سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » استقلال کم نظیر قاضی؛ ناکامی امپراتوری دروغ در شهید سازی...
» رای دوباره دادگاه: تصادف منجر به فوت حسین غلام کبیری، عمدی نبود

استقلال کم نظیر قاضی؛ ناکامی امپراتوری دروغ در شهید سازی

چکیده :سه سال و نیم پس از مرگ حسین غلام کبیری که رسانه های حکومتی او را "اولین شهید فتنه" می نامیدند، با وجود همه فضاسازی های رسانه ای و دروغ پردازی های بی پایان، یک قاضی مستقل بار دیگر رای داد که حادثه تصادف منجر به مرگ وی عمدی نبوده و متهم آن که رسانه های دروغ او را "از فتنه گران" معرفی می کردند، بی گناه است. شرحی از این پرونده، اظهارات نقل شده از رهبری در این باره و درس های این ماجرا را در گزارش کلمه بخوانید....


کلمه – حسین ناصری نیا:

سه سال و نیم پس از مرگ حسین غلام کبیری که رسانه های حکومتی او را “اولین شهید فتنه” می نامیدند، با وجود همه فضاسازی های رسانه ای و دروغ پردازی های بی پایان، یک قاضی مستقل بار دیگر رای داد که حادثه تصادف منجر به مرگ وی عمدی نبوده و متهم آن که رسانه های دروغ او را “از فتنه گران” معرفی می کردند، بی گناه است.

به گزارش کلمه، پرونده حسین غلام کبیری تنها مورد از پرونده های کشته شدگان ناآرامی های خیابانی سال 88 است که تا امروز برای آن کیفرخواست صادر شده و جلسه دادگاه آن برگزار شده است.

با آنکه تاکنون نزدیک به صد نفر با اسم و مشخصات کامل شناسایی شده اند که در جریان سرکوب های سال 88 به نحوی کشته شده اند، اما تاکنون دستگاه قضایی تحت نفوذ اقتدارگرایان نگذاشته پرونده های هیچ یک از آنها از مرحله دادسرا عبور کند و به دادگاه برسد.

بدین ترتیب می توان گفت نظام تاکنون برای خون بر زمین ریخته ی هیچ یک از کشته های اعتراضات سال 88 حتی به این اندازه حرمت قائل نشده که برای آنها دادگاه برگزار کند یا قدمی برای شناسایی قاتلان آنها بردارد. اما در مورد حسین غلام کبیری وضع فرق می کرد.

تنها پرونده کشته شدگان که دادگاهی شد

برخلاف دیگر قربانیان ناآرامی های پس از انتخابات، در دستگاه قضایی برای مرحوم غلام کبیری پرونده تشکیل شد. فردی به قتل متهم شد که رسانه های حکومتی او را “از فتنه گران” توصیف کردند و متهم ساختند که در شامگاه یکشنبه 24 خرداد 88 در محله سعادت آباد تهران به عمد با خودروی شخصی خود به سمت بسیجیانی که کنار خیابان ایستاده بودند، شتاب گرفته و با یکی از آنها به نام حسین غلام کبیری تصادف کرده و او را کشته است.

این روایت بارها در رسانه های دروغ تکرار شد. آنها سبزها را متهم کردند که بسیجیان را می کشند، به کرات از “شهدای فتنه” صحبت می کردند و وقتی از آنها پرسیده می شد نام این بسیجیان شهید چیست و کجا و چگونه به شهادت رسیده اند، فقط و فقط از حسین غلام کبیری نام می بردند.

حالا به نظر می رسد پس از سه سال و نیم حاکمیت دروغ، لحظه حقیقت فرا رسیده است. امروز سه شنبه سوم بهمن ماه 1391 دادگاه حکم داد که تصادف 24 خرداد سعادت آباد غیر عمدی بوده و فردی که به قتل عمد حسین غلام کبیری متهم شده، بی گناه است.

نورالله عزیز محمدی، قاضی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران البته پیش از این هم حکم تبرئه متهم مذکور را صادر کرده بود، اما پیگیری های دادستانی و خانواده غلم کبیری باعث شده بود که دیوان عالی کشور این حکم را نقض کند. آن هم در حالی که استعلام از دادگاه انقلاب و نظر مکتوب این نهاد رسمی نشان می داد که صاحب خودروی پراید که متهم این پرونده است، در زمان وقوع حادثه اصلا آزاد نبوده و در بازداشت دادگاه انقلاب بوده است!

دیوان عالی کشور در حالی در این پرونده ورود کرده که تاکنون درخواست اعاده دادرسی هیچ یک از زندانیان سیاسی پس از انتخابات را نپذیرفته است. این در حالی است که چنین رویه قضایی در خصوص پرونده های جنایی که منجر به تبرئه می شوند، به ندرت دیده می شود و به نظر می رسد اعمال فشارهای سیاسی و امنیتی باعث چنین چنین نظری از سوی دیوان شده بود.

با این حال، دادگاه بدوی بر رای خود اصرار کرد و بدین ترتیب نه تنها نقض حکم در دیوان عالی کشور بلااثر خواهد بود، بلکه احتمالا روند قضایی نیز متوقف و پرونده مختومه خواهد شد. هرچند می توان احتمال داد که فشارهای آنها که سه سال دروغ به خورد مخاطبان خود دادند و به اذعان دادگاه جمهوری اسلامی “شهید سازی” کردند، به فشارهای خود خاتمه ندهند و باز هم تلاش کنند از مرگ تصادفی حسین غلام کبیری و احساسات خانواده او برای اثبات آنچه واقعیت ندارد، سوء استفاده کنند.

کارنامه سیاه شهید سازان و دروغ پردازان

یک ماه قبل، در ششم دی ماه و همزمان با سومین سالگرد شهدای عاشورای 88، حمید رسایی از نزدیکان مصباح یزدی در صحن علنی مجلس فهرستی از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات را بر زبان راند که آنها را بسیجی شهید می نامید. او البته توضیح نداد که اگر این افراد بسیجی بوده اند، چرا تاکنون برای قتل آنها دادگاه تشکیل نشده است.

حالا صدور رای دادگاه تنها کسی که برای پرونده وی دادگاهی تشکیل و محاکمه ای برگزار شد، نشان می دهد که رسایی و امثال او تا چه حد راستگو بوده اند و آنچه آنها در “خون شهدای فتنه 88” جست و جو می کردند و “افشای فتنه گران” را می طلبیدند، چه کسی را افشا و رسوا کرده است.

نکته تاسف بار در این میان، بی بند و باری مطلق حاکمیت اقتدارگرا در سوء استفاده از خون این مرحوم است، به طوری که حتی خانواده او را هم با بازی های کثیف قدرت آزرده ساخته اند و احساسات آنها را هم به بازی گرفته اند تا برای توجیه سرکوب های خود، شهید سازی کنند.

امپراتوری دروغ تا آنجا پیش رفت که در روز 28 خرداد 88 و در حالی که تجمع افتخارآمیز سکوت جنبش سبز در میدان امام خمینی(ره) در آستانه برگزاری بود، برخلاف دیگر کشته شدگان حوادث پس از انتخابات که حتی جنازه آنها هم با تدابیر شدید امنیتی تحویل و دفن می شد، حسین غلام کبیری را در یکی از قطعه های متعلق به شهدای جنگ تحمیلی (قطعه 55) دفن کردند تا سوء استفاده را به اوج برسانند؛ که حالا مشخص نیست با این حکم نهایی دستگاه قضایی، برای این اقدام چه توجیهی می توانند ارائه دهند.

در ادامه سوء استفاده های تاسف بار قدرت از این حادثه تصادف، می توان به برگزاری مراسم های مختلف و ساخت کلیپ و حتی فیلم مستند! در این باره هم اشاره کرد، اما از همه بدتر، اظهاراتی است که به نقل از رهبری مبنی بر شهید بودن حسین غلام کبیری منتشر شده است.

رسانه های اقتدارگرا نوشته اند که “مقام معظم رهبری در رابطه با این شهید و دیگر شهدای فتنه فرمودند: افضل شهدای انقلاب اسلامی هستند” و همچنین از قول رقیه زينعلی مادر وی نقل کردند که “به رهبرمان گفتم «حسين در دانشگاه قبول شده بود» كه ايشان فرمودند «امروز حسين در دانشگاه اصلي قبول شده است» با اين فرمايش ايشان بسيار آرام شدم.”

اما با همه این زمینه سازی ها و دروغ پردازی ها، امروز قاضی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران نشان داد که دست نشانده ی قدرت نیست، و برخلاف تصویری که تاکنون عملکرد امثال صلواتی، مقیسه و پیرعباسی از دستگاه قضایی ارائه کرده اند، نمودی متفاوت از استقلال قضات را نشان داد.

درس هایی از یک دادگاه غیر نمایشی

خبر صدور حکم تبرئه در پرونده حسین غلام کبیری، درس های مهمی دارد. مهمترین درس این ماجرا، این است که ماه برای همیشه پشت ابر نمی ماند و دروغ نمی تواند مسلط دائمی باشد. همانطور که دروغ های حاکمیت درباره قتل ندا آقاسلطان (که اگر زنده بود، همین امروز سی ساله می شد) یا تعلق سیاسی صانع ژاله و یا جنایات عاشورای 88 هیچ گاه باور نشد، بسیجی بودن قربانیان سرکوب های پس از انتخابات نیز از دروغ هایی است که دیر یا زود زائل شدنی است؛ کما اینکه تاکنون شده است.

اما درس دیگر این ماجرا، این است که با پول خرج کردن و فیلم ساختن و مراسم برگزار کردن و حتی در قطعه ی شهدا دفن کردن، کسی شهید نمی شود و با پول نمی توان راست را دروغ کرد. نام شهید و خون شهدا حرمت دارد، و همین حرمت بالاخره حقیقت را برملا می سازد. سوء استفاده های حاکمان و دروغ پردازی های اقتدارگرایان هم نتوانست واقعیت را درباره مرحوم حسین غلام کبیری (که خدا او را بیامرزد و به خانواده محترمش هم صبر دهد) تغییر دهد و باید ایمان داشت که خون های شهیدان است در کنار ایستادگی مردمان حق جو، بالاخره امپراتوری دروغ را از پا در خواهد آورد.

و درس بعدی این ماجرا، این است که قوه قضاییه در چند قاضی فاسد و متخلف و چند مقامی که قدرت آنها را از راه به در کرده و از قانون گریزان ساخته، خلاصه نمی شود. حتی در همین وضعیت پر از بی قانونی و بی سامانی هم مردان بزرگی پیدا می شوند که در برابر فشارهای پنهان اما قابل حدس، مقاومت کنند و حق را ناحق نکنند. باید همانقدر که به متخلفان می تازیم، از اینگونه قضات شجاع هم که حاضر به برگزاری دادگاه های نمایشی و صدور احکام از پیش تعیین شده و غیر عادلانه نمی شوند، تقدیر کنیم.

باید همیشه به خود و دیگران و به خصوص دست اندرکاران دستگاه قضا یادآور شویم که حتی در رژیم شاه هم قضات آنقدر مستقل بودند که ساواک مجبور بود برای برگزاری دادگاه های نمایشی به دادسرای نظامی متوسل شود. این می تواند درسی بزرگ از تاریخ برای همه مسئولان امروز و فردای جمهوری اسلامی باشد که استاندارد نظام برآمده از انقلاب اسلامی نباید عقب تر از رژیم شاهنشاهی باشد، و در این راستا قضات شجاع و کم نظیری همچون رئیس شعبه 71 دادگاه کیفری، سرمایه هایی هستند که باید بیش از اینها قدر دانسته شوند.

همچنین از این ماجرا باید درس گرفت و توجه کرد که چگونه بی تدبیری های مسئولان و به صحنه آوردن جوانان بی تجربه برای برخورد با ناآرامی ها، به جای که ماموران آموزش دیده ی موظف پلیس، گاهی می تواند چقدر فاجعه بار باشد و خانواده جوان 18 ساله بی گناهی همچون حسین غلام کبیری را از وجود او محروم کند، حتی اگر حاکمان اینان را ابزار سوء استفاده های سیاسی خود قرار دهند.

و درس آخر برای فریفتگان قدرت است که یک روز برای شهدا تعیین فضیلت و افضلیت می کنند و روز دیگر از ملأ اعلا خبر می دهند و منتقدان را به انواع تهمت های ناروا متهم می سازند. ناامیدانه و آرزوگونه باید گفت: ای کاش آنها از تاریخ که نه، لااقل از خون مظلومان درس بگیرند و به سوء استفاده ها و قدرت پرستی ها و خودکامگی ها پایان دهند.


6 پاسخ به “استقلال کم نظیر قاضی؛ ناکامی امپراتوری دروغ در شهید سازی”

  1. مرتضی گفت:

    درود بر قضات شریف و با وجدان. واقعا کار این قاضی شجاع قابل تقدیر است که با وجود اعلام موضع خامنه ای و صحنه سازی های متعاقب آن از حق نگذشته است.

  2. سلمان گفت:

    دادگاه در خصوص عمدی نبودن قتل غلام کبیری که حرفی نزده فقط گفته اون بدبختی که گرفتن قاتل نبوده و اون را تبرئه کرده

  3. مازیار گفت:

    دادگاه گفته حادثه تصادفی بوده و ماشین فرد دستگیر شده در شیب بوده و دستی را نکشیده و ماشین راه افتاده و به آقای کبیری خورده. بنابراین چون به گفته شهود عمدی در کار نبوده وی را به عنوان قاتل عمد نشناخته

  4. Matha گفت:

    معمولاً افراد کمی حقیقتو می فهمن. اینو از نظرات ارائه شده میشه فهمید. قرآن می فرماید : اکثرهم لا یعقلون و …

  5. Iman Mard گفت:

    کی او را شهید اعلام کرده رسانه ها . دوستان شما که در مراسم جوانانی مه در قید حیات بودن شرکت کردن واشک ریختن . حال خوبه این آقا فوت شده و در قید حیات نیست و اتهامی به راننده وارد شده

  6. یک ایرانی گفت:

    متاسفانه با این کارها حرمت شهید و شهادت را هم لکه دار می کنند. سو استفاده از دیانت و اعتقادات مردم تا کجا؟! شما که از قِبل انقلاب به تمام خواهش های مادی و دنیوی تان رسیده اید پس دست از دیانت و معنویت مردم بردارید و با احساسات پاک این مردم بازی نکنید.