از تهران تا قاهره؛ تکنويسیهای فرح ديبا
چکیده :خانم ديبا! فرار شاه به دليل نخواستن او توسط ملت بود و او اين را خوب فهميده بود کما اينکه در تلويزيون به آن خيلی لرزان اعتراف کرد چرا که مستظهر به قدرت مردم نبود. اين فرار ها سابقه تاريخی دارد، محمد علی شاه به لياخوف روسی و چکمه قزاق ها دلبسته بود اما آتشفشان خشم ميهن پرستان آذري و بختياری و تنکابني و تهراني... سبيل تابيده اش را کز داد و پدر شوي مرحوم شما نيز به آلمانو فيل مشهور، اما آمد و رفتش با مرکب و قلم بريتانيا کبير رقم خورد، محمد رضا هم به هيبت ساواک و هيمنه گارد جاويدان پشت گرم بود که با رژه اش خاورميانه به لرزه در مي آمد ولی سپه جاويدان زودتر از شاه مضمحل شد، چرا که ريشه در مردم نداشت....
کلمه – محمدعلی شيرزادی:
مستند ها در فرهنگ امروز ابزار مناسبی برای نگارش تاريخ شفاهی شده اند و از احوالات و پشت پرده ها و ناگفته های اتفاقات تاريخی سخن می گويند. واژه وزين مستند اسمی با مسما برای اين شيوه ثبت و ضبط و نمايش از تاريخ به کار مي رود، اما فيلم از تهران تا قاهره در معنا، اثری مستند بشمار نمی آيد و برای آن واژه هايی نظير مجازنگاری يا مق راست بافی بيشتر زيبنده است.
منطق حاکم بر فيلم از تهران تا قاهره از همان جنس منطق مملو از تزوير کتاب عظمت بازيافته است که سرتا پا پروپاگاندا و برای فتح ذهن کودکان ايرانی بود که در پيش از انقلاب تهيه و به چاپ رسيد. فيلم مستند از تهران تا قاهره علی رغم حجم بالای نماهای آرشيوی جالب و تازه عيان شده که از مخاطب دلبری مي کند، فيلمی کاملا سفارشی و به شدت تک سويه و به تمامی مغرضانه، پديده ای به نام انقلاب مردم ايران را به قضاوت مي نشيند.
ملکه سابق و دانشجوی چپ گرای سابق تر در مقابل مستطيل صفحه نمايشگر تاريخ را عامدانه و ناشيانه به سخره گرفته است. خيزش مردم در دگرگشت پنجاه و هفت از نگاه وی خشونت، توحش و از سر شکم سيری تلقی و نام گذاری مي شود و عجبا در منطق نارس ايشان از شکنجه های دوران ستم شاهی همسر تاج سرنگون شان سخنی ديده نمی شود.

اين سبک داوری ريشه در موضع هميشه حق به جانب خاندان پهلوی دارد. نگاهی که شاه را سايه خدا در زمين می داند وانگاره ای که اشتباهات او را در ظل تشعشع فر ايزدی قابل نقد نمي داند. بيان اين که هميشه اطرافيان شاه دسيسه کرده اند و به کژراهه رفته اند و ذات اقدس ملوکانه عاری از هرگونه خطا بوده است. هنگامی که از ستم ها و فزون طلبی های دوره شاه سخن مي رود مفهوم آن توجيه حاکميت جمهوری اسلامی نيست بل مراد افشای شيوه اي ست که اخيرا سلطنت طلب ها با مظلوميت نمايی تمام بدان روی آورده اند و هر چه مصائب ايران رو به شدت می گذارد عزمی پنهان دوای تمام زخم های آماس شده کنونی ملت را بازگشت به دوران طلايی سلطنت مي داند.
سرکار خانم فرح ديبا در فيلم از تهران تا قاهره به بازخوانی دوباره حوادث پيش و پس دگر گشت بهمن مي پردازد و در مقابل بسياری از لحظات نمايش اين مجاز هفت رنگ به “پُفی” خنک اکتفا مي کند و جمله معترضه ی “چه بگويم” را به مخاطب مسحور تصاوير زير خاکی و قيمتی حوالت مي دهد و خود را از شر پاسخ گويی رها مي سازد؛ در حالی که کسی در نقش مصاحبه کننده در آن حوالی نيست تا به الحاح و ابرام پاسخی در خور شان را طلب کند. اين چه بگويم بيوه پهلوی دوم به معنای آن است که اين تصاويری که پخش مي شوند به حد کفايت شفاف و گويا هستند و نيازی به شرح نمی خواهد. ولی آيا اين تصاوير منقوش در قلعه ی هُش ربا همه ي واقعيت هستند؟ يا همان طوريکه کسی نيست تا ملکه مخلوع را به چالش بکشاند، پای بست چينش و تنظيم اين تصاوير نيز گزينشی است و امر به ابلاغ شده اند؟
خانم ديبا از کودکان مظلوم و معصومش در کنار بستر بيماری شاه ياد مي کند و اين که شبی را همه با هم بر روی زمين خسبيده اند، رنج ايشان و خانواده در قياس با ديگر فرزندان اين مرز و بوم ناچيز است، رنجی که متاسفانه از جاه پرستی و تفرعن محمدرضا در آئين ملک داری برای هر دو سوي حاصل شد. خانم ديبا آيا شما در شب اعدام خسرو گلسرخی از فرزندش “دامون” سراغی داشتيد ؟ آيا از حزن و حرمان امثال هاله سحابی در غم زندان پدر و پدر بزرگش خبر داشتيد؟ صدها اسم از فرزندان مبارزين راه آزادی در مقابلتان وجدان خفته تان رژه خواهند رفت اگر کتمان کنيد؛ که کرديد! مي دانيد محکومان به زندان و اعدام در دوران طلائی شما به دليل شکستن قلم و انگشت و بسته شدن درهای نقد توسط ساواک و رکن دو ارتش و شهربانی به مبارزه روی آورده بودند؟ در اين باره چيزی مي دانيد و بخاطر مي آوريد؟ يا ترجيح مي دهيد در فراموشی و با ژستی عاقل اندر سفيه هنوز خود و شوی بيدادگر خود را منزه از اشتباهات و جنايات بدانيد و تا فرصت مناسب است آن را بر گردن رژيم خودکامه ديگری ببنديد؟ اين “پف” کردن های متوالی به مشعل حقيقت عوارض سوء ديگری جز سوختن ريش نيز دارد. يکی از اين عوارض ابتلا به توهمی است که پسرتان آقاي “رضا آلاشتی سوادکوهی” را در قبای سلطنت ببينيد.

با خود از بهر تسلی از تو می بافد دروغ دل که بر اميد وصلت چاه محنت چاه اوست
بانوی نخست سابق کاخ موزه نياوران، مگر شما تظاهرات مردم ايران را از بالگرد به همراه شاه نظاره نکرديد يا تصاوير آن را نديديد؟ پس چرا آسمان مملو از دود و بوی لاستيک های سوخته، تردد ريوهای ارتشی ، صدای تيراندازی سربازان بدون ريش مسلح به تفنگ و سرنيزه و ماسک، صف های طولانی پيت های آهنی و پلاستيکی نفت، جوانان در حال رنده کردن صابون برای ساخت کوکتل مولوتف، صدای آژير آمبولانس و جمع آوری تنظيف های سفيد و تميز و يخ برای بيمارستان ها و… اراده ی يک ملت برای گفتن “نه بزرگ” به خود بزرگ بيني متکبر، همه اين ها برای شهبانوی معزول خاطرات ديگری يادآوری می کند.
از منظر شما اين ها همه بازی و مکر دولت های استعماری و هزار دستان است. گويی اين بيماری همه حاکمان خود رای مستبد يکی دو سده اخير ماست. آن يکی با لحنی تودماغی لفظ دشمن را تکرار مي کند وشگفتا ديگري با ادبياتی مشابه دول غربی را نشانه گرفته است و کسی در اين ميان نيست که بگويد اگر اين ها دشمن بودند پس تصويب قانون کاپيتولاسيون برای آمريکايی ها، برای چه بود و کسی که برای خصم ملت چنين حقی قائل شود تکليفش در برابر ملت چيست؟ اگر اين ها در ستيز با کشور بودند پس در واپسين روزها قدم زدن های عصبی محمد رضا در کاخ برای نزول اجلال سفير و مستشار نظامي و کسب تکليف برای ملت و “آرتش” چه معنايی داشت و استرس رانده شدن از بلاد ينگه دنيا در هنگامه فرار از چه روی بود. اگر از آنان تمکين نمي کرديد پس چرا به آن ها پناه برديد؟ شعور و هميت يک ملت در سال پنجاه و هفت برای احقاق حقوق از کف رفته ی خويش که بعد انقلاب مشروطه با کودتای فوج قزاق در پشت حصار تهران به يغما رفت نياز و تمنای يک ملت برای آزادی و تعيين حق سرنوشت خويش بود، اصرارشما برای اثبات اين موضوع که شاه به دليل عدم تمايل به کشتار مردم کشور را ترک کرد زيادی ژنده و مندرس است؛
خانم ديبا! فرار شاه به دليل نخواستن او توسط ملت بود و او اين را خوب فهميده بود کما اينکه در تلويزيون به آن خيلی لرزان اعتراف کرد چرا که مستظهر به قدرت مردم نبود. اين فرار ها سابقه تاريخی دارد، محمد علی شاه به لياخوف روسی و چکمه قزاق ها دلبسته بود اما آتشفشان خشم ميهن پرستان آذري و بختياری و تنکابني و تهراني… سبيل تابيده اش را کز داد و پدر شوي مرحوم شما نيز به آلمانو فيل مشهور، اما آمد و رفتش با مرکب و قلم بريتانيا کبير رقم خورد، محمد رضا هم به هيبت ساواک و هيمنه گارد جاويدان پشت گرم بود که با رژه اش خاورميانه به لرزه در مي آمد ولی سپه جاويدان زودتر از شاه مضمحل شد، چرا که ريشه در مردم نداشت.
اين که گفتيد فرزندان تان هر از گاهی از لابه لای نرده های کاخ از دهان مردم چيزی می شنيده اند گواه آن است ارتباط شما و خانواده تان با جامعه واقعيت ها متصل نبوده و در پيله ای ذهنی خويش سر مي کرده ايد. جمله ای به مهندس بازرگان منتسب است که وقتی از او پرسيدند قهرمان و نقش اول انقلاب کيست پاسخ داد “شخص اعلی حضرت” و هنگامی که با تعجب توضيح خواسته بودند گفته بود “سال ها ما به شيوه پارلمانتاريستی و بر بنيان قانون اساسی مهار حکومت را از ايشان طلب کرديم ولی سماجت ايشان اساس سلطنت شان را نشانه رفت.”
دکتر محمد مصدق يکی از تک ستاره های ظلمات پانصد ساله استبداد ميهن ما بود اما شاه از شنيدن نام او نيز هراس داشت و بهم مي ريخت و او را پيرمرد لجباز خطاب مي کرد و امروزه شما به کذب از همراهی شاه و نخست وزير در ملی کردن نفت سخن مي رانيد. خانم ديبا! شوهر شما نه تنها مصدق را همراهی نکرد بل پس از کودتاي انگليسی آمريکايي او را در دادگاه نظامی محکوم و به تبعيد فرستاد. نه او را که بهترين های اين قوم را از هر جناح و گروه و دسته ای بازداشت و زندانی يا به اعدام محکوم کرد. دکتر محمد حسين فاطمی تيرباران شد و خواهرش دشنه آجين، همان گونه که پروانه اسکندری با دست های ايادی وزارت تنگ نظر تماميت خواه کارد آجين شد. کودتا يي که مادلين آلبرايت سال ها بعد با اذعان به انجام آن اعتراف کرد که روند دموکراسی را در ايران چندين دهه به عقب انداخت ولي هنوز خاندان و طرفداران شما مزورانه آن را انقلاب بيست و هشت مرداد مي خوانند.

دکتر حسین فاطمی لحظاتی پیش از اعدام
ليست زندانيان آن قدر بلند بالاست که هم اينک نيز با شان و منزلت نخبگان و فرهيختگان در بند اين نظام آلترا دگماتيست يارای رقابت دارد. بگذاريد تاريخ را با هم تورق کنيم؛
مرحوم اخوان ثالث را مي شناسيد؟ فردوسی نسل امروز را مي گويم. احمد شاملو حافظ معاصر را مي گويم؟ منظومه ی آرش سياوش کسرايی را خوانده ايد؟ نيما يوشيج پدر شعر نو و… همه ی اين ها زندان بوده اند و يا آثارشان به آتش کشيده شد، اديب هاي شامخی که با قلم سروکار داشته اند و نه با اسلحه. شاهد مثال است گوشه ای از دلگويه های نيما در دوران طلائی محمد رضا شاه “چقدر خفيفم. به اندازهی يک پيش خدمت حقوق میگيرم با همهی وارستگی خودم بايد بگويم برای سير کردن شکم، چقدر بايد خفّت برد. بی سروسامانی هستم که هيچ چيز در اين دنيا ندارم… من استادم برای مردم. من استادم که نفهمند چه چيز مرا خرد کرده است…”
از بازجويی های وحشيانه ی علامه علی اکبر دهخدا آگاهيدکه به دليل حمايت از مصدق و مشارکت در نامه سرگشاده عليه کنسرسيوم نفت و پنهان کردن دکتر فاطمی پس کودتای بيست هشت مرداد، مورد بازجويي اهانت و ضرب شتم قرار گرفت و پيکر نيمه جان او در دالان خانه اش رها شد و نام خيابانی که به نام او بود برداشته شد؟ چقدر اين شيوه شبيه دوره هاي کنوني ايران است، اين طور فکر نمي کنيد؟
خانم ديبا اگر روايت خشونت زندانبانان و انداختن پالان آغشته به نفت بر دوش ِکريم پور شيرازی و به آتش کشيدن او را در زندان حشمتيه را برای کودکان مظلومتان تعريف مي کرديد بی شک از پدر تاجدارشان هم چون هانيبال هاي هاليودی فرار مي کردند – و شايد همانند معاويه پسر ِ يزيد بن معاويه بر فراز منبر از ردای خونين خلافت اموي برای هميشه چشم مي پوشيدند.

ديگر از کجا برای شما و نسل منقطع از تاريخ امروزی که نشانه گرفته ايد بگويم؟ خانم ديبا! چرا از حمام لشگر دو زرهی و سرهنگ زيبائی برای ما چيزی نگفتيد؟ از کميته ی مشترک ضد خرابکاری و رسولي و کمالي و حسينی و آرش و تهرانی؛ از اتاق تمشيت و آپولو ، از محبوس مبارزي که چنگال را در پريز برق فرو برد تا از شر شکنجه تمام نشدنی جهنمي ساواک خلاصی يابد؛ و اينک در قطعه ی سی وسه بهشت زهرا آرميده است. چرا از دژخيم قزل قلعه استوار ساقی، که چشم راست تيمسار آزموده بود چيزی نگفتيد؟ از سياه چال دويست و نه اوين که در دوران طلائی شما بوسيله اسرائيلی ها با پول ملت عليه ملت ساخته شد، يا از حبس جوانان وطن پرست نظير رضا دقتی که امروز آبروی اين ملک و ديارند در دوره زرين تان سخن نرانديد؟ از زندان عادل آباد شيراز و شترخان برازجان چيزی نگفتيد و بر همه ی اين ها و آن ها که همگان بدان معترفند، چشم فرو بستيد؟
نه فقط در دوره شوی شما که در زمان پدرش نيز داستان همينگونه بود. در دوره ی رضا خان قلدر – پدر شوهرتان را مي گويم، آزادیهای انقلاب مشروطه از بين رفت. رقبا و مخالفان يا در زندان سرپاس مختاری با شيوه مرگ درمانیِ پزشک احمدی از حيات شفا يافتند، يا از آبگوشت دارالخلافه محروم و به آش تبعيد تن دادند. از خانه نشينی و زندان و تبعيد ملک شعراء بهار تا خفه کردن سيد حسن مدرس در کاشمر، از دکتر تقی ارانی، سردار اسعد بختياری و نصرتالدوله، وصولتالدوله قشقايی و تيمورتاش و همه خوراک ميرغضبان ميرپنج شدند.
ميرزاده عشقی ترور و فرخی يزدی دهانش با جوال دوز دوخته شد و ديگر ادباء نيز از ضيافت پر از ممات رضا شاه، بی نصيب نماندند، روايت تبعيد کمال الملک و مصادره ی آثار هنری اش نقل بازار و شهره ی عام است. داستان های علیاکبر داور – بنيان گذار دادگستری و مارشال نخجوان اولين خلبان ايرانی و ارباب کيخسر و جواد امامی، اسماعيل عراقی و رضا رفيع نيز شنيدنی است . علاوه بر آن چه برشمرده شد، کشتارهای دست جمعی عشاير کهگيلويه، قشقايی و بختياری همراه با خانواده هايشان را نمی توان فراموش کرد . اشتهای دربان اسبق باغ سفارت اجنبی که اينک ردای پادشاهی در بر داشت برای حبس و بند تمامی نداشت و ساخت زندان قصر و سرنوشت سازنده اش سرتيپ درگاهی که اولين زندانی محبس ِ ساخته ی دست خويش بود نيز از روايات مثال زدنی است!

حال مي پرسم، سرکار خانم ديبا! شما به کدامين تبار خضاب شده از خون و اشک و آه مي باليد؟!
از دين تيرباران هويدا متاسف بوديد و متحير از گرفتن عکس يادگاری با پيکر تيرباران شده اش؟ با شما کاملا موافق هستم و اي کاش آنان اعدام نمی شدند، نه بدليل اينکه اساسا با حکم اعدام مخالفم بل آنکه خاطرات نويسی آنان مجالی برای رنگ بافی های مجازی امروز شما باقی نمی گذاشت. آن که فرمان حبس و عزل نخست وزير سيزده ساله را در دوره خيزش مردم برای تطهير حکومت ظالمانه ی خويش ممهور به خاتم شاهانه ی خويش کرد همسرگريز پای شما بود.
هويدا در روزهای انقلاب هنوز در زندان بود اين طور نيست؟ چرا از مصاحبه با پژوهشگری نظير دکتر عباس ميلانی برای نگارش کتاب هويدا و شاه طفره رفتيد؟ آيا هراس از باز شدن چنته خالی تان برای وارونه نمايی تاريخ و قلب واقعيت نبود؟ اين که گفتيد تا مدت ها توانايي نگاه کردن به تصاوير انقلاب را نداشتيد بيانگر گريز شما از واقعيت و بطن جامعه نبوده است؟ اي کاش کمي بيشتر ژرف نگرانه و بي ستيز اين خاطرات را واکاوي و مرور مي کرديد.
تخريب نابخردانه آرامگاه رضا خان ميرپنج در شهر ری سلاح بُرنده ای شده تا انگيزه و انگيزش انقلاب را تخطئه کنيد. اين جا نيز با شما موافقم، تخريب و تهديد قبور نه صلاح است و نه ثواب؛ حتی سلاطين ستمگر نيز مثل مجرمان و جانيان به دار آويخته بايستی قطعه ای از خاک زادگاه خويش را نصيب برند. اي کاش بنای آرامگاه که با پول بيت المال و نه پول شوی شما ساخته شده بود هيچ گاه تخريب نمی شد؛ تا موزه ای برای تمامی ديکتاتور های اين مرزو بوم و جهان باشد. عبرتکده ای از تنديس ِخودکامگان از ضحاک تا محمد رضا شاه و سارقان راي مردم در جنبش سبز وکودکان ايرانی بيشتر با سرگذشت و جنون خود محوري آنها آشنا مي شدند.
در نمايی از فيلم، اعلی حضرت آريا مهر و بزرگ “آرتش” داران رميده به خارج از مرزهای ميهن اش، ازشکست مثلث عشقی فردوست و قره باغی و خويش سخن مي گويد و از فلک گلايه دارد که رابطه ی دوستی و عاطفی ميان آنان چگونه مبتلا به خيانت و شکست شده است. از ارتشبد فردوست ِ بزرگ شده ی دست انگليس و آمريکا و سيستم دوزخی اطلاعاتی آن ها و بناي سيستم های اطلاعاتی امنيتی پهلوی دوم و جمهوری اسلامی توقع يک رنگی و عاطفه کمی ساده لوحي است. آن هم از سوی شاهی که خود رخصت اعدام و زندان و تبعيد صادر مي کرده است!
خانم ديبا آمار شهداء انقلاب بهمن ممکن است محل نزاع و مناقشه باشد و شايد شيخ و مفتي در ميزان آن اغراق کرده باشند اما انتساب خون پاک سياوش ها و کاوه هاي اين خيزش مردمی به “خون گوسفند”، اهانت و ريش خندی نابخشودنی به آن ها و مادران شريف شان بود و اين خبط بزرگ را تاريخ بي شک بر شما به قضاوت خواهد نشست.

خانم ديبا اگر اژی دهاک پسر مرداس فرمانروای دشت نيزه وران بجای دَه هزار مغز آدمی، نُه هزار مغز را خوراک ماران دوش خويش مي کرد آيا در تاريخ فراموش مي شد؟ و يا از او به نيکی ياد مي شد؟ اگر جنگ کثيف در آرژانتين ويا خشونت طلبی نظاميان کودتاچی در شيلی پينوشه نصف کشته ها و ناپديد شدگان امروز را برجا گذاشته بود ديگر کسی از سبعويت آنان دل گير نمی شد و کميته های حقيقت ياب تشکيل نمی شد؟ شمر و عمر سعد در تاريخ همان قدر مزموم هستند که اگر در بيابان نينوا بجای هفتاد و دو نفر، هفت صد و بيست نفر را بدليل بيعت نکردن با پنجه ی ستم کشتار کرده بودند.
وجدان بشری مثل ذات عاشورا به ظلم ستيزی آغشته است چه در دوره ميليتاريسم پهلوی برگزار شود و چه در حاکميت ولايت مطلقه فقيه؛ در هر دو زمانه ماهيت محرم انگشت اتهام را به سوی شاه و شيخ جائر نشانه مي رود. تفاوتی بين آپارتايد کپک زده بوئر های هلندی – آلمانی تا آپارتايد عفونت زده ی آنگلوساکسونی در افريقای جنوبی نيست!
شاه يا شيخ فرقی نمی کند؛ “فر ايزدی سلطانی ِ ظل لله” يا “ولايت مطلقه فقيه ِ هَم کُف ولايت رسول”، هر دو همان نفس فزون طلب جاه پرست را در ذات خويش دارند.
خانم فرح ديبا! ايستادگي شما را در سوگ و اندوه از دست دادن فرزندان ناکام تان ارج مينهم اما بياييد به سرنوشت فرزندان فقيدتان کمي تامل کنيد. مرگ بر همگي ما خواهد گذشت. اگر به عقبی و آخرت باور نداريد به بدنامي که گريبان گير ابدی تان خواهد شد فکر کنيد. بنايي که بن و شالوده ی آن دروغ و ريا باشد به سقف نرسيده واژگون مي شود. زندگی در همسايگي مردم را بر رويای بي تعبيرکاخ نشينی و حمل تاج و جبه و دبوس ترجيح دهيد. به سال هايي که ديگر نخواهيد بود بيشتر فکر کنيد.














iهمین یک کار بزرگی که پادشاه فقید انجام داد و در خاطره تاریخ باقی گذاشت یعنی با اندک مقاومتی قدرت را به مردم واگذاشت و گفت حال که مردم شرنوشت شان راجور دیگری می خواهند خاک میهن ا ترک نمودو رای مردم را محترم شمرد وتاج و تختش را فدای منافع ملی نمود کار سترگی که در این زمانه نزد حکومت های اعم از پادشاهی و جمهوری کیمیا شده است( نگاه کنید به حکومت های خاور میانه ای مان ) خود بسیار ارزنده و درخور ستایش است من کاری به چه کرد کی را کشت و کی را زندان انداخت ندارم چرا که هیچ حکومتی فرش قرمز به زیر پای مخالفانش پهن نمی کند چه رسد به مخالفین محمدرضا شاه فقید که سرسپردگی شان به همسایه خرس شمالی مان اشکار بوده است از توده ای بگیر و مجاهد و پیکار و تا حتی خود اسلامیست ها روانش شاد هنوز در ایران هوادارنی دارد خدایش بیامرزد .
حکومت اشخاص به هر روی فاسد کننده و ظلم آور است.
بشار اسد قاتل هم تا وقتی طعم قدرت و شوکت (پوشالی) را نچشیده بود روشنفکر مردمی و به فکر اصلاح بود!
اگر حکومت فردی فاسد کننده نبود ماندلای بزرگ خودش حاکم میشد!
بگویید و بگویید و نترسید از مخالفان که دفاع از خونریزی و ددمنشی به هیچ بهانه ای قابل قبول نیست .تیرباران مخالفان در زیر هر بیرقی زشت و ناپسند است. نباید در برابر افراد مغروری که جز توهین کردن کار دیگری بلد نیستند سکوت کرد.هر چند با بعضی کلمات استفاده شده در این مقاله مخالفم و معتقدم باید آرام تر مخالفت کرد.
خطاب به کسی که گفته حکومت شاه بهتر بوده !!!!!!!!!!!!!!!ایرانی ها معمولا خیلی خوب همه چی را فراموش میکنند و خوب هم ناشکری میکنند حالا از سر شکم سیری میگند شاه خوب بود !!!!!!!!!!!!!1کروبی هم انگار جنایتهایش در مورد خانواده شهدا یا ریاستش بر سازنام حج فراموش شده که خود او هم اگر طعم فقر را ذره ای در زندگی چشیده بود ورو به درگاه خدا خالصانه ایستاده بود و خدا را همه جوره حس میکرد اینچنین با بیدینانی که او را هم قبول نداشتند و زمان ریاستش بر مجلس ساده لوحیش را به سخره میگرفتند هم پیمان نمیشد و واقعا که ساده است که این چنیین خدا را به فراموشی سپرده است و آن یار غارش میر حسین !!!!!!!!!!!!!!مردم این سرزمین چه امروز و چه دیروز (زمان فرح و شوهر نگون بختش )پای دینشان استوارتر از ایرانشان ایستاده اند ………….الله اعلم………………….. کاش شما که داعیه دموکراتیک دارید این کامنت را نمایش میدادید که وت اسفا که خیلی خیلی ترسوترید
خطاب به کسی که گفته حکومت شاه بهتر بوده !!!!!!!!!!!!!!!ایرانی ها معمولا خیلی خوب همه چی را فراموش میکنند و خوب هم ناشکری میکنند حالا از سر شکم سیری میگند شاه خوب بود !!!!!!!!!!!!!۱کروبی هم انگار جنایتهایش در مورد خانواده شهدا یا ریاستش بر سازنام حج فراموش شده که خود او هم اگر طعم فقر را ذره ای در زندگی چشیده بود ورو به درگاه خدا خالصانه ایستاده بود و خدا را همه جوره حس میکرد اینچنین با بیدینانی که او را هم قبول نداشتند و زمان ریاستش بر مجلس ساده لوحیش را به سخره میگرفتند هم پیمان نمیشد و واقعا که ساده است که این چنیین خدا را به فراموشی سپرده است و آن یار غارش میر حسین !!!!!!!!!!!!!!مردم این سرزمین چه امروز و چه دیروز (زمان فرح و شوهر نگون بختش )پای دینشان استوارتر از ایرانشان ایستاده اند ………….الله اعلم………………….. کاش شما که داعیه دموکراتیک دارید این کامنت را نمایش میدادید که وت اسفا که خیلی خیلی ترسوتری
آخر اگر از اول انقلاب تا کنون، یک نفر از یک کار مثبتی که در زمان حکومت قبلی در این کشور شده بود، یک جمله گفته بود، حرفی نبود. وقتی شما این همه از حکومت قبلی بد گفتید، مردم حق دارند که شک کنند به این همه بدگویی محض.
نترسید، کسی به دنبال سلطنت نیست، چون، سلطنت پهلوی ها که عقبه ای نداشت، الان پسر شاه همان قدر حق دارد شاه ایران شود که من دارم، یا هر کس دیگری. مگر آنها از نسل کورش اند!؟
اگر حرف و ذهنیت مردم در زمان انقلاب را درست بدانیم، باید به ذهنیت خوبی که الان از زمان شاه در ذهن مردم درست شده هم احترام بگذاریم. بله، حقایق، لای اراجیف گم میشوند همیشه. چه زمان انقلاب، چه الان.
اصلا شاه هیچ کس و نکشته و برا کشور ابادانی اورده و خمینی ادم…. .حتی اپه اینم قبول کنیم باز خمینی و انقلاب بسیار از سلطنت بهترند چون با رای مردم کردند هر انچه کردند.جواب دندان شکن تر از این برای طرفداران شاه وجود نداره
هیچ کس خواهان بازگشت سلطنت نیست، چون به نظر من، تنها انگیزه درست انقلاب 57، از بین بردن دیکتاتوری بود. بقیه انگیزشها، ناشی از تحریک حس کینه توزی و حسادتی بود که در دل مردمی که از روستاها به تهران آمده بودند، وجود داشت. الان هم دارد. الان هم لباس شخصی ها با همان حس، سینه جوانان مردم را نشانه میگیرند.
شاه، اشتباهات زیادی داشت. ولی علیرغم آن اشتباهات و تقصیرات، جمهوری اسلامی، او را روسفید کرده است. حکومتها نسبت به هم سنجیده میشوند. همه چیز نسبی است.
اکثر دوستانی که اظهار نظر کردهاند گویی ناخودآگاه خود را ملزم دیدهاند که در میان این دو از یکی دفاع کنند. در این میان بدیهی است کسی که به هر علت و یا دلیلی تجربه تلختری از این یکی دارد آن یکی را ترجیح دهد. به همین علت اظهار نظرها عموماً توام با عصبانیت ، یکجانبه نگری و غیر علمی است. هیچ کس در این میان نگفته که آقا جان اساساً نتیجه حکومت فردی و استبداد فردی همین است. مشکل و بلای اصلی ایران در نظام گذشته و کنونی همین است. چه فرق میکند شاه باشد که مدعی بود حضرت ابوالفضل او را نجات داده یا خامنهای که از شکم مادرش بیرون آمده یاعلی گفته. جنایات شاه غیر قابل انکار است. به نظرمن مشکل ما این نیست که مثلاً سیاست شبه مدرنیسم و پیشرفتهای شبه توسعه شاه را پیشرفت بدانیم و متقابلاً پیشرفتهایی که ایران پس از انقلاب داشته نادیده بگیریم یا بر عکس مشکل این است که هنوز فکر میکنیم که باید یکی از دو تجربه تلخ استبداد فردی را انتخاب کنیم و باورمان نشده که مشکل در اصل این استبداد فردی نهفته است.شاه و خامنهای هر دو تجربه تاریخ همین ملتاند خوب یا بد تجربهای متعلق به همین ملت. تحقیر مردم به خاطر انقلاب علیه شاه و یا هورا کشیدن در جشنهای چهارم و نهم آبان هر دو نارواست. در نگاهی بدون حب و بغض باید از این دو تجربه درس کرفت و پرونده حکومت فردی را برای فردای ایران بسته دید. اصلیترین اشکال به فیلم از تهران تا قاهره وارونه نمایی واقعیات نیست بلکه تبدیل تجربه سیاه حکومت فردی پهلوی به یک نوستالوژی و تلاش برای بازنگه داشتن پرونده سلطنت برای آینده ایران است. باور کنیم که ایران امروز از مرحله حکومت مطلقه فردی چه از جنس سلطنتی و چه از جنس ولایت فقیه گذشته است
هر وقت سبزهای لجنی مقاله ایی به همین شکل در مورد خامنه ای و خمینی و گذشته موسوی در سایت گذاشتن اون موقع میشه به امثال موسوی اطمینان کرد
گرایش نسبت به خاندان خلع شده علاوه بر عملکرد جمهوری اسلامی نتیجه سرد شدن مردم از اپوزیسیون در هر شکلی است از اپوزیسیون قدیمی تا سبزها. وقتی محتوای سایت کلمه با سایتهای محافظه کار مذهبی هیچ تفاوتی ندارد و گاهاً هر انتقادی را سانسور می کند(تجربه شخصی خودم نشان داده است هر انتقاد منطقی و بدور از توهین از مراجع سانسور شده است) خب معلوم است در چنین حالتی حس نوستالژیک مردم تحریک می شود. دقیقا همین انتقادهایی را که به درست به شاه سابق کرده اید را اجازه دهید در همین سایت به اقای خمینی گرفته شود. اگر به اعد ام اشاره می کنید خب عزیزان من بگذارید در اینجا هم به اعدام های ناحق عصر زمامداری خمینی هم اشاره شود. هر چه بیشتر جلو این دیدگاه را بگیرید بیشتر در واقعیت مردم به کسانی چون طرفداران سلطنت رو می آورند. و این واقعن برای اینده خبر خوشی نیست. تعداد کامنتهای همدل و سمپاتیک با فیلم مزبور، انهم در سایت کلمه خود گویای این مسأله است. سر خودمان را در برف نکنیم. کافی است در تاکسی یا در مهمانی های طبقه متوسط و حتا پایین و گاها مذهبی شرکت کرد تا ببینید چگونه این دیدگاه نوستالژیک به عصر سلطنت موجح می زند. من نمی توانم از طرف مردم داوری کنم اما حدسم این است که اگر رأی گیر عادلانه شود مردم به هیچ وجه به حکومت دینی رأی نمی دهند. پس قرار دادن حکومت دینی در برابر سلطنت مسلم است به نفع سلطنت تمام می شود از قضا عمل سیاسی درست شکستن این دوگانگی کاذب است. یعنی قرار دادن مردم در برابر دیکتاتوری . هر وقت جامعه غیر سیاسی شود مسلم بدانید یا نوستالژی گذشته نگر دست بالا را می گیرد یا فاشیسم. برگشت حکومتهای سقوط کرده امر خیالی ای نیست. مگر بعد از انقلاب بزرگ فرانسه و میان پرده ناپلئون، بازگشت سلطنت برای چند دهه رخ نداد؟این میل به سمت گذشته معدوم شده، ثمرۀ عملکرد کسانی است که خود را بازیگران دموکرات سیاست امروز ایران میدانند.
مقاله بسیار جالب و مستند به تاریخ می باشد. هیچکس خواهان بازگشت دیکتاتوری به هر شکل و رنگ نمی باشد هر حکومتی محاسن و معایبی دارد ولی امروز دنیا به طرف آزادی ، احترام به عقاید ، قانون حرکت می کند بهترین شاخص نحوه برخورد با آزاداندیشی و اصلاح طلبی از طرف حکومت هاست . تحمل همدیگر ، آینه هم بودن و احترام به حقوق انسانی رمز ماندگاری در آینده است. به امید اینکه روزی شاهد اجرای تفکر خاتمی عزیز و تفکر اصلاح طلبی باشیم.قطعا این تفکری است که باعث عزیز شدن انسان ها و سعادتمندی آنان می گردد.
اول اینکه یه فکری به حال ادبیاتت بکن
دوم اینکه از طرف خودت و یا حداقل خودت و امثال خودت حرف بزن، نه از قول همه مردم
آقای کارشناس تاریخ، زمان انقلاب رئیس جمهور آمریکا “کارتر” بود و ریگان یک سال بعد از انقلاب ایران روی کار آمد و هیچ کاری به شاه و انقلاب نداشت، حالا شما از کجا فهمیدی مردم آمریکا از سیاست های ریگان های ناراحت بودن، الله اعلم.
بعضی ها فکر می کنند، اظهار فضل نکنند، میمیرند.
1. از قول خودت حرف بزن نه از قول همه مردم ایران.
2. مردم انقلابی مصر هم که فعلا به کسی که اهمیت نمیدن به شما و اربابتان است
Hآفرین آفرین .. انقلاب اسلامی یک حقیقت است و این تلاطمات نمام میشود و سیاهی به ذغال میماند … این اتفاقات هم بخشی از تکاملات انقلاب اسلامیان می باشد . انقلاب را دوست داریم و بر آرمان های آن می ایستیم
راست میگه، یه سری شایعه و وراجی و حرفای را از قلم انداختین. از این به بعد برای اینکه چاشنی کارتان بیشتر بشه از این آقا استفاده کنید.
در مورد رضا شاه با اینکه دیکتاتور بود اما کشور را از سقوط حتمی نجات داد. محمدرضا هم اشتباهاتی داشت اما مردم در زمان سلطنتش لااقل به نان شبشان محتاج نبودند
شاه با همه اشتباهاتش از این بی شرفها بهتر بوده.اون یک متوهم وطن پرست بود
قضاوت حق مردم است چرا شما ايقدر ناراحت ميشيد مطمئنا مردم نكاتي را درك ميكنند كه هنوز براي شما مبهم است واينجااست كه فرقي بين اصلاح طلبان اصول گراها نيست انتخاب حق مردم است انتخاب حق مردم است انتخاب حق مردم است حتي اگر به نظر شما بد باشد
یعنی خوشم اومد که شما به اصطلاح اصلاح طلبها خوب فوری دستتونو رو میکنید آخه اگه شما آدم بودین اون8 سالی که قدرت دستتون بود کاری برای ملت میکردین نه اینکه تسلیم حکم حکومتی آقا باشید حالا از فیلم مستندی که یکی از بزرگان تاریخ ایران را به تصویر کشیده فریادتون درآومده به جنازه اش هم حسودی میکنید ؟وای اگر قدرت دست شما هم بیاد باز همون آش و همون کاسه از این 33 سال 8 سالش احمدی نژاد بود بقیش که خودتون بودین چه کردین برای ایران؟آقای رفسنجانی که با تاسیس غیر انتفاعی و دانشگاه آزاد گند زد به تحصیل رایگان آقای خاتمی هم که با امتحان ادواری و قانون کار گند زد به استخدام و امنیت شغلی پس بدونید که در برابر اون بزرگ پشیزی ارزش ندارید نویسنده مقاله هم عین حسین بازجو
متاسفانه نه رضا پهلوی نه فرح دیبا اعتقادی به نجات وطن ندارند حتی اعتقادی به پادشاهی مشروطه ندارند.آقای رضا پهلوی بارها گفتند هر چی مردم بگن.خوب از دهان مردم گفتند ولایت مطلقه،احمدی نژاد،حجاب اجباری…شما هم همه چیز از دهان مردم میتوانید بگویید.البته اگه فرصت تاج و تخت داشته باشید!
آقا رضا بیا و مردانگی کن و یک کلام با مادر محترمت بگویید “ما جمهوری خواهیم”یک کلام!
آقای خمینی هم اولش میخواست – میگفت-ما جمهوری میخواهییییم شبیه همین فرانسه!
شاه یه خصوصیت خوب داشت و اون اینکه منافع ملی را در ارجحیت میگذاشت و ایدوئولوژیک نبود
جابجا گرفته اید !
33 سال پیش زمان اصلاحات بود ، انقلاب کردید………….
اکنون زمان انقلاب است ، اصلاحات می خواهید ………..
سلام بر کلمه، اولا ای کاش نقدی نمی نوشتید چون بر تنور ترویج این فیلم دمیدن است، ثانیا من با نقد شما کاملا موافقم و به نظر من ادبیات شما مثل رجا و کیهان نبود، آدم از بی خرد فرض کردن خویش در برابر این فیلم عصبانی می شود. نه مصدق یادم می رود نه 17 شهریور نه ساواک. بار دیگر از کلمه تشکر می کنم که در راه مهندس موسوی باقی مانده و اسیر فضای مجازی که در کامنت ها هم دیده می شود نشده است. البته این نظر شخصی من است. اگر روزی تصمیم گرفتید از بیانیه های مهندس فاصله بگیرید برایتان دعا می کنم اما با مهندس می مانم و با شما نمی آیم. از نویسنده هم بسیار ممنونم اگر نسل بی خاطره ما آنقدر ناراحتی دیده که حالا از جهنم شاه بهشت می سازد ایراد شما نیست که شعله های جهنم را زبانه می کشی. به نظرم منصفانه نوشتی و شده این مقاله اگر نه باید بسیار بدتر می گفتی.
یا حسین میر حسین
شاه هم اشتباهاتی داشت و جنایاتی ولی نه در حد شماها اقایون.من نمیدانم اگر مردم ایران دوباره بخواهند انقلاب کنند چه می شود ای اقایون خدایا رهم کن
من کامنتها را خواندم. نمی دانم که چه منطقی می گوید که اگر امروز عده ای در حکومت نظامیچ امنیتی ایران حقوق شهروندی را نادیده می گیرند بگوییم دیکتاتوری زمان شاه خوب بوده؟ اگر الان در وضعیت بسیار بدی به سر می بریم دلیلی بر آن نمی شود که وضعیت زمان شاه خوب بوده که اگر بود مردم انقلاب نمی کردند.
به نظر من تنها باید از گذشته درس هایش را بیاموزیم و بگذریم نه زمان شاهنشاهی قابل برگشت است و نه حکومت اسلامی پایدار انچه از مجموع این دو حکومت میتوان یاد گرفت اینست که حکومت فردی با هر نام و نشانی در اخر به فساد و ادمکشی می انجامد و جای تاسف است که ملت ما از یک سوراخ برای بار دوم گزیده شد امیدوارم حکومت بعدی دموکراسی با شد نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد
چه جهنمی بود این کمیته ی مشترک ٫چه جهنمی !
چه موجودات بدبخت و پلیدی بودند آن شکنجه گران و دژخیمانی همچون رسولی و سپهر و فریدون توانگری و عضدی و منوچهری و حسینی و تهرانی و ریاحی ورضوان و رحمانی و امتال آنها که چه بسا امروزدر پس نقاب دین ومذهب در زندانهای اوین و گوهردشت شلاق و داغ و درفش از کفشان فرو نمی افتد و آزاده ترین فرزندان این مرز و بوم را به بند کشیده اند و آنها را به اعتراف به اعمال نکرده وامیدارند تا به خیال خود چند صباح بر عمر سلاطین و حاکمان مستبد وخودکامه بیفزایند ٫و آنوقت افرادی همچون پرویز ثابتی که در این جرم و جنایت شریکند آزادانه در دامن به اصطلاح مهد دموکراسی و آزادی به انکار حقایق میپردازند و دست به کار بازگرداندن همان رژیم منحط و منحوسی هستند که طومار آن با انقلاب عظیم و مردمی ۱۳۵۷ درهم پیچیده شد.
تاریخ هرگز به عقب برنمی گردد.چرا بد را با بدتر میخواهیم عوض کنیم.وضع امروز ما نتیجه عملکرد اشتباه پهلوی هاست.جشن های 2500 ساله در حالیکه در روستاها فقر بیداد میکرد نشانه جدایی شاه از ملت بود.
خیلی خوب بود
در هر صورت وقتی خامنه ای می گوید که در این 33 سال همش پیشرفت و خوشی و خرمی در ایران برقرار بوده و خود را نائب امام زمان می داند و دور و اطرافیانشان او را امام می نامند خب فرح دیبا هم با دیدن این صحنه ها کمی به خودش تلنگر می زند در دوران شاه هم همه چیز خوب بود اگه بد بود هم قیمت مرغ اینقدر بالا نبود و دموکراسی هم که اساسا بود !!! کلا دیکتاتورها یه جور می بینن و فکر می کنن …
این شبکه من و توِ سرکار خانم گوگوش داره سنگ سلطنت رو به سینه میزنه!
کلمه عزیز این این نقد رو بلاخره گذاشتی ممنون و دلم خنک شد! اما یک جاهایی یاد رجانیوز افتادم!!
نمیدونم سلطنت طلب ها با چه رویی فکر میکنن مردم ایران خواستار برگشتن سلطنت به ایران هستن شاید به خاطر این جمله معروف باباو مامانمون:”نور به قبر شاه بباره” ! عزیزان اگر نمیدانید و خارج از ایران هستید بدانید که این یک ضرب المثل شده در ایران و برای همین بعضی آن را بر زبان میاورند از جمله پدر خودم !که این جمله وِرد زبانش است ولی وقتی بهش میگم واقعا میخوای شاه برگرده میگه گور پدر شاه کی دیکتاتور میخواد!
ای سلطنت طلبانی که به امید بازگشت دوباره تون به قدرت و رسیدن دوباره تون به پول نفت دندان تیز میکنید و 33 سال است که از مردم دعوت میکنید در ساعات خاصی در روزهای خاصی برای سرنگون کردن حکومت اعتراض کنند و به خیابان بیایند ،دعوتی 33 ساله که هرگز همراهی نشد دعوتی از مردم برای رسیدن خودتان به نون و آب، اگر نفهمیدید و اکنون هم نمیدانید بدانید که مردم ایران در انتخابات 88 به همین حکومت فعلی بله به همین حکومت فعلی اعتماد کردند و پای صندوق رای رفتند به امید اینکه حکومت با همین کمبودها وهمین قانونِ دست و پا شکسته اصلاح بشه و بسمت ترقی و پیشرفت و اقتدار پیش بره و از دیکتاتوری و دروغ و دزدی و بی آبرویی نجات پیدا کنه همه امیدوار بودند تا خاتمی همین نماینده اصلاحات کاندید بشه ،شد اما برای میرحسین اعلام کناره گیری کرد برای همین اکثر مردم به میرحسین رای دادند به امید تغییر و اصلاح نظام اما کودتا شد و آرای مردم عوض شد همین مردم برای پس گرفتن رای خود به خیابان آمدن اما نشد که نشد و گلوله جواب گرفتن اما باز به دعوت میرحسین عزیز و کروبی ای که به خاطر مردم کوتاه نیامد باز به خیابانها آمدن برای پس گرفتن آرای خود که دیگر آندو عزیز را هم زندانی کردن میبینید هیچ کجا جوابی به درخواست شما نبوده و ندادن، بلکه مردم خواسته خودشان یعنی آرای جمهوری را میخواستند و نه سلطنتی دیگر.و اما خواسته ی مردم امروز ایران که در ایران میبینم و کنارشان زندگی میکنم اکنون آزادی زندانیان سیاسی و منحل شدن ولایت مطلقه فقیه و اصلاح اساسی قانون است و نه آنچه شما میگویید
ای سلطنت طلبان خارج ایران که از داخل هیچ خبر ندارید و ای به ظاهر سلطنت طلبانی که از حکومت ایران جیره مواجیب 7000 تومنی میگیرید تا در جنبش سبز اختلاف ایجاد کنید بدانید مردم ایران خواهان جمهوریت و حاکمیت رای مردم هستند، ونه سلطنت و ولایت فقیه مطلقه.
در یک چنین شرایطی حتی آقا رضای شما هم میتواند برای ریاست جمهوری کاندید شود تا ببینیم چقدر رای میاورد! اما بدانید کلا پارلمان و اینکه کشور دست یک نفرِ فراقانونی باشد خواسته ی هیچ ایرانی نیست
اینهم که کلمه در اینجا این مثلا مستند را نقد کرده منظور خوب جلوه دادن حکومت فعلی نیست اگرچه جاهایی الفاظ درست به کاربرده نشده اما بدانید این وب سایت سایت جمهوریت است و نه انقلاب و نه اصلاحات و نه سلطنت و نه منافق و نه بسیج و سپاه.فقط و فقط جمهوریت که این هدف است و اگر حرفهای مراجع و به قول شما سبزاللهی ها و اصلاحاتی ها را منتشر میکند به این علت است که حرفها و اهداف آنها هم جمهوریت و انسانیت است.این که میرحسین عزیز گفت باید به دوران طلایی امام برگردیم منظور پاک کردن انقلاب از کشتار دهه 60نیست که قطعا تندروی هایی شده بود بلکه منظورش اصلاح حاکمیت فعلی به هر روش ممکن بود و مخالف انقلاب که هزینه های سنگینی برای کشور دارد. این اصلاحات با لغو ولایت مطلقه فقیه و آزادی تمام زندانیان سیاسی شروع میشود.
مردم بعد انتخابات 88 به میرحسین و شیخ مهدی لبیک گفتن بزرگمردانی که حتی خود را رهبر جنبش سبز هم ننامیدن و گفتن ما هم مثل شما مردم و از جنس شما هستیم، مردم به اینا لبیک گفتن و نه به کسی که هنوز هیچی نشده خودش رو شاهزاده مینامه و سودای سلطنت داره
قطعا این به میدان آمدن سلطنت طلبان شیوه و سلاح مخفیِ حکومت فعلی است تا سبزها را اینطوری مشغول کند تا از اصلاحات اساسی و سرنگونی ولایت فقیه گمراه بشوند و نیروی سبزها را اینطوری صرف جنگیدن با این به ظاهر سلطنت طلبان کند و این نیرو هدر رود.
قطعا یکی از موانع اصلی جنبش سبز همین اظهارات و شیطنتهای سلطنت طلبان است که مردم را از ترس اینکه انقلاب بشود و دوباره سلطنت سر قدرت بیاید از اقدامات علیه این حکومت میترساند.
نام میرحسین و شیخ مهدی در تاریخ ماندگار شد کسانی که برای احیای حقوق مردم سکوت نکردند و معلوم نیست الان کجا هستند و چه وضعی دارند؟آیا سالمند؟
آه خسته شدم کاش میشد کامنت صوتی بگذاریم!
دوستان عزیز و کسانی که سعی دارند از حکومت شاه سابق دفاع کنند. دفاع کردن از یک عقیده و نظر هیچ ایرادی ندارد، اما لطفا تاریخ سازی نکنید. شاه کجا برای جلوگیری از خون ریزی بیشتر از کشور خارج شد؟ شاه تنها زمانی از کشور خارج شد که به این نتیجه رسید که دیگر امیدی نیست و عملا با این امید که با یک 28 مرداد دیگر ممکن است به کشور برگردد، ترک دیار کرد. کودتایی که برنامه ریزی هم شده بود، اما به مرحله انجام نرسید. شاه چند مدتی بود که عملا کنترلش بر کشور را به دست چاپلوسان سپرده بود و فقط شیفته دست بوسی های آنان بود. در مورد مقاومت نکردن هم همین نتکته صادق است. شاه بی مقاومت کنار نرفت، بلکه از ترس جان رفت و مهم اینکه شاه جاهای زیادی برای رفتن داشت. نکته ای که نباید فراموش شود: چه کسی می خواهد میزبان اسد باشد؟ یا میزبان مقام عظمی ولایت؟!
در ثانی اصولا انتخاب میان این دو دوران درست نیست. مثل این است که کسی در خیابان جلوی شما را بگیرد و بگوید من الان یا باید یک دست شما را قطع کنم، یا یک پایتان راه! هیچکدام از این ها خوب نیست! اصلا چرا باید کسی چنین درخواست ابلاهنه ای را مطرح کند؟ به جای شرکت در بازی دیگری، خودتان قوائد بازی را تعریف کنید! چون شاه سابق کمتر کشته، پس از این حکومت بهتر است؟ عجبا! اصلا نباید اینطور مقایسه کرد. دوران شاه سابق بد بود. الان هم بد است.
متاسفانه ما ایرانی ها حافظه تاریخی نداریم و زود فراموش می کنیم که چه بلاهایی سرمان آمده. نمونه عینیش، همین حکومت شاه است. حالا اگر این نظام هم ساقط شود، و خدای نکرده، یک نظام بدتری بر کشور حاکم شود، همه شرع می کنند درور به روح خمینی فرستادن که ای خمینی روحت شاد، دست کم تو با رای مردم آمدی و می کشتی! آخر این چه جور استدلال است!
حتی برای کسی که روزی براین مملکت سلطنت می کرده ، پس از 33 سال ، گوشی برای شنیدن یافت نمی شود . لطفا ادای دموکراسی خواهی در نیاورید !!!!
با سلام
شما تا به کل در هر جایگاهی که هستید ، از سران حکومت تا شما (سایت کلمه) که به عنوان مخالف وضع موجود سخن میرانید، تا اسلام را به تمام به لجن نکشید ول کن نیستید. برادر من شما هم اگه قدرت پیدا کنی چون به یک اصل غلط که در اسلام نیست و از اول تاریخ حاکمان با اسم های متعدد آن را ابزاری برای استحمار مردم کردند و الان به این اسم فعلی با آن حکومت می شود ، چون به این اصل اعتقاد داری ، شما هم همونطور عمل خواهی کرد که آنها که بیرون هستند. بنده آقای موسوی را نمی گویم که ایشان انسان پرهیزکاری هستند. ببین من وقتی مینویسم با این حس که شما مخاطب و نویسنده برادر و خواهر من هست مینویسم و البته اینطور هم هست.یصدون عن سبیل الله یعنی چه؟ یعنی آنچه که انصاف است و حق است را بخواهی وارونه نشان دهی . که البته این مورد در این زمان و با این مخاطبان زیاد جواب نخواهد داد. کسی که خون بیگناه بریزد محکوم است. مردم اند که حکومت را تعیین می کنند. چرا شما هنوز این منطق ارسطوییتان برقرار است. صفر و یک . حق یا باطل . بله در پیشگاه خداوند یکی از این هاست که برای هر فرد جلوه ی بیشتری دارد. یعنی شما در پیشگاه خداوند با اعمالی که انجام داده اید یا برحق هستید یا بر باطل .اما شما برای بررسی هر موضوعی دنبال جهت دادن نباشید . حق را بگویید. قضاوت با مردم است چه به ظاهر و چه در باطن.شما گزارش درست بدهید . کارهای مفیدی که حکومت قبل انجام داده را بگویید و باطلش را هم بگویید . انصاف را در هر دو رعایت کنید . اسلام همین است.یعنی انصاف.
ما هر کدام در زندگی زمان زیادی نداریم ، قرار نیست در هر حالتی که هستید بنویسید. یا برای بدست آوردن چیزهای زودگذری اصل بالاتری را قربانی کنید. شما اگر درست ، یعنی بر انصاف و اعتدال عمل کنید ، والله که مخاطبین انصاف را میشناسند هنوز.
والعاقبة للمتقین
ثروت بی حساب و کتاب و قدرت بی مهار قطعا فساد به همراه دارد و این تباهی مطلوب کرکسانیست که بعد از درانداختن حاکمان جاهل با مردمان سرزمینشان بر بالای این ویرانه می چرخند تا غنیمتی با خود بردارند و دریغ از ما که از تاریخ درس نمی گیریم و با این استدلال که بین بد و بدتر باید انتخاب کرد همواره از چاله به ته چاه درافتادیم.اگر در زمان شاه فقدان آزادی بیان بهانه انقلاب بود امروز کار از بهانه گرفتن گذشته و حداقل های گذشته تبدیل به رویای امروز و بعید فردایمان شده. ای کاش دست از نقد مغرضانه بر میداشتیم و به جای عیب جویی دنبال چاره جویی بودیم.به امید روزی که از راه آگاهی به رهایی برسیم.
شخصا هیچ دشمنی با خانواده پهلوی ندارم اما طرز برخورد و حرفهای خانم فرح دیبا در مستند از تهران تا قاهره چنان بوی کینه ای میداد که برایم قابل باور نبود. ایشان به اشتباه باور کرده اند شوهر و پسرشان وارث این کشور هستند و این یک اشتباه فاحش هست. اینکه انقلاب ایران به انحراف رفته بر کسی پوشیده نیست اما این برای من ایرانی قابل قبول نیست که خانم دیبا میفرمایند ” اگر شاه برود فرزندش رضا بر تخت مینشیند و اگر رضا هم نباشد فرزند دیگرمان علیرضا می نشیند و اگر اینها هم نشد یک نفر از خاندان پهلوی بر تخت خواهد نشست …”. این فیلم واقعا حال مرا بد کرد و با اینکه متولد بعد از انقلاب هستم اما احساس کردم که آن سالها با امروز ما چه شباهتهای عجیبی داشته اند. دوست دارم خانم دیبا و تمامی فرزندانشان را به عنوان هموطنانی که سالیان سال از ایران دور بوده اند در ایران ببینم اما اینکه در ایران باز هم بساط پادشاهی و پدرسالاری بر پا گردد کاملا دور از عقل و انصاف و وجدان است. امیدوارم ایشان احساسات مردم ایران را درک کنند و کمک کنند که در کنار باقی هموطنان کشوری دموکراتیک برپا کنیم، نه آنکه بساط فردیت را بار دیگر با نامی دیگر تحمل نماییم.
به نظرم درج این مقاله بسیار جدی در سایت کلمه کار بسیار خوبی بود اگرچه اندکی با رویه پیشین سایت انطباق ندارد.
مطالب جالب توجهی بود با تشکر از اقای شیرزادی باید بگویم که این برنامه را من دیدم و با اینکه شاه دارای جنایاتی نابخشودنی بود با شما موافقم از سوی دیگر ذات ادمی خیلی کم ظرفیت است این را برای این می گویم که وقتی یک انسان برای مدتی صاحب مقام می شود خود را دیگر دور از ان موقعییت نمی تواند تصور کند مثلا تمام این خشونت ها و جنایات رژیم اخوندی و نیز رژیم پهلوی برای ان است که خود را وارث بر حق این مقام میدانند اگر چه در ابتدا این روحیه وجود ندارد اما با گذشت زمان و افزایش قدرت انسان از خود بی خود شده و تمتم ان ها را لایق بر حق خود می داند و راضی به کشتن چندین هزار انسان می شود تا انها را از دست ندهد نمونه ان ها خودکشی دو فرزند شاه در خارج و بعد از سقوط حکومت به دلیل اینکه تصور ان همه مقام بر باد رفته چقدر برایشان مشکل بوده و نیز کشتار جنبش خودمان در سال 88 بدست عوامل رژیم و نیز کشتار مردم سوریه بدست اسد همگی به دلیل از دست رفتن مقام و فدرت صورت گرفته سخنان خانوم دیبا نیز همگی از روی تعصب و احساس بر حق بودن خود و شوهرش است اما زمانی که مردم خود نخواهند به این صورت کشور اداره شود و یا رژیم با ایجاد ترس و کشتار مردم سعی در مسکوت نمودن مردم کند دیگر این معادله عوض خواهد شد برای بقا باید دل مردم در دست باشد و تمام اساس رفاه در دست باشد و گرنه با کشتار تنها چند صباح بیشتر حکومت ادامه حیات خواهد داد پس به نظر من حقیر در اداره کشور تنها و تنها باید رئیس حکومت به دست چند نماینده از خود مردم باشد نه یک نفر اگر تک نفره قدرت جاری باشد منجر به استبداد خواهد شد باید چند نفر که حامیان مردم هستند در راس کار باشند ولی یک نفر سخنگوی خاص ان ها باشد و بتواند سخنان مردم را منعکس کند البته دیگر اعضا در لحظات بحرانی و جنون زدگی این شخص بتوانند ان را از مقام خود کنار گذارند تا مثل امروز کار به جایی نرسد که یک نفر در خیال خود را نایب امام زمان احساس کند و در این راه و برای حفظ این موقعییت از هیچ جنایتی کوتاهی نکند باسپاس از شما دوستدار همیشگی سبز .
سلام به سایت محترم کلمه وخوانندگان مطالب این سایت=این خانم فکرمیکندمردم درعصرحجرزندگی میکنند.یااینکه حافظه مردم مثل ایشان ازبین رفته یااینکه همه آلزایمرگرفته اندنکندخودشان به این مرض دچارشده است.ازاول آمدن تبارشوهرایشان شروع میکنم.1-مگررضاراچه نیرو ونیروهای سرکارآوردآیاغیرازانگلیس بودکه باآوردن رضابه روشنگری منطقه سرکوب ومشروطه پایان ندادتامنافع استعماری انگلیس راپایدار کند.2- مشروطه خواهان راچه کسی قتل وعام کرد.3-درنهایت بی خبری رادیو.تلوبزیون.تلفن.موبایل.انترنت.دوربین درسال1324تا1325چه کسی 25هزار آذربایجانی راقتل وعام کردوکتابهای ترکی رادرتمام شهرهای آذربایجان آتش زدخجالت نمکشیدبرای آذربایجانیهاپیام میفرستید.شماخرکی باشید برای ماترکان پیام بفرستید.4-مگردرزمان شمادستورکتبی به مدارس نشدکه هیچ کس حق صحبت کردن به ترکی رانداردکه متاسفانه همان دستورشما درزیرعبای ملاهای بیشرف هنوزهم اجرامیشود.5-شماکه هیچ حتی انگلیس.آمریکا.روس.اسراییل هم بیایدنه شماونه هیچ جانی دیگر قادربه جلوگیری ازخواسته های مانخواهدشد.شمادرآغوش اربابان خودپول های دزدی خودرابخوریدفکرمانباشید.وهزارجورظلم وجنایت کردیدسرارخانم یک جمله ایی میگویم شاید پسروخانواده خودخجالت بکشیدولی فکرنمیکنم این قدرت راداشته باشید.برای شماودربارتان هرروزمیدانی چندهواپیما باپول این ملت بیچاره ازخارج گل میامدوتوسط آقای نامدارترخیص میشدکه باپول یکی از آن هواپیمامیشد5روستاراآب کشیدیاراه ساخت.قتل وعام های خاموش وخفه کردن جوانان دردریاوکوه بماند.ازکجابگویم که این ملاهاهم دست کمی ازشمابرای ماندارند.
خانم دیبا مادلین آلبرایت وزیر خارجه وقت امریکا صراحتا از انجام کودتای 28 مرداد عذر خواهی کرد وبه دستور همسر شما نیرو در ظفار پیاده کرد . به مسابقه تسلیحاتی در منطقه دامن زد . برای اسراییل حریم هوایی علیه فلسطین در ایران باز کرد .صدها نفر را بعد از کودتای 28 مردا اعدام وبه زندان های برازجان وبوشهر تبعید کرد فحشا واعتیاد را دامن زد موجب مهاجرت واوارگی روستاییان به شهر ها وتوسعه الونک نشینی شد. ساواک همسر شما چنان وحشتی ایجاد کرد که برادر به برادر اطمینان نداشت . خانم دیبا اگر به تقسیمات اراضی تهران در زمان همسرتان نگاه کنید میبینید که خاندان های الیگارشی تهران مالک زمین جیره خوران همسر شما بودند وکارخانجات مونتاج امریکایی وانگلیسی صرفا صنایع ملی را به اصطلاح تشکیل میداد وپول نفت چگونه توسط همسر شما توسط دوستش راکفلر غارت شد .خانم دیبا ایا اسم سروان ناجی جلاد گارد دانشگاه تهران را یادتان می اید ایا حمله گارد درسال51 که نیکسون دوست واتر گیت همسر شما به ایران امده بود ودانشجویان در اعتراض به ان با ورود چتر بازان همسر شما ولتوپار کردن انان را از یاد برده اید ایا محاکمات فرمایشی فعالین سیاسی در بیدادگاههای نظامی را به یاد دارید؟ ایا یادتان رفته که با نظام تک حزبی رستاخیز خفقان را همسرتان بوجود اورده ودر اعتراض می گفت loveit or leav it ؟ ادم ربایی ها توسط ساواک وانگ ارتجاع سرخ وسیاه را که حتما از یاد نبرده اید ؟ درشرایطی که گرگران مهاجر روستایی به شهرهای بزرگ برای کسب در اند زن وفرزند خود را به امان خدا سپرده بودند همسر شما فیلش یاد هندوستان کرده وسودای شوونیستی را در سر پرورانیده وجشن 2500 ساله را برپا کرده بود فارغ از ان که ما اهل متاب میدانستیم کوروش یک میلیتاریست باج گیر از ساتراپ ها بوده وتکمل جا معه را به خاطر خصلت ضد تولید به عقب کشانید وفرزندش هم ساواک خود را با عنوان چشم وگوش شاه بوجود اورد . خانم دیبا به نظر می رسد علیرغم این که امریکا خانواده شما را دربدر کرد هنوز از تاریخ عبرت نگرفتهوجهت توجیه جنایاتی مرتکب شده فرزند اخفش شما در مصاحبه ها اعلام میکند پدرش در حال تست دمکراسی بوده انگار دمکراسی دمکراسی هم ودیعهای مثل سلطنت بود که خدا اورا مامور کرد که به ملت صدقه بدهد . خانم دیبا ما نسلی هستیم که هنوز زنده ایم وتاریخ شفاهی ستم شاهی رابرای فرزندان خود بازگو کرده ایم بی خود به هول و ولا نیفتید که از این خوان چیزی بجز تمسخر سیاسی نصیبتان نخواهد شد .اگر مردم برای دموکراسی خواهی جنبش به پا کردند بی خود دستپاجه نشوید که التر ناتیو ی خواهید شد حتی امریکا هم استفاده ابزاری از شما هنوز میکند .نگاهی به دور بر خود بیاندازید نسلی که مهاجرت کرده بجز عجوزه ها ی درباری هیچ کس از ایرانیان مهاجر در انتخابات ریاست جموری امریکا به جنگ طلبان رای نداد .مقایسه سوئد شاهنشاهی وسوریه جمهوری توسط شما ودر شیپور دمیدن ان قیاس مع الفا رق است . ملت ایران دمکراسی را برای حفظ منافع ملی و استقلال می خواهند نه مزدور فراماسون باشعبات مختلف ان که شما بهتر میشناسید ونه سر سپرده دولت های غربی وارتجاعی که منافع 15000 سرمایهدار بین المللی وصیهونیست را تامین کند . راستی از بهار عربی هم چیزی نیاموخته اید؟
به نظر میرسد که پسر شاه در انتخابات فرضی همه را شکست خواهد داد و تا انجام نشود من به این فکر عقیده دارم!! اقایان علما بز اوردن و کشور را به خرابه تبدیل کرده اند
از سايت کلمه ممنونم که نظرات مخالف و حتي بسيار تند را نيز منتشر ميکند. از آنجا که اين سايت وابسته به مهندس موسوي عزيز ميباشد بيشتر خوشحال ميشوم چراکه ميبينم و روز به روز بيشتر به عدالت و احترام به نظرات مردم از طرف اين سايت پي ميبرم و ايمان دارم که راه و منش ميرحسين است که به دست شما ادامه ميابد و افسوس ميخورم که اي کاش ميشد هم اکنون ميرحسين عزيز بر مسند کار مي بود و اين راه و منش را در کشور پياده ميکرد و به همگان درس دموکراسي ميداد.
مدتیست که در حرکات وگفته های ملکه ومصاحبه هائی که انجام میدهد بیشتر دقت میکنم ..سنم انقدر کفاف میدهد که ان دوران را به خوبی به یاد بیاورم وخودم هم از طرفداران انقلاب بودم ومخالف شاه انوقتها همگی شاه را مقصر می دانستیم والبته گاهی هم در مورد فرح صحبتهائی میشد مثلا از بی بندباریهایش وووولی هیچگاه بار سیاسی را به دوش او نمیانداخت ..ولی این مدت با کند وکاش بیشتر در شخصیت ایشان برایم بسیاری از نقاط مبهم گذشته بیشتر روشن میشود ..فرح را زن بسیار سطحی بدون پشتوانه فرهنگی در پی ظواهر یافته ام اورا در حد خانمهائی میبینم که دائم در حال پز دادن هستند از پز به لباس گرفته تا دانستن مثلا زبان فرانسه یا ارتباطش را مدسازان معروف را افتخاری برای خود میداند خرید تابلوهای نقاشان بزرگ دنیا انهم با پول ملت ایران وداشتن کلکسیون ذیقیمتی از اثار نقاشان ایتالیائی وفرانسوی را یکی دیگر از افتخاراتش میداند ..البته اگر اینکار در کنار تشویق وکمک به نقاشان ایرانی هم میبود .که البته بایستی برای ملت خویش دهها برابر بیشتر مایه میگذاشت وسرمایه گذاری میکرد .. ممکن است برخی بگویند که ایشان به هنر وفرهنگ ایران کمک میکردند ..ولی در باب مقایسه واهمیتی که به هنر حارجی ایشان میدادند تقریبا ناچیز بوده است ..در ضمن ایشان را خیلی از جامعه شناسی ایران به دور میبینم …از انجائیکه یک زن وهمسر در عملکرد شوهرش میتواند بسیار نقش داشته باشد بسیاری از نابسامانیهای انزمان را متوجه ایشان میبینم وشاه برایم هر روز موجه تر میشود .وچه بسا دلم به حالش میسوزد که چگونه به نوعی به درستی مورد قضاوت قرار نگرفته.البته نمیخواهم بگویم که شاه تقصیری نداشته ولی نقش فرح دیبا در شکل گرفتن انقلاب در ایران بسیار مهم بوده رفتارش حرکاتش اوردن فامیلش بر تمام مناصب ایران انزمان دور کردن بسیار از اشخاص صاحب فکر وعقیده از شاه دوره کردن شاه با بیمایه گانی همچون خودش ..موجبات نارضایتی را ایجاد کرده است که بسیاری از مردم من جمله خو د من همه انها را تقصیر شاه میدانستیم در حالیکه مقصر اصلی ایشان یعنی فرح دیبا بوده است ..الان هم سکان را به نظر میاید از دست پسرش گرفته وخود وارد کارزار شده وپسرش را برای نمایش ظاهری احتیاج دارد البته پسرش هم مایه ای ندارد وبلاخره زیر دست چنین مادر بی مایه وبی فرهنگ ویا بهتر بگویم غربزده پرورش یافته است ..کسی که همین افتخار ملکه بودن ایران برایش بایستی کافی باشد وبه دنبال کسب هویت در پی مدسازان فرانسوی وایتالیائی نبایستی باشد و برای ملکه ایران همان بس وافتخار افرین است که به زبان فارسی خوبی سخن بگوید وزبان دردمندان ایران را بداند ویا بکوشد خود وفرزندانش چند زبان دیگر همین سرزمین ایران را بیاموزد وبیاموزاند چون ترکی و کردی وبلوچی نه اینکه دانش خود به زبان فرانسوی را مایه مباهات بداند ..چنین است که ایشان را شایسته ملکه ایران زمین نمیبینم ومتاسفانه باعث وبانی انقلاب یا به قول خودشان خشونتی که موجبات سرنگونی شاه وبرقراری این جمهوری شد را ایشان میدانم (البته نه همه ذلایل ولی بسیاری از انها) در واقع با رفتار خود گرفتاری برای مملکت ایجاد کرده اند که برون رفت ازان چون سرابی دست نیافتنی شده است ..صد البته ما ایرانیان خوب میدانیم که چگونه از نا امیدی امید بسازیم واین مرحله را نیز پشت سر میگذاریم ..ولی در دنیای اینده ما خانم فرح دیبا وفرزندانشان بهتر است جایگاه یک شهروند عادی را برای خود متصور باشند نه بیشتر چرا که اینچنین هم خودشان وهم ملت بیشتر در امان است ای کاش میشد این نوشته به دست خودشان میرسید شاید کمی فکر کنند
با این متن ستون های شریعتمداری کیهان تداعی شد
از یک قماش هستید
فقط یک جمله
شاه ظالم بود اما خائن نبود
بباااگر شاه خوب بود که مردم خواستار سرنگونیش نمیشدند . در سال 57 مردم از دین و حکومت دینی چیزی نمیدانستند و خمینی هم بر جهل مردم سوار شد و تا کنون هم ادامه دارد .
از نظر مستند سازی و فرهنگی در حد همون برنامه “بفرمایید شام” بودش
بعد از اون قسمت هم که راجب خون گوسفند حرف زد ، فهمیدم
احمقی که خودش رو به خواب زده رو با “انقلاب” هم نمیشه بیدار کرد
۳۵ سال گذشته و هیچ تغییری نکردن
هنوز همون جمله معروفه “اینا همش نواره” رو تکرار میکنن