سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آخرین وصیت پیامبر: از حاکم بی‌رحم و زورگو برحذر باشید...

آخرین وصیت پیامبر: از حاکم بی‌رحم و زورگو برحذر باشید

چکیده :حاكمان مسلمان با چه شيوه اي بايد حكومت نمايند تا راه و رسم جاهليت قريش دگربار به جامعه اسلامي باز نگردد، مردم گرفتار جهل و جور حاكمان نشوند و كساني به نام اسلام و به عنوان خليفه پيامبر و یا امیرالمومنین بساط سلطه و سيطره بر مردم نگسترانند. اين از دغدغه هاي مهم پيامبر اسلام در واپسين لحظات عمر شريفشان بود. / حاكمان مستبد تلاش مي‌كرده اند تا مهم‌ترين عامل جهالت را، یعنی فقر، براي تداوم سلطه خود حفظ كنند. لهذا اين دغدغه پيامبر اسلام است كه مبادا واليان پس از او جامعه را در اثر سوء تدبیر یا سودجویی به فقر و تباهي بكشانند. / اگر حاكمان اسلامي، به عنوان اسلام، استبداد بورزند و تهديد و دروغ و پيمان شكني و هنجاركشي را وسيله حكومت كردن قرار دهند، نتیجه آن بازگشت جاهليت و محو حقيقت اسلام خواهد بود، هرچند شعاير آن بماند....


محمدتقی فاضل میبدی

بر اساس روايت امام صادق (ع) (اصول كافي، ج2، ص 348) آخرين سخنراني پيامبر(ص) در مسجد، در حضور مهاجرين و انصار راجع به چگونه حكومت كردن واليان پس از خود بود. يعني در آخرین نطق پیامبر(ص) سخن بر سر مسایل فرعی یا کلامی، امثال جبر و اختیار، حدوث و قدم قرآن نبود و سخن بر سر این نیست كه چه كسي حكومت كند؛ چرا که بر اساس پاره اي از روايات، و در اعتقاد شيعه اين مسئله را بارها در پيش متذكر شده بود.

اما آن چه اهميت آن بيشتر مي نمود اين كه حاكمان مسلمان با چه شيوه اي بايد حكومت نمايند تا راه و رسم جاهليت قريش دگربار به جامعه اسلامي باز نگردد، مردم گرفتار جهل و جور حاكمان نشوند و كساني به نام اسلام و به عنوان خليفه پيامبر و یا امیرالمومنین بساط سلطه و سيطره بر مردم نگسترانند. اين از دغدغه هاي مهم پيامبر اسلام در واپسين لحظات عمر شريفشان بود. رسول اكرم داستان احبار و رهبان در اديان يهوديت و مسيحيت نيك مي دانست كه چگونه آنان به نام دين، آدميان را اسير و بي اراده ساختندوبندگی خدا را به بندگی قدرت برگرداندند و در نهايت دين خداوند را به نفع طبقه حاكم به تحريف بردند. در هر صورت هنگامي كه پيامبر(ص) داستان مرگش برايش حتمي گشت ودر]تش تب می سوخت، لحظاتي احساس آرامش کرد وفرمود: مهاجر و انصار با سلاح براي نماز جمع شوند. مردم در مسجد گرد هم آمدند و حضرت بر فراز منبر قرار گرفت و سخن خود را چنين آغاز كرد: «اذكرالله الوالي من بعدي علي امتي؛ خدا را به ياد آن كس مي آورم كه پس از من والي مسلمين است»، «الايرحم علي جماعة المسلمين؛ اين كه –براي حفظ قدرت- بر ملت رحم نياورد. – و غضبش را بررحمتش چيره سازد. – برای جلوگیری از این بی رحمی می فرماید: « فاجل كبيرهم و رحم ضعيفهم؛ حاكم مسلمين بايد بر بزرگان و سالخوردگان حرمت گذارد».- در جامعه براي آنان نگاه و حقوق ويژه منظور بدارد- و نسبت به ناتوانان و درماندگان و كساني كه ضعف فكري و مالي دارند شفقت و مهرباني بورزد. «و وقر عالمهم و لم يضر بهم فيذلهم؛ دانشمندان و خردمندان را مورد كرامت و وقار قرار دهد». – به گونه اي نباشد كه به فرموده امام علي(ع): عالمان دهان بسته و جاهلان بر فراز نشسته باشند.

به تعبير مولوي:

جاهلان سرور شدستند و زبيم
عالمان سرها كشيده در گليم

يا به قول فردوسي:

هنر خوار شد جادويي ارجمند
نهان راستي آشكارا گزند

شده بر بدي دست ديوان دراز
به نيكي نبودي سخن جز به راز

يا به قول حافظ:

فلك به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلي و دانش همين گناهت بس

يا به قول عشقي:

به جاي اين كه نشينيد مرغهای قشنگ
بر سر شاخه گل، خفته اند بر سر سنگ

و در نهايت به قول سعدي:

نفس خروس بگرفت كه تو بتي بخواند
همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابي

دلسوزي پيامبر براي عالمان به گونه ای است كه به حاكمان پس از خود هشدار مي دهد که مبادا آنان به ذلت و خواري بيفتند و جامعه مسلمین را ترک گفته وبه جای دیگر پناه برند، يا به خاطر استقلال انديشه آنان را راهي زندان ساخته يا به چوبه دار بسپارند.

«و لم يغفر هم فيكفرهم؛ روش حكومتها به گونه‌اي نباشند تا جامعه را گرفتار فقر و تهيدستي نمايند كه نتيجه آن كفر و الحاد خواهد بود.

پيامبر اسلام در جايي ديگر فرمودند: «كاد الفقر ان يكون كفرا؛ زود باشد كه فقر، كفر در پي داشته باشد.» بعداً فرمودند: پروردگارا از فقر و كفر به تو پناه مي برم. سخن افلاطون اين است: دو چيز جامعه را به نابودي مي‌كشاند؛ يكي ثروت انباشته و ديگري فقر. زيرا تراکم ثروت باعث فساد است و فقر موجب جهالت. در جوامع استبدادزده همواره دو چيز حكومت مي كرده؛ يكي فساد اقليت و ديگري جهالت اكثريت و مهم ترين عامل جهالت فقر و ناداري مردم است.

حاكمان مستبد تلاش مي‌كرده اند تا مهم‌ترين عامل جهالت را، یعنی فقر، براي تداوم سلطه خود حفظ كنند. لهذا اين دغدغه پيامبر اسلام است كه مبادا واليان پس از او جامعه را در اثر سوء تدبیر یا سودجویی به فقر و تباهي بكشانند. امروز عالمان جرم شناس بر اين باورند كه درصد بالای جرايم اجتماعي زاييده فقر و ناداري است و عامل عمده آن سوء تدبير یا سودجویی حاكمان است. علت اين كه در اجراي حد سرقت گفته اند اگر سرقت در سال قحطي (عام المجاعة) صورت گرفت، نبايد اجرای حد شود؛ زيرا گرسنگي و فقر از شدت جرم مي‌كاهد. پيامبر اسلام نيك مي‌دانست كه اين فقر چه بلايي به سر جامعه مي‌آورد و مسئول آن را حاكمان دانست. لهذا این هشدار فراروی والیان گذاشت و فرمود: حاكم پس ازمن خدا را در نظر داشته باشد تا جامعه را به فقر نكشاند. در ادامه فرمودند: و لم يغلق با به دونهم فیاكل قويهم ضعيفهم. حاكمان خود را پشت پرده‌هاي حفاظت نبردند تا مردم به آنان دسترسي نداشته باشند. – ممكن است معناي ديگري مراد باشد؛ يعني واليان خود را از انتقاد مردم دور ندارند و درهاي دارالحكومة را به روي مردم نبدند تا مظلومان و ستمديدگان سخن خود را به گوش آنان برسانند. نكته مهم واعجازگونه ای كه در اين سخنان آخرين پيامبر(ص) مورد توجه است، «چگونه حكومت كردن» است كه بسيار مهم‌تر است از اين كه «چه كسي حكومت كند»درفلسفه های سیاسی امروز کمتر بحث چه کسی حکومت کند مطرح است. آنچه مهم است با چه روشی حکومت شود تا جامعه گرفتار استبداد و در نتیجه ظلم نگردد. در باب حكومت کردن معيارها و شيوه‌ها در صدر اهميت است. پيامبر اسلام اين پيش بيني را در حيات خود مي‌كرد كه اگر اسلام در سطح قدرت – نه درسطح فرهنگ و مذهب – بسط پيدا كند، و شیوه های انسانی و بشری معمول نگردد، بر سر آن قدرت چه جنگها و چه خونريزي‌ها بروز خواهد كرد كه تماماً به عنوان دين است. انسان‌هاي پاك و خدادوست چون ابوذر، حجربن عدي و امثال آنان كه محبوب پيامبر بودند، مطرود خواهند شد و كساني چون طايفه ابي العاص كه مطرود پيامبر بودند محبوب حاكميت خواهند شد. به نظر مي‌رسد علت اين كه پيامبر اين سخنان را به عنوان آخرين خطابه‌هاي خود قرار دادند، براي اين كه بيشتر در حافظه تاريخ بماند تا اين دينی كه براي نجات بشريت آمده، به دست حاكمان اشرار – بفرموده امام علي(ع)- طمع قدرت قرار نگيرد و منافع مردم به پاي منافع طبقه حاكم قرباني نشود. زيرا اگر حاكمان اسلامي، به عنوان اسلام، استبداد بورزند و تهديد و دروغ و پيمان شكني و هنجاركشي را وسيله حكومت كردن قرار دهند، – روش معاویه یا ماکیاول – نتیجه آن بازگشت جاهليت و محو حقيقت اسلام خواهد بود، هرچند شعاير آن بماند.

منبع: وبلاگ نگاشته‌ها


8 پاسخ به “آخرین وصیت پیامبر: از حاکم بی‌رحم و زورگو برحذر باشید”

  1. سید محسن گفت:

    سلام با سپاس از روشن بینی و نگاه تیز بین سایت وزین کلمه … به درستی رسالت جذب مخالفین جنبش سبز را با گزاردن این چنین مقاله هایی و استنادات تاریخی انجام می دهید از کلمه خواشمندم بروی نهج البلاغه بیش از این کار کنند و مطلب بگزارند چون عدالت ورزی امام علی یکی از آرمانهای مردم در سال 1357 برای آرمانشهر خود بود که هنوز ذره ای در این 30 سال به آن نزدیک نشده است… با سپاس

  2. سعيد گفت:

    خيلي به دلم نشست لطفا ازاين گونه مطالب پرمايه وروشنگر بيشتر استفاده كنيد -سبزباشيدو استوار

  3. یک معترض گفت:

    آنچه پیامبر (ص)فرمودند خطاب به حاکمان بود نه مردم!؟مردم چگونه برحذر باشند؟ما که هم اکنون تمام مشخصات ظلم واستبداد را در حاکمیت میبینیم چه کنیم چگونه بر حذر باشیم؟ما که چندین بار با روشهای انسانی آمدیم واعتراض خود را بیان کردیم. 20 میلیون رای به خاتمی نشان از چه بود؟جز اعتراض ما.؟روزهای متوالی به خیابان آمدن ،کیلومترها راهپیمائی کردن معنایش چه بود؟جز هشدار به حاکمان؟اکنون هم بخدا سکوت ملت علامت رضا نیست .در پشت این سکوت خشمهاست که فروخورده میشود وفقط وفقط منتظر یک جرقه است.شک نکنید.

  4. ابراهیم گفت:

    واقعا آئینه ای است تمام نما از آنچه که در جامعه کنونی ایران میگذرد. دست مریزاد و پایمردی استوارتر.

  5. سبز فسفری گفت:

    به یاد بیاوریم که پیامبر گرامی گفت .بزرگترین جهاد گفتن کلمه حق به حاکم طالم است ..چرا که می دانست کسانی قدرت به دست می گیرنند

    کلام خدا را انچنان می خوانند تفسیر می کنند که خود می خوانند…سپاسگزار شما استاد

  6. ناشناس گفت:

    صلوات خدا بر والا پیامبر محمد و سپاس از شما که در این عصر که جهل حاکمان جور پیشه پیکر پاک اسلام را سرتاسر از تاول بی اعتقادی کرده است با این چنین اسنادی فریاد می زنید که اسلام این است نه آن

  7. ناشناس گفت:

    باسلام. دوستان عزیز مجلس ایت الله امجد. 14و 15 بهمن ماه ساعت 4:30 عصر میدان تجریش خیابان دربند خیابان احمدی زمانی خیابات الفت پلاک 33

  8. نارینی گفت:

    زنده باد علمای شجاع که هیچ موقع دست از ادای دین به شریعت بر نداشتند. ( آیت الله امجد- آیت الله فاضل میبدی- آیت الله کدیور)