نمکپاشی سردار سپاه بر زخم قربانیان واقعی اعتراضات ۸۸
چکیده :حسین همدانی از سرداران سپاه مدعی شده که در سال 88 بیش از 830 نفر قطع نخاع شدهاند و حتی اگر خانواده این جانبازان و شهدا نیز سران فتنه را ببخشند، نظام آنها را نمیبخشد. ادعای این سردار سپاه در حالی است که پیش از این دروغ بودن ادعاهای مشابه رسانهها و سران اقتدارگرایان درباره «شهدای فتنه» ثابت شده بود و سخنان سردار همدانی نیز در واقع معنایی ندارد جز نمک پاشیدن بر زخم خانواده شهید حسن میرزاخان و معترضانی همچون امید عزیزی، وحید ایرانیمقدم، بهزاد یزدانپناه و ... که سلامتی خود را در سرکوبهای پس از انتخابات از دست دادند....
کلمه – گروه سیاسی: در یک ادعای بیسابقه، حسین همدانی از سرداران سپاه پاسداران از قطع نخاع شدن ۸۳۰ نفر در وقایع پس از انتخابات خبر داد. این نخستین بار است که چنین اعداد و ارقامی از سوی مقام ارشد سپاه عنوان میشود. بر اساس سایت مشرق منتشر کرده، سردار حسین همدانی که در دفتر نماینده ولی فقیه در استان همدان سخن میگفته، ادعا کرده است که “بیش از ۸۳۰ نفر در جریان آتش فتنه قطع نخاع شدند.” وی در خصوص رفع حصر رهبران جنبش سبز نیز گفته است: “به فرض بخشش آنها از سوی خانواده جانبازان و شهدا، سران فتنه به خاطر خدشهای که به انقلاب وارد کردند، قابل بخشش نخواهند بود.”
هرچند که سردار همدانی اشارهای به علت حضور این آسیبدیدگان در خیابان و علت قطع نخاع آنها نکرده است، اما به نظر میرسد او میخواهد در ادامه پروژه شهیدسازی، پروژه «مجروح و جانبازسازی» را علیه جنبش سبز آغاز کند و با همین هدف است که او پس از ناکامی در پروژه شهید سازی وارد فاز دیگری میشود و قطع نخاع را به لیست خود اضافه میکند.
اقتدارگرایان به جای آنکه پاسخگوی ادعاهای پیشین خود مبنی بر وجود ۲۳ و ۳۳ “شهید فتنه” در جریان اعتراضات پس از انتخابات باشند، آمار عجیب دیگری را مطرح کرده اند. آن هم در حالی که سپاه و بسیج با همه امکانات سازمانی خود، تاکنون حتی یک مورد از این ادعاها را نیز نتوانسته اند بدون داستان سازی و دروغ پردازی به اثبات برسانند و به جرئت می توان گفت حتی یک مورد از افرادی که آنها ادعا میکنند به دست معترضین انتخاباتی کشته شدهاند هم به اثبات نرسدیه و بلکه در موارد متعددی خلاف این ادعاها حتی در دادگاههای جمهوری اسلامی ثابت شده است.
در همین باره در آرشیو کلمه بخوانید:
تلاش رسانههای سپاه برای مصادره قربانیان سرکوبهای ۸۸ به عنوان «شهید فتنه»
از شهیددزدی تا شهیدسازی؛ دروغهای پنجساله گریبانگیر فتنهپردازان شد
شهادت حسن میرزاخان، از آسیب دیدگان قطع نخاعی سرکوب های ۸۸ + عکس
اعتراض حاضران به سوء استفاده سخنران مراسم ختم حسن میرزاخان: نمیگذاریم خون فرزندانمان مصادره شود
پیام تسلیت مادر سهراب اعرابی برای حسن میرزاخان: فرزندم، تو هم به آرزویت رسیدی
استقلال کم نظیر قاضی؛ ناکامی امپراتوری دروغ در شهید سازی
اصرار هفته نامه رسایی بر شهید دزدی + عکس
گرامی مقدم: در روز روشن شهدای جنبش سبز را نیز به نام شهدای بسیج جا می زنند
شهید دزدی و شهید سازی، نماد بارز سقوط اخلاقی اقتدارگرایان
آقای رسایی! امروز شما شهدای مظلوم ۸۸ را دوباره کشتید
بازخوانی سخنان خانوادههای ۵۶ تن از کشتهشدگانِ حوادث پس از انتخابات
سیزده دروغ منتخب امپراتوری دروغ در سه سال اخیر
به خانوادهی وحید بنانی، درویش کشتهشده، گفته بودند: «بگویید او بسیجی بوده است»
آقای قاضیالقضات! پاسخ بدهید، بچههای ما را چه کسی کشت؟
برادر شهید محمد مختاری: درد آور است که حتی تابوت برادرم را هم دزدیده اند
بازداشت برادر صانع ژاله، به دلیل افشای جعلی بودن کارت بسیج و فشار بر خانواده این شهید
دانشگاه در اشغال نظامیان، شهید بر دوش قاتلان
حضور افراد بسیجی غیر دانشجو در تشییع جنازه شهید ژاله
به گزارش کلمه، این اولین بار نیست که اقتدارگرایان برای مصادره آسیبدیدگان انتخابات و حتی «آسیبدیدهسازی» تلاش میکنند. سردار همدانی درحالی چنین ادعایی را مطرح میکند و میخواهد جنبش سبز و رهبران آن را مقصر قطع نخاع بیش از ۸۳۰ نفر معرفی کند که پیش از این نیز اقتدارگرایان در پروژهای از قبل شکست خورده سعی در شهید سازی علیه جنبش سبز داشتند.
خبرگزاری فارس وابسته به سپاه که طی این چند سال سابقه چند تلاش ناموفق برای مصادره کشته شدگان بعد از انتخابات را داشته، دی ماه سال جاری نیز اقدام به انتشار تصاویر و اسامی ۲۳ تن از کشته شدگان بعد از انتخابات تحت عنوان «شهدای مظلوم ایام فتنه» کرد. تلاشی که به کلی ناموفق بود، چرا که در همان زمان مشخص شد غیر از چند تن، بقیه افرادی که این خبرگزاری امنیتی به عنوان «شهید مظلوم فتنه» نامگذاری کرده است، از جملهی معترضان و قربانیان سرکوبهای خشونتآمیز بودهاند و آن دیگران نیز هیچیک در درگیریها فوت نکردهاند، به طوری که علت درگذشت آنان دو تن از آنها تصادف و یکی دیگر جراحی زیبایی بوده است!
این خبرگزاری امنیتی در گزارشی از افرادی نام برد که اکثر خانوادههای آنان در مصاحبههای مختلف تاکید کردهاند که فرزندشان بسیجی نبوده است و آنان با ضربه باتوم به سر و شلیک گلوله شهید شدهاند. با این حال سرداران و رسانههای سپاه هنوز بر بسیجی بودن آنان تاکید دارند. فیلمها و عکسهای بسیاری از دوران اعتراضات خیابانی به تقلب گسترده در انتخابات موجود است که نشاندهنده سبعیت و خشونت بیسابقه نیروهای امنیتی و انتظامی و لباس شخصیهاست. خشونتی که منجر به شهادت حدود ۱۰۰ نفر از معترضین شد و با این حال خبرگزاریها و شخصیتهای اقتدارگرا در اقدامی فرافکنانه و فرار به جلو میخواهند این شهدا را هم مصادره به مطلوب کنند و آنان را قربانی جنبش سبز بدانند.
آنان حتی از افرادی که با دلایل دیگر و در زمانی دیگر درگذشتهاند نیز استفاده کردند. برای مثال فردی به نام علیرضا ستاری که بهمن ماه سال گذشته فوت کرده را از «شهدای فتنه» خواند و بر آن مانور داد اما مصاحبه اخیر مادر این فرد، احتمال مرگ وی بر اثر عمل جراحی زیبایی را پررنگ ساخته است. این مادر در مصاحبهای گلایه کرده است: «الان خیلیها منکر شهادت او شدهاند. من میگویم اگر شهید نیست چرا او را در قطعه شهدا دفن کردهاند؟ چرا وقتی قرار بود از نام او استفادهای بشود، در بوق و کرنا اعلام شد؟ خبرسازی شد؟ اما الان دیگر از وضعیت خانوادهاش خبری نمیگیرند و هنوز شهادت او مورد تایید قرار نگرفته است.»
همچنین در موردی دیگر رسانههای اصولگرا فردی را به نام «غلامحسین کبیری» به عنوان «اولین شهید فتنه» معرفی کردند اما پس از مدتها کش و قوس در پیگیری این پرونده، در نهایت دادگاههای جمهوری اسلامی، حادثهای که منجر به مرگ وی شده را تنها یک تصادف عادی خواندند که هیچ انگیزه سیاسی در این حادثه وجود نداشته است. بر اساس رای دادگاه این فرد در شامگاه یکشنبه ۲۴ خرداد ۸۸ در محله سعادت آباد تهران در کنار خیابان ایستاده بوده که یک خودروی پراید کنترل خود را از دست می دهد و با او برخورد میکند که به مرگ وی میانجامد. پرونده آنچه انحصارطلبان «اولین شهید فتنه» میخواندند حتی به دیوان عالی کشور هم کشیده شد اما در نهایت مشخص شد که شهادتی در کار نیست و یک حادثه تصادف منجر به مرگ وی شده است.
در همان زمان برای این قربانی حادثه تصادف علاوه بر برگزاری مراسمهای مختلف، کلیپ و فیلم مستند هم ساخته شد و کار به جایی رسید که اظهاراتی به نقل از رهبری مبنی بر شهید بودن حسین غلام کبیری منتشر شد. رجانیوز نوشت: «مقام معظم رهبری در رابطه با این شهید و دیگر شهدای فتنه فرمودند: افضل شهدای انقلاب اسلامی هستند.»
سردار همدانی در حالی مدعی قطع نخاع ۸۳۰ نفر توسط معترضین شده است که اقتدارطلبان هنوز نتوانستهاند یک مورد از ادعاهای خود درباره شهادت نیروهای خود در سال هشتاد و هشت را به اثبات برسانند و البته تمامی فیلمها و مستندات نشاندهنده این است که اگر هم چنین آماری وجود داشته باشد، مربوط به معترضان است و خشونت از سوی نیروهای انتظامی و امنیتی و لباس شخصی باعث مجروح شدن بسیاری از این هموطنان شده است. جوانانی که از سوی مسئولین کشور به رسمیت شناخته نشدند و حاکمان اعتراض آنان را نادیده گرفتند. هرچند که سردار همدانی در ادعای خود از ۸۳۰ نفر بینام و نشان خاص به عنوان «جانباز فتنه» نام میبرد و حتی مشخص نمیکند که آیا آنان در جریان اعتراضات مجروح شدهاند و آیا از معترضان بودهاند یا نه! اما جنبش سبز افرادی را دارد که مجروح شدنشان به اثبات رسیده است.
سردار از حسن میرزاخان نام نمیبرد که بعد از دردهای بسیار شهید شد. او که فروردین سال گذشته نامش رسانه ای شد، زمانی که دیگر جانی در بدن نداشت، و فرصت حرف زدن از دردهایش را قبل از شهادت را هم پیدا نکرد. حسن میرزاخان که در زمان فوت تنها ۲۶ سال داشت، از آسیب دیدگان قطع نخاعی بعد از انتخابات ریاست جمهوری بود که در راهپیمایی پس از انتخابات در روز ۲۶ خرداد ۸۸ در میدان ونک، در مسیر میدان ونک به سمت داخل خیابان ولیعصر در میان جمعیت بوده که از پشت تیر میخورد و ماموران لباس شخصی کشان کشان او را روی زمین می کشند و داخل آمبولانس می اندازند و حتی در این فاصله او را مورد ضرب و شتم قرار میدهند تا به بیمارستان ناجا منتقل شود. حسن میرزاخان که از همان زمان با معضل قطع نخاع مواجه شده، در طول چهار سال قبل از شهادتش در بیمارستانهای مختلفی از جمله بهمن، امام خمینی و چمران برای درمان آسیب های ناشی از این حادثه بستری شد. او پس از تحمل نزدیک به ۴ سال رنج و سختی، جان باخت و در قطعه ۵۰ بهشت زهرا که از قطعههای متعلق به شهدا و در اختیار بنیاد شهید است، به خاک سپرده شد. بنیاد شهید و امور ایثارگران برای این آسیب دیده حوادث سال ۸۸ کارت جانبازی صادر کرده بود و پس از درگذشت وی نیز قبری را در قطعه شهدا به وی اختصاص داد. خبرگزاری و سایت های حکومتی هم خبر درگذشت حسن میرزاخان را منتشر کردند و او را «جانباز فتنه ۸۸»! نامیدند.
سردار همدانی از امید عزیزی جوان حامی جنبش سبز سخن نگفت که روز ۲۵ خرداد ۸۸ در راهپیمایی مسالمت آمیز وحشیانه مورد حمله قرار گرفت. امید عزیزی جوان ۳۵ ساله طرفدار جنبش سبز در آن روز مورد ضرب و شتم شدید با باتوم توسط نیروی انتظامی قرار گرفته تا حدی که از شدت این ضربات بیهوش کنار خیابان می افتد و برای انکه مطمئن شوند مرده یک تیر خلاص نیز به ناحیه سر او اصابت می کنند. این تیر از فک او وارد شده و در مهره شماره ۵ و ۶ نخاع گیر می کند و منجر به قطع نخاع شدن وی می شود.
سردار همدانی از وحید ایرانی مقدم ۲۱ ساله حرفی نزد. جوانی که روزهای پس از انتخابات سال ۸۸ حوالی مدرس مورد اصابت گلوله قرار می گیرد، گلوله ای که هنوز در بدن او باقی است و منجر به قطع نخاع وی شده است. وحید ایرانی مقدم که تا سال ۸۸ دانشجو و در حال تحصیل بود به دلیل مشکلات ناشی از جراحت مجبور به ترک تحصیل می شود. او حالا ۲۵ ساله است و مشکلات ناشی از خشونت همیشه همراه اوست.
یا بهزاد یزدان پناه که روز عاشورای سال ۸۸ حوالی پل کالج همراه عدهای دیگر به سوی مردی با جلیقه سفید که در حال تیراندازی به سمت مردم بود، میرود تا مانع او از تیراندازی به سمت مردم شوند که از سمت دیگری مورد اصابت گلوله قرار میگیرد. گلوله به ستون فقرات وی اصابت میکند و بر روی زمین می افتد که با کمک مردم به بیمارستان مدائن منتقل می شود. در بیمارستان نیروهای امنیتی درصدد ربودن وی بودند که خانواده و پرسنل بیمارستان مانع از این کار می شوند، با این حال در طول یک ماه در بیمارستان تحت الحفظ بوده است. بر اثر اصابت گلوله و قطع نخاع می شود.
از این دست آسیبدیدگان انتخاباتی زیاد است که نام و نشان بسیاری از آنها نیز هنو مشخص نیست. آسیب دیدگانی که از سوی مسئولین امنیتی نادیده گرفته یا انکار میشوند. آنها که در ۵ سال گذشته با دردهای خود همراه هستند و هنوز به شکایت آنها رسیدگی نشده است، تاکنون از سوی سپاهیان و سرکوبگران پنج سل اخیر نادیده گرفته میشدند و حالا قصد دارند همانند خون شهدا، نام و اعتبار اینان را نیز مصادره کنند.













