سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » فریاد ابوالفضل قدیانی از اوین: سلطنت نکنید...
» نامه مبارز ۶۶ ساله دوران ستم شاهی در نقد سیاستهای رهبری

فریاد ابوالفضل قدیانی از اوین: سلطنت نکنید

چکیده :این تکلیف بر افرادی چون من که جوانی خویش بر سر مبارزه با استبداد شاهنشاهی گذاشته و با امید بازستاندن حق جمهور مردم در اداره کشورشان در انقلاب اسلامی شرکت جسته و به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی یاری رسانده ایم سنگین تر است. بنابراین امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد و دم نیاورد. و از همین بابت است که اینک از زندان اوین این فریاد را بر می آورم...


دو روز پس از اعلام محکومیت تازه ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی و مبارز دوران ستمشاهی به تحمل سه سال حبس دیگر، وی در نامه ای که از زندان اوین به کلمه ارسال کرده، بار دیگر وضعیت موجود کشور را به نقد کشید.

ابوالفضل قدیانی اولین بار در دی ماه ۸۸ بازداشت و به اتهام توهین به رییس دولت به یک سال حبس محکوم شده بود. این مبارز دوران ستمشاهی که ۴ سال در زندان های ساواک شکنجه شده و مقاومت کرده بود، دو ماه پیش در دادگاهی که در شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب برایش تشکیل شده بود، شرکت نکرده و آن را غیر قانونی خوانده بود.

عضو ارشد و دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ارئه‌ی لایحه ای گفته بود دادگاه سیاسی باید علنی و با حضور هیئت منصفه باشد، بنابراین دادگاه غیرقانونی و مجری آن مجرم است. این دادگاه چند روز پیش وی را به تحمل سه سال حبس دیگر(به اضافه یکسال حبس قبلی)محکوم کرد.

متن کامل نامه ابوالفضل قدیانی  زندانی  ۶۶ ساله که توسط یاران گمنام جنبش سبز در زندان اوین در اختیار کلمه قرار گرفته است به این شرح است :

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین (سوره قصص آیه ۸۳)

این سرای آخرت از آن کسانی است که در زمین برتری طلبی نمی کنند و سلطه طلب نیستند و در زمین فساد به پا نمی کنند و عاقبت از آن پرهیزگاران است.

این روزها مقارن است با دومین سالگرد عاشورای خونین حسینی جنبش سبز ایران(ششم دی ماه) و نیز اردوکشی خیابانی اصحاب استبداد در روز نهم دی ماه که سراسیمه و بنابر سنتی یزیدی، چندی پس از قلع و قمع آزادی خواهان و حق جویان به دستور مستبد حاکم به خیابان ها آورده شدند تا پا بر خون بنا حق ریخته عاشوراییان گذارده و مداحی اربابشان را کنند.

اما صحنه گردان ناشی این نمایش که البته طبق معمول پیش از هرکس هنرمندانه به کرده خویش می خندد و داد سخن در مدح و ثنای آن سر می دهد، این حماسه خویش پرداخته را یوم الله نام نهاده و بر آن است که از این غده پوسیده برای عریانی تن پادشاه، قبایی بدوزد و مشروعیت از دست رفته را به بزرگداشت این به اصطلاح یوم الله چاره ای اندیشد. غافل از آنکه حاصل بر هم زدن این ملغمه چیزی جز آن نیست که بوی تعفن تفرعن مشام هر آزاده و وجدان بیداری را بیش از پیش می آزارد و افاقه ای به حال روزگار رو به افول استبداد نمی کند.

از وفور مدح ها فرعون شد

کن ذلیل النفس هونا لاتسد(سوره فرقان، آیه 64)

اگر استبداد امروز ایران آن مقدار حقیر است که قصد کرده سالروز هلهله فریب خوردگان و مزدورانش را بر سر قربانگاه حق جویی و آزادگی رابه روزی همچون هنگامه تاجگذاری شاهان بدل سازد، پس بهتر آنکه او را در جشن نمایش‌اش یاری داده و به قدر وسع و تکلیف خویش، گوشه ای از سیمای استبداد و استکبار وی را نمایان سازد که مولای متقیان و امیر قافله‌ی حق فرموده: «ما شککت فی الحق مذاریته: از آن زمان که حق را شناختم در آن گرفتار شک و دودلی نشدم.»

و این تکلیف بر افرادی چون من که جوانی خویش بر سر مبارزه با استبداد شاهنشاهی گذاشته و با امید بازستاندن حق جمهور مردم در اداره کشورشان در انقلاب اسلامی شرکت جسته و به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی یاری رسانده ایم سنگین تر است. بنابراین امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد و دم نیاورد. و از همین بابت است که اینک از زندان اوین این فریاد را بر می آورم.

باری من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال و آزادی خویش را نگذاشته ایم که سه دهه بعد آقای علی خامنه ای اینگونه بر کشور سلطنت کند.

ملت ما از مشروطه تا انقلاب اسلامی آن همه رنج نکشید تا امروز فردی به نام ولایت فقیه قانون را در تمامی مراتب به بازیچه ای برای اعمال قدرت مطلقه خویش بدل سازد.

خیال مستبد امروز ایران این است که آرای این مردم در تعیین سرنوشت شان-که بی شک جلوه همراهی دست خداوند را باید در آن جست- اکنون برگه های قماری شوم در دست اوست، و حاشا که در برابر این خیال واهی لحظه ای کوتاه بیاییم، که به‌فرموده رسول اکرم :«افضل الجهاد کلمه حق عندالسلطان الجائر»

به مانند هر سلطان جائری، زندان، حصر، و خفه کردن هر بانگ مخالفی در صدر سیاست های مملکت داری رهبری قرار گرفته است و از این رو هرکس نگاه چپ به این مقام داشته باشد از یک شهروند عادی یا یک دانشجوی جوان تا صاحب منصبان پیشین نظام و یا حتی مجیز گویان دیروز بارگاه که امروز جریان انحرافی نام گرفته، بایستی طرد شده و زبان شان قطع شود.

البته شاید در نظر ایشان، با قدرت مطلقه ای که در دست دارند حبس مخالفان و نه سلب حیات آنان، حاصل لطف ملوکانه باشد، اما واقعیت آن است که این استبداد از تمام توان و بنیه خود برای سرکوب و بسط خفقان بهره می جوید و از هیچ خشونتی دریغ نمی ورزد، اما آنچه مانعی بر سر راه سرکوب افزون تر است، اولا خوف اوست و ثانیا آگاهی و مقاومت گسترده وسیع مردم در برابر وی است.

به گمان من درصدر جرائم رهبری، اعمال استبداد در کشور است و هر جرم و جنایت دیگری را باید پس از این فقره در شمار آورد، چرا که اگر ایشان مسوولیت جنایاتی همچون شلیک گلوله جنگی در معابر عمومی به شهروندان معترض حاضر در یک راهپیمایی مسالمت آمیز و آنچه از شکنجه و تجاوز بر سر پیر و جوان این مردم در کهریزک و یا سایر بازداشتگاههای پیدا و پنهان امنیتی و انتظامی آورده است، منتسب به فعل ماموران خویش سازد، استبداد جرمی است که او خود مباشرتا مرتکب شده است و به هیچ روی قابل انکار نیست.

قبضه کردن قدرت و قایل شدن حق مطلقه‌ی ابدمدت برای خود در اداره امور مملکت ایران، عملا مقابله با خواست تاریخی ملتی است که لااقل در یکصد و پنجاه سال گذشته، در جهت نفی استبداد و سلطنت مطلقه دمی از پای ننشسته اند، این تقابل نه تنها جرمی نابخشودنی که خیانتی آشکار نیز در حق آرمان ها و منافع ملی است.

البته این جرم وجه گناه آلود دیگری نیز دارد که همانا استبداد به نام دین خداست که به قول علامه نائینی در تنبیه‌الامه  استبداد دینی به مراتب ویرانگرتر از استبداد غیردینی است.

معمول است که مجرمان و گناهکاران را دعوت به عبرت از سرنوشت همقطارانشان کنند، اما چه می توان گفت هنگامی که وقاحت مجرمانه آنچنان شدت می یابد که بزهکار خود در ردیف اول مدعیان قرار می گیرد، و این مثال امروز موضع رهبری است در مواجهه با خزان مستبدان خاورمیانه و بهار دمکراسی در این منطقه.

در حالی که بهار عربی کاملا شبیه جنبش سبز مردم ایران است که علیه دیکتاتوری به پاخاسته اند و فریاد آزادی سر می دهند، مستبدان حاکم بر ایران آن قیام های ملی را به خود نسبت می دهند و به گونه ای تاسف بار داد سخن در مدح آنچه بیداری اسلامی می نامند، سر می نهند. با آنکه شخص رهبری به خوبی می داند که ماهیت حقیقی نهضت فراگیر امروز در خاورمیانه ضد استبدادی است، با این وجود لحظه ای با این پرسش ساده خلوت نمی کند که: چه تفاوتی است میان من و حسنی مبارک، یا سرهنگ قذافی و چرا استبداد در مصر و لیبی نامبارک و مذموم است و در ایران و سوریه ستودنی است؟

مگر نه اینکه در این کشورها نیز مجالس قانونگزاری با برگزرای انتخابات فرمایشی بر سر کار آمدند و منویات رهبر ابدمدت را انشا و صورت بندی قانونی می کردند؟ آیا آن ساقط شدگان همچون ایشان زندان و اسباب سرکوب نداشتند؟ البته پاسخ اظهار من الشمس است: تفاوتی در کار نیست، آسیاب به نوبت!

چند حرف و طمطراق و کار و بار/کار و حال خودبین و شرم دار

چند دعوی و دم باد و بروت/ای ترا خانه چو بیت عنکبوت

خودکامگی ام المفاسد است و این عمده فسادی است که یک کشور را به قهقرا و نگونبختی می کشاند. این که امروز در دوره دولت و مجلس مطلوب و منتخب آقای خامنه ای براساس گزارش دستگاه قضایی منتسب به وی بزرگترین فسادمالی تاریخ رقم می خورد و عملا دولت دست نشانده ایشان در قامت دزدان سرگردنه و همچون مهاجمان مغول و تاتار به غارت بیت المال این ملت مظلوم سرگرم است، علت آن را باید در استبداد مقام رهبری جستجو کرد. اینکه کرامت شهروندان ایرانی در بسیاری از کشورهای خدشه دار می گردد و رفتارهایی به دور از شان این ملت صلح طلب و خوشنام در مبادی ورودی کشورها در برابر اتباع ایرانی صورت می گیرد و اتهام های ناروا به آنها نسبت داده می شود نتیجه چیست؟ جز اینکه در ابتدا حیثیت و ارزش انسانی ایرانیان در کشور خودشان توسط دستگاه حکومتی به هیچ انگاشته می شود.

اینکه امروز تحریم های گسترده و سایه شوم جنگ، اقتصاد این کشور را به سوی اضمحلال برده و ترکتاری سران سپاه مجالی برای کسب و کار و فعالیت اقتصادی آزادانه و مستقل مردم عادی باقی نگذاشته حاصل چیست جز خودکامگی شخص رهبری در عرصه های مختلف حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران؟

این تحقیر و خفت ملی که ایران در صحنه بین المللی دچار آن شده است و به عنوان مثال کشتی های ما جرات برافراشتن پرچم ایران را نداشته و هر روز در آبهای بین المللی پرچم عاریتی یکی از کشورهای ذره ای را بالا می برند، دستاورد حکمرانی مستبدانه در ایران است، حال اگر آقای خامنه ای سرخوش از ساخت ناوشکن جنگی به دنبال دزدان دریایی در خلیج عدن است، اینها جز هدر دادن منابع ملی چه منفعتی برای ملتی دارد که حتی حق ندارد بداند درصد بیکاری اش واقعا چقدر است؟ و یا در زیر بار تورم چند درصدی کمر خم می کند؟

رسانه های دروغ پرداز که در واقع خواب گذران بارگاه سلطان اند هر روز به روال ارباب شان از خباثت دشمن می گویند و برای نقض حقوق بشر در اروپا و آمریکا نوحه سرایی می کنند و چماق تحریم و تهدید نظامی را بر سر افکار عمومی می کوبند آیا شجاعت دارند که تنها یکبار حقیقت را رک و پوست کنده به مخالفان خود بگویند که در حال حاضر دشمن اول این آب و خاک شخص رهبری و سیاست های نابخردانه اش است؟

صاحبان قدرت که این روزها پا در تدارک انتخاباتی صوری و نمایشی در جهت اثبات ادعای مشروعیت شان هستید اگر واقعا بر این باورند که رهبرشان محبوب ترین چهره در نزد مردم است و ملت در لیبک به او به سوی صندوق های رای خواهند شتافت برای سنجش این ادعا یکبار هم که شده به حق تضمین شده ملت در اصل 27 قانون اساسی گردن نهند و با آزاد ساختن رهبران شجاع و مقاوم جنبش سبز اعتراضی آقایان موسوی و کروبی بنگرند که چگونه سیل مشتاق میلیونها ایرانی آزادی خواه در خیایان ها جاری شده و فاتحه استبداد را می خوانند. این کمترین خواسته ای است که ما از رهبری داریم که در خطبه های نمازجمعه اش با توسل به ترفندهای گوناگون قصد دارد خود را حاکمی دمکراتیک معرفی کند.

البته از آنجا که رهبر کنونی ایران شجاعت در اختیار قرار دادن چنین فرصتی را به مخالفان خود ندارد باید انتظار آن را داشته باشد که مردم تحت ستم از هر فرصت و روزی برای ابراز مخالفت با او بهره بگیرند: بی گمان همانگونه که انتخابات ریاست جمهوری 88 و حوادث پس از آن تا به امروز به عرصه ای برای بیان این مخالفت بدل شده است، تحریم یکپارچه و فعال انتخابات مجلس نهم که انتخاباتی غیرقانونی است، نیز مجالی خواهد بود برای نشان دادن بی اعتباری و عدم مشروعیت نظام کنونی که نه جمهوری است و نه اسلامی و نیز بی اعتباری عالی ترین مقام آن.

آقای خامنه ای در بخشی از سخنرانی خود در کرمانشاه پرسش هایی را مطح کرد که به جاست در این مجال با صراحت به این سوالات پاسخ داده شود. در این سخنرانی گفته شد: آیا نظام روزی پیر و از کار افتاده خواهد شد؟ آیا راهی برای جلوگیری از فرسودگی وجود دارد؟ و آیا اگر این وضع پیش آمد راه علاجی وجود خواهد داشت؟»

پاسخ من به این پرسش این است:

آری! اعمال استبدادی و خودکامگی از سوی جنابعالی، نظام بر آمده از انقلاب اسلامی را به فرسودگی و آستانه فروپاشی کشانده است، اگر در پی راه و علاج هستید چاره کار در تغییرساختار ریاستی به پارلمانی و یا تغییرات صوری دگر نیست، بلکه علاج کار در این کشور در آن است که جنابعالی از این قدرت دست کشیده، عشق به قدرت را از دل بیرون کنید و از سرراه این ملت مظلوم و جمهوری اسلامی کنار روید.

و در نهایت همگی به یاد داشته باشیم که بر خلاف هر آنچه از قلت ونازکی می شکند ظلم و جور از فربه گی هرچه بیشتر فرو می پاشد.

جهد فرعوني چو بي توفيق بود           هرچه او ميدوخت آن تفتيق بود

ان اريد الا الاصلاح ما استطعت و ما توفيقي الا بالله عليه توكلت و اليه انيب

ابوالفضل قدیانی

بند ۳۵۰

دیماه ۱۳۹۰


180 پاسخ به “فریاد ابوالفضل قدیانی از اوین: سلطنت نکنید”

  1. یارمیر حسین گفت:

    شیر آهن کوه مرد .دورد بر شما و یاران سبز پایدار بر سر پیمان .در قرآن از موسی وفرعون با تعبیر قصه یاد کرده در حالی که ما با چشم تاریخ مان دیدیم که فرعون قصه نیست هر صبای تکرار می شود .واین نشان خوبی برای ماست .که موسی هست (موسوی) و فرعونی (….) اگر ایمان داشته باشیم .

  2. محمد گفت:

    درود به این مرد رشید
    شجاعت و دلاوری قدیانی ستودنی است.
    درود به شرفش.

  3. ناشناس گفت:

    درود بر این مرد دلیر

    من فکر می‌کنم که بیش از پیش ما باید شخص رهبر را مورد انتقاد قرار دهیم زیرا که بر همگان روشن است که آنچه بر مردم می‌گذرد دستور و سیاست مستقیم ایشان است.

    به امید مفید بودن این انتقادها. اگر گوش شنوایی باشد.

    علی‌

  4. Reza Bagher گفت:

    درود بر روح و روان چنین آزاد مردانی. این حرف تو حرف لاقل ۸۵% مردم ایران عزیز است. صورت ماهت را از راه دور میبوسم

  5. جواد گفت:

    درود خدواند بر تو ای فرزند رشید مسلمان ایرانی.
    پیش بسوی همه جانبه تحریم انتخابات, مردم ایران ان سست مسلکان که در مجلس فرمایشی شرکت میکنند را هرگز نخواهد بخشید و داغ ننگ را بر پیشانی انها در اینده ایران زمین بر انها خواهد زد.
    رهبران جنبش سبز مردم ایران را ازاد کنید, زندانیان سیاسی ایران را ازاد کنید.

  6. ناشناس گفت:

    درود بر شرافت انسانهای پاکی چون شما باد افرین بر غیرت و مردانگی ات

  7. ن-ن گفت:

    درود بر صراحت کلام و شجاعتت! حق یارت

  8. ناشناس گفت:

    اگر نوری زاد حر جنبش سبز باشد آقای قدیانی هم ابوذر آن هستند.

  9. سبز مي مانيم گفت:

    درود بر تو و بر شجاعتت
    بايد اين انتخابات را به كابوسي براي خامنه اي تبديل كنيم و از همين حالا نسبت به اطلاع ر ساني در خصوص تحريم انتخابات اقدام كنيم تا زحمات شيرمرداني مثل قدياني به هدر نرود. اين كوچكترين كاريست كه مي توان انجام دار.

  10. ناشناس گفت:

    درود بر شششششششششششرفت ای مرد به راستی مردانگی در مقابل تو کم میاورد و شجاعت در پیشگاه تو شرمنده میشود حرف دل ما را زدی ودر پیشگاه بلند قامتت کلاه از سر برداشته برایت طول عمر و سلامتی ارزو میکنیم امیدوارم خامنه ای این مطالب را بخواند و هر چه زودتر این قدرت کثیف را رها کند که فردا دیر است””””””””””

  11. محسن گفت:

    این نامه باید بشکل ویژه نامه کلمه سریعا منتشر و وسیعا تکثیر شود

  12. فرزند شهید گفت:

    من پدرم شهید نشد تا مستبدی را بر سر گزاریم و هرچه گوید بگوییم چشم و حرفهایی بزند که حتی از طرز روی کار آمدنش و نشستن بر اریکه قدرتش مضحکتر باشد. پیر مردی که ادعا میکند امام زمان او را فرستاده در حالی که چند نفر در خفا اورا بر سر کار آوردند تا چون عروسکی خیمه شب بازی مردم را سرگرم کند. جای او نه در بیت رهبری بلکه در بیمارستانی ست تا الام روانیش را تسکین بخشند. امری که بزودی محقق خواهد شد.

  13. ناشناس گفت:

    در مورد این بیانیه بزرگ و معجزه آسا که بر میلیون ها جان خسته وملول از جور ستم ونا امید از آینده روشن دریا دریا آب روان می ریزد و چون خورشید پنجره های نور و روشنایی می گشاید چه می توان گفت جز اینکه سرتعظیم فرود آورد.

  14. mohammad گفت:

    !I am speechless now. be strong man, our future needs you

  15. امید گفت:

    واقعا فوق العاده بود. درود بر شرف قدیانی. هنگامی که بسیاری سعی در پایین آوردن مطالبات مردم تا حد پذیرش کودتا را دارند، قدیانی حرف واقعی مردم را زد. حرفی از جنس 25 خرداد و عاشورای خونین 88

  16. سبز گفت:

    به امید آزادی هرچه سریعترتان

  17. banooye sabz گفت:

    درود … درود … صد هزار بار درود بر شرف این مرد سبز و آزاده

  18. علی اسلام دوست گفت:

    سلام و درود بی پایان بر ایشان و سلام بر میرعزیزمان…

  19. سبز گفت:

    درود بر این زندانی شجاع که حرف دل این ملت رو یک جا زد

  20. saba گفت:

    شاه گفت صدا ی ملت را شنیدم اما زمانیکه دیر شده بود! برای ایشان هم خیلی دیر شده چون قدرت او را نابینا کرده است!

  21. Shapoor گفت:

    فايل صوتي متن کامل نامه مورخ 9 دی 90 ابوالفضل قدیاني در يوتيوب:

    http://www.youtube.com/watch?v=N9tUfjyvTzA&feature=plcp&context=C32cb19bUDOEgsToPDskIWoN-bBYYscTnOE2cKJnxH

  22. فرزند ایران گفت:

    بیایید لاقل به احترام و بزرگداشت این بزرگ مرد و بزرگمردانی همچون او که هنوز استوار و پابرجا ایستاده اند ما نیز به حداقل وظایف خود عمل کرده و دست از نا امیدی و سکون برداریم که این رژیم با تمام توان و تبلیغاتش در پی ارعاب و خاموشی ماست که اینگونه بنمایاند که جنبش مرده و دیگر کسی به آن امید ندارد . بیایید نشان بدهیم جنبش سبز از میان رفتنی نیست تا این دژخیمان پلشت را از میان بردارد.

  23. بی خواب گفت:

    بیایید به پاسداشت و گرامیداشت این بزرگمرد زمانمان مانیز به نوبه خود دست از یاس و نا امیدی برداشته و بصورت فعال این انتخابات فرمایشی را تحریم کنیم که اگر بنشینیم و بگوییم من شرکت نمی کنم و دیگران هم همینطور زمانی چشم باز میکنیم و می بینیم که کار از کار گذشته و … همه میدانیم که کشورمان مردم ساده دل و عامی کم ندارد که تنها منبع اطلاعاتشان همین صدا و سیمای دروغ پرداز است که با بلواهای تبلیغاتی اش یزید زمان را علی کرده و جنایت کاران را مظلوم و حق جو جلوه میدهد . حداقل کارمان میتواند انتشار و رسانیدن پیام قدیانیها به گوش مردم عامی کوچه و خیابان باشد .

  24. آقای خامنه ای گفت:

    آقای خامنه ای اعوان و انصار و عمله و اکره شما که هر روز جوانمردی را به بهانه توهین به مقام رهبری گرفته و شکنجه میدهند و آنها را به زندانهای چندساله محکوم می کنند، بفرمایید شما که به “ایران” ما توهین کرده اید و دیگر اسمی از ایران کمتر می بینیم چرا آزادانه و راست راست می گردید و بازهم توهین می کنید اگر سرراست صحبت کردن با شما جرم است محو نام ایران و آثار تاریخی ایران و کتمان حقایق در باره تاریخ پیش از اسلام ایران آیا جرم نیست؟ شما بارها اظهار کرده اید که این کشور پیش از اسلام تاریخی نداشته و در واقع آنجه در این کشور اهمیت دارد پس از اسلام بوقوع پیوسته است. حال شما خودتان قاضی بشوید با این آدم که مملکت ما تاریخ ما فرهنگ ما اینگونه آشکارا توهین کرده است چه کار باید بکنیم. چرا نظام شما نام تمام سازمانهایی را که واژه “ملی” یا “ایران داشتند تغییر داده و از آنها به نام جمهوری اسلامی یاد می کنند؟ چه برسر مجلس شورای ملی آمد؟ اصلا جرا به جای داشتن کشوری به نام “ایران” که از شنیدن آن موی برتن وطن دوستان راست می شود باید هر روز شاهد شنیدن “جمهوری اسلامی” باشیم. جمهوری اسلامی کجا؟ نیجریه؟ افغانستان، پاکستان؟ عراق؟ چرا با ایران عزیز ما این کارها را می کنید و ما خواهان نام واقعی مملکتمان هستیم ایران تمام سازمانها نیز باید بایک واژه ایران مزین شود وزارت خارجه ایران بانک ملی ایران مجلس شورای ملی ایران من به عنوان یک ایرانی علیه شما اعلام جرم می کنم.

  25. رضا گفت:

    آقاب قدیانی کاشکه شما و هم نسل های شما انقلاب نمیکردید که الان هم نسل های من چه در داخل و چه در خارج از کشور سرگردان و بدون امید به آینده نگاه کنند. ایا شما فکر میکنی به راحتی میشه از شر این ولایت خلاص شد؟؟ الان با اون زمان فرق کرده.اینها به اسم اسلام همه این ملت را می کشند و بعدش هم می گویند به خاطز اسلام بوده, شما فکر میکنی سلطان علی خامنه ای را می شود به پایین کشید؟؟ من که چنین فکر نمی گنم

  26. حسین گفت:

    وای بر این مجلس مثلا خبرگان!که تمامی آنها مثلا آیت اله ومجتهد عادل هستند معلوم نیست این عدل چه مفهومی در اسلام دارد که نتیجه اصرار آقایان علما این است! چه جوابی این آقایان خبرگان به ملت دارند یا از خدا تعهد گرفته اند که از عقوبت او مصون بمانند! جز بی غیرتی چیزی نمی تواند باشد.

  27. غریبه گفت:

    از توی زندان این نامه رو نوشتن دل شیر میخواد…جوابی هم ندارن به ایشون بدن ازار و اذیتشون میکنن…در پناه حق زنده و سلامت باشی برادرم

  28. سبز سبز گفت:

    چنین شجاعتی ستودنی است. آنهم در اسارتگاه دیو صفتان .کاش میشد رنج همه دوستان دربندمان را با هم تقسیم میکردیم.

  29. ناشناس گفت:

    کلمه عزیز !
    به هیچ وجه نمی توانم این را برای خودم هضم کنم که با چه استدلالی تیتر این نامه را سانسور کرده اید !
    واقعا نمی توانم هضم کنم !!
    کلمه : با سپاس از ابراز نگرانیتان. تیتر هر خبر یا نامه ای استنباط و سلیقه ی تحریریه از فحوای کلام است. مساله ی اصلی نامه به نظر مسوول این خبر استبداد و پاگیری مناسبات سلطنتی به جای جمهوریت است و نه اسم شخصیت های حقیقی و یا حقوقی. به زعم کلمه این استنباط به بهترین نحو در تیتر خود را نشان میدهد.

  30. عبدالله گفت:

    با سلام
    درود خداوند بر تو ای آزاده
    چقدر زیبا از هم نامی با یل کربلا ( حضرت ابوالفضل س ) بهره برده ای / دوباره مرا یاد عاشورا و آن میر علمدار حسین ابن علی ( ع ) انداختی .
    ابوالفضلی نشان دادی ابوالفضلی . فقط یلان می توانند ابوالفضل باشند . الیس الله بالصبح القریب .
    رزمنده – جانباز و برادر شهید

  31. حماسه ایرانی گفت:

    براستی، این نامه که دنباله ی نامه های نوری زاد است، مرا یاد نبرد رستم و اسفندیار می اندازد که اول تمام سعی خود را کرد که جنگی بین او و اسفندیار رویین تن (تقدسی ادعایی که بهانه ای برای سرکوب آزادی خواهی بود) در نگیرد، ولی وقتی نا امید شد جنگ را پذیرفت تا در تاریخ بماند که ایرانی ها آزادی را به دینی که آزادی را تاب نمی آورد ترجیح میدهند. قدیانی رستم دستان است که برخواسته است تا تیر گز را به چشم استبداد فرو نشاند. چه باک که شغاد ها او را شمشیر آجین کنند. او زندگی خود را در دست گرفته تا به ما نشان دهد که اقتدار استبداد پوشالی است و خیلی که زورش برسد شکنجه میکند و می کشد و تجاوز میکند و تنها جسم پهلوانان ما را می تواند به اختیار گیرد. روح بلند آنها مانند ستارگانی رها، از دسترسی او میلیون ها سال نوری دور است. همین حقارت استبداد را بس است.

  32. ازشما سپاسگزارم کلمه گفت:

    نشریه کلمه: من به شما واقعا افتخار می کنم. درود برشما که باز شروع کرده اید به انتشار نامه ها بدون آنکه بنویسید غیر قابل انتشار. آفرین برشما و شجاعت شما. این رژیم هم باید یاد بگیرد و درمقابل انتقاد ها ازخود عکس العمل نشان ندهد. وگرنه مردم این مملکت یک باره منفجر خواهند شد. زمان شاه را که به یاد دارید آن عکس العمل شدید مردم بواسه همان محدودیت های فراوان بود. حال اینان باید تحمل شنیدن انتقادات مردم را داشته باشند بخصوص که احمدی نژاد بارها گفته است در جمهوری اسلامی کسی را به خاطر داشتن نظر مخالف تحت تعقیب قرار نمی دهند. بسیار از شما سپاسگزارم.

  33. اصغر صالح آبادی گفت:

    آقای ابوالفضل قدیانی حدود 40 سال فعالیت سابقه ی سیاسی دارد و همیشه بکار جمعی ، سازمانی معتقد بوده بسیار خوب بود اگر مشخص می شد بر اساس چه تحلیلی اینچنین با صراحت و شفافیت موضع گیری کرده است. شجاعت این زندانی سیاسی از جان گذشته قابل تقدیر است . برای وی آرزوی سلامتی و سربلندی دارم. به امیدلغو مجازات اعدام و نهادینه شدن دمکراسی، حقو بشر و حق شهروندی در ایران .

  34. Mohammad گفت:

    با سلام به همه ایرانیان باشرف،
    بهترین راه مبارزه را آقای نوریزاد به ما نشان دادند. باید همه ملت شروع به نامه نوشتن به خامنه ای بکنند. ولی باید سایتی باشد که این نامه هارا منعکس کند.

  35. ناشناس سبز گفت:

    اين جور نامه ها وظيفه ما را سنگين تر مي كند.
    آهاي ملت ايران از خواب طولاني برخيزيد!
    آهاي بزرگان دست از سكوت برداريد!
    به آيندگان خيانت نكنيد
    كشورمان به غارت رفت

  36. یک دانشجوی با بصیرت گفت:

    واقعا افتخار میکنم به امثال آقای قدیانی.

    آقای قدیانی در اوج جوانی ام میسوزم ازین ظلم و ریایی که جامعه ام در آن غرق شده است… میسوزم.

  37. مبارز گفت:

    بادرود بر توی ازاد مرد ایران زمین , مبارزه تا ازادی ایرانیان

  38. مبارز گفت:

    بادرود بر توی ای ازاد مرد ایران زمین , مبارزه تا ازادی ایرانیان

  39. عابدی گفت:

    درود و سلام خداوند بر مبارزان دلیر و از جان گذشته سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که ایثارشان فخر ماست
    خدایا به عزت و جالت سوگند استواریشان را مستحکم و صبرشان را مستدام و اجرشان را عظیم و عزتشان را رفیع بدار.
    کلامشان را رساتر و روحشان را متعالی تر بنما.
    و ما را و همه ملت ما را بیداری و شجاعت در مقابل ظلم و جور عنایت فرما.
    وجعلنا من لدنک سلطان نصیرا و لا جعلنا من الشیطان سلطان ذلیلا

  40. ماهستيم(يك لر سبز گفت:

    درود بر شرف و شجاعتت جناب آقاي قدياني
    ما همه سرباز تويييم (( آزادي ))

  41. شیرازسبز گفت:

    قدرت مطلق= فساد مطلق

  42. ناشناس گفت:

    به عنوان جانباز 70 درصد مایلم نظراتم را برای این فرصت طلایی تا انتخابات(انتصابات) اعلام کنم:
    1- جامعه ظرفیت خیزش را دارد باید از همین الان از این فرصت استفاده شود.
    2- تحریم در انتخابات را فقط شرکت در انتخابات ندانیم تحریم باید فعالیت برای مجاب کردن شرکت نکردن دیگران هم باشد.
    3- در این مدت حتما تبلیغات خودمان را برای زنده نگه داشتن یاد شهدا و رهبران جنبش سبز نماییم.
    4- آیات عظام صانعی، دستغیب، اردبیلی، بیات، دستغیب، وحید و سیستانی و بیت امام به خصوص سید حسن برای جلوگیری از این همه ظلم و فساد و دزدی و غارت به اسم اسلام باید بیشتر فعال شوند.
    5- انتظار از تحرک افرادی مانند خاتمی، موسوی خوئنی ها، هاشمی و دیگر بزرگواران زیاد است.
    6- همه این فعالیت ها باید نشان دهنده این باشد که ما از طریق مردم می خواهیم سلطان را برکنار کنیم و احتیاجی به کمک دول غربی نداریم.
    7- شعار نویسی بر روی اسکنانس و دیوارها ظالمان را دیوانه می کند همین علامتv آنها را دیوانه کرده کافی است سری به اطراف میدان انقلاب بزنید تا متوجه شوید یک علامت v شب نوشته می شود و افسران جنگ نرم حضرت امام المسلمین در عرض چند ساعت پاک می کنند ظالمان اثرات شعار نویسی را بهتر از ما درک کرده اند.

  43. ناشناس گفت:

    شجاعت شما قابل تحسین است و اعترافتان که در این انقلای نقش داشتید ولی در طول تاریخ همه انقلابها به انحراف کشیده شده ودر نهایت به دیکتاتوری ختم شده ولی من فکر نمی کنم حداقل نسل ما دهه شصتی ها افول و سرنگونی این استبداد ودینی را ببینیم خیلی بعید در ضمن ما ملت ایران در حال حاضر ثابت کردیم که هم متملق و ترسو و لایق این دیکتاتوری هستیم

  44. ناشناس گفت:

    مرگ بر هر چه ظلم و دیکتاتوری است و مرگ بر خود دیکتاتور

  45. امید موسوی گفت:

    با سلام .همانطور که دریای ادب پیش پای عباس (ع ) زانو زد . مرید سالار شهیدان استاد قدیانی در میدان قلم. چنان یکه تازی کردند که به وضوح آزادیخواهی ایشان مشهود و رسوایی کودتا گران هویدا .احساس کردم این بزرگ مرد ریشه استبداد را از جا کند

  46. ناشناس گفت:

    اگر نوری زاد حر جنبش سبز باشد آقای قدیانی هم ابوذر آن هستند.

  47. ناصر گفت:

    قدیانی عزیز تنها هنر من و امثال من این است که در برابر عظمت روح و علو شخصیت دلیر مردانی چون شما سر تعظیم فرود آوریم . باورم این است که تبارک الله احسن الخالقین در ثنای آزادگانی چون حضرتعالی بر نبی مکرم اسلام نازل گردیده است . خدای تعالی جزای خیرت دهد .
    آگاهی تا رهایی

  48. محمد گفت:

    درود بر شرف و غیرت و مردانگی و همت و شجاعت تو.
    درود بر مادری که شیر در کامت نهاد
    درود بر پدری که تربیتت کرد
    درود بر خاکی که تو را پرورد
    درود بر ملتی که به تو و اندیشه ی تو می بالد.
    زنده باد قدیانی آزاد مرد پاکدل و نیک آیین.
    دروووووووووووووووووووود….

  49. بهار سبز گفت:

    ابوالفضل یارت باشد ای شیر مرد ای شیر در بند کفتار که چون طوفان می خروشی شیر مادرت حلالت و دعای مردمان ستمدیده ایران بدرقه راهت.