بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت سومین سالگرد تولد جنبش سبز
چکیده :باید یاد بگیریم که نقد به خود را برتابیم، و در عین حال نسبت به تلاش استبدادطلبان و دستگاه امنیتی- نظامی برای ایجاد تفرقه و اختلاف در میان همراهان جنبش سبز هوشیار بمانیم... این شهروندان آگاه و آزادهی ایران نیستند که در هر مسیری که نخبگان و رهبران سیاسی نشان دهند حرکت خواهند کرد، بلکه برعکس، رهبران و نخبگان هستند که باید مراقب باشند از حرکت حقطلبانهی مردم و خواستهای مشروع و انسانی آنان، دور نیفتند....
شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیه ای بمناسبت سومین سالگرد جنبش سبز، با اشاره به اینکه همبستگی و همدلی، رمز موفقیت جنبشهای مدنی است؛ تاکید کرد: باید یاد بگیریم که نقد به خود را برتابیم، و در عین حال نسبت به تلاش استبدادطلبان و دستگاه امنیتی- نظامی برای ایجاد تفرقه و اختلاف در میان همراهان جنبش سبز هوشیار بمانیم. شاید یادآوری مستمر یک نکتهی مهم به خودمان و دیگران مفید باشد که به جابجایی مرجعیتهای اجتماعی در زمان ما مربوط میشود: این شهروندان آگاه و آزادهی ایران نیستند که در هر مسیری که نخبگان و رهبران سیاسی نشان دهند حرکت خواهند کرد، بلکه برعکس، رهبران و نخبگان هستند که باید مراقب باشند از حرکت حقطلبانهی مردم و خواستهای مشروع و انسانی آنان، دور نیفتند.
نویسندگان این بیانیه با اشاره به ماهیت جنبش سبز آورده اند: «جنبش سبز» یک جنبش است و نه یک حزب. این بدان معناست که انتظار شکلگیری تشکیلات و سازماندهی هرمی که در اغلب احزاب بهکار گرفته میشود، برای ساماندهی تشکیلاتی جنبش نابجاست. جنبشها از سازماندهیهای متناسب با شرایط خود بهره میبرند. جنبش سعی در گسترش قاعده هرم و نزدیک ساختن آن به رأس دارد تا زمینه را برای حضور فعال همراهان و احترام به تکثر و تنوع هرچه بیشتر فراهم سازد.
شورای هماهنگی در ادامه این بیانیه با تاکید بر لزوم تشکیل هسته های خودبنیاد نوشته است: آنچه این هستهها را مانند دانههای تسبیح به یکدیگر متصل میکند و هویتی واحد میبخشد، اشتراکات حداقلی است که در منشور راه سبز امید (مورد تایید آقایان موسوی و کروبی) تبیین شده است. همین ظرفیت است که امکان فراگیری هرچه بیشتر جنبش و دربرگیری گستردهترین طیف تنوع و تعدد را برای آن فراهم ساخته است. در همین راستا، شورای هماهنگی راه سبز امید کوشیده در شانزده ماهی که از فعالیت آن میگذرد، بطور فزایندهای نمایندگان و رابطان گروهها و تشکلها و جریانهای بیشتری را به همکاری و همفکری و همگامی دعوت کند.
این شورا در ادامه افزوده است: «آگاهی، چشم اسفندیار خودکامگان است». تأثیر شگرف آگاهیبخشی را طی سه سال گذشته به عیان دیدهایم. مدتهاست حتی کسانی که گمان میکردند دولتمردان در راه خدمت به مردم گام برمیدارند فهمیدهاند که عرصه سیاستورزی مسئولان چنان به جنگ قدرت، فساد و دروغپردازی آلوده است که امیدی به سامان بخشی اوضاع اسفبار مملکت از آنان نمیتوان داشت. از همینرو، بار دیگر لزوم تشکیل و گسترش شبکههای اجتماعی در حوزههای مختلف فکری، هنری، اجتماعی، اقتصادی و مانند آن را بهمنظور آگاهیبخشی و همدلی و همفکری، مورد تاکید قرار میدهیم.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بهنام خداوند بخشنده مهربان
«خداوند به کسانی از قوم شما که ایمان آورده و اعمال نیک انجام دادهاند وعده کرده است که حکومت روی زمین را نصیب آنها خواهد فرمود، همچنان که پیشینیان آنها را عطا فرمود.» (آیه 55 سوره نور)
هموطنان عزیز، همراهان سرافراز
سه سال پیش در چنین روزهایی با حضور میلیونها شهروند، حرکتی عظیم آغاز شد که به تولد جنبش سبز انجامید. جنبش سبز مبتنی بود بر حرکتی مدنی و خواست عمومی برای تحول در شیوه اداره کشور با رأی به نامزدهای انتخاباتی تغییرخواه. اکثریت چشمگیری از مردم، سیاستهای ماجراجویانه، فریبکارانه و فاقد پشتوانه عقلانی دولت نهم را برای توسعه و پبشرفت کشور و رفع مشکلات روزافزون مردم مناسب نمیدیدند. شهروندان تغییرخواه ادامه دولت اقتدارگرا و ناکارآمد و بیکفایت احمدینژاد را موجب ورشکستگی اقتصاد، فروپاشی اجتماع، انزوای بیش از پیش بین المللی، عمیقتر شدن شکاف میان فقیر و غنی، افزایش تورم، بسط ید نهادهای نظامی و امنیتی و محدودیت بیشتر آزادیهای قانونی میدانستند. دلنگرانیهایی که گذشت زمان، واقعی بودن آن و بصیرت و دوراندیشی تحول خواهان و کوته اندیشی و بیبصیرتی اقتدارگرایان را به اثبات رساند. حاکمان شیفته و تشنهی قدرت اما با پافشاری بر درک غلط خود، تغییر را با منافع خود در تضاد دیدند؛ آنان صندوقهای رأی را از کارآیی خود تهی و به ابزار کودتای انتخاباتی تبدیل کردند. نتیجهی این خیانت در امانت، اعلام آمار و اعداد خودساخته و نادقیق بهعنوان نتیجه انتخابات، بهجای رأی واقعی مردم بود. مقاومت نامزدهای غیرحکومتی و خشم مردمی که میدیدند رأیشان چگونه به سرقت رفته و شعورشان چگونه مورد تمسخر گردانندگان انتخابات قرار گرفته، میلیونها معترض را در نقاط مختلف کشور به خیابانها کشاند. اقتدارگرایان اما بهجای تصحیح روش نادرست خود، با تحقیر مخالفان، انتصاب آنها به قدرتهای بیگانه، دستگیری و سرکوب خشونتبار شهروندان معترض، و بازداشت گستردهی فعالان سیاسی و مطبوعاتی، به حراست از کودتای انتخاباتی خود پرداختند. حاکمیت اقتدارگرا و سرکوبگر، کنش مدنی و اعتراض و پرسش مردم را انقلاب مخملی و فتنه نامید تا کودتای انتخاباتی و فتنهی خود را با تبلیغات و تحریف حقیقت، از چشمها مخفی کند. دوستان و یاران دیروز به بیبصیرتی متهم شدند تا بی بصیرتی حاکمان پنهان شود. نظر رئیس دولت برآمده از کودتا از همه به خود نزدیکتر اعلام شد تا تأیید و حمایتی که تا آن روز فاش نمیشد، آشکار گردد. دست نیروهای سرکوبگر و خشونت پیشه و ارعابگر در تعرض به جان و مال و ناموس معترضان باز گذاشته شد تا بیپروای قانون و انسانیت و دین، مشت آهنین علیه شهروندان بهکار افتد. اما چه سود که پردهها یک به یک فرو افتاد و امواج بیداری و آگاهی، هر گوشه و کنار این سرزمین را درنوردید. سه سال پس از کودتا، و بهدنبال آشکار شدن ناکارآمدی، فجایع و فضایح دستگاه اداره کنندهی کشور، حقانیت مواضع جنبش سبز بیش از پیش پرفروغ میدرخشد.
با نزدیک شدن به سومین سالروز میلاد این جنبش مدنی و خشونتپرهیز، فرصت را برای بازخوانی چند نکته، مغتنم میشماریم:
1. پیدایش جنبش سبز، تبلور خواست مردم ایران برای تغییر روندهایی است که کشور را از فرایندهای تصمیمگیری عقلانی و مبتنی بر منافع بلندمدت ملی، دور میسازد. کارنامهی سه ساله دولت کودتا حاکی از گسترش بی سابقه فقر، فساد و تبعیض است که حاصل نقض بدیهیترین حقوق شهروندی، گرانی و تورم و بیکاری، بر باد دادن سرمایه و ثروت ملی، جنگ قدرت و دغدغهی حفظ خود و حذف رقیب بهجای حل مشکلات کشور است. رهبران جنبش سبز بارها و بارها نسبت به درافتادن کشور به چنین وضعی هشدار داده بودند؛ ازجمله، مهندس میرحسین موسوی تاکید میکند: «از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط بهسر میبرد و اکثریتی از جامعه، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد.» (بیانیه شماره 9)
2. جنبش سبز، اهداف و آرمانهای خود را در امتداد مطالبات یکصدسالهی اخیر مردم ایران زمین بازمیشناسد. استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت، حاکمیت ملی و حکومت قانون، از زمان شکلگیری نهضت مشروطه خواهی، تا نهضت ملی شدن نفت، از قیام پانزده خرداد تا انقلاب اسلامی، و از حماسه دوم خرداد تا خیزش عمومی 22 خرداد و تداوم آن در جنبش سبز، خواستههای ملی بوده و هست؛ مطالباتی که تقلیل و تعطیل پذیر نیستند. ایرانیان میدانند که بهروزی آنان در گرو تحقق این چشماندازهاست. مردم آگاه و آزادهی ایران نیک میدانند که بدون آزادی، عدالت دست نیافتنی است؛ بدون عدالت نمیتوان پیشرفت کرد؛ بدون پیشرفت نمیتوان به استقلال رسید؛ بدون حاکمیت قانون، هرجومرج و خودکامگی چیره خواهد شد؛ و بدون رعایت لوازم حاکمیت ملی، اقتدارگرایان ارادهی خود را با سلاح و سرکوب و تهدید و دروغ، بر اکثریت تحمیل خواهند کرد. مردم اخلاقگرای ایران به نیکی میدانند که هیچیک از پیامبران الهی مردم را به پذیرش خودکامگی و ظلم و فقر و بردگی فرانخواندهاند. مردم آگاه ایران میدانند که در زمانهای که زندگی بهتر در گرو تحقق این آرمانهاست، ناچارند از میان تسلیم شدن در برابر انحطاط و سقوط کشور و تلاش برای تغییر و اصلاح امور یکی را انتخاب کنند؛ و حرکت سه سالهی اخیر آنان نشان داد که با وجود همهی تهدیدها و سختیها دومی (تغییر وضع نامطلوب کنونی) را انتخاب کردهاند.
3. «جنبش سبز» یک جنبش است و نه یک حزب. این بدان معناست که انتظار شکلگیری تشکیلات و سازماندهی هرمی که در اغلب احزاب بهکار گرفته میشود، برای ساماندهی تشکیلاتی جنبش نابجاست. جنبشها از سازماندهیهای متناسب با شرایط خود بهره میبرند. جنبش سعی در گسترش قاعده هرم و نزدیک ساختن آن به رأس دارد تا زمینه را برای حضور فعال همراهان و احترام به تکثر و تنوع هرچه بیشتر فراهم سازد. از همین روست که کمک به گسترش هستههای خودبنیاد همواره در دستور کار شورای هماهنگی راه سبز امید بوده است. آنچه این هستهها را مانند دانههای تسبیح به یکدیگر متصل میکند و هویتی واحد میبخشد، اشتراکات حداقلی است که در منشور راه سبز امید (مورد تایید آقایان موسوی و کروبی) تبیین شده است. همین ظرفیت است که امکان فراگیری هرچه بیشتر جنبش و دربرگیری گستردهترین طیف تنوع و تعدد را برای آن فراهم ساخته است. در همین راستا، شورای هماهنگی راه سبز امید کوشیده در شانزده ماهی که از فعالیت آن میگذرد، بطور فزایندهای نمایندگان و رابطان گروهها و تشکلها و جریانهای بیشتری را به همکاری و همفکری و همگامی دعوت کند.
4. جنبشهای اجتماعی، شیوههای گوناگونی را برای پیشبرد اهداف خود بهکار گرقته می گیرند. اینگونه، گاه مانند 25 خرداد به نشانهی اعتراض به کودتای انتخاباتی به خیابان میآییم، و گاه مانند 12 اسفند به نشانهی مهندسی انتخابات مجلس و بی شأن و منزلت شدن آرای مردم در خانه میمانیم. گاه با نمادهای سبزمان حضور و بروزمان را به یکدیگر یادآوری میکنیم، و گاه در اعتراض به سیطرهی روزافزون ارگانهای نظامی-امنیتی، مصرف کالاها و خدمات آنها را تحریم میکنیم. گاه حلقههای کتابخوانی تشکیل میدهیم، و گاه با کمک به توزیع نسخههای تک برگی روزنامههای اینترنتی سبز به بسط آگاهی میپردازیم. راه سبز امید، شیوه زندگی است و نفس در راه بودن، پیروزی است.
5. از همان روزهای نخست پیدایش، جنبش سبز بر مسالمتآمیز بودن مبارزهی خود تأکید داشته و دارد. با وجود اذعان به وجود نواقص و معضلات در قانون اساسی، به تلاش برای بالفعل کردن ظرفیتهای مردمسالارانهی آن معتقدیم. همین اعتقاد است که همراهان جنبش سبز را از دو جریان متمایز میکند؛ نخست، کسانی که هنوز در اندیشهی بازگرداندن قدرت موروثی مادامالعمر غیرپاسخگو هستند، و گروه دیگر، آنانی که به اعمال خشونت تکیه میکنند و استفاده از هر وسیلهای را برای رسیدن به اهدافشان مجاز میدانند. به تجربهی سرگذشت بشریت و تاریخ دور و نزدیک میهنمان دریافتهایم که خشونت، خشونت میآورد و بستر تحول تدریجی دارای دستاوردهای ماندگار را از میان میبرد. افزون بر این، خشونت، ابزار دست اقتدارگرایی، خودکامگی و زورمداری است، و اینها همان چیزهایی است که بهدنبال محو آنها از زندگی اجتماعی ایرانیان هستیم. برای دستیابی به اهدافمان، تنها از شیوهها و روشها و ابزاری که با آرمانهای اخلاق مدارانهی جنبش سبز سازگار باشد استفاده میکنیم. با صندوق رأی قهر نمیکنیم، اما چنانکه در منشور جنبش نیز آمده، تا بازگرداندن هویت و کارآیی آن، و تا تحقق شرایط انتخابات آزاد و سالم و منصفانه و تعیین سرنوشت مردم به دست مردم، از تن در دادن به انتخابات نمایشی و فرمایشی و غیرآزاد سرباز میزنیم. درهای آشتی و گفتوگو را نمیبندیم، اما آن را نه بهعنوان ابزاری برای تعامل غیرشفاف و تنزل از خواستههای مشروع و حقوق قانونی شهروندان، که بهعنوان بستری برای تحقق مطالبات مردم شریف ایران ارزیابی میکنیم. برای آیندهی ایران، روزگاری عاری از انحصارطلبی و انتقامجویی در عرصه قدرت و بازگرداندن اقتدار بهدست مردم آرزومندیم، و نیک میدانیم که صبر و امید و استقامت و پیگیری و تلاش مستمر، بزرگترین تضمین برای دستیابی به چنین فردایی است.
6. همبستگی و همدلی، رمز موفقیت جنبشهای مدنی است. باید یاد بگیریم که نقد به خود را برتابیم، و در عین حال نسبت به تلاش استبدادطلبان و دستگاه امنیتی- نظامی برای ایجاد تفرقه و اختلاف در میان همراهان جنبش سبز هوشیار بمانیم. شاید یادآوری مستمر یک نکتهی مهم به خودمان و دیگران مفید باشد که به جابجایی مرجعیتهای اجتماعی در زمان ما مربوط میشود: این شهروندان آگاه و آزادهی ایران نیستند که در هر مسیری که نخبگان و رهبران سیاسی نشان دهند حرکت خواهند کرد، بلکه برعکس، رهبران و نخبگان هستند که باید مراقب باشند از حرکت حقطلبانهی مردم و خواستهای مشروع و انسانی آنان، دور نیفتند.
7. جنبش سبز، جنبشی اخلاقمدار است که به تعهد خود به موازین اخلاقی و بازگشت جامعه و حکومت به ارزشهای اخلاقی نه بهعنوان تاکتیک، که بهمثابهی استراتژی پایدار معتقد است. بسط عقلانیت جمعی اخلاقمدار در سراسر جامعه، راه را بر گسترش خرافه و دروغ و تقلب و خشونت خواهد بست. هر همراه جنبش سبز باید الگویی درخشان از پایبندی به موازین اخلاقی باشد. جنبش سبز، جنبش «دروغ ممنوع» است و همهی مصیبتهایی را که جامعهی ما امروزه بدان مبتلاست، ناشی از آلودگی به این ضدارزش خانمان برانداز (دروغ و تحریف حقیقت) میداند.
8. «آگاهی، چشم اسفندیار خودکامگان است». تأثیر شگرف آگاهیبخشی را طی سه سال گذشته به عیان دیدهایم. مدتهاست حتی کسانی که گمان میکردند دولتمردان در راه خدمت به مردم گام برمیدارند فهمیدهاند که عرصه سیاستورزی مسئولان چنان به جنگ قدرت، فساد و دروغپردازی آلوده است که امیدی به سامان بخشی اوضاع اسفبار مملکت از آنان نمیتوان داشت. از همینرو، بار دیگر لزوم تشکیل و گسترش شبکههای اجتماعی در حوزههای مختلف فکری، هنری، اجتماعی، اقتصادی و مانند آن را بهمنظور آگاهیبخشی و همدلی و همفکری، مورد تاکید قرار میدهیم.
9. شهدای عزیز جنبش سبز، پیشقراولان راه سبز امید بوده و خواهند بود؛ و زندانیان غیور جنبش که با پایمردی در راهی که آگاهانه انتخاب کردهاند، زندانهای استبداد را به سرچشمهی جوشان حرکت و سمبل صبر و مقاومت تبدیل کردهاند، هیچگاه از یاد مردم آزادهی ایران نرفته و نخواهند رفت. شورای هماهنگی راه سبز امید به نمایندگی از همراهان جنبش سبز، مراتب احترام و قدردانی خود نسبت به آنان و خانوادههای گرامی ایشان تقدیم مینماید.
10. بخش عظیمی از ایرانیان در نتیجهی سیاستهای نادرست و نسنجیدهی گردانندگان حکومت، روزهای سخت و تلخی را سپری میکنند. گرانی، کمر بیشتر شهروندان را خم کرده و موج بیکاری روزافزون، شالوده خانوادههای نابرخوردار را تهدید میکند. سفرههایی که قرار بود با وعدهی فریبکارانهی آوردن نفت بر سر آن رنگینتر گردد، روز به روز تهیتر میشود. نابسامانی در بخش درمان و سلامت، افزایش آلودگیهای زیست محیطی، تنزل کیفیت مواد غذایی و مانند آن، زندگی روزمرهی شهروندان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان را مشقتبار نموده است. بودجههای سرگردان کشور بهجای آن که صرف بهبود وضع مردم ایران شود، در داخل و خارج از کشور برای طرحهایی هزینه میشود که بیش از آن که سودی برای بهروزی ایران و ایرانیان داشته باشد، به استحکام پایههای لرزان قدرت اقتدارگرایان نظر دارد. این حق مردم ماست که نسبت به این وضعیت بحرانی نگران باشند و صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند. از همینرو از اقشار مختلف مردم در نقاط گوناگون کشور دعوت میکنیم در اعتراض به دشواریهای روزافزونی که دولتمردان اقتدارگرا و ناکارآمد بر سر راه زندگی آزاد و توأم با کرامت ایرانیان پدید آوردهاند، بین ساعت 7 تا 9 شامگاه پنجشنبه بیست و پنجم خرداد در اماکن عمومی و بهویژه پارکهای اصلی شهرها تجمع اعتراضی سکوت برگزار کنند؛ باشد که حاکمان اقتدارگرا و بیکفایت به خود آیند.
شورای هماهنگی راه سبز امید














حتما با خانواده شرکت میکنم. لطفا قرار 25 بهمن رو در صفحه اول قرار بدید.
باید از شورا تشکر کرد که انفعال موجود را تا حدودی بر طرف میکند اما باید توجه کرد:
1- فراخوان باید حداقل یک بازه زمانی یک هفته ای را پوشش دهد تا جلب توجه مردم را بنماید
2- کثرت حضور مردم در یک مکان مشخص مهم نیست صرف حضور انبوه نیروهای انتظامی و امنیتی نشانه پیروزی است
3- مسیر باید ثابت و مشخص باشد در تهران دومسیر اصلی شمال جنوب و شرق به غرب تجریش تا راه آهن و آزادی تا امام حسین ایده آل است
4- ساعت شروع تعیین شود ولی ساعت پایان خیر
5-باید بصورت دوره ای تکرار شود در هر ماه حد اقل یک بازه یک هفته ای نگران کثرت حضور مردم نباشید صرف حضور دائم نیروهای سرکوبگر در خیابانها نشانه پیروزی است
من به همراه خانواده ام روز 25 خرداد برار تجدید پیمان با موسوی و کروبی در پارک لاله خواهیم بود
خيلي شرايط پيچيده شده.
خوبه خوبه , سکوت کنید
پارک لاله و خیابان های اطراف آن بهترین محل برای تجمع روز 25رخرداد است ، با تشکر از دوستانی که این پیشنهاد رو دادند
parke lale behtarin ja baraye hozoor ast hame ba ham 25 khordad park lale
درود بر موسوی دورو بر کروبی /تا خون در رگ ماست موسوی رهبر ماست
قسم به خون شهدای ایران بخصوص جنبش مدنی سبز ایران
قسم بخون همت و باکری – قسم به خون ندا – قسم به خون زندانیان سیاسی که در دهه 60 در زندان قریبانه تیرباران شدند – قسم به خون سهراب
قسم به خون تمامی جوانان ایران که آن را به بهای توسعه سیاسی و اجتماعی ایران پرداخت کردند
ماهستیم
ما می آییم
ما تا آخر هستیم
دوستان آدرس محل بخصوصی را ندهید
بگذارید مردم در سطح پارک های شهر پخش شوند
تمرکز مساوی سرکوب شدید
ما هستیم
امکان سرکوب شدید به نظرم در پارک لاله وجود ندارد کما اینکه جمعیت پخش شده در سطح پارک ای شهر به نظر من نمود چندانی نخواهد داشت و به دلیل سردرگمی حتی مانع از حضور فعال مردم خواهد شد موقعیت استراتژیک پارک لاله و خیابان های اطراف به ترتیبیست که امنیت بیشتری را در مواقع حساس ایجاد خواهد کرد در حالی که در پارک ساعی بطور مثال به این صورت نیست /حضور در اماکن عمومی بدون مشخص کردن جای مشخص در پیش از عید نا موفق بوده در حالی که میتوان روش دیگری را هم امتحان نمود
به دلیل شلوغ بودن پارک لاله در روزهای پنج شنبه و حضور اقشار مختلف مردم و قرار گرفتن بین چهار خیابان اصلی و مهم شهر و نیز نزدیکی به میدان ولیعصر و میدان انقلاب بهترین محل تجمع خواهد بود اتفاقن تجمع و تمرکز جمعیت مانع از سرکوب شدید خواهد شد /تمرکز زدایی از جمعیت را کار اشتباهی است
خیابان کارگر /خیابان حجاب /بلوار کشاورز /خیابان فاطمی /حضور در این خیابان ها و حرکت به سمت پارک لاله
25 خداد اتفاقی دیگر رقم خواهیم زد /خرداد دلتنگ حوادث است
باید مسیر حتمن مشخص شود،به نظرم ایده پارک لاله ایده خوبیست میتوان در صورت حضور شدید نیروهای امنیتی در اطراف پارک مسیر جایگزینی مانند پارک ساعی را اعلام کرد ،در هر صورت باید حتمن مسر و محل تجمع مشخص ود و گر نه اثر گذار نخواهد بود و باعث بلاتکلیفی خواهد شد
اهنگ جدید ایلمان به مناسبت سالگرد انتخابات سال ۸۸ در حمایت از راه سبز امید و مرد اول کشور میر حسین موسوی هر ایرانی یک رسانه
http://www.youtube.com/watch?v=IXDUrirStLM&feature=youtu.be
بسیارزیبابود
مجددا
بعضی ها چنان از گاندی و مبارزه به شیوۀ گاندی حرف می زنند که انگار تا به امروز در ایران چنین مبارزه ای جریان داشته و یا درحال شکل گیری است. ایکاش مدعیان با همان شیوه ها و راهکارها و با نافرمانی مدنی میدان مبارزه را پر و لبریز از مبارزان مدنی نگاه می داشتند و در مقابل استبداد مذهبی مقاومت می کردند. اما دریغ! تا به ریشه و اصل نظام می رسند، تا با مقوله هایی نظیر جدایی دین از سیاست و اصل ولایت فقیه و …. مواجه می شوند، لکنت زبان می گیرند.
هیچ مبارزۀ ای در ایران کارار و ثمربخش نخواهد بود مگر آنکه خواهان دگرگونی بنیادین ساختار قدرت و حکومت باشد. حرکت در چهارچوبهای نظام و قانون اساسی حرکت به سوی ناکجاآباد است. ایکاش راههای کم هزینه تر و پربازده تری برای مبارزه با حکومت ولایی وجود داشت. این حکومت جز به زبان زور به هیچ زبانی تکلم نمی کند، جز به زبان زور هم نباید با او تکلم کرد.آیاخمینی درپاریس نشسته بود ومیگفت سکوت کنید اومیگفت:اعتصاب کنید کارگران باید اعتصاب کنند سربازهاازسربازخانه هافرارکنند ووووو..
نه اینکه میرحسین مادرزندان رژیم هست وماهنوزنسخه ی آزمون شده رادوباره امتحان میکنیم
امیدوارم خدای مهربان خودش کمک کند
به همه همکاران و دوستان خودم اطلاع دادم، و قرار است گروهی برویم.
ما بی شماریم و صبرمان هم زیاد است.
با سلام
در میان نظرات عده ای قلیل که متشکل نیروهای خارج نشینند ودرک درستی از جامعه ی ایران ندارند خوا ستار تغیر نظام و جدایی دین از سیاست اند
حال سخن من با این افراد این است که جامعه ایرانی اخلاق مدار و مذهبی است و جنبش سیز که برخاسته از دل مردم است همین نظرات را دارد مگر اسلام چه ضررری به شما زده که چنین میگویید پس اگر به شما چنین نظراتی ندارید میتوانید در همان گرهک های سابق خود بمانید شمارا چه به جنبش سبز (دز مجموع جنبش سبز حامی و مدافع اصلی نظام جمهوری اسلامی و دین است)
سخن دوم با اعضای شورای هماهنگی است که به سخنان عده قلیل توجه نکرده و راه میر حسین موسوی و کروبی ادامه داهد
من کاملاً بر این نکته واقفم که خواستهٔ مشروع و برحق شما هیچ ارتباطی با فعالیت گروههایی که معتقد به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیستند، ندارد. بر شماست که صفوف خود را از آنان جدا کرده و اجازه سوء استفاده از موقعیت کنونی را به آنان ندهید.»
پیام رسمی میر حسین موسوی به ایرانیان خارج از کشور، ۳ تیر ۱۳۸۸.[۲۶]
حضور 7 تا 9 بعد از ظهر 25 خرداد را چگونه سازمان خواهیم داد؟ سرمست از شادی باهم بودن
“مطلقاً مسالمت آمیز”، “بی دریغ عاشقانه” و “بینهایت مفید و موثر”
در ادبیات مدیریت گزاره ای داریم به این ایجاز:
اگر خودتان برای خودتان برنامه نداشته باشید، دیگران همیشه آمادگی دارند برای شما برنامه بریزند!
برنامه حضور 25 خرداد بر اساس فراخوان “شورای هماهنگی جنبش سبز امید” حضور در مراکز اصلی شهر ها بویژه پارک های زیبا و سبز و شاد در این بهار طبیعت است و حاشیه بیشتری بر آن آورده نشده است.
جوانان وفعالین جنبش سبز که با کارت شناسائی “هر شهروند یک رسانه میرحسین موسوی” شناخته می شوند، پیغام های این حضور را به اطلاع همهء شهروندان، در دورانی که رسانه های رسمی و غیر رسمی در مصادره هستند و شهروندان ممکن است از این “فراخوان” مطلع نشوند، خواهند رساند.
این حضور برابر با اعلام فراخوان نیازی به طرح شعار و تجمعات متمرکز شده در مراکز گزدهمائی ندارد، علت اصلی این درخواست آن است که:
مطالبات معترضین به انتخابات 88 و میلیون ها ایرانی خواهان خاتمه مصادره “جمهور مردم” حتی به گوش رئیس جمهور های بزرگترین و کوچکترین کشور های دنیا رسیده است. چگونه ممکن است به گوش مخاطبین آن در ایران نرسیده باشد. وقتی طرف مقابل برای نشنیدن پیام “پول” می گیرد. اساساً نیازی به فریاد پیام حضور وجود ندارد!
نکته جالبی در مقابله با اجتماعت مسالمت آمیز شهروندان ایرانی از طرف جناح حاکم مطرح می شود که گویا معترضین خواهان براندازی هستند، این ادعا فعلاً از طرف هیچ کس خریدار ندارد و صد البته شهروندان ایرانی و “مطالبات بر حق مردم” نیاز ندارند اثبات کنند که “برانداز” نیستند، بلکه این جناح حاکم و کودتا کرده است که باید اعتراف کند هر آنچه داشته برای سرکوب “حداقل مطالبات مردم” خرج کرده و قادر به خدشه به “منش مسالمت جویانه” آن نبوده است.
این قلم برآن است که با اشاره به منشوری که در ذیل از منش میرحسین موسوی تفسیر دارد، به نکته ای اساسی در خصوص حضور 25 خرداد ما، شهروندان، اشاره داشته باشد:
هیچ اشکالی ندارد که جناح حاکم حضور میلیونی شهروندان در پارک ها و مراکز اصلی شهر ها را که با شادی و نشاط برگزار خواهیم کرد، «خرید عید» ، «عروسی» و یا «هر چیز شاد دیگری » نامگذاری نماید، ولی «حق ندارد با بسیج عوامل حقوق بگیرش و ایجاد آشوب و بلوا بخواهد اجتماع مسالمت آمیز شهروندان را مصادره نماید! در این خصوص از دوستان جوان “هر شهر وند یک رسانه” انتظار اطلاع رسانی داریم.
… بقیه دارد
محل راه پیمایی سکوت را مشخص کنید ،سومین سالگرد تولو جنبش سبز ظرفیت بسیار بالایی جهت حضور فعال مردم را دارد ،از این موقعیت بهترین استفاده را باید کرد ،بیانیه بسیار خوبی بود ،به نظر من عدم مشخص کردن محل و مسیر تجمع سکوت موجب پراکندگی و سردرگمی و کاهش انگیزه جهت حضور میگردد/
به امید رفع حصر رهبران جنش و آزادی تمام زندانیان سیاسی /همه با هم در روز بیست و پنج خرداد حضور پیدا خواهیم کرد
دروذ بر موسوی
25 خرداد یک روز نیست ، 25 خرداد یک راه است
با ایده پارک لاله و خیابان های اطراف آن بسیار موافقم /با توجه به اندک زمان باقی مانده بهتر است شورای هماهنگی ایده های مختلف را جمع بندی نموده و یک جای مشخص را برای روز 25 خردا اعلام نماید سالگد بیست و دوم و بیست و پنجم خرداد با روزهای دیگر تفوت بسیاری دارد ،باید این روز به یک جشن بزرگ تبدیل شود ،موسوی ، کروبی ،رهنورد و زندانیان سیاسی را تنها نخواهیم گذاشت /بیادشان خواهیم بود و برای آزادیشان تمام سعی خود را خواهیم نمود
میر حسین تنهایت نمیگذاریم
++++ شب قبلش الله اکبر. نترسید
در پاسخ به محمد:
بنده و شما نماينده و تصميم گيرنده و سخنگوي نظرات ديگران نيستيم اعتقاد به جدايي دين از سياست به معناي نفي دين نيست كه اگر هم باشد قابل احترام است. نظر كليت جنبش هم در باره گروه هاي خارج “تا حدودي” قابل سنجش هست ولي قابل “استناد” نيست. بگذاريد آن شود كه در نهايت اكثيت مردم ميپسندند.
بايد تحمل تفاوت در نظرها رو تمرين كنيم واگر نه دور تكرار ميشود. (مي آييم)
ما هم در تبریز در حمایت از موسوی 25 خرداد میایم شهنا
دروذ بر موسوی vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv
پارک لاله ما هم میایم از شهر ری
من هم میام پارک شهرداری ساری
الله اكبر
ازامشب تا 30 خرداد
هر شب
ساعت 22
آقاي محمد،
اجازه هست كه بنده كه معتقد به نظام جمهوري اسلامي نيستم، خودم را جز جنبش سبز بدانم؟ يا مسيرم را جدا كنم؟
هدف من براي شركت در چنين تجمعات اعتراضي،
در درجه اول صرفا تلاش براي تحقق دموكراسي به معناي واقعي كلمه در ايران است.
با جمهوري اسلامي هم مطلقا مخالف ام، ن
ظري راجع به اسلام ندارم (به مسلمانان احترام ميگذارم)،
تغييرات بنيادين قانون اساسي را نيز لازم ميدانم،
اعتقاد به ولايت فقيه هم ندارم.
مردم را محق ميدانم كه خودشان نظام حاكم به كشورشان را،تغيير دهند.
به تمام كساني كه نظر متفاوتي با من دارند هم احترام ميگذارم، اما اين را ميدانم كه دموكراسي براي همه ماست.
با تمام دوستان پنج شنبه، 19 الي 21،نزديك ترين پارك.
از كلمه خواهش ميكنم لينك اين فراخوان را با متن صريح در صفحه اصلي قرار دهد. يا ژوستري در اين باره روي صفحه اصلي قرار دهد.
میر حسین تنهات نمیذاريم. روز و شب به فکر ایم به خدا.
جمعي از جوانان ساكن تهران.
اگر تمام گروه ها و اقشار مختلف بر پارک لاله توافق کنند و اعلام سمی شو به نظرم روز با شکوهی را خوایم داشت در پارک لاله، من از جنوب شرق تهران با تعدای از دوستانم می آیم و یاد شهدا و اسرای جنبش سبز را گرامی میداریم
این روش دعوت به تجمع اشتباه است بیشتر مردم را نا امید و سرگردان میکنند،محل مشخصی را اعلام کنند در آن صورت مشخص میشود مردم آمده ان یا خیر بر مبنای آن گام ا و راه های بعدی مشخص گردد .
صفحه بیست و پنج بهمن در فیس بوک متاسفانه به دنبال تفرقه افکنی است ، فاق از انتقاد ها به شورا چه درست و چه غلط همه با هم در سالگرد جنبش سبز متحد میشویم و اتفاقی دیگر رقم خواهیم زد /vvvvvvvvvvvپارک هاله(لاله) ما می آییمvvvvvvvvvvvvv
الله اکبر از امشب بر پشت بام ها
خیابان فاطمی،بلوار کشاورز،خیابان کارگز،خیابان حجاب و در مرکز همه اینها پارک لاله بهترین مسیر و محل برای اجتماع مردم سبز میباشد-درود بر موسوی سلام بر کروبی
چقدر زیباست که دوستان به یاد هاله سحابی نام پارک هاله را انتخاب کرده اند.
همه با هم پارک لاله(هاله)………………..
می آییم. چون آگاهیم. چون هر کدام از ما یک رهبریم.
یار دبستانی من در روز 25 خرداد با من و همراه من باش
هیچ وقت خاطره 25 خرداد 88 از ذهنم پاک نمیشود ، دوباره باید دستبند های سبزمان را ببندیم ،دوباره سبز میشویم ، موسوی تسلیم نشد ما هم نباید تسلیم شویم ، تسلیم نا امیدی را بسیار طولانی را پیش رو داریم پس بیایید با هم قدم برداریم با هم قدم های سبزمان را برداریم //////////من هم روز 25 خرداد در پارک لاله حضور خواهم داشت///////////
استفاده از لغت “سکوت” در فرآخوان سبز یک غلط قابل اصلاح است و لیکن تاکتیک امروز “حضور با روی گشاده است” و سکوت یعنی اینکه “کسانی که برای نشنیدن خواست مردم “پول” می گیرند” با ایجاد آشوب و درگیری حق مصادره “حضور” سبز را به نفع “منکران حضور” ندارند!( این یک تاکتیک هوشمندانه است.قدردانش باشیم.)
تجریش بهترین محل ممکنه..
هم از نظر وضعیتــ خیابون هم از جهتــ شلوغی پنجشنبه.. لطفا شورا مسیر تعیین کنه..
این چه طرز بیانیستــ؟!!! شهر به این بزرگی این همه مکانِ عمومی داره. یه بیانیه بدید مسیرهای شهرهای مختلف رو اعلام کنید
به نظر من فقط اعلام کردن از طریق سایت کارساز نیست باید کارگروه ویژه ای تشکیل شود و در شهر ها و روستا ها بیانیه و پوستر و اعلامیه و بنر هایی طراحی و بصورت گسترده پخش شود.
این را به این دلیل گفتم که بسیاری به این سایت ها دسترسی ندارند و این سایت ها فیلترند و اینکه خیلی ها اصلا کاربر اینترنت نیستند و بلاخره اینکه با اعلام پوستر و بنر و اعلامیه همه گرو هها و اقشار مختلف شرکت میکنند و مردمی تر بنظر میرسد چون بغیر از این فقط کسانی که توانایی استفاده از اینترنت را دارند و تازه فیلتر شکن هم دارند متوجه میشوند.
متشکرم زنده باد میر حسین موسوی و مهدی کروبی و مردم آزادی خواه ایران
یعنی میشه ما بدون خونریزی تهرانو سبز کنیم !ا جطور اینهمه زبیایی رو میشه از مردم د ر یغ کرد و دم از ولی امر مسلیمن زد !! چطور میشه از مرم گفته بشه اما نشه اونارو دید ! چرا دیکتاتور ها از مردم وحشت دارند ؟ چرا ولی امر مسلمین فقط خوی قدرت و تا من هستم نمی زارم رو به رخ میکشند . ما کافر ما بی دین !! آیت اله دستغیب ، صانعی ……که مسلمانند