره و هم مجاهد خواهی بود.»
تحذیر رسول خدا(ص) از خشم، غضب و خشونت
رسول خدا(ص) از مردم میخواهد كه رحمت و مهربانی را در درون خویش نهادینه و بدینوسیله جا را برای تندی و تنگ كنند: «بدترین شما كسی است كه زود خشم گیرد و دیر از خشم باز آید و بهترین شما كسی است كه دیر خشم گیرد و زود از خشم باز آید.» در پاسخ بهیكی از یاران كه او را از عملی میپرسد كه بهبهشتش درآورد، میگوید: «خشم مگیر و بهشت تو را.»
در تشویق بهنرمخویی و سازگاری میگوید: «آیا با شما باز نگویم از آنكس كه دوزخ بر او حرام است؟ دوزخ بر هر فرد سازگار نرمخوی آسانگیرنده حرام است.»
تحذیر رسول خدا(ص) از لعن و دشنام
پیامبر اكرم(ص) از لعن و دشنام بهیكدیگر نهی میكند و میفرماید: «دو كس كه در كار سبّ و لعن یكدیگرند، دو شیطانند كه سخنان زشت و دروغ را مبادله میكنند.» و میفرماید: «همانا از بزرگترین گناهان كبیره این است كه كسی پدر و مادر خود را لعنت كند.»، گفتند: «یا رسولالله چگونه شخص پدر و مادر خود را لعنت میكند؟!»، فرمود: «پدر دیگری را لعنت میكند، پس آن دیگر نیز پدر او را لعنت میكند و مادر آن دیگری را مورد لعنت قرار میدهد، پس او نیز بهمادر او لعنت میفرستد»!
تحذیر رسول خدا(ص) از تهدید برادران دینی
همچنین پیامبر اكرم(ص) از اینكه كسی برادر دینی خویش را تهدید كند بهشدّت نهی میكند و میفرماید: «مبادا یكی از شما سلاح خود را بهسوی برادر خود بگیرد؛ زیرا ممكن است كه شیطان بدون علم و اراده او دستش را بهحركت درآورد و او بهگودالی از دوزخ درافتد»!
و میفرماید: «هر آنكس كه با آهنپارهای بهسوی برادر خود اشاره كند، فرشتگان همواره او را لعنت میكنند تا از آن كار باز آید.» پیامبر اكرم(ص) بهمنظور جلوگیری از بروز كینه و دشمنی در میان مسلمانان از تمامی عوامل آن نهی میكند و ما را از سخنچینی، غیبت و بهتان كه از مهمترین عوامل این رذیله بزرگ اخلاقی است باز میدارد و میفرماید:
*«بدترین بندگان خدا، پویندگان راه سخنچینی و تفرقهافكنان میان دوستان و عیبجویان برای پاكدامنانند.»
*«غیبت و سخنچینی، ایمان را فرو میریزند، همانگونه كه چوپان، برگ درختان را برای گوسفندانش فرو میریزد.»
*«آیا میدانید كه مفلس كیست؟» گفتند: «مفلس در عرف ما كسی است كه درهمی و كالایی ندارد»، پیامبر(ص) فرمود: «مفلس از امت من كسی است كه بهروز قیامت، نماز و روزه و زكات را با خود میآورد، ولی در حالتی میآید كه این یك را دشنام داده و آن یك را تهمت بر بسته و مال این را خورده و خون آن را ریخته و آن دیگری را زده است؛ از اینرو سرمایه اعمال خیرش را میان این و آن قسمت میكنند، پس اگر پیش از آنكه دیون خود را ادا كند، سرمایهاش پایان پذیرد، از گناهان آنان بگیرند و بهحساب او بگذارند»!
*پیامبر اكرم(ص) در خطبه حجهالوداع خویش در حضور جمع با صدای بلند فرمود: «همانا خونها، اموال و آبروهای شما بر شما حرام است، بهمانند حرمت این روزتان و در این ماهتان و در این سرزمینتان، الا ای مردمان، آیا این حكم خدا را بهشما ابلاغ كردم؟.»
دایره رحم و عطوفت پیامبر(ص) تمامی موجودات را در بر میگیرد
دایره رحم و شفقت و عطوفت پیامبر اكرم(ص) از آدمیان فراتر میرود و تمامی موجودات و از جمله حیوانات را در بر میگیرد كه از نظر محمد(ص) حیوانات نه تنها مستحق رحمتند، بلكه شاید استحقاقشان بهآن افزونتر باشد؛ زیرا آنان قدرت شكایت و اعتراض و عرض حاجت را ندارند. از اینرو پیامبر اكرم(ص) قرنها پیش فرمود: «چهارپا را بر صاحبش حقوقی است؛ هنگامی كه از پشت آن فرود آید، در تأمین آب و علفش شتاب كند و هیچگاه بهصورتش ضربه نزند؛ زیرا در مقام تسبیح و تحمید پروردگار، حیوان با صورت بهسوی او رو میكند و دیگر آنكه جز بهمنظور انجام كاری در راه خدا بر پشت آن نایستد و افزون از طاقتش بار بر آن ننهد و بیش از توانش بهراهرفتن وا ندارد.» از اینكه عدهای صورت چهارپایان را با تازیانه زدن و داغگذاری تغییر دهند، نهی كرد و فرمود: «چهره حیوانات را زشت نسازید.» از اینكه سهپشته بر چهارپایی سوار شوند نهی كرد و فرمود: «مبادا سهپشته بر چهارپایی سوار شوید؛ زیرا یكی از آنان ملعون است.» رسول خدا(ص) با بیان داستانی شدت احساس خویش را نسبت بهحیوانات بیان كرده است: «زنی را عذاب كردند بهخاطر گربهای كه آن را محبوس كرد تا بمرد؛ نه آن را طعام و آب داد و نه بگذاشت كه از حشرات زمین بخورد.»
ارجاعات:
۱٫ (بقره/۱۶۰) ۲٫ .(بقره/۱۶۳) ۳٫ (بقره/۱۹۹) ۴٫ (بقره/۲۱۸) ۵٫ (یوسف/۹۲) ۶٫ (نـحـل/۸۹) ۷٫ (انعام/۱۵۷) ۸٫ (نمل/۷۷) ۹٫ (لقمان/۲) ۱۰٫ (سوره ۲۱، آیة ۷۰) ۱۱٫ (سوره ی ۹، آیة ۱۲۸) ۱۲٫ (آل عمران/۱۵۹) ۱۳٫ (اعراف / ۱۹۹) ۱۴٫ (توبه/۱۲۹) ۱۵٫ (انبیاء/۱۰۷) ۱۶٫ (فتح/۲۹) ۱۷٫ (شعراء/۳) ۱۸٫ (فاطر/۸)
منابع:
۱٫ قرآن كریم ۲٫ امام محمد غزالی، احیاء علومالدین ۳٫ ملامحسن فیضكاشانی، محجه البیضاء فیاحیاء الاحیاء ۴٫ علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان ۵٫ علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، سننالنبی ۶٫ مازندرانی، شرح اصول كافی ۷٫ علامه محمدباقر مجلسی، بحارالانوار ۸٫ شهیدثانی، منیه المرید ۹٫ میرزاحسین نوری، مستدرك الوسائل ۱۰٫ الواقدی، المغازی ۱۱٫ ابنهشام، السیره النبویه ۱۲٫ محمد بنیعقوب كلینی، اصول كافی ۱۳٫ بخاری، صحیح بخاری ۱۴٫ مسلم، صحیح مسلم ۱۵٫ زمخشری، كشاف ۱۶٫ صدرالدین بلاغی، پیامبر رحمت(ص) ۱۷٫ جعفر سبحانی، فروغ ابدیت ۱۸٫ ابنمنظور، لسانالعرب ۱۹٫ راغب اصفهانی، المفردات ۲۰٫ سیره نبوی، مصطفی دلشادتهرانی
*عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی زنجان
نقل از: آینده













