• صفحه اصلی
  • » پیشنهادی برای همبستگی با خبرنگاران دربند...

» سیدکاظم قمی

پیشنهادی برای همبستگی با خبرنگاران دربند

خودکامگان نیک می دانند که آگاهی، چشم اسفندیار خودکامگی است. با کمال تأسف، در دوران جمهوری اسلامی بر آمده از انقلاب اسلامی که پژواک آزادیخواهی و عدالت جویی بود، به ویژه در بیست و چندسال اخیر، شاهد تکرار همان رویه هستیم و هر از چندی، به ویژه آنگاه که مشروعیت حاکمان به واسطه پرسشگری شهروندانی که هر یک از طریق اصحاب رسانه سهمی از آگاهی به دست آورده اند زیر سؤال می رود، آسان ترین و در دسترس ترین طعمه دستگاه های امنیتی می شوند. هر بار به نامی: امنیت ملی، خیانت به میهن، ارتداد، حرکت خزنده، و این بار نفوذ

تبریک به مردمی که رهبرانشان را تنها نگذاشتند

ه نه از یک سو نومید شویم و بی تحرکی را با تسلیم در برابر تقدیری خودساخته و خودبافته توجیه کنیم، و نه از سوی دیگر، به تشابه سازی های ساده انگارانه و گمراه کننده گرفتار شویم. داستان جنبش های اجتماعی، هیچگاه رونویسی نمی شوند، بلکه با توجه به شرایط زمان و مکان، بازآفرینی می شوند، هرچند باید به یاد داشت که در سکوت نیز، داستانی گفته نمی شود.

هر غروب دلگیر با دلتنگی تان

در عجبم که به حق، در عزای از دست رفتن امامی که 1374 سال پیش برای آزادی ما مظلومانه در خاک و خون غلتیده خون می گرییم، و در سکوتی مرگبار، مرگ تدریجی کسانی را نظاره گریم که برای آزادی ما، از خود گذشته اند. اما ما از خود نمی گذریم. گوش هایمان را می گیریم تا مبادا شنیدن واقعیت های تلخ، زندگی روزمره مان را تلخ کند.

روزی که میرحسین از حق شخصی خود گذشت

در همین دیدار بود که به رهبری گفت که اگر مشکل حضور اوست، او در انتخاباتی که تجدید شود شرکت نخواهد کرد.

«الویت بندی برنامه‌ها» یا «جداسازی قلمروها»؟

نظام سیاسی حاکم بر هر کشور را از آن جهت «نظام» می نامند که همانند هر دستگاه دیگری، کارکرد هر جزء اش بر اجزای دیگر اثر می گذارد. بدیهی است که در حل مشکلات شایسته و بلکه بایسته است که به نوعی الویت بندی نیازها و ضرورت ها توجه نشان داده شود، اما اگر این اولویت بندی با تفکیک قلمروهای توسعه و پیشرفت اشتباه شود و گمان رود که می توان در برخی قلمروها (مانند سیاست خارجی و اقتصاد) تاخت و در دیگر قلمروها در جا زد، سرانجام گفتمان اعتدال به تکرار همان فرجامی خواهد انجامید که گفتمان سازندگی و گفتمان اصلاحات به آن منتهی شد

اتفاقی که می بایست پس از عاشورا رخ می داد

خبر سیلی خوردن دختران رهنورد و میرحسین را خواندم. من که پیش از آن به محاسبه مشغول بودم تا ببینم هزارمین روز حصر و حبس آن سه سرو سرافراز چه روزی است و دریافتم که با تاسوعا و عاشورای حسینی مصادف است، با خود اندیشیدم که این حادثه کمی زود رخ داده است! شحنه ها و عسس ها باید صبر می کردند تا زمان حرکت کاروان اسرای کربلا راه فرا می رسید

14 پرسش از رهبری و یک عذرخواهی از میرحسین و کروبی

من نمی دانم چرا رهبران و همراهان جنبش سبز باید به خاطر حقیقت گویی هایی که صحت آنها طی چهار سال گذشته اثبات شد عذرخواهی کنند، اما شما حاضر نباشید از حمایت همه جانبه تان از دولت و دولتمردانی که کشور را در همه ی عرصه ها به خاک سیاه نشانده اند عذرخواهی کنید؟ و نمی دانم چرا پرونده ی کهریزک تا این اندازه کش پیدا کرده و هیچکس جرأت ندارد دست اندرکاران آن را به بیش از پرداخت جریمه ی نقدی دویست هزارتومانی محکوم کند و آنها نیز با سرافرازی از کارنامه ی سیاه خود دفاع می کنند و آن را تبعیت از فرمان شما می دانند و بس و حسرت یک عذرخواهی کوچک را به دل خانواده های قربانیان آن بازداشتگاه مخوف باقی می گذارند؟

افسانه سوم: مرگ جنبش سبز

بدون آن که از روحانی خواسته شود که بدون تدبیر و برنامه وارد میدان شود، رفع حصر و حبس از رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی، شکستن فضای امنیتی و توقف برخورد امنیتی با منتقدان و مخالفان، از سوی شهروندانی که به او رأی داده اند، در شمار محورهای مهم برنامه ی او قرار گرفته است.

افسانه دوم: بی تأثیری مقاومت مدنی

موفقیت شهروندان در مقابله با افراطی گرایی و خشونت طلبی و زمینه سازی برای جایگزین کردن سیاست های عقلانی و عقلایی به جای نظام آزمون و خطای در فرایندهای تصمیم گیری، هم کسانی که در انتخابات شرکت کردند سهیم هستند و هم کسانی که به عنوان تحریم فعال (و نه از روی بی تفاوتی سیاسی) از رأی دادن امتناع کردند.

انتخابات، جنبش سبز و سه افسانه ی برملا شده

گردانندگان انتخابات، بر خلاف ادعاهایی که بطور مکرر و از زبان‌های مختلف بیان می کنند، ابایی از مهندسی انتخابات ندارند و نخواهند داشت. و مگر ادعای جنبش سبز چیزی جز این بود؟ جای تأسف دارد که برخی اصلاح طلبان با اقتدارگرایان همزبان شده و از اثبات عدم مهندسی انتخابات سال ۸۸ به عنوان دستاورد مهم انتخابات ۹۲ سخن می گویند. موضع گیری هایی این چنین از سوی مدعیان اصلاح طلبی است که به دلیل ناآگاهی یا هر انگیزه ی دیگری ابراز می شود. افسانه ی عدم وجود تخلف و تقلب در انتخابات ۸۸، نخستین افسانه‌ای است که به رغم چهار سال تلاش همه جانبه اقتدارگرایان بر ملا شد.

تقلب انتخاباتی، عدالت آمرانه و بصیرت مصلحت جویانه

قضایای انتخابات سال 88، یک خلاء مهم حقوقی و قانونی را آشکار کرد و آن این که در قوانین مربوط به انتخابات، هیچ مرجعی تعیین نشده تا در صورت نقض قانون از سوی دستگاه نظارتی همچون شورای نگهبان، به مسئله رسیدگی کند. همین خلاء قانونی بود که میرحسین موسوی را واداشت تا پیشنهاد کند با توجه به نقض قانون از سوی شورای نگهبان و از دست رفتن وجاهت قانونی برای داوری درباره ی تخلفات و تقلبات، برای حل مشکلی که پیش آمده به سنت حقوقی حکمیت توسل جسته شود.

نیمه پنهان یک مناظره؛ اعتراف گیری تلویزیونی «سردار قلم» از «استاد»

آن که باید پشت دست به دندان پشیمانی بگزد کسانی هستند که هشت سال تمام در برکشیدن دولتمردانی کوشیدند که امروز «جریان انحرافی» خوانده می شوند. آن که باید توبه کند آنهایی هستند که همین دیروز، نظر منحرف امروز را به نظر خود نزدیک تر اعلام کردند و لحظه ای از پشتیبانی او دست نکشیده اند. آن که باید نادم باشد کسانی هستند که خود را اهل بصیرت خواندند و هشدارهای کروبی، موسوی، هاشمی، خاتمی، ناطق نوری و صدها انسان عاقل دیگر را به هوای یکه تازی و چیرگی تک صدایی نشنیدند و عرابه ی کشورداری را با شتاب به سوی پرتگاه سقوط و انحطاط رانده و می رانند.

فرج بعد از شدت در مصر: تکبر فرعونی و استقامت موسوی

مصر می رود که به نوبه خود راه های جدیدی برای دستیابی به جامعه ای آزاد و آباد به مردم تحت ستم منطقه نشان دهد؛ راهی که صد البته با شیوه حکمرانی خودکامگان در ایران که این روزها شاهد تلاش های سخیف شان در جهت مصادره جنبش های مدنی منطقه هستیم متفاوت و بلکه متضاد است. نظامیان مصر، همچنان که پبش از آنها نظامیان ترکیه، دریافته اند که حفظ جایگاهشان منوط به درجه همراهی آنها با تحولات و میزان انطباق پذیری شان با مطالبات مردم سالارانه کشورشان است. درسی که نظامیان ایران باید با جدیت در آموختن آن تلاش کنند تا بیش از این پیام های تبری جویی رهبران تونس، لیبی، بحرین و مصر از شیوه حکمرانی در ایران را دریافت نکنند.

حفظ نظام با دهان‌های بسته و قلم‌های شکسته؟

چشم بند فرشته عدالت به کنار رفته و ترازوی عدالتش کج شده که چنین احکامی، لابد بنام دین محمدی و عدالت علوی، صادر می شود. البته ملک زاده نخستین کسی نیست که در معادلات قدرت و بده و بستان های سیاسی از چنگال عدالت رهانیده می شود. پیش از این بسیاری از اعضای حلقه های حاکمیت از جمله معاون رئیس دولت با پرونده سنگین فساد مالی حلقه خیابان فاطمی، دادستان سابق تهران با پرونده جنایت بار کهریزک، وزیر اقتصاد با پرونده رسوای اختلاس سه هزار میلیارد تومانی، به صلاحدید دفتر رهبری از اجرای عدالت معاف شده اند.

ای زهرای پاک، زمانه‌ی ما را دریاب

دریاب همسران و مادرانی که عزیزشان را به خاک و خون کشیده اند و نام شهید را بر سنگ مزارشان بر نمی تابند. دریاب همسرانی و فرزندانی که در حسرت دیدار همسران و پدران و مادرانشان، روز را در پای دیوار بلند اوین به شب می رسانند و نام تو را در این انتظار بی پایان زمزمه می کنند. دریاب ما را که در هیاهوی دین خواهی دین فروشان به بی دینی متهم شده ایم و فریادهامان را در گلو شکسته اند. دریاب ما را، و مظلومیتمان را به پیشگاه خدایت شکوه کن و از او بخواه به ما صبر و شکیبایی و استقامت دهد و یاری اش را لحظه ای از ما دریغ ننماید.

استبداد داخلی همیشه جاده صاف کن قدرت های خارجی است

مردم هوشمند اما می دانند که تجربه تاریخ گذشته ایران و تجربه کنونی آن، یک اصل مهم را به اثبات رسانده است: آتش طمع ورزی قدرت های بیگانه تنها زمانی زبانه می کشد که حاکمان خودکامه به مردم خود پشت کرده اند و آنچه خود ندارند را از بیگانه تمنا می کنند. همواره استبداد داخلی بوده که فرش قرمز برای ورود قدرت خارجی پهن کرده است. این که مسکو و پکن قبله آمال و آرزوهای اقتدارگرایان شده اند بر کسی پوشیده نیست. گویی آقایان فراموش کرده اند شعار نه غربی و نه شرقی را و بجای آن هم شرقی و هم شرقی عمل می کنند.

برای آنان که به اجبار رأی می دهند

مهم نیست که تبلیغات دروغین صدا و سیمای غیرملی در روزهای پس از انتخابات با آب و تاب از حضور کم سابقه و بلکه بی سابقه مردم در پای صندوق های رأی سخن بگوید. مهم نیست که مسئولان خرد و کلان نظام برای یکدیگر پیام تبریک بفرستند. مهم این است که پرده های تزویر و ریای اقتدارگریان فروریخته و دیگر کسی نمایش های تکراری امپراتوری دروغ را به تماشا نمی نشیند. این واقعیتی است که حاکمان خود بهتر از همه می دانند، هرچند دلبستگی شان به قدرت و توهم محبوبیت از دست رفته، شجاعت ابراز آن را از آنان سلب کرده است.

ما از حاکمان کنونی تشکر می کنیم

اصولا بهتر است نگران نباشیم: تا مدیریت این مرز و بوم در کف با کفایت رهبران و دولتمردان کنونی است، خیالمان راحت باشد. تا دولت ما پاک ترین دولت تاریخ بشریت است چه باک از اختلاس های چند هزار میلیاردی؟ تا راهپیمایی های اتوبوسی با هدیه شارژ ایرانسل هست چرا باید غصه آرمان های از دست رفته انقلاب را بخوریم؟ حالا که آرمان های جدیدی به ما پیشنهاد شده باز هم غرولند و باز هم افسوس؟ ما از این دولت سپاسگزاریم و هر وقت صاحبان بصیرت بگویند از آن حمایت می کنیم و هر وقت بصیرت جدیدی آمد که باید سرنگونش ساخت، فهرست بلند بالای لعن و نفرینمان را نثارش می کنیم.

صدف خالی از گوهر

اما آنانی که امروزه با در دست داشتن همه امکانات تبلیغاتی، خود را پیرو او و منتقدانشان را خائن به راه او می شمرند، از خط امام چیزی جز پوسته ای میان تهی نمی خواهند و از او جز عکسی مقوایی باقی نگذاشته اند. آنانی که نه تنها اشتباهاتی بس بزرگتر مرتکب شده اند و کشور را به مرز فلاکت و نظام را به پرتگاه سقوط کشانده اند، بلکه تصور می کنند با تقدس آفرینی های بی پایه و ضدتوحیدی خویش، می توانند ناکارآمدی ها و بی بصیرتی هایشان را جبران کنند. همان هایی که شجاعت اعتراف به اشتباهاتشان را ندارند، یاران راستین امام را در حبس یا انزوا قرار داده اند، و رویه صداقت با مردم را سال هاست که فراموش کرده اند. آری، اینان از امام تمثالی مقوایی بیش نمی خواهند و آنچه اتفاق افتاد نه یک تصادف، که نمایانگر حقیقت ماهیت آنان بود.