سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نیمه پنهان یک مناظره؛ اعتراف گیری تلویزیونی «سردار قلم» از «استاد»...
» آشفتگی خواب اقتدارگرایان از رویش های جنبش پویای سبز

نیمه پنهان یک مناظره؛ اعتراف گیری تلویزیونی «سردار قلم» از «استاد»

چکیده : آن که باید پشت دست به دندان پشیمانی بگزد کسانی هستند که هشت سال تمام در برکشیدن دولتمردانی کوشیدند که امروز «جریان انحرافی» خوانده می شوند. آن که باید توبه کند آنهایی هستند که همین دیروز، نظر منحرف امروز را به نظر خود نزدیک تر اعلام کردند و لحظه ای از پشتیبانی او دست نکشیده اند. آن که باید نادم باشد کسانی هستند که خود را اهل بصیرت خواندند و هشدارهای کروبی، موسوی، هاشمی، خاتمی، ناطق نوری و صدها انسان عاقل دیگر را به هوای یکه تازی و چیرگی تک صدایی نشنیدند و عرابه ی کشورداری را با شتاب به سوی پرتگاه سقوط و انحطاط رانده و می رانند. ...


کلمه – سیدکاظم قمی:

دیشب، بار دیگر امپراتوری دروغ به تلاشی نومیدانه دست زد تا ریزش سیل آسای هوادارانش را با کمک سیمای «پیش از این ملی» وارونه نمایی کند و رویشی که هیچ نشانه ای جز تکرار طوطی وار مبلغان باجیره و مواجبش ندارد را به اثبات رساند: حبیب الله عسگراولادی مسلمان در یک سوی میز، نماینده ی رهبری در روزنامه ی کیهان که به طعنه «سردار قلم» خوانده می شد و او هربار با شنیدنش در پوست خود نمی گنجید، مجری «بی طرفی» که پرسش های از پیش نوشته ای که به او داده بودند را روخوانی می کرد، و کمک مجری ای که با تقلید ناشیانه ی مجریان شبکه های «مزدور» فارسی زبان خارج از کشور سعی می کرد بینندگان برنامه را به شرکت در نظرسنجی ای که همه ی گزینه هایش یکسان بودند ترغیب کند، در سوی دیگر میزی قرار داشتند که قرار بود «گرد» باشد و در آن نظرات مخالف نیز شنیده شود.

نمی دانیم که هدف این «مناظره» چه بود، اما برای سردار قلم (!) مهم این بود که نشان دهد موضع گیری های اخیر پیرمردی که با مشاهده ی آفتاب لب بام عمرش و در نتیجه ی حالتی که در دهه ی اول محرم امسال بدو دست داده تصمیم گرفته از فتنه گر خواندن رهبران جنبش سبز خودداری کند، خود نشانه ای از ریزش نیروی مدعیان بصیرت نیست. بازجو حسین، مانند همه ی همقطارانش، در تکاپویی نه چندان ناموفق برای اعتراف گیری از چریکی پیر و سیاستمداری کهنه کار، منویات خویش را به عنوان اقرارهای او دیکته می کرد تا نشان دهد که اختلاف نظرها آنقدرها هم جدی نیست. در همین حال، طرف مقابلش سعی می کرد با استفاده از کنایات و اشارات و شواهدی از قرآن و تاریخ صدر اسلام به او حالی کند که از جایگاهی دیگر به مسئله نگاه می کند: که انتخابات میدان رقابت است نه جنگ، که انتساب رهبران جنبش سبز به بیگانگان نامنصافانه است، که طرفداران جنبش سبز بیش از آنند که بتوان نادیده شان گرفت، که باید برای آشتی با شهروندان آگاهی که انتخابات پیش رو بدون مشارکت فعال آنان بی فایده است و هنوز خاطره ی تلخ سرکوب های پس از انتخابات گذشته از اذهانشان پاک نشده کاری کرد، که مصلحت ایجاب می کند با ملاطفت و دلجویی از تحریم انتخابات منصرفشان ساخت. سردار قلم (!) اما، کماکان دستنوشته های خاک خورده اش را زیر و رو می کرد و در حالی که با دشواری رقت انگیزی با تلفظ صحیح نام ها در فهرست اندیشمندان غربی کلنجار می رفت، پست های سازمانی هابرماس و رورتی و دیگران را در سازمان های اطلاعاتی غرب «افشا» می کرد. در یک سو دعوت به انصاف می شد، و در سوی دیگر اصرار بر مجرم خواندن منتقدان، در یک سو به مصلحت اندیشی و در سوی دیگر به پایبندی در درستی توهم توطئه های دستگاه های امنیتی نظام، در یک سو نگرانی از «تشر» از سوی رهبری و در سوی دیگر اطمینان از خوشایند بودن تحلیل هایش در نزد رهبری.

چشمهایی که به صفحه ی تلویزیون دوخته شده بود اما، اگر گاه از پیچیده گویی های عسگراولادی دچار سردرگمی می شد یا از بازی های زبانی سردار بازو منزجر، چند چیز را به خوبی دریافت: که جنبش سبز بر خلاف ادعاهای اقتدارگرایان هنوز زنده است، که ایستادگی کروبی و موسوی بر احقاق حقوق مردم هنوز هم خواب آرام را از کودتاچیان گرفته است، که ریزش هواداران تحلیل ها و نظریه های سست بنیان دستگاه های امنیتی چنان گسترده است که باید پیاپی به انکارش پرداخت، که همه در این کشور «حضرت» اند و «استاد» و «سردار» و عامه ی مردم، مشتی صغیر و حقیر (یا به تعبیر ماندگار رئیس دولت دهم «خس و خاشاک» و به بیان فاخر امام جمعه ی مشهد «بزغاله») و بی بهره از هر گونه قوه ی شناخت، که باید به «نسخه» های از پیش پیچیده شده ی بازجویان کیهان نشین و حلقه ی مشاوران توابشان تکیه کنند.

جناب «سردار قلم» (و چه مظلوم است این قلم!) که عادتش داده اند یک طرفه به قاضی برود و آزادانه به تهمت و افترا و هتاکی بپردازد، از توبه نکردن کروبی و موسوی و میلیون ها منتقد دیگر سخن راند. خوشبختانه اما، این روزها پرده های تزویر فرو افتاده و حقایق آشکارتر از آن است که به ضرب و زور آتش « میدان توپخانه» بتوان کتمانش کرد. آن که باید توبه کند کسانی هستند که طی چهار سال گذشته نتوانستند حتی یک سند محکمه پسند برای اثبات جرم کروبی و موسوی ارایه کنند. آن که باید پشت دست به دندان پشیمانی بگزد کسانی هستند که هشت سال تمام در برکشیدن دولتمردانی کوشیدند که امروز «جریان انحرافی» خوانده می شوند. آن که باید توبه کند آنهایی هستند که همین دیروز، نظر منحرف امروز را به نظر خود نزدیک تر اعلام کردند و لحظه ای از پشتیبانی او دست نکشیده اند. آن که باید نادم باشد کسانی هستند که خود را اهل بصیرت خواندند و هشدارهای کروبی، موسوی، هاشمی، خاتمی، ناطق نوری و صدها انسان عاقل دیگر را به هوای یکه تازی و چیرگی تک صدایی نشنیدند و عرابه ی کشورداری را با شتاب به سوی پرتگاه سقوط و انحطاط رانده و می رانند.
 

آرشیو نوشته های دیگر این نویسنده


16 پاسخ به “نیمه پنهان یک مناظره؛ اعتراف گیری تلویزیونی «سردار قلم» از «استاد»”

  1. حسین گفت:

    خامنه ای باید توبه کند ؟ پس آسیبی که طی سالیان درازی که بر مسند رهبری ، به ملت و کشور وارد کرده با یک توبه پاک میشود … آیا اعتراض هایی که به این استبداد شد جوابش اعدام بود ؟
    آقای سید محمد خاتمی ؟ شما می توانید از جان جوانانی که در اعتراضات جنبش سبز ، با حکم علی خامنه ای اعدام شدند بگذرید ؟
    آقای موسوی و کروبی ثابت کردنمد نمیگذرند … حتی اگر اعدام شوند …
    اعدام … اعدام معترضین … بله آقای خامنه ای ، شما معترضین رو اعدام کردید … به همین راحتی … اعدام …

    • علی گفت:

      عسگراولادی بد دنیا و آخرت خود را به باد داد ، حتی ذره آبرویش را ،
      ولی جالب اینجاست که میدان چنان از عقلا خالی شده که حسین شریعتمداری پای ثابت تحلیل کنندگان تلویزیون قرار گرفته و از او بزرگتر و مقبول تر ندارند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  2. یار میر حسین گفت:

    در یک طرف استاد ؟ بود در طرف دیگر سردار قلم .؟ برای یکدیگر نوشابه گاز دار باز می کردند .یکی می گفت دیگری تائید میکرد .تنها چیزی که نمی دیدی حقیقت راستی انصاف وحق بود .استاد؟ در پیرانه سر آن یک جو شجاعت راستی را در کلمات قرآنی به باد هوا داد .سردار قلم ؟خزعبلات قبلی را نشخوار می کرد .بیچاره ملتی که اینها بزرگانش شده .

  3. سلمان گفت:

    من توبه نامه عسکراولادی مسلمان برای محمدرضاشاه رادیده ام واحساس ندامتش من جواب عسکراولادی ظاهرامسلمان به نامه 7اصلاح طلب که براش نوشته بودند ودیدم چه گستاخانه به اصلاح طلبان تاخت که نامه اش درسایت الف موجوداست وسایت کلمه چرامنتشرنکردی ؟؟؟…عسکراولادی وشریعتمداری همه یک قماشند فقط رنگ عوض میکنند برای فریفتن ماوماهم متاسفانه ساده هستیم که این حرف تاجربزرگ بازارعسکراولادی راباورمیکنیم
    .درودبرمیرحسین درودبرشیخ کروبی
    سایت محترم کلمه لطفا به اینهابهاندهید اینهاجیره خوارولایت هستند

  4. محمد امین گفت:

    1) آفرین به آقای قمی که به نکته ی مهمی اشاره کرده اند! اعتراف گیری تلویزیونی! 2) عسکراولادی که این روزها سعی میکرد ، زمینه ای فراهم کند تا فارغ البال و آسوده خاطر به دیدار محبوب بشتابد ، بازجوی پیرِ مزدور او را “مشغول الذمه ” ساخت و بارش را سنگین کرد! 3) مطمئنا عسکراولادی ، از این اعترافگیری آشکار ، خشنود نیست! چرا که پای عاقبت عقبی در میان است!! دادگاه عدل الهی! نه اعتراف خانه ی حسین بازجوی کیهان! قلم خونین ! 4) عسکراولادی اگر میخواهد زمینه ی مهیا کرده را دوباره احیا کند ، باید سخنان دیشب خود را اصلاح کند و گرنه قافیه را باخته است! از جهنم تا بهشت ، یک گام بیشتر فاصله نیست! یک تصمیم! ” حر بن ریاحی” با یک تصمیم مهم ، سرنوشت خود را تغییر داد! خود را بهشتی کرد! عاقبت به خیر کرد!! ما هم برای عسکر اولادی که مسلمان است ، این آرزوی خوشبختی را داریم! در وجود عسکر اولادی برخلاف سردار سیاه کیهان ، که شقاوت جزء طینت اوست! خوبیهایی وجود دارد که میتواند او را عاقبت به خیر کند! اختیار با اوست که سعادت را برگزیند یا شقاوت را ! تصمیم بسیار دشواری است!

  5. Alimohmad_d گفت:

    عسگر اولادی خوب میداند دارد چکار میکند.ونقشی که اقا به او سپرده را خوب بازی می کند و او خیلی زیرک بود و با زیرکی این ماموریت را پذیرفت چون این مسوولیت برد – برد است و باختی در ان برای عسگر اولادی نیست .
    اگر خامنه ای سقوط کند که ایشان با مواضع اخیرش خود را تبرئه کرد و اگر هم باز مجالی باقی باشد و ایشان عمرش قد بدهد که باز هم میتواند در حکومت خامنه ای با رفاه زندگی کند.
    در هر صورت برد برای عسگر اولادی هست.
    یعنی واقعا خودش را در موقعیت قرار داد که نه مردم پس از سقوط حاکمیت خامنه ای میتوانند او را محاکمه کنند ، نه امثال حسین باز جو!
    از یک سیاست مدار کهنه کار هم بیش از این انتظار نمی رفت.
    کلمه باز از شما میخوام با گفتن حق و سرکوب این مکرهای بی پایه و اساس وارد بازی برد – برد شوید.ان شاءالل

  6. Farridian گفت:

    احسنت
    روحم تازه شد

  7. بنده ی خدا گفت:

    متاسفیم که در سیو چهارمین سالگرد انقلاب اسلامی بسیاری از کسانی که عوامل اصلی این انقلاب بوده اند یا درو شده اند و یا در گوشه ی محصورند و چه احمقانه م مستبدانه عده ای از خدا بی خبر با متوسل شدن به هر حربه و شگرد کثیفی ایران را به یغما میبرند !!

    اه این غارتگران از این کشور چه میخواهند ؟
    دزدان اوقاف خصوصاً گلزاری ملعون و دارو دسته اش در شمیرانات
    دزدان بانکها
    سوء استفاده گرانی که ملبسند و چه حامیانی دارند !!
    جناب اژه ای به آنسوی این دنیا هم فکر کرده ای که مدافع عده ای غارتگر شده ای ؟
    به پاسخگویی در محضر خداوند هم اندیشیده ای که از دزدی ها و غارتگری ها دفاع میکنی و هر انکس مخالف شما بود را با توسل به حربه های کثیف ریشه کن میکنی!

    خداوند با مظلومین ست و خود وکیل مظلومین
    حقیقت بله حقیقت همانی ست که جهان بر اساس آن بنا شده پس نمیتوانید ادامه دهید چرا که نظم جهان اجازه نمی دهد که بدان به نیکان زیان برسانند آنان می توانند مرا بکشند یا از حقوق اجتماعی محروم سازند ولی این بدبختی نیست ، بدبخت کسی است که مانند آنان بکوشد تا کسی را بر خلاف عدالت از میان بردارد.

  8. Alimohmad_d گفت:

    دوست عزیز فکر کنم هر دو طرف قبول داشته باشیم که تا ملت نخواند خودشون تغییر ایجاد کنند ، هیچ تغییری حاصل نخواهد شد.یعنی این نیست که ما فکر کنیم بشنیم تو خونه ومنتظر باشیم که وضعمون رو خدا تغییر بده و ظالمان رو برکنار کنه.
    فکر کنم قبول داشته باشی که شرایط فعلی بسیار شبیه به شرایط زمان امام حسین ع هست.
    وخامنه ای و دار ودستش همان یزید هستن.ومردم ما هم همان مردم کوفه که نامه نوشتن برای حسین ع و او را تنها گذاشتن.
    حال حرف من این است که چرا مردم بلند نمی شوند ،ومنتظر چی هستن!؟
    چرا میرحسین و کروبی رو تنها گذاشتن!؟!
    چی شد اون شعار ها که اگر تقلب بشه ایران قیامت میشه!؟!
    دوست عزیزم من منظور این بود که تا ما خود بلند نشویم و خواهان تغییر نباشیم ، خدا ما را یاری نخواهد کرد و سرنوشت ما دست خود ما هست.
    وگرنه هم بدشان می اید از ظلم و ظالم ، مهم این است که مردم برای تغییر سرنوشت خود دست به عملی زده و منتظر نباشن خدا انها را در حین ساکن بودن در خانه ها نجات بده.
    امیدوارم تونسته باشم منظورم رو منتقل کرده باشم.
    اگر هم من اشتباه می کنم خیلی خوشحال میشم برام توضیح بدهید و روشن کنید.
    لا يغيّر ما بقوم حتّى يغيِّروا ما بانفسهم

  9. حسین گفت:

    شما بهتر است در رفت و آمد باشید … همین برای هر دو طرف کفایت میکند …

  10. مهمان گفت:

    اینکه خام نشویم مهم است اینکه زر وزور وتزویر درایران یک واقعیت تاریخی وعینی است شک نکنیم ولی مجاز به نیت خوانی هم نباید باشیم که چه از هر ناحیه ای حقانیت ولو اند ک تائید گرددبه نفع مردم است!

  11. Matha گفت:

    وای از روز حشر!

  12. R Shirazi گفت:

    افزایش اعتییاد فحشا بیکاری فقر طلاق گدایی ………………. همه وهمه در اثر کینه ولجاجت ومتکبر بودن شخص اول مملکت است…………….هی دشمن هی دشمن …………………هی دشمن هی دشمن…………………………. مردم به گ………………………………………………………………………………………………………………. رفتند

  13. Hmv 2012 گفت:

    پاسخی به بعضی از دوستان که هر اتفاقی شبیه نظرات عسگراولادی را توطئه میدانند آخر جوانان پرشور اگر همه چیز توطئه ازپیش طراحی شده است چرا شما بخودتان زحمت میدهید ومبارزه میکنید ومطلب مینویسید؟ وهمینطور خطابم به کسانی است که سرنگونی رژیم گذشته را هم توطئه قدرتهای استعماری میدانند! آخر اگر این نظرات را قبول کنیم باید با عرض معذرت 4دست وپایمان را هوا کنیم! ومنتظر مرگ ویا هر اتفاق دیگری از غیب باشیم! ولذا من که زمان رژیم گذشته را بیاد میارم ونطقهای آقایان پزشکپور وبنی احمد که نماینده مجلس آن زمان و ظاهراً از وابستگان حکومت بودند در یاد دارم که همین مخالفتهای ظاهری آنان چگونه در تسریع سرنگونی رژیم کمک کرد حالا هم معتقدم این آش آنچنان شور شده که حتی پیر مرد ذوب در ولایتی !که علی القاعده در این سن وسال بدنبال قدرت نیست، صدایش بلند میشود>هرچند که بقول نویسنده ی این مطلب چندبار ضد ونقیض صحبت کرد اما باور کنید که رژیم از همین صحبت نیمبند هم ترسیده والا اینقدر به دست وپا نمیفتادند وامثال این مناظره های آبکی را دست وپا نمیکردند! باور بفرمایید چون وضعشان خیلی خراب است این پیرمرد را خیلی تحت فشار گذاشتند. اگرچه ایشان وامثال ایشان اگر واقعاً هم از گذشته خود بطور کامل پشیمان شوند تاوان همراهی تمام عیارشان را با اعمال حکومت پس میدهند اما همین هم غنیمت است. در پایان بقول یکی از بزرگان اصلاح طلب برون حکومتی که از اساتید فرهیخته تاریخ است: خدا این دو گرفتاری بزرگ را از این ملت دور کند یکی توهم توطئه یا بیماری پارانوئیا! یکی هم اینکه به محض مردن یکنفر حتی اگرآدم جانی هم بوده باشد شروع میکنند به دلسوزی برای او وبراحتی خیلی از ظلمهایش را فراموش میکنند!!! انشاالله که اینتفکر ازمیان مردم ما رخت بربندد ونیز بزودی شر ظلم وظالم از سر این ملت رنج کشیده کوتاه گردد. دوستتان دارم. (یکی از افراد نسل سوخته وزندانی دورژیم گذشته وحال و رزمنده دوران جنگ).

  14. Ahosiyn گفت:

    تورا خدا به این سردار (غلم) بگید ازبس تاریخ ورود سیاست مدارهای استکبارا گفت حفظ شدیم … حداقل شروع کنه تاریخ خروجشون را بگه .یکم تنوع هم تو چرند گفتن خوبه…

  15. بهنام گفت:

    با این لحن ننویسید. حرف های درستتان هم اینگونه بی ارزش می شوند. حیف است لحن کلمه حتی کمی هم به لحن کیهان شبیه شود.