سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پرسش از نو؛ آیا جنبش سبز نفوذی در میان محرومان جامعه ندارد؟...
» بررسی موردی ترکیب و خاستگاه اجتماعی زندانیان بند 350

پرسش از نو؛ آیا جنبش سبز نفوذی در میان محرومان جامعه ندارد؟

چکیده :یکی از زندانیان سابق بند 350 اوین که پس از انتخابات در چند مرحله به زندان رفت، مشاهدات خود از ترکیب جمعیتی و خاستگاه قشری سبزهای زندانی در این بند را برای کلمه بازگو کرده است. او روایت می کند که اکثر زندانیان سیاسی پس از انتخابات 88 اتفاقا متعلق به اقشار محروم جامعه و ساکن محله های حاشیه ای و نیز مناطق جنوبی تهران هستند. این روایت، با تصویری که شاید در ذهن بسیاری از ناظران وجود دارد، متفاوت است و کلیشه ذهنی موجود نزد برخی تحلیلگران درباره خاستگاه طبقاتی جنبش سبز را مغایر با واقعیت نشان دهد....


کلمه: پرسش از نسبت جنبش سبز با اقشار ضعیف، پرسش جدیدی نیست. پاسخ های متعددی هم به این سوال داده شده و با این حال هنوز پرسش اولیه، موضوعیت دارد و دغدغه سبزهای اهل اندیشه و در فکر آینده است. چرا؟

تاکنون بارها مطالبی در این زمینه در کلمه منتشر شده و از زوایای مختلف و با تلقی های متفاوت ضاحبنظران و تحلیلگران به این بحث پرداخته شده است. علاوه بر یادداشت هایی همچون “جنبش سبز و اقشار محروم” و “جنبش سبز و عدالت اجتماعی“، مطالب متعدد دیگری درباره ربط مسائل و مشکلات اقشار کم درآمد، کارگران و زحمتکشان منتشر شده و از این ها مهمتر، در بیانیه ها و مصاحبه های میرحسین موسوی نیز بارها به نسبت جنبش سبز با مستضعفان و اقشار “محروم نگه داشته شده”، اشاره شده است.

همچنین بارها در مطالب مختلف (از جمله اینجا) به این موضوع اشاره شده که برخلاف تصور برخی، حتی خاستگاه بسیاری از شهدای سبز نیز اقشار محروم و ضعیف جامعه بوده است و تبلیغات مسئولان و رسانه های حکومتی مبنی بر اینکه جنبش سبز یک حرکت مختص به تهران و آن هم بلوار کشاورز به بالاست، دروغی بیش نیست.

اکنون یکی از زندانیان سابق بند 350 اوین که پس از انتخابات در چند مرحله به زندان رفت، مشاهدات خود از ترکیب جمعیتی و خاستگاه قشری سبزهای زندانی در این بند را برای کلمه بازگو کرده است. او روایت می کند که اکثر زندانیان سیاسی پس از انتخابات 88 اتفاقا متعلق به اقشار محروم جامعه و ساکن محله های حاشیه ای و نیز مناطق جنوبی تهران هستند. این روایت، با تصویری که شاید در ذهن بسیاری از ناظران وجود دارد، متفاوت است و کلیشه ذهنی موجود نزد برخی تحلیلگران درباره خاستگاه طبقاتی جنبش سبز را مغایر با واقعیت نشان دهد.

در کنار این روایت، گزارش آماری کلمه از مسائل و مشکلات زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین نیز می تواند تصویر ما از این زندانیان غالبا هوادار جنبش سبز را دقیق تر کند. همچنین مشخصات دقیق بیش از صد نفر از زندانیان بند 350 که سال گذشته در کلمه منتشر شد و در آن شغل و تحصیلات و میزان درآمد زندانی و شغل پدر او به همراه اطلاعات مفید دیگری دیده می شود، می تواند به شناخت دقیق تر واقعیت خاستگاه اجتماعی زندانیان سبز کمک کند.

متن کامل یادداشت این زندانی سیاسی سابق را در زیر بخوانید. برای اعلام نظر خود در این باره نیز می توانید از باکس نظرات در انتهای همین متن استفاده کنید.

*          *          *

فراز و فرود جنبش سبز و تمرکز آن در شهرهای بزرگ به ویژه در کلان شهر تهران و مناطق شمالی آن از یکسو، و طرح مطالبات مدرنی چون حقوق شهروندی، دموکراسی طلبی، تنوع و رنگارنگی و… از دیگر سو و بالاخره استراتژی عدم خشونت و نامتمرکزی آن، بحث های زیادی برانگیخته است و بسیاری از تحلیل گران، نویسندگان و محققان را به تکاپوی شناخت ماهیت و نحوه فراگیری و به تبع آن آینده اش واداشته است.

در این میان، یکی از مهمترین نقاط مورد بحث که اغلب با شک و ناباوری به آن نگاه می شود، خاستگاه طبقاتی و نفوذ جنبش سبز در اقشار مختلف و مهمتر از همه در میان جامعه فرودستان (طبقات پایین تر از متوسط) است. البته برای کسانی که میر سبز را می شناختند، این واقعیت به هیچ وجه دور از ذهن نیست؛ زیرا ما همیشه از نزدیک نه تنها تأکید ایشان بر توجه به این گروه در فعالیت های تبلیغی و بیانیه ها را می دیدیم، بلکه شاهد اصرار به ارتباط مستمر ایشان با این گروه از مردم در زندگی شخصی شان بودیم و بارها نیز از ایشان شنیده بودیم که می گفتند جهت گیری اصلی حکومت ها بایستی در جهت توانمندسازی این اقشار ضعیف و مستضعف، و حرکت آنها به طبقه متوسط باشد. به عبارت دیگر، بزرگ کردن طبقه متوسط و کوچک و محدود ساختن اقشار فرودست، وظیفه و هدف اصلی دولت فرهنگی پیشنهادی او بود.

و چه بر حق گفته شاعر که: هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند. باری، راقم این سطور که خود از بازداشت شدگان و زندانیان پس از انتخابات بوده و مدتی طولانی در سوئیت های 240، سپس بند عمومی و در نهایت در دو مرحله در بند 350 حضور داشتم، این فرصت را یافتم که این جریان را در بین زندانیان بند 350 بررسی و نتایج آن را بدین شرح بازگو کنم:

در مدتی که در بند 350 اوین به سر می بردم، میانگین روزانه 150 تا 200 نفر زندانی سیاسی حضور داشتند؛ تعدادی از آنها قبل از خرداد 88 به دلایل دیگری حکم گرفته و چند نفری هم با اتهام هایی چون ارتداد، ترویج پورنوگرافی و… بازداشت شده بودند. برآوردم این بود که 80 تا 150 نفر از آنها مستقیما در ارتباط با انتخابات دستگیر و حکم گرفته باشند.

آنها را می توان به دو گروه فعالان و افرادی که به نوعی وابستگی سیاسی و حزبی دارند و جمعی که سابقه فعالیت سیاسی نداشته و انگیزه اصلی آنان انتخابات 88 بوده که باعث دستگیری و زندانی شدن آنها شده است، تقسیم کرد. گروه اول که عمدتاً در اتاق 7 بند مذکور ساکن بودند شامل اصلاح طلبان، ملی- مذهبی ها، دو نفر از مشاوران میرحسین موسوی و تعدادی از اعضای احزاب اصلاح طلب و… اند و قطعاً چهره های این گروه جزء طبقه متوسط جامعه تلقی خواهند شد. لیکن اعضا و هواداران مقیم این اتاق را بایستی از آنها مجزا کرد؛ چرا که در میان آنان مستأجر، فرزندان کارمندان با رتبه های شغلی پایین و حتی دانش آموخته در جست و جوی کار نیز به چشم می خورد. افرادی که مضیقه های مالی کنونی آنها حکایتی غیر از وابستگی به طبقات متوسط را بازگو می کرد.

گروه دوم افرادی هستند که غالباً در محلات پایین شهر تهران و بعضاً در حاشیه هایی مانند شهریار، ورامین، اسلامشهر، تهرانسر، ملارد کرج و… زندگی می کردند و بدیهی است اغلب آنان مستأجر بودند.

در میان زندانیان نانوا، کارگر ساختمانی، نظافتچی، فروشنده، دست فروش، مغازه دار خرده فروشی، راننده تاکسی، بیکار در جست و جوی کار و… حضور داشتند و اکثریت معلمان، وکلا، دانشجویان، خبرنگاران جوان و… از خانواده های حقوق بگیر با مشاغل عادی دولتی و کاسب های خرده پا و… بودند؛ به لحاظ سنی هم از پیرمرد 75 ساله که به همراه نوه اش حین شعارنویسی دستگیر شده تا جوان 18 ساله و نیز میزان تحصیلات از بیسواد تا دکترا دیده می شد.

بنابراین با نگاه کلی به چنین ترکیبی، سوال اساسی این است که چرا حضور، فعالیت و هزینه دادن این قشر عظیم که در حرکت های اجتماعی بسیار تأثیرگذارند، از چشم محققان پوشیده مانده است؛ به نظر می رسد برای پاسخ موارد زیر را باید مدنظر قرار داد:

1 . در حال حاضر فضای مجازی و رسانه ای بازتاب دهنده نقش گروه ها و افراد شرکت کننده و مؤثر در جنبش است؛ و به صورت طبیعی این افراد و خانواده های محترم آنان در دسترسی به این رسانه ها در مضیقه و مشکل هستند.

2 . تقریبا تمام افراد این قشر، هیچ گونه وابستگی سیاسی و تشکیلاتی نداشته و در نتیجه حامیان ویژه ای ندارند تا وضعیت آنان را پیگیری و منعکس کند و در بسیاری از موارد حتی امکان به کار گرفتن وکیل نیز نداشتند.

3 . نویسندگان و تحلیل گران بعضاً با پیروی از کلیشه های مرسوم و نیز اطلاعات در دسترس به نوشتن و استنباط می پردازند. کلیشه هایی که مدعی است روشنفکران در چند دهه گذشته توانایی ارتباط مؤثر با فرودستان را از دست داده اند بر این نوشته ها سیطره دارند.

4 . دستگاه تبلیغاتی حکومت و نخبگان سیاسی منتقد برای نادیده گرفتن سهم و مشارکت طبقات پایین جامعه، هر یک به دلایلی به نوعی تفاهم نانوشته رسیده اند. حاکمیت از ترس گسترش و شکسته شدن تابوی مخالفت با حکومت در اقشار فرودست. و برخی اصلاح طلبان که قویا به چانه زنی و تعامل پشت پرده اعتقاد دارند. از سخنگویی و نمایندگی طبقات فرودست ناتوان اند و تا حدودی واهمه هم دارند. اصلاح طلبان در 8 سالی که دو قوه را در دست داشتند سیاست و برنامه خاصی برای کاستن از شمار این قشر ارائه نکردند. شاهد این مدعا آن است که در عمل هم بین اصلاح طلبان زندانی و این رادمردان تعامل و گفت و گویی سازنده برقرار نشده است.

خلاصه کلام آنکه اگر مجموعه افراد زندانی مقیم بند 350 را نمونه ای تصادفی از فعالان جنبش در نظر بگیریم، شاهد گویایی از فراگیری و نفوذ نسبتاً خوب آن در طبقات فرودست خواهد بود و نقش آنها بدلیل نداشتن صدا برای انعکاس، موجب غیبت آنها از تحلیل ها و نوشته ها شده است.


18 پاسخ به “پرسش از نو؛ آیا جنبش سبز نفوذی در میان محرومان جامعه ندارد؟”

  1. محمد گفت:

    1) فرو دستان اقتصادی زیادی را میشانسم که هزینه ی زیادی برای جنبش سبز پرداخت کردند! 2) انان گرچه از حیث اقتصاد در مضیقه هستند اما از قدرت تحلیل بسیار بالایی در مسائل جنبش سبز برخوردارند! انان همگی به نوعی نخبه اند! 3) حکومت و برخی تحلیلگران کوشیدند خواستگاه جنبش سبز را طبقه ی متوسط به بالا معرفی کنند! اما انچه عیان است غیر از این است و حاجتی بر بیان نیست! واقعیت ! 4) فرودستان نخبه ی جنبش سبز چشم و چراغ این جنبشند که در روشنگری فرو دستان نقش عمده ای دارند و خواهند داشت! 5) اعتماد و اتکا بر این نیروها باعث گسترش جنبش به همه ی نقاط خواهد شد!

  2. ناشناس گفت:

    چند وقت پيش به جنگل ابر رفتم، از محليها درخواست معرفي يك راهنما كردم، جواني روستايي،‌و بسيار زحمتكش، با دستهاي پينه بسته را به من معرفي كردند. نامش حسين بود. در طول سه روز سفر، مطالبي از او راجع به جنبش سبز شنيدم كه تا كنون نخوانده بودم. بسيار دقيق، خواست جنبش سبز را درك كرده بود. هوش و فهم سياسي و اجتماعي و حتي اقصادي او، بسيار شگفت انگيز بود.

  3. ناشناس گفت:

    يك تصور غلطي پيش آمده و آن اينكه “روستاييان طرفدار حكومت اند!”! اين حرف و تصورغلط نميدانم از كجا آمده است، در صورتي كه روستاييان اتفاقا آن وقت كه شهريها، طرفدار حكومت بودند، از حكومت شاكي بودند. اگر ميبينيد كه احمدي نژاد در روستاها كمي راي بيشتري نسبت به شهر ها داشت، براي اين بود كه انها گمان ميكردند احمدي نژاد با آخوندها بد است و نسل آنها را از بين خواهد برد و نيز اينكه روستاييان عزيز كشورمان، باورشان نميشد كه رييس جمهور يا كسي كه ميخواهد رييس جمهور شود، دروغ بگويد. به عبارتي از صداقت روستاييان سوئ استفاده شد.

    روستاييان بي صبرانه در انتظار پايان يافتن استبداد و ناكارامدي اند.

  4. ناشناس گفت:

    قطعا دارد

  5. میرزا گفت:

    با گزینه 4 بسیار موافقم. یک نکته اساسی را باید در نظر بگیرم. فرق است بین اینکه انسانهای از طبقات زحمت کش جامعه و تهی دستان و کارگران در جبنش سبز شرکت کرده اند و هزینه داده اند با اینکه جنبش سبز مطالبات و خواست های این طبقه را مطرح کرده باشد. اینکه تهی دستان در جنبش سبز شرکت کرده اند دلیلی نیست که جنبش سبز در حوزه طرح خواست های عدالت اجتماعی هم موفق بوده است. این دو موضوع را نمی توان به هم تقلیل داد. کارگران و تهی دستان در جنبش سبز شرکت کرده اند و هزینه هم داده اند اما جنبش سبز تا کنون نتوانسته است عدالت اجتماعی را به مطالبات خود تبدیل کند. ایا جنبش سبز در خواست ها خود هم پای تاکید و احیاء اصل 27 بر روی اصل 26 برای تشکل های سندیکای و سازمان های مردم نهاد صنفی هم تاکید شده است؟ ایا جنبش سبز به ابلاغیه رهبری به اصل 44 قانون اساسی، که اغازی بود و هنوز هم ادامه دارد بر اختصاصی سازی ثروت های ملی و دولتی و نابودی صنایع در ایران، اعتراضی کرده است؟ ایا نخبگان سیاسی و احزاب مدافع جنبش سبز و بخصوص اصلاح طلبان حداقل احترام را برای کارگران در روز جهانی کارگر قائل شدند؟ امسال نه جبهه مشارکت نه سازمان مجاهدین انقلاب در روز جهانی کارگری حتی حاضر نشدند بیانیه ای صادر کنند و از ده میلیون کارگر در ا یرن تشکر کنند. اقای خاتمی عزیز به حق و درست برای تولد و ازدواج زندانیان سیاسی بیانیه می دهد ولی حاضر نشد برای روز جهانی کارگر بیانیه دهد. درست در همان ایامی که برای ازدواج یکی از زندانیان سیاسی عزیز اقای خاتمی بیانیه داد، رضا شهابی در زندان بود و مادرش فوت کرده بود و به او اجازه مرخصی برای شرکت در مراسم تدفین نداده بودند. “حافظ تو خود حجاب خودی از میان برخیز”

  6. رهگذر گفت:

    از دوستان خواهش میکنم یه مطلبی بنویسند که برای مردم قابل درک باشه ….. مردم وقتی به چشم میبینن که اقشار بالا شهر 90% جنبش را تشکیل میدن و از 10% پایین شهریم 8% به خاطر اینکه بگن ما بالا شهری فکر میکنیم طرفدار جنبش سبز هستن چطور این حرفهارو هضم کنن؟ چیزی که واضح دیده میشه را نمیشه انکار یا قلب کرد

  7. نادری... گفت:

    بالاترین نیاز مردم درد دین نیست بلکه تامین نان و آب و غذاست که این شکم بی هنر پیچ پیچ را روبراه کنند. به عبارت دیگر تامین نیازهای اقتصادی و مالی اولین و بیشترین خواست واعتقاد و علاقه بشر است و بعدا مسائل دیگر مثل پوشاک و… که آنهم رابطه با اقتصاد دارد و وقتی ادامه دهیم و چند نیاز دیگر را تامین کنیم میرسیم به نیاز معنوی که در راس آن برای پاره ای از افراد دین و اعتقادات دینی است. البته علایق سیاسی به ویژه در گروهی که اعتقادات دینی و علایق مذهبی دارندچند مرحله پس از علایق دینی جای دارد.
    درجریان اعتراضات انتخاباتی سال 88هم بدیهی است قشر فرودست جامعه فراوان بودند و طبعا تصور می کردند که این همه نابسامانیها و گرفتاری های مادی و تورم که در ذهن آنان با واژه دیگری خود را نشان میداد، همه و همه به گردن مسئولین نالایقی است که اکنون تقلب و تخلف انتخاباتی آنان آشکارشده است. بدیهی است که این عده هم از طرفداران جنبش سبز بودند یا شدند. این قشر را شما با آن دسته از لمپن ها و کسانی که از حاکمیت باج گرفته و شعبان بی مخ وار به زن و بچه و اتومبیل و مغازه های مردم حمله بردند، اصلا مربوط ندانید. اینها عده ای بیشرف بودند که اجیر شده بودند تا این کارها را بکنند.
    ازآ« پس مملکت ما بحمدالله با کوشش سردمداران وضعش بهتر که نشده است. نگاه کنید به تورم و بیکاری و قوز بالاقوزی به نام تحریم اقصادی که اکنون اگر گربه هم عطسه کند، مقامات آنرا به گردن “تحریم ها” میندازند. انگار که این مشکلات پیش از تحریم اصلا وجود نداشته است. بنابرین میخواهم نتیجه بگیررم که البته طرفداران جنبش سبز حتما عده بسیار زیادی از این قشر فرودست جامعه بودند که اکنون متاسفانه یا خوشبختانه تعداد آنان روز به روز بیشتر می شود. اعتراضات مردم اکنون کم از زمان بعد انتخابات نیست به مراتب بیشتر است. آتش خفته زیر خاکستراست و منتظر وزش یک باد کافیست این باد به این خاکسترها بخورد وملاحظه خواهید کرد که چه آتشی برپا خواهد شد که درمقایسه با تونس و مصر و یمن و… همه را حیرت زده خواهد کرد. منتهی ایرانی جماعت از ابتدای تاریخ دنبال یک ناجی و رهبر و پیشرو بوده است که با قاطعیت به دنبال خواسته ها رفته و مردم را نیز به دنبال او بکشد. آن حرف سپاهی دلاور دوران نادر را فراموش نکنیم که وقتی نادر از وی پرسید درزمان حمله افغانها تو کجا بودی؟ پاسخ داد “توکجا بودی؟ ” امیدوارم هرگز ناچار نشویم به گفتن “نادری پیدا نخواهد شد…..” زیرا ما خاطرات خوشی از این سکندر ها نداریم.

  8. ناشناس گفت:

    میر حسین موسوی فرمود :::: این دولت عزت مردم ایران را هدف قرار داده است

  9. iranabadec گفت:

    متاسفانه! «طرح سئوال و نحوه تلاش برای جواب دادن به این سئوال از “گزاره های” نادرست و پیش فرض های ضعیف و جواب های “نامربوط” تشکیل می شود.»

  10. ناشناس گفت:

    تهفه ی نا مبارک دین بر باد ده ی آقای دکتر محمود احمدی نژاد به ملت ایران !

  11. ناشناس گفت:

    تحصیلات حتی پولیش شده بلای جان استبداد!

  12. ناشناس گفت:

    ملت ایران از آخوندها بدشان میآید و از آنها منجر شده اند و هر کس شعار مخالفت با آنها را سر دهد از او حمایت میکنند.
    اگر آقای خامنه ای اینرا قبول ندارد بنده او را به یک دوئل ( مبارزه انتخاباتی) دعوت میکنم . یک انتخابات آزاد بر پا کند و یک طرف آن خامنه ای با تمام یاران بسیجی و سپاهی و حقوق بگیرانش باشد و یک طرف آن آقای مهندس میر حسین موسوی با مردم پابرهنه و قشر متوسط و آزاد اندیش باشد . از همین حالا شرط اسلامی میبندم که خامنه ای بدجوری میبازد. ( جنبش سبز در برابر امویان یزید صفت )
    ما جنبش سبزیم و علمدار حسینیم / همه با میر حسینیم همه با میر حسینیم

  13. ناشناس گفت:

    نظر دهنده محترم “رهگذر” : بنده هم معتقدم اکثریت جنبش سبز از اقشار متوسط به پائین هستند نمونه ها فراوان است ، ولی شهدا و بازداشتی های گمنام بهترین نمونه است مواردی هم از جمله :
    1 – دو فامیل بازداشتی که من میشناسم یکی از روستائی از …. به تهران آمده بود و دیگری از ساکنین خیابان هاشمی (پائین آزادی) بودند و …
    2 – چطور ممکن است 3 میلیون نفر در تهران از طبقه متوسط وجود داشته باشد و در راهپیمائی 25 خرداد 88 شرکت کرده باشند ؟ چطور امکان دارد شمال شهر نشینها که از آقایان تازه به دوران رسیده اصولگرا زیاد در بین آنان است در راه پیمائی شرکت کنند ؟ راهپیمائی غروب 22 یا 23 خرداد در قیطریه را من خودم دیدم فکر کنم حدود هزار یا حداکثر دو هزار نفر بودند و این نشانه حرکت شمال شهر بود در صورتیکه راهپیمائی 25 خرداد را که دیدم کاملآ مشخص بود که این عظمت و سیل جمعیت مربوط به قشر و طبقه خاصی نیست. گوئی همه تهران به میدان آمده بودند و عده ای هم که نبودند یا خبر نشده بودند و یا شایعه لغو راهپیمائی اغفالشان کرده بود ، در هر حال به دروغهای رسانه های اصولگراها اصلآ اعتمادی نیست چه رسد به تحلیهای آنان در مورد ترکیب جمعیت و یا تعداد آن ! مگر ندیدیم که 9 آبان را با گسیل زورکی کارمندان و اعزام نیرو از شهرستانها که حداکثر 200 هزار نفر بود بعنوان حماسه میلیونی نام می برند ولی میلیونها نفر جمعیت 25 خرداد را کیهان 4000 نفر اعلام کرد !!!!!!!!

  14. حمید گفت:

    با توجه به زندگی نکبت باری که این نظام برای مردم ایران به با آورده است ، تصور دوری قشری از اقشار جامعه از جنبش سبز دور از ذهن است ، حتی بخش عمده از کارگزاران نظام ، محاکمات اخیر نشان داد که حتی افراد به ظاهر مرفه و برخودار نیز ، از امنیت که ضروری ترین لازمه زندگی است برخوردار نیستند . منظور این نیست که این افراد نباید محاکمه و مجازات شوند ، این افراد که تا دیروز دستشان با گردانندگان حکومت ، از صدر تا ذیل ، در یک کاسه بود نیز امیدی به یک محاکمه عادلانه و شفاف ندارند و این حکم در مورد آحاد افراد جامعه جاریست . با وصف این که محاکمه به ظاهر علنی برگزار شده است ، بازهم میزان مسئولیت هر یک از متهمان حتی برای قاضی محکمه نیز روشن نیست . از اول تصمیم به اعدام چند نفر گرفته شده و بعذ برای آنان تحت عنوان من درآوردی فساد فی الارض حکم اعدام صادر شده است . گفته شد که پرونده 150 متهم دارد ولی از باقی متهمان خبری نیست . تحت تبلیغ مبارزه با فساد نمایشی به راه انداختند که بچه چند ساله را هم گول نمیزند . در کشور احساس امنیت برای هیچ فردی وجود ندارد . حتی رهبر نظام هم از فردای خود بیمناک است و گمان نمیرود که شبی با خاطری آسوده سر بر بالین گذارد .

  15. ناشناس گفت:

    بین منتقد و مخالف حکومت بودن با عضوی از جنبش سبز بودن باید تفاوت قائل شویم. یعنی به عبارت دیگر هر کس که با جنبش سبز ارتباط ندارد لزوما موافق حکومت و روش آن نیست . و اصولا باید گفت که نهایت ساده انگاری است که فکر کنیم مثلا جنوب شهریهای تهران یا مردم حومه تهران از وضع اتصادی و اجتماعی موجود و از مسببین این اوضاع راضی هستند. ولی قشر مرفه که همه آنها در محله های بالای شهر ساکنند منتقد و مخالف این نظامند و در شلوغیها خود را به خیابانهای مرکزی شهر میرسانند تا با به خطر انداختن جان خود اعتراضی کرده باشند.
    اما اینکه کدام قشر جامعه پیگیر اخبار جنبش سبز و بخصوص شعارهای نوگرایانه آن هستند. باید گفت طبقه متوسط جامعه اینگونه اند.

  16. ناشناس گفت:

    دوستان عزیز جنبش سبز!

    فراموش نکنیم که دموکراسی واقعی وقتی واقعاً تحقق پیدا میکند که نه تنها آزادیهای اجتماعی و سیاسی مانند آزادی بیان٫ آزادی مطبوعات و آزادی احزاب درجامعه موجود باشد بلکه همچنان به مساله ی حقوق اجتماعی مردم مانند آموزش همگانی برای همه آحاد جامعه ٫ بهداشت همگانی برای همه و نان و کار و فرهنگ برای همه توجه لازم و جدی و مسئولانه شود . همانطور که این مساله در گفتارهای مهندس موسوی و بیانیه های ایشان منعکس است و همین توجه باعث اقبال میلیونها مردم ایران به خصوص ضعیفترین طبقات جامعه در جریان انتخابات خرداد ماه سال ۱۳۸۸ شد و آنها را به پای صندوقهای رأی آورد. ولی آنها که سر جدال با ۹۹ درصد مردم دارند نتیجه را هم به نفع فردی که در سراسر تاریخ سی و چند ساله ی جمهوری اسلامی ایران سر ستیز با منافع اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران دارد٬ اعلام کردند.

  17. nazi abad گفت:

    به امیدآزادی هر چه زودتر میرحسین

  18. sajjad گفت:

    با سلام متاسفانه بخش تماس با ما سایت فعال نیست اگر لطف کنید و ایمیلی رو برای تماس با سایت و ارسال مطلب ارسال کنید سپاسگزار خواهم شد

    کلمه: سلام. با این ایمیل تماس بگیرید:
    info@kaleme.com