روایتی از بیست و هشت فروردین؛ روز مظلومیت و استقامت زندانیان سیاسی
چکیده :عصر پنج شنبه ۲۸ فروردین بود که خبر آمد به بند ۳۵۰ زندان اوین حمله شده است. اولین بار نبود که به بند بازرسی می زدند. بارها و بارها بازرسیهای آرام و خشن را تجربه کرده بودند زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ و دیگر زندانیان سیاسی در بندها و زندانهای دیگر کشور. اما این بار بند ۳۵۰ شاهد صحنههایی بیسابقه در دو دههی اخیر...
کلمه – سیدموسی کاظمی:
عصر پنج شنبه ۲۸ فروردین بود که خبر آمد به بند ۳۵۰ زندان اوین حمله شده است. اولین بار نبود که به بند بازرسی میزدند. بارها و بارها بازرسیهای آرام و خشن را تجربه کرده بودند زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ و دیگر زندانیان سیاسی در بندها و زندانهای دیگر کشور. اما این بار بند ۳۵۰ شاهد صحنههایی بیسابقه در دو دههی اخیر بود.
شب به نیمه نرسیده بود که جزییاتی تکان دهنده از ضرب و شتم منتشر شد. خبری که نام بند ۳۵۰ را به بطن مردم برد تا همه از هم بپرسند که خشم امنیتیها از چه بود که اینطور با باتوم بر سر زندانیان فرود آمد.
حمله وحشیانه به بند ۳۵۰ اوین/ ضرب و شتم بی سابقه دهها زندانی سیاسی
اولین واکنش رسمی به انتشار خبر ضرب و شتم زندانیان سیاسی
جزئیات تکان دهنده از ضرب و شتم زندانیان سیاسی + اسامی زندانیان منتقل شده به انفرادی
روز ۲۸ فروردین ۹۳، پنجشنبه سیاه اوین برای زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین هرگز فراموش نخواهد شد. روزی که عدهی زیادی از مامورین انتظامی زندانهای رجاییشهر، قزلحصار و تهران بزرگ را بدون اطلاع رییس زندان به اوین آورده و با بازرسی غیرمعمول در روز تعطیل، به گفته خودشان، خواستند که از زندانیان بند ۳۵۰ زهر چشم بگیرند. مجموع تعداد سربازان و پاسیاران و مامورینی که به بند ۳۵۰ آمده بودند تقریبا برابر با تعداد کل زندانیان بند یعنی حدود ۲۰۰ نفر بود. و این یعنی برای بازرسی و برخورد با هر زندانی یک مامور حاضر بود.
آنها را صبح زود به اداره کل زندانهای استان تهران زیر نظر سهراب سلیمانی برده و به گفته یکی از ماموران پس از سخنرانی مختصری با کنایه از یک کار مهم در آن روز به صورت مبهم گفته بودند. سخنانی که برای ماموران این تصور را ایجاد کرده بود که قرار است به ملاقات یکی از مسؤلان درجه یک نظام و احتمالا رهبری بروند. لباسهای شیک و رسمی ماموران، خود مهر تاییدی بود بر اینکه آنان نیز نباید میدانستند عازم کجا هستند. مدیریت این برنامه با سهراب سلیمانی و معاونینش سرهنگ امانیان و رییس حفاظت کل مسگریان و سیدحسن هاشمی (معروف به سید عدم) بوده که البته نمایندگان دادستانی و وزارت اطلاعات و سپاه هم حضور داشتند.
به مامورین و سربازانی که آمده بودند اینطور القا شده بود که با عدهای زندانی شورشی سروکار دارند و آنها هم تقریبا همان رفتاری را داشتند که در چنین موقعیتهایی دارند. سربازان هم باتوم به همراه داشتند و زمانی که زندانیان از جلویشان رد میشدند اکثرشان با باتوم زندانیان را میزدند، مامورین هم که غالبا ورزشکار و قوی هیکل انتخاب شده بودند، از پشت زندانیان دست بسته را کتک میزدند.
کمتر کسی بود که در آن روز از حملات فیزیکی یا زبانی و توهینها در امان مانده باشد. عدهی بیشماری را هم به انفرادی ۲۴۰ بردند و با تهدید و تحقیر موهای سر و صورتشان را از ته زدند. هر کسی هم که ممانعت میکرد کتک میزدند.
شنبه ۳۰ فروردین ۷۴ زندانی محبوس در بند ۳۵۰ در شهادت نامه ای تصریح کردند به آنچه در پنج شنبهی سیاه گذشت و در لیستی جزییات مجروحین و فجایع را تشریح کردند.
این بار دیگر تنها رسانههای سبز و رسانههای خارج از کشور نبودند که گزارش از یک واقعهی غیرقانونی و غیرانسانی در زندان اوین میدادند. صبح روز شنبه روزنامههای رسمی کشور نیز با گفتوگوها و یادداشتهای اعتراضی خود، وزیر اطلاعات را واداشتند که اعلام کند به زودی اطلاعیهای منتشر خواهیم کرد. ضرب و شتم در اوین به تاکسیها و مغازهها و خانهها راه پیدا کرد و همه میپرسیدند ماجرای بند ۳۵۰ چه بوده است؟!
شهادتنامه ۷۴ زندانی درباره پنجشنبه سیاه اوین
رفتار خلاف قانون با زندانی مستوجب مجازات است
وزیر اطلاعات: وزارت بهزودی اطلاعیهای منتشر خواهد کرد
دوشنبه اول اردیبهشت خانواده ۲۲ تن از زندانیان محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در استمدادنامهای خطاب به علی مطهری که اولین واکنش مسئولانه در این ماجرا را داشت درخواست کردند که اجازه ندهد تحقیقات مجلس به انحراف کشیده شود. تجربهای که پیش از این بارها شاهد آن بودهایم.
روزهای دوشنبه روز ملاقات بند ۳۵۰ است و خانوادههای نگران یک به یک وارد سالن ملاقات میشوند. به جرات میتوان گفت سالن ملاقات زندان اوین ملتهب ترین روز خود را سپری کرد. چشمها به پرده های سبزی است که قرار است بالا برود تا شیشههای هرچند کثیف کابین ملاقات گواهی دهند که حال زندانیان چگونه است. و تنها لحظاتی کافی بود تا اورژانس خبر کنند و بطریهای آب بیاورند. مادرانی که با دیدن سر و روی فرزندانشان از هوش رفتند و زندانیانی که به رغم جراحات جدی سعی میکردند با لبخند به استقبال ملاقاتکنندگان خود بروند.
رئیس سازمان زندانها که در سه روز گذشته بارها به تناقضگویی درباره حمله به بند ۳۵۰ اوین پرداخته بود صبح دوشنبه با تغییر ادعاهای خود گفت که “هیچ گونه درگیری و ایجاد ضربی از ناحیه همکاران ما رخ نداده” و تنها یک جابهجایی انجام شده است!
حالا دیگر خانوادههای زندانیان سیاسی یک نگرانی دیگر هم پیدا کرده بودند. زندانیان گفته بودند دست به اعتصاب غذا میزنند و ساعتی از ملاقات نگذشت که بیانیه ۱۲ زندانی سیاسی سبز منتشر شد. همراهی با اعتصاب غذای انفرادی رفتهها، درخواست پیگیری پنج شنبه سیاه و مداوای آسیبدیدگان.
خانوادهها یکی یکی مصاحبه میکنند و از آنچه دیده بودند میگویند. از سرو گردن باند پیچی شدهی اکبر امینی تا دندههای شکسته کبودوند. دو کلمه در کلام خانوادهها تکرار میشد. “زندان ابوغریب” و “فاجعه”.
ساعتهای بیخبری از زندانیان به انفرادی رفتهای که ملاقات نگرفتند سخت میگذشت. تا اینکه خبر آمد بهزاد عربگل از انفرادی تماس گرفته و خبر از سر و بینی شکستهاش داده. از محمدامین هادوی هیچ خبری نبود. مرد خوشنام و مومن بند ۳۵۰. مردی که اینک در آستانهی آزادی است و هنوز به مرخصی نرفته است.
استمداد ۲۲ خانواده زندانیان سیاسی از علی مطهری برای جلوگیری از انحراف تحقیقات احتمالی مجلس
فیلم یورش به بند ۳۵۰ اوین توسط برخی از نمایندگان بازبینی شد
اسماعیلی: زندانیان را ضرب و شتم نکردیم، فقط آنهایی را که مقاومت کردند جابهجا کردیم!
طرح سبز/ دلتنگیِ چاپ هر روز زندانِ شماره ٣۵٠!
گزارش رئیس سازمان زندانها به نمایندگان هم دروغ بود؛ ملاقاتی در کار نبوده است
تماس تلفنی بهزاد عرب گل با همسرش از انفرادی: تایید شکستگی سر و بینی
اعلام اعتصاب غذای ۱۲ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین
همسر عماد بهاور: واقعا ناجوانمردانه بچهها را زده بودند/ اگر کارشان درست بوده، چرا دروغ میگویند؟
از تونل باتوم تا سالن ملاقات؛ جایی که از آثار ظلم پرده برداری شد
پدر اکبر امینی: گوش راست اکبر نمیشنید/ سر شکستهاش را بخیه هم نکرده بودند
همسر پیمان چالاکی: از اعتصاب غذا نگرانیم، اما چه تضمینی هست که برخوردها تکرار نشود؟
همسر محمدصدیق کبودند: در تونل باتوم سه دنده اش شکسته و بیهوش شده است
همسر امیر اسلامی: اعتصاب کردند تا صدای اعتراض خود را به گوش همه برسانند
پروژه جدید دروغپردازان برای رفع و رجوع ماجرای زندان: فیلمنامه در دست نگارش است!
ابوغریب ایران؛ اسمی که در ملاقات امروز اوین زیاد شنیده می شد
روز سه شنبه ۲۱ زندانی دیگر به جمع اعتصابیون پیوستند و این روز هم با نامهی تلخ و پر درد عماد بهاور تمام می شود. عماد بهاور، جوان محجوب دربند در نامه اش می نویسد: “چرا می زنید” اینگونه تفسیر شد که “چرا من را نمی زنید” و ناگهان چند نفر بر سرم ریختند و با چک و لگد به آن طرف بند بردند. حاجی روبرویم ایستاد و پرسید تو کی هستی؟ گفتم: “عماد بهاور از ستاد مهندس موسوی”. صد و بیست کیلویی با مشت به صورتم کوبید. شروع کردند به فحاشی و ناسزا گفتن به مهندس. صد و سی کیلویی دستانش را از بین پاهایم حلقه کرد، بلندم کرد و به زمین کوبید. بازهم مشت و لگد و باتون بر سرم بارید. دوباره بلند شدم، توی صورت حاجی ایستادم و گفتم: “ما پنج سال است که ایستادهایم…”.
و “ما ۵ سال است که ایستادهایم” ترجیع بند بحقی بود برای سرمایههایی که جوانیشان در حبس میگذرد..
بازگرداندن شش زندانی محبوس در انفرادی به بند ۳۵۰ اوین
اعتراض خانواده زندانیان سیاسی به سکوت دولتمردان در قبال فجایع اوین + ویدئو
دعوت نمایندگان خانواده های زندانیان سیاسی به نهاد ریاست جمهوری برای مذاکره
عمــــــاد بهــــاور: بدنــــــم درد می کنـــد…
بازرس ویژه رییس جمهور گزارش نمایندگان خانواده های زندانیان سیاسی را تحویل گرفت
بیست و یک زندانی دیگر بند ۳۵۰ به اعتصاب غذا پیوستند
بیانیه دوم ۱۲ زندانی در اعتصاب غذا: با فیلم تقطیع شده نمی توان فاجعه را انکار کرد
پنجشنبه چهارم اردیبهشت خبر می آید که ۷ زندانی سیاسی رجایی شهر در اعلام همبستگی با یاران خود در اوین دست به اعتصاب غذا زده اند. خانواده های زندانیان سیاسی هم روزه سیاسی می گیرند و ۴۰۰ فعال مدنی به روحانی می نویسند که در برابر ظلمی که به فرزندان ایران زمین می شود سکوت نکند.
حسین رونقی هم در یادداشتی از ضرب و شتم می گوید و هوایی که برای تنفس کم شده بود. جوانی با حکم ۱۵ سال حبس امروز روایت می کند از یک پنج شنبه ی سیاه و روزهایی که گذشت، هرچند سخت..
بیانیه اعتصاب غذای هفت زندانی رجاییشهر؛ اعتراض به دروغپردازیهای محیرالعقول رسانههای رسمی
نامه ۴۰۰ فعال مدنی به روحانی: در برابر ظلم و بیعدالتی به فرزندان این مرز و بوم بایستید
روزه سیاسی فعالان مدنی و خانواده زندانیان در همبستگی با اسرای بند ۳۵۰
حسیـن رونـــقی: احســـــاس خفـــــگی میکنـــــم …
بهاره هدایت: حکم ما زنده به گور شدن نیست
روزهای متوالی گذشت و بحران بند ۳۵۰ هم چونان دیگر بحرانهای ساخته شده توسط نیروهای امنیتی به پایان رسید اما ۲۸ فروردین به نام پنجشنبه سیاه در حافظهی زندانیان سیاسی کشور ثبت شد و زندانیان خواهان ثبت این روز با نام «زندانیان سیاسی» در تقویم کشور هستند. روزی که با توجه به سانسور حاکم بر کشور خصوصا در قوه قضاییه و سازمان زندانها، یادآور جنایت مسئولین سازمان زندانها بر زندانیان مظلومی است که هیچ مرجع مستقل خارج از قوه قضاییه نتوانسته به این عمل زشت و ناپسند رسیدگی کرده و نتیجهاش را اعلام کند. دقیقا مانند آنچه که در سال ۸۸ و بعد از انتخابات بر مردم و جوانان این کشور رفت و هنوز هم بعد از سالها حصر میرحسین و رهنورد و کروبی و کشته و زندانی شدن هزاران نفر، هیچ مرجعی به این جنایت بزرگ به صورت عادلانه رسیدگی نکرده و نمیتواند بکند.
در بند ۳۵۰ حدود ۳۰ دوربین مداربسته وجود دارد که فیلمهای موجود آن نشاندهندهی جنایاتی است که در آن روز انجام شد. زندانیان بند ۳۵۰ از ضرب و شتم و هتاکیها به دادستانی تهران شکایتهای متعددی انجام دادند که هیچکدام از آنها نتیجهای نداشته و به آنها پاسخی داده نشده است. در این میان قوه قضاییه برای برداشتن فشارها از روی خود فقط محسن اسماعیلی رئیس سازمان زندانها را عزل کرد ولی به تخلفات سهراب سلیمانی و دیگر معاونان و کارکنان که آن روز به بند ۳۵۰ آمده بودند نه تنها رسیدگی نشد بلکه به آنها پاداش نقدی هم داده شده و کتبا هم تشویق شدند.
بعد از دو سال انتظار شاکیان دیگر امیدی به رسیدگی به این شکایات ندارند ولی امیدوارند که پس از این جلوی چنین تخلفات و تعرضاتی به هیچ زندانی ای در تمام زندانهای کشور گرفته شود و به محض اطلاع از هر گونه اجحافی به زندانیان، مسئولینی باشند که به آن تخلفات رسیدگی کنند و دیگر هیچ زندانی مورد ضرب و شتم، تعرض و تحقیر قرار نگیرد.
آرشیو اخبار حمله به بند ۳۵۰ زندان اوین را در فروردین ماه سال ۹۳ در اینجا مشاهده کنید













