• صفحه اصلی
  • » دموکراسی، انتخابات و دانشجویان فعال...

» حمیدرضا جلایی پور

دموکراسی، انتخابات و دانشجویان فعال

اساسا تحلیل‌گرانی که حرکت دانشجویی را فقط از منظر «جنبشی» ارزیابی می‌کنند من را یاد افراطی‌های وطنی هم می‌اندازد. آنها هم اسیر تفکر «انقلاب دائمی» لنینی شده‌اند و بجای دفاع از سازوکارهای جمهوری اسلامی برای تحقق آرمانهای انقلاب، به انقلاب دائمی فکر می‌کنند و حتی جمهوری اسلامی را در برابرتلقی دایمی از انقلاب قرار می‌دهند و به نام انقلاب نه به اصلاح طلبان که به دولت روحانی هم تعرض می‌کنند، به جای نقدهای اصلاح‌گرایانه. انتظار دائم از دانشجویان که جنبشی باشند نوعی اعتقاد به همان انقلاب دائمی است

جلایی‌پور: روحانی باید همه را برای درمان این سیستم «رانت‌خوار نهادینه‌شده» بسیج کند

رئیس دولت اصلاحات شعار توسعه سیاسی داد؛ اما توسعه اقتصادی خوبی رخ داد و از این نظر به محرومان كمك كرد. مشکل محرومان با توسعه مولد حل می‌شود نه با شعار. باید ببینیم اصولگرایان میانه‌رو چه خواهند کرد. مهم این است که اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده مردم‌‌انگیزانه ظاهر نمی‌شوند. همه باید کوشش کنند از فرصت توافق استفاده شود و به طرف توسعه قابل‌دفاع حرکت کنیم

جلایی‌پور: مسائل سال 88 را باید به رفراندوم گذاشت

شكي نيست كه در اين بين تعيين و تكليف مسائل سال ٨٨ از اهميت ويژه‌يي برخوردار است. اين مسائل بعد از پنج سال نه تنها حل نشده كه همچنان به عنوان محل اصلي شكاف و اختلاف داخلي مطرح هستند. بدين‌ترتيب به نظر مي‌رسد اگر قرار باشد در جامعه مساله‌يي براي برگزاري رفراندوم وجود داشته باشد، همين مسائل سال ٨٨ هستند

حمیدرضا جلایی پور : تراکم آسیب های اجتماعی مهم ترین مشکل کشور ما است

یکی از توانایی های جامعه، حضور جنبش های اجتماعی در آن است. گروهی به غلط فکر می کنند که جنبش های اجتماعی متعلق به گروهی انسان های عصبانی است که به دلیل خشم و نارضایتی، اعتراض می کنند در حالی که اینچنین نیست. جنبش های اجتماعی نشانگر توانایی جامعه است و نشان دهنده آن است که جامعه زنده است و مشکلاتش را می فهمد و می خواهد آنها را به دیگران عرضه کند. مخاطب این جنبش ها می توانند متفاوت باشند، گاهی دولت ها مخاطب جنبش اجتماعی هستند، گاهی سایر طبقات و گروه های جامعه مثل طبقات مسلط مخاطب این جنبش ها هستند و گاهی نیز این جنبش ها کل دنیا را مخاطب خود فرض می کنند و این نشانه خوبی است، یعنی به طور کلی جنبش های اجتماعی شورش کور عده یی عصبانی نیست

۸ سخنرانی ۱پیام: خواندن رای مردم و بازگشت امید نتیجه ایستادگی محصوران و زندانیان

در این مراسم که با حضور خانواده میرحسین و رهنورد، زندانیان سیاسی سابق، فعالان سیاسی، خانواده های زندانیان سیاسی، برگزار شد، خاتمی، ناصری، شجاعی، جلالی زاده، همسر شهید باکری، جلایی پور، پورنجاتی، محتشمی پور سخنرانی کرده و همسر میردامادی پیام دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی را در جمع قرائت کرد.

جلایی پور: دولت روحانی پیگیر وعده هایش برای رفع محدودیت ها و محصوریت هاست

روحانی در شعارهای سیاسی اش گفت که برای رفع محدودیت ها و محصوریت ها در فضای سیاسی کشور به حداقل یکسال وقت نیاز دارد. دولت پیگیر اموری که وعده داده است. پیشرفت در کارهای دولت برای روحانی مهم است و شخصا بر این امر بارها تاکید کرده است.

جلایی پور: امروز عزای رانت خواری است

افراطیون با نام مکتب و مبارزه با امپریالیسم و نیروهای ضد اسلامی اهداف خود را پنهان می‌کردند و اما در پشت این ظاهر از رانت و منافع ویژه‌ای برخوردار می‌شدند که اگر وضعیت‌های تحریمی و امنیتی برداشته شود و شرایط عادی باشد رانت‌های ویژه هم شکل نمی‌گیرد و می‌توان گفت اگر اینان امروز عزا گرفته باشند عزای مکتب نیست و عزای رانت خواری است.

جلایی پور: باید دکان هایی که به نام میراث دفاع مقدس ساخته اند بسته شود

حمیدرضا جلایی پور، جانباز دفاع مقدس و برادر شهیدان، جلایی پور با ذکر خاطراتی از شرایط جنگ به انحرافات آن اشاره کرد و گفت: جوانانی را می بینیم که کارهایی میکنند به نام میراث دفاع مقدس و میراث شهدا که به هچ وجه مطلوب نیست. ما میبینیم که ازاین میراث دکان ها ساخته شده است و اولین وظیفه ما این است که دکان ها را ببندیم و یا از افزایش آنها جلوگیری کنیم.

جلایی پور: آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی ۸۸ پاسخ گویی به خواست مشروع مردم بود

اگر در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی هر ۹ روز یک بار بحران درست نمی کردند مملکت به اینجا نمی رسید که روی شخصیت های برجسته نظام ضربدر کشیده شود. رد صلاحیت آقای هاشمی و ایجاد محدودیت برای آقایان موسوی و کروبی نتیجه اقدامات قبلی بحران سازان است.

جلایی پور: دولت برای برخورد با بحران‌سازها آماده باشد/ ریشه همه مشکلات در افراطی‌گری و تندروی است

جلایی‌پور ریشه همه مشکلات را در افراطی‌گری و تندروی می‌داند؛ افراطی‌ها و تندروهایی که به‌جای منطق از ابزارهایی مانند ایجاد بحران استفاده می‌کنند. اما اگر رویکرد دولت یازدهم قانونی و اصولی باشد، همان‌طور که حقوق منتقدان و مخالفان جامعه مدنی تامین می‌شود، آزادی عمل افراطی‌ها و تندروها نیز سلب می‌شود. فرقی نمی‌کند که این تندرو یا افراطی بخشی از دولت پنهان باشد یا کسی در مجلس که معنای رای مردم را نفهمیده است.

جلایی پور: این جشن ملی نتیجه ایستادگی موسوی و کروبی است/ منافع خودشان را زیر پا گذاشتند و به حصر رفتند

حکم دستگیری های ستاد آقای موسوی دو روز قبل از انتخابات صادر شده بود، قطع اس ام اس، قطع تلفن، اینکه ساعت 10 شب نتیجه انتخابات اعلام شد و …اینها بحث دروغ نیست، بحث فجایعی است که اتفاق افتاده است. آقایان موسوی و کروبی اتفاقا منافع ملی را رعایت کردند. منافع خودشان را زیر پا گذاشتند و به حصر رفتند. ممکن بود این جشن ملی رخ ندهد، یک عده پای راستی و درستی ایستادند که الان جامعه نتیجه آن را می بینید.

تبیین جنبش انتخاباتیِ 92

اعلام نتایج رسمی و سالم انتخابات 92 یک عمل خردمندانۀ حکومت بود که مورد تقدیر اصلاح‌طلبان قرار گرفت، اما اگر مقاومت رهبران در حصر جنبش سبز و فعالان سیاسی، روزنامه‌نگاران و دانشجویان زندانی پس از مهندسی انتخابات 88 و هزینه‌ی سهمگین آن نبود، شاید این بار نیز حکومت به کار عقلانیِ اعلام درست نتایج تشویق نمی‌شد. بنابراین در پیروزی انتخابات 92 نباید سهم جنبش‌های گذشته و سهم پایداری شخصیت‌های مورد اعتماد مردم را دست کم گرفت.

جلایی پور: هاشمی نامزد مردم است نه گروه‌های سیاسی

با حضور آقای هاشمی در انتخابات، بخش محذوف جامعه نامزد انتخاباتی پیدا کرده و اصلاح‌طلبان هم به خواسته خود مبنی بر حضور نامزد حداکثری در انتخابات رسیدند؛ اما در اردوگاه اصولگرایان وضع کاملا متفاوت است.

جلایی پور: کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی شجاعانه بود

دو نکته در مورد آقای هاشمی وجود دارد که فوق العاده مهم است. یکی اینکه اگر او در این کشور نبود طالبانیسم شیعی تا خرخره جلو رفته بود و آقای هاشمی در رواج اسلام معتدل نقش داشت وگرنه فرقه های تندرو سراسر ایران را گرفته بودند. نکته دوم اینکه در این ۴ سال چه کسانی با صدای بلند طرف مردم را گرفتند؟ من اگر طرف مردم را بگیرم چون در مسند و سمتی هم نیستم زیاد مهم نیست ولی کسی که در قدرت است مهم است. دو نفر طرف مردم را گرفتند و از زندانیان و محصورین قاطعانه دفاع کردند: آقای هاشمی و آقای خاتمی. آدم باید شرایط راتشخیص دهد و روی چیزهایی تاکید کند که عقلایی، معقول و در دسترس باشد و گام ها رابردارد.

حمیدرضا جلایی پور: محافظه‌کاران با سونامی اجماع اصلاح‌طلبان در انتخابات رو به رو هستند

جلایی پور در خصوص اهمیت زندانیان سیاسی و رهبران در بند جنش سبز می افزاید: اهمیت زندانی‌ها حتی از تشکل‌ها هم برای اصلاح‌طلبان بیشتر است اما همه بر سر این موضوع اجماع دارند که باید یک تصمیم گرفت. اما اگر در بر پاشنه چهار سال پیش بچرخد باید هزینه‌اش را بدهند. محافظه‌کاران باید بپذیرند مشکل باید با دست باز شود. اصلاح‌طلبان می‌خواهند مشکل کشور را با دست حل کنند؛ یعنی نه با کشاندن مردم به خیابان، نه با خشونت، نه با تلنبار کردن کینه در ذهن مردم علیه سیستم. اصلاح‌طلبان با موعظه و حرف راهشان را پیش می‌برند.

احمد آل قلم

اصلاح‌طلب بود اما همزیستی اصولگرایان را می‌طلبید. این مشکل جریان‌های سیاسی است. به عنوان مثال اصولگرایان نمی‌خواهند سربه تن ما اصلاح‌طلبان باشد اما باید گروه‌ها بتوانند همزیستی کنند. رفتار مرحوم بورقانی، مبین این نکته بود. «احمد» واقعا آزاد اندیش بود. روشنفکر بود اما به رغم این ویژگی‌های فکری، همیشه کنار مردم بود و این امر با اهمیتی است. خاطره‌ای از او بگویم؛ زمانی گروه‌های فشار -که بعدا خودسر نام گرفتند- قرار داشتند تا به روزنامه جامعه حمله کنند. احمد با من تماس گرفت و گفت به دفتر روزنامه نرو! هرکسی رفت کتک حسابی خورد! بعدا آقای بورقانی را دیدم و گفتم از کجا می‌دانستی که اینها قصد کتک زدن هم دارند؟! گفت: «رفقایم زنگ زدند و گفتند»! گویا این افراد متعلق به محله‌های خاصی از تهران بودند و چون احمد با هم مسلکان آنها در آن محله‌ها ارتباط داشت، این را فهمیده بود. او یک عمر کتاب خواند اما این باعث نشده بود از مردم فاصله بگیرد. روشنفکری بود که در دل مردم زیست.

پرهیز از «اصلاح طلبی قلابی»

كساني كه در سال‌هاي گذشته به خاطر ايستادگي مدني در برابر اقتدارگرايي هزينه دادند و به زندان و حصر گرفتار شدند بر اساس خطاي مبتني بر هزينه – فايده چنین نکردند و رفتار آن‌ها معطوف به ارزش‌هاي اخلاقی مورد نياز جامعه سياسي (مثل ضرورت احياء و تثبيت آزادي‏هاي مصرح در قانون اساسي) بوده و اتفاقا در تقویت سرمایه اجتماعی و شکل‌دهی به پویشی ریشه‌دار و اخلاقی کامیاب بوده‌اند. این نیروها همچنان در قلب و خاطره اصلاح طلبان و دلسوزان كشور زنده‌ و تأثیرگذارند و برای همین از نظر اقتدارگرایان باید در مهار و حصر باشند.

جنبش دمکراسی خواهی

خاتمی هم دستاورد اقتصادی خوبی داشت و هم خطرات امنیت ملی ایران را کم کرد. ایران پیشقراول گفت‌وگوی تمدن‌ها در سازمان ملل شد. شما اوضاع آن زمان را با حالا مقایسه کنید، در حالی ‌که آمریکا در باتلاق عراق و افغانستان گیر کرده و دولت بیش از پانصد میلیارد درآمد ارزی داشته و حکومت به ‌قول محافظه‌کاران یک ‌پارچه شده است، از رونق اقتصادی خبری نیست. تهدیدات بین‌المللی علیه ایران زیاد شده و سازمان ملل تاکنون علیه منافع ایران چهار قطعنامه صادر کرده است. این مقایسه به خوبی نشان می‌دهد که حکومت‌هایی که مردم‌سالارانه‌ترند در جهان امروز برای جوامعشان مؤثر‌تر و کارامد‌تر می‌توانند کار کنند.

پاسخ به مخالفان جامعه‌شناسی

در شرایطی که علوم انسانی و اجتماعی دانشگاهی زیر تبلیغات یک‌طرفه رسمی قرار گرفته است، چگونه می‌توان هم از دین و هم از جامعه‌شناسی (به عنوان یکی از علوم تجربی اجتماعی)‌در عرصه عمومی دفاع کرد؟ فرض این نوشته این است که ما به هر دو نوع تبیین‌های دینی و جامعه‌شناختی به طور فردی و اجتماعی نیازمندیم. با تضعیف جامعه‌شناسی یکی از راه‌های موثر شناسایی معضلات، مشکلات، نابسامانی‌ها و آسیب‌های اجتماعی که مردم در زندگی روزمره با آن‌ها روبرو هستند و از آن رنج می‌برند از رونق می‌افتد، کلیشه‌های بی‌پایه‌ای که به نام حقایق مسلم در عرصه افکار عمومی پخش می‌شود امکان نقد و وارسی پیدا نمی‌کند و با ننشاندن دانش و تبیین‌های دینی از امر اجتماعی در جای خود، جامعه ما از یکی از انواع مهم تفسیر و تبیین (تببین‌های دینی) و یکی از منابع معنادهنده و هویت‌بخش به زندگی فردی و اجتماعی و تقویت‌کننده‌ی بنیان‌های اخلاقی جامعه محروم می‌شود. با این همه هدف این نوشته بررسی ارتباط دین‌شناسی (اسلام‌شناسی) و جامعه‌شناسی (به‌عنوان یکی از رشته‌های علوم انسانی دانشگاهی) در همه ابعاد آن نیست. بلکه این نوشته هدف محدودتری را دنبال می‌کند و آن کنکاشی است درباره دلایل مخالفان جامعه‌شناسی که از موضع دین صورت می‌گیرد. در طول این جستار شش روایت از «دانش اجتماعی دینی» را طرح و سپس آن‌ها را نقد می‌کنم و در برابر آن‌ها از معرفت‌بخشی و راهنمای عمل بودن هر دو دانش جامعه‌شناختی و دینی از امر اجتماعی (با رعایت ضوابط و معیارهای هر یک) دفاع می‌کنم.

گزارش‌های دیگری از مراسم روز دانشجو با عنوان «اميد، رساترين اعتراض» در دانشگاه تهران

بیش از سه هزار نفر از دانشجویان دانشگاه تهران، با وجود کنترل شدید ورود و خروج به این دانشگاه توسط نیروهای امنیتی و حراست دانشگاه، در تالار شهید چمران دانشکده‌ی فنی و در صحن این دانشکده جمع شدند و با سر دادن شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «یاحسین میرحسین»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «دانشجو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد»، «نصر من الله و فتح قریب، ننگ بر این دولت مردم‌فریب»، «الله‌اکبر»، و در دست گرفتن پارچه و نمادهای سبز رنگ، یک بار دیگر اعتراض شدید خود را نسبت به کودتاگران نشان دادند.

جنبش دانشجویی حامل گفتمان مردم‌سالاری، در فضای اقتدارگرایی، یک سرمایه‌ی ملی است

جنبش دانشجویی حامل دارویِ درمان یکی از بیماری‌های مهم جامعه ایران یعنی ضعف همبستگی اجتماعی و نظم و ثبات عمومی است. با تقویت مردم‌سالاری است که عامل اقتدار مشروع در سطح ملی نافذ می‌شود. این نفوذ با تبلیغات پرسروصدا و بی‌پایه به دست نمی‌آید. با پاسخگویی حکمرانان و ایفای عهد آنان، زمینه برای تقویت ایفای عهد مردم به قراردادهای خودشان تقویت می‌شود.

تبادل آگاهی در شبکه‌های اجتماعی، به استیلای اقتدارگرایان پایان می‌دهد

مهمترین عاملی که به شبکه‌های اجتماعی روح می‌دهد «تبادل آگاهی» است و این به دو شکل صورت می‌گیرد. یکی از راه رسانه‌ها و دیگری از راه روابط چهره به چهره. تا وقتی که جامعه ایران معضل استیلای اقتدارگرایان را درمان نکرده‌است این تبادل آگاهی باید ادامه داشته باشد و ارزیابی من این است که با وجود همه محدودیت‌ها و برخوردها، رشد آگاهی‌های عمومی و تقویت شبکه‌های اجتماعی در ایران در مجموع چشمگیر و رضایت‌بخش بوده است.

اقتدارگرایان بی تدبیر جلوی رشد و پیشرفت کشور را گرفته اند

کسانی که به فکر رشد و پیشرفت جامعه هستند باید مطالبات این جنبشها را جدی بگیرند . معنای این حرف این است که با تحقق مطالبات جنبشهای ملی، دولتها موفق می شوند جامعه را در خدمت پیشرفت کشور قرار دهند. اما الان متاسفانه جامعه ما در این وضعیت است که اقتدارگرایان بی تدبیر جلوی رشد و پیشرفت کشور را با مهار جنبش مردم سالارانه گرفته اند.

اقتدارگرایی اخیر و چهار پیامد سیاه آن در ایران

پدیده اقتدارگرایی در ایران یک شبه بوجود نیامده است بلکه حرف من این است که اقتدارگرایی در پنج سال گذشته بطور کم سابقه‌ای تشدید شده است. ثانیاً ادعای من این نیست که اقتدارگرایی تنها عامل این چهار پیامد تلخی است که اشاره می‌شود (بلکه هر پیامدی علل خواسته و ناخواسته متعددی دارد) ولی سخن این است که اقتدارگرایی اخیر یکی از علل مؤثر چهار پیامدی است که در ذیل می‌آید.