انتقادات گسترده هنرمندان، نویسندگان و اهالی فرهنگ از برداشتهای غیر واقعی از کاریکاتور روزنامه شرق
چکیده :یک هفته پس از انتشار کاریکاتور هادی حیدری در روزنامه شرق و توقیف این رسانه، موضع گیری ها و اظهار نظرها در این باره همچنان ادامه دارد. روزنامه نگاران، کاریکاتوریست ها و طنزپردازان، اهالی هنر و رسانه و حتی برخی از سیاستمداران هم به ابعاد مختلف این کاریکاتور و برخوردهای صورت گرفته با آن پرداخته و هر یک به نحوی اعتراض خود را اعلام کردند....
کلمه- گروه اجتماعی: یک هفته پس از انتشار کاریکاتور هادی حیدری در روزنامه شرق و توقیف این رسانه، موضع گیری ها و اظهار نظرها در این باره همچنان ادامه دارد.
به گزارش کلمه، این در حالی است که مهدی رحمانیان از چهارشنبه گذشته برای چهار روز بازداشت شد و هادی حیدری هم دو روز را در این هفته در داسرا گذراند.
روزنامه نگاران، کاریکاتوریست ها و طنزپردازان، اهالی هنر و رسانه و حتی برخی از سیاستمداران هم به ابعاد مختلف این کاریکاتور و برخوردهای صورت گرفته با آن پرداخته و هر یک به نحوی اعتراض خود را اعلام کردند.
هرچند که پس از مدتی مطرح شد که این تصویر برای اولین بار توسط کمال تبریزی در فیلم لیلی با من است تصویر سازی شده و بیشتر خلاقیتی است برای یک فیلم از سوی کارگردان که در همه ی آثار هنری مرسوم است و در واقع پیش از آن در هیچ صحنه ای از جنگ به این شکل وجود نداشته، اما به اسم جنگ و دفاع مقدس و خون شهدا به روزنامه شرق و اهل رسانه تاخته اند و این کاریکاتور را بهانه ای برای توقیف این روزنامه تبدیل کرده اند.
در همین باره بخوانید:
«نخند! شهید دادیم»؛ یا تصویری از دفاع مقدس برای جنگ ندیده ها
دست از سر رزمندگان و دفاع مقدس بردارید؛ توهین شمایید
نامه طنزپردازان در انتقاد از سوء تفاهم ها درباره کارتون هادی حیدری
نامه ۲۵ خانواده شهید و رزمنده دوران دفاع مقدس در حمایت از کاریکاتوریست شرق
بیانیه ۱۶۰ روزنامهنگار: توهین به رزمندگان، دورترین تلقی ممکن از کاریکاتور روزنامه شرق است
حسین زمان: چه کسی گفته که شما مدافع حرمت بسیجیان و رزمندگانید؟
کمال تبریزی: کاریکاتور روزنامه شرق، شرح امروز ما بود
کمال تبریزی، خالق آثاری درباره دفاع مقدس همچون «لیلی با من است» و «شیدا»، در یادداشتی درباره ماجرای کاریکاتور روزنامه شرق با عنوان «اندر معانی کاریکاتور شرق» نوشته است: اول باید در نظر داشته باشیم که اثر هنری -از هر نوعی که باشد- یک معنا نزد خالق اثر دارد و بسیاری معانی و استنباط، نزد مخاطبین که بسته به جهان بینی و نوع نگرش و حال و احوال هریک از آنان دارد و با این تفسیر، باید پرسید که معنی کاریکاتور از نظر خالق اثر، یعنی آقای هادی حیدری چیست؟ هرچه که باشد خودش که به صراحت می گوید در معنی مورد نظرش توهینی به رزمندگان عزیز و شهدای گرانقدر دفاع مقدس، هرگز نیست و قاعدتا باید همین اندازه را از او پذیرفت. اما در عین حال، و در ظاهر و جزئیات کاریکاتور هم اثری از آثار جبهه و دفاع مقدس نیست. پس می توان پذیرفت که معنی مورد اتهام، در استنباط بعضی از مخاطبین بوده و ابداً مربوط به معنی مورد نظر آقای هادی حیدری نیست و نمی تواند مبنای اتهام به او باشد.
در ادامه ی این یادداشت که در ایران آباد منتشر شده آمده است: می خواهم خودم را به عنوان یکی از مخاطبین، مثال بزنم؛ من وقتی کاریکاتور را دیدم؛ معنی ای که از آن استنباط کردم؛ مقایسه و تفاوت زمان حال، با گذشته پرافتخار دوران دفاع مقدس بود. کاریکاتور به من گفت : یادش بخیر دورانی که رزمندگان اسلام، همچون صحنه ای که در فیلم لیلی با من است” بود؛ روبان مطهر به اسامی معصومین (ع) به پیشانی یکدیگر می بستند؛ اما امروز عده ای که از فرهنگ بسیج و بسیجیان فاصله گرفته اند؛ (به شهادت وضعیت افرادی که در کاریکاتور می بینیم) به چشمان هم چشم بند می زنند تا حقیقت دیده نشود!
کمال تبریزی کارگردان و نویسنده سینما در پایان تصریح کرده است: در هر صورت باید توجه داشت که زمان کاریکاتور با توجه به طراحی فضای آن، مربوط به حال و یا آینده می تواند باشد و نه گذشته پرافتخار دفاع مقدس که باز هم تاکید می کنم؛ اثری از آن، در فضا و طراحی کاریکاتور موجود نیست.
عبدالجبار کاکایی: تحلیل کاریکاتور شرف برای سرگرم کردن خلایق و باز داشتن از اندوه معیشت بود
عبدالجبار کاکایی هم در یادداشتی در وبلاگ خود، درباره موضوع توقیف روزنامه شرق نوشت:
چنان به روشنی راه دارم اطمینان
که چشم بسته نظر باز خط فرمانم
یکی از بیت های معروف سال های جنگ بود که زمزمه می شد و به وصیت نامه ها و سنگ قبر ها راه پیدا کرده بود .تبعیت ابراهیمی به نوعی راهبرد استراتژیک جنگ بود در جامعه شناسی جنگ این نوع از هدایت جنگ ها به مشی ابراهیمی شهرت دارد . در مشی ابراهیمی ایمان به شهود پیشوا زمینه ساز صفات برجسته اخلاقی جنگ است مانند فدا کاری و ایثار و رشادت و …
جنگ هشت ساله با تمام فراز و فرودش و نقاط ضعف و قوتش تن به هیچ انکار تاریخی نمی دهد این گره کور عصر عثمانی باید روزی گشوده می شد و به تخلیه حافظه ی تاریک و تاریخی دو ملت می انجامید و شرایط تاریخی منطقه نقطه ی طلایی وقوع آن را فراهم کرد .
چند روز پیش طرحی هنرمندانه از کاریکاتوریست روزنامه شرق آقای حیدری که باطنا بی ارتباط با موضوع جنگ بود حسن تعلیلی شد برای سرگرم کردن خلایق و باز داشتن از اندوه معیشت که مایه ی تاسف است.
دوست داشتم کسی حتی به شوخی بگوید نسبت این تصویر به جنگ با چاشنی عرفان مستتر در ادبیات جنگ قابل اغماض است .
دوست داشتم کسی بیاید و دهها ورد و وصیت و نوشته را که تاکید بر چشم بسته پیمودن راه و اطمینان به مشی پیشوا بود سند می آورد و گره بسته را می گشود
دوست داشتم ایمان ابراهیمی هنوز دردل منتقدان امنیتی بود و برای رویت تجربی چشم شانی قایل نبودند
دوست داشتم اکنون که خود طراح و هنرمند برائت خود را از نقد جنگ! اعلام کرده حد اقل مشی معمول مسلمانی یعنی رافت دینی چاره گشا می شد.
اما تنبیه یک هنرمند و تعطیلی یک روزنامه سیلی دیگری بود تا روشنفکری دینی از خواب آرمانی خود بیدار شود و برای انسداد عروق اندیشه در آرمان شهرش چاره ای بیاندیشد.
حبیب الله صادقی: این طرح با ترجمه ای که شده، متفاوت است
حبیبالله صادقی، هنرمند پیشکسوت و عضو فرهنگستان هنر نیز در یادداشتی در این باره که در خبرآنلاین منتشر شد، نوشت: نقد به روزنامه شرق و یا تحلیل درباره آرا و آثار هنرمند دلیل راه متفاوت و دیگری میطلبد. طرح ارائهشده به نظر و باور اینجانب با شناختی که از خانواده هنرمند و پدر ارجمندشان و اینکه ایشان دورهای نزد بنده به امر طراحی و آموزش آن پرداختهاند و زندگی عاطفی و معنوی این هنرمند را از نزدیک شاهد بودهام، دلیل مدعایی که اعلام شده، به نظرم دور از ذهن است.
صادقی که طراح، نقاش، گرافیست، تصویرساز و کاریکاتوریست است و در دورهای ریاست موزه هنرهای معاصر را بر عهده داشته است، در دفاع از هادی حیدری نوشت: این طرح با معنای تصویری که ترجمه شده، متفاوت است و به نظر کارشناسی اینجانب، طرح فوق چون طرح مجرد و آزادی در صفحه بود و تنها دلیلی که منتقدان به این معنا اشاره روا داشتهاند، این است که همزمان با روزهای بزرگ غیرت و شرف و عزت ما یعنی هفته دفاع مقدس منتشر شده و این دلیل، دلیل محکم و قابلی نیست که بتوان از این زاویه به هنرمند دینباوری چون هادی حیدری این معنا را اعلام کنیم که خدای ناخواسته این طرح معنای دیگری میدهد.
ابوالحسن مختاباد؛ تفسيرهای نامربوط از یک كاريكاتور و خاطره از شهرام ناظری
همچنین سید ابوالحسن مختاباد با نگارش یادداشتی نظر خود را درباره برخورد با کاریکاتور روزنامه شرق اعلام کرده است. یادداشت مختاباد به این شرح است:
آغاز: تا لحظه نگارش این یادداشت، نه مدیر مسئول روزنامه «شرق» و نه آقای هادی حیدری و نه بسیاری از روزنامهنگارانی که عاشق این آب و خاکند، مسلمانند و دوستدار وطن و غیرت و تعصبی نسبت به تاریخ جنگ ایران و هشت سال دفاع جانانه از آب و خاک خود دارند، نپذیرفتند برداشتی را که بابت آن، این روزنامه بسته شده است.
به معناي ديگر،اين گروه معتقدند در اين كاريكاتور هيچ نشانه و نمادي كه به شكل مستقيم و حتي غيرمستقيم نشان دهد شخصيتهاي موجود در آن رزمنده و جبههاي هستند، نيست. در طیف مقابل هم از قرار انشقاقی حاصل شده و برخی از چهره های دانشگاهی حوزه فرهنگ در آن طیف از این قیاس انگشت حیرت به دندان گزیدند که از جمله آنها نوشته دکتر کچوییان در سایت «الف» است. گذشته هادي حيدري هم چنين امري را تاييد نميكند. شخص نگارنده حداقل در دهها نشست هنري و فرهنگي با تراز بالا، حضور داشته كه هاديخان ،قاري قرآن آن بوده است.حتي برخي شبهاي احياء در ايام ماه مبارك رمضان و روزهاي شهادت موليالموحدين كه مراسم دعا و قرآن خواني رونق و رواجي شكوهمند دارد، اين هادي حيدري بود كه صداي پخته و پرورده اش در دعاي جوشنكبير گوش من و برخي از ديگر شهروندان حاضر در آن مراسم را مينواخت. چنين شخصي با اين پيشينه،چنان كه خود هم گفته است، چرا بايد يكي از نقاط شكوهمند تاريخ اين مرز و بوم را به سخره بگيرد؟
ميانه: يكي از خاصيتهاي اثر ادبي وهنري برداشتهاي مختلفي است كه نسبت به آن ميشود. مولانا جلال الدين رومي كه اين روزها با بزرگداشت او هم مصادف است، در دیوان شمس اشاره دارند به مفهوم حقیقت وآن را به مثابه آیینهای فرض میکنند که ازآسمان به زمین میافتد و میشکند و صدها تکه میشود. هر تکه آن به دست شخصی میافتد و آن شخص بر این گمان است که تمامی حقیقت را نزد خود دارد در حالی که وی تنها بخشی کوچک از حقیقت را حمل میکند.
خالق ارواح زآب و زگل
آینهای کرد و برابر گرفت
زآینه صد نقش شدو هر یکی
آنچه مر او راست میّسر گرفت.
اثر هنري و ادبي هم چنين وضعيتي دارد. كمتر كسي است كه بيتي از حافظ را بخواند و برداشت مطابق سليقه و نگاه خود را بر آن بار نكند. همين برداشتهاست كه متاسفانه اسباب دردسر ميشود، به خصوص هنگامي كه با غرض و سوء نيت وبراي از ميدان به در كردن رقيب به كار رود.
نگارنده به ياد دارد استاد شهرام ناظري ماجرايي را براي اشعار مربوط به آلبوم گل صدبرگ برايم تعريف ميكرد.در سالهايي(اوایل دهه شصت) كه اشعار اين آلبوم براي دريافت مجوز به شوراي شعر دفتر موسيقي وقت(مركز سرود و آهنگهاي انقلابي وزارت ارشاد) فرستاده شد، استاد زنده یاد مهرداد اوستا هم در آن شورا عضويت داشت. آقاي ناظري تعريف ميكردند روزي يكي از مسئولان و دستاندركاران اين شورا كه در انقلابيگري اش از بزرگان نظام هم كيلومترها جلوتر بود و خود را در جايگاه خدايي ميديد كه نسبت به تمامي امور پيدا و پنهان افراد آگاه است، آقاي ناظري را خواست و دو شعر« اندك اندك جمع مستان ميرسند» و «چه دانستم كه اين سودا مرا زين سان كند مجنون» را جلوي ایشان گذاشت و گفت:اين دو شعر بر عليه نظام جمهوري اسلامي است. آقاي ناظري گفت: نزديك بود از تعجب و شگفتي شاخ در بياورم.چشمهايم را گرد كردم و گفتم آخه اين شعر 700 سال قبل توسط مولوي گفته شده و چه ربطي به جمهوري اسلامي دارد؟ و در مقابل از اين داناي داناها شنید:الان عرض ميكنم.
شما در بيت دوم خواندهايد:
اندك اندك زين جهان هست و نيست
نيستان رفتند و هستان ميرسند
و سپس گفتند: «نيستان»كه رفتند منظورتان درست بود؛ يعني رژيم منحوس پهلوي به درك واصل شد، و به جاي آن جمهوري اسلامي آمد، اما شما نوشتهايد كه هستان ميآيند در حالي كه ما آمديم و مستقر شديم، اين هستان كيهستند كه قرار است به جاي ما بيايند؟ و در ادامه هم گفت كه شعر دوم شما هم كلا بر عليه آيتالله خميني رهبر انقلاب است و به همين دليل ما به اين كارتان مجوز انتشار نميدهيم.
خدا مرحوم مهرداد اوستا را بيامرزد كه هم ناظري را ميشناخت و هم درك و دريافتي عميق از اشعار كهن و نو داشت و خود هم شاعري شهير و شناخته شده بود. او ورقه را از زير دست آن بنده خدا گرفت و گفت: اين مزخرفات چيه ميگي ؟ آقاي ناظري را من مي شناسم و شعر هم مال مولاناست و ربطي به اين چيزها ندارد.
يكي دو ماه بعد كار گل صدبرگ منتشر شد و اتفاقا همين تصنيف اندك اندك از جمله تصانيف و قطعاتي بود كه بارها و بارها در جبههها پخش شدو قطعا رزمندگان و دليران اين مرز و بوم از آن خاطرات بسياري در ذهن دارند. يك لحظه در ذهن خود تصور كنيد كه مرحوم مهرداد اوستايي نبود و كاري چنين كه در مثلث هنري ناظري،ذوالفنون و قاسمي و ديگر نوازندگان اين اثر منتشر شد، بر اثر نگاه سليقهاي و من درآوردي آدمي ناآشنا به شعر و موسيقي مجوز انتشار نميگرفت. آن زمان ما و نسل قبل و بعد ما از يكي از آثار شنيدني و به يادماندني موسيقي عصر خود محروم ميشديم.
قصد از مثال یاد شده قیاسی آن اثر با کاریکاتور آقای هادی حیدری نیست که او هم موضوعی بشری را دستمایه کار خود قرار داده است. جهل و نادانی که به گفته بزرگان دینی ما در زمره چاره ناپذیرترین موارد است چنانکه مولانا در مثنوی حکایتی از عیسی مسیح می آورد که فردی او را می بیند که در کوه ها در حال فرار است. از او می پرسد یا عیسی تو که هر نوع بیماری را شفا می دهی و مرده را زنده می کنی از چه می گریزی که عیسی می گوید از جاهل چون تنها کسی است که من نمی توانم او را علاج کنم. چرا که او چشم و بینشی ندارد که چیزی را ببیند و اصولا کور است و چشم بر هر چیزی می بندد.این کاریکاتور هم چنین مفهومی را دستمایه قرار داده بود.
انجام: با چنين پيش زمينهاي آيا نميتوان نسبت به نگاههاي اين گونه به آثار هنري و فرهنگي و ادبي ترديدهاي جدي روا داشت.
نگارنده براي نظر آناني كه چنين تفسير نامربوطي را به اين كاريكاتور چسباندند احترام قائل است،اما آيا واقعا قوه قضاييه و هيئت نظارت بر مطبوعات( با وجود چهرههايي چون جناب مطهري و آقاي دكتر حسين انتظامي)چنين قضاوت و برداشتي را نسبت به اين كاريكاتور دارند؟ پرسش به اين پاسخ سخت است چرا كه اصولا درباره كار هنري ،چه شعر،چه سينما،چه موسيقي و تصوير و عکس و نقاشي سخت است و، و سختترآنجا كه ما وجدان خود را قاضي كنيم و بدانيم روز حساب و كتابي هست و به قول حافظ:
روزي كه پيشگاه حقيقت شود پديد
شرمنده رهروي كه عمل بر مجاز كرد
نظرخواهی سهیل محمودی از هنرمندان دفاع مقدس
جواد علیزاده: کاریکاتوریست جنایتکار نیست
در همین راستا جواد علیزاده که 22 سال است سردبیر مجله طنز و کاریکاتور است نیز در گفتگویی با عصر ایران داشته که در آن تصریح کرده: هیچ ویژگی و نمادی در آن کاریکاتور وجود نداشت که فضای جنگ را نشان دهد. نه لباس رزمنده ها بر تن آن افراد بود و نه سایر ویژگی های جبهه در آن کاریکاتور دیده می شد. متاسفانه کسانی که چنین برداشتی از آن کاریکاتور کرده اند، تقدس و حرمت رزمندگان را با این ادعاها و اعتراضاتشان می شکنند.
این کاریکاتوریست کهنه کار در ادامه افزوده است: در دوران جنگ ایران و عراق هم در کشور ما نشریات طنز منتشر می شدند و از شرایط موجود کشور انتقاد می کردند. انتقاد از گرانی، مضمون بسیاری از کاریکاتورهای ما در دوران جنگ بود. مثلاً ما کاریکاتوری کشیدیم که کسی از یک بقال سوال می کرد قیمت “پوشک” را روی چه اصلی گران کرده ای؟ او هم جواب داده بود: روی اصل “موشک”!
متن کامل این گفتگو را با هم می خوانیم:
شما جزو کاریکاتوریست هایی هستید که به نفع کاریکاتوریست روزنامه شرق موضع گیری کرده اید. چرا معتقدید کاریکاتور شرق توهین آمیز نبود؟
به چند دلیل: اول اینکه، ویژگی های جغرافیایی و مکانی کارتون های مطبوعاتی باید مشخص باشد و یا اینکه بر اساس خبر یا رویداد خاصی کشیده شده باشند. کاریکاتور شرق این ویژگی ها را نداشت.
دوم اینکه کاریکاتور روزنامه شرق مصداق طنز سیاه بود. این جور کارتون ها، خیلی کلی هستند. کارتون روزنامه شرق هم این گونه بود. بنابراین به هیچ وجه نمی توان گفت آن کاریکاتور صد در صد درباره رزمندگان جنگ بوده است.
هیچ ویژگی و نمادی در آن کاریکاتور وجود نداشت که فضای جنگ را نشان دهد. نه لباس رزمنده ها بر تن آن افراد بود و نه سایر ویژگی های جبهه در آن کاریکاتور دیده می شد. متاسفانه کسانی که چنین برداشتی از آن کاریکاتور کرده اند، تقدس و حرمت رزمندگان را با این ادعاها و اعتراضاتشان می شکنند.
این نکته را هم بیفزایم که به نظر من ، مسؤولان کشور ما در قبال کاریکاتور سعه صدر دارند. کاریکاتور در زمان انقلاب نقش خیلی مهمی در مطبوعات آن زمان داشت. من خودم در آن زمان در روزنامه کیهان کار می کردم و در آن روزهای خون و آتش و گلوله، تاثیر کاریکاتور را در پیشبرد حرکت انقلابی مردم ایران به وضوح دیده ام.
من جزو معدود کسانی بودم که هر روز یک کاریکاتور درباره وقایع انقلاب می کشیدم و به همراه دوستانم، از جانب ساواک و ارتش و … بارها تهدید شدیم. کاریکاتور شاه را هم یکی دو روز قبل از سقوط نظام پهلوی کشیدم.
می خواهم بگویم مسؤولان نظام جمهوری اسلامی به خوبی می دانند که آزادی یکی از شعارهای انقلاب ما بود و آزاداندیشی یکی از لوازم آن است. همین باعث شده که در مجموع در دوران پس از انقلاب، مقامات حکومتی کاریکاتور را در مطبوعات ما تحمل کنند.
در دوران جنگ ایران و عراق هم در کشور ما نشریات طنز منتشر می شدند و از شرایط موجود کشور انتقاد می کردند. انتقاد از گرانی، مضمون بسیاری از کاریکاتورهای ما در دوران جنگ بود. مثلاً ما کاریکاتوری کشیدیم که کسی از یک بقال سوال می کرد قیمت “پوشک” را روی چه اصلی گران کرده ای؟ او هم جواب داده بود: روی اصل “موشک”!
من بعید می دانم که در زمان جنگ، نشریات طنز در عراق منتشر شده باشد اما در ایران چنین نشریاتی منتشر می شدند و از وضع موجود کشور انتقاد هم می کردند.
پس علیرغم برخوردهای گاه به گاه، به طور نسبی باید گفت که در مقامات کشور ما، سعه صدر نسبت به کاریکاتور وجود دارد. ولی بعضی از مسئولان تحملشان کمتر است و گاهی به دلیل چاپ یک کاریکاتور، با مطبوعات کشور چنین برخوردهایی می کنند. فکر می کنم این برخوردها به نقض غرض و نتایج عکس بینجامد.
به طور کلی کاریکاتور می تواند با افزایش انتقادپذیری، ایجاد تعادل و تلطیف فضای جامعه، تاثیر مهمی در ارتقای فرهنگ سیاسی جامعه داشته باشد.
یک کاریکاتوریست، وقتی که به صورت علنی در روزنامه های رسمی کشور کار می کند و امضایش نیز زیر اثرش وجود دارد، طبعاً نمی تواند سوءنیت داشته باشد. اگر هم گاهی کسی تفسیری بدبینانه از یک کاریکاتور داشته باشد، ما هیچ تکنولوژی و دستگاهی نداریم که بخواهیم نیت واقعی کاریکاتوریست را از کشیدن یک کارتون کلی بی مکان و بی زمان تشخیص دهیم.
برخی از منتقدان هم می گویند چون این کاریکاتور در هفته دفاع مقدس منتشر شده، انتقادش متوجه رزمندگان دوران جنگ است.
من خودم حدود بیست سال پیش در روزنامه ابرار، در ستونی با عنوان ” با عرض معذرت “، هر روز یک کاریکاتور می کشیدم. من آن موقع درگیر انتشار نشریه خودم بودم و به همین دلیل، هر هفته چهار پنج کاریکاتور به روزنامه ابرار می دادم و دیگر زمان انتشار آنها دست من نبود.
سردبیر و صفحه آرا تصمیم می گرفتند در چه روزی کدام کاریکاتور را منتشر کنند. چون کاریکاتورهای من بر اساس سوژه روز نبودند و کهنه نمی شدند. بعضی کاریکاتورها اگر دو روز دیرتر منتشر شوند، دیگر به درد انتشار در روزنامه نمی خورند.
کارتون روزنامه شرق هم زمان و مکان مشخصی نداشت. من فکر نمی کنم تعیین زمان انتشار این کاریکاتور با شخص کاریکاتوریست بوده باشد. در این موارد، سردبیر و صفحه آرا تصمیم می گیرند. ممکن است در فلان روز، روزنامه بخواهد فلان آگهی را منتشر کند و جایی برای انتشار کاریکاتور در صفحه مربوطه نداشته باشد. مسائل فنی هم گاهی موجب جابجا شدن روز انتشار کاریکاتورهایی می شود که با توجه به سوژه های روز کشیده نشده اند.
بعید می دانم که کاریکاتوریست روزنامه شرق گفته باشد چونکه ما در هفته دفاع مقدس هستیم، پس این کاریکاتور باید در همین هفته منتشر شود.
من این کاریکاتوریست را می شناسم. هادی حیدری، جوانی است که قاری قرآن بوده. در تمام سخنرانی های مرحوم صابری در مجله گل آقا، هادی حیدری حضور داشت و جلسه پس از قرائت قرآن از سوی او، شروع می شد. علاوه بر این، تا جایی که من می دانم، پدر ایشان هم از رزمندگان دوران جنگ بوده اند. با توجه به همه این نکات، من بعید می دانم که هادی حیدری آن کاریکاتور را با سوءنیت کشیده باشد.
شما وقتی این کاریکاتور را دیدید، چه چیزی به ذهن تان خطور کرد؟
چیز خاصی به ذهنم نیامد. این را در نهایت صداقت به شما می گویم. من ارتباط چندانی هم با این دوستان ندارم که فکر کنید می خواهم از آنها حمایت کنم. شاید سالی یکبار هم آنها را نبینم. من این کاریکاتور را اولین بار در سایت های اینترنتی دیدم. به این کاریکاتورها Gaghumour می گویند. یعنی کاریکاتورهای طنز سیاه؛ کاریکاتورهایی که اصطلاحاً جشنواره ای اند و کارتون های ژرونالیستی نیستند.
به کارتون های مطبوعاتی، کارتون ادیتوریال می گویند. این قبیل کارتون ها شرح و مکان و فضا دارند و مدلولشان کاملاً مشخص است. مکتب طنز سیاه از دهه 1970 در فرانسه شکل گرفت.
کارتون های طنز سیاه از مفاهیمی کلی، مثل حماقت های انسان، حرف می زنند. مثلاً جمعی از انسان ها را به تصویر می شکند که دست همه آنها در جیب یکدیگر است. ما در این جا اصلاً نمی توانیم بگوییم این کاریکاتور مشخصاً درباره چه کسانی است. کاریکاتور روزنامه شرق هم دقیقاً این طور بود.
دوست نکته سنجی می گفت حتی اگر در این کاریکاتور فضای جنگ هم ترسیم شده بود و آن افراد هم به شکل رزمندگان کشیده می شدند، بستن چشم های آنها می تواند دال بر چشم بستن آنها بر دنیا باشد.
بله، این طور هم می توان گفت. البته کاریکاتوریست چنین منظوری هم نداشته. چون اگر او می خواست چنین پیامی منتقل کند، دقیقاً باید لباس جنگ و فضای جبهه را هم در کاریکاتورش به تصویر می کشید.
این یک کاریکاتور کلی است و می تواند حتی درباره “انسان در کره زمین” باشد. ممکن است بگوییم این کاریکاتوری است درباره چشم بستن انسان بر روی واقعیت. هیچ مکان و جغرافیای مشخصی در این کاریکاتور نیست.
ولی درباره نکته شما، باید بگویم همین الان که لباس جنگ و فضای جبهه در این کاریکاتور وجود ندارد، کلی برداشت منفی از آن صورت گرفته است. یعنی اگر کاریکاتوریست حسن نیت هم داشته باشد و فضای جبهه را هم می کشید و پیامش این بود که رزمندگان دوران جنگ، چشم خود را بر روی دنیا و مادیات بستند و به جبهه های جنگ رفتند، باز هم کاریکاتور او مشکل آفرین می شد؛ چون مساله جنگ، مساله بسیار حساسی است. ولی این کاریکاتور اصلاً ربطی به جبهه و جنگ ندارد و دامن زدن به این موضوع، به ضرر قهرمانان دفاع مقدس است.
کاریکاتور، کار تخصصی من است و در دوران جنگ هم، من و آقای صادقی و یکی دو نفر دیگر از دوستان، بیشترین کایکاتورها را در دفاع از ارزش ها و علیه صدام کشیدیم. سوابق من روشن است و با حسن نیت می گویم که کاریکاتور روزنامه شرق درباره رزمندگان دوران جنگ بوده باشد.
بعضی ها هم گفته انددر صف ایستادن مختص رزمندگان نیست.
بله، من خودم بارها راجع به “صف” کاریکاتور کشیده ام ، صف مرغ، صف گوشت، صف جنس کوپنی و … باور کنید بودن کاریکاتور به نفع نظام است. کاریکاتوریست یک مصلح اجتماعی و آسیب شناس است که دردهای اجتماع را در اثر خودش منعکس می کند. با اثری که با امضا در یک روزنامه منتشر می شود، نباید مثل یک کاریکاتور بدون امضا در یک شبنامه برخورد کرد.
اصلاً به نظر من، کاریکاتوریست ها باید مصونیت قضایی داشته باشند. آنها خودشان را به خطر می اندازند تا دردهای اجتماعی را منعکس کنند. کار آنها به تسکین مخاطب و جلب توجه مسئولان به مشکلات اجتماعی منجر می شود.
تحمل کاریکاتور به نفع نظام است. اگر یک تعمیرکار به من بگوید ماشینت فلان عیب را دارد، آیا من باید یقه او را بگیرم و به او بگویم چرا از ماشین من ایراد گرفتی؟ کاریکاتور هم در جامعه چنین نقشی دارد. کاریکاتوریست ها نه درآمدی دارند نه آینده ای. آنها آدم های عاشقی هستند که مشکلات اجتماع را با زبان طنز مطرح می کنند.
به نظر می رسد جامعه ما به طور کلی به کاریکاتور حساسیت دارد. مثلاً وقتی یدالله سحابی فوت شد، روزنامه نورزو کاریکاتور او را در حال پرواز با فرشتگان کشید اما برخی از خوانندگان نوروز به همان کاریکاتور هم اعتراض کردند.
بله، فرهنگ تصویری در جامعه ما هنوز جا نیفتاده است. فرهنگ ما بیشتر شفاهی و مکتوب است. خیلی از مردم کاریکاتور را نشانه تمسخر می دانند! ما سال ها پیش مسابقه کاریکاتور برگزار کردیم. همیشه کاریکاتور چهره های خارجی کشیده می شد اما آن بار گفتیم شرکت کنندگان در مسابقه، کاریکاتور مرحوم تختی را بکشند. ولی خیلی ها به ما اعتراض کردند و گفتند شما می خواهید تختی را مسخره کنید.
فرهنگ تصویری هنوز در جامعه ما نهادینه نشده است. ضمن اینکه در سال های اخیر، کاریکاتوریست های دانمارکی و فرانسوی، کارهای زشتی انجام داده و به ادیان بی حرمتی کرده اند و همین موجب شده که حساسیت نسبت به کاریکاتور در جامعه ما بیشتر شود و کاریکاتوریست ها در کشور ما بیش از حد زیر ذره بین قرار گیرند.
چه زمانی می توان یک کاریکاتوریست را به دادگاه کشاند؟ و اصلاً مرز بین کاریکاتور و تمسخر را چطور می توان ترسیم کرد؟
ما قانون مطبوعات داریم. در قانون مطبوعات ما، کشیدن کاریکاتور افراد مجاز است جز چهره های مذهبی و روحانی. هیچ کاریکاتوریستی هم در ایران از خطوط قرمز ترسیم شده در قانون مطبوعات عبور نمی کند.
ولی فرض کنیم کسی کاریکاتوری کشید که به فلان شخصیت روحانی شباهت داشت و این شباهت با هزار و یک اما و اگر مسجل شد، کاریکاتوریست باید در دادگاه مطبوعات با حضور هیات منصفه در این باره پاسخگو باشد. کاریکاتوریست جنایتکار که نیست! او حسن نیت دارد. با اسم و امضای مشخص در روزنامه ای مشخص دیدگاه خودش را مطرح می کند. به همین دلیل باید با سعه صدر با او برخورد شود.
احمدی نژاد: من نبودم
در ادامه انتقادات از عملکرد وزارت ارشاد و سیستم قضایی محمود احمدینژاد ساعتی پیش در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه اعتماد مبنی براینکه شما هفته پیش عنوان كردید که اقدامات قوه قضاییه مستقل از شماست و شما دخالتی در تصمیمات آنها ندارید حالا درست زمانی که شما در سفر نیویورک به سر میبردید سه تن از وزرایتان علیه توقیف روزنامه شرق جبهه گرفته و مصرانه خواستار توقیف آن بودند نکند عملکرد وزرای شما مستقل از کابینهتان باشد، با بیان اینکه این اتفاق در غیاب من رخ داده است گفت: مشی دولت ما مشی روشنی است و دولت ما حداکثر تحمل ممکن را داشته است. آزادی در دولت ما نزدیک به آزادی مطلق بوده است.
احمدینژاد در ادامه ضمن اشاره به عملکرد اشتباه وزیر ارشاد در مقابل توقیف روزنامه شرق افزود: کار وزیر ارشاد اشتباه بوده و من آن را تائید نمیکنم اما ارزشهای دفاع مقدس برای همه مقدس و مورد احترام است و همه باید به آن احترام بگذارند.














حکو مت های تو تا لیتر و ضد مردم و ضد ازادی از درو دیوار می ترسند از خودشان هم می ترسند . به همه چیز و همه کس گیر می دهند . اینقدر این کار های نا بخردانه را ادامه می دهند یک روز می بینی که با همه مردم و دنیا در گیر هستند . چه در درون کشور وچه در بیرون کشور . چیزی که امروز حکو مت ما هم گرفتارش شده است
از کاریکا تور هم وحشت دارند . خاک بر سر این نادان ها و حکو مت گران احمق
پرسش من آنست که چرا اینها تا کنون زبان باز نکرده و از این عمل بسیار بیجای وزارت ارشاد انتقاد نکرده بودند؟ تا مدیر مسئول شرق ازاد شد و گفته شد که این روزنامه ….. فوری زبان عده ای هم باز شد؟ ای کاش ما شجاعت و شهامت داشتیم و عقاید خود را بدون تاثیر پذیری از جو موجود بیان می کردیم.
اما با آنکه کم تر از یکسال به پایان دوره احمدی نژاد مانده است، من اگر جای او بودم این وزیر ارشاد بی لیاقت و نادان را که اینگونه دشمن تراشی می کند، به ویژه در ماههای پایانی حکومت احمدی نژاد، او را از کار برکنار می کردم. اینگونه وزرا مایه درد سر هستند و غیر از دشمن تراشی و سنگ انداختن در کارها رل دیگری ندارد.
نظر احمدی نژاد رو نمی ذاشتی، نمی شد؟ حسینی به هر حال وزیر ارشاد دولت احمدی نژاد است و همان کسی است که برای دلجویی به روزنامه ایران رفت. اگر خیلی دلش برای اصحاب رسانه می سوخت یک سری هم برای دلجویی می رفت روزنامه شرق! روشهای پوپولیستی احمدی نژاد دیگه کارایی نداره. لطفا بعد از یک بحث تخصصی اظهار نظر یک آدم بی تخصص را جا ندهید!!
با درود،
آقا مگر غیر از این است که بیشتر مردم نه آگاه از این انقلاب حمایت کردند .روشن فکران بدون روشنایی،گروهای بدون برنامه و مردم دنبال نون مفت و پول نفتو یا بهشت مجانی با یک کلید و و و .
هنوز هم بیشتر مردم با چشم بسته بدنبال یک مشت دزد و وطن فروش بی اعتقاد روانند.دامش گرم با این تصویر.به امید روزی که ملت بزرگ ایران با چشم باز برای سرنوشت خود تصمیم بگیرد.
من این اظهار نظرها را با دقت مطالعه کردم. همه سعی کرده اند، براساس تجربه و علم و آگاهی خود ثابت کنند که این کاریکاتور، اصلا ارتباطی به “جنگ مقدس” نداشته است و….
من حرفم آنست که یک زمانی بود راجع به خدا و پیامبر و امامان نمی توانستیم مطالب طنز بنویسیم یا کاریکاتور بکشیم. بر اساس نوشته های بالا از قرار در مورد مذهبی ها و روحانیون هم نمی شود کاریکاتور کشید(که البته من نمیدانم چرا؟ وقتی آنها میتوانند همه کاره بشوند، چرا ما حق نداریم با آنها مثل بقیه مردم رفتار کنیم و این استثناء برای چیست؟) بسیار خوب، آیا این لیست ممنوعیت رفته رفته بزرگ شده و اسامی عده ای دیگر و نام پاره ای از موسسات و وقایعی که برای ما اتفاق افتاده هم جزو این استثناء ها شده است؟ مثلا چرا یک نفر کاریکاتوریست نتواند در باره جنگ اثری قلمی کند؟ از ابتدای امر عده ای با رویدا جنگ مخالف بودند و امیدوار بودند که هرگز بهانه ای دست صدام نیفتد و جنگی آغاز نشود که متاسفانه نشد و جنگ آغاز گردید. حالا اینهم مثل قضیه “هولوکاست” شده و جزو “تابو” هاست و کسی حق ندارد ازآن انتقاد کند، یا مطلب طنز بنویسد یا کاریکاتوربکشد؟ کاریکاتوریست که در اغلب کشور ها از هفت دولت آزاد است و معمولا با آنکه کاریکاتوربسیار تاثیر گذار است اما مردم آنرا جدی نمی گیرند و با کاریکاتوریست نرم تر و باگذشت تر از نویسنده یا نقاش معمولی رفتار می کنند. بهرحال پرسش من آنست که چرا من که کاریکاتوریست هستم راجع به جنگ ایران و عراق یا رزمندگان یا مطالب و مسائل راجع به جنگ کاریکاتوری قلمی کنم؟ آیا اینهم جزو محارم و تابو به حساب می آید و نباید به آن نزدیک شد که خطر جانی دارد؟ اگر این خط ادامه پیدا کند رفته رفته نه فیلم ساز می تواند فیلم بسازد، نه روزنامه می تواند مطلب بنویسد نه… بالاخره هر نوشته و کاریکاتور و فیلمی ممکن است کسی را گروهی را، اقلیتی را، مذهبی را، واقعه ای را…. ناراحت کند و مردم بریزند به خیابانها و یا سر نویسنده و کاریکاتوریست و جان او را بگیرند. آیا بهتر نیست ما قدری ظرفیت خود را بالا ببریم و در برابر انتقاد، طنز، کاریکاتور و…. تحمل یا به قول شما سعه صدر بیشتر داشته باشیم؟
آخر چه مملکت آزادی است که نمی توان نفس کشید به چیزی که نمیخوره دفاع مقدس بود و اگه شهدام میدونستند این اوضاع مملکت خواهد بود عمرا نمیرفتند
به این حاکمان که با شهوت در حلقوم و…در قدرت چسبیده هر عمل غیر علمی وغیر انسانی در پایمل کردن حقوق مردم نجیب ایران ازدل وابستگی به استعمار پیچیده جدید در معنا ها ودر تغیر واقیت ها واز بین بردن ثروت وانیشه های ملی نفس های زنده را زنده به گور میکنند و اصلا نه به شهدا ونه به جانبازان ونه به کسانی که در سالهای جنگ فداکاری هاکرده اند پشیزی ارزش قا ئل نیستند وتنها به کسانی که در حفظ قدرت این حاکمان در این کشور این شعبان های قمه کش وبی مخ به نام در سایه شعارهای ساختگی هنر مندان در بار قدرت با اندا زه دغد غه هایشان پول دریافت میکنند ودر ساختن توهم های نگاه در سیاست وهنر بخوص در این طرح روزنامه شرق دوباره در چند مین بار هیاهو شکل میدهند ومن بعنوان عکاس وخبر نگار قدیمی در مطبوعات از سالهای انقلاب وهشت سال جنگ ویران کننده که هنوز رنج هایش به درون این خاک ننشسته است واین روش حکومت در نظام دینی بانام خمهوری اسلامی در تغیر شکل مردم وسرزمین ایران میباشند
سقوط روز افزون ریال بیانگر ناکارآمدی و بی لیاقتی دولت احمدی را شفاف تروعلنی کرده وبیانگر واقعیتی است انکار ناپذیر که این حکومت از اول هم صلاحیت اداره مملکت ما را نداشته ، در زمان موسوی و خاتمی با وجود جنگ و تحریم ها و سقوط قیمت نفت هرگز پول ایران تا این اندازه تنزل نداشته است. امروزه حتی کودکان هم میدانند که مملکت را نمیتوان با شعار و دروغ و ریا اداره کرد.
بابا رزمنده ها کی یقشونو باز میذاشتن و ریششونو 6 تیغ میکردن
آخه تو این کاریکاتور همینطوریه
وای به مملکتی که توش به خودتم نمیتونی فحش بدی
سلام – کاریکاتوریست اشتباه بزرگی کرده که رزمندگان دفاع مقدس را اینگونه به تصویرکشیده. این کاریکاتور توهین به رزمندگان وشهداست.
مطلب جالبی بود این
تفاوت وزارت ارشاد، از حیات نو تا شرق
http://www.baztab.net/fa/news/15804