سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شهادت یک جانباز دفاع مقدس، در نتیجه دروغگویی و بی‌مسئولیتی بنیاد شهید و امور ایثا...
» ما مرگ خویش را به تماشا نشسته ایم ...

شهادت یک جانباز دفاع مقدس، در نتیجه دروغگویی و بی‌مسئولیتی بنیاد شهید و امور ایثارگران

چکیده :سید عبدالله ولی شریف، جانباز هفتاد درصد که برای درمان به همراه همسر و سه پسرش از اهواز به تهران آمده بود، پس از وعده های دروغ مسئولان بنیاد شهید و امور ایثارگران و رسیدگی نکردن بموقع پزشکی در آسایشگاه ثارالله، شامگاه پنجشنبه هشتم فروردین ماه به شهادت رسید....


کلمه – گروه خبر: جانبازی دیگر از خیل ایثارگران دفاع مقدس، مظلومانه و غریبانه، در میان بی تدبیری و بی مسئولیتی مسئولان حکومتی، به یاران شهیدش پیوست.

به گزارش کلمه، سید عبدالله ولی شریف، جانباز هفتاد درصد که برای درمان از اهواز به تهران آمده بود، پس از وعده های دروغ مسئولان بنیاد شهید و امور ایثارگران و رسیدگی نکردن بموقع پزشکی در آسایشگاه ثارالله، شامگاه پنجشنبه هشتم فروردین ماه به شهادت رسید.

این جانباز شیمیایی که پس از مواجهه با مشکلات شدید تنفسی، برای درمان به همراه همسر و سه پسرش به تهران آمده و به اورژانس بیمارستان خاتم الانبیاء مراجعه کرده بود، پس از وعده نماینده بنیاد شهید مبنی بر اینکه تمام امکانات در آسایشگاه ثارالله آماده است، به همراه خانواده به این آسایشگاه مراجعه کرد. اما پس از وخامت حال وی، مشخص می شود که حتی حتی کپسول اکسیژن هم برای استفاده وی در آسایشگاه مذکور وجود ندارد. در نهایت پس از آنکه وی به کما می رود، به بیمارستان ساسان منتقل می شود که در نهایت به شهادتش می انجامد.

وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران که این خبر را منعکس کرده، در این باره نوشته است: در حالی که گروه زیادی از جوانان و شهروندان ایرانی در جاده های پر خطر کشور راه را بر خود دشوار کرده و برای دیدن خاک جبهه و باستان شناسی جنگ به جنوب کشور سفر می کنند. جانبازان یکی یکی در خانه ها و بیمارستانها پرواز می کنند. حالا بماند که راهیان نور خوب است درست است یا غلط ولی عقل سلیم می گوید وقتی یادگاران و شاهدان و جانبازان جنگ مظلومه در کنار مان زندگی می کنند رفتن به تپه هایی که روزی در آنجا جنگ بوده صحیح نیست.

سایت فرهنگ نیوز هم از شهادت سید عبدالله در شب جمعه خبر داد و نوشت: عید به نیمه رسیده و کاروانهای راهیان نور در حال بازگشتند با کوله باری از معنویت ، معنویتی که شاید می توانستیم از کف همین خیابان های تهران جمع کنیم تا سید عبدالله الان نفس می کشید…  بله این کاریست که ما برای جانبازان انجام دادیم و به قول (فیلم دیوانه از قفس پرید) : زندشون موی دماغه مُردشون چشم و چراغه.

چند روز قبل هم پیکر سردار شهید احمد پاریاب، پس از گذشت سه روز از شهادتش، غریبانه در خانه اش پیدا شد. این همرزم شهید همت، پس از تحمل ۲۹ سال درد و رنج ناشی از جراحات جنگی، در حالی بر اثر جراحات ناشی از گاز خردل به شهادت رسید که که کسی در کنارش نبود و پیکرش بعد از سه روز پیدا شد.

یک ماه قبل هم حیدر نوری، از جانبازان دوران دفاع مقدس، خود را در خانه شخصی اش در بلوار کاشانی شهر گرگان حلق آویز کرد و با سرنوشتی تلخ به یاران شهیدش پیوست. پیکر بی جان این جانباز را دخترش در حالی پیدا کرد که خود را زیر راه پله های ساختمان به دار زده بود. بنیاد شهید و امور ایثارگران، حقوق این جانباز شیمیایی را که از مشکلات اعصاب و روان هم رنج می برد، قطع کرده بود.

حدود یک ماه قبل از آن نیز یک جانباز قصد داشت در مقابل ساختمان بنیاد شهید با بنزین اقدام به خودسوزی کند که به علت عمل نکردن سنگ فندک موفق به این اقدام نشد و ماموران نیروی انتظامی مانع از ادامه کار وی شدند.

این جانبازان، بازماندگان شهدایی هستند که برای دفاع از این کشور، این آب و خاک، این دین و آیین، و این نظام حکومتی جان خود را بر کف دستشان گذاشتند. آیا حکومت، صاحبان قدرت، نخبگان و مردم قدردان آنها بوده اند؟ آیا همه آن غیر مسئولان و این مدعیان ایمان و حتی ما بی اعتنایان، در مرگ عبدالله ولی شریف و احمد پاریاب و حیدر نوری مقصر نیستیم؟


یک پاسخ به “شهادت یک جانباز دفاع مقدس، در نتیجه دروغگویی و بی‌مسئولیتی بنیاد شهید و امور ایثارگران”

  1. ساغر گفت:

    جز شرمندگی چی داریم بگیم؟