سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ای کاش سپاه این مصاحبه سردار همدانی را هم تکذیب می کرد...
» آیا وقت آن نرسیده که برادران ما از راه ستمکاران به آغوش ملت برگردند؟

ای کاش سپاه این مصاحبه سردار همدانی را هم تکذیب می کرد

چکیده :خون شهدای ۸۸ هنوز خشک نشده است تا راه آنها بی رهرو بماند. جرایم کودتاگران و ایادی سرکوب نیز حق الناس است و تنها صاحبان آن خون ها و حق ها مجاز به بخشش آن هستند؛ حقوق تضییع شده ملت نیز به جای خود محفوظ است. سنت آیینی احترام به درگذشتگان به جای خود؛ اما قرار نیست از خطاهای ویرانگر جماعتی که هنوز هم بر آن جرم و جنایت ها اصرار دارند، چشم پوشی...


کلمه- گروه سیاسی: گرد و غبار معرکه عاشورا که خوابید، دو نهضت در دو سو دست به کار شدند: یکی نهضت آگاهی بخش حسینی(ع) که زینب(س) پایه گذار آن بود و به برکت خون شهدای کربلا می خواست نگذارد راه آنها بی رهرو بماند، و دیگری نهضت دروغ پراکنی یزیدی که پایه گذار آن ابن زیاد بود و میخواست واقعیت کربلا را تحریف و جای حق و باطل را عوض کند. نهضت ابن زیاد تا آنجا رفت که حجاج بن یوسف، مقتدای عملی داعش امروزی، به هر بهانه ای خون می ریخت و گردن می زد؛ و تا روزی که خلافت اموی و حتی عباسی برقرار بود، و تا امروز در هر زمان و هرجایی که دیانت در خدمت ارباب قدرت قرار می گیرد. نهضت زینبی هم البته راه خود را پیمود: عاشورا را زنده نگه داشت تا قرن ها بعد، هر زمان که بر صورت حقیقت تاری از ظلمت تنیده شد و هرجا که مظلومی از ظلم به خدا پناه برد.

پس از عاشورای ۸۸ هم دو گروه همین دو مسیر را در پیش گرفتند: گروهی از همان شب پا در مسیر تحریف و دروغ پردازی گذاشتند و با ادعای بی حرمتی به عاشورا، ناکامی لشکرکشی های پس از ۱۶ آذر و غائله پاره شدن عکس امام را جبران کردند تا به ۹ دی برسند؛ و گروهی بدون هیچ ابزار و امکانی، تنها به برکت خون شهیدان و به یاری واژه و کلمه، راه آگاهی بخشی را در پیش گرفتند و به پاسداشت حقیقت شتافتند؛ به این امید که بالاخره روزی حقیقت بر دروغ پیروز شود.

بخش مهمی از حقایق عاشورای ۸۸ تاکنون از زبان کسانی فاش شده که خود از عوامل سرکوب مردم در آن روز و یا همدست تحریف گران و دروغ پردازان بوده اند. اما چند سال پیش مصاحبه ای از فرمانده وقت قرارگاه ثارالله سپاه منتشر شد که در آن ابعاد تکان دهنده تری از واقعیت های آن روز برملا شده بود؛ واقعیت هایی که برای عموم مردم باورکردنی نبود. هرچند برای موسوی و کروبی و همراهان مردم در جنبش سبز، عمق فاجعه و سقوط اخلاقی سپاه و اقتدارگرایان روشن بود و در بیانیه های خود نیز به صراحت به اراذل اجیرشده و خشونت های غیرقابل باور آنها اشاره کرده بودند.

در عاشورای آن سال، قرارگاه ثارالله سپاه ماموریت داشت که سرکوب تظاهرات مردمی در آن روز را مدیریت کند. سردار همدانی فرمانده وقت این قرارگاه، در مصاحبه‌ای چند سال پس از عاشورای ۸۸ اعتراف کرد که سپاه در آن زمان جماعت گسترده ای از “اشرار و اراذل” تهران را در قالب سه گردان سازماندهی کرده و به گفته وی “در روز عاشورا همین سه گردان غائله را جمع کردند.” این عین عبارات اوست:

“۵ هزار نفر از کسانی که در آشوب ها حضور داشتند ولی در احزاب و جریانات سیاسی حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسایی کردیم و در منزلشان کنترلشان می کردیم. روزی که فراخوان می زدند اینها کنترل می شدند و اجازه نداشتند از خانه بیرون بیایند. بعد اینها را عضو گردان کردم. بعداً این سه گردان نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سروکار دارند را پای کار بیاوریم.”

به زبان ساده یعنی سپاه پاسداران که قرار بوده یک نهاد مردمی و انقلابی باشد، به جایی رسیده که اراذل و اوباش تهران را به استخدام در بیاورد، آنها را در قالب گردان های تحت امر خود به خط کند و با چماق و قمه و باتون به سمت تظاهرات آرام مردمی گسیل کند تا به ضرب و جرح و کشتار و سرکوب بپردازند. این سقوط اخلاقی، به سختی قابل باور است.

کاش سپاه این سخنان فرمانده وقت قرارگاه ثارالله را تکذیب می کرد. کاش حتی می گفتند این حرفها را ضد انقلاب برای بدنام کردن سپاه گفته است! کاش مانند ادعای سردار همدانی مبنی بر قطع نخاع شدن ۸۳۰ نفر در جریان فتنه! که به سرعت به طور رسمی تکذیب شد، این اظهارات هم تکذیب می شد. وگرنه هیچ توجیهی نمی تواند این حجم از رذالت را لاپوشانی کند که یک نیروی نظامی، اراذل و اوباش را برای سرکوب مردم به خدمت بگیرد.

سخنان این فرمانده سپاهی به همین جا محدود نمی شود. برخلاف تبلیغات گسترده رسانه های حکومتی که مدعی بودند در روز عاشورای ۸۸ به امام حسین توهین شده و همین باعث اعتراض مردم متدین شده، سردار همدانی در این مصاحبه از تدارکات گسترده سپاه برای سرکوب مردم و ایجاد درگیری دو طرف پرده برداشته است:”همه سینماهای تهران را اجاره کردم. تمام مدارس و حسینیه ها را در اختیار گرفتیم. بچه ها با لباس مشکی در میدان حضور داشتند. نزدیک به ۳۰ هیئت را هم که با من مرتبط بودند را هم آماده کردیم و گفتم دسته ها را به سمت میدان دانشگاه بیاورید.”

سردار آنچنان راحت و بی پروا از استخدام اشرار در سپاه برای سرکوب سخن می گوید و به لشکرکشی هیئات مذهبی به سمت کسانی که لابد پیشاپیش دشمنان امام حسین معرفی شده اند اشاره می کند که گویی همه آنچه ما در هجو جنایات دیکتاتوری های تاریخ همچون صدام و هیتلر و دیگران خوانده و شنیده ایم، شوخی و قصه است و یا مرگ خوب است اما برای همسایه.

یعنی سردارانی که روزی جان خود را برای دفاع از این آب و خاک بر کف گذاشته بودند، امروز حاضر می شوند دست در دست اشرار بگذارند و آنها را علیه مردم بسیج کنند؟ فرمانده وقت قرارگاه ثارالله که در جریان تشییع صانع ژاله هم سازماندهی نیروهای میدانی را برعهده گرفته داشت، او که آشکارا از دخالت سپاه در سیاست دفاع می کرد، آیا در نفرت از جنبش سبز به جایی رسیده بود که برای “حفظ نظام” حاضر بود حتی بر تن اراذل هم لباس سپاهی بپوشاند؟ با این وضع، دیگر چه چیزی از بسیج و سپاه و ارزش ها و آرمان های ابتدایی آن باقی می ماند؟

همدانی در مصاحبه خود پس از اشاره به سازماندهی اشرار، از یک واقعیت تلخ دیگر هم پرده بر می دارد. او می گوید کسی که او را “جانباز فتنه” می نامیدند و به همین عنوان پس از مرگ در قطعه شهدای بهشت زهرا دفن شده، یکی از همین اشرار و اراذل بوده است! همدانی گفته: “… این سه گردان نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سروکار دارند را پای کار بیاوریم. یکی از اینها فردی بود به نام ستاری. این ستاری وقتی به جمعیت زد جانباز ۷۰ درصد شد و سال گذشته هم به شهادت رسید.”

علیرضا ستاری در بهمن ماه ۱۳۹۲ درگذشت، اما رسانه های وابسته به سپاه و بسیج ادعا کردند که او “آخرین شهید فتنه ۸۸” بوده و بر اثر جراحات ناشی از درگیری های آن سال فوت کرده است. کمی بعد اما مشخص شد که مرگ او بر اثر عوارض عمل جراحی لیپوساکشن بوده است. مادرش هم کمی بعد در مصاحبه ای گفت که بنیاد شهید ادعای جانبازی را قبول نکرده اما سپاه به او ۷۵ درصد جانبازی داده است! این مادر که احساساتش مورد سوء استفاده اقتدارگرایان قرار گرفته بود، گفت: “اگر شهید نیست چرا او را در قطعه شهدا دفن کرده‌اند؟ چرا وقتی قرار بود از نام او استفاده‌ای بشود، در بوق و کرنا اعلام شد و خبرسازی شد اما الان دیگر از وضعیت خانواده‌اش خبری نمی‌گیرند؟”

اما سرداران سپاه نه جوابگوی سوال صریح این مادر بوده اند و نه جوابگوی دهها مادر دیگری که فرزندانشان تنها به جرم اعتراض و حق گویی کشته شدند. شهدای عاشورای ۸۸ را مردم شهید نامیدند. آنها با بخشنامه این و تایید آن، شهید نشدند. شهادت هنر مردان خدا و هدیه او به خادمان خلق خداست. اما سپاه و سپاهیان حق ندارند حرمت ایثارگری های سه دهه قبل را خرج زشتکاری های چند سال اخیر کنند و یا عمل به وظیفه ملی و دینی در ایستادگی مقابل جانیان داعشی را بهانه ای برای توجیه جنایات دیگر خود در حق ملت قرار دهند.

خون شهدای ۸۸ هنوز خشک نشده است تا راه آنها بی رهرو بماند. جرایم کودتاگران و ایادی سرکوب نیز حق الناس است و تنها صاحبان آن خون ها و حق ها مجاز به بخشش آن هستند؛ حقوق تضییع شده ملت نیز به جای خود محفوظ است. سنت آیینی احترام به درگذشتگان به جای خود؛ اما قرار نیست از خطاهای ویرانگر جماعتی که هنوز هم بر آن جرم و جنایت ها اصرار دارند، چشم پوشی شود.

حسین همدانی رفته است و به حکم ایمان و وجدان، درباره شخص او جز این نمی توان گفت که خدا بر حسناتش بیفزاید و از بدی هایش درگذرد. اما تاریخ بی رحم است و به هرحال روزی بر حقیقت گواهی می دهد. خون شهیدان گواه این شهادت است و آه مظلومان ضمانت این واقعیت، که حقیقت برای همیشه پشت پرده نمی ماند. به خصوص شهدای مظلوم عاشورای ۸۸ که در عزای سالار مظلومان سیاهپوش بودند و به آنها ظلم مضاعف شد؛ و چه بسا ظالمان کسانی بودند که روزی برای دفاع از همین مردم در جبهه ها رشادت ها کرده بودند… این احساسات متناقض را جز با یادآوری کلامی از امیرمومنان نمی توان تسکین داد که درباره دشمنان خود گفت: “آنها برادران ما بودند که بر ما ستم کردند”.

برادران سپاهی ما باید بدانند که به تعبیر آیت الله جوادی آملی اگر راه را بر مردم بستند و آنها را به بیراهه هم بردند، حر بن یزید ریاحی هم چنین کرد. ولی وقتی که برگشت، امام او را بخشید و اولین شهید کربلا شد. راه برگشت بسته نیست، اما حق الناس هم قابل صرف نظر نیست. این بیان را صادقانه تر از مادر شهید سهراب اعرابی نمی توان گفت که خون بهای فرزندش را رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی دانست. وقتی که هنوز همراهان مردم در جنبش سبز مظلومانه در حصرند و هنوز کسانی به جهت عقاید سیاسی خود در زندان اند، دل مردم با سپاهیانی که اراذل را با تیغ و قمه برای سرکوبشان گسیل کرده اند، صاف نخواهد شد.

آیا وقت آن نرسیده که برادران ما از راه ستمکاران به آغوش ملت برگردند؟


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.