بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت سومین سالگرد تولد جنبش سبز
چکیده :باید یاد بگیریم که نقد به خود را برتابیم، و در عین حال نسبت به تلاش استبدادطلبان و دستگاه امنیتی- نظامی برای ایجاد تفرقه و اختلاف در میان همراهان جنبش سبز هوشیار بمانیم... این شهروندان آگاه و آزادهی ایران نیستند که در هر مسیری که نخبگان و رهبران سیاسی نشان دهند حرکت خواهند کرد، بلکه برعکس، رهبران و نخبگان هستند که باید مراقب باشند از حرکت حقطلبانهی مردم و خواستهای مشروع و انسانی آنان، دور نیفتند....
شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیه ای بمناسبت سومین سالگرد جنبش سبز، با اشاره به اینکه همبستگی و همدلی، رمز موفقیت جنبشهای مدنی است؛ تاکید کرد: باید یاد بگیریم که نقد به خود را برتابیم، و در عین حال نسبت به تلاش استبدادطلبان و دستگاه امنیتی- نظامی برای ایجاد تفرقه و اختلاف در میان همراهان جنبش سبز هوشیار بمانیم. شاید یادآوری مستمر یک نکتهی مهم به خودمان و دیگران مفید باشد که به جابجایی مرجعیتهای اجتماعی در زمان ما مربوط میشود: این شهروندان آگاه و آزادهی ایران نیستند که در هر مسیری که نخبگان و رهبران سیاسی نشان دهند حرکت خواهند کرد، بلکه برعکس، رهبران و نخبگان هستند که باید مراقب باشند از حرکت حقطلبانهی مردم و خواستهای مشروع و انسانی آنان، دور نیفتند.
نویسندگان این بیانیه با اشاره به ماهیت جنبش سبز آورده اند: «جنبش سبز» یک جنبش است و نه یک حزب. این بدان معناست که انتظار شکلگیری تشکیلات و سازماندهی هرمی که در اغلب احزاب بهکار گرفته میشود، برای ساماندهی تشکیلاتی جنبش نابجاست. جنبشها از سازماندهیهای متناسب با شرایط خود بهره میبرند. جنبش سعی در گسترش قاعده هرم و نزدیک ساختن آن به رأس دارد تا زمینه را برای حضور فعال همراهان و احترام به تکثر و تنوع هرچه بیشتر فراهم سازد.
شورای هماهنگی در ادامه این بیانیه با تاکید بر لزوم تشکیل هسته های خودبنیاد نوشته است: آنچه این هستهها را مانند دانههای تسبیح به یکدیگر متصل میکند و هویتی واحد میبخشد، اشتراکات حداقلی است که در منشور راه سبز امید (مورد تایید آقایان موسوی و کروبی) تبیین شده است. همین ظرفیت است که امکان فراگیری هرچه بیشتر جنبش و دربرگیری گستردهترین طیف تنوع و تعدد را برای آن فراهم ساخته است. در همین راستا، شورای هماهنگی راه سبز امید کوشیده در شانزده ماهی که از فعالیت آن میگذرد، بطور فزایندهای نمایندگان و رابطان گروهها و تشکلها و جریانهای بیشتری را به همکاری و همفکری و همگامی دعوت کند.
این شورا در ادامه افزوده است: «آگاهی، چشم اسفندیار خودکامگان است». تأثیر شگرف آگاهیبخشی را طی سه سال گذشته به عیان دیدهایم. مدتهاست حتی کسانی که گمان میکردند دولتمردان در راه خدمت به مردم گام برمیدارند فهمیدهاند که عرصه سیاستورزی مسئولان چنان به جنگ قدرت، فساد و دروغپردازی آلوده است که امیدی به سامان بخشی اوضاع اسفبار مملکت از آنان نمیتوان داشت. از همینرو، بار دیگر لزوم تشکیل و گسترش شبکههای اجتماعی در حوزههای مختلف فکری، هنری، اجتماعی، اقتصادی و مانند آن را بهمنظور آگاهیبخشی و همدلی و همفکری، مورد تاکید قرار میدهیم.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بهنام خداوند بخشنده مهربان
«خداوند به کسانی از قوم شما که ایمان آورده و اعمال نیک انجام دادهاند وعده کرده است که حکومت روی زمین را نصیب آنها خواهد فرمود، همچنان که پیشینیان آنها را عطا فرمود.» (آیه 55 سوره نور)
هموطنان عزیز، همراهان سرافراز
سه سال پیش در چنین روزهایی با حضور میلیونها شهروند، حرکتی عظیم آغاز شد که به تولد جنبش سبز انجامید. جنبش سبز مبتنی بود بر حرکتی مدنی و خواست عمومی برای تحول در شیوه اداره کشور با رأی به نامزدهای انتخاباتی تغییرخواه. اکثریت چشمگیری از مردم، سیاستهای ماجراجویانه، فریبکارانه و فاقد پشتوانه عقلانی دولت نهم را برای توسعه و پبشرفت کشور و رفع مشکلات روزافزون مردم مناسب نمیدیدند. شهروندان تغییرخواه ادامه دولت اقتدارگرا و ناکارآمد و بیکفایت احمدینژاد را موجب ورشکستگی اقتصاد، فروپاشی اجتماع، انزوای بیش از پیش بین المللی، عمیقتر شدن شکاف میان فقیر و غنی، افزایش تورم، بسط ید نهادهای نظامی و امنیتی و محدودیت بیشتر آزادیهای قانونی میدانستند. دلنگرانیهایی که گذشت زمان، واقعی بودن آن و بصیرت و دوراندیشی تحول خواهان و کوته اندیشی و بیبصیرتی اقتدارگرایان را به اثبات رساند. حاکمان شیفته و تشنهی قدرت اما با پافشاری بر درک غلط خود، تغییر را با منافع خود در تضاد دیدند؛ آنان صندوقهای رأی را از کارآیی خود تهی و به ابزار کودتای انتخاباتی تبدیل کردند. نتیجهی این خیانت در امانت، اعلام آمار و اعداد خودساخته و نادقیق بهعنوان نتیجه انتخابات، بهجای رأی واقعی مردم بود. مقاومت نامزدهای غیرحکومتی و خشم مردمی که میدیدند رأیشان چگونه به سرقت رفته و شعورشان چگونه مورد تمسخر گردانندگان انتخابات قرار گرفته، میلیونها معترض را در نقاط مختلف کشور به خیابانها کشاند. اقتدارگرایان اما بهجای تصحیح روش نادرست خود، با تحقیر مخالفان، انتصاب آنها به قدرتهای بیگانه، دستگیری و سرکوب خشونتبار شهروندان معترض، و بازداشت گستردهی فعالان سیاسی و مطبوعاتی، به حراست از کودتای انتخاباتی خود پرداختند. حاکمیت اقتدارگرا و سرکوبگر، کنش مدنی و اعتراض و پرسش مردم را انقلاب مخملی و فتنه نامید تا کودتای انتخاباتی و فتنهی خود را با تبلیغات و تحریف حقیقت، از چشمها مخفی کند. دوستان و یاران دیروز به بیبصیرتی متهم شدند تا بی بصیرتی حاکمان پنهان شود. نظر رئیس دولت برآمده از کودتا از همه به خود نزدیکتر اعلام شد تا تأیید و حمایتی که تا آن روز فاش نمیشد، آشکار گردد. دست نیروهای سرکوبگر و خشونت پیشه و ارعابگر در تعرض به جان و مال و ناموس معترضان باز گذاشته شد تا بیپروای قانون و انسانیت و دین، مشت آهنین علیه شهروندان بهکار افتد. اما چه سود که پردهها یک به یک فرو افتاد و امواج بیداری و آگاهی، هر گوشه و کنار این سرزمین را درنوردید. سه سال پس از کودتا، و بهدنبال آشکار شدن ناکارآمدی، فجایع و فضایح دستگاه اداره کنندهی کشور، حقانیت مواضع جنبش سبز بیش از پیش پرفروغ میدرخشد.
با نزدیک شدن به سومین سالروز میلاد این جنبش مدنی و خشونتپرهیز، فرصت را برای بازخوانی چند نکته، مغتنم میشماریم:
1. پیدایش جنبش سبز، تبلور خواست مردم ایران برای تغییر روندهایی است که کشور را از فرایندهای تصمیمگیری عقلانی و مبتنی بر منافع بلندمدت ملی، دور میسازد. کارنامهی سه ساله دولت کودتا حاکی از گسترش بی سابقه فقر، فساد و تبعیض است که حاصل نقض بدیهیترین حقوق شهروندی، گرانی و تورم و بیکاری، بر باد دادن سرمایه و ثروت ملی، جنگ قدرت و دغدغهی حفظ خود و حذف رقیب بهجای حل مشکلات کشور است. رهبران جنبش سبز بارها و بارها نسبت به درافتادن کشور به چنین وضعی هشدار داده بودند؛ ازجمله، مهندس میرحسین موسوی تاکید میکند: «از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط بهسر میبرد و اکثریتی از جامعه، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد.» (بیانیه شماره 9)
2. جنبش سبز، اهداف و آرمانهای خود را در امتداد مطالبات یکصدسالهی اخیر مردم ایران زمین بازمیشناسد. استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت، حاکمیت ملی و حکومت قانون، از زمان شکلگیری نهضت مشروطه خواهی، تا نهضت ملی شدن نفت، از قیام پانزده خرداد تا انقلاب اسلامی، و از حماسه دوم خرداد تا خیزش عمومی 22 خرداد و تداوم آن در جنبش سبز، خواستههای ملی بوده و هست؛ مطالباتی که تقلیل و تعطیل پذیر نیستند. ایرانیان میدانند که بهروزی آنان در گرو تحقق این چشماندازهاست. مردم آگاه و آزادهی ایران نیک میدانند که بدون آزادی، عدالت دست نیافتنی است؛ بدون عدالت نمیتوان پیشرفت کرد؛ بدون پیشرفت نمیتوان به استقلال رسید؛ بدون حاکمیت قانون، هرجومرج و خودکامگی چیره خواهد شد؛ و بدون رعایت لوازم حاکمیت ملی، اقتدارگرایان ارادهی خود را با سلاح و سرکوب و تهدید و دروغ، بر اکثریت تحمیل خواهند کرد. مردم اخلاقگرای ایران به نیکی میدانند که هیچیک از پیامبران الهی مردم را به پذیرش خودکامگی و ظلم و فقر و بردگی فرانخواندهاند. مردم آگاه ایران میدانند که در زمانهای که زندگی بهتر در گرو تحقق این آرمانهاست، ناچارند از میان تسلیم شدن در برابر انحطاط و سقوط کشور و تلاش برای تغییر و اصلاح امور یکی را انتخاب کنند؛ و حرکت سه سالهی اخیر آنان نشان داد که با وجود همهی تهدیدها و سختیها دومی (تغییر وضع نامطلوب کنونی) را انتخاب کردهاند.
3. «جنبش سبز» یک جنبش است و نه یک حزب. این بدان معناست که انتظار شکلگیری تشکیلات و سازماندهی هرمی که در اغلب احزاب بهکار گرفته میشود، برای ساماندهی تشکیلاتی جنبش نابجاست. جنبشها از سازماندهیهای متناسب با شرایط خود بهره میبرند. جنبش سعی در گسترش قاعده هرم و نزدیک ساختن آن به رأس دارد تا زمینه را برای حضور فعال همراهان و احترام به تکثر و تنوع هرچه بیشتر فراهم سازد. از همین روست که کمک به گسترش هستههای خودبنیاد همواره در دستور کار شورای هماهنگی راه سبز امید بوده است. آنچه این هستهها را مانند دانههای تسبیح به یکدیگر متصل میکند و هویتی واحد میبخشد، اشتراکات حداقلی است که در منشور راه سبز امید (مورد تایید آقایان موسوی و کروبی) تبیین شده است. همین ظرفیت است که امکان فراگیری هرچه بیشتر جنبش و دربرگیری گستردهترین طیف تنوع و تعدد را برای آن فراهم ساخته است. در همین راستا، شورای هماهنگی راه سبز امید کوشیده در شانزده ماهی که از فعالیت آن میگذرد، بطور فزایندهای نمایندگان و رابطان گروهها و تشکلها و جریانهای بیشتری را به همکاری و همفکری و همگامی دعوت کند.
4. جنبشهای اجتماعی، شیوههای گوناگونی را برای پیشبرد اهداف خود بهکار گرقته می گیرند. اینگونه، گاه مانند 25 خرداد به نشانهی اعتراض به کودتای انتخاباتی به خیابان میآییم، و گاه مانند 12 اسفند به نشانهی مهندسی انتخابات مجلس و بی شأن و منزلت شدن آرای مردم در خانه میمانیم. گاه با نمادهای سبزمان حضور و بروزمان را به یکدیگر یادآوری میکنیم، و گاه در اعتراض به سیطرهی روزافزون ارگانهای نظامی-امنیتی، مصرف کالاها و خدمات آنها را تحریم میکنیم. گاه حلقههای کتابخوانی تشکیل میدهیم، و گاه با کمک به توزیع نسخههای تک برگی روزنامههای اینترنتی سبز به بسط آگاهی میپردازیم. راه سبز امید، شیوه زندگی است و نفس در راه بودن، پیروزی است.
5. از همان روزهای نخست پیدایش، جنبش سبز بر مسالمتآمیز بودن مبارزهی خود تأکید داشته و دارد. با وجود اذعان به وجود نواقص و معضلات در قانون اساسی، به تلاش برای بالفعل کردن ظرفیتهای مردمسالارانهی آن معتقدیم. همین اعتقاد است که همراهان جنبش سبز را از دو جریان متمایز میکند؛ نخست، کسانی که هنوز در اندیشهی بازگرداندن قدرت موروثی مادامالعمر غیرپاسخگو هستند، و گروه دیگر، آنانی که به اعمال خشونت تکیه میکنند و استفاده از هر وسیلهای را برای رسیدن به اهدافشان مجاز میدانند. به تجربهی سرگذشت بشریت و تاریخ دور و نزدیک میهنمان دریافتهایم که خشونت، خشونت میآورد و بستر تحول تدریجی دارای دستاوردهای ماندگار را از میان میبرد. افزون بر این، خشونت، ابزار دست اقتدارگرایی، خودکامگی و زورمداری است، و اینها همان چیزهایی است که بهدنبال محو آنها از زندگی اجتماعی ایرانیان هستیم. برای دستیابی به اهدافمان، تنها از شیوهها و روشها و ابزاری که با آرمانهای اخلاق مدارانهی جنبش سبز سازگار باشد استفاده میکنیم. با صندوق رأی قهر نمیکنیم، اما چنانکه در منشور جنبش نیز آمده، تا بازگرداندن هویت و کارآیی آن، و تا تحقق شرایط انتخابات آزاد و سالم و منصفانه و تعیین سرنوشت مردم به دست مردم، از تن در دادن به انتخابات نمایشی و فرمایشی و غیرآزاد سرباز میزنیم. درهای آشتی و گفتوگو را نمیبندیم، اما آن را نه بهعنوان ابزاری برای تعامل غیرشفاف و تنزل از خواستههای مشروع و حقوق قانونی شهروندان، که بهعنوان بستری برای تحقق مطالبات مردم شریف ایران ارزیابی میکنیم. برای آیندهی ایران، روزگاری عاری از انحصارطلبی و انتقامجویی در عرصه قدرت و بازگرداندن اقتدار بهدست مردم آرزومندیم، و نیک میدانیم که صبر و امید و استقامت و پیگیری و تلاش مستمر، بزرگترین تضمین برای دستیابی به چنین فردایی است.
6. همبستگی و همدلی، رمز موفقیت جنبشهای مدنی است. باید یاد بگیریم که نقد به خود را برتابیم، و در عین حال نسبت به تلاش استبدادطلبان و دستگاه امنیتی- نظامی برای ایجاد تفرقه و اختلاف در میان همراهان جنبش سبز هوشیار بمانیم. شاید یادآوری مستمر یک نکتهی مهم به خودمان و دیگران مفید باشد که به جابجایی مرجعیتهای اجتماعی در زمان ما مربوط میشود: این شهروندان آگاه و آزادهی ایران نیستند که در هر مسیری که نخبگان و رهبران سیاسی نشان دهند حرکت خواهند کرد، بلکه برعکس، رهبران و نخبگان هستند که باید مراقب باشند از حرکت حقطلبانهی مردم و خواستهای مشروع و انسانی آنان، دور نیفتند.
7. جنبش سبز، جنبشی اخلاقمدار است که به تعهد خود به موازین اخلاقی و بازگشت جامعه و حکومت به ارزشهای اخلاقی نه بهعنوان تاکتیک، که بهمثابهی استراتژی پایدار معتقد است. بسط عقلانیت جمعی اخلاقمدار در سراسر جامعه، راه را بر گسترش خرافه و دروغ و تقلب و خشونت خواهد بست. هر همراه جنبش سبز باید الگویی درخشان از پایبندی به موازین اخلاقی باشد. جنبش سبز، جنبش «دروغ ممنوع» است و همهی مصیبتهایی را که جامعهی ما امروزه بدان مبتلاست، ناشی از آلودگی به این ضدارزش خانمان برانداز (دروغ و تحریف حقیقت) میداند.
8. «آگاهی، چشم اسفندیار خودکامگان است». تأثیر شگرف آگاهیبخشی را طی سه سال گذشته به عیان دیدهایم. مدتهاست حتی کسانی که گمان میکردند دولتمردان در راه خدمت به مردم گام برمیدارند فهمیدهاند که عرصه سیاستورزی مسئولان چنان به جنگ قدرت، فساد و دروغپردازی آلوده است که امیدی به سامان بخشی اوضاع اسفبار مملکت از آنان نمیتوان داشت. از همینرو، بار دیگر لزوم تشکیل و گسترش شبکههای اجتماعی در حوزههای مختلف فکری، هنری، اجتماعی، اقتصادی و مانند آن را بهمنظور آگاهیبخشی و همدلی و همفکری، مورد تاکید قرار میدهیم.
9. شهدای عزیز جنبش سبز، پیشقراولان راه سبز امید بوده و خواهند بود؛ و زندانیان غیور جنبش که با پایمردی در راهی که آگاهانه انتخاب کردهاند، زندانهای استبداد را به سرچشمهی جوشان حرکت و سمبل صبر و مقاومت تبدیل کردهاند، هیچگاه از یاد مردم آزادهی ایران نرفته و نخواهند رفت. شورای هماهنگی راه سبز امید به نمایندگی از همراهان جنبش سبز، مراتب احترام و قدردانی خود نسبت به آنان و خانوادههای گرامی ایشان تقدیم مینماید.
10. بخش عظیمی از ایرانیان در نتیجهی سیاستهای نادرست و نسنجیدهی گردانندگان حکومت، روزهای سخت و تلخی را سپری میکنند. گرانی، کمر بیشتر شهروندان را خم کرده و موج بیکاری روزافزون، شالوده خانوادههای نابرخوردار را تهدید میکند. سفرههایی که قرار بود با وعدهی فریبکارانهی آوردن نفت بر سر آن رنگینتر گردد، روز به روز تهیتر میشود. نابسامانی در بخش درمان و سلامت، افزایش آلودگیهای زیست محیطی، تنزل کیفیت مواد غذایی و مانند آن، زندگی روزمرهی شهروندان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان را مشقتبار نموده است. بودجههای سرگردان کشور بهجای آن که صرف بهبود وضع مردم ایران شود، در داخل و خارج از کشور برای طرحهایی هزینه میشود که بیش از آن که سودی برای بهروزی ایران و ایرانیان داشته باشد، به استحکام پایههای لرزان قدرت اقتدارگرایان نظر دارد. این حق مردم ماست که نسبت به این وضعیت بحرانی نگران باشند و صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند. از همینرو از اقشار مختلف مردم در نقاط گوناگون کشور دعوت میکنیم در اعتراض به دشواریهای روزافزونی که دولتمردان اقتدارگرا و ناکارآمد بر سر راه زندگی آزاد و توأم با کرامت ایرانیان پدید آوردهاند، بین ساعت 7 تا 9 شامگاه پنجشنبه بیست و پنجم خرداد در اماکن عمومی و بهویژه پارکهای اصلی شهرها تجمع اعتراضی سکوت برگزار کنند؛ باشد که حاکمان اقتدارگرا و بیکفایت به خود آیند.
شورای هماهنگی راه سبز امید














این حد اقل اعتراض ممکن است در صورت عدم حضور دیگران را ملامت نکنید و بدانیم ما خود زندانبانا ن موسوی و کروبی و دیگر اسرا درزنذانهای ال امیه هستیم
با داد و بیداد بجائی که نرسیدیم. امیدوارم که با سکوت موفق باشید!
پیشنهاد خوبیه باید اطلاع رسانی بشه
مثل دفعات قبل هیچ غلطی نمیتونید بکنید
و کسی هم نمیاد
اگر راست میگی منتشر کن
یا حسین میر حسین
دوستان عزیز
جنبش سبز هم از جمع های کوچیک شروع شد
بعد به تدریج این جمع ها با همدیگه پیوند برقرار کردند و شدند تجمع 3 میلیونی
اگه بخوایم دوباره حضور و بروز داشته باشیم دوباره باید از همون جمع های کوچیک استفاده کنیم.
یادمون نره این جنبش شاید پندین و چند سال دیگه ادامه داشته باشه. پس نباید ناامید بشیم.
vvvvvvvvvvvvvvvvvvvv ma pirouzim ya hosin mir hosin vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv
سلام، بهتر نیست پیشنهاد یک روز روزه سکوت در خانه بدهید! مردیم اینقدر سکوت ! پس کی نوبت اعتراضات خیابانی می رسد؟
باید اطلاع رسانی بشه
ماپیروزیم
منتظر اين فراخوان بودم همين جا اعلام مي كنم منتظر كار جالب من در يكي از جاهاي تهران باشيد صداي آن تا آنور دنيا خواهد رسيد ياحسين ميرحسين منتظر باشيد
بعضی ها چنان از گاندی و مبارزه به شیوۀ گاندی حرف می زنند که انگار تا به امروز در ایران چنین مبارزه ای جریان داشته و یا درحال شکل گیری است. ایکاش مدعیان با همان شیوه ها و راهکارها و با نافرمانی مدنی میدان مبارزه را پر و لبریز از مبارزان مدنی نگاه می داشتند و در مقابل استبداد مذهبی مقاومت می کردند. اما دریغ! تا به ریشه و اصل نظام می رسند، تا با مقوله هایی نظیر جدایی دین از سیاست و اصل ولایت فقیه و …. مواجه می شوند، لکنت زبان می گیرند.
هیچ مبارزۀ ای در ایران کارار و ثمربخش نخواهد بود مگر آنکه خواهان دگرگونی بنیادین ساختار قدرت و حکومت باشد. حرکت در چهارچوبهای نظام و قانون اساسی حرکت به سوی ناکجاآباد است. ایکاش راههای کم هزینه تر و پربازده تری برای مبارزه با حکومت ولایی وجود داشت. این حکومت جز به زبان زور به هیچ زبانی تکلم نمی کند، جز به زبان زور هم نباید با او تکلم کرد.آیاخمینی درپاریس نشسته بود ومیگفت سکوت کنید اومیگفت:اعتصاب کنید کارگران باید اعتصاب کنند سربازهاازسربازخانه هافرارکنند ووووو..
نه اینکه میرحسین مادرزندان رژیم هست وماهنوزنسخه ی آزمون شده رادوباره امتحان میکنیم
امیدوارم خدای مهربان خودش کمک کند
متأسفم از هم اكنون به انحراف رفته ايد به دنبال صداقت ميگردم!
سانسور كنيد (يك نخودي)!
من تصور می کنم اکنون که به سال چهارم رسیده ایم مطالبات ما باید بیشتر از سه سال پیش باشد. حال باید ما خواهان حکومتی ملی باشیم که به کلی از مسائل مذهبی برکنار باشد و مذهب به جایگاه اصلی اش که قلب مردم است برگردد. دین را نبایست با مطامع سیاسی آلوده کرد. سی سال تجربه کافیست که به بینیم سیاست چه لطمه ای به دین زد. اگر میخواهند ریشه دین را بزنند، البته ممزوج کردن آن با سیاست، بسیار کارگراست. اما اگر خواهان حفظ دین هستیم باید آنرا به جایگاه اصلی اش برگردانیم. من که یک سبزم خواهان یک حکومت غیر دینی هستم که حقوق بشر احترام بگذارد. به قوانین بین الملی احترام بگذارد. عضو شایسته ای برای سازمان ملل باشد. بیش از بقیه مردم به فکر ملت خودمان و آسایش و تامین امنیت آنان باشد. مردم آزادی کامل داشته باشند. قوه قضیاییه ای درست و حسابی داشته باشیم که هیچکس قادر به تغییر قاضی نشسته نباشد و آنها توسط مردم انتخاب شوند برنامه های جنجال برانگیزی چون انرژی اتمی را هم در صورتی ادامه دهیم که سازمان انرژی اتمی بین المللی کاملا برآن نظارت داشته باشد تا ما را متهم نکند. انتخابات واقعی برای تعیین رئیس جمهور و اعظای مجلس شورای ملی برگزار شود.
ما بیشماریم …
خيلي خوب بود من هم ميام ميان مردم با خوانواده
فقط یکروز نباشد بلکه ادامه تا نتیجه نهائی گرفته شود
شما واقعا به این گفته پایبندید؟
“این شهروندان آگاه و آزادهی ایران نیستند که در هر مسیری که نخبگان و رهبران سیاسی نشان دهند حرکت خواهند کرد، بلکه برعکس، رهبران و نخبگان هستند که باید مراقب باشند از حرکت حقطلبانهی مردم و خواستهای مشروع و انسانی آنان، دور نیفتند.”
پس چرا اینقدر دور افتادید؟ آیا جز این است که منفعت شما در حفظ نظام است؟ ایا جز این است که شما از میل عمده مردم بی خبرید؟ ایا جز این است که حرفهای شما آب سردی است بر پیکره جوانهایی که در فکر پایین کشیدن این قدرت کثیف، روز شب و ندارند؟
شما این قدر جرات ندارید که حتی هدف مردم را در بیانیه تان بیاورید؟ شما رهبرید؟ پیشرویید؟ با این موضع چرا نیامدید انتخابات مجلس شرکت کنید!؟ چرا کاندیدا های خود را برای انتخابات 92 معرفی نمیکنید؟
بر روی روشها بحث میکنید قبول، راه پیشنهاد میدهید قبول، اما هدف شما چیست؟ یک جوان ایرانی برای چه چیزی باید در همراهی با شما، آماده کشته شدن، زندانی شدن و شکنجه شدن باشد؟ برای چه؟ چرا این قدر مصلحت جو و منفعت خواه اید شما؟
قبول، سکوت راه خوبی است برای تجمع، اما تجمع برای چه؟ چرا جرات ندارید به قول خودتان ضعفهای قانون اساسی را بیان کنید؟ چرا مخالفت صریح مردم با اصل ولایت فقیه را نادیده میگیرید؟ چرا مشکل ممکلت را به گردن احمدی نژاد می اندازید؟
قبول، هر گونه اصلاحی منجر به سقوط نظام هم میشود، اگر شما هم به این اعتقاد دارید، پس این تزویر در بیان اهداف را چگونه توجیه میکنید؟
ایا یک چیز را میدانید؟ بلا استثنا تمام کسانی که 25 بهمن به خیابان آمدند، سقوط این نظام را خواستار شدند، فریاد مرگ بر ولایت فقیه سر دادند؟ می ترسید؟ آیا میدانید توجیه اکثر کسانی که در چنین تجمع هایی از شما پیروی میکنند، این است که فرض میکنند شما اینگنه بیانیه میدهید تا حساسیت ایجاد نشود، تا توده نادان و محافظه کار جامعه جبه نگیرد، و گرنه اگر مطمین باشند که شما همین را که میگویید میخواهید، قدم از قدم به همراهی شما بر نخواهند داشت. دعوت شما، یک دعوت است فقط، بله، این بار هم مردم میایند، خوب هم میایند، اما شما فقط این وسط یک قرار را هماهنگ کرده اید، مردم برای تحقق خواست خودشان میایند. ولو اینکه اینده ای روشن از زمان و چگونگی تحقق آن در چشم نداشته باشند. بله شما از مردم عقب مانده اید، و با فرض محال اگر روزی شما هم به قدرت برسید، همین مردم شما را هم به زیر خواهند کشید.
حرکت مسالمت جویانه قبول، اخلاق گرایانه قبول، سکوت قبول، انتقاد پذیری قبول، همه اینها روش و منش مناسبی است، اما برای چه؟ تا صریحا، خواست مردم را ذکر نکنید، تا بخواهید اینگونه مزورانه، انیروی جنبش در تحقق آنچه که شما میخواهید بهره بگیرید، هیچ اعتباری نخواهید یافت.
اینقدر دور نیفتید از خواست مردم، خواست مردم مشخص است، تغییر نظام! (هول نکنید) بله تغییر نظام و استقرار نظامی با دموکراسی مصطلح و رایج در این همه کشور که در مسیر دمکراسی خواهی و مردم سالاری از ما جلو تراند.
به جای اینکه، ارزشها و اهداف را فدای مصلحت و منفعتهای نابجا کنید، به جای این مصلحت اندیشی، واژه سازی کنید، که آنها که شما نگران آنها هستید، با شنیدن واژه براندازی یا تغییر نظام رم نکنند.
اگر هم که طرفدار این نظام اید، و به دنبال آرمانهای واقعی امام اید و … که هیچ، خوش باشید. از بین خود ما جوانان، قطعا روزی رهبرانی بر خواهند خواست که که با اشاره شان، همه طومارها را به یکباره برهم خواهند پیچید.
این نوشته را جدی بگیرید، و کلمه اگر به آزادی اعتقاد داری، این نظر را منتشر کن. اگر هم نداری که برای این پنج شنبه، هزاران نفر را از همراهی با این دعوت منصرف خواهیم کرد.
مشکل اینجاست شما، هیج جا خواست واقعی مردم را اظهار نکرده اید، و مردم اوایل میگفتند که خواست رهبران جنبش، خواست ماست، اگر چه صراحتا آن را ذکر نمیکنند، (به دلیل مصلحت هایی که وجود دارد)، اما بعد از 25 بهمن، به از زندانی کردن میرحسین و رهنورد و کروبی، دیگر نمیشد به این قرار نانوشته اطمینان کرد، دیگر هزینه ها آن قدر بالا بود که شفافیت بیشتری میطلبید، شاید اظهار نظر آقای کروبی در اینکه “این نظام مدتهاست سقوط کرده است …” تنها اشاره شفاف رهبران به خواست واقعی مردم بود.
شما اگر میخواهد جوانان پیشرو، با امید و بی تردید، خواستشان را در همراه با شما ببینند، باید از اینکه به دنبال تحقق خواست آنها هستید، مطمئنشان کنید.
هیچ کس، هیچ کس برای وضعیتی که در آن کسانی چون برادران لاریجانی، رضایی، ضرغامی، احمدی نژاد، سران فاسد سپاه، خامنه ای، و صدها تن دیگر به دادگاهی تحت رای و نظر هیئت منصفه عموم مردم، کشانده نشوند (ولو منجر به عفو عموم قرار گیرند)، جانفشانی نخواهد کرد، هزینه نخواهد داد. این را باید گفت، این خواست را باید شما که میخواهید رهبری این نسل را به عهده بگیرید فریاد بزنید، ورنه، بنشینید و نظاره گر حرکت جوانان باشید، بنشینید و ببینید در گذر زمان چگونه از بین همین جوانان رهبرانی ظهور پیدا خواهند کرد، ولو اینکه سالهای سال طول بکشد.
شما اصلاح طلبان هشت سال در قدرت بودید، یک مدیر جوان تربیت نکردید، بله، در ذهن هیچ کدام از شما، نامی از یک مدیر، یک سیاس، یک تئورسین زیر 35 سال، نیست. چون راه را بر آنان هموار نکردید، اما اینها قلب حرکت مردم اند، شما از انها دور افتاده اید، از فعالان و صاحبان فکر این نسل دوراید، شما خود را قیم آنها میدانید (ولو اینکه این از جنس حس پدری باشد) این اشنباه است، این خلاف واقعیت است.
این نسل امید اولش به این است که میر حسین، آنها را دریافته باشد و رهبری شان را برعهده بگیرد، که میرحسین، تمام امیدش را به اینها ببندد، و روی آنها حساب کند، خواست آنها را رهبری کند، اگر اینگونه نباشد و نشود، شک نکنید، شک نکنید که مبارزه این نسل ادامه خواهد داشت، تا روزی که خود رهبر شوند. و خود رهبری کند.
باز میگویم، این سخنان را جدی بگیرید، اگر میخواهید در این مسیر نقطه عطفی ایجاد کنید، خواست نسل جوان را مطرح کنید، و ان را فریاد بزنید. شما با قیم مابی راه به جایی نخواهید برد. نفع ما جوانان هم این است که شما، با ما همراه شوید، روند قطعی تغییر تسریع شود، و حضور امثال شما در عرصه مملکت داری، در کنار جوانان، تجاربتان را به خدمت مردم در آورد.
تکرار میکنم، احساس میکنم شما درک صحیحی از خواست، اراده، میل و توان جوانان ندارید، شعرش را داده اید، اما بی اطلاعید، برای درک دقیق این مطلب، از شما میپرسم، با چند جوان اشنایید، از توانمندی و خواست چند جوان آگاهید؟ از میل چند جوان مطلع اید؟ چند جوان در دور بر شما هست که نسبت به احساس پدری و قیمی ندارید؟
از مردم عقب نمانید. لیدر باشید، نه دنباله رو.
اگر مردم ایران اومدن بیرون هرچی میگید درسته میشه عین قضیه 25 بهمن بابا من جوانم میخوام ازادی بیشتر بشه شغل زیاد بشه توروم کم بشه جون مادراتون بیاین بیرون
آنچه از داستان سوریه می شود آموخت این است که حکومت ایران اگر حتی مردم اسلحه به دست بگیرند و جنگ داخلی راه بیاندازند، به سادگی تونس یا مصر دست از قدرت نخواهند کشید و به وضع فجیع تری مردم را کرور کرور خواهند کشت. مردم ایران برای این تغییر نیاز به همراهی مستمر جامعه جهانی دارند. مسئله ایران بسیار پیچیده تر از سایر ممالک عرب است. مردم ایران نیاز به داشتن یک منشور کاملاً حساب شده و تنظیم شده در مورد نوع و قوانین حکومت جدید دارند (چیزی که از این جنبش انتظار میرود): جدایی دین از سیاست، برابری حقوق زن و مرد، برداشتن حجاب اجباری، حذف محدودیت ها و سانسور ها، اهمیت واقعی به موسیقی و هنر به خصوص برای جوانان، باز کردن مرزهای ایران به روی حضور سیستم آموزش و فرهنگ و هنر سایر کشور در ایران، و…. وقتی از برقراری همچین منشوری برای آینده ممکلت خود مطمئن باشند، و از حمایت جامعه بین المللی هم برخوردار باشند، بسیاری از جوانان این مرز و بوم که حتی در حال جیره خوار این حکومت هستند به قیام مردم برای تغییر خواهند پیوست، و این سوال یأس آور که “اینها بروند حکومت بعدی هم به همین چپاول ادامه می دهد” به دلیل داشتن آگاهی و دید درست از قدرت و آینده ممکلت خود از اذهان پاک می شود.
حق وحقیقت است نظر دوستان تا زمانی که مذهب ازحکومت جدا نشود مشکل ما پا برجاست!
با این حرفها کار به جایی نمی رسد، تا خون های ما هم نفوذ کرده اند، تا اندیشه ها ما تغییر دهند.
خودمان باید کاری انجام دهیم با این وضع ظرز فکر مردم نمی شود کاری انجام داد. پس هر فرد اول باید خود را تغییر دهد و بعد ایران را.
محل پیشنهادی برای تجمع در روز 25 خرداد: پارک لاله و خیابان های اطراف آن ،با توجه به زمان اندک با قی مانده تا 25 خردا باید تمام تلاشمان را بکینیم تا فارغ از تمام اختلاف سلیقه ها بتوانیم در روز 25 خرداد حضوری موثر و چشمگیری داشته باشیم .این سبس میشود تا حاکمیت تصور مرگ جنبش سبز را در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در سومین سالگرد تولد جنبش به گور ببرد .دوستان تمام نیروی خود را جهت اتفاق و اتحاد فارغ از هر گونه اختلاف خرج کنیم /بیایید روز 25 خرداد امسال را تبدیل به نقطه عطفی دیگر برای جنبش سبز کنیم /بعد از آن باید برنامه هایمان را برای انتخابات ریاست جمهوری بعد و نحوه مواجهه با آن ارائه کنیم /ما چیزی برای از دست دادن ر شرای فعلی نداریم اما روز 25 خرداد میتواند بسیار زیاد به توانمان افزوده کند /بیایی خاری دیگر بر چشم استبداد و تمامیت خواهی حاکمیت فرو کنیم/با برنامه دلایل بسیار زیادی برای تعیین پارک لاله و خیابان های اطراف آن جهت تجمع وجود دارد که در کامنتی دیگر عرض میکنم
جنبش سبز از بين نمي رود
نمیشه بزارین سه شنبه آخه شاید من پنج شنبه کار داشته باشم!!!
نه واقعا کی می خواید آدم بشید شما ها
اگر راست می گید بیاید طرح بدید مشکلات حل کنید. نه این که یا نق بزنید یا سطل آشغال آتیش بزنید
اعلامیه خوبی بود.باید دید که چه تعداد از طرفداران جنبش آمادگی حضور در پارک ها به عنوان اقدام حد اقلی دارند.
در اعلامیه به دستگیری ،سرکوب خشونت بار و باز داشت اشاره شده بود، ولی از شکنجه و کشتار مردم حرفی به میان نیامده بود،چرا؟
بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
مِنَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع إِلَى أخیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ مَنْ قِبَلَهُ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ أَمَّا بَعْدُ
فَكَأَنَّ الدُّنْيَا لَمْ تَكُنْ وَ كَأنَّ الْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ وَ السَّلَام»
به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی.
این نامه از حسین بن علی است به سوی برادر خود محمدبن علی و کسان دیگر از طایفه بنی هاشم؛
اما بعد پس به درستیکه گویا دنیا اصلاً نبوده و خانهی آخرت پیوسته ثابت بوده است یعنی دنیا را نبوده گرفتیم و آخرت را دائمی.
یاحسین میرحسین
آقای مستور به نظر من بهترین پیشنهاد و نظر رو دادن ،پارک لاله و خیابان های اطراف آن در روز پنج شنبه میتواند بهترین محل برای تجمع سکوت باشد خیابان کارگر ،خیابان حجاب ،بلوار کشاورز ،و خیابان فاطمی با مرکزیت پارک لاله ، این اده را باید امتحان کنیم و پارک لاله را تبدیل به یم نماد کنیم با توجه به موقعیت مرکزی آن نزدیکی ب دانشگاه تهران ،وزارت کشور وجه نمادین خوب میتواند داشته باشد و ب ه دلیل حضور مردم از اقشار مختلف در این روز در پارک و خیابان های اطراف ان میتواند ظرفیت خوبی برای آگاهی بخشی باشد و امکان برخورد های خشن نیرو های پلیس و لباس شخصی را محدود تر مینماید و مهم تر از همه ایده جدیدی محسوب میشود
جز سکوت کار دیگه ای بلد نیستید؟ تا کی سکوت؟ دوباره یه عده رو میگیرن میندازن زندان… بعد هیچ کس صداش در نمی یاد… اینا لنگه اسد هستند با این چیزا نمی رن. مگر اینکه نظامیان از منافعشون کوتاه بیان و به مردم بپیوندن
در پارک لاله با شعار آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر مو سوی و کروبی عزیز حضور پیدا میکنیم
شیرازیها پارک آزادی منتظرتان هستم
درود بر جنبش آزادی خواهانه سبز…چوب خدا بر سر همه کودتایی ها خورد و خواهد خورد
بعضی ها زحمت تظاهرات سکوت را به خود نمی دهند و ادعای سرنگونی و جدایی دین از سیاست مکاری دارند.
دوستان لطفا صبور باشید. آسیاب به نوبت.
25 خرداد پارکها را 13 به در می کنیم
پارک لاله(پارک هاله) را در روز 25 خرداد سبز خواهیم کرد به یاد هاله سحابی و هدی صابر .
مردم ایران، مردمی کاملا اعتقادی و مذهبی هستند. یقینا جنبش سبز هم که از جنس خود مردم است دارای اعتقادات کاملا مذهبی و دینی است. یقینا جدا کردن مردم از مذهب یک کار غیر ممکن است. اگر ملاحظه کنید مبارزات امام هم نهایتا در چهارچوب مذهب و دین است که مورد اقبال توده مردم قرار گرفت . همه میدانیم مردمی که در زمان شاه حاضر به انقلاب شدند به هیچ وجه دغدغه ی نان نداشتند بلکه امام با زیرکی توانست روی نقطه ضعف حکومت که مروج بی دینی، دروغ، فسادهای اقتصادی دولتمردان، بی توجه ی به مردم و توسل به قدرتهای خارجی بود صحه گذارد و مردم تشنه حقیقت را به خیابان ها بکشاند.
یقینا در حال حاضر وضع کشور ما از لحاظ دینی و مذهبی بسیار بدتر از زمان شاه است. تنها تفاوت پوسته نازکی است که به نام دین و مذهب حکومت بر سر مردم کشیده ا ست. اجرای مراسم دعای کمیل، ندبه، زیارت عاشورا، اعتکاف، نماز جمعه، ایام محرم، و ایام شهادت امامان معصوم(ع) و تبلیغات گسترده صدا و سیما و وعاظ حکومتی مردم را به سوی ظاهر سازی و ریا کاری کشانده و بسیاری از جوانان میدانند که اگر بخواهند در آینده صاحب موقعیتی و یا کاری و یا حتی راحت شدن از شر سربازی شوند باید به این محافل مراجعه کنند.
رشد فساد در جوانان دقیقا برای این است که اولا مسؤلان کشور آنچه که میگویند دروغ و برای تحریک احساسات مذهبی آنهاست، ثانیا رعایت اصل دین اسلام که صداقت، پرهیز از دروغ و مصلحت، رعایت آبروی مسلم و مومن،در نظر گرفتن رضای خدا در تصمیم گیری ها نه رضای اشخاص و… فقط برای مردم کوچه و بازار است نه الزامات مسؤلین. بنابراین لازم به نظر میرسد با اطلاع رسانی جنبش سبز از واقعیات دین اسلام و مبارزه با خرافات و خرافه افکنی و توهمات مبلغین دینی فعلی جوانان بسیاری به جهت تشنگی فطری نسبت به اصل اسلام محمدی جذب جنبش خواهند شد و در راهی که انتخاب خواهند کرد بسیار شجاعانه و مجاهدانه مبارزه خواهند کرد.
کاش مسیر و محل راهپیمایی سکوت رو مشخص کنید به این شکل به نظر من به هیچ وجه جدی گرفته نمی شود پیشنهاد پارک لاله و حیابان های اطراف آن در تهران از طرف دوستان به نظرم پیشنهاد خوبیست ،از دوستان خواهش میکنم در این موقعیت حساس دست از مباحثات انتزاعی بردارند و به دنبال راه کار های عملیاتی باشیم ،تمام انرژی خود را باید صرف حضور و آگاهی بخشی اقشار مختلف مردم جهت حضور در روز بیست و پنجم بهمن کنیم /به امید آزادی ایران از چنگال استبداد
همه با هم در پارک لاله تهران روز بیست و پنجم خرداد ،درود بر موسوی درود بر کروبی ،درور بر تمامی آزاد مردان سرافراز در بند /
دوستان صبرکنند وبرشورای هماهنگی زیادایرادنگیرند طوفان گرانی رژیم راازپادرخواهداورد
___________________________
گرسنه بودیم و هیچ پولی نداشتیم، وقتی به مقابل نانوایی رسیدیم، با استشمام بوی نان دیگر نتوانستیم خود را کنترل کنیم و وسوسه سرقت به جانمان افتاد و با تهدید اسلحه به داخل نانوایی رفتیم که در این میان با مقاومت کارگران نانوایی، ماموران پلیس از ماجرا با خبر شدند.” این جملات قسمتی از رمان “بینوایان” ویکتور هوگو نیست، بلکه بخشی از اظهارات سارقان مسلحی است در تهران که برای به دست آوردن چند قرص نان دست به سرقت مسلحانه زده و کارگران یک نانوایی را مجروح کرده بودند.
این ماجرا به گزارش روزنامه همشهری در سال 1387 پیش از اجرای طرح هدفمندی یارانه ها و افزایش بی سابقه گرانی ها در سه سال گذشته رخ داده بود.وازفردانان 30درصدگران میشود
باید به اشتراکات حداقلی دل خوش کرد ، آهسته اما پیوسته جلو رفت. باید با اختلاف نظرها مواجه شد و برای حل مشکلات اونها رو شفاف بیان کرد نباید از نقد شدن ترسید و نباید بی پروا نقد کرد.روزی که این جنبش مردمی شکل گرفت خیلی ها از جمله خود من دوست داشتیم و فکر میکردیم با اون شتابی که شروع شده بود باید دنبال بشه و به انجام برسه ولی واقعیت این بود که ما به زمان نیاز داشتیم نه برای دلسرد شدن نه برای فرار کردن و شانه خالی کردن نه برای منتظر منجی ماندن ،بلکه برای شناختن بهتر دیدگاه ها و توقعات مردمی که سالها دیده و شنیده نشدن برای درک جوانانی که از انقلاب جز جنگ و تبعیض و تحریف چیزی به یاد نمیارن، برای ابراز ندامت پدرانی که مدتهاست از کرده و راه رفته خود پشیمانند،برای رسیدن دولتمردان بازنشسته به نقطه تاسف و تاثر و تایید انحراف و ابراز انزجار از اونچه که به اسم دین و به رسم کین بر مردم رفته و می رود. پس این اختلافها رو ارج بگذاریم و با دیدی روشن و امیدوار برای رسیدن به نقاط مشترک قدم برداریم اشتباه پدرانمون رو تکرار نکنیم و” امید” تنها واژه معنی داری که با کمی همت میتونه بزرگترین موانع رو از سر راهمون برداره از همدیگه نگیریم.
پس به امید همراهی در کنار پذیرش اختلاف دیدگاهها برای ساختن ایرانی آباد و آزاد نه در شعار که در عمل.
سومین سالگرد تولد جنبش سبز گرامی باد
همه با هم در پارک لاله /به یاد لاله های در خون خفته جنبش سبز
V V V V V V V V V V V درود بر موسوی V V V V V V V V V V V
ایده حضور در پارک ها ایده بسیار هوشمندانه ای است ، به نظر بنده هم اگر پارک لاله به عنوان محور قرار بگیرد بسیار نتیجه بخش تر خواهد بود موقعیت استراتژیک پارک لاله و وجه نمادین آن بسیار اثر گذار خواهد بود
یا حسین میر حسین
آن میر غوغا را بگو مستان سلامت میکنند ،روز بیست و پنج خرداد اتفاق خردادی دیگر رقم خوایم زد ، پارک لاله سرخ را سبز خواهیم کرد
اتحاد اتحاد ، رمز پیروزی
از این جماعت خواب بخاری بلند نمیشه بعیده بیان بیرون همه منتظرن دستی از غیب بیادو این حکومتو عوض کنه
واقعا شما که ادعاي انتقاد داريد خودتون انتقاد پذيريد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه هستيد توي سايتتون به من يه گوشه ايش جا بديد که انتقاد کنم و توي يه ستوني بنويسيد که سخن منتقدين جنبش سبز
و اما من هنوز وقتي اين جمله يادم مياد خندم ميگيره: موسوي داماد لرستانه , مگه ميشه که مردم به داماد خودشون راي ندن :)
اين اولين انتقاد به کوته فکري و عوام بودن سران اين جنبش.
حال اين را به نمايش بذاريد اگر واقعا انتقاد پذيريد چون الان دارم جلوي جمعي از دوستان جنبش سبز اين رو مينويسم تا با هم ببينيم آيا مدعيان و داعيه داران آزادي بيان خودشون به حرفاشون اعتقادي دارند يا نه؟؟؟؟؟؟
اره خودتانم فراموش کردید که بیشمارید1 بیشمار از جرأت وجسارت. بی عرضگی از اندیشه هاتون موج میزنه. مزدوران اجانب
همانطور که میرحسین گفت 25 خرداد نباید فراموش شود. یا حسین میرحسین
محل تجمع سکوت در کرمانشاه , پارک نوبهار و خیابان های اطراف