باور کنید من آنقدر که از تماشای چهره ی این روزهای سردار علی فضلی غصه می خورم و در خود می گدازم، از عربده ی سردارانی که تا خرخره از دلارهای نفتی انبان اندوخته اند، مشمئز نمی شوم. حاج علی فضلیِ خوب ما خود را قاطی بازی بزرگانی کرد که به دستهای پاک او حسد می ورزیدند. آنان، او را به میانه ی بازی خونین خود کشاندند و یکی از غیر انسانی ترین نقش های خود را برای این مرد دوست داشتنی کنار گذاردند.
» نوری زاد
روز نوشت نوری زاد: برای مسعود لواسانی و فرزند خردسالش
راستی مگر سردار حسین علایی چه نوشته بود که اینچنین همه جانبه براو ناسزا باریدند؟ نوشته بود: شاه بد کرد و بد دید. همین. ومگر نه این که یکی از ارزش های مطالعه ی تاریخ عبرت گرفتن از آن است؟ سردار علایی نوشته بود: به هوش باشیم، مبادا سرنوشت شاه برای ما نیز تکرار شود؟ این آیا سخن هرزه و ناپسندی است؟ آیا این هشدار آنچنان از آسیب و درد همراه است که هیمنه ی ما را به تکان اندازد؟ و خواب ما را برآشوبد؟ یا نه، هرآنچه که تاریخ درباره ی شاه گفته، صد مطابقش اکنون در خود ما جمع است؟ وهمین ما را می آزارد…
سردار سپاه: با این رفتار زیاد دوام نخواهیم آورد، حق مردم است که اعتراض کنند
سردار سپاه قم می گوید: ما نباید با مردم اینطور بدرفتاری می کردیم. ما با این رفتاری که با مردم می کنیم زیاد دوام نخواهیم آورد. ما برای همین مردم و با همین مردم انقلاب کردیم. این مردم حق دارند اعتراض کنند و خواستار اصلاح امور باشند.
50000000000 تومان اعتبار جدید برای مصلای تهران و یادآوری سخنی از محمد نوریزاد
معاون وزیر مسکن و شهرسازی از اختصاص 50 میلیارد تومان اعتبار جدید برای پروژه مصلی بزرگ امام خمینی (ره) تهران خبر داد و گفت: امسال برای این پروژه 80 میلیارد تومان هزینه خواهد شد. / محمد نوری زاد تابستان امسال در یادداشتی، پروژه مصلای تهران را نمادی از روند اسفبار طی شده در سی سال گذشته دانسته بود.
درباره وضعیت زندانیانی که اعتصاب غذا کردهاند، تحقیق کنید
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی میدانند که برخوردهای غیرقانونی و اذیت، آزار و توهین نسبت به کسانی که به عنوان متهم سیاسی بازداشت شدهاند، کم نبوده است و متاسفانه این روند همچنان ادامه دارد. زیبندهی نظام جمهوری اسلامی نیست که فرزندان این انقلاب که همواره در برابر دشمنان اصلی این نظام با قلم و یا با قدم خود مبارزه میکردهاند و غالب آنها سالها در جبهههای جنگ حضور داشتهاند و بیشتر آنان از خانوادههای محترم شهدا هستند، به خاطر انتقاد از وضع موجود که از حقوق اساسی آنان است، در زندانها در حال اعتصاب غذا به سر برند. این تاریخ و ایام زود خواهد گذشت، قضاوت آیندگان و تاریخ عملکرد ما را رقم خواهد زد.
دادستان تهران: حال نوریزاد خوب است؛ اما …
دادستان عمومي و انقلاب تهران با رد برخي ادعاها در مورد محمد نوريزاد گفت: وضعيت جسمي وي خوب و مناسب است! مشخص نیست با توجه به حال خوب آقای نوری زاد طبق گفتهی آقای جعفری دولت آبادی، دلیل ممانعت از ملاقات وی با خانوادهاش چیست. خصوصا با توجه به اینکه در پایان هفتمین روز اعتصاب غذای خشک و با توجه به انتقال این زندانی سیاسی به بیمارستان، افکار عمومی و به خصوص خانواده نوری زاد نسبت به سلامتی او ابراز نگرانی کردهاند.
یک هفته بیخبری از محمد نوریزاد
“طرح ختم 72 میلیون صلوات برای سلامتی نوری زاد سهم شما 5 صلوات و ارسال به 5 نفر.” این متن پیامکی است دیشب و امروز، هزاران ایرانی آن را دریافت و ارسال کردند. امروز، هفتمین روز اعتصاب غذای خشک محمد نوریزاد است. او از چند ماه پیش تا صبح دیروز، عاشورا، در ناکجاآبادی در زندان اوین بود. اما از دیروز جسم نیمهجانش را به ناکجاآبادی در بیرون از زندان اوین، در زندانی بزرگتر، منتقل کردهاند. میثم تمار امروز ما، حقگو بوده و مانده؛ حتی وقتی که زبان جسمش از کار افتاده. میلیونها صلواتی که دیشب و امروز به نام او به روح پیامبر هدیه شده، گواه صداقت و حقانیت این رهرو راستین محمد و این آزادمرد بزرگ است.
پرچم حقطلبی و اطلاعرسانی زینب را بالا گرفتهایم و دست به دست میچرخانیم
امروز پرچم حق طلبی و اطلاع رسانی زینب در دستان ما خانواده های زندانیان بالا گرفته شده است و دست به دست می چرخد تا بار دیگر در مکتب آقایمان حسین (ع)، راست قامت، تا انتهای این راه مقدس، بی هیچ تردید و خستگی گام بر داریم. . متاسفانه مسئولان امنیتی جمهوری اسلامی، همیشه گره ای را که باید با دست باز شود به دندان می سپارند و با روش های غلط با چنین مسایلی برخورد می کنند، و هر روز گره ی کوری بر مشکلات جامعه می افزایند و خانواده های بی پناه و ستم کشیده زندانیان را در معرض فشار جدیدی قرار می دهند.
پیام مهدی کروبی به محمد نوریزاد: ملت ایران به وجود آزادمردانی چون شما نیازمند است
برادر ارجمندم آقای محمد نوری زاد، امروز شما همچون گذشته در سنگر دفاع از انقلاب و نظام سربلند گشته اید اما همان طور که خود نیز بر آن واقفید در این راه ارزشمند و خطیر، مسیری بس طولانی در پیش رو داریم، امروز ملت ایران بیش از پیش به وجود آزاد مردانی همچون شما نیازمند است، لذا بنده از شما خواهش می کنم به جهت حفظ سلامتی و تداوم پایداری در این راه به اعتصاب غذای خود خاتمه دهید. امید است با پا درمیانی عقلای نظام، هر چه زودتر شاهد آزادی تمامی زندانیان بی گناه با هر سلیقه و مسلکی که قلب آنان برای سرافرازی ایران می تپد و بازگشت آنان به کانون خانواده هایشان باشیم.
حال همسر نوری زاد در اوین اورژانسی شد
با برخورد بد ماموران و به اسارت کشیدن همه اعضای خانواده نوری زاد همسر نوری زاد در بازداشتگاه دچار حالتی اورژانسی شد و هم اکنون و در لحظه تنظیم این خبر آنها منتظر پزشک معالج هستند.
تظلمخواهی خانوادهی محمد نوریزاد در محضر مراجع تقلید
آیتالله وحید خراسانی به سیرهی علوی اشاره کرد که مدارا با دشمنان خود را به فرزندانشان توصیه کردهاند و از شرایط موجود و رفتار با مظلومین ابراز ناخرسندی کرد. آیتالله موسوی اردبیلی نیز در پاسخ به این تقاضای خانوادهی زندانیان که دیدگاههایشان را به رهبری منتقل کنند و از ایشان بخواهند که مانع مظالم بیشتر شوند، خاطرنشان کرد که این اقدام را همان سال گذشته انجام داده، ولی منجر به نتیجهای نشدهاست.
هنوز حسین صدا میزند: هل من ناصر ینصرنی!
شب عاشوراست و دل میان زمین و زمان سرگردان است. نمیداند به 1400 سال پیش برود یا در امروز بماند، به کربلا و کوفه برود و به زندانهای آن شهر سر بزند یا در ایران بماند و به فکر زندانهای اوین و رجاییشهر باشد. غصهی حسین را بخورد که در چنین امشب و فردایی به تیغ خشم و خشونت یزیدیان گرفتار شده، یا غصهی پیروان مظلوم امروزش را که گرفتار ستم و استبداد شدهاند. مگر ممکن است شب عاشورا برای خانوادههای سید علی موسوی، مصطفی کریمبیگی، شهرام فرج زاده و شبنم سهرابی، امیر ارشد تاجمیر، جهانبخت پازوکی، شاهرخ رحمانی، مهدی فرهادیراد و علی راسخینیا هم به سادگی بگذرد؟ حالی که امشب نوریزاد و ستوده و شهابی و عرشی و صادقی دارند، همان حالی است که زهیربن قین داشت: سردرگم راه ماندن و رفتن … و هر بار که مظلومی صدا میزند و یاری میطلبد، هر بار که حقی پایمال میشود و هر بار که خونی بر زمین ریخته میشود، گویی خود حسین است که فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی …
درخواست هنرمندان از نوریزاد برای پایان دادن به اعتصاب غذا + تصویر
جمعی از هنرمندان و اهالی سینما در نامهای خطاب به محمد نوریزاد، نسبت به سلامتی او که با اعتصاب غذای خشک به خطر افتاده، ابراز نگرانی کردند و خواستار آزادی و حضور دوبارهی او در کنار خانوادهاش و خانوادهی سینما شدند. این نامه را رضا میرکریمی، مجتبی میرطهماسب، رخشان بنیاعتماد، جعفر پناهی، کیومرث پوراحمد، کمال تبریزی، کامپوزیا پرتوی، محمد رحمانیان، مهتاب نصیرپور، محمد رسولاف، مازیار میری، محمدرضا موئینی، حسن برزیده، منوچهر محمدی، مهناز محمدی، داوود رشیدی، محسن عبدالوهاب، ابراهیم سعیدی و بایرام فضلی امضا کردهاند.
نوریزاد دچار خونریزی معده شد
سایت نوریزاد از دریافت اطلاعاتی از زندان خبر داده که بر اساس آنها، محمد نوریزاد در اثر اعتصاب غذا دچار خونریزی معده شده و خون بالا آورده است. این زندانی سیاسی از روز شنبه 20 آذر در اعتراض به عدم رسیدگی به شکایت خود از ماموران وزارت اطلاعات و محکومیت خود او به خاطر این شکایت، آن هم در یک دادگاه سهدقیقهای پر از توهین و تهدید، دست به اعتصاب غذای خشک زد. همسر او در مصاحبهها و نامههای اخیر خود، ضمن اشاره به عزم راسخ نوریزاد در تحقق تصمیمش و نیز وضعیت وخیم جسمانی وی، نسبت به جان او ابراز نگرانی کرده است. همزمان، خانواده این آزاده دربند از هموطنان درخواست کردهاند تا با امضای طوماری خطاب به سازمان عفو بین الملل، حمایت خود را از آزادی سریع و بیقید و شرط این هنرمند زندانی اعلام کنند.
ضرر محمد نوري زاد براي نظام اسلامي و انقلاب بيشتر است يا آقاي فلان كه اهل سرّ مي دانند سالهاست چه بلايي بر سر نظام آورده و هنوز فقط از اين پست به آن پست جا به جا مي شود؟ خطر محمد نوري زاد براي ولايت فقيه بيشتر است يا آقاي بهمان كه با موقعيت تازه اش در بالاترين شرايط ممكن قرار گرفته در حالي كه اگر يك صدم اتهامات او را يك نفر داشته باشد گزينش او را براي كارمندي در بايگاني ثبت احوال بشاگرد تأييد نمي كند! در سخت ترين محاسبه ضربه محمد نوري زاد به نظام بزرگتر بوده يا ماجراي كوي دانشگاه و كهريزك و … ضربه اي كه محمد نوري زاد به انقلاب و جمهوري اسلامي زده بيشتر است يا ضربه اي كه برخي مدعيان ولايت مداري دارند با عملكرد ناشيانه و خطرناك خود به نظام مي زنند و هر روز به بهانه غربال شدن و پالايش و تصفيه غيرخودي ها دايره وفاداران به نظام را تنگ تر مي كنند. براي من اين سخت است كه ببينم آقايي كه روزي رسما در جريان محاكمه ام از من مي خواست سوژه تبليغاتي برايش درست كنم و داستان توطئه خارجي بسازم و با لحن خاصي به من مي گفت: “بگو من را گول زده اند! و خودت را خلاص كن” حالا بلاي جان نظام بشود.
درخواست سید محمد خاتمی از محمد نوری زاد برای پایان اعتصاب غذای خشک
من خواهش می کنم آقای نوری زاد از تصمیم خود بر اعتصاب خشک منصرف شود. امیدوارم اصل این تصمیم سبب شود که مسؤلان ذی ربط با تجدید نظر در مورد او و بسیاری از عزیزان دیگر که گرفتارند زمینه را برای اصلاح امور و بازگشت کشور به امنیت و ثبات و قانون فراهم کنند.
دیدار همسر میرحسین موسوی و همسر شهیدباکری با خانواده نوری زاد
زهرا رهنورد با حضور در منزل محمد نوریزاد، زندانی سیاسی که از چند روز پیش در اعتصاب غذای خشک به سر میبرد، ضمن دلجویی و اظهار همدردی با همسر و فرزندان وی، تلاش مستمر خانم نوریزاد برای رساندن پیام حقطلبی همسرش به مردم، عملکرد وی را زینبی توصیف و برای وی صبر و استقامت بیشتر آرزو کرد. وی که در این دیدار فاطمه امیرانی، همسر شهید حمید باکری، نیز همراهیاش میکرد، با تاکید بر اینکه یکی از مهمترین اهداف اعتصاب غذا توسط زندانیان سیاسی، رساندن پیام حقطلبیشان به افکار عمومی است، خاطرنشان کرد که پیام حقطلبی آقای نوریزاد آنقدر رسا بوده که در این چند روزه به گوش مردم ایران و حتی جهان رسیده است. از این رو ما خواستار آن شد که وی به اعتصاب غذای خود پایان دهد تا سلامت و زندگیاش بیش از این به خطر نیفتد.
آقای لاریجانی! شما را از ارزانی هدر رفتن خون نوریزاد بیم میدهیم
ما از شما نه سفارش شخصی؛ نه دست خط فرمایشی طلب داشتیم. ما از مقام عالی؛ تدبیر مدبرانه و در شان انتظار داشتیم که پیشه ی مردان بزرگ تاریخ بوده و هست. که با تدبیری سترگ راه بر خطای نادانان ببندد. تا امروز که خبرها ممکن است به سلایقی به مقامات عدالت نرسد؛ فریاد خطای “مزدور اجنبی ” نا قاضی ای؛ برسر جهادگری شریف بلندی نگیرد. / شما را از تاریخ نمی ترسانیم. شما را از ارزانی هدر رفتن خون پرارزش کسانی بیم می دهیم که بی هیچ چشمداشتی سالها برای این مملکت تلاش کرده اند.
میخواهم روز عاشورا، جنازهام را بر سر اینها بکوبم
من از روز بیست آذر به اعتصاب غذای خشک دست خواهم زد. در اعتراض به قانونی که نیست، عدالتی که نیست و ظلمی که هست. علت اینکه از روز بیستم (شنبه) را برای شروع اعتصاب انتخاب کردهام، این است که میخواهم درست روز عاشورا، جنازهام را بر سر اینها بکوبم.
نوریزاد: از روز شنبه، اعتصاب غذا میکنم
محمد نوریزاد، جهادگر سابق و روزنامهنگاری که به خاطر انتقاد از رهبری و چند تن از مسئولان فعلی نظام در زندان است، اعلام کرد که از روز شنبه بیستم آذرماه دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد. آقای نوریزاد علت اعتصاب خود را “اعتراض به دادگاه نمایشی سهدقیقهای مبنی بر شکایت وزارت اطلاعات و نیز بیاهمیتی مسئولان نسبت به بیماری وی” اعلام کرده و همچنین از فحاشی و توهین و تهدیدهای قاضی شعبه 28 دادگاه انقلاب در همین دادگاه سه دقیقهای خبر داده است. قاضی مقیسه در همین دادگاه سهدقیقهای، بر سر نوریزاد داد و فریاد میزده و صدای توهینهایی همچون “گم شو بیرون، اجنبی مزدور” و “میدهم شلاق بزنندت” در بیرون از دادگاه هم شنیده میشده است.
تاج زاده و نوری زاد ممنوع الملاقات شدند
مصطفی تاج زاده و محمد نوری زاد، پس از گذراندن حدود چهار ماه از دوران حبس خود در قرنطینه زندان اوین، ممنوع الملاقات شدند. این موضوع، امروز در حالی به خانواده این دو زندانی سیاسی اطلاع داده شده است که آنها به همراه تعدادی دیگر از خانوادههای زندانیان سیاسی، اخیرا با ارسال یک نامه سرگشاده، از رئیس قوه قضائیه درخواست ملاقات حضوری کرده بودند..
همسر محمد نوریزاد: چرا از تاج زاده و نوریزاد و امثال ایشان میترسند؟
گرچه آقای نوری زاد ودیگران هزینه پرداخت می کنند اما هزینه ای که دست اندرکاران و مسئولان نیز می پردازند خیلی بیشتر است اما متوجه نیستند! شما دستِ کم نگیرید که ما از اول انقلاب تا به امروز، هر روز دوستان خودمان را طرد کردیم و متاسفانه این دوستانمان یا به افراد بی تفاوت بدل شدند یا در نقطه مقابل قرار گرفتند. این هزینه ای است به مراتب سنگین تر از هزینه ای که آقای نوری زاد و امثال ایشان می دهند.
مهندس فرید طاهری، به خاطر ادب و فهم و تواضع و ایمانش زندانی است
قرآنی که او مطالعه و تلاوت می کرد ، متفاوت بود . از حیث چاپ ، و ترجمه و پای نوشت های صفحه به صفحه ، جذب قرآن او شدم . و قرآن او ، مرا جذب خود اوکرد.باهم سخن گفتیم .درباره قرآن و قرآن ، مارابه صحبت درباره خودمان ترغیب فرمود . جلوی انتشار مجدد آن (قرآن) را گرفته اند . به چه بهانه ؟ که مترجم شریف گرایش به نهضت آزادی داشته است ! اما هرچه درقرآن او کاویدم ، هیچ ردپایی ، بجز یکی دوجمله در مؤخره ، چیزی از این گرایش نیافتم . افسوس خردم . که ای عجب ، کارما به چه جایی کشید که زحمت علمی و هشت ساله یک محقق را ، به سهولت ، از مدار انتشار به دور می اندازیم .
عبدالله مومنی؛ بیزار از نکبت دزدی و ظلم، شیدای سرافرازی سرزمین خویش
خدایا مردان امنیتی ما، در زدن عبدالله مومنی روی ساواک را سفید کرده اند. مادر او را که مادر شهید، و همسر او را که همسر شهید است، با کثیف ترین الفاظی که شایسته هیچ تنابنده ای مباد، ناسزا گفتند. خدایا تو کجا بودی آنگاه که عبدالله زیر ضربات مشت و لگد و کابل بازجوها بیهوش می شد؟ و ناموسش به تاراج الفاظ لجنی شعبان بی مخ های امنیتی می رفت؟ مگر نه اینکه تو غیوری؟ و نسبت به بندگان خویش غیرتمندی؟ خدایا، چرا گفته ای: ”والصبح اذا تنفس” ؟ تنفس صبح یعنی: شب رفتنی است؟ یعنی صبح آمدنی است؟ یعنی عبدالله مومنی ها در اختفای زندان نیز سر به سامان آینده ی سرزمین ما دارند؟ یعنی عبدالله مومنی ها بر حق اند؟ و یک زمانی، که همچون صبح، بسیار نزدیک است، از گرد راه خواهند رسید و خبر از روشنایی خواهند آورد؟
تقدیر از تلاشهای خستگیناپذیر سیاستمدار خندهرو
خانوادههای زندانیان سیاسی، اعضای خانواده شهدای جنبش سبز و چهرههای سیاسی شناخته شده جریان اصلاحات، با حضور در منزل سید مصطفی تاج زاده، سالروز میلاد این اسیر سبز را جشن گرفتند. سید محمد خاتمی برای این مراسم، پیام تبریک فرستاد و آسیه باکری، دختر شهید حمید باکری، نیز در این مراسم حضور یافته و کیک تولدی را به مناسبت سالروز پدر شهیدش، که تقریبا با تولد تاج زاده همزمان است، آورده بود. دوستان و همفکران تاج زاده در این مراسم از همت و پیگیری، از خود گذشتگی، خندهرویی تاج زاده سخن گفتند و جوانان احزاب اصلاح طلب نیز در بیانیهای، این زندانی سیاسی را معلم آزادی و آزادگی نامیدند. فخرالسادات محتشمیپور، همسر تاج زاده، نیز در این مراسم خاطرنشان کرد: اعتقاد تاج زاده این بود که مردم حق بسیاری بر گردن ما دارند و هرچقدر هم کار بکنیم، نمیتوانیم این دین را ادا کنیم. او به بازجوها گفت که من در هر صورت، چه در داخل زندان و چه در خارج از زندان، حرف خود را خواهم زد. اما اگر در داخل زندان باشم، انعکاس حرفهایم بیشتر خواهد بود! او میگفت: من به زندان میروم و کاری میکنم که آقایان از این کار خود پشیمان شوند و جمهوری اسلامی دیگر چنین ننگی را نداشته باشد.
ماموران وزارت اطلاعات، با نقاب سربازی امام زمان، فحش و ناسزا میگویند و درندهخویی میکنند
بدینوسیله، من، محمد نوریزاد، زندانی شما در زندان اوین، نه به حوزهی رفتار هیولاگون عدهای از ماموران وزارت اطلاعات، که به ربودن نام سربازی امام زمان توسط اینان، اعتراض و شکایت دارم. اینان مرا زدهاند. و به ناموسم ناسزا گفتهاند. و اینهمه را من در متن پاسخ به پرسشهای یاوهی بازجویان خود، آورده و ثبت و ضبط کردهام. اگر ذرهای انصاف در قلهی بلند آیتاللهی خود سراغ دارید، به شکایت من، و به شکایت قربانیان خاموش وزارت اطلاعات رسیدگی فرمایید.
نوریزاد و تاجزاده یک ماه است که روزهاند/ همسرم گروگان آقای جنتی است
از اعتراضات جدی آقای تاجزاده این است که می گویند چرا در زندان و در قرنطینه نگهداری می شوند و چرا تا کنون هیچ یک از مقامات قضایی به او نگفته اند که جرمش چیست؟ همسرم می گوید من تاکنون حتی یک مورد تخلف از قانون نداشته ام و بهانه هایی مانند اخلال در ترافیک که در پرونده آقای بهزاد نبوی بود و یا مانند آنچه که در رابطه با خانم سارا تو سلی مطرح شده مبنی بر اینکه چرا ساعت 9 شب عاشورا برای تسلیت به دیدن خانم زهرا رهنورد رفته است نیز در پرونده من نیست. مصطفی اعلام اشتیاق کرده که یک مقام قضایی اعلام کند که ایشان چه جرمی مرتکب شده که به 6 سال زندان و 10 سال محرومیت از حقوق اجتماعی و سیاسی محکومش کردده اند و از شرایط یک زندانی سیاسی و حداقل حقوق یک زندانی عادی نیز محروم است.
رنج ناکسان از شما در این است که بنای افشای آنان را دارید
، مباد نفرینمان کنید و غیرت خاموش ما را نشان شوهران خود بدهید و بگویید: اینان همان میراث خواران سفره خونین انقلابند؟!! ای کاش ذره ای از بلندای آوازگی شما با ما نیز بود، و ما، ازحنجره خسته شما فریاد می زدیم: ای خدا ببین به اسم دین، چه ، به روز دین تو آورده اند، و به اسم تو، چگونه پوست از تن خصلت های ناب تو دریده اند.
28 سؤال محمــــــد نوریزاد از رهبری
“دوستی ما، که زندانی سیاسی این نظامیم، با شما صادقانه است. گر چه اکنون در زندانیم. و گرچه در زندان، با ما به تلخی سخن گفتهاند و بر ما ناسزا باریدهاند و ما را به ضرب و زور نواختهاند. دوستی ما با شما، در این روزهای تلخ زندان، از سر صدق است. و نه، نفاق. چرا که نفاق، در ظاهر به گونهای است و در باطن به گونهای دیگر. ما را اما چه به نفاق؟ که از همین زندان، سخن باطن خود آشکارا با شما می گوییم. نفاق آنجا پا میگیرد که نفعی به مخاطره افتد. نفع ما که زندانی شماییم، در چیست؟”
عمادالدین باقی را به زندان انداختهاند، چون از “فهم” او در رنجاند
باقی علاوه بر تحصیلات دانشگاهی، در تحصیلات حوزوی نیز تا به مراتبی پیشرفتهاست. در سالهای دفاع مقدس، در خطوط مقدم حضور داشتهاست. میگوید: “فقط یکبار، آنهم در جبهه لباس روحانی بهتن کردم و همان روز برای همیشه از تن بهدرآوردم. دلیلش این بود که بیلباس روحانی من با سایرین یکی بودم. اما به محض فرورفتن در لباس، دیدم که راهها بر من گشودند و درهای بسته را بازکردند؛ و بیدلیل، و بیآنکه مرا، مراتب علمی مرا و درستی و نادرستی مرا بدانند، عزت و احترامم کردند. هول و هراس این تقدس کاذب مرا بر آن داشت که برای همیشه، پوشیدن این لباس را کنار بگذارم؛ تا کسانی این لباس را بپوشند که از تقدس بیدلیل، و گشودهشدنهای بدون پشتوانهی درهای بسته، باکی ندارند …”









