آقای خامنهای! کارد بیتدبیریها به استخوان مردم رسیده است
چکیده :وضعیت امروز ایران، به فاجعه شبیه است. در همهی عرصهها، رد پررنگ بیتدبیری و سوءمدیریت مجموعهی حاکمیت بهروشنی آشکار است... نتیجهی تقابلی که جمهوری اسلامی از همان آغاز با تمام دنیا آغاز کرد، اکنون بهروشنی در حال دیدهشدن است... اکنون اوضاع بهگونهای است که هرلحظه امکان انفجار خشم مردم وجود دارد. متأسفانه در کشورهای استبدادی امکان اطلاع دقیق از وضعیت مردم با روشهای مرسوم فراهم نیست، و در نتیجه نمیتوان کنشهای مردم را پیشبینی کرد، اما در این شرایط که هر روز یک بازار بههم میریزد، انتظار هر اتفاقی را باید داشت....
کلمه – یوسف رحمانی:
وضعیت امروز ایران، به فاجعه شبیه است. در همهی عرصهها، رد پررنگ بیتدبیری و سوءمدیریت مجموعهی حاکمیت بهروشنی آشکار است، و برخلاف آنچه گمان میرود، مبنی بر اینکه مسبب وضعیت اسفبار کنونی، تحریمهای همهجانبهی غرب است، میتوان به جرات ادعا کرد این تحریمها صرفاً اثرات بیخردی متصدیان کنونی را آشکار کردهاست. در گذشته هم این بیخردی بهقوت خود باقی بوده و اگر بخواهیم نام ببریم مثنوی هفتادمن کاغذ خواهدبود، منتها در آن دوران نفت میتوانست بیتدبیریهای حاکمان را بپوشاند و اثرات آن را محدود کند. در واقع، تمام درآمد استثنایی نفت در دولت پیشین احمدینژاد، صرف مالهکشیدن بر بیخردیهای او و تیم مدیریتیاش میشد؛ بیخردیهایی که با بیشرمی انکار میشدند. یادتان هست گوجهفرنگی در نارمک چه ارزان بود؟ نمودارهای قلابیاش را در مناظره با مهندس موسوی بهخاطر دارید؟ شعار «دروغ ممنوع!» را چهطور؟
تحریمهای فلجکنندهی غرب، روزبهروز در حال روشنترکردن وضعیت سیاستورزی در ایران است. این نوشتار، مشاهدات و نتیجهگیریهایی است که شخصاً امیدوارم اثری در اندیشههای رهبران نظام داشتهباشد. من واقعاً دوست ندارم یک پنددهندهی خالی به گوشهایی باشم که میدانم چندان شنوا نیستند، اما راه دیگری هم ندارم؛ دلم برای این خاک میتپد، و نمیتوانم همین یک کار را هم که بلد هستم انجام ندهم.
در سالی که سال حمایت از تولید ملی نام گرفت، راهبرد اصلی نظام باید توجه به تولید داخلی باشد، تا اثرات تحریمهای خارجی به کمترین میزان برسد. استدلالی که پشت این نامگذاری است، پیشتر هم در تاریخ معاصر ایران دیدهشدهاست؛ آنجا که محمد مصدق، در پی تصویب قانون ملیشدن صنعت نفت، و درگیریهای دولت با بریتانیا و آمریکا، اتکا به تولید داخلی و رونق صادرات را در دستور کار قرار داد.
آن راهبرد به هر ترتیبی که پیش رفت، به این نوشتار مربوط نیست. دو نکته در این بین حائز اهمیت است: یکی اینکه دولت مصدق مشروعیت لازم برای اجرای چنین طرح دشواری را داشت؛ استقبالی که از او و هیئت همراهش در بازگشت از دادگاه لاهه شد، و حتی تصویب لایحهی ملیشدن صنعت نفت که با فشار واقعی مردم صورت گرفت، مؤید این ادعاست. دیگر اینکه ابزارهای مقابله با چنین طرحهایی، در گذشته آنچنان محدود بودند، که آمریکا و بریتانیا مجبور باشند برای توقف این فرآیند، عملیات پرهزینهای چون کودتا را بهاجرا درآورند.
اما امروز، علاوه بر آنکه نظام مشروعیت لازم را برای اجرای چنین طرحی را ندارد، ابزارهایی که غرب در اختیار دارد، بهمراتب کارآمدتر شدهاند. هر روز مقامهای بیشتری از این سخن بهمیان میآورند، که طرح «دشمنان»، ایجاد نارضایتی از نظام در میان مردم است. این اظهارات بهروشنی هراس مقامات را افشا میکنند، که مبادا فشارها مردم را وادار به واکنش کنند، و این اظهارات گویی کارکرد دلداری به خود را دارند که: «نگران نباش، هیچ اتفاقی نمیافتد، مردم دوستمان دارند».
در مقابل، نظرسنجی شبکهی خبر نشان میدهد بیش از ۶۰درصد مردم موافق کوتاهآمدن لااقل تاکتیکی در مناقشهی هستهای هستند. نظام هم متقابلاً به فکر ترمیم وجههی خود افتاده، و عملیاتی را ترتیب داده که امیدوار است در سال منتهی به انتخابات ریاستجمهوری سال ۹۲ بهثمر بنشیند. خطوط اصلی این عملیات بازکردن ظاهری فضا، بدون آزادکردن زندانیان تأثیرگذار سیاسی و حتی برداشتن حصر راهبران جنبش سبز، و تلاش برای برگزاری انتخابات پرشور با اجازهدادن به کاندیداتوری اصلاحطلبان خواهدبود؛ اینکه برخی اشخاص، که از صریحترین اصلاحطلبان بودهاند، چهرهی اصلی روزهای اخیر میشوند، و میتوانند با دغدغهی کمتری موضعگیریهای جالبی کنند، مشخصاً یکی از راهکارهای نظام برای باز نشان دادن فضا و جلب نظر مردم است.
نگاهی به طرف دیگر هم حقایقی را افشا میکند. غرب، با وجود تمام ضرباتی که به ایران وارد کردهاست، خود متحمل کمترین هزینهای نشدهاست. عمدهی راههای ایران برای دورزدن تحریمها توسط غرب مسدود شدهاند، و مهمتر از آن، دو سلاح عمدهی ایران در این نبرد خاموش، بهآسانی از دسترس ایران خارج شدهاند: نفت ایران اندکاندک در حال خروج از بازار جهان است و این خروج بهگونهای برنامهریزی شده که کمترین شوک را به بازارها وارد کند ـــ قیمت نفت چندی است رو به کاهش هم هست ـــ و تنگهی هرمز هم عملاً به یک مهرهی سوخته بدل شدهاست. بیتدبیری حاکمان، که سبب میشد هر روز برای جا نماندن از قافلهی هشدار نسبت به بستن تنگهی هرمز، هر مقام باربط و بیربطی ـــ از نمایندهی تازهبرگزیدهی جَوْگیر مجلس که امضا جمع میکند تا طرح بستن این تنگه را به صحن علنی بیاورد، تا فرماندهان ریز و درشت ارتش و سپاه ـــ اظهارنظر کند، سبب شد فرصتی که داشتیم تا از آن بهرهبرداری کنیم، در حالی که برنامهای برای عملیاتیکردن آن وجود نداشت، دیگران را متوجه کند تا مبادا خطری تهدیدشان کند؛ بهتازگی خط لولهی حبشان – فجیرهی امارات با ظرفیت انتقال یکونیممیلیون بشکه نفت افتتاح شده، و این امکان را فراهم میکند که با دور زدن تنگهی هرمز، نفت امارات به آبهای آزاد فرستادهشود. علاوه بر آن، عربستان هم در حال ساخت خط لولهای است که میتواند نفت این کشور، عراق، و حتی کویت را به دریای سرخ منتقل کند. آمریکا هم اعلام کرده بهزودی با همکاری همپیمانان منطقهای خود مانوری برای پاکسازی تنگهی هرمز از مینها دریایی انجام خواهدداد؛ اقدامی در واکنش به یکی از تدابیر احتمالی ایران برای بستن این تنگه. طنز تلخ ماجرا اینجاست که خط لولهی اماراتی را شرکت مهندسی و عمران نفت چین ـــ یکی از زیرمجموعههای شرکت ملی نفت چین (سینوپک) ـــ ساختهاست.
در حالی که از هر سو زیر فشار تحریمها هستیم، همپیمانان اصلیمان ـــ روسیه و چین ـــ تنها به منافع خود میاندیشند؛ چین برای تنگهی هرمز رقیب میسازد، و روسیه دم از طولانیترشدن گفتوگوهای هستهای برای رسیدن به نتیجه میزند، زیرا هرچه روند مذاکرات کندتر و بینتیجهتر باشد، نفت ایران بیشتر از دسترس این کشور خارج میشود، و بهعلت شباهت نفت ایران و روسیه، پالایشگاههای مشتری نفت ما، به روسیه متمایل خواهندشد. هماکنون نیز این اتفاق در حال رویدادن است.
این، همان نشانهای است که بیتدبیری مقامات را آشکار میکند؛ ما، با ظرفیتی بهمراتب بیشتر از کشوری ضعیف چون ترکیه، بهآسانی میتوانستیم بهجای این کشور، تأثیرگذارترین کشور منطقه، عضو سازمان تجارت جهانی، و عضو گروه ۲۰ باشیم، اما نیستیم، و همهی اخباری که از تأثیر ایران بر منطقه حکایت دارند، عمدتاً توهمات مقامات کنونی جمهوری اسلامی هستند؛ در یک نمونهی آشکار، نخستین مقامی که به مصر ِ محمد مُرسی ـــ رییسجمهور اسلامگرای این کشور ـــ سفر میکند، وزیر امور خارجهی آمریکاست، و نخستین سفر رسمی این رییسجمهور هم، به عربستان خواهدبود. تونس هم الگوی خود را حزب عدالت و توسعهی ترکیه قرار دادهاست. وضعیت لیبی هم مشخص است، علاوه بر خدمات متقابل قذافی و جمهوری اسلامی به یکدیگر و عدم وجود آن با سقوط قذافی، مجمع ملی این کشور، اکنون ترکیبی لیبرال ـــ و نه اسلامگرا ـــ دارد. ضمن اینکه بازیگر اصلی در سوریه، نه ایران، که روسیه و چین هستند، و ایناناند که اجازهی دخالت مستقیم غرب را در این کشور نمیدهند.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی همواره بر این استوار بوده، که تنشها تا بالاترین سطح افزایش یابند، تا امکان کسب امتیازات بیشتر ممکن باشد. این سیاست اگر خوب اجرا شود، شاید سیاست مناسبی باشد، اما معالاسف مانند همیشه اینبار هم کار از کار گذشته؛ قلهی تنشها را پشتسر گذاشتهایم و هیچکاری جز نسبتدادن مشکلات به این و آن صورت ندادهایم. ما بارها میتوانستیم در جریان مذاکرات هستهای، در حالی که وضعیت بسیار بهنفعمان بود، امتیازات فراوانی بگیریم، ولی اکنون همهی این فرصتها از دست رفتهاند.
نتیجهی تقابلی که جمهوری اسلامی از همان آغاز با تمام دنیا آغاز کرد، اکنون بهروشنی در حال دیدهشدن است. وقتی توهم در سیاست جای واقعیت را میگیرد، وقتی کشوری با اقتصادی شدیداً ضعیف، با سهمی نیمدرصدی از تجارت جهانی، با همهی دنیا، و بهویژه با کشوری با تولید ناخالص داخلیای بیشتر از مجموع تولید ناخالص داخلی کشورهای اتحادیهی اروپایی ـــ آمریکا ـــ سر جنگ دارد، و هر موضعگیری رهبرانش تماماً بهزیان مردمش تمام میشود، وقتی با سلاحهایی که در بهترین حالت بهبودیافتهی سلاحهای ازردهخارج چین و کرهی شمالی و روسیه هستند ـــ سری موشکهای شهاب عیناً همان موشکهای پودونگ کرهی شمالیاند ـــ ناوهای هواپیمابر آمریکایی را «آهنپاره» میخوانیم، وقتی در محاسباتمان اساساً عقلانیتی نیست و هیچ اثری از برآورد هزینه و فایده دیده نمیشود، وقتی بهگونهای رفتار میکنیم که انگار دروغهای رسانهی «ملی»مان خودمان را هم فریفتهاست که وضعیت در کشور ایدهآل است و غرب هرروز در حال سقوط، تعجبی هم ندارد که در واکنش به گرانی مرغ از دستهای پشتپرده و چندین اصطلاح نخنما و نه خندهدار که گریهدار ـــ از جمله احتکار ـــ سخن بگوییم، بدون هیچ برنامهی مشخصی، بکوشیم بازار نابسامان سکه و ارز را با یگان ویژه کنترل کنیم، و به لبنیات دستور دهیم به فرمانمان ارزان شوند.
اکنون اوضاع بهگونهای است که هرلحظه امکان انفجار خشم مردم وجود دارد. متأسفانه در کشورهای استبدادی امکان اطلاع دقیق از وضعیت مردم با روشهای مرسوم فراهم نیست، و در نتیجه نمیتوان کنشهای مردم را پیشبینی کرد، اما در این شرایط که هر روز یک بازار بههم میریزد، انتظار هر اتفاقی را باید داشت؛ بهویژه آنکه در ماه رمضان هم معمولاً مواد غذایی گرانتر میشوند، و معلوم نیست امسال در این ماه چه اتفاقی بیافتد .
ما در این مدت هرچه کردیم، نتوانستیم مردمسالاری را به نان شب ترجمه کنیم، که مردم به آن احساس نیاز کنند. اکنون شرایط بهگونهای است که خودِ نان شب هم بهآسانی بهدست جمع کثیری از مردم نمیرسد، و بهدست جمعی از مردم اصلاً نمیرسد. این، شرایطی است، که بعید نیست در آن کارد به استخوانها برسد، و حرکتی آغاز شود.
بدبختانه، گمان نمیکنم حرکتی که آغاز میشود اثری از خویشتنداری و عقلانیت در خود داشتهباشد، و احتمال میدهم در بهترین حالت چیزی شبیه به یک انقلاب ـــ اگر نه یک شورش کور ـــ باشد. چنین حرکتی، اوضاع را چنان درهم خواهدکرد که تا مدتها نخواهیمتوانست از زیر فشار آن کمر راست کنیم.
اما جلوی ضرر را از هرجا بگیریم منفعت است، این جمله در شرایط کنونی چه معنایی میدهد؟ به بیان دیگر، پیشنهادهای مشخص این نوشتار، به حاکمان عالی کشور، و در یک کلام، تصمیمگیرندهی اصلی نظام، آیتالله خامنهای، چیست؟
یک. حمایتهای بیدریغتان را از دولت، که از نمازجمعهی ۲۹ خرداد، و موضعگیری بیسابقهیتان در حمایت از رییس آن، رنگ تازهای گرفت، متوقف کنید. اگر این دولت ناکارآمد است، که همه میدانیم هست، و اثرات سوءمدیریتش کشور را با انواع بحرانهای داخلی و خارجی روبهرو کردهاست، بگذارید نهادهای ناظر قوای مقننه و قضائیه، به وظیفهی خود مطابق قانون اساسی عمل کنند.
دو. خالصانه آزادیهای مصرح در قانون اساسی برای ملت را، که در فصل سوم این قانون بهروشنی ذکر شدهاند، تضمین کنید. از تفسیرهایی که حقیقتاً مخالف روح قانون اساسی است دوری کنید، ملت «حق دارد» نمایندگانی را که خود شایسته میداند، و از فرایند رقابت عادلانه برگزیدهاست، به مناصب دولتی بگمارد، «حق دارد» آزادانه تجمع برگزار کند، «حق دارد» رسانههای آزاد را، بدون نیتخوانی و انتساب آنها به انواع و اقسام گروهها، در اختیار داشتهباشد، و از همهی حقوق دیگری، که قانون اساسی برای ملت ایران برشمردهاست، باید برخوردار باشد. شما پیشگام شوید.
سه. زندانیان سیاسی را، که پس از انتخابات مناقشهبرانگیز ۸۸ بازداشت شدهاند، آزاد کنید، و حقوق ازدسترفتهیشان را احیا کنید.
همانگونه که میرحسین موسوی ـــ همراه جنبش سبز، که او و دیگر همراه جنبش، مهدی کروبی، در صدر فهرست کسانی هستند که باید آزاد شوند ـــ در بیانیهی شمارهی ۱۷ خود گفتهاست: «این اقدام، نه به ضعف، که به درایت نظام تعبیر خواهدشد».














لاریجانی بهتر بود پیشنهاد رفرندام و انتخابات آزاد مجلس و ریاست جمهوری را با نظارت بين المللي برای بحران ايران ميداد.
وای به حال ملتی که رهبری بی تقوا بر او حاکم باشد در ان صورت احمدی نزادهای کذاب و دغلگار محبوب و منصوب میشوند و قضاتی همچون مرتضوی و حداد و ان قاضی دزد و قاچاقچی عتیقه که در پمپ بنزین به روی مردم اسلحه کشید قاضیانش میشوند ایا این جمهوری سابقا اسلامی نامسلمان ساز ننگ دین و انسان و قران و محمد و علی نیست؟
ــــــ
گفت دانایی که: گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!
لاجرم جاری ست پیکاری سترگ
روز و شب، ما بین این انسان و گرگ
∆
زوربازو چاره ی این گرگ نیست
صاحب ِ اندیشه داند چاره چیست
ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
وی بسا زور آفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر
∆
هرکه گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک
وآنکه از گرگش خورد هر دم شکست
گرچه انسان می نماید، گرگ هست!
وانکه با گرگش مدارا می کند،
خلق و خوی گرگ پیدا می کند.
∆
در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی همچو شیر
ناتوانی در مصاف ِ گرگ پیر
∆
مردمان گر یگدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند
این که انسان است این سان دردمند
گرگ ها فرمانروایی می کنند،
و آن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟…
فریدون مشیری
امکان دارد کشور ما با شورش های مهار نشد نی دچار شود که اصلا ح طلبان هم نتوانند جلوی ان را بگیرند . چون نفرت در ایران از نیرو های نظامی و انتظا می و رو حانیون رانت خوار حکومتی بیشتر از کشور های عربی است .اگر خامنه ای دیر بجنبد سرنوشت عراق لیبی سوریه و مصر و شاه ایران به مراتب در ایران بدتر اتفاق خواهد افتاد و ترو خشک همه خواهند سوخت
اگر خامنه ای با بصیرت !!!!111جام زهر را بنوشد همه چیز درست می شود
روزگار بد و سختی در انتظار دولت رهبر و مردم ایران در پیش است . از سر بی خردی حکو مت گران نا لایق رانت خوار اختلاس گر و دزد و سرکوب گر خدا هم بر ما دارد غذاب می فرستد
اقای لاریجانی یک فکر واندیشه ای به حال روز رهبر و رژیم سرکوب گر خودتان بکنید که دارد د یر می شود . سوریه کارش تمام است
خاک برسرتان ای وطن فروشهای بیخرداگرکل جنبش سبزراجمع کنیدیک هزارم مقام معظم رهبری نمیفهمند مگر علی (ع)نمیگویددنیاگذرگاه است حال زمستان تمام میشه روسیایی ان برای شمازدانقلابهای نفهم میماندوابوموسی اشعریهایی مثل میرحسین وکروبی
طن فروشهای بیخرداگرکل جنبش سبزراجمع کنیدیک هزارم مقام معظم رهبری نمیفهمند مگر علی (ع)نمیگویددنیاگذرگاه است حال زمستان تمام میشه روسیایی ان برای شمازدانقلابهای نفهم میماندوابوموسی اشعریهایی مثل میرحسین وکروبی
میگویند مرگ همه را خبر میکند اما نه پر سر و صدا ادم باید گوش شنوا داشته باشد حضرات اصلا گوش شنوا ندارند و ناقوس مرگ خود را نمیشنوند و با کر گوشی میخواهند منکر شوند که مرگ در انتظارشان هست بقول میر حسین عزیز و عاقل کسی که میداند و دلسوز است و تنها ادم عاقل و فرا احساساتی است البته خاتمی عزیز هم همینگونه هست دلسوز ایران و مردم ایران هستند این کار به درایت ایشان حکایت میکند و لا غیر
فتنه ای بزرگتر از ولایت ظلم و جور خامنه ای و خیانتی بزرگتر ازاین دولت مردم فریب برای ایرانیان وجود ندارد.
نظام جمهوری اسلامی ایران برخلاف رژیم گذشته آلتر ناتیو زیادی را به میل ویا اجبار بوجود آورده که شاخص ترین آن گروهی ا ز اصلاح طلبا ن به رهبری آقایان موسوی وکروبی میباشند که از حمایت اکثریت جامعه متوسط ایران که همان سازندگان جامعه ایران هستند برخوردار می باشند (این گروه از پشتیبانی غرب خصوصأ امریکا بر خلاف مخالفان اسد برخوردار نیستند چون اگر این گروه پیروز می شدند امریکا باید سیاست خودش را در رابطه با ایران عوض میکرد).
پیام من به گروه راست ایران به رهبری آیت الله خامنه ائی این است که با آمدن این گروه از اصلاح طلبان ممکن است در آینده نظام تغییر کند ولی اسلام پا برجا خواهد ماند وبین اسلام ونظام بلاخره باید یکی انتخواب شود اگر اسلام را انتخاب کردید خوشا به سعادتأ در غیر اینصورت قذافی را بیاد بیاورید که در سه سال آخر حکومتش کاملأ برای منافع غرب و امریکا حرکت میکرد وهیچ انتظاری نداشت که به او ضربه بزنند غافل از اینکه او یک مهره سوخته بود وپایگاه مردمیش را از دست داده بود ویا به عبارتی تاریخ مصرف آن گذشته بود وامریکا منتظر فرصت بود وهمیشه هست.
بزودی شانس یک بار در خانه ات را خواهد زد قبل از کنفرانس ترکیه.
ننگ بر معاویه زمان
ددوستان عزیز خواهش می کنم از هم اکنون به فکر چگونگی برگذاری جشن سقط اسد باشیم. شک نکنید که راه آزادی ایران عزیز از سوریه می گذرد.
از هم اکنون باید برای آینده برنامه ریزی کنیم. سوت و کف و بوغ زدن ماشین ها و غیره باید به طور مکرر به مردم اعلام شود که بعد از سقوط اسد لحظه ای سکوت نکنیم. باید به مبارزان سوری اعلام همبستگی کنیم و به هزاران خونی که توسط اسد خونخوار ریخته شده است را با شادی خود ادای احترام نماییم.
از همه خواهش می کنم برای جشن سقوط اسد تبلیغ کنند
به گفته یکی از اندیشمندان بزرگ عالم، به جای اینکه اینقدر به تاریکی لعنت بفرستیم یک شمع روشن کنیم.از خودم شروع میکنم.براستی ما چکار کردیم؟؟ بعد از انتصابات 88 چه اقدام معقولانه و منسجمانه ای انجام دادیم که مردم برای سرنوشت خود، رفاه خود، زندگی انسان وار خود به پا خیزند و بجنگند؟؟؟ چه قدم مثبت و فراگیری برای نجات این سرزمین از چنگال یه عده نون به نرخ روز خور و راهزن برداشتیم؟؟؟ با بی تفاوتی نه این حکومت ول کن معامله است و نه مردم به حق و حقوق قانونی و انسانی خودشون میرسند!!؟؟
به نظر من بايد نويسنده اين مقاله را به عنوان هديه (باج) به آمريکا پيش کش کنيم تا دست از سر ما بردارد.
حق با نا حق معلوم نیست اللهم عجل لولیک هم سازگار نیست چون خط تمام نامه هایمان کوفیست
بابا این حکومت علی باباست، نه عدل علی
واقعا این ها قصد کوتاه اومدن ندارن و چشماشون بر همه بلایایی که بر سر ما میوفته بسته شده برادران و خواهران گرامی من به گوش باشین که اینها خطرو درک نمی کنن باید خودمون یه راه حلی پیدا کنیم ما الان نمی تونیم مرغ بخریم بخوریم اونوقت این عوضیا دیروز ماهواره های کوچه مارو جمع می کردن ببینید این ها تو چه فکرین مردم از گرسنگی تلف میشن این ها فکرشون تو نگاه نکردن مردم به بی بی سی مونده اخه الاغ های عوضی اگه مردم غیام کنند که از 100تا بی بی سی . امریکا بدترتون می کنن
اين شرايط که دو طرف سعی در انجام انتخابات کامران دانشجويی توسط خودشان ميباشد، راي در آوردن از صندوق از پيش پر شده را با چند کانديد الکي انتخابات نمي نامند…
انتخابات تعريفي ديگري دارد……
آقایانی که شرکت هشتاد وپنج درصدی مردم در انتخابات سال 1388 را به رخ جهانیان کشاندید والحق اگر به آرای مردم دست اندازی نکرده وبه خواسته ملت تن می دادید امروزملت در چنبره این بلایا ومصیبت ها گرفتار نشده بود وهرشب با بیم وهراس از دست اندازی به کشورمان سر بر بالین نمی گذاشتندومملکت با بیش از 650 میلیلرد دلار درآمد نفتی حاصله دراین هفت سال رو به آبادانی وترقی می گذاشت . حال که کمتر از یکسال به انتخابات ریاست جمهوری باقیمانده آیا به این مهم فکر کرده اید که اینبار می خواهید پز چی را به دنیا بدهید ؟ رفتارتان با ملت از 22 خرداد1388 به نحوی بوده است که آنان را از هرچه انتخابات وصندوق رای است را متنفر نموده است ؟ آیا واقعا به این فکر نکرده اید که حتی با بکار گیری روشهای نمایشی انتخابات حداکثربیش از 20 درصد مردم در انتخابات شرکت نخواهند کرد که آن بندگان خدا نیز یا به زور ویا ازترس ازدست دادن کارشان درپای صندوق رای حضور خواهند یافت.آیا وقت آن نرسیده که با به خرج دادن تدبیر و اجرای نصیحت های دلسوزان واقعی این ملک وملت از جمله میر حسین عزیز که گفته هایش در مناظرات انتخاباتی از( الف) تا (ی) به حقیقت پیوست ومملکت رسید به اینجا که نباید می رسیدبه ملت برگردید وضمن آنکه مانع از هم پاشیدگی ایران عزیز می شوید خودرا نیز از آینده وحشتناکی که در انتظارتان است برهانید ؟آیا سرنوشت صدام-بن علی- عبدالله صالح- مبارک -و قذافی ها و امثالهم برایتان مایه عبرت نشده که کماکان به پیمودن بی راهه ادامه می دهید ؟ مطمئن باشید این ملت حقوق از دست رفته خودراباز خواهد یافت ولذا اگردلتان ذره ای برای ایران وایرانی می طپد(که بعید می نماید)دست از لجاجت بچه گانه برداشته و ضمن آزادی تمامی زندانیان سیاسی وبرچیدن اوضاع امنیتی ودر مجموع با عمل به مفاد بیانیه شماره 17 مهندس میرحسین موسوی عزیز رییس جمهور منتخب ملت ایران زمینه حضور حداکثری مردم در انتخابات سال 1392 را فراهم واین امیدرابرای خود ایجاد کنید که خدای متعال در آخرت کمی از عذاب ناشی از گناهان بیشمارتان در گذرند.
صبح بخیر
shسایت کلمه شده است محلی برای اراجیفی شبیه آنچه که جناب یوسف رحمانی نوشته است. لطفا از کاربران سئوال کنید که این یادداشت از تل آویو نوشته شده یا کاخ سفید؟ تعجب می کنم که سایت کلمه نوشته های عمال صهیونیسم جهانی و دیکتاتورهای جنایتکار را مجانی چاپ می کند؟ البته اگر مبالغی شما دریافت می کنید بنده اطلاع ندارم ولی می دانم که اگر مبالغی هم دریافت کنید بخاطر اینکه از چپاول ثروت ملتها بدست آمده مشروعیتی نداشته و درواقع بی ارزش است و می توان گفت دارید مجانی به دیکتاتورهای عالم و جنایتکاران و غاصبان سرزمینهای مسلمین خدمت می کنید. خداوند بر ذلت و حقارت مستکبران و نوکران آنها نظیر جناب آقای یوسف رحمانی بیفزاید!!!
واقعا برای تمامی دوستانی که این مقالات رو باور می کنن متاسفم.
ان شالله خدا هدایتتون کنه.
این عملکرد نظام است که روی آمریکا را سفید کرده است ،هموطن!
گوشهایی که کرند و چشمانی که کورن و قلبهایی که سنگ شده اند
بی فایده است جانم بی فایده!!!
با سلام من بعد از سرکوبهای خیابانی توسط روحانیت و کل روحانیت چه سخنگویان و چه لالها و پاسداران و بسیجیان دیگر مسلمان نیستم و بر سر عهد خود خواهم ایستاد و میدانم که بسیار تا بسیار و تا بسیاری از ایرانیان خردمند چنین کردند که دانستند در انبان روحانیت و قرآن و اسلام و تشیع چیست. اما بنا بر اینکه بازهم به شیعیان و مسلمانان میهنم احترام می گذارم چند جمله ای خواهم نوشت.
خواهران و برادران ایرانی پر کلمه و در جرس. بنده استاد دانشگاه در تهرانم و از نزدیک نزدیک شاهد گسیختن تمامیت فرهنگ و تمدن و حتا تاریخ ایرانم بدست این نظام و بصورتی عمومی تر روحانیت. می دانم که اینهمه را خودتان بخوبی میدانید ولی در روحیاتی که گیر افتاده اید چنان غرقید که واقعیات را مگر با زلزله ای نخواهید دید. ولی بازهم از آنجا که دوستتان می دارم و خواهان زنده ماندنتان هستم برتان بگویم که شما کلمه ایها و جرسی ها و اصلاحطلبان حکومتی در به قهقرا کشاندن جنبش سبزی که میرفت تا انقلاب شود دست بلند داشته اید. اما این دست بلند شما هرگز باعث نجات یکی از خونخوارترین حکومتهای همه ی تاریخ مدرن و غیر مدرن ایران نخواهد شد. تنها یک ضرر بزرگ برای شما دارد و یک فایده ی بزرگ برای جنبشی که آبستن انقلاب است. ضرری که برای شما دارد این است که گر چه توانستید انقلاب سبز ایران را برای سه چهارسالی و شاید پنج سالی عقب بیندازید اما شما با این لاس زدن با روحانیون و نظام مقدس حکومت اسلام ناب تمامی کارآیی و موجودیت خودتان را در سبد خطر نهادید. این خطر هر لحظه به شما نزدیکتر و نزدیکتر خواهد شد. چرا که شما بجای مطرح کردن دست کم کم یک رفراندوم بی هیچ ملاحظه ای از وضعیت این نظام خونآشام و رهبری بیخردش برای حفظ آن پای فشردید. شما از رحمانیتی از اسلام سخن گفتید که حتا در این چهارده قرن یک لحظه هم وجود خارجی نداشته است. اگر وجود داشته لطفا دوستانی که از وجود آن مطلعند برای من آدرسش را در همین صفحه بنویسند. بنده در چند ماه پیش چندین نظر بلند و کوتاه را برای شما فرستادم٬ اما به هیچ یک از آنها مگر یکی اعتنایی نکردید و آنرا منتشر ننمودید. شما بدانید که در تمامی سطوح جامعه حداقل اسلام سیاسی مرده است. شما باید برای حتا زنده ماند هم سیاسی و هم فیزیکی خودتان یکبار برای همیشه سنگتان را با کل نظام وابکنید. باور کنید حتا اگر مسلمان هم هستید در یک دموکراسی واقعی و یک لاییسیته ی واقعی بهتر می توانید اسلامتان را نیز نگه دارید. اضافه بر این اگر شما از این نظام خارج شوید بهتر می توانید حتا خامنه ای و دیگر روحانیون را از مورد خشونت قرار گرفتن نجات دهید. روحانیت در کل همیشه از تمامی اعمال این حکومت دفاع کرده و یا سکوت. حتا آنها که بر علیه برخی از اعمال این حکومت موضع گرفته اند در اینکه کل این نظام باید بماند تردید نکرده اند. بنا بر این بیرون آمدن شما و برداشتن دست از اصلاحطلبی دینی حکومتی و قرار گرفتن در راه اصلاجات جامعه ی ایران و تغییر حکومت و نظام می تواند حتا دشمنان مردم ایران را و روحانیت را و شخص خامنه ای را از آن بهرمند کند. متاسفانه در شرق ما همیشه تا کارد به استخوان نرسد دست از طرفداری و یا دشمنی بر نمی داریم٬ دشمنی خامنه ای بر غرب و مدرنیته همانند دوستی شما و با همان قدرت و قوت است با این نظام و شخص خامنه ای. دوستان اگر مشتاقید که حتا خامنه ای بروز صدام و بن علی و مبارک و قذافی و بزودی اسد نیفتد بخودآیید. در غیر اینصورت منتظر باشید که هیچ روحانی ای جرآت بیرون آمدن از خانه را نکند. اگر این مطلب را منتشر نمیکنید٬ نکنید٬ اما بدانید که فردا از عدم انتشار آن پشیمان و پریشان خواهید شد. چنانکه در نظراتی که گفتم نوشته بودم که به این روز سیاه خواهیم نشست و نشستیم. شماها به همان اندازه که خامنه ای و روحانیت و سپاه مقصر است مقصرید.
افسوس که دیکتاتورها وقتی صدای مردم را میشنوند که دیگر دیر شده است.
اگر شما یک بچه فیل را به خانه آورید براحتی از در داخل میشود ولی وقتی خورد و خوابید و بزرگ شد وقتی بخواهید از خانه بیرون کنید دیگر از در نمیتواند خارج شود( به علت چاقی و بزرگی) و تنها راه خروج او توام با خراب کردن در و پیکر میسر میشود و این همان حالت دیکتاتورهاست
من که فکر میکنم اگر آقای موسوی در حصر نبود واین مقاله(ها) را میخواند باآنها موافق نبود. ایشان مدتها قبل روشن کردند که ماجرا از سوء تدبیر گذشته. بیانیه 17 هم به آنچه که بر گشور میگذرد با نگاه “سوء تدبیری” نگاه نکرده.
کسی که توهم نمایندگی خدا رو زمین رو داره محاله از اهدافش عقب بشینه چون فکر میکنه خدا همراهشه اگه موقعیتش بشه حتی حاضر تمام مردم رو جلو توپ ببنده بهمون دلیل بالا
خامنه ای شدیدا دچار توهم می باشد. او در مکان خود حصار کشیده است و نمی داند چه بلایی سر مردم آمده است. گرانی- بیکاری- اعتیاد- فقر- فحشا و روسپیگری و دزدی و چپاول بی داد م یکند. این است نتیجه 20 و چند سال رهبری داهیانه ایشان! بر یک کشوری که بر روی دریایی از ثروت و نعمت خوابدیه است. اکنون با اعتماد به نفسی کاملا مصنوعی همه را به خطر پذیری! همراه با توکل به خدا دعوت می کند!. جدا یک ملت را به گروگان گرفته است. رهبر معظم عده ای چماق به دست, چرا جرات خوردن 1 جام زهر را ندارید و به خاطر حفظ غرور خود, مردم را به خطر پذیری یا بهتر بگویم جنگ! دعوت می کنید. یعنی اگر من نباشم، بودن 75 میلیون نفر جمعیت معنایی ندارد. خدایا خفه شدم از این همه غرور و کبر و خودخواهی.
به آیه های قران قسم اگر این دنیا نتوانم حقم را از تو بگیرم در آخرت هرگز در پل صراط از تو نخواهم گذشت.
عزیزانی که میان تو این سایت و از نظرات کاربران سبز سایت انتقاد می کنند خواهش می کنیم برند و یه جای دیگه مثل کیهان و فارس نیوز که با اخلاقشون می خوره نظر بدن این یک سایت سبزه و به هیچکس ربطی نداره که خدا مارو هدایت میکنه یا نه شمارو که هدایت کرد به نمرود رای دادین اگه این نظر شماست من مردن را به راه شما گرویدن ترجیح میدم
تو رو خدا اصلاح طلبها کاری انجام بدهند، تمام ارزشهای انقلاب دارد خرج تندروی جناح راست میشود، دوشنبه در صف مرغ خیلیها میگفتند کاش شاه بیاید دوباره اقتصادمان خوب شود. تو رو خدا کاری کنید، این نظام با کلی شهید به دست آمده، چرا باید به اینجا برسیم که دوباره بعضی عوام خواستار بازگشت طاغوت شوند ؟ چرا آقای هاشمی کاری نمیکند ؟ چرا همه دور جناب خاتمی جمع نمیشوند و فکری نمیکنند ؟ اصلاح طلبها باید اختلافات جزئی را کنار بگذارند و به فکر انتخابات باشند. مردم هم به امید خدا پشتشان هستند مثل همیشه از ارزشهای انقلاب دفاع میکنند.
سلام،
جمهوری اسلامی همیشه هم پیاز را میخورد ، هم صد دینار را میدهد ،و هم صد شلاق
“سلام
اخیرا علیرضا زاکانی٬ نماینده مجلس از قول آقای خامنهای گفته است” اگر کشور ایران هزاران بار هم در هم بشکند بهتر از این است که انقلاب به دست دشمن بیفتد
از یک شخص ضد وطن،ضد ایران ،ضد فرهنگ ایران و عرب پرست نمیتون توقع دگری داشت”
حکومت مشروعیت خود ر ا از د ست داد ه است
تنها چیزی که میتونم بگم اینه که این مردم حقشون نبود که این همه بالا بسرشان بیاد و این قدر خار و خفیف بشن. وقتی تلاش نخست وزیر کشوری مثل ترکیه رو میبینم که چه طور سعی در بالا بردن مقام و ارزش مردمش در جهان داره، و مقایسه میکنم با مسئولین کشورمون که چطور اعتماد بنفس و حق حیات رو از مردمشون گرفته، و قیم مابانه در همه ارکان زندگی خصوصی مردم دخالت میکنه و حتی اجازه نمیده که مردم خودشون فکر کنند و تصمیم بگیرند مطمئن میشم که: امر چنین وضعی طولانی نیست.
آقای خامنهای تا دیر نشده از خواب بیدار شوید.
عمر حکومتهای فردی به پایان رسیده
مردم طفلان یتیم شما نیستند که قیم مأبانه بر سرشون حکومت کنید
حق این مردم این نیست
جایگاه ایران نباید اینجا باشه، بلکه ۱۰۰ها برابر بیید بالاتر از این باشیم که هستیم
هنوز دیر نشده، بخدا دیر نشده
نگذارید روزی بیاد که دیگر هیچ جای پشیمانی براتون باقی نمونده
تغییر نظر در افکارتون و اطرافیانتون بکنید
نگه داشتن ایران در همین شرایط نیمه جنگی، تنها به ضرر ایران و آرامش و امنیت رو از مردم میگیره
بدون امنیت فکری پیشرفت ممکن نیست
شما همیشه از آمریکا به عنوانه کشوری قلدر و زورگو نام میبرید، اما الان خودتون ادای آدمهایی قلدر رو بازی میکنید.
بهترین راه مقاله با اسرائیل و آمریکا همراه کردن تمام آزادگان جهان، نه با قلدری و زورگوی و هفتیر کشی، بلکه با منطق، مهربانی، خلوص، و ایمان به خدا
دریغ از یک مبارک قبل از رمضان…….
براتون متاسفم كه به همين راحتي سرتون رو كلاه ميزارن. خامنه اي از همه دولت ها حمايت كرده چه هاشمي و چه خاتمي و احمدي نژاد. بي كفايتي مسئولان ربطي به رهبري نداره اتفاقا تنها كسي كه تو اين كشور واقعا دلش براي مردم ميسوزه و نه اينكه بخواد رو مردم موج سواري بكنه خود خامنه اي هست بقيه چه اصول گرا و چه اصلاح طلبش همه به فكر خودشونن. اگر در ظاهر از مردم حمايت ميكنن فقط به خاطر بدست اوردن دوباره قدرت هست. وگرنه اگر شما يادتون بياد زمان خاتمي هم كم خون به دل مردم نكردن.. بزاريد اين آقا يا همدستاش بيان قدرت ببينين چه گلي ميزنن به سر مردم
واقعا تو این سایت جمع حمقا جمعه.خوش باشین با هم.
جناب مهدی خان که چشم بسته از رهبرت دفاع می کنی
لطفا به سوالات زیر جواب بده
1-1- چه کسی کودتای انتخاباتی را در ایران رقم زد. سراسیمه شب قبل رای گیری سیاسیون را دستگیر کرد. یک شبه با اعداد و ارقام بچه گانه احمدی نژاد را به مردم تحمیل کرد و صبح زود انتخابات را تایید کرد. آنقدر برنامه کودتای انتخاباتی او بچه گانه و سراسیمه بود که حتی علما و مراجع و بزرگان حاضر به تایید آن نشدند.
2- چه کسی موجب تحمیل این همه هزینه انرژی هسته ای به ملت شد؟ مگر احمدی نژاد در مذاکرات هسته ای کاره ای هست؟
3- چه کسی به زور بر اریکه قدرت نشسته است؟ اگر مشروعیت دارد چرا حاضر به برگذاری رفراندوم زیر نظر حتی کشورهای غیر متعهد نمی باشد؟
3- کدام راه و منش او با مسلک و رفتار مولا علی ع و ائمه اطهار همخوانی دارد؟ خواهش می کنم بشمار. چه موقع علی ع اینگونه بر مردم حکومت کرد.
به خدا قسم عامل و بانی تمام مصائب و مشکلات از جمله فرار مغزها- اعتیاد- بیکاری- گرانی- فساد و فحشا و از همه مهمتر به کشاندن کشور به ورطه جنگ با دنیای غرب کسی نیست جز شخص سید علی خامنه ای که به زور شمشیر اکنون بر ملت حکومت می کند. به شرافت و انساتیت و خدای لاشریک قسم که او به زور بر ما حکومت می کند. چیزی که بر خلاف گفتار و سلوک علی ع است. بیا منصف باش و ببین او پا جای علی ع گذاشته است یا معویه که با فریب سعی کرد بر مسند حکومت بنشیند. به خدا قسم که من راه و رفتار او را را راه و رفتار معاویه می بینم