آقای خامنهای! کارد بیتدبیریها به استخوان مردم رسیده است
چکیده :وضعیت امروز ایران، به فاجعه شبیه است. در همهی عرصهها، رد پررنگ بیتدبیری و سوءمدیریت مجموعهی حاکمیت بهروشنی آشکار است... نتیجهی تقابلی که جمهوری اسلامی از همان آغاز با تمام دنیا آغاز کرد، اکنون بهروشنی در حال دیدهشدن است... اکنون اوضاع بهگونهای است که هرلحظه امکان انفجار خشم مردم وجود دارد. متأسفانه در کشورهای استبدادی امکان اطلاع دقیق از وضعیت مردم با روشهای مرسوم فراهم نیست، و در نتیجه نمیتوان کنشهای مردم را پیشبینی کرد، اما در این شرایط که هر روز یک بازار بههم میریزد، انتظار هر اتفاقی را باید داشت....
کلمه – یوسف رحمانی:
وضعیت امروز ایران، به فاجعه شبیه است. در همهی عرصهها، رد پررنگ بیتدبیری و سوءمدیریت مجموعهی حاکمیت بهروشنی آشکار است، و برخلاف آنچه گمان میرود، مبنی بر اینکه مسبب وضعیت اسفبار کنونی، تحریمهای همهجانبهی غرب است، میتوان به جرات ادعا کرد این تحریمها صرفاً اثرات بیخردی متصدیان کنونی را آشکار کردهاست. در گذشته هم این بیخردی بهقوت خود باقی بوده و اگر بخواهیم نام ببریم مثنوی هفتادمن کاغذ خواهدبود، منتها در آن دوران نفت میتوانست بیتدبیریهای حاکمان را بپوشاند و اثرات آن را محدود کند. در واقع، تمام درآمد استثنایی نفت در دولت پیشین احمدینژاد، صرف مالهکشیدن بر بیخردیهای او و تیم مدیریتیاش میشد؛ بیخردیهایی که با بیشرمی انکار میشدند. یادتان هست گوجهفرنگی در نارمک چه ارزان بود؟ نمودارهای قلابیاش را در مناظره با مهندس موسوی بهخاطر دارید؟ شعار «دروغ ممنوع!» را چهطور؟
تحریمهای فلجکنندهی غرب، روزبهروز در حال روشنترکردن وضعیت سیاستورزی در ایران است. این نوشتار، مشاهدات و نتیجهگیریهایی است که شخصاً امیدوارم اثری در اندیشههای رهبران نظام داشتهباشد. من واقعاً دوست ندارم یک پنددهندهی خالی به گوشهایی باشم که میدانم چندان شنوا نیستند، اما راه دیگری هم ندارم؛ دلم برای این خاک میتپد، و نمیتوانم همین یک کار را هم که بلد هستم انجام ندهم.
در سالی که سال حمایت از تولید ملی نام گرفت، راهبرد اصلی نظام باید توجه به تولید داخلی باشد، تا اثرات تحریمهای خارجی به کمترین میزان برسد. استدلالی که پشت این نامگذاری است، پیشتر هم در تاریخ معاصر ایران دیدهشدهاست؛ آنجا که محمد مصدق، در پی تصویب قانون ملیشدن صنعت نفت، و درگیریهای دولت با بریتانیا و آمریکا، اتکا به تولید داخلی و رونق صادرات را در دستور کار قرار داد.
آن راهبرد به هر ترتیبی که پیش رفت، به این نوشتار مربوط نیست. دو نکته در این بین حائز اهمیت است: یکی اینکه دولت مصدق مشروعیت لازم برای اجرای چنین طرح دشواری را داشت؛ استقبالی که از او و هیئت همراهش در بازگشت از دادگاه لاهه شد، و حتی تصویب لایحهی ملیشدن صنعت نفت که با فشار واقعی مردم صورت گرفت، مؤید این ادعاست. دیگر اینکه ابزارهای مقابله با چنین طرحهایی، در گذشته آنچنان محدود بودند، که آمریکا و بریتانیا مجبور باشند برای توقف این فرآیند، عملیات پرهزینهای چون کودتا را بهاجرا درآورند.
اما امروز، علاوه بر آنکه نظام مشروعیت لازم را برای اجرای چنین طرحی را ندارد، ابزارهایی که غرب در اختیار دارد، بهمراتب کارآمدتر شدهاند. هر روز مقامهای بیشتری از این سخن بهمیان میآورند، که طرح «دشمنان»، ایجاد نارضایتی از نظام در میان مردم است. این اظهارات بهروشنی هراس مقامات را افشا میکنند، که مبادا فشارها مردم را وادار به واکنش کنند، و این اظهارات گویی کارکرد دلداری به خود را دارند که: «نگران نباش، هیچ اتفاقی نمیافتد، مردم دوستمان دارند».
در مقابل، نظرسنجی شبکهی خبر نشان میدهد بیش از ۶۰درصد مردم موافق کوتاهآمدن لااقل تاکتیکی در مناقشهی هستهای هستند. نظام هم متقابلاً به فکر ترمیم وجههی خود افتاده، و عملیاتی را ترتیب داده که امیدوار است در سال منتهی به انتخابات ریاستجمهوری سال ۹۲ بهثمر بنشیند. خطوط اصلی این عملیات بازکردن ظاهری فضا، بدون آزادکردن زندانیان تأثیرگذار سیاسی و حتی برداشتن حصر راهبران جنبش سبز، و تلاش برای برگزاری انتخابات پرشور با اجازهدادن به کاندیداتوری اصلاحطلبان خواهدبود؛ اینکه برخی اشخاص، که از صریحترین اصلاحطلبان بودهاند، چهرهی اصلی روزهای اخیر میشوند، و میتوانند با دغدغهی کمتری موضعگیریهای جالبی کنند، مشخصاً یکی از راهکارهای نظام برای باز نشان دادن فضا و جلب نظر مردم است.
نگاهی به طرف دیگر هم حقایقی را افشا میکند. غرب، با وجود تمام ضرباتی که به ایران وارد کردهاست، خود متحمل کمترین هزینهای نشدهاست. عمدهی راههای ایران برای دورزدن تحریمها توسط غرب مسدود شدهاند، و مهمتر از آن، دو سلاح عمدهی ایران در این نبرد خاموش، بهآسانی از دسترس ایران خارج شدهاند: نفت ایران اندکاندک در حال خروج از بازار جهان است و این خروج بهگونهای برنامهریزی شده که کمترین شوک را به بازارها وارد کند ـــ قیمت نفت چندی است رو به کاهش هم هست ـــ و تنگهی هرمز هم عملاً به یک مهرهی سوخته بدل شدهاست. بیتدبیری حاکمان، که سبب میشد هر روز برای جا نماندن از قافلهی هشدار نسبت به بستن تنگهی هرمز، هر مقام باربط و بیربطی ـــ از نمایندهی تازهبرگزیدهی جَوْگیر مجلس که امضا جمع میکند تا طرح بستن این تنگه را به صحن علنی بیاورد، تا فرماندهان ریز و درشت ارتش و سپاه ـــ اظهارنظر کند، سبب شد فرصتی که داشتیم تا از آن بهرهبرداری کنیم، در حالی که برنامهای برای عملیاتیکردن آن وجود نداشت، دیگران را متوجه کند تا مبادا خطری تهدیدشان کند؛ بهتازگی خط لولهی حبشان – فجیرهی امارات با ظرفیت انتقال یکونیممیلیون بشکه نفت افتتاح شده، و این امکان را فراهم میکند که با دور زدن تنگهی هرمز، نفت امارات به آبهای آزاد فرستادهشود. علاوه بر آن، عربستان هم در حال ساخت خط لولهای است که میتواند نفت این کشور، عراق، و حتی کویت را به دریای سرخ منتقل کند. آمریکا هم اعلام کرده بهزودی با همکاری همپیمانان منطقهای خود مانوری برای پاکسازی تنگهی هرمز از مینها دریایی انجام خواهدداد؛ اقدامی در واکنش به یکی از تدابیر احتمالی ایران برای بستن این تنگه. طنز تلخ ماجرا اینجاست که خط لولهی اماراتی را شرکت مهندسی و عمران نفت چین ـــ یکی از زیرمجموعههای شرکت ملی نفت چین (سینوپک) ـــ ساختهاست.
در حالی که از هر سو زیر فشار تحریمها هستیم، همپیمانان اصلیمان ـــ روسیه و چین ـــ تنها به منافع خود میاندیشند؛ چین برای تنگهی هرمز رقیب میسازد، و روسیه دم از طولانیترشدن گفتوگوهای هستهای برای رسیدن به نتیجه میزند، زیرا هرچه روند مذاکرات کندتر و بینتیجهتر باشد، نفت ایران بیشتر از دسترس این کشور خارج میشود، و بهعلت شباهت نفت ایران و روسیه، پالایشگاههای مشتری نفت ما، به روسیه متمایل خواهندشد. هماکنون نیز این اتفاق در حال رویدادن است.
این، همان نشانهای است که بیتدبیری مقامات را آشکار میکند؛ ما، با ظرفیتی بهمراتب بیشتر از کشوری ضعیف چون ترکیه، بهآسانی میتوانستیم بهجای این کشور، تأثیرگذارترین کشور منطقه، عضو سازمان تجارت جهانی، و عضو گروه ۲۰ باشیم، اما نیستیم، و همهی اخباری که از تأثیر ایران بر منطقه حکایت دارند، عمدتاً توهمات مقامات کنونی جمهوری اسلامی هستند؛ در یک نمونهی آشکار، نخستین مقامی که به مصر ِ محمد مُرسی ـــ رییسجمهور اسلامگرای این کشور ـــ سفر میکند، وزیر امور خارجهی آمریکاست، و نخستین سفر رسمی این رییسجمهور هم، به عربستان خواهدبود. تونس هم الگوی خود را حزب عدالت و توسعهی ترکیه قرار دادهاست. وضعیت لیبی هم مشخص است، علاوه بر خدمات متقابل قذافی و جمهوری اسلامی به یکدیگر و عدم وجود آن با سقوط قذافی، مجمع ملی این کشور، اکنون ترکیبی لیبرال ـــ و نه اسلامگرا ـــ دارد. ضمن اینکه بازیگر اصلی در سوریه، نه ایران، که روسیه و چین هستند، و ایناناند که اجازهی دخالت مستقیم غرب را در این کشور نمیدهند.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی همواره بر این استوار بوده، که تنشها تا بالاترین سطح افزایش یابند، تا امکان کسب امتیازات بیشتر ممکن باشد. این سیاست اگر خوب اجرا شود، شاید سیاست مناسبی باشد، اما معالاسف مانند همیشه اینبار هم کار از کار گذشته؛ قلهی تنشها را پشتسر گذاشتهایم و هیچکاری جز نسبتدادن مشکلات به این و آن صورت ندادهایم. ما بارها میتوانستیم در جریان مذاکرات هستهای، در حالی که وضعیت بسیار بهنفعمان بود، امتیازات فراوانی بگیریم، ولی اکنون همهی این فرصتها از دست رفتهاند.
نتیجهی تقابلی که جمهوری اسلامی از همان آغاز با تمام دنیا آغاز کرد، اکنون بهروشنی در حال دیدهشدن است. وقتی توهم در سیاست جای واقعیت را میگیرد، وقتی کشوری با اقتصادی شدیداً ضعیف، با سهمی نیمدرصدی از تجارت جهانی، با همهی دنیا، و بهویژه با کشوری با تولید ناخالص داخلیای بیشتر از مجموع تولید ناخالص داخلی کشورهای اتحادیهی اروپایی ـــ آمریکا ـــ سر جنگ دارد، و هر موضعگیری رهبرانش تماماً بهزیان مردمش تمام میشود، وقتی با سلاحهایی که در بهترین حالت بهبودیافتهی سلاحهای ازردهخارج چین و کرهی شمالی و روسیه هستند ـــ سری موشکهای شهاب عیناً همان موشکهای پودونگ کرهی شمالیاند ـــ ناوهای هواپیمابر آمریکایی را «آهنپاره» میخوانیم، وقتی در محاسباتمان اساساً عقلانیتی نیست و هیچ اثری از برآورد هزینه و فایده دیده نمیشود، وقتی بهگونهای رفتار میکنیم که انگار دروغهای رسانهی «ملی»مان خودمان را هم فریفتهاست که وضعیت در کشور ایدهآل است و غرب هرروز در حال سقوط، تعجبی هم ندارد که در واکنش به گرانی مرغ از دستهای پشتپرده و چندین اصطلاح نخنما و نه خندهدار که گریهدار ـــ از جمله احتکار ـــ سخن بگوییم، بدون هیچ برنامهی مشخصی، بکوشیم بازار نابسامان سکه و ارز را با یگان ویژه کنترل کنیم، و به لبنیات دستور دهیم به فرمانمان ارزان شوند.
اکنون اوضاع بهگونهای است که هرلحظه امکان انفجار خشم مردم وجود دارد. متأسفانه در کشورهای استبدادی امکان اطلاع دقیق از وضعیت مردم با روشهای مرسوم فراهم نیست، و در نتیجه نمیتوان کنشهای مردم را پیشبینی کرد، اما در این شرایط که هر روز یک بازار بههم میریزد، انتظار هر اتفاقی را باید داشت؛ بهویژه آنکه در ماه رمضان هم معمولاً مواد غذایی گرانتر میشوند، و معلوم نیست امسال در این ماه چه اتفاقی بیافتد .
ما در این مدت هرچه کردیم، نتوانستیم مردمسالاری را به نان شب ترجمه کنیم، که مردم به آن احساس نیاز کنند. اکنون شرایط بهگونهای است که خودِ نان شب هم بهآسانی بهدست جمع کثیری از مردم نمیرسد، و بهدست جمعی از مردم اصلاً نمیرسد. این، شرایطی است، که بعید نیست در آن کارد به استخوانها برسد، و حرکتی آغاز شود.
بدبختانه، گمان نمیکنم حرکتی که آغاز میشود اثری از خویشتنداری و عقلانیت در خود داشتهباشد، و احتمال میدهم در بهترین حالت چیزی شبیه به یک انقلاب ـــ اگر نه یک شورش کور ـــ باشد. چنین حرکتی، اوضاع را چنان درهم خواهدکرد که تا مدتها نخواهیمتوانست از زیر فشار آن کمر راست کنیم.
اما جلوی ضرر را از هرجا بگیریم منفعت است، این جمله در شرایط کنونی چه معنایی میدهد؟ به بیان دیگر، پیشنهادهای مشخص این نوشتار، به حاکمان عالی کشور، و در یک کلام، تصمیمگیرندهی اصلی نظام، آیتالله خامنهای، چیست؟
یک. حمایتهای بیدریغتان را از دولت، که از نمازجمعهی ۲۹ خرداد، و موضعگیری بیسابقهیتان در حمایت از رییس آن، رنگ تازهای گرفت، متوقف کنید. اگر این دولت ناکارآمد است، که همه میدانیم هست، و اثرات سوءمدیریتش کشور را با انواع بحرانهای داخلی و خارجی روبهرو کردهاست، بگذارید نهادهای ناظر قوای مقننه و قضائیه، به وظیفهی خود مطابق قانون اساسی عمل کنند.
دو. خالصانه آزادیهای مصرح در قانون اساسی برای ملت را، که در فصل سوم این قانون بهروشنی ذکر شدهاند، تضمین کنید. از تفسیرهایی که حقیقتاً مخالف روح قانون اساسی است دوری کنید، ملت «حق دارد» نمایندگانی را که خود شایسته میداند، و از فرایند رقابت عادلانه برگزیدهاست، به مناصب دولتی بگمارد، «حق دارد» آزادانه تجمع برگزار کند، «حق دارد» رسانههای آزاد را، بدون نیتخوانی و انتساب آنها به انواع و اقسام گروهها، در اختیار داشتهباشد، و از همهی حقوق دیگری، که قانون اساسی برای ملت ایران برشمردهاست، باید برخوردار باشد. شما پیشگام شوید.
سه. زندانیان سیاسی را، که پس از انتخابات مناقشهبرانگیز ۸۸ بازداشت شدهاند، آزاد کنید، و حقوق ازدسترفتهیشان را احیا کنید.
همانگونه که میرحسین موسوی ـــ همراه جنبش سبز، که او و دیگر همراه جنبش، مهدی کروبی، در صدر فهرست کسانی هستند که باید آزاد شوند ـــ در بیانیهی شمارهی ۱۷ خود گفتهاست: «این اقدام، نه به ضعف، که به درایت نظام تعبیر خواهدشد».














” «این اقدام، نه به ضعف، که به درایت نظام تعبیر خواهدشد».
همین!
من شیطانی بر نفس او غلبه کرده او توان و جسارت و جرئت اینکه بگوید اشتباه کردم را ندارد در نتیجه با دیدن فقر و بدبختی مردم ؛ایران را در شعب ابی طالب نمیخواهد ببیند بلکه خود را فرمانده پیروز بدر و حنین میخواهد.او پیشرفتهای نظامی را میبیند و فکر میکند کشور در عدالت بسر میبرد اما شوروی سابق را نمی بیند که موشک به ماه فرستاد اما ملت شوری چند سال پس از ان منفک گردید مدافعان استالین ایران خروشچفش را حتما خواهند دید که سیاستهای استالین را به باد انتقاد خواهد گرفت و انروز ننگ دنیا را بهتر درک خواهند کرد ایا او میتواند در زمانی که به غلط بودن ادامه حمایت از سفیهی چون احمدی نزاد رسیده باشد به اشتباه خود در به سقوط کشاندن ملت ایران اعتراف کرده کناره گیری کند ؟ بنظر من مصلحت مردم مسلمان ایران در کناره گیری اقای خامنه ای از تولی استبداد در ایران می باشد او باید خود را وقف خواندن سوره مبارکه توبه کند اما نمیدانم ایا این توفیق را پیداخواهد کرد یانه
من از همین جا به حاکمیت جمهموری اسلامی این هشدار را می دهم اوضاع از آن چیزی که فکر می کنید وخیم تر است مردم منتظز یک جرقه هستند این آتش زیر خاکستر احساس می کنم در صدد شعله ور شدن است .اگر خوابیده اید لطفا بیدار شوید واگر خودتان را به خواب زده اید وا مصیبتا
الم تر إلی الّذینَ بدّلوا نِعمتَ اللهِ کفراض و أحلّوا قومهُم دار البَوار جهنّم.سوره ابراهیم، آیات 28 و 29
ایا ندیدی مردم (رهبرانی ) را که نعمت خدا را تبدیل به کفر کردند و مردم خودشان را به جهنّم کشیدند.آیات 28 و 29
ایا دولت مطلوب رهبر مصداق عملی و زنده ایه کریمه فوق نیست ؟
این آقایان کوتاه بیا نیستند،و همانطور که موسوی گفت:
مواظب باشید که قبل از رفتنشان خانههایتان را روی سرتان خراب نکنند ،شاید مصداق یابد!
اگر نظام را مجموعه ای از افراد ببینیم که در یک محدوده جغرافیایی تحت قانون واحد در کنار هم زندگی می کنند هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق ایشان انجام شود و موجب بالارفتن میزان رفاه و امنیت ایشان گردد از نظر من تدبیر است. اگر نظام چیز دیگری است که منافعش با منافع ملت در مقابله است که دیگر نمی دانم! بهرحال ما ملتیم و خودمان را تحت یک چارچوب سیاسی که به حقوق ما احترام می گذارد تعریف می کنیم و به آن می گوییم نظام. نظام دیگری هم هست من خبر ندارم!!!!
نوح هر چه به پسرش اصرار کرد سوار کشتی شود نشد تا که غرق شد. سران حکومت ما هم مخصوصا آقا بزرگ گوش شنوا ندارند وعاقبتی همانند پسر نوح خواهند داشت
امروز دوشنبه دوم مرداد درشهرکوچک نیشابور،راهپیمایی دوهزارنفری دراعتراض به گرانی انجام شد
مقاله عالی بود و کِیف کردم اما یقین دارم این مقاله را قبل از دیدن مستندی که شبکه یک سیما چند روز پیش پخش کرد، و در مورد بازدیدِ خامنه ای با خانواده شهید رضایی نژاد(دانشجوی برق دانشگاه خواجه نصیر) بود، در سابتها برای انتشار دادید! چون اگه آن مستند را میدید و جایی که خامنه ای خطاب به آقایی در آن خانه که گفته بود بچه ی این شهید نمیداند شما چه مقام سیاسی بالایی در این کشور دارید ،گفت: بحث مقام سیاسی نیست بحث مقام انسانی و الهی است(هنگام گفتن الهی به بالا نگاه میکرد).
اگه اون مستند را قبل انتشار این مقاله میدید متوجه میشدید که مشکل تنها از اطرافیان این آقا نیست بلکه خود این آدم هم توهم نمایندگی خدا رو زمین را دارد . و شما در این هنگام دیگر از انتشار مقاله خود خطاب به این شخص خودداری میکردید و منصرف میشدید.
ما را با این حکومت دیگر هیچ کاری نیست، با رفتن و آمدن یک نفر یا دو نفر هیچ مشکلی حل نخواهد شد.سیستم این حکومت یک سیستم معیوب و منقرض شده است… مردم دیگه خسته شدن.دیگه کسی برای رضای خدا نماز و روزه نمیخونه و نمیگیره.از حجاب اجباری و این همه تحقیر و توهین و تفتیش خسته شدیم… سیستم زورمدار و بی مغز حاکم به جای اینکه اول فکر کند و بعد کاری را به مرحله اجرا در بیاورد، کار را به مرحله اجرا در میآورد(سمبل کاری و گندکاری) و بعدا فکر می کند!
ضمنا شما هم از قماش این جماعت کم عقل هستید و همچنین ایران برای شما فقط و فقط در کوچه پس کوچه ها و خیابانهای تهران خلاصه می شود و بس!
مقاله ی خوبی و از سر دلسوزی است ! اما چند مطلب : 1) اکنون عمق بحران عینیت یافته و همه جز اقای خامنه ای دارند با پوست گوشت و استخوان خود انرا احساس میکنند! 2) با این احوال او سخنگویان سپاهی اش را روانه ی مصاحبه میکند تا برای اصلاح طلبان راستین نه بدلی خط و نشان بکشند تا از اکنون خیال امدن برای نجات کشور را از سر بدر کنند! 3) او در حالی صندلی ریاست به بدل اندیشان به ظاهر اصلاح طلب تعارف میکند که نیک میداند انان شانسی و جایگاهی در میان مردم ندارند ! 4) اکنون او کشور را به این جا کشانده است که تصور هرگونه اصلاح را از ذهن بدور میکند! 5) اشاره ی بعید اقای خاتمی به اصلاح وبهبود ارزویی است که بیشتر به سراب میماند! 6) اقای خامنه ی به موشک هایی که اطلاع چندانی از قابلیتهای انان در دست نیست دل خوش کرده است! این موشکها و ادوات هر چه باشند قابل تر از نوع امریکایی و اروپایی ان نخواهند بود! لذا در این مصاف نیز امید چندانی در میان نیست! 7) بر فرض این که این ادوات و موشک ها قابل تر باشند بدون نیروی انسانی و مشارک ملی _ به قول فرمانده ی عقل کل سپاه _ اهن پاره ای بیش نخواهند بود! بنابرین در مصاف نظامی نیز بدون عزم و اراده ی ملی منتج به پیروزی نخواهد شد! 8) راه برون رفت از این بغ رنج وظیفه شناسی مجلس خبرگانی است که اکنون به خواب عمیقی فرو رفته است! این خفتگان میتوانند اب رفته را به جوی برگردانند! و مردم را دیگر بار به مشارکت امید وار سازند! اما دریغ که انان بیدار نمی شوند! انان مرده اند! 9) تنها یک راه اضطراری باقیست! جنبش سبز! اگر این جنبش جانی بگیرد میتواند در یک گذار ارام قدرت را به منتخبین واقعی مردم واگذار کند! 10) ناکامی جنبش سبز راه را بر دخالت بیگانگان هموار میکند ! دخالتی که سرانجام ان معلوم نیست!
نظاميان به پادگانها برگردند و افراد ی که دستشان بخون و مال مردم آلوده است محاکمه واقعی نه فرمايشی شوند.و
گروهي ويژه و مستقل در مورد مياياردها دلار بباد داده از جمله مبالغ هنگفت و اهدايي به عراق و سوريه و افغانستان و ونزويلا و بوليوي و لبنان بررسي و عوامل شناسايي و به دادگاههاي ويژه و مستقل معرفي شوند
رهبری خامنه ای باطله
مگر او نبود که نظرش به دولت کودتا نزدیک بود او نبود شهیدان سبز را میکروب خواند او نبود در جمع قاتلان مردم بود
هدف همه مردم باطل کردن انتخابات بود اما الان باطل کردن رهبری خامنه ای است
شیخ جعفر شجونی ، عضو جامعه روحانیت مبارز و عضو شورای مرکزی جامعه وعاظ تهران : بی حجاب ها نباید احساس آرامش کنند ، آنها مردم را به خطر می اندازند!!!!
حبف از آرزوهایی که پشت سر هم به باد میرن
ایا براستی گوش شنوا و عقل سلیمی وجود دارد؟
من هیچ منظوری نداشتم غیر از آنکه میخواستم ثابت کنم آیت الله خمینی مرد بسیار بزرگ و روشن بینی بود و خوب گفته بود که “این” لیاقت اداره حتی دکان نانوایی را هم ندارد.
درود بر شرف نیشابوری ها که آغاز گر اعتراض به گرانی هستند بهتر است از همین امروز اعتراضات را به تمام کشور گسترش دهیم.باید همت کنیم وگر نه اوضاع ر وزبه ر وز بد تر می شود
اگر حاکمان سر عقل نیایند باید منتظر خشم مردم باشند.
اگر شرایط کنونی ادامه پیدا کند من مرگ رو به زندگی ترجیح میدم اگر شرایطی که در ان زدگی میکنم دو ماه دیگه ادامه پیدا کنه خودمو در میدان اصلی شهر به اتیش میکشم تا که شاید یکی بفهمه که داریم بچاره میشیم .از این شرایط روانی شدم دارم دیونه میشم هر سال به جای پیشرفت فقط بهکاری بیشتر.
اصلا هیچکس فکر نمی کرد کار به اینجاها بکشه روز اولی که به ما گفتند آمدند تا اسلام واقعی را رهبری کنند خیلی به خودمان بالیدیم روزی که وارد این کشور شدند با یک ساک که توش لباس زیر و یک عدد کلام الله مجید بود به جنگ طاغوت آمدند اما حالا مثه اینکه غرض ورزی های دیگری در کار است و اختلاف بین شیعه و سنی با حمایت آقایان از بشار اسد آشکار شده و بالا گرفته این بود آرمان امام ره ؟ یعنی میشه رهبر یک کشور بخاطر اشتباهات مکرر رییس جمهورش از خطاهاش هم چشم پوشی و هم پشتیبانی کنه؟ اگر کینه ای رهبر از دست معلولشان دارند باید بدانند که این مردم نبودند که ایشان آسیب دید بلکه دشمنان نظام و ایشان و همین عزیزانی بودند که الان در حبس خانگی بسر میبرند.
جناب رهبر دانستن علوم رهبری یک جامعه ی مسلمان لازمه اش دانستن سیاست حرفه ای است یعنی رهبر باید یک سیاس به تمام معنا باشد که در هر موقعیتی به نفع نظام و مردم تحت حکومتش انعطاف و درایت خاصی از خود نشان دهد . اگر یکشب ائمه را در خواب ببینین که می گویند اشتباه کردی چه خواهید گفت ؟ آیا باز هم از اشتباهات خود دفاع می کنید و مرغ یک پا دارد؟
متاسفانه ملت غرض ورزی های این نظام نسبت به تفرقه بین جوامع مسلمان و آتش افروزی در مجامع بین المللی را تحت نظارت خود دارد و بیدار است. من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم – تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال. یا حق
بسمه تعالی
کاش حاکمان ما تنها درصدی از صداقت و خیرخواهی و تدبیری که در این نوشته وجود دارد را دارا بودند! امیرالمومنین علی(ع) در شکوه از یارانش فرمود: میخواهم دردهایم را با شما درمان کنم اما درد من خود شمایید.(نهج البلاغه) درد ما این است که هواهای نفسانی و جهل، گوش و چشم اینان را بر واقعیات بسته است و تازه دیگران را متهم به بیبصیرتی میکنند! ما هم آرزو میکنیم آقایان به خود آیند و بیش از این با سرنوشت این مردم بازی نکنند. آیا در جامعهای که صالحانی از امت مانند سید بزرگوار و محبوب اسیر باشد و بیریشههای فرصت طلب یا دست نشاندهای مانند احمدینژاد متقلب میدانداری کند، وضع کشور بهتر از این خواهد شد!؟
فیلم تظاهران امروز مردم نیشابور در رابطه با گرانی توسط شبکه العربیه پخش شد تجمع بسیار خوبی بود
برگی از تاریخ 25 خرداد 91
ما ایرانیان صلح جو تسلیم این صحنهآرایی خطرناک نمیشویم(3)- در تدارک بهار سبز
(3)http://iranabadec.blogspot.com/2012/06/3-25.html
آقای حاکم!
ما شهروندان معترض به شمرده نشدن «رای هایمان در 22 خرداد 1388» به رئیس جمهور منتخب میر حسین موسوی!
ما شهروندان معترض به نقض آشکار «حقوق ملت» با انتصاب فردی مریض به ریاست جمهوری !
ما شهروندان معترض به حصر رهبران جنبش «سبز»و «ایرانیان صلح جو» و زندانی نمودن بهترین فرزندان میهن!
…در صحنه مطالبات جامعه مدنی حضور خواهیم داشت.
البته با بهترین روحیه و روئی گشاده و “مسالمتی” که گرفتن آن از ما کار ساده ای نخواهدبود!
شما اگر خود را به خواب نزده باشید، خواهید توانست در این حضور رمز جاودانگی “دانائی ایرانی” را مشاهده کنید.
بله! به عواملی که برای محافظت از خودتان بسیج کرده اید. بفرمائید این جماعت معترضین را نمی توانند به آشوب و نابودی کشور وادار نمایند. “دانائی” و “صبر” بزرگترین و انقلابی ترین راه رسیدن به خواسته های این “مردم رنج کشیده” است و بقول میرحسین موسوی «ما ایرانیان صلح جو تسلیم این صحنهآرایی خطرناک نمیشویم» و بازی چیده شدهء عوامل تان را برای تخریب و نابودی ایران، بر هم خواهیم زد.
***
ما شهروندان معترض بدینوسیله اعلام می نمائیم :
برای نجات دنیای خود چاره ای به جز قبول نتایج انتخابات 1388 را ندارید.
هنوز جنابعالی و عوامل تان فرصت دارید که «بجای تحمل سخیفانه ترین تحقیر های یک جریان بیمارتا آخر یک دوره دولت نادانی ویا خیانت» ، از گناه مرتکب شده استغفار بکنید وبراساس منابعی ازنتیجه انتخابات 1388 که در اختیار دارید، «با دعوت ازآقای مهندس میرحسین موسوی برای تشکیل کابینه مردمی» به بزرگترین اشتباه زندگی خود خاتمه دهید.
***
تذکار:« مذاکره کنندگان کشورهای 1+5 نیز “با هوشتر” از آن هستند که به جناحی از حکومت در ایران “اعتماد” نمایند که نه تنها به دنیا و نه تنها به مردم و مطالبات بر حق مردم ایران “دروغ ” می گویند. حتی به “خودشان “هم دروغ می گویند.جماعتی که “خود گوید و خود خندد”»!
تا ما مسئله انرژی هسته ای را حل نکنیم و تعا مل با جامعه جهانی نداشته باشیم و در عرصه داخلی از همه نیرو های سیاسی استفاده نکنیم
و به علم و دانش از نوع اکاد میک در راهبرد کشور توجه نکنیم روز به روز در گرداب جهل بیشتر فرو خواهیم رفت که تا همین جا ملیارد ملیارد خسارت بر کشور وارد شده است که نسل کنونی و اینده باید تاوان این بی خردی ها را بدهند . برای رسیدن به این ها فقط باید اقای خامنه ای تصمیم بگیرد و از تارهای انکبوتی که به دور خودش کشیده رهائی یابد و گر نه سرنوشت خودش و کشور مانند عراق سوریه ولیبی و.. خواهد شد
با این رهبر و این قا نون اساسی و این متحجرین و مستبدین حاکم ما همیشه یک کشور عقث افتاده و وابسته خواهیم بود و شاید که نابودی کشور هم در پیش روی ما پیش بینی می شود
یاد سال روز 30 تیر 1331 افتادم.
آنروز اکثریت مردم کشورمان بر این باور بودند که قوام دست نشانده است و باید برود و با تمام امکانات به میدان آمدند وپیروز شدند.
امروز هم باید چنین اکثریتی را بوجود آورد. 60 در صدی که خواهان کوتاه آمدن در مورد مسئله هسته ای هستند قابل مقایسه با اکثریتی که روز 30 تیر جان برکف به صحنه آمدند نیست.
آقای خامنه ای هم اینرا میداند و هیچ بعید نیست که این قسمت تقاضای شما ومردم را در نظر بگیرد و لی بقیه خواسته ها نیاز به جنبشی نظیر 30 تیر 1331 دارد. البته با این تفاوت که این بار نگذارند که به انحراف کشیده شود. و برای این منظور احتیاج به همه نیروهای مردمی است.
آزادی رهبران عزیز در بندمان به همراه پذیرش خواست مردم که در آخرین منشور سبز متجلی شد, از حداقل خواست های جنبش سبز است. خامنه ای فکر می کند مردم بی تفاوت شده اند. آنها به دقت تمام مسائل را زیر نظر دارند و به خاطر افزایش شدید هزینه حضور در خیابان راهکارهای دیگر مقابله با سسیاست های ضد ملی او را دنبال می کنند.
او باید در قدم نخست از مردم به خاطر دستور به کشتار جوانان عذرخواهی کند. فضای سیاسی را باز کند. بگذارد مردم برای خود تصمیم بگیرند. هنوز دیر نشده است. او هنوز فرصت دارد تا راهی را که بن علی- مبارک- قذافی رفتند و اکنون اسد خونریز و آدمکش به سرنوشتش دچار شده است و به زودی به سزای اعمال ننگین خود که هزاران هزار کودک را قتل عام کرد خواهد رسید را طی نکند. اما به گفته میرعزیزمان فراعنه زمانی متوجه خواهند شد که کار از کار گذشته است. او نمی خواهد صدای ملت را بشنود. همانطور که شاه در آخرین روزهای عمر خود آن را نخواست که بشنود و ناچار در روزهای آخر به آن اعتراف کرد. آقای خامنه ای با اینکه به شدت از رفتاری که بر علیه مردم و کشورعزیزمان بکار گرفته ای معترض هستم اما صادقانه بگویم با این راهی که می روی آینده تیره و تاری را پیش روی خود خواهی داشت. بیا و اندکی به گفتار مولا علی ع گوش کن و به زور بر مردم حکومت نکن و تمام سیاست های غلط و و ضد مردمی را به نام اسلام تبلیغ نکن. کمی هم به فکر آخرت باش. به خدای لاشریک اگر برنگردی مطمئن باش پل صراط من حقیر و میلیونها انسانی که به خاطر سیاس های تو باز فرط بیکاری و فقر، زندگی خود را تباه شده می بینند هرگز هرگز تو را نخواهند بخشید.
تو حق الناس را در سطح بسیار وسیع لگد مال کردی. حق زندگی سالم را از ما گرفته ای. ملت را به هزارن درد مبتلا کردی. چطور فکر می کنی تو را در آن دنیا خواهند بخشید. دنیا فانی است و اگر عمر نوح کنی باید بگذاری و بروی. اما بدا به حالت که در آن دنیا میلون ها انسان مظلم و ستمدیده جلوی تو را خواهند گرفت. آن هم به خاطر خودخواهی و ارضای شهوت قدرت. به خدا قسم که علی ع این گونه نبود. او با این که به حق بود بعد از 25 سال خانه نشینی و اصرار مردم و بیعت مردم با وی حاضر به پذیرش حکوکت شد. قدرت و حکومت از نظر او از آب بینی شتر بی ارزش تر بود. حال خود را با ام مقایسه کن. وجدانا و انصافا به سیره علی شباهت داری یا سیره معاویه؟ به خدا قسم که من راه تو را راه مولایمان علی نمی بینم.
کلمه عزیز این امر به معروف را سانسور نکن.
میرحسن عزیز جانم به فدایت که درس انسانیت و شرافت و درستی و پاکی را به ما آموختی. تو به یقین به حق بودی اما ناصالحان بر تو شوریدند. خداوندا او او و مهدی کروبی عزیز را در پناه خود محفوظ بدار
ba modaee magooeed asrare ashgho masti..bogzar ta bemirad dar ranjo khodparasti
برخی اوقات فکر میکنم نه تنها احمدی نژاد بلکه بقیه و بالایی ها هم جاسوس بیگانه هستند، که هدفشان نابودی این سرزمین و دین برای همیشه است.
مملکتی دارد به خاطر غرور یک رهبر نابخرد بر باد می رود
استقلال آزادی جمهوری اسلامی شما به این کلمات دقت فکر کنید و ببینید کدومش در حال حاضر با شرایط کشور ما جور در می یاد متاسفانه هیچ کس صدای ملت رو نمی شنوه حکومتهای دیکتاتوری همینطوری شقوط می کنن آقای مطهری در مجلس اصلا کاری به گرانی ها نداره فقط گیر داده به طرز پوش خانمها آقای توکلی که در زمان اصلاحات همیشه از وضع بد اقتصادی گله مند بودن حالا مهر سکوتی بر لبانش خورده آقا که همیشه بر طبل مبارزه با فساد می کوبید الان می گوید که کشش ندهید آقای احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران می گوید که در مقابل گرانیها آخ هم نگوئید بله به همه این اتفاقات هم خوب فکر کنید به نظرتون این آغاز سقوط یک دیکتاتوری نیست …
نصایح یکدرصد هم فایده ای ندارد فق به فکر روزی باشیم که کشور فلج میشود ، اینها را خدا کر و کور کرده و اگر خداوند به صدا درآید و بگوید کنار بروید بی شک آقایان در مقابل خداوند هم ایستادگی میکنند و شروع به تخریب خداوند خواهند گفت که نماینده ات در زمین مشغول درست کردن اشتباهات توست بگذار کارمان را بکنیم !!!! اگر مشخص شود که کشور تا 24 ساعت آینده سقوط خواهد کرد باز هم بی شک آقایان در تمام این 24 ساعت وقت خود را برای سرکوب بیشتر مردم صرف میکنند چرا که با قیاس به نفس راه چاره همه چیز را در خفقان می بینند.
همه اینها بدلیل این است که کشور بزرگ و ثروتمند ایران را براحتی و با تکیه بر زحمات دیگران و با فرصت طلبی به مالکیت خود درآورده اند و این منصب را به اشتباه از توانائی خودشان فرض کرده اند و حاضر نیستند این مقامی را که در خواب هم نمیدیدند رها کنند.
خلاصه آنکه میخ آهنین نرود بر سنگ و گوش شنوائی نیست فقط ما مردم با خود را برای شرایط سخت که بزودی میرسد آماده کنیم و بجای پند و اندرز بی فایده ، نخبگان فکر راه چاره برای روز واقعه باشند که نزدیک هم میباشد .
سلام
آقای خامنه ای رهبر گرامی
اگر براستی نمی خواهید بیگانگان را شاد کنید، بپذیرید که آبروی خود را به پای یک فردی که نالایق بود خرج کردید
نگذارید که کشور ما به وضع لیبی، سوریه و … دچار شود، ما ایرانیان خاطرات خوشایندی از شرایط بحرانی نداریم، نگذارید کشور ما اشغال و ویران شود.
هنوز می توان جبران کرد، مگر نمی خواهید از شما به نیکی یاد شود
کسی که اشتباهش را می پذیرد و راه را برای پیشرفت کشورش باز می کند،
در آینده درباره اش خواهند نوشت که نگذاشت اشتباهاتش فاجعه شود و خودش اصلاحات را از بالا در پیش گرفت.
نگذاشت بیگانگان سرنوشت کشورش را رقم زنند
و ………………..
فرزندی که نوشتی:
“…ضمنا شما هم از قماش این جماعت کم عقل هستید و همچنین ایران برای شما فقط و فقط در کوچه پس کوچه ها و خیابانهای تهران خلاصه می شود …”
١- بی دلیل پیش داوری نکن وتوهین هم نکن. اگر سایت کلمه را می گویی که ازهمه جای ایران مطلب می نویسد. اگر ازکامنت گذاران می گویی، که کسی اساسا” ابراز نکرده است که ایهاالناس به کوچه پس کوچه وخیابانهای تهران باید توجه شود. همه ازمملکت می گویند نه فقط ازتهران. مشکل اینجاست که بسیاری ازهموطنان درسایراستانها وشهرهای ایران کمتردسترسی به اینترنت دارند. اگر هم تمام مطالب را مرورکنی گاهی می بینی که هموطنان درسایر نقاط هم نظراتشان را می نویسند.
کلمه اگر اشتباه می کنم شما مرا تصحیح کن.
٢- یک مسئله را همگی هموطنان معترض مثل شما فراموش می کنند، که از “بدحادثه” اکثریت جرثومه های فساد حکومت… درتهران ساکنند واکثر ووزارتخانه هاوسازمانها وارگانهای دولتی ومجلس وبلندگوهای دولتی، آقای کیهانچی بی خردو بی ادب …، اکثریت مراجع تقلید ومجلس خفتگان که مسئولین شان این همه بدبختی برای ملت آورده اندتهران واطراف آن ساکنند. این شامل فرماندهان ومامورین اطلاعاتی وبسیجیانی که فرمان خیانت وسرکوب ملت را می دهند می شود. وبازهم متاسفانه وازبدحادثه این ها هرالگوی کثیفی برای اداره جامعه فلک زده ایران دارند اول درآنجا پیاده می کنند وصدالبته “به زعم ایشان”، لابد اول ازمردم تهران باید ترسید، چون کنترل مردم سایر قسمتهای ایران دیگر آسانتر خواهد بود.چون خبرها واطلاعاتی که بیشرمانه ازملت دراختفا می ماند، برحسب اتفاق اکثرا” درهمین تهران آشوب زده برملا می شود…وهمینطور بگیرید وادامه بدهید…
٣- حرف شما تاحدی ممکن است صحت داشته باشد، ازآنجا که تهرانی ها درمعرض ضربه های محکمتری ازمسئولین بی درایت قراردارند.
٤٤- فرزند، احساسات دلسوزانه شما قابل درک و تحسین است. ولی بیانتان نه.
لعنت خدا بر ظالم من 25 سالم هست به خدا هر روز دنبال يك كار هستم اما نيست فعلا مشغولياتم اينترنت هست شايد معتاد اينترنت شدم كار و كاسبي و ازدواج هم فعلا ندارم ونيست بابايم 50 مليون جمع كرده حالا من هستم اين 50 مليون نمي دونم خسته هستم ازدواج شغل كار مسكن و و و به خدا توش موندم همه فاميل ها دوست آشنا همش با من حرف مي زنند صداي من را مي شنويد مسلمانيد
درود بر خامنه ای مرگ بر منافق
شما اسم موسوی را نیار ، این کارها را دارند میکنند . مجلس و قوه قضائیه دارند به وظایف خود عمل میکنند و منتخب مردم ، معجزه هزاره سوم هم .
متاسفانه آنقدر لاشخور برایش ابراز مراد و مریدی میکنند که او هر روز بیشتر از گذشته احساس کبر و فخر میکند و گوش و چشمش به حقیقت بسته تر میشود
نویسنده این مقاله دو موضوع را دانسته یا ندانسته نا دیده گرفته اند:
1- سیاست دشمن تراشی وسوار شدن بر امواج احساساتی وطن پرستی مردم
2- بوجود آوردن جویاقتصادیی که ایران تمام وارداتش را ازدلاها یی که واسط قرار گرفته اند و سودشان 300% تا 400% میباشد و سران بالادست و “آقا” هم از آن سود میبرند و مردم هم جیک نمیوانند بزنند. در ضمن ازهمه این کامنتها یک چیز میفهمم وآن این است که ما ایرانیان بز دل و ترسو شده ایم. در ضمن مافرهنگ تحمل انتقاد تند را ندلریم و این بخاطر این است که ما فرهنگ یا معنی کلمه آزادی را این جور تعریف میکینیم که فقط حرف من حرف است و دیگران هیچ هستند. ما وارث فرهنگی هستیم که ما نوکر وار تربیت میکند، توجه کنید به وقتی بهم میرسیم شروع میکنیم به چوخان: نوکرتم ، قربانتم و امر بفرمایید…….این فرهنگ نوکر صفتی ر ایاد دداده ما دیکتاتور بوجود میآآورد.
شما چگونه ترکیه را کشوری ضعیف ذکر می کنید ولی در عین حال ایران را با اقتصادی بسیار ضعیف و حاکمان بی خرد معرفی می نمایید؟ این که ترکیه کشوری قدرتمند بوده و هست شکی نیست پس شما هم به نوعی چشمانتان را بر حقایق بسته اید و با خیال پروری فکر می کنید و می نویسید.
آقای علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و از طراحان ائتلاف رهروان ولایت در مجلس در مصاحبه ای با شبکه العالم پیشنهاد انتخابات آزاد م مجلس و ریاست جمهوری را برای بحران سوریه مطرح کرد. اگر چه نمیتوان اطمینان حاصل کرد که نظام باندهای حاکم به رهبری بیت خامنه ای متفقا به به این جمع بندی رسیده اند، خصوصا که اظهارات اخیر وزیر دفاع رهبر بیانگر پشتیبانی همه جانبه از سرکوب توسط نیروهای مسلح بشار اسد اسدمیباشد اما حاوی نکته بسیار با اهمیتیست که سران نظام در چه شرایطی حاضر به پذیرش ابتدایی ترین اصول مردم سالاری هستند. نامه نویسی ب به رهبری که در شرایط فعلی حجاب را تنها دغدغه ایجاد حکومت اسلامی ایده آل خود میبیند بیشتر توهمات ما را منعکس میکند.
پاسخ نظام در فبال گرانی ها که از سوی روحانیون به مردم ابلاغ میگردد، همان است که تمام بنیادگرایان مذهبی در منطقه به مردم خود میگویند،
“ما برای مرغ انقلاب نکردیم” . نمیتوان از اصولگرایان حاکم به رهبری بیت خامنه ای انتظار راه حل مناسبی داشت، الویت آنها مبارزه با غرب گرایی
در میان جوانان و نماد سازی اجباری اسلامی در کشور است. بسیج و سپاه و اطلاعات سیاستگزار در همه زمینه های نظام خامنه ای هستند. موج نار ضایتیها در کشور فراگیر خواهد شد و فریاد وا اسلامای رژیم نیز گوشخراش تر از امروز ولی نکته اینجاست که ما چه خواهیم کرد.
عریضه نویسی به خامنه ای گرهی از مشکلات مردم را نمیگشاید. باید برای اطلاع رسانی . زدودن توهمات و تحقق خواسته های مردم سازماندهی
کرد. خامنه ای به تداوم حکومت مطلقه خود می اندیشد و به خواست مردم تمکین نخواهد کرد. سازماندهی و مبارزه راهگشای انتخابات آزاد است.
framoosh nakonim keh hich kodam az masoolin va rahbaran ta hala az kharej nayamdehand , hameh irany hastand , bar khalaf gozashteh khoob motasefane har irani keh be jaee bresad ya dastash be jaee bersad ou ham dozd mishavad ,zalem mishavad, ma ham agar khalafi man nakrdeheem dasteman bejaee band naboodeh astboo
man ham degh mikonam az in hameh dozdy ,fesad, bifekri,kolah bardary,shrarat,sare hameh ra shireh malidanha moosavi,karooby va dygaran ham sabooneshan beh tan in melat khordeh ,anha ham az digaran behtar nistand ,nemidanamkey key hameh khoob mishavand khayly beh kassy del nabandid ndid
پیامبر رحمت محمد مصطفی ص فرمود من اعان ظالما سلطه اله علیه هر کس ستمگری را یاری کند خداوند ان ستمگر را بر او مسلط خواهد کرد و ملت ایران با سکوت در مقابل سلطان جائر حاکم نظامی بالباس روحانی تهران ؛عملا راه سلطه ستمگر متوهم و مدافع و ناصب احمدی نزاد فاسد و فاسق ظالم اول ایران علی خامنه ای را برخود هموار کرد و تا این ملت لباس ذلت به تن دارد از ازادی خبری نخواهد بود و ان اله لا یغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم
از منظر دیگر که به مسئله نگاه میکنم احمدی نزاد فاسق و درغگو را از نعمتهای الهی میببینم اگر او نبود
نوبت ز ناکسان به شما ناکسان رسید/نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
مملکتی که تصميمات خلق الساعه و شير يا خطی گرفته شود و مسولين بخواهند قانون را دور بزنند و جواب انتقاد را با چماق بدهند و مجلسش را پدرخوانده خريده باشد و.. بهتر از اين نميشود؟!….
چند سوال از برادران مسول دارم :
پول ايران مال ايرانيه يا نه ؟
سرمايه گذاري ميلياردي سايپا در سوريه چي شد؟ سوريه اي ها عرب نيستند؟
زمينهاي فروشي به قطريها چي شد؟..
چه کسي مجوز ساخت ضريح در محد وده قلعه ساساني در شهر انار داده ؟..
قيمت ارز تک نرخي است يا؟..
تنگه هرمز مي بنديد يا نه ؟..
خوردن مرغ قانوني است يا نه؟..
سيخهاي کباب براي مهمانان خارجي سمينار…براي مردم ايران بداست ؟….
دخالت دولتي ها در فدراسيون ورزشي قانوني است؟..
اسم درياچه اروميه را را شنيده ايد؟..
بزرگراه شمال و نيروگاه بوشهر کي به انجام ميرسد؟
افراد درگير اختلاسها چرا هنوز سمت اجرايي بالا دارند؟………………
چرا به مرتضوي پست دولتي داده اند و دادستان فعلي هم گذشته قابل بررسي دارد؟!….