» نامه به رهبری
حمایت قوه قضاییه از فساد علمی دولت احمدینژاد؛ به پیروی از رهبری
این حمایت آشکار رییس قوه قضاییه از فساد دولت احمدی نژاد به پیروی از رهبری است. رهبری که نشان داده برای دانشگاه برنامه خاصی دارد از تغییر و تحول در دروس علوم انسانی گرفته تا منع برگزاری کنسرت. حال شاید ورود افرادی با تفکر نزدیک به دلواپسی و پایداری، راه را برای تامین منویات رهبری هموار کند
نامه مادر حسین رونقی به آیت الله خامنه ای: نمی توانم شاهد زجر کشیدن فرزند بی گناهم در زندان باشم
آیا می دانید اشخاصی مثل آقای خدابخشی معاون دادستان تهران هر بار با توهین برخورد می کند و جوابی به ما نمی دهد و می گوید پسرت نهایتا در زندان می میرد ؟ مگر پسر من و دیگر زندانیان سیاسی چه جرمی مرتکب شده اند که اینگونه با آنها رفتار می کنند ؟ آنها به فکر مردم و کشورشان بوده اند و ما باید به آنها افتخار کنیم نه اینکه آنها را به زندان بیندازیم
نامه سیدمصطفی تاجزاده به رهبری: به رغم همه هتاکی ها میرحسین، کروبی و خاتمی محبوب ترین سیاستمداران کشورند
من دانستن را حق مردم می دانم. به همین دلیل به پخش خبر مربوط به خانم راستگو ولو با انگیزه و رویکرد جناحی اعتراضی ندارم بلکه به سانسور دیگر اخباری که به مراتب مهم تر از آنند مانند موارد یک و سه و هفت و نه و ده انتقاد دارم. البته به باور من عملکرد غیراخلاقی مدیریت صداوسیما درباره منتقدان و اصلاح طلبان تأثیر عمیقی بر مردم ندارد.مگر پس از چهار سال یک طرفه به قاضی رفتن صداوسیما و سیل هتاکی ها و بی انصافی ها آقایان خاتمی، موسوی و کروبی محبوب ترین سیاست مداران کنونی ایران نیستند که طرح نامشان در هر محفلی شور می آفریند.
پیشنهاد احمد منتظری به رهبری: زمینه شرکت موسوی و کروبی در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری را فراهم کنید
دستور جنابعالی مبنی بر آزادی و حضور حضرات آقایان کروبی و موسوی و سرکار خانم رهنورد و نیز زندانیان سیاسی و عقیدتی در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری میتواند به راحتی و بدون هزینه این منظور را فراهم نماید.
نامه حائری شیرازی به رهبری: به شورای نگهبان تذکر دهید، حذف یک فرد برجسته به مصلحت نیست
«فعسى أن تكرهوا شيئاً و يجعل الله فيه خيراً كثيراً» ای بسا که شما از امری خوشتان نمی آید و خداوند در همان کار خیرکثیرقرار دهد. در انتخابات حذف یک طرف یا حذف فرد برجسته آن در شرایط کنونی با مصلحت ضرورت ایجاد حماسه سیاسی سازگار نیست
حجتی کرمانی: رهبری در سیاستهای کلی نظام تجدید نظر کند/ «آشتی ملی» تنها راه برون رفت از بحران
من اوضاع سیاسی را بسیار گُسسته و درهم و برهم میبینم و هرچه هم زعمای قوم کوشش میفرمایند که چهرهای عادی و حتی «فوق عالی!» از شرایط کشور ارائه دهند، اما واقعیت آنچنان روشن است که با این سخنرانیها و گفتگوها و بحث و جدلها نمیشود بر روی واقعیت دردناک سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و بخصوص اخلاقی جامعه پرده کشید. من این شرایط را همانگونه که بارها یادآوری کردهام کیفر و انتقام الهی میدانم بر آنچه ما در این سه دههی گذشته از ظلم و ستم بر سرِ خودمان آوردیم، از هتک حرمتها و تهمتها و دروغها و سلب حیثیتها و احیاناً تعرض به جان و مال و ناموس و عِرض و آبروی یکدیگر.
نامه تاجزاده به رهبری و پرسشهای بیپاسخ
سید مصطفی تاجزاده در نامه ای سرگشاده به رهبری، به تشریح چند نمونه از ابهام های بی پاسخ در عملکرد حاکمیت پس از کودتای انتخاباتی 88 پرداخت و با اشاره به اینکه شرایط موجود و نحوه برخورد با ناراضیان براساس تصمیم رهبری سامان یافته است، خواستار پاسخگویی آیت الله خامنه ای درباره این ابهام ها شد.
نامه سیدحسین رونقی ملکی به آیتالله خامنهای: حکومت با کفر میماند ولی با ظلم دوامی نخواهد داشت
بر این باورم که سکوت هر انسانی در مقابل ظلم و ستم، خیانت به خون شهدای بی گناه و مظلوم ایران زمین است؛ اعتقاد دارم نه خون من رنگین تر از خون نداها و سهراب هاست و نه رنج پدر و مادرم بیشتر از رنج پدر و مادر آنها! این را هم می دانم که همان نهادها از نجابت و بردباری زندانیان سیاسی سوء استفاده می کنند. این بار با بردباری خواهم ایستاد شاید لایق آن باشم در کنار مرحوم هدی صابر که مظلومانه جان خود را در زندان از دست داد قرار بگیرم.
نامه سرگشاده پنج فعال ملی و مذهبی به رهبری: زندانیان سیاسی بهویژه افراد بیمار را آزاد کنید
ما امضاءکنندگان زیر که در دوران استبداد شاهنشاهی همراه با جنابعالی در صف مبارزه با دیکتاتوری با اعتقاد به استقرار عدالت،آزادی و حکومت قانون بودهایم و هنوز هم بر آن اعتقادات هستیم … درخواست دستور مستقیم جنابعالی برای استخلاص و آزادی کلیه شخصیتهای زندانی بهویژه افراد بیمار باتوجه به مصالح کشور و جلوگیری از تهدید امنیت ملی و رعایت حقوق بشر و حقوق شهروندی آنها را داریم.
عضو ارشد و سابق سپاه پاسداران: رای دادن در این انتخابات، تایید مفاسد حاکمان و فاصله گرفته از اهداف شهیدان و دفاع مقدس است
سرباز وطن رضا جلالی که دیروز در برابر دشمن بعثی به عمق ۱۵۰ کیلومتری خاک دشمن میرفت ، این مرتبه در مقابل خون شهدا خود را مسئول می بیند تا علی رغم تاکید حضرتعالی مبتنی بر مشارکت در انتخابات، از صحنه خارج شده و انتخابات مجلس نهم را تحریم کند چرا که هر شکلی از حضور و فعالیت در این عرصه باعث می شود تا مقامات فاسد و مسئولین ناکارآمد حضور و برگه های رای ملت را تایید عملکرد خود قلمداد کنند و هر لحظه بیشتر از پیش از آرمان ها و اهداف شهدای عالی مقام انقلاب و دفاع مقدس فاصله بگیریم!
شرح شکنجه های اوین در نامه به رهبری
قصد دارم همانگونه که وعده نمودم از شکنجه ها و روند اعتراف گیری در بند الف زندان پهناور اوین بواسطه اعمال شنیع ارتکابی بازجویان شما سخن بگویم. البته بسیاری از افراد هم نظر با بنده از روند عبث نامه نگاری با شما سخن می گویند و حکومت شما را غیر قابل اصلاح می دانند. اما من بنا دارم تا رسیدن به حصول نتیجه به شما نامه بنویسم تا قطعات پازل پیچیده حکومت تزویر شما بر مردم ایران کامل شود. شاید مورد رضای حق تعالی قرار گیرد .
نامه محمد ولی حیدر بیگی، جانباز 70 درصد به رهبری: به من و خانواده ام ظلم شده، حلال تان نمی کنم
با نام حضرت شما در این شهر کوچک چه ظلم ها و جور هائی را به من جانباز بالای ۷۰ درصد روا فرموده اند؟ به صراحت اعلام می کنم طلبم را در این دنیا از شما باز می ستانم در غیر اینصورت ظلمی که ماموران شما به من و فرزندانم و خانواده ام با نام حضرت شما به انجام رسانده اند یا سریعاً دستور رسیدگی به ظلم های روا شده را برایم صادر می فرمائید در غیر اینصورت هیچ حلالیتی از طرف من دل شکسته و جان باخته و دنیا از دست داده برای حضرت شما حاصل نخواهد شد.
شکایت یک بسیجی دهه شصت از رهبری: در مدیریت شما کرامت انساني و آزادگی جایی ندارد
تا زماني كه دين داري نظام و رهبريش بر اين پاشنه بچرخد و مریدان ایشان برداشت خود از دین را عین اسلام بدانند و چونان خوارج زمان مولای متقیان هر قرایتی جز برداشت خود را منکوب کنند و هر مخالفی را تکفیر، اميدي به بازگشت ادب و اخلاق و كرامت انساني به جامعه نخواهد بود و شما جناب قاضي القضات دراین ظلم بزرگ شريك خواهي بود مگراينكه به وظيفه ات عمل كني.
احمد احمدپور از زندان اهواز: مردم رهبران خود را به دور از فاسقان می خواهند
اینکه رهبر نظام حاکم بر ایران ، به نهضت نامه نگاری ها دل سوزانه ، دادخواهانه و تظلم خواهانه واکنش مناسب نشان داده و نامه ها را و این نهضت را به فال نیک گرفته و تبدیل به یک فرصت برای آشتی ملی نماید؛ خود رهبری محترم هم « نهضت نامه نگاری » را بر پا دارد و از ستم دیدگان بخواهد ، آنجا که جز خدا و او فریادرسی نیست ، نزد رهبری دادخواهی کنند تا احقاق حق شود.
فرهنگ گذشت و آشتی را به جای قهر و انتقام به نام خود ثبت کنید
آزاد نمودن زندانیان سیاسی، دلجویی و عذرخواهی از آنان و جبران خسارات وارده، باعث سوء استفاده نخواهد شد بلکه کمهزینه ترین راه خروج از بحران است. جابجایی مسئولین افراطی، خشن و هتاک با افرادی معتدل، متدین و عاقل میتواند تکمیل کننده این تصمیم تاریخی باشد. بسیاری از زندانیان سیاسی که اکنون دربند میباشند اشخاص شریفی هستند که موارد اتهام آنان از مصادیق بارز امر به معروف و نهی از منکر است؛ شایسته نیست که انجام وظیفه شرعی در نظام اسلامی مصداق جرم باشد. استاد اساتید شما مرحوم آیتالله العظمی بروجردی میفرمود: «مرد آن است که از حرفش برگردد»؛ اکنون که ابتکار عمل با شماست بیایید در مسیر حرکت نظام تجدید نظر کنید و روح امید را در مردم بدمید.
نامه عبدالکریم سروش به رهبری
حرٌزمانه وهنرمند دلیر و آزاده ، محمد نوری زاد ، باب نقد ناصحانه و نصح ناقدانه رهبری را گشوده است و از اصحاب قلم و اجتهاد خواسته است تا دعوت او را لبیک گویند و به نوبه خود ادای تکلیف و امر به معروف کنند و دفتر انتقاد را کلان تر سازند ، مگر این آواهای نازک ناقدانه بدل به فریا د شود و پرده گوشی و صفحه وجدانی را بلرزاند و گره از کار فرو بسته خلقی بگشاید.
28 سؤال محمــــــد نوریزاد از رهبری
“دوستی ما، که زندانی سیاسی این نظامیم، با شما صادقانه است. گر چه اکنون در زندانیم. و گرچه در زندان، با ما به تلخی سخن گفتهاند و بر ما ناسزا باریدهاند و ما را به ضرب و زور نواختهاند. دوستی ما با شما، در این روزهای تلخ زندان، از سر صدق است. و نه، نفاق. چرا که نفاق، در ظاهر به گونهای است و در باطن به گونهای دیگر. ما را اما چه به نفاق؟ که از همین زندان، سخن باطن خود آشکارا با شما می گوییم. نفاق آنجا پا میگیرد که نفعی به مخاطره افتد. نفع ما که زندانی شماییم، در چیست؟”
به من حق دهید «قرآن دوستی» شما بزرگان را باور نکنم
اگر در امریکا قرار است ورقهای قرآن را بسوزد، در سرزمین ما فرزندان مردم را که آیههای محکم و تردیدناپذیر خدای متعال بودند، به خون کشیدند و سوزاندند، جلوی چشم همه و جلوی چشم عقل. و هیچ مرجع تقلیدی عمامه از سر نگرفت و پایبرهنه و گریبانچاک به جانبداری برنخاست. هیچ قاضی و هیچ نمایندهمجلس و هیچ روحانیای دراعتراض به این زندهسوزی قرآنهای جاریِ مردم، به صورت خود سیلی نزد و به سوگ ننشست و حنجره ندرید.
آیت الله هاشمی: انتظار این بود که رهبری عكسالعمل نشان دهند
میگویند چرا قبل از انتخابات نامه را دادم. این سؤال دیگر سفسطه است چون مگر ایشان هدفی غیر از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟ … میخواستم جواب آن حرفها را بدهم. در كنار آن كارها، در رفت و آمد و اخبار موثق، شور و اشتیاق مردم را میدیدم. از برنامههای محافل مجریان انتخابات هم خبر داشتم.
با ضرب و شتم و فحاشی بازجویی شده ام
واقعا به کجا می رویم، چگونه می توان ادعای مدیریت بر جهان را داشت ولی بی انصافی ها و ستم های بیّن، ناهنجاریها و دروغ و تهمت و فشار و فریب برای گرفتن اقاریر و ایجاد رعب و وحشت در داخل را مدیریت کرد؟ اگر قوه قضائیه و سازمان های اطلاعاتی در کشوری فاسد شده و راه ظلم و ستم و رفتارهای غیر انسانی و بلکه ضد اخلاقی را علیه شهروندان خود روا بدارند دیگر مردم باید شکوه و شکایت خود را به کجا برند و از چه دستگاه و مقامی دادخواهی کنند.