سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » باز هم صورت سرخ و کبود نرگس محمدی در ملاقات؛ او برای چندمین بار در دستشویی زندان به زمین خورده است...
» با وجود دستور قضایی، رئیس زندان از بستری شدن وی جلوگیری می‌کند

باز هم صورت سرخ و کبود نرگس محمدی در ملاقات؛ او برای چندمین بار در دستشویی زندان به زمین خورده است

چکیده :بنا به دستور پزشک زندان و مجوز دادسرای زندان اوین هم که پرونده نرگس محمدی در اختیارشان است، قرار بر این بوده که وی روز چهارم تیرماه برای بستری شدن اعزام شود که به دلایل نامعلومی رییس زندان از بستری شدن اون جلوگیری کرده است....


علیرغم وضعیت جسمی نامساعد و ابتلا هر روزه ی نرگس محمدی به فلج عضلانی، رییس زندان از انتقال وی به بیمارستان خارج از زندان جلوگیری می کند.

به گزارش خبرنگار کلمه، روز گذشته خانواده نرگس محمدی، فعال حقوق بشر دربند، در زندان زنجان در ملاقات با وی متوجه شدند که وی برای چندمین بار در این مدت در دستشویی زندان زمین خورده که دست و صورتش سرخ و کبود شده است.

بنا به دستور پزشک زندان و مجوز دادسرای زندان اوین هم که پرونده نرگس محمدی در اختیارشان است، قرار بر این بوده که وی روز چهارم تیرماه برای بستری شدن اعزام شود که به دلایل نامعلومی رییس زندان از بستری شدن اون جلوگیری کرده است.

بر اساس این گزارش دستور حقوقی برای بستری شدن هم صادر شده و خانواده به این تعلل اعتراض کرده اند اما هیچ جواب مشخصی دریافت نکرده اند.

نرگس محمدی بعد از زندان خرداد ۱۳۸۹ به بیماری مرموزی مبتلا شد. این بیماری در شرایط استرس زا پیشرفت می کند و بدون اینکه خود بیمار متوجه شود باعث افتادن وی بر زمین می شود که قطعا هر چه مدت نگهداری وی در زندان طولانی تر شود بیماری او شدیدتر شده و درمان را سخت تر خواهد کرد.

وی در ملاقات روز گذشته به خانواده خود اعلام کرده است که در این مدت روزی دوبار دچار حالت فلج عضلانی شده است و فضای نامناسب بند حال وی را هر روزوخیم تر می کند.

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و در تاریخ ۱۴ اسفند سال گذشته از سوی دادگاه تجدید نظر به ۶ سال حبس شده است. او مهرماه امسال از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به سه اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی،عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر و تبلیغ علیه نظام به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شد که این رای در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر به ۶ سال حبس تغییر یافت.
نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر در تاریخ سوم اردبیشهت ماه توسط ماموران امنیتی برای اجرای حکم ۶ سال حبس از خانه مادریش در زنجان به تهران برده شد به جای آنکه طبق روال قانونی به بند عمومی زندان اوین منتقل شود سر از بند ۲۰۹ زندان اوین در آورد و به زندان اوین منتقل شد او در تاریخ ۲۲ خرداد ماه دلایل نامشخصی به زندان زنجان فرستاده شده است.
نرگس محمدی در رنج نامه ای که دو روز پیش منتشر شد نوشته بود: «نوشتن برایم آسان نیست اما می گویم و می نویسم تا شاید دیگر برای هیچ طفلی تکرار نگردد من یک مادر دور از فرزندان و بیمارم و چنین از مادر موسی گفتم و از درد خود ناله کردم تا بگویم ” قدرت عشق مادران برتر از هر قدرتی ست ” منشا این قدرت عشق است و مهر مادری که خداوند از رحمانیت خود برگرفت و در وجود مادران نهاد . محروم کردن کودکان ازین مهر و رنج دادن مادران از این هجر ، گناه نابخشودنی ست. و من با هزاران امید از چهاردیوار زندان این نامه نوشتم تا شاید به زودی زود و با لطف الهی در این سرزمین و در هر سرزمینی دیگر در این کره ی خاکی این رنج پایان پذیرد. من ایمان دارم روزی فراخواهد رسید هرچند اگر من نباشم که عشق حاصل از این رنج ها آینده ای بهتر برای فرزندانم و همه ی فرزندان سرزمین ایران و حتی جهان رقم خواهد خورد».
روز شنبه آیت الله العظمی بیات زنجانی در پاسخ به استفتایی درباره وضعیت برخی زندانیان سیاسی که از فرزندان خود دور نگه داشته شده اند، اصل حبس زنان و جداکردن آنها از خانواده و همسر و به خصوص فرزندان را جز در موارد خاص و نادر، امری مبغوض و نامطلوب دانست و ایجاد حائل و مانع بین مادران و فرزندان را غیر اخلاقی و گناه کبیره توصیف کرد.
همچنین اسماعیل گرامی مقدم، مشاور مهدی کروبی، در نامه ای به رئیس قوه قضاییه با اشاره به رنجنامه نرگس محمدی از زندان نوشت: یکی از مشهورترین خطبه های امام علی (ع) درباره ربودن خلخال از پای زن یهودی دردوران خلافت حضرت علی علیه السلام بود که می فرماید: اگر مسلمانی از این غم بمیرد بر او عیبی نیست. سوگند به سوگندهای علی (ع) اگر این امام همام در این دوره می زیست، این خطبه را این گونه می خواند که هرکسی رنج نامه نه یک زن یهودی را بلکه رنج نامه بانوی مسلمان ایرانی یعنی نرگس محمدی را بخواند یا بشنود و از شدت غم و غصه بمیرد بر او عیب نیست.


17 پاسخ به “باز هم صورت سرخ و کبود نرگس محمدی در ملاقات؛ او برای چندمین بار در دستشویی زندان به زمین خورده است”

  1. ناشناس گفت:

    تو این مملکته ناکردار چه خبره

  2. قلم فرانسه گفت:

    پیش از تو

    هرگز ندیده بودم

    “نرگس” کبود باشد !

    آخر

    ما همیشه

    از “یاس کبود”

    یاد کرده ایم !

    درود بر مقاومتت و سلام بر لحظه آزادیت. به امید آن لحظه. قلم فرانسه

  3. پیمان گفت:

    آقای خاتمی تا کی از این نظام ستمگر حمایت می‌کنی که چنین جنایاتی می‌کند؟ این بانوی شریف و مومنه مگر چه گناهی کرده است؟

  4. سيد مرتضي گفت:

    تا امروز به خودم اجازه نداده بودم تو سايتم به خامنه اي جسارتي بكنم اما آقاي خامنه اي كور كه نيستي اين ظلم به والله اين ظلم حالا اين بند خدا بياد بيرون از زندان نترس من قسم مي خورم صندلي كه روش نشستي تكون نخوره تاج تخت شما خدا لعنت كنه اين ظلم ظلم ظلم ظلم ظلم ظلم ظلم ظلم به خدا ظلم خامنه اي شما به فكر كي هستي من نه كرم نه كور و نه لال خوب دارم مي بينم باور نكنم اين خبرها را ما مسلمانيم اي كاش شهيد بهشتي بود اي كاش طالقاني بود اي كاش شهيد مطهري بود اي كاش خميني بود اي كاش علامه طباطبايي بود …… امروز ميرم حرم امام رضا از جان دل از آقا مي خواهم جواب كارهاي شما و اين ظلم هايي كه مي كني را بده به حق فاطمه زهرا به حق آقا امام زمان

  5. ناشناس گفت:

    من به یقین رسیده ام که اگر دو مورد واقعآ امتحان الهی باشد قطعآ اینچنین موردی اولین آن است ، خداوند در حال امتحان کلاس اولی های انسانیت است تا مشخص شود آیا میدانند انسانیت چیست یا نه ؟ بنظرم امتحان بسیار سادهای است که خداوند جلوی این جماعت گذارده و اگر یک کودک نابالغ هم باشد میتواند به ظالمانه بودن آن فتوا دهد ولی حضرات بدلیل تکبر از درک ابتدائی ترین وجوه انسانی غافلند و جالب است که خود را الگوی بشریت هم مینامند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  6. ناشناس گفت:

    نمی دونم چی بکم با این همه ظلم فق باید بگویم خدایا خودت کمک کن واقعا اینجا ایران است وحگومت اسلامی پس چرا در مورد کشوهای دیگر وزندانیان انها حرف می زنند شخصی روزی رفته بود پیش پیامبر از خواص خرما سوال گرده بود پیامبر فرمود برو فردا بیا وقتی ان شخص فردا امد گفت یا رسوالله چرا دیروز خواص خورما را نگفتی فرمودن چون خودم دیروز از ان خورده بودم حالا ما که این همه زندانی چه زن ومرد مبارز ازاده تحصیل گرده داریم چرا سراغ کشور های دیگر می رویم ایا این یک فریب کاری نیست

  7. مهدی قلی زاده گفت:

    بانوی انقلاب شما کاری بکنید
    بانوی مبارز و رنج دیده¬ی انقلاب سرکار خانم حدیدچی (دباغ)
    با سلام و تحیت و آرزوی سلامتی و توفیق برای شما بانوی مبارز و شجاع و یار و همراه همیشگی انقلاب
    چند روز قبل رنجنامه ای از یک مادر زندانی می خواندم، رنجنامه نرگس محمدی. فعال حقوق بشری که باید بزرگ شدن و قد کشیدن دو فرزند خردسال و 5 ساله خود را سالیان سال از پشت میله های زندان انتظار بکشد، البته اگر بیماری عصبی و فلج عضلانی مجالی به او بدهد. رنجنامه نرگس محمدی حکایت مهر مادری است. قصه نرگس قصه یک مادر است، قصه یک فعال حقوق بشر یا فعال سیاسی نیست.
    ((خدایا تو با من “مادر” چه کردی؟ تو چگونه من را خلق کردی؟ وقتی از رحمانیت خود در رحم مادر گذاشتی چه بر سر ما آوردی؟ … خدایا با تو کار دارم نه با بندگانت. تو، من مادر را سرشار از عشق به فرزند آفریدی و به یک باره دو طفل به من بخشیدی. نه ماه در وجودم گذاشتی و در یک تن نفس کشیدیم. شب ها و روزها در آغوشم پروراندی و آن ها اکنون ۵ سال دارند، محتاج آغوش من، در حالی که حتی پدر نیز در کنارشان نیست و اکنون اینگونه آغوشم از جگر گوشه هایم خالی است و فرزندانم بدون پدر و مادر چراغ خانه ام را روشن نگه داشته اند … خداوندا تو را به مادر موسی قسمت می دهم چگونه تدبیر کردی و موسی را به مادرش باز گرداندی، به آغوش آتش گرفته ی من بنگر.))
    با خواندن رنجنامه این مادر بیمار زندانی و یادآوری مرارت های بیشمار دیگر زندانیان سیاسی زندان های نظام اسلامی بخصوص در سه سال اخیر بیم آن پیدا کردم که تداوم این رنج و محنت ها بخصوص از سوی مادران زندانی می تواند نه تنها رنج ها و زحمت های شما مبارزین مسلمان و مکتبی انقلاب بلکه رنج ها و خون دل های اهل بیت نبی مکرم اسلام و علما و بزرگان مکتب تشیع را در تبیین و تبلیغ ارزش های متعالی اسلام و تشیع به باد فنا دهد، لذا بر خود وظیفه دیدم به عنوان یک انسان و به عنوان یک مسلمان شیعه دست به قلم ببرم و به تنها کاری که از دستم بر می آید مبادرت ورزم. ابتدا خواستم مراجع بزرگوار را مخاطب قرار داده و چند سوالی از ایشان داشته باشم ولی دیدم محنت مادرانه نرگش محمدی را یک مرد نمی تواند آن چنان که باید درک کند و بفهمد، آنجا که می نویسد: (( … دردی که حتی با وعده الهی التیام نمی یابد و آن درد مادر بودن است. حتی اگر فرزندت را به آغوش پر مهر و امنی نیز بسپاری اما آتش دل مادر را نمی توانی فرو بنشانی حتی اگر آن دامن پر مهر و امن، دامن الهی باشد … من یک مادر دور از فرزندان و بیمارم و چنین از مادر موسی گفتم و از درد خود ناله کردم تا بگویم “قدرت عشق مادران برتر از هر قدرتی ست” منشا این قدرت عشق است و مهر مادری که خداوند از رحمانیت خود برگرفت و در وجود مادران نهاد)). سپس خواستم همسران رهبر و قوای سه گانه کشور را مخاطب قرار دهم، باز دیدم جز همسر محترم مقام معظم رهبری، سایر آن بانوان محترم، تجربه¬ی چندانی از زندان عزیزان خود در دوران ستم شاهی ندارند. آنگاه نمی دانم چه شد که یاد شما افتادم، یک بانوی مبارز که دنائت ماموران و زندانبانان رژیم جور را به چشم دیده، درفش آنان را بر تنش چشیده و دوری از فرزندان خود را چند سالی تجربه کرده است. گمان کردم که شاید شما بهتر از هر کس دیگری، زبان نرگس را بفهمید و درد و رنجش را حس کنید، آنجا که دیگر نمی تواند (( از لحظه ی جدا شدنش و از اشک های روان بر گونه ی طفلانش)) چیزی بگوید.
    سر کار خانم دباغ
    یادتان هست آن شبی که پرویز خان و دیگر ساواکی ها شما را دستگیر کردند؟! یادتان هست که بچه‌ها دورتان جمع شده و گریه و زاری راه انداختند و داد می‌زدند «مامان ما را کجا می‌برید! مامان ما را نبرید!))؟! در آن شب وحشتناک برای فرزندان شما، لااقل همسرتان در کنار پاره های تنتان بود و شما هم لااقل اندکی دلخوش به حضور او بودید، ولی نرگس محمدی حتی این دلخوشی را هم ندارد، پدر علی و کیانا، دوقلوهای 5 ساله¬ی نرگس، در کنارشان نیست و این غم نرگس را دو چندان می کند.
    راستی بانوی انقلاب! فرزندان شما چه تصویری از آن نظامی که شما زندانی اش بودید، در ذهن ساخته بودند؟! گمان می برید علی و کیانا و کودکانی چون ایشان چه تصویری از نظام مورد علاقه¬ی ما در ذهن خود می سازند و ساخته اند؟! نرگس محمدی نوشته بود که علی تفنگ زردش را برداشته بود و خواهان همراهی با او بود! اگر ما با نرگس محمدی که جرم او و همسرش فعالیت سیاسی علیه نظام ماست، با زندان و تهدید و شکنجه مقابله کنیم، ترس آنست که فردا ((علی)) ها نه با فکر و اندیشه که با تفنگ سراغمان آیند!
    مادر رنجدیده سال های انقلاب
    می دانم که در شرایط امروز کاری از دست شما هم ساخته نیست ولی اگر نامه من در فضای مجازی دست شما رسید، نرگس محمدی این مادر بیمار دربند را فراموش نکنید. همچون سال¬های مبارزه، ترسی از آبرو نداشته باشید و پای در میدان بگذارید و برای انقلابمان کاری کنید، از کانال هایی که خود بهتر می شناسید، پیام هایی برای بزرگان و خواصی که امکان تاثیرگذاری آنها می رود بفرستید تا شاید فرجی بشود و بیش از این ما دلدادگان مکتب علی(ع) شرمنده نگاه طعنه آمیز مخالفان نشویم. با مراجع بزرگوار بخصوص آقای موسوی اردبیلی مکاتباتی داشته باشید تا شاید آنها کاری بکنند و آبرویی از تشیع بخرند.
    برای شما و همه مادران این سرزمین پاک آرزوی زندگی خوش در سایه عدالت، انصاف و معنویت آرزومندم.
    فرزند شما مهدی قلی زاده 91/4/12

  8. ناشناس گفت:

    واقعا يك زن و اين همه استقامت؟ _فقط از مرد بودن خودم احساس انزجار مي كنم .نه دين دارم،نه دنيا و نه سر سوزن آزادگي _حقيقت رو بايد اعتراف كرد

  9. manou گفت:

    افرادی که میگفتند در دوره شاه خفقان بود،زندان بود، اعدام بود،حالا خدا وکیلی، روی شاه و ساواک رو سفید نکردند؟ مرگ بر ارتجاع

  10. ناشناس گفت:

    این بنده خدا واقعا فگر می کند اقای خامنه ای خبر ندارد اگر این طور باشد پس زمانی که شاه می گفت من خبرندارم دیگران خودسرانه این کارهارا می کنند باید باور کنیم پس هم شاه هم خامنه ای خبردارند وداشتن چون ترس از دست رفتن حگومتشان است البته اگر به فریاد این زندانیان برسند وبه حرفهای انتقاد ی انها گوش کنند خیلی خیلی بهتر است تا ناخوداگاه از طرف دشمن قافل گیر شوند دوست خوب ان است که عیب تورا در جلویت بگوید نه مثل چابلوسان جلوی شما تعریف پشت سر شما به شما خیانت کند پس کسی که انتقاد می کند درست مثل اینه ای است هر عیبی که در شما است را به شما می گوید مگر شما عاقل نباشید اینه را بشکنید که در ان صورت ضرراخودتان می کنید اینه ساز اینه دیگری می سازد که خداوند برای بیداری واتمام حجت چنین اینه های را خلق می کند

  11. ناشناس گفت:

    من كه دق كردم از اين خبر خون دل خورم

  12. یک دوست گفت:

    با سلام حضور مادری رنجدیده و سرفراز سرزمین ایران
    به خداوندی خدا قسم که این چند روز را با یاد و تکرار دردنامه شما به محضر الهی سرکرده و لحظه ای از سختی ای که انسانهای خدانشناس ولی مدعی بر شما رواداشته اند بیرون نیامده ام. و امروز بی اختیار در موقع اذان مغرب در محضر الهی او را به محمدش، فاطمه اش، ائمه اطهارش که مظلومترین انسانها در زمان خود بوده اند قسم دادم که یا ذره ای از بزرگی و صلابت آنها را در وجود ما هم قراردهد که توان سنگینی این راه را داشته باشیم و یا اینکه روزنه ای را به روی مردم نجیب این سرزمین بگشاید تا امیدشان به ناامیدی نگراید. و امید واثق دارم که خداوند اجابت کننده است اگر چه در زمانی که ما انتظارش را نداشته باشیم. با یاری حق و در پناه او.

  13. ناشناس گفت:

    نرگس محمدی عزیز…رنج نامه تو دل هر مادری رو که کنار فرزندانش هست ، به در آورد….خدا میداند که وقتی من این رنج نامه را خواندم چقدر متاثرشدم…از قرآنی که هر 15 روز یکبار به لطف الهی ختم میکنم میخواهم که هر چه زودتر دست ظالمین را از این مملکت کوتاه کند…خداوند را قسم میدهم به آیه آیه قرآنش این زن را سلامت بدارد برای فرزندانش.. خدایا ترا قسم میدهم به این ماه های بزرگ و عزیز کمی سرت را بطرف ایران بچرخان و ما را از دست ظالم نجات بده و راه را برای از بین برن ظالم برای این ملت همــــــــــوار کن.

  14. سيد مصطفي گفت:

    من شرمسارم از خودم. از مردان كشورم واز مسلمانيم . علي شرمسار تواييم حسين شرمسار تواييم كه نام شما در دهانمان و كار يزيد ومعاويه سرمشقمان . به حكومت بد نگوييم به خامنه اي لعن نفرستيم كه ما از انان بدتريم كه آنها در اهداف دنيايي و شيطانيشان پا برجا واستوار ايستاده اند وما پشت به مردان وزنان دلير ايران فقط لعن ميرستيم و ناسزا ميگوييم چون پيرزنان عجوزه . اي خاك برسرما كه ياران شيطان به اهريمن وفادارترند تا ما به راه خداوند كه همان آزادي است . كساني كه از مرگ ميترسند سرنوشتشان بردگي و حقارت است .

  15. Allen گفت:

    ******************************
    شرمسارم از خودم…………شرمسارم از خودم……………..شرمسارم از خودم……………
    شرمسارم از خودم
    شرمسارم از خودم
    شرمسارم از خودم

    For Years I Thought I Defended the Rights of every Human
    But Now I see Who is the True Hero…. I am Sorry Sister
    I am Truly Ashamed of Calling myself a Human Being
    ………………………………………………..

  16. جاوید گفت:

    ناامیدم.بسیار ناامیدو هیچ وقت خودم را جلوی اینه اینطوری ندیده بودم.خودم را خواهم کشت