سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از تهران تا قاهره؛ تک‌نويسی‌های فرح ديبا...

از تهران تا قاهره؛ تک‌نويسی‌های فرح ديبا

چکیده :خانم ديبا! فرار شاه به دليل نخواستن او توسط ملت بود و او اين را خوب فهميده بود کما اينکه در تلويزيون به آن خيلی لرزان اعتراف کرد چرا که مستظهر به قدرت مردم نبود. اين فرار ها سابقه تاريخی دارد، محمد علی شاه به لياخوف روسی و چکمه قزاق ها دلبسته بود اما آتشفشان خشم ميهن پرستان آذري و بختياری و تنکابني و تهراني... سبيل تابيده اش را کز داد و پدر شوي مرحوم شما نيز به آلمانو فيل مشهور، اما آمد و رفتش با مرکب و قلم بريتانيا کبير رقم خورد، محمد رضا هم به هيبت ساواک و هيمنه گارد جاويدان پشت گرم بود که با رژه اش خاورميانه به لرزه در مي آمد ولی سپه جاويدان زودتر از شاه مضمحل شد، چرا که ريشه در مردم نداشت....


کلمه – محمدعلی شيرزادی:

مستند ها در فرهنگ امروز ابزار مناسبی برای نگارش تاريخ شفاهی شده اند و از احوالات و پشت پرده ها و ناگفته های اتفاقات تاريخی سخن می گويند. واژه وزين مستند اسمی با مسما برای اين شيوه ثبت و ضبط و نمايش از تاريخ به کار مي رود، اما فيلم از تهران تا قاهره در معنا، اثری مستند بشمار نمی آيد و برای آن واژه هايی نظير مجازنگاری يا مق راست بافی بيشتر زيبنده است.

منطق حاکم بر فيلم از تهران تا قاهره از همان جنس منطق مملو از تزوير کتاب عظمت بازيافته است که سرتا پا پروپاگاندا و برای فتح ذهن کودکان ايرانی بود که در پيش از انقلاب تهيه و به چاپ رسيد. فيلم مستند از تهران تا قاهره علی رغم حجم بالای نماهای آرشيوی جالب و تازه عيان شده که از مخاطب دلبری مي کند، فيلمی کاملا سفارشی و به شدت تک سويه و به تمامی مغرضانه، پديده ای به نام انقلاب مردم ايران را به قضاوت مي نشيند.

ملکه سابق و دانشجوی چپ گرای سابق تر در مقابل مستطيل صفحه نمايشگر تاريخ را عامدانه و ناشيانه به سخره گرفته است. خيزش مردم در دگرگشت پنجاه و هفت از نگاه وی خشونت، توحش و از سر شکم سيری تلقی و نام گذاری مي شود و عجبا در منطق نارس ايشان از شکنجه های دوران ستم شاهی همسر تاج سرنگون شان سخنی ديده نمی شود.

اين سبک داوری ريشه در موضع هميشه حق به جانب خاندان پهلوی دارد. نگاهی که شاه را سايه خدا در زمين می داند وانگاره ای که اشتباهات او را در ظل تشعشع فر ايزدی قابل نقد نمي داند. بيان اين که هميشه اطرافيان شاه دسيسه کرده اند و به کژراهه رفته اند و ذات اقدس ملوکانه عاری از هرگونه خطا بوده است. هنگامی که از ستم ها و فزون طلبی های دوره شاه سخن مي رود مفهوم آن توجيه حاکميت جمهوری اسلامی نيست بل مراد افشای شيوه اي ست که اخيرا سلطنت طلب ها با مظلوميت نمايی تمام بدان روی آورده اند و هر چه مصائب ايران رو به شدت می گذارد عزمی پنهان دوای تمام زخم های آماس شده کنونی ملت را بازگشت به دوران طلايی سلطنت مي داند.

سرکار خانم فرح ديبا در فيلم از تهران تا قاهره به بازخوانی دوباره حوادث پيش و پس دگر گشت بهمن مي پردازد و در مقابل بسياری از لحظات نمايش اين مجاز هفت رنگ به “پُفی” خنک اکتفا مي کند و جمله معترضه ی “چه بگويم” را به مخاطب مسحور تصاوير زير خاکی و قيمتی حوالت مي دهد و خود را از شر پاسخ گويی رها مي سازد؛ در حالی که کسی در نقش مصاحبه کننده در آن حوالی نيست تا به الحاح و ابرام پاسخی در خور شان را طلب کند. اين چه بگويم بيوه پهلوی دوم به معنای آن است که اين تصاويری که پخش مي شوند به حد کفايت شفاف و گويا هستند و نيازی به شرح نمی خواهد. ولی آيا اين تصاوير منقوش در قلعه ی هُش ربا همه ي واقعيت هستند؟ يا همان طوريکه کسی نيست تا ملکه مخلوع را به چالش بکشاند، پای بست چينش و تنظيم اين تصاوير نيز گزينشی است و امر به ابلاغ شده اند؟

خانم ديبا از کودکان مظلوم و معصومش در کنار بستر بيماری شاه ياد مي کند و اين که شبی را همه با هم بر روی زمين خسبيده اند، رنج ايشان و خانواده در قياس با ديگر فرزندان اين مرز و بوم ناچيز است، رنجی که متاسفانه از جاه پرستی و تفرعن محمدرضا در آئين ملک داری برای هر دو سوي حاصل شد. خانم ديبا آيا شما در شب اعدام خسرو گلسرخی از فرزندش “دامون” سراغی داشتيد ؟ آيا از حزن و حرمان امثال هاله سحابی در غم زندان پدر و پدر بزرگش خبر داشتيد؟ صدها اسم از فرزندان مبارزين راه آزادی در مقابلتان وجدان خفته تان رژه خواهند رفت اگر کتمان کنيد؛ که کرديد! مي دانيد محکومان به زندان و اعدام در دوران طلائی شما به دليل شکستن قلم و انگشت و بسته شدن درهای نقد توسط ساواک و رکن دو ارتش و شهربانی به مبارزه روی آورده بودند؟ در اين باره چيزی مي دانيد و بخاطر مي آوريد؟ يا ترجيح مي دهيد در فراموشی و با ژستی عاقل اندر سفيه هنوز خود و شوی بيدادگر خود را منزه از اشتباهات و جنايات بدانيد و تا فرصت مناسب است آن را بر گردن رژيم خودکامه ديگری ببنديد؟ اين “پف” کردن های متوالی به مشعل حقيقت عوارض سوء ديگری جز سوختن ريش نيز دارد. يکی از اين عوارض ابتلا به توهمی است که پسرتان آقاي “رضا آلاشتی سوادکوهی” را در قبای سلطنت ببينيد.

با خود از بهر تسلی از تو می بافد دروغ دل که بر اميد وصلت چاه محنت چاه اوست

بانوی نخست سابق کاخ موزه نياوران، مگر شما تظاهرات مردم ايران را از بالگرد به همراه شاه نظاره نکرديد يا تصاوير آن را نديديد؟ پس چرا آسمان مملو از دود و بوی لاستيک های سوخته، تردد ريوهای ارتشی ، صدای تيراندازی سربازان بدون ريش مسلح به تفنگ و سرنيزه و ماسک، صف های طولانی پيت های آهنی و پلاستيکی نفت، جوانان در حال رنده کردن صابون برای ساخت کوکتل مولوتف، صدای آژير آمبولانس و جمع آوری تنظيف های سفيد و تميز و يخ برای بيمارستان ها و… اراده ی يک ملت برای گفتن “نه بزرگ” به خود بزرگ بيني متکبر، همه اين ها برای شهبانوی معزول خاطرات ديگری يادآوری می کند.

از منظر شما اين ها همه بازی و مکر دولت های استعماری و هزار دستان است. گويی اين بيماری همه حاکمان خود رای مستبد يکی دو سده اخير ماست. آن يکی با لحنی تودماغی لفظ دشمن را تکرار مي کند وشگفتا ديگري با ادبياتی مشابه دول غربی را نشانه گرفته است و کسی در اين ميان نيست که بگويد اگر اين ها دشمن بودند پس تصويب قانون کاپيتولاسيون برای آمريکايی ها، برای چه بود و کسی که برای خصم ملت چنين حقی قائل شود تکليفش در برابر ملت چيست؟ اگر اين ها در ستيز با کشور بودند پس در واپسين روزها قدم زدن های عصبی محمد رضا در کاخ برای نزول اجلال سفير و مستشار نظامي و کسب تکليف برای ملت و “آرتش” چه معنايی داشت و استرس رانده شدن از بلاد ينگه دنيا در هنگامه فرار از چه روی بود. اگر از آنان تمکين نمي کرديد پس چرا به آن ها پناه برديد؟ شعور و هميت يک ملت در سال پنجاه و هفت برای احقاق حقوق از کف رفته ی خويش که بعد انقلاب مشروطه با کودتای فوج قزاق در پشت حصار تهران به يغما رفت نياز و تمنای يک ملت برای آزادی و تعيين حق سرنوشت خويش بود، اصرارشما برای اثبات اين موضوع که شاه به دليل عدم تمايل به کشتار مردم کشور را ترک کرد زيادی ژنده و مندرس است؛

خانم ديبا! فرار شاه به دليل نخواستن او توسط ملت بود و او اين را خوب فهميده بود کما اينکه در تلويزيون به آن خيلی لرزان اعتراف کرد چرا که مستظهر به قدرت مردم نبود. اين فرار ها سابقه تاريخی دارد، محمد علی شاه به لياخوف روسی و چکمه قزاق ها دلبسته بود اما آتشفشان خشم ميهن پرستان آذري و بختياری و تنکابني و تهراني… سبيل تابيده اش را کز داد و پدر شوي مرحوم شما نيز به آلمانو فيل مشهور، اما آمد و رفتش با مرکب و قلم بريتانيا کبير رقم خورد، محمد رضا هم به هيبت ساواک و هيمنه گارد جاويدان پشت گرم بود که با رژه اش خاورميانه به لرزه در مي آمد ولی سپه جاويدان زودتر از شاه مضمحل شد، چرا که ريشه در مردم نداشت.

اين که گفتيد فرزندان تان هر از گاهی از لابه لای نرده های کاخ از دهان مردم چيزی می شنيده اند گواه آن است ارتباط شما و خانواده تان با جامعه واقعيت ها متصل نبوده و در پيله ای ذهنی خويش سر مي کرده ايد. جمله ای به مهندس بازرگان منتسب است که وقتی از او پرسيدند قهرمان و نقش اول انقلاب کيست پاسخ داد “شخص اعلی حضرت” و هنگامی که با تعجب توضيح خواسته بودند گفته بود “سال ها ما به شيوه پارلمانتاريستی و بر بنيان قانون اساسی مهار حکومت را از ايشان طلب کرديم ولی سماجت ايشان اساس سلطنت شان را نشانه رفت.”

دکتر محمد مصدق يکی از تک ستاره های ظلمات پانصد ساله استبداد ميهن ما بود اما شاه از شنيدن نام او نيز هراس داشت و بهم مي ريخت و او را پيرمرد لجباز خطاب مي کرد و امروزه شما به کذب از همراهی شاه و نخست وزير در ملی کردن نفت سخن مي رانيد. خانم ديبا! شوهر شما نه تنها مصدق را همراهی نکرد بل پس از کودتاي انگليسی آمريکايي او را در دادگاه نظامی محکوم و به تبعيد فرستاد. نه او را که بهترين های اين قوم را از هر جناح و گروه و دسته ای بازداشت و زندانی يا به اعدام محکوم کرد. دکتر محمد حسين فاطمی تيرباران شد و خواهرش دشنه آجين، همان گونه که پروانه اسکندری با دست های ايادی وزارت تنگ نظر تماميت خواه کارد آجين شد. کودتا يي که مادلين آلبرايت سال ها بعد با اذعان به انجام آن اعتراف کرد که روند دموکراسی را در ايران چندين دهه به عقب انداخت ولي هنوز خاندان و طرفداران شما مزورانه آن را انقلاب بيست و هشت مرداد مي خوانند.

دکتر حسین فاطمی لحظاتی پیش از اعدام

ليست زندانيان آن قدر بلند بالاست که هم اينک نيز با شان و منزلت نخبگان و فرهيختگان در بند اين نظام آلترا دگماتيست يارای رقابت دارد. بگذاريد تاريخ را با هم تورق کنيم؛

مرحوم اخوان ثالث را مي شناسيد؟ فردوسی نسل امروز را مي گويم. احمد شاملو حافظ معاصر را مي گويم؟ منظومه ی آرش سياوش کسرايی را خوانده ايد؟ نيما يوشيج پدر شعر نو و… همه ی اين ها زندان بوده اند و يا آثارشان به آتش کشيده شد، اديب هاي شامخی که با قلم سروکار داشته اند و نه با اسلحه. شاهد مثال است گوشه ای از دلگويه های نيما در دوران طلائی محمد رضا شاه “چقدر خفيفم. به اندازه‌ی يک پيش خدمت حقوق می‌گيرم با همه‌ی وارستگی خودم بايد بگويم برای سير کردن شکم، چقدر بايد خفّت برد. بی سروسامانی هستم که هيچ چيز در اين دنيا ندارم… من استادم برای مردم. من استادم که نفهمند چه چيز مرا خرد کرده است…”

از بازجويی های وحشيانه ی علامه علی اکبر دهخدا آگاهيدکه به دليل حمايت از مصدق و مشارکت در نامه سرگشاده عليه کنسرسيوم نفت و پنهان کردن دکتر فاطمی پس کودتای بيست هشت مرداد، مورد بازجويي اهانت و ضرب شتم قرار گرفت و پيکر نيمه جان او در دالان خانه اش رها شد و نام خيابانی که به نام او بود برداشته شد؟ چقدر اين شيوه شبيه دوره هاي کنوني ايران است، اين طور فکر نمي کنيد؟

خانم ديبا اگر روايت خشونت زندانبانان و انداختن پالان آغشته به نفت بر دوش ِکريم پور شيرازی و به آتش کشيدن او را در زندان حشمتيه را برای کودکان مظلومتان تعريف مي کرديد بی شک از پدر تاجدارشان هم چون هانيبال هاي هاليودی فرار مي کردند – و شايد همانند معاويه پسر ِ يزيد بن معاويه بر فراز منبر از ردای خونين خلافت اموي برای هميشه چشم مي پوشيدند.

ديگر از کجا برای شما و نسل منقطع از تاريخ امروزی که نشانه گرفته ايد بگويم؟ خانم ديبا! چرا از حمام لشگر دو زرهی و سرهنگ زيبائی برای ما چيزی نگفتيد؟ از کميته ی مشترک ضد خرابکاری و رسولي و کمالي و حسينی و آرش و تهرانی؛ از اتاق تمشيت و آپولو ، از محبوس مبارزي که چنگال را در پريز برق فرو برد تا از شر شکنجه تمام نشدنی جهنمي ساواک خلاصی يابد؛ و اينک در قطعه ی سی وسه بهشت زهرا آرميده است. چرا از دژخيم قزل قلعه استوار ساقی، که چشم راست تيمسار آزموده بود چيزی نگفتيد؟ از سياه چال دويست و نه اوين که در دوران طلائی شما بوسيله اسرائيلی ها با پول ملت عليه ملت ساخته شد، يا از حبس جوانان وطن پرست نظير رضا دقتی که امروز آبروی اين ملک و ديارند در دوره زرين تان سخن نرانديد؟ از زندان عادل آباد شيراز و شترخان برازجان چيزی نگفتيد و بر همه ی اين ها و آن ها که همگان بدان معترفند، چشم فرو بستيد؟

نه فقط در دوره شوی شما که در زمان پدرش نيز داستان همينگونه بود. در دوره ی رضا خان قلدر – پدر شوهرتان را مي گويم، آزادی‌های انقلاب مشروطه از بين رفت. رقبا و مخالفان يا در زندان سرپاس مختاری با شيوه مرگ درمانیِ پزشک احمدی از حيات شفا يافتند، يا از آبگوشت دارالخلافه محروم و به آش تبعيد تن دادند. از خانه نشينی و زندان و تبعيد ملک شعراء بهار تا خفه کردن سيد حسن مدرس در کاشمر، از دکتر تقی ارانی، سردار اسعد بختياری و نصرت‌الدوله، وصولت‌الدوله قشقايی و تيمورتاش و همه خوراک ميرغضبان ميرپنج شدند.

ميرزاده عشقی ترور و فرخی يزدی دهانش با جوال دوز دوخته شد و ديگر ادباء نيز از ضيافت پر از ممات رضا شاه، بی نصيب نماندند، روايت تبعيد کمال الملک و مصادره ی آثار هنری اش نقل بازار و شهره ی عام است. داستان های علی‌اکبر داور – بنيان گذار دادگستری و مارشال نخجوان اولين خلبان ايرانی و ارباب کيخسر و جواد امامی، اسماعيل عراقی و رضا رفيع نيز شنيدنی است . علاوه بر آن چه برشمرده شد، کشتارهای دست جمعی عشاير کهگيلويه، قشقايی و بختياری همراه با خانواده هايشان را نمی توان فراموش کرد . اشتهای دربان اسبق باغ سفارت اجنبی که اينک ردای پادشاهی در بر داشت برای حبس و بند تمامی نداشت و ساخت زندان قصر و سرنوشت سازنده اش سرتيپ درگاهی که اولين زندانی محبس ِ ساخته ی دست خويش بود نيز از روايات مثال زدنی است!

حال مي پرسم، سرکار خانم ديبا! شما به کدامين تبار خضاب شده از خون و اشک و آه مي باليد؟!

از دين تيرباران هويدا متاسف بوديد و متحير از گرفتن عکس يادگاری با پيکر تيرباران شده اش؟ با شما کاملا موافق هستم و اي کاش آنان اعدام نمی شدند، نه بدليل اينکه اساسا با حکم اعدام مخالفم بل آنکه خاطرات نويسی آنان مجالی برای رنگ بافی های مجازی امروز شما باقی نمی گذاشت. آن که فرمان حبس و عزل نخست وزير سيزده ساله را در دوره خيزش مردم برای تطهير حکومت ظالمانه ی خويش ممهور به خاتم شاهانه ی خويش کرد همسرگريز پای شما بود.

هويدا در روزهای انقلاب هنوز در زندان بود اين طور نيست؟ چرا از مصاحبه با پژوهشگری نظير دکتر عباس ميلانی برای نگارش کتاب هويدا و شاه طفره رفتيد؟ آيا هراس از باز شدن چنته خالی تان برای وارونه نمايی تاريخ و قلب واقعيت نبود؟ اين که گفتيد تا مدت ها توانايي نگاه کردن به تصاوير انقلاب را نداشتيد بيانگر گريز شما از واقعيت و بطن جامعه نبوده است؟ اي کاش کمي بيشتر ژرف نگرانه و بي ستيز اين خاطرات را واکاوي و مرور مي کرديد.

تخريب نابخردانه آرامگاه رضا خان ميرپنج در شهر ری سلاح بُرنده ای شده تا انگيزه و انگيزش انقلاب را تخطئه کنيد. اين جا نيز با شما موافقم، تخريب و تهديد قبور نه صلاح است و نه ثواب؛ حتی سلاطين ستمگر نيز مثل مجرمان و جانيان به دار آويخته بايستی قطعه ای از خاک زادگاه خويش را نصيب برند. اي کاش بنای آرامگاه که با پول بيت المال و نه پول شوی شما ساخته شده بود هيچ گاه تخريب نمی شد؛ تا موزه ای برای تمامی ديکتاتور های اين مرزو بوم و جهان باشد. عبرتکده ای از تنديس ِخودکامگان از ضحاک تا محمد رضا شاه و سارقان راي مردم در جنبش سبز وکودکان ايرانی بيشتر با سرگذشت و جنون خود محوري آنها آشنا مي شدند.

در نمايی از فيلم، اعلی حضرت آريا مهر و بزرگ “آرتش” داران رميده به خارج از مرزهای ميهن اش، ازشکست مثلث عشقی فردوست و قره باغی و خويش سخن مي گويد و از فلک گلايه دارد که رابطه ی دوستی و عاطفی ميان آنان چگونه مبتلا به خيانت و شکست شده است. از ارتشبد فردوست ِ بزرگ شده ی دست انگليس و آمريکا و سيستم دوزخی اطلاعاتی آن ها و بناي سيستم های اطلاعاتی امنيتی پهلوی دوم و جمهوری اسلامی توقع يک رنگی و عاطفه کمی ساده لوحي است. آن هم از سوی شاهی که خود رخصت اعدام و زندان و تبعيد صادر مي کرده است!

خانم ديبا آمار شهداء انقلاب بهمن ممکن است محل نزاع و مناقشه باشد و شايد شيخ و مفتي در ميزان آن اغراق کرده باشند اما انتساب خون پاک سياوش ها و کاوه هاي اين خيزش مردمی به “خون گوسفند”، اهانت و ريش خندی نابخشودنی به آن ها و مادران شريف شان بود و اين خبط بزرگ را تاريخ بي شک بر شما به قضاوت خواهد نشست.

خانم ديبا اگر اژی دهاک پسر مرداس فرمانروای دشت نيزه وران بجای دَه هزار مغز آدمی، نُه هزار مغز را خوراک ماران دوش خويش مي کرد آيا در تاريخ فراموش مي شد؟ و يا از او به نيکی ياد مي شد؟ اگر جنگ کثيف در آرژانتين ويا خشونت طلبی نظاميان کودتاچی در شيلی پينوشه نصف کشته ها و ناپديد شدگان امروز را برجا گذاشته بود ديگر کسی از سبعويت آنان دل گير نمی شد و کميته های حقيقت ياب تشکيل نمی شد؟ شمر و عمر سعد در تاريخ همان قدر مزموم هستند که اگر در بيابان نينوا بجای هفتاد و دو نفر، هفت صد و بيست نفر را بدليل بيعت نکردن با پنجه ی ستم کشتار کرده بودند.

وجدان بشری مثل ذات عاشورا به ظلم ستيزی آغشته است چه در دوره ميليتاريسم پهلوی برگزار شود و چه در حاکميت ولايت مطلقه فقيه؛ در هر دو زمانه ماهيت محرم انگشت اتهام را به سوی شاه و شيخ جائر نشانه مي رود. تفاوتی بين آپارتايد کپک زده بوئر های هلندی – آلمانی تا آپارتايد عفونت زده ی آنگلوساکسونی در افريقای جنوبی نيست!

شاه يا شيخ فرقی نمی کند؛ “فر ايزدی سلطانی ِ ظل لله” يا “ولايت مطلقه فقيه ِ هَم کُف ولايت رسول”، هر دو همان نفس فزون طلب جاه پرست را در ذات خويش دارند.

خانم فرح ديبا! ايستادگي شما را در سوگ و اندوه از دست دادن فرزندان ناکام تان ارج مينهم اما بياييد به سرنوشت فرزندان فقيدتان کمي تامل کنيد. مرگ بر همگي ما خواهد گذشت. اگر به عقبی و آخرت باور نداريد به بدنامي که گريبان گير ابدی تان خواهد شد فکر کنيد. بنايي که بن و شالوده ی آن دروغ و ريا باشد به سقف نرسيده واژگون مي شود. زندگی در همسايگي مردم را بر رويای بي تعبيرکاخ نشينی و حمل تاج و جبه و دبوس ترجيح دهيد. به سال هايي که ديگر نخواهيد بود بيشتر فکر کنيد.


169 پاسخ به “از تهران تا قاهره؛ تک‌نويسی‌های فرح ديبا”

  1. نکیسا سامی گفت:

    متاسفم که بالاجبار ناگزیرم این کامنت را بگذارم .سایت محترم کلمه اگر به آزادی بیان معتقدیم پس نباید هیچ کامنتی که غیر اخلاقی نباشد سانسور شود لذا در عجبم که کامنت مرا که طی آن واقعیاتی از جامعه امروزمان بیان شده بودرا سانسور کردید. مطمئن باشید تا روال این باشد همواره نه تنها در جایی که هستیم درجا می زنیم بلکه به عقب نیز خواهیم رفت . پس شما که نظرات میر حسین عزیز را منعکس می کنید چرا حقایق را سانسور می کنید؟ امیدوارم در رویه تان تجدید نظر کنید. درپایان باید عرض کنم کامنت من درمقایسه با کامنتهای منتشره قابل انتشار تر بود.

  2. دختر ایرانی گفت:

    عالی بود

  3. ناشناس گفت:

    از تمام حکومت های تک نفره متنفرم

  4. ناشناس گفت:

    واقعا حقا كه خامنه اي و شريعتمداري شرف دارن به شما كلمه اي هاي دو رو….
    چرا يه كم بع شعور مردم احترام نمزارين و قضاوت رو به خودشون نمي سپارين؟

  5. ناشناس گفت:

    یک واقعیت را باید پذیزفت: اکثر مردم ایران کلمه را نمیخوانند ولی اکثر مردم ایران شبکه من و تو را میبینند.

  6. حسین گفت:

    خداوند روح پادشاه ایران را شاد بدارد.

  7. ناشناس گفت:

    عده ای چنان بحث میکنند که انگار در این مملکت 2500 سال برای استقرار دموکراسی تلاش شده است و مدم 2500 سال با شاهان میجنگیدند!
    خیر دوستان، قبل از مشروطه مردم اصلا تصور هم نمیکردند چیزی جز شاه و سلطنت اصلا میتواند وجود داشته باشد.

    به نظر من محمد رضا شاه، مثل یک شاه رفتار کرد، مثل تمام شاههای تاریخ، که قطعا به دلیل اینکه سیستم خوب حکومت نداشتند، در حکومتشان ظلم میشد، فساد هم بود، و شاید خود را مجبور به ظلم میدیدند. از حکومت شاهنشاهی بیش از این انتظار نمیرفت.

  8. محمد گفت:

    دو روز هست که متن کامینتها را می خوانم ولی ازهر طرف که نگاه می کنم می بینم هر طرف خواستار محق بودن خود است واز خواستی که مردم قبل وبعد از انقلاب داشتن هیچکس حرفی نمی زند (ازادی -استقلال ) حرف قبل از انقلاب بود وحالا چی ومردم عادی که اکثریت این مملکت را تشکیل می دهند نه خواستار سیاست بازی هستند نه خواستار درگیر شدن در انقلابی دیگر ملت خواستار مملکتی می باشند که دارای امنیت ورفاه واسایش باشد اما چه کسی جواب درست این درخواست مردم رامیدهد خدا میداند

  9. خس و خاشاک گفت:

    حتی فکر سلطنت و این قبیل حکومت های فاسد که در کنار برکت جنبش سبز موضع گرفتن به ذهنتون نیارید تا قبل از اینکه خار تو چشمان شما هم نشدم

  10. سه باره گفت:

    تا الان که 97 دیدگاه نوشته شده همه رو خوندم و باید بگم بجز تعدادی که از انگشتان دست هم کمتر بودن بقیه یا این نقد را پسندیدند و یا کلا به حمایت از سلطنت شاه سابق پرداختند! اما اون تعدادِ کم به جای پرداختن به طرفداری از این نقد و میرحسین و یا طرفداری از سلطنت شاه سابق به این پرداختند که اصل کاری جمهوریت است و حاکمیت آرای مردم و اینکه حکومت فردی و فراقانونی به هر شکلش چه سلطنت باشه و یا چه ولایت فقیه ،باطل است و باید تمرکزهامون رو روی این دواصل “جمهوری” و “نفی حکومت منفرد فراقانونی” بگذاریم.نه اینکه انرژیمون رو برای تقبیه سلطنت و یا حکومت فعلی هدر بدیم.
    اینکه کلمه این نقد رو گذاشت یکجورایی دلم خنک شد!ولی با گذاشتن این نقد یکجورایی کسایی که اونو ندیدن از جمله خود من رو ترغیب به دیدن این فیلم کرد و یکجورایی براش تبلیغ کرده!
    به نظر من اگه کلمه بجای نقد این مستند(یا بهتربگم درد دل)مقاله ای در مورد جمهوریت و نفی حاکمیت فردی و فراقانونی میگذاشت ،هم تاثیرش خیلی بهتر و بیشتر میشد و هم یکجورایی اون مستند رو نقد میکرد و هم اینکه گذاشتن و رودررو کردن مرحوم بازرگان با احمد خاتمی درست نیست!
    وقتی دو اصل بالا اجرایی شد آقای خامنه ای و جنتی و رفسنجانی و خاتمی و میرحسین و کروبی و آقا رضا و مادر مکرمه شان! هم بیایند برای ریاست جمهوری کاندید شوند چه اشکالی دارد!
    در کل من کاری با این نقد ندارم و حرف خودم رو میزنم : حاکمیت فردی و کلا حاکمیت با اختیارات فراقانونی به هر شکل ممکن چه سلطنت و چه ولایت و چه دیگر اشکال ،چون در نهایت و دیر یا زود به دیکتاتوری کشیده میشود برای ایران منتفی است و مردم نباید از یک سوراخ(حاکمیت با اختیارات فراقانونی و فردی)سه باره گزیده شوند و نباید گول ظاهر آن(سلطنت و ولایت) را بخورند.

  11. ناشناس گفت:

    شاه ایران اشتباهات زیادی داشت ولی یه نظر بسیاری از صاحب نظران سیاسی قدرت را با کمترین خونریزی واگذار کرد اما حالا به شما تبریک می گویم به شما آقای محمدعلی شیرزادی شریعتمتداری بابت نوشته هاتون

  12. حسین گفت:

    عجیب نیست که بیشترین اعتراضات به شاه خروج او از کشور است! در حالیکه همین مردم آنروزها با رفتن شاه جشن گرفتند!!

  13. حسین گفت:

    صد در صد حاضرند، فقط لازمه ایندفعه تصویر رضا پهلوی را در ماه ببینند!!!!!!!!!!!!!

  14. ناشناس گفت:

    درود بر شاه در ضمن آن هایی را که شاه کشت همه تروریست بودند یعنی یا اسلحه داشتند یا تندروی اسلامی بودند در هیچ دموکراسی به این افراد آزادی داده نمی شود

  15. ناشناس گفت:

    در یکی از کامنت ها آمده بود از کلمه سپاسگذارم که اسیر فضای مجازی نشده است. من نیز از سایت کلمه تشکر می کنم. واقعا فضای مجازی متاسفانه یا خوشبختانه فرسنگ ها با جامعه فرق دارد. مثالش همین سایت مشرق. کامنت ها را بخوانید کسی نداند فکر می کند همه طرفدار دربست نظام هستند . به هر حال ممنون که تا حد زیادی (و نه صد در صد) با اندیشه های میر حسین همراهید.

  16. ناشناس گفت:

    باز خدا پدرش را بیامرزه که زیاد نکشت و رفت اینها که تا میلیونها نکشند نمیرند خدا بداد برسه

  17. ناشناس گفت:

    الحمدالله به شما هم که وفا نکردند وجهه خودتان را بیش از این خراب نکنید.

  18. حسن گفت:

    در پاسخ به ان ناشناسی که نوشت عکس رضا پهلوی را در ماه فقط مانده ببینند عرض شود که خود جناب ایشان در مصاحبه هاخود را یک جمهوری خواه می دانند نه شاه و در پاسخ یک دیگر که کشت و کشتار را برای اثبات حقانیت حرف شان می اورند بگویم گلسرخی ها و توده ای ها و اسلامی ست ها همگی یه مشت خاین به کشور بودند و هستند چرا که دیدیم و شنیدیم چه به روزگار این ملک و میهن اوردند آیا وقت آن نرسیده که کمی هم در این مورد به آن پادشاه حق داد در هیچ یک از ممالک آزاد و دموکراتی به هیچ عنوان به خاین و وطن فروش اجازه عرض اندام نمی دهند یکی دیگر از اشتباهات شاه اینکه بی جهت از آخوند ها با انداختن انها در زندان و تبعید قهرمان ساخت ولی الان با فاصله از تاریخ می توان به قضاوت نشست که به حق زندان و تبعید و.. در مورد این عرب زدگان می کرد هرچی بود تاریخ قضاوت خواهد کرد ای کاش در ظاهر دیکتاتور نشان می داددر باطن هم دیکتاتور بود دیکتاتوری که به مخالفینش اجازه چاپ کتاب میداد بر دارید ورقی از سر تفنن به صفحات اول کتاب های ال احمد شاملو شریعتی و غیره لطفا” بزنید کدام دیکتاتوری اجازه می دهد که مخالفش ( مصدق ) را به نخست وزیری انتخاب کند کدام دیکتاتوری از بین وزرای خود افراد توده ای را منصوب می کرد با با خدایش بیامرزد حتی از مرده اش وحشت دارید بابا شما دیگه کی هستید

  19. نیک پندار گفت:

    حکومت شاه حکومت فاسدی نبود….رضاخان و محمد رضا شاه از بزرگان تاریخ ایران هستند.ایران را به دنیا به نیکی نشان دادند.و تقریبا عظمت از دست رفته را برگرداندند.
    بهتر است آنان را با حکومت مثلا اسلامی خودتان مقایسه کنید تا بفهمید.هرچند قابل قیاس نیستید.
    آنها تاریخ مارا حذف نکردند.فرهاد ها را نکشتند.لیلی و مجنون ها را به بند و حقارت نکشیدند.حیثیت ایرانی را در دنیا به باد ندادند.چوب حراج به خزر و ارومیه و خلیج فارس و آبرو ها نزدند.
    در زمان پادشاه دستگاه های قضایی به عدل و انصاف عمل کردند.برعکس شما
    در زمان پادشاه اختلاص های بزرگ و رسوایی ها به وجود نیامد.برعکس شما
    در زمان پادشاه معیشت مردم به خطر نیفتاد.برعکس شما
    در زمان پادشاه مرغ تبدیل به سیمرغ نشد.برعکس شما
    در زمان پادشاه رای مردم و در اصل خواست مردم دزدیده نشد.برعکس شما
    در زمان پادشاه به حریم های خصوصی مردم تجاوز نشد.برعکس شما
    در زمان پادشاه حکم رد شدن از روی مردم معترض با تانک به کسی داده نشد.برعکس شما
    در زمان پادشاه دودستگی در حکومت زندگی مردم را نابود نکرد برعکس شما
    در زمان پادشاه توهم و دروغ و بزرگ پنداری متوجه حکومت نبود.برعکس شما
    و …
    به هرحال بهتر است راه و موضع خود را دقیقا مشخص کنید و از تعصبات بیهوده به این حکومت فاسد پرهیز کنید.اگر واقعا دلسوز این مردم هستید.
    البته اصلاح طلبان هم زیر پرچم همین حکومتند و نباید انتظار داشت که به اصطلاح چاقو دسته خودش را ببرد.

    خیرخواه شما
    نیک پندار

  20. علی گفت:

    دوستان کلمه، ایا براستی به دموکراسی معتقد هستید، برنامه ای به هر دلیل ساخته و نشان داده شد، نقد شما اگر منصفانه بود و بدور از حمله،پذیرفتنی بود،اما داررید بجای مردم واز دهان مردم حرف میزنید و این توهین به شعور مردم است ، نقد شما بیشتر رنگ و بوی کیهانی داشت، نه یک نقد وضعیت در زمان پهلویها و یادآوری هوشمندانه حتی به شخصی که نزدیکترین فرد به شاه بوده، از تمسخر کردن افراد بپرهیزید. و نکته آخر شما خودتان قضاوت کنید آیا براستی حاکمیت فعلی قابل قیاس با پهلویها هست؟ این حرف من این نیست که در زمان پهلویها در بهشت بودیم ، خیر ظلمهای زیادی شد، سرکوبهای زیادی شد، اما این حاکمیت روی همه دیکتاتورها را سفید کرده است.بجای پرداختن به اینگونه موضوعات به مسائل روز بپردازید کار شما کالبد شکافی تاریخ نیست. خواهش میکنم سانسور و حذف نفرمایید.

  21. ناشناس گفت:

    درود بر کلمه و این مقاله بسیار عالی بود

  22. رضا گفت:

    1- شاه ظالم بود، اشتباه هم کم نداشت! ولی خائن نبود. وطن پرست متوهم و مذهبی بود.
    2- به قول یکی از نظر دهندگان، زمانی (سال 1357) که ایران نیاز به اصلاحات داشت، انقلاب به راه افتاد!
    3- برای اینکه دلیل انقلاب 57 را بهتر بدانیم و باخبر شویم، به سخنرانی ها و مصاحبه های شاه با خبرنگار تلویزیون انگلیس در سال 1351 (شش سال قبل از انقلاب 57) مراجعه کنیم. در آخر لازم به یادآوری است که شاه شدیدا ضد انگلیس بود.
    این هم چند لینک در این رابطه:
    http://www.youtube.com/watch?v=iJ3mb34djUk
    http://www.youtube.com/watch?v=KbJbdbByDuQ&feature=related
    http://www.youtube.com/watch?v=4bEhffsQNZ0&feature=related
    http://www.youtube.com/watch?v=mgLJ8m62HuU&feature=related

  23. کینه شتری گفت:

    اینایی که سلطنت رو دوست دارن خیلی آدمای باحالی هستن! یک چیزایی تو مایه های همین بسیج داخل کشور که دوست دارن یک آقا بالاسر داشته باشن تا بهش کولی بدهن!دوست دارن یکی باشه که خونش غلیظ تر از خون خودشون و گردنش کلفت تر از خودشون باشه تا بتونن جلوش سر خم کنن و تعظیم کنن!در کل یا واقعا همچین آدمایی(عاشقان سلطنت مثل ذوب شدگان در ولایت) وجود دارند که اگرچه بعضی مواقع فکر میکنم محاله همچین افرادی وجود داشته باشن و همچین سطح فکری نازلی داشته باشن ولی وقتی بسیج داخل رو میبینم یادم میاد که هر محالی هم ممکنه!و یا اینکه این آدما فیلم بازی میکنن و هدفشون رسیدن دوباره دستشون به پول نفته! و سر وقتش خالی کردن عقده ای که از سی سال پیش از مردم دارن!البته شاید اینکه اینجوری مانع برای جنبش سبز درست میکنن همین خالی کردن عقده های چندساله شان است!!

  24. ناشناس گفت:

    غرور و حماقت و تکبر محمد رضا باعث شد او ایران را واگذار کند به یکی از موارد حماقت شاه اشاره میکنم ملک حسن پادشاه مغرب که بعد از سادات برای مدتی میزبان شاه بود از محمد رضا گله میکند و میگوید تو که شاه یک مملکت اسلامی هستی و مردم تو مسلمانان معتقد هستند چرا باید عکسهای تو با جام شراب و عکسهای همسرت در حال شنا کردن منتشر میشود و این نشان از حماقت شاه در بی احترامی به افکار مردمش می باشد و ما در حال حاضر فرزندان ملک حسن را میبینیم که در تمام نماز جمعه های مغرب شرکت کرده مراسم از تلویزیون پخش میشود و فرزند ملک حسین هم ظواهر امر را رعایت میکند کاش محمد رضا شعور فهم این مسایل را داشت و با قدری ازادی و نیازی به انقلاب نمی بود

  25. resa گفت:

    آنروز که وارد میدان همراهی با مردم میهن شدیم،پرچم‌های شیر خورشید دار در اجتماعات ایرانیان حامی‌ جنبش سبز و معلق زدن یک شبه ا عوان ا عصار “حامیان تحریم انتخابات” و بازی نقش حمایت از این جنبش،شکی باقی‌ نمی‌‌گذاشت که “شازده بی‌ تخت” در پی‌ “تاج به خراج رفته” از این آب به صید خواهد نشست.ما وصی مردم نیستیم ،بخیل اینان هرگز،این گوی و این میدان،اگر قدرت تبلیغ و تسهیل ترویج از قبای آن “تنها ۶۲ میلیون دلار” با خود آورده این فامیل خواهد توانست پنجاه سال خیانت،جنایت،خودفروشی و وطن حراجی آن “هزار فامیل” را به خدمت،مردم دوستی،استقلال طلبی عادل و آزاده بدل کند،هیکلی‌ از طلا به قامت “شازده” سخت و در سردر تهران آویخت!آنگاه هیچ غمی بدل راه نباید داد اگر شاهد انگشت به دهانی هیتلر و استالین نشویم!

    اما آنچه برای من جالب بود کامنت‌های جماعت شاه پرستان است که به راحتی آب خوردن مشت خود را باز کرده اند و کوس رسوایی “دمکرات” و “آزادی خواهی‌ ” را انداخته اند،کسی‌ نیست بپرسد آخر دهن پر از سلطنت میگوئید ملکه الیزابت را ،بیاتریس هلند و…..به خنده وااا میدارید ،هر کدام به کمتر از ۴۰۰ سال سابقه سلطنت رضایت نمی‌دهند،و ردر کنار کشور گشایی و هزار ننگ دیگر ،به جوامع مدرن خود فخر میفروشند،یک فردریک آلمان در کنار دها سنفونی ،صدها طرح علمی‌ و ….به جامعه آلمان آن روز اهدا کرده است،اخر آن پدر و پسر با حد اقل میلیاردها ثروت نفتی‌ چه گلی‌ به سر ما زدند که امروز طلبکار مردمید!؟ آن دو تا خط آهن و راه شوسه و…یا چند کارخانه مونتاژ مورد نیاز سر جنبانان آنها و به قول خانوم عبادی کارخانه آدامس چه گره‌ای از مشکلات مردم باز کرد که بدان مفتخرید؟هیچ ننه من غریبمی در نکنید،کسی‌ مخالف حق بیان ،آزادی و حقوق شهروندی شما حتی آقای رضا پهلوی نسیت،اما آنکس که هنوز از دوران اختناق شاهی و آزادی کشی آن پدر و پسر باکی بدل راه نمیدهد و آنرا جزو خدمت القا می‌کند،یا نمیداند چه میبافد یا ملت را و تاریخش را به هیچ گرفته است و باید افشا شود .خانوم فرح دیبا پهلوی نیز باید از شانس آورده استفاده کند ،که اگر عمر ایشان کفاف داد روزی باید به اتهام همکاری در آن سیستم و اقدام، علیه بشر محاکمه شود.

  26. امید گفت:

    خوشحال شدم که این مطلب در بین مردم با استقبال مواجه شده و این نکته لازم به ذکر است که در فضای گفتگوی مجازی که محدود نیز هست .، گفتمان غالب
    1-نکوهش نظام مبتنی بر فرد محوری 2-نکوهش روایت های تاریخی تک بعدی 3-نکوهش نمایش های قربانی محور از دوره های اسبدادی 4-نکوهش قضاوت های سطحی و کم مایه از حامیان اسبداد 5- نکوهش بن بست های ذهنی مردم در انتخاب حکومت
    امیدوارم با آموختن بیشتر و در نوردیدن مرز های جهالت و رسیدن به قله های آگاهی به نسلی روشنفکر واقعی تبدیل شویم تا بتوانیم بنیان کشوری آباد و آزاد را برای همه ایراتیان با هر فکرو اندیشه بنا نهیم و به امید آنروز که هر فردی با هر عقیده ای و هر قومیتی و هر مذهب و دینی به عنوان یک ایرانی محترم شمرده شود و در ابراز عقیده اش به عنوان یک عضو از یک پیکر واحد دراداره امور کشورمان موثرباشد .
    یادبگیریم به همدیگرنگاه کنیم و احساس مسئولیت کنیم چه فقیر چه غنی چه روشنفکر و چه کم سواد چه شهری چه روستایی چه مسلمان چه لائیک..

  27. ناشناس گفت:

    اگه موسوی ازاد بود ،سایت کلمه رو تصفیه می کرد،چون به نام انتقاد از حکومت شاه دارید بین مردم شکاف ایجاد می کنید.
    چه شما دوست داشته باشید چه نه امروز اکثر نردم به مراتب از حکومت شاه رضایت بیشتری دارند.چه شما بپزیرید چه نه مردم شاه رو انسان تر از خیلی ها می دونند.پس مثل موسوی با خودتون صادق باشید و با این واقعیت کنار بیایید.

  28. hormoz گفت:

    فرقی بین اصلاح طلبان اصول گراها نیست

  29. حمید گفت:

    توهم بازگشت به سلطنت و حکومت خودکامه دستاورد حاکمیت بی منطق و ظلم پیشه امروز است
    در این شرایط دزد و ظالم به جای خجالت و شرم از گذشته خود مدعی امروز می گردد و مردم را کودن هایی تصور می کنند که برای فرار از دست عقرب به افعی پناه خواهند آورد

  30. amir گفت:

    بی‌خود سلطنت طلب‌ها امیدوار نباشند، مردم ایران با حضور پرشمار در رای گیری برای انتخاب میر سبز نشان دادند که به نظام و انقلاب علاقهٔ مندند و انتقاداتی هم اگر هست به روش ناا اهلانی مثل احمدی نژاد است. من که هر کس را در خیابان میبینم به شاه بد و بیراه می‌گوید و از خدماتی که انقلاب به اقشار مستضعف کرده می‌گوید، نمیدانم این سلطنت طلبان حضور پرشور مردم در تظاهرات هر سال ۲۲ بهمن را نمی‌بینند یا خودشان را به ندیدن میزنند ؟

  31. جلال گفت:

    شاه مرده است او باتعریف های احمقانه بعضی کامنت نویسان زنده نمی شود.شاه و خانواده اش هرزه،فاسد و نوکر اجانب بودند،حکومت ما شاید اشکال داشته باشد امانه به اندازه رژیم منحوس شاه،و این اشکالات تنها باید در قالب گفتمان و گذشت زمان برطرف گردد.

  32. ناشناس گفت:

    واقعیت این است که تجربه طولانی تاریخ نشان داده است که حکومت ها نباید بر پایه ایدئولوژی بنا شده باشد. با قبول هر ایدئولوژی مطمئنا دو یا چندین گروه بوجود خواهد آمد که اگر طرفدار ایدئولوژی حاکم بر جامعه باشند جزو گروه خوب و گرنه جزو گروه بد، انحرافی، ضد انقلاب و … معرفی می شوند. پس لازمه یک حکومت دمکراتیک داشتن حکومت فارغ از مذهب، مکتب و یا جریان خاصی می باشد. لذا باید قبل از هر چیز آگاهی مرئم را در این زمینه افزایش داد تا توانایی تصمیم گیری بدون حمایت از جریان خاصی و فقط بر اساس منافع ملی رو یا بگیرند. در زمان شاه نیز همان طور که در خیلی از کامنت ها گفته شده است با تمامی خصوصیات بدش، حداقل در بیشتر مواقع تصمیماتش بر اساس منافع ملی بود نه تصممیمات شتاب زده ای که این روزها در جامعه ایران به وفور یافت می شود.

  33. Omid گفت:

    شاه خدا بیامرز- این عبارت رایج بین اکثر ملت ایرانه که به همت ظلم وغارتگری ملایان بی وطن از یک سو و بیداری ملت از سوی دیگر حادث شده است مردم ایران بدنبال ایده آل خود در دام بزرگی افتاده است در حالیکه باید پذیرفت فقط خدا منزه از خطاست و بشر جایزالخطاست . اگر امروز صحبت از کشوری بنام ایران می کنیم مدیون تلاش رضا شاه فقید است واگر حکومت محمد رضا شاه دوام داشت تاکنون حداقل جزئ ده کشور برتر دنیا بودیم ولی متاسفانه خطای شاده در عدم توجه مضاعف به توسعه فرهنگی (تفاوت زیادی بین افق دید شاه با مردم وجود داشت ومردم در آن زمان مستعد تمدن بزرگ نبودند) با عث از دست رفتن فرصت تاریخی شد. واما اکنون مردم نادم وبیدار ایران به خانواده شاه بیشتر هر کسی احترام می گذارند بخصوص اصلاح طلبان که دستی آلوده در این حکومت دارند وبایستی به درگاه خدا وملت توبه کنند در یک انتخاب آزاد مطمئن باشد شاهزاده رضا پهلوی بعد از بنی صدر وشاید موسوی فرد منتخب اکثریت خواهد بود

  34. ناشناس گفت:

    سلام متن بسیار دقیق ، مستند برواقعیات ومنطقی تهیه شده است . متاسفانه اشتباهات تاریخی فعلی بستری نامناسب را برای بیان مطالبی نادرست را فراهم نموده است .

  35. ایرج گفت:

    فقط دلم می سوزه که این پان ترک ها از آب گل آلود ماهی می گیرند
    حکومت ایران قبل از 57 ظالم بود و لی خائن نبود، ظالم بود و لی هوشمند بود خیلی جاها منطبق بر واقعیت بود.
    اوتایی که نمیدونن ترک با آذی فرق می کنه بدونن
    توی ترکیه اجازه آورده نام کرد رو نمی دن. تو باکو تالشی ها رو شکنجه می کنن و تو ازبکستان بر علیه تاجیک ها جنایت می کنن.
    هر کاری رژیم قبلی برای حفظ تمامیت ارشی ایران و تعیین حقوق همسایگان کرد قابل ستایشه و هر کاری بر علیه مردم آزاد اندیش کرد قابل نکوهش.
    آقایان صفر ویک نباشیم
    منطق فازی را دانشمند آذری ما برای همین کارا کشف کرد.

  36. زهره گفت:

    از همه دوستان ميخوام به نقش رژيم شاه از طريق سركوب همه نيروهاي سياسي در يكه تاز شدن افراطيون مذهبي توجه داشته باشن.فقر فساد وغربزدگي شديد سركوب به زندان انداختن خيليها براي خواندن يك كتاب كودتاي 28 مرداد رفتار با مصدق و هزاران هزار مطلب ديگر كه مثنوي هزار من ميشود همه كارنامه سياه رژيمي است كه سنگ غرب را به سينه ميزد اما به روش شاهان قرون وسطي مملكت را ارث پدري ميدانست و عجبا هنوز هم ميدانند.اما مهمترين جنايت رژيم شاه در حق ما مردم بستن در هر گونه اگاهي سياسي و اجتماعي بر مردم بود كه باعث شد سال 57 ندانند صلاحشان چيست و در كجاست و ميدان در استانه قرن 21ام بدست افراطيون مذهبي افتاد.چاره درد اين مردم نه در گذشته و در دست كسانيست كه نقش تعيين كننده در رساندن ما به اين روزها داشتند.بلكه در اينده و طرحي نو بدست خود مردم است.دوران حكومت مطلقه در همه جهان به پايان رسيده است.چه شاه چه ولي فقيه.به هوش باشيم جنايات امروز كه ريشه در جنايات و نااگاه پروريهاي ان روزها دارد باعث اشك تمساح كساني نشود كه دلشان براي ايران به عنوان ارث پدري تنگ شده و فكر ميكنند نوبت انان است كه بخورند وببرند وبكشند.در ضمن شاه اگر ريشه اي در ايران داشت و درد وطن داشت دو بار ايران را رها نميكرد.يك بار 28 مرداد كه با دلارها ي امريكايي و ميدانداري امثال شعبان بي مخ برگشت و يك بار كه به اشاره امريكا رفت براي هميشه.

  37. ناشناس گفت:

    مستند ی که پخش شد براساس دروغ واستفاده ازتحریک احساسات وعواطف مردم ساخته شده.اشتباهی که بعضی ازما مرتکب می شویم اینه که برای نفی یااثبات عمربه اثبات یانفی زید مشغولیم.هرسیستم جداگانه وبراساس عقل ومنطق باید تحلیل شود واثارخیر یا شر ان برای جامعه ایران مشخص گردد.ضمنا ازنویسنده مقاله تشکر می کنم

  38. ایرانی گفت:

    نکتهء جالب در این مقاله استفادهء ابزاری از خسرو گلسرخی که کمونیست بود و از ملیونی مانند دکتر مصدق و فاطمی است! وبسایت کلمه متعلق به همان گروهی است که صد برابر بدتر از شاه این گروهها را نابود کرد.

    جناب شیرزادی: نوشتهء شما هیچ فرقی با روش آن فیلم ندارد! اگر میخواهید مقالهء به اصطلاح تحلیلی بنویسید اول احساساتی نشوید دوم انصاف را رعایت کنید و سوم شما حق ندارید استفاده ابزاری از افراد و گروههایی بکنین که سالها اصلاح طلبان فعلی دشمن میدانستندشان. البته مثالهای شما این به خوبی نشان میدهد که آنان که شاه میگرفت و میکشت آنهایی نبودند که بعدها صاحب انقلاب شدند!!! (خراب کردی!)

    وبسایت کلمه: من اوایل شما را به عنوان یک وبسایت بی طرف میدانستم. اما به تدریج نشان داده این که بصورت زیرکانه ای اخبار و مطالب را در جهت اهداف گروه به اصطلاح اصلاح طلب انتشار میدهد.

  39. ناشناس گفت:

    مقاله وزین و مستندی بود یک اصل روانشناسی میگوید : ” گذشته به آسانی فراموش می شود و تحمل مشکلات امروز سخت است ” کسانی که سعی در تطهیر رژیم گذشته دارند از این اصل استفاده می کنند ولی باید هوشیار بود و نگذاشت وجود دیکتاتوری مذهبی امروز ظلمهای دیکتاتوری دیروز را از خاطرمان ببرد. اگر حکومت ملی دکتر مصدق توسط امریکا و شاه سرنگون نشده بود امروز بسیاری از مشکلات نه تنها در ایران بلکه در منطقه ی خاورمیانه وجود نمی داشت از جمله بنیادگرایی اسلامی و از جمله احمدی نژادها

  40. Iraj گفت:

    این جبه گیریها که اقای نویسنده در مقاله خود گرفته نه از روی خیر خواهی و اینکه مردم را اگاه نماید که در رزیم قبل چگونه بود و اکنون چطور است . بلکه او را می ترساند که نکند در اینده در ایران رزیمی روی کار اید که وی جایی در چاول نداشته باشد

  41. ققنوس گفت:

    من متولد 42 هستم و اهل یک روستایی در شمال. تمام دوران کودکی یادم میاد. من هیچ دلخوشی از نظام فعلی و مخصوصاً سلطنت عمامه بسران بنام ولایت مطلقه فقیه که ادمو یاد حکومت فعلی کره شمالی میندازه… ولی کلاً مخالف تمام حرفهای متوهمانه فرح پیر هستم. در زمان طاغوت واقعاً فقر و فلاکت و تنگدستی بیداد میکرد. وضعیت بهداشت و اموزش و عمران و ابادی روستاها اسفناک بود. یادمه تو روستای ما نه اب لوله کشی بود و نه برق و نه جاده و نه هیچ چیز دیگر. بچه های بیشماری که بخاطر مریضی و بیماریهای واقعاً قابل اعلاج مثل سرخک و آبله و… می مردند. شپش و ساس و کک مثل مورچه از سر و روی بچه ها و بزرگترها اینور و ونور می رفت. اونطور که بنده فهمیدم وضعیت تمام روستاها و شهر های کوچک اینچنین بود. شاه بیش از سی سال سلطنت کرد.اگر ادم ابادگر و دلسوز مردمش بود تو این سی سال می بایست خیلی کارها رو می کرد که نکرد و در عوض فاصله طبقاتی و اشرافی گری و مبارزه با اعتقادات مردم اون دوره که نسبت به الان خیلی سنتی تر بودند، را انجام می داد. متاسفانه بزرگترین ایرادی که یک عمر رهبران این ملت داشتند این بوده که مردم را حساب نیاوردند و تو ذهنشان مردم ایران را نفهم و نادان فرض میکردند(درست مثل الان). خانم فرح که یک عمر با پول مفت ملت ایران زندگی اشرافی و راحتی داشته این بدان و بفهم و این رو به اون پسرجانت و بقیه دوربریهات حالی کن این ملت نه شاه تاجدار پهلوی می خوان و نه شاه عمامه بسر ولایت فقیهی خامنه ای. این ملت یک رئیس جمهور و یک مجلس برخاسته از رای واقعی تمام احاد ملت ایران می خوان که بعد چهار سال جواب پس بده… مثل تمام ممالک مترقی جمهوری خواه. خسته شده ایم از این همه سلطنت طلبی رنگ وارنگ مادام العمر بدون هیچگونه پاسخگو بودنی.

  42. سیاوش گفت:

    پخش مستند از تهران تا قاهره موجب شد تا عده ی زیادی از هموطنان دست به قلم شده ، از شاعر و طنز نویس تا مفتی و مورخ نما، از آنانی که اصولا سنشان به حدی نیست که بر اساس خاطرات خود اظهار نظر کنند یا هست و خاطره ای شخصی، محدود و سودار از آن دوران دارند تا آنانی که بیانات خود را مستدل بر مرور اقوال، شایعات، خاطرات و مستندات عجیب و متناقض نمودند و نیز از چپ چپ تا راست راست به انتشار عقاید در قالب طیفی از ناسزاگویی به آخرین ملکه ی کشور پادشاهی تا حمایت بی دریغ و متعصبانه از آن نظام و تا نقد ظاهرا تاریخی عملکرد نظام سلطنتی در دوران پهلوی ها بپردازند.
    عمده ی مطالب منتشر شده بر احساسات و عواطفی بنا شده بود که از درد و رنج شکنجه شدگان و ستم دیدگان آن نظام به عنوان شاهدی بر دروغ بودن محتوای مستند بهره می بردند. از وارطان گفتند، بر اندوه فرزند گلسرخی مارکسیست مسلمان دست گذاشتند، از کودتای عجیب صد هزار دلاری بر علیه خواست یک ملت عظیم و فرهمند گفتند، از رنجی که مصدق السلطنه برای اعتلای نظام مشروطه پادشاهی(چه پهلوی و چه احتمالا قاجار) و احقاق حقوق نفتی مردم متحمل شد نالیدند و به خاطرات فاطی، آن چریک مسلح به دام افتاده در زیر شکنجه های طاقت فرسا اشاره کردند. برخی هم با اشاره به توسعه ی اقتصادی و فرهنگی و جایگاه بین المللی ایران در آن دوران تمام این رخدادهای دلناچسب را به خرج ایجاد امنیت برای پیشرفت کشور و نیز شرایط ایران در بازیهای دوره ی جنگ سرد جایز دانستند.
    مخالفان این فیلم مستند اصرار داشتند که نباید وزنه ی تجربه ی تلخ و نواقص و معضلات فاحش نظام جایگزین را که با رای قطعی 98 درصدی ایرانیان به ایجاد یک “جمهوری اسلامی” منتهی شد به عنوان معیاری برای سنجیدن نظام قبلی بکار گرفت چرا که دزدانی احتمالا به شمار تمامی ایرانیان انقلاب زیبای ما را به ناگهان به سرقت برده اند و اهالی سمت مقابل نیز انقلابیون و بلکه کل ملت ایران و قدرت های جهان را در تحول نظام سکولار، مترقی ولی دیکتاتور به نظام مذهبی شبه دموکراتیک ولی آغشته به خون و فساد مجرم دانستند و حاضر نیستند ازمنتسب کردن تمام مسئولیت این تحول منفی به همه کس بجز خودیها چشم فرو بندند.
    عده ی زیادی خواهان پاسخگویی خاندان پهلوی و اعوان و انصار ایشان در پیشگاه خلق و یا محضر عدالت الهی ( کلیشه های چپ افراطی و راست مذهبی بنیادگرا ) شده اند که معلوم نیست از نظر تاریخی و جغرافیایی به کجا اشاره می کنند و اصولا بعید است به نهادی بجز شخصیت مافوق بشری و معصوم خودشان به عنوان داور اعتقاد داشته باشند. عده ای هم با امیدی غلو آمیز به تحول قریب الوقوع در کشور که وضعیتی آخر زمانی را برای تشکیل دادگاه موعود فراهم خواهد آورد، منتظرند تا بلافاصله تمام امور مملکت و جهان تعطیل گردد و همه ی مردم و مسئولین کشور( و البته هر آنکس غیر از خودشان) که لاجرم مجرمیت آنها از قبل محرز است یک به یک در صف انتظار ایستاده به پاسخگویی در برابر اتهامات وارده بپردازند و در این دادگاه مفروض برزخی و خشن بخشی از شکنجه های غیر جسمانی مورد انتظار را دریافت کنند.
    حقیقت آن است که ملت ایران در طول هزاران سال سابقه ی تمدن خود هرگز علاقه ای به تدوین تاریخ نداشته اند، وقایع نگاری هم نمی کرده اند. چنین ملتی نه تنها تاریخ واقعی ندارد بلکه از دانش تاریخ که تحلیل آن را هم در بر می گیرد بی بهره است. راه دوری نمی رویم. ما حتی در دویست سال اخیر هم وضع بهتری نداشته ایم. نهاد های فرمایشی سلطنتی یا جمهوری یا اصولا وقایع را ثبت و گزارش نکرده اند و یا با هزار ترفند به قلب واقعیت ها پرداخته اند و در نتیجه با داستانهای ( مثلا مستندات) متناقض و تحلیل های متناقض تری از آنها مواجه هستیم.
    بر عکس، علاقه ی وافر ایرانی ها به اعلام نظر در مورد هر آنچه که می شنوند یا می بینند یکی از صفات محرز ماست. این بدان معنی نیست که حتی این دیدن یا شنیدن ما بر بصورت صحیح انجام شود. ماجرای مشاهده ی تجربی در کتاب شیمی را بخاطر دارید؟ چنین نوع مشاهداتی از موارد منحصر به فرد در این مملکت خواهند بود. به عنوان یک معلم زبان انگلیسی که با دانشجویان ملل مختلف کار کرده ام به اطلاع می رسانم که دانشجویان ایرانی اصولا نه به صحبتهای افراد مقابل به دقت گوش می دهند و نه درک صحیحی از معنی و محتوای سخن دیگران دارند و با اولین برداشتی که از مقدمات سخن افراد دارند به ایراد شرح مفصلی از پاسخ های ناروا و بی ربط و غیر علمی( بی مطالعه) می پردازند. وضعیت توده ی مردم هم بسیار بدتر از این است. چنین مردمی چگونه خواهند توانست چیزی واقعی از گذشته ی خود بیاد آورند و درک صحیحی از تاریخ داشته باشند؟
    این مستند اگر هیچ خاصیتی نداشته باشد حد اقل آزمونی بود که صحت محتوای کتاب “جامعه شناسی خودمانی” را در بسیاری از موارد ادعایی آن اثبات کرد.

    سیاوش

  43. جوان گفت:

    توقع چنین مطلبی در کلمه رو نداشتم… متاسف شدم… من هم جزو میلیون ها جوانی بودم که به آقای موسوی رای دادم، ولی حالا…
    واقعا ناامید شدم و متاسفم…

  44. حمید گفت:

    دیکتاتور خوب نداریم. هر چه که وضع امروزمان است پیامد کودتای اعلاحضرت هست

  45. علی گفت:

    موافقم. فیلم یک آگهی سفارشی بود.
    دلیل بر آشفتن دوستان رو هم نمی فهمم، خب ایشون نظرش رو گفته، نویسنده جزو مردم نیست که قضاوت کنه و نظر بده؟

  46. قلی گفت:

    باز دم شاه گرم که رفت به شما ها که باشه مثله بشار اسد با توپ و تانک شهر به شهر میاین…

  47. نخ گفت:

    ان شا الله روزي که ايران ازاد بشه در اولين قدم قبل از هر کاري توي انتخابات مردم بين همه گزينه از جمله رضا پهلوي ميرحسين موسوي و حتي مجتبي خامنه اي و ديگراني که محق تر هستند انتخاب مي کنند . بعد کسي که راي اورد مياد کميته هايي حقيقت ياب براي بررسي جنايت هايي که تا حالا به مردم ايران شده تشکيل ميده و عادلانه همه مقصرين رو محاکمه ميکنه.

  48. شیراز سبز گفت:

    شاه یک دیکتاتور مدرن بود ولی حالا با یک دیکتاتوری واپسگرا مواجهیم

  49. ناشناس گفت:

    با سلام بنده تمام مطالب را خواندم ولی اصل قضیه را مردم نمی بینند مشکلات در هر رژیمی وجود دارد چه بسا هیچ رژمی با 100 در صد رای انتخاب
    نمی شوند ولی آن چیزیکه نمی بینند (امریکاست ) چرا که در زمان رژیم گذشته شاه تصمیم کرفته بود کشور را از نظر سلاح های جنگی تجهیز کنه
    و چشم نگفتن به امریکا عاقبت این چنینی داشت مردم ایران بدانند اگر انقلاب می خواهند و یا اصلاحات من میگویم اصلاحات بخاطر اینکه این رژیم
    در مقابل امریکا و یا هر کشور زورگو ایستادگی کرده وچنانچه دولت یک تصمیم ضربتی در جهت اصلاحات کشور بگیرند این کشور بهترین وقویترن کشور
    منطقه خاهد بود اینجانب (بی طرف) ولی وطن پرست .

  50. ف گفت:

    دوستان گرامی و روشن فکر جامعه ایرانی:

    بحث در خصوص وقایع تاریخی و اختلاف نظر همیشه وجود داره ولی اون چیزی که این مملکت و مردم را اصلاح می کنه و بسوی اون مدینه فاضله که در تصور همه است و اسمش دموکراسی می بره ، اصلاح فرهنگی تک تک ما ایرانی هاست. هروقت مردم شریف ما تونستن به حق اجتماعی هم دیگه احترام بگذارند ، هروقت تونستن توی صف توزیع غذا و گوشت و مرغ مثل مردم ژاین بایستن ، هروقت به اندازه نیازشون (فقط به اندازه نیازشون ) تونستن از انرژی و منابع طبیعی استفاده کنن و مهم تر از همه اینکه پولی رو که توی این مملکت در آوردن توی همین مملکت خرج کنن و نبرن بیرون از کشور، اون وقت می شه از شون توقع خیلی چیزهارو داشت. پس دوستان فرهیخته ، به جای چنین و چنان گفتن ها بیایید فرهنگ سازی کنید و به مردم دوست داشتن خود و آگاهی از حق و رای خودشان را یاد بدید. به مردم یاد بدید که این عقده تحقیر و جهان سوم بودن رو کنار بگذارن و با عشق به مملکتشون خدمت کن ، آزادی و رفاه اجتماعی با ظهور و به قدرت رسیدن یک فرد و یا افرادی خاص بدست نمیاد و حکومت فقط از آن مردم و تا زمانی که اصلاح فرهنگی در جامعه انجام نشه و ترویج فرهنگ صحیح و انسان بودن واقعی صورت نپذیره ، هیچ چیز درست نمی شه.