سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » فریاد ابوالفضل قدیانی از اوین: سلطنت نکنید...
» نامه مبارز ۶۶ ساله دوران ستم شاهی در نقد سیاستهای رهبری

فریاد ابوالفضل قدیانی از اوین: سلطنت نکنید

چکیده :این تکلیف بر افرادی چون من که جوانی خویش بر سر مبارزه با استبداد شاهنشاهی گذاشته و با امید بازستاندن حق جمهور مردم در اداره کشورشان در انقلاب اسلامی شرکت جسته و به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی یاری رسانده ایم سنگین تر است. بنابراین امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد و دم نیاورد. و از همین بابت است که اینک از زندان اوین این فریاد را بر می آورم...


دو روز پس از اعلام محکومیت تازه ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی و مبارز دوران ستمشاهی به تحمل سه سال حبس دیگر، وی در نامه ای که از زندان اوین به کلمه ارسال کرده، بار دیگر وضعیت موجود کشور را به نقد کشید.

ابوالفضل قدیانی اولین بار در دی ماه ۸۸ بازداشت و به اتهام توهین به رییس دولت به یک سال حبس محکوم شده بود. این مبارز دوران ستمشاهی که ۴ سال در زندان های ساواک شکنجه شده و مقاومت کرده بود، دو ماه پیش در دادگاهی که در شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب برایش تشکیل شده بود، شرکت نکرده و آن را غیر قانونی خوانده بود.

عضو ارشد و دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ارئه‌ی لایحه ای گفته بود دادگاه سیاسی باید علنی و با حضور هیئت منصفه باشد، بنابراین دادگاه غیرقانونی و مجری آن مجرم است. این دادگاه چند روز پیش وی را به تحمل سه سال حبس دیگر(به اضافه یکسال حبس قبلی)محکوم کرد.

متن کامل نامه ابوالفضل قدیانی  زندانی  ۶۶ ساله که توسط یاران گمنام جنبش سبز در زندان اوین در اختیار کلمه قرار گرفته است به این شرح است :

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین (سوره قصص آیه ۸۳)

این سرای آخرت از آن کسانی است که در زمین برتری طلبی نمی کنند و سلطه طلب نیستند و در زمین فساد به پا نمی کنند و عاقبت از آن پرهیزگاران است.

این روزها مقارن است با دومین سالگرد عاشورای خونین حسینی جنبش سبز ایران(ششم دی ماه) و نیز اردوکشی خیابانی اصحاب استبداد در روز نهم دی ماه که سراسیمه و بنابر سنتی یزیدی، چندی پس از قلع و قمع آزادی خواهان و حق جویان به دستور مستبد حاکم به خیابان ها آورده شدند تا پا بر خون بنا حق ریخته عاشوراییان گذارده و مداحی اربابشان را کنند.

اما صحنه گردان ناشی این نمایش که البته طبق معمول پیش از هرکس هنرمندانه به کرده خویش می خندد و داد سخن در مدح و ثنای آن سر می دهد، این حماسه خویش پرداخته را یوم الله نام نهاده و بر آن است که از این غده پوسیده برای عریانی تن پادشاه، قبایی بدوزد و مشروعیت از دست رفته را به بزرگداشت این به اصطلاح یوم الله چاره ای اندیشد. غافل از آنکه حاصل بر هم زدن این ملغمه چیزی جز آن نیست که بوی تعفن تفرعن مشام هر آزاده و وجدان بیداری را بیش از پیش می آزارد و افاقه ای به حال روزگار رو به افول استبداد نمی کند.

از وفور مدح ها فرعون شد

کن ذلیل النفس هونا لاتسد(سوره فرقان، آیه 64)

اگر استبداد امروز ایران آن مقدار حقیر است که قصد کرده سالروز هلهله فریب خوردگان و مزدورانش را بر سر قربانگاه حق جویی و آزادگی رابه روزی همچون هنگامه تاجگذاری شاهان بدل سازد، پس بهتر آنکه او را در جشن نمایش‌اش یاری داده و به قدر وسع و تکلیف خویش، گوشه ای از سیمای استبداد و استکبار وی را نمایان سازد که مولای متقیان و امیر قافله‌ی حق فرموده: «ما شککت فی الحق مذاریته: از آن زمان که حق را شناختم در آن گرفتار شک و دودلی نشدم.»

و این تکلیف بر افرادی چون من که جوانی خویش بر سر مبارزه با استبداد شاهنشاهی گذاشته و با امید بازستاندن حق جمهور مردم در اداره کشورشان در انقلاب اسلامی شرکت جسته و به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی یاری رسانده ایم سنگین تر است. بنابراین امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد و دم نیاورد. و از همین بابت است که اینک از زندان اوین این فریاد را بر می آورم.

باری من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال و آزادی خویش را نگذاشته ایم که سه دهه بعد آقای علی خامنه ای اینگونه بر کشور سلطنت کند.

ملت ما از مشروطه تا انقلاب اسلامی آن همه رنج نکشید تا امروز فردی به نام ولایت فقیه قانون را در تمامی مراتب به بازیچه ای برای اعمال قدرت مطلقه خویش بدل سازد.

خیال مستبد امروز ایران این است که آرای این مردم در تعیین سرنوشت شان-که بی شک جلوه همراهی دست خداوند را باید در آن جست- اکنون برگه های قماری شوم در دست اوست، و حاشا که در برابر این خیال واهی لحظه ای کوتاه بیاییم، که به‌فرموده رسول اکرم :«افضل الجهاد کلمه حق عندالسلطان الجائر»

به مانند هر سلطان جائری، زندان، حصر، و خفه کردن هر بانگ مخالفی در صدر سیاست های مملکت داری رهبری قرار گرفته است و از این رو هرکس نگاه چپ به این مقام داشته باشد از یک شهروند عادی یا یک دانشجوی جوان تا صاحب منصبان پیشین نظام و یا حتی مجیز گویان دیروز بارگاه که امروز جریان انحرافی نام گرفته، بایستی طرد شده و زبان شان قطع شود.

البته شاید در نظر ایشان، با قدرت مطلقه ای که در دست دارند حبس مخالفان و نه سلب حیات آنان، حاصل لطف ملوکانه باشد، اما واقعیت آن است که این استبداد از تمام توان و بنیه خود برای سرکوب و بسط خفقان بهره می جوید و از هیچ خشونتی دریغ نمی ورزد، اما آنچه مانعی بر سر راه سرکوب افزون تر است، اولا خوف اوست و ثانیا آگاهی و مقاومت گسترده وسیع مردم در برابر وی است.

به گمان من درصدر جرائم رهبری، اعمال استبداد در کشور است و هر جرم و جنایت دیگری را باید پس از این فقره در شمار آورد، چرا که اگر ایشان مسوولیت جنایاتی همچون شلیک گلوله جنگی در معابر عمومی به شهروندان معترض حاضر در یک راهپیمایی مسالمت آمیز و آنچه از شکنجه و تجاوز بر سر پیر و جوان این مردم در کهریزک و یا سایر بازداشتگاههای پیدا و پنهان امنیتی و انتظامی آورده است، منتسب به فعل ماموران خویش سازد، استبداد جرمی است که او خود مباشرتا مرتکب شده است و به هیچ روی قابل انکار نیست.

قبضه کردن قدرت و قایل شدن حق مطلقه‌ی ابدمدت برای خود در اداره امور مملکت ایران، عملا مقابله با خواست تاریخی ملتی است که لااقل در یکصد و پنجاه سال گذشته، در جهت نفی استبداد و سلطنت مطلقه دمی از پای ننشسته اند، این تقابل نه تنها جرمی نابخشودنی که خیانتی آشکار نیز در حق آرمان ها و منافع ملی است.

البته این جرم وجه گناه آلود دیگری نیز دارد که همانا استبداد به نام دین خداست که به قول علامه نائینی در تنبیه‌الامه  استبداد دینی به مراتب ویرانگرتر از استبداد غیردینی است.

معمول است که مجرمان و گناهکاران را دعوت به عبرت از سرنوشت همقطارانشان کنند، اما چه می توان گفت هنگامی که وقاحت مجرمانه آنچنان شدت می یابد که بزهکار خود در ردیف اول مدعیان قرار می گیرد، و این مثال امروز موضع رهبری است در مواجهه با خزان مستبدان خاورمیانه و بهار دمکراسی در این منطقه.

در حالی که بهار عربی کاملا شبیه جنبش سبز مردم ایران است که علیه دیکتاتوری به پاخاسته اند و فریاد آزادی سر می دهند، مستبدان حاکم بر ایران آن قیام های ملی را به خود نسبت می دهند و به گونه ای تاسف بار داد سخن در مدح آنچه بیداری اسلامی می نامند، سر می نهند. با آنکه شخص رهبری به خوبی می داند که ماهیت حقیقی نهضت فراگیر امروز در خاورمیانه ضد استبدادی است، با این وجود لحظه ای با این پرسش ساده خلوت نمی کند که: چه تفاوتی است میان من و حسنی مبارک، یا سرهنگ قذافی و چرا استبداد در مصر و لیبی نامبارک و مذموم است و در ایران و سوریه ستودنی است؟

مگر نه اینکه در این کشورها نیز مجالس قانونگزاری با برگزرای انتخابات فرمایشی بر سر کار آمدند و منویات رهبر ابدمدت را انشا و صورت بندی قانونی می کردند؟ آیا آن ساقط شدگان همچون ایشان زندان و اسباب سرکوب نداشتند؟ البته پاسخ اظهار من الشمس است: تفاوتی در کار نیست، آسیاب به نوبت!

چند حرف و طمطراق و کار و بار/کار و حال خودبین و شرم دار

چند دعوی و دم باد و بروت/ای ترا خانه چو بیت عنکبوت

خودکامگی ام المفاسد است و این عمده فسادی است که یک کشور را به قهقرا و نگونبختی می کشاند. این که امروز در دوره دولت و مجلس مطلوب و منتخب آقای خامنه ای براساس گزارش دستگاه قضایی منتسب به وی بزرگترین فسادمالی تاریخ رقم می خورد و عملا دولت دست نشانده ایشان در قامت دزدان سرگردنه و همچون مهاجمان مغول و تاتار به غارت بیت المال این ملت مظلوم سرگرم است، علت آن را باید در استبداد مقام رهبری جستجو کرد. اینکه کرامت شهروندان ایرانی در بسیاری از کشورهای خدشه دار می گردد و رفتارهایی به دور از شان این ملت صلح طلب و خوشنام در مبادی ورودی کشورها در برابر اتباع ایرانی صورت می گیرد و اتهام های ناروا به آنها نسبت داده می شود نتیجه چیست؟ جز اینکه در ابتدا حیثیت و ارزش انسانی ایرانیان در کشور خودشان توسط دستگاه حکومتی به هیچ انگاشته می شود.

اینکه امروز تحریم های گسترده و سایه شوم جنگ، اقتصاد این کشور را به سوی اضمحلال برده و ترکتاری سران سپاه مجالی برای کسب و کار و فعالیت اقتصادی آزادانه و مستقل مردم عادی باقی نگذاشته حاصل چیست جز خودکامگی شخص رهبری در عرصه های مختلف حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران؟

این تحقیر و خفت ملی که ایران در صحنه بین المللی دچار آن شده است و به عنوان مثال کشتی های ما جرات برافراشتن پرچم ایران را نداشته و هر روز در آبهای بین المللی پرچم عاریتی یکی از کشورهای ذره ای را بالا می برند، دستاورد حکمرانی مستبدانه در ایران است، حال اگر آقای خامنه ای سرخوش از ساخت ناوشکن جنگی به دنبال دزدان دریایی در خلیج عدن است، اینها جز هدر دادن منابع ملی چه منفعتی برای ملتی دارد که حتی حق ندارد بداند درصد بیکاری اش واقعا چقدر است؟ و یا در زیر بار تورم چند درصدی کمر خم می کند؟

رسانه های دروغ پرداز که در واقع خواب گذران بارگاه سلطان اند هر روز به روال ارباب شان از خباثت دشمن می گویند و برای نقض حقوق بشر در اروپا و آمریکا نوحه سرایی می کنند و چماق تحریم و تهدید نظامی را بر سر افکار عمومی می کوبند آیا شجاعت دارند که تنها یکبار حقیقت را رک و پوست کنده به مخالفان خود بگویند که در حال حاضر دشمن اول این آب و خاک شخص رهبری و سیاست های نابخردانه اش است؟

صاحبان قدرت که این روزها پا در تدارک انتخاباتی صوری و نمایشی در جهت اثبات ادعای مشروعیت شان هستید اگر واقعا بر این باورند که رهبرشان محبوب ترین چهره در نزد مردم است و ملت در لیبک به او به سوی صندوق های رای خواهند شتافت برای سنجش این ادعا یکبار هم که شده به حق تضمین شده ملت در اصل 27 قانون اساسی گردن نهند و با آزاد ساختن رهبران شجاع و مقاوم جنبش سبز اعتراضی آقایان موسوی و کروبی بنگرند که چگونه سیل مشتاق میلیونها ایرانی آزادی خواه در خیایان ها جاری شده و فاتحه استبداد را می خوانند. این کمترین خواسته ای است که ما از رهبری داریم که در خطبه های نمازجمعه اش با توسل به ترفندهای گوناگون قصد دارد خود را حاکمی دمکراتیک معرفی کند.

البته از آنجا که رهبر کنونی ایران شجاعت در اختیار قرار دادن چنین فرصتی را به مخالفان خود ندارد باید انتظار آن را داشته باشد که مردم تحت ستم از هر فرصت و روزی برای ابراز مخالفت با او بهره بگیرند: بی گمان همانگونه که انتخابات ریاست جمهوری 88 و حوادث پس از آن تا به امروز به عرصه ای برای بیان این مخالفت بدل شده است، تحریم یکپارچه و فعال انتخابات مجلس نهم که انتخاباتی غیرقانونی است، نیز مجالی خواهد بود برای نشان دادن بی اعتباری و عدم مشروعیت نظام کنونی که نه جمهوری است و نه اسلامی و نیز بی اعتباری عالی ترین مقام آن.

آقای خامنه ای در بخشی از سخنرانی خود در کرمانشاه پرسش هایی را مطح کرد که به جاست در این مجال با صراحت به این سوالات پاسخ داده شود. در این سخنرانی گفته شد: آیا نظام روزی پیر و از کار افتاده خواهد شد؟ آیا راهی برای جلوگیری از فرسودگی وجود دارد؟ و آیا اگر این وضع پیش آمد راه علاجی وجود خواهد داشت؟»

پاسخ من به این پرسش این است:

آری! اعمال استبدادی و خودکامگی از سوی جنابعالی، نظام بر آمده از انقلاب اسلامی را به فرسودگی و آستانه فروپاشی کشانده است، اگر در پی راه و علاج هستید چاره کار در تغییرساختار ریاستی به پارلمانی و یا تغییرات صوری دگر نیست، بلکه علاج کار در این کشور در آن است که جنابعالی از این قدرت دست کشیده، عشق به قدرت را از دل بیرون کنید و از سرراه این ملت مظلوم و جمهوری اسلامی کنار روید.

و در نهایت همگی به یاد داشته باشیم که بر خلاف هر آنچه از قلت ونازکی می شکند ظلم و جور از فربه گی هرچه بیشتر فرو می پاشد.

جهد فرعوني چو بي توفيق بود           هرچه او ميدوخت آن تفتيق بود

ان اريد الا الاصلاح ما استطعت و ما توفيقي الا بالله عليه توكلت و اليه انيب

ابوالفضل قدیانی

بند ۳۵۰

دیماه ۱۳۹۰


180 پاسخ به “فریاد ابوالفضل قدیانی از اوین: سلطنت نکنید”

  1. سامان 12 گفت:

    ای شیر مرد !صرف نامه نوشتن شما در حبس ودقت هدف گیری در نشان دادن علت العلل بدبختی های این کشور باعث بی ابرویی و شکست ظالمان وسرافرازی وپیروزی شماست.لعنت الله علی القوم الظا لمین.

  2. ناشناس گفت:

    مردم ایران با تحریم انتخابات به سلطه اقتارگران پایان دهید وگرنه در اخرت از زیانکاران خواهیم بود
    پیش بسوی تحریم انتخابات
    درود بر خاتمی و موسوی و هاشمی

  3. ناشناس گفت:

    درود بر این مرد شجاع اما حیف صم بکمن و لا یعقلون

  4. شاگرد سبز گفت:

    از این که در سازمان پر افتخار مجاهدین انقلاب اسلامی بعنوان عضوی جوان دانش آموز مکتب شیر مردانی چون تو و بهزاد نبوی بوده ام بخود می بالم.
    خداوند اجداد طاهرین تو را که در اصلاب و در دامان پاک خود شیر مردی چون تو پروریده اند را با خطبه خوانان بارگاه یزیدٰ: زینب کبری و سید الساجدین (ع)محشور فرماید.

  5. حمید رفعتی گفت:

    مبارز نستوه جناب اقای قدیانی با عرض سلام و ادب پیشگاه جناب عالی و کلیه مبارزان جنبش سبز، استبداد و سلطنت فقیه که جنابعالی به آن اشاره کردید از سال ها قبل مورد اعتراض دوستان دفتر تحکیم و مردم خردمند بوده است. جای تقدیر است که سرانجام رهبران عزیز جنبش سبز با قبول تمام مخاطرات به صورت مستقیم مستبد را مخاطب قرار داده و تکلیف هواداران جنبش سبز را روشن می کنید. تمام سبز ها به خصوص جوانان سبز گوش به فرمان رهبران خود هستند. هر روز درنگ و تعویق در بپاخواستن مردم شرایط کشور را پر مخاطره خواهد کرد. معاویه صفتان و عمروعاص های اطراف اش کشور را به لب پرتگاه بردند و بنا به سفارش اربابان خود در صدد جنگی دیگر به کشور هستند تا در سایه جنگ خیانت ها و فساد خانوادگی خود را پنهان کنند. تمام این خیانت ها و فسادی که تمام ارکان حکومت را گرفته ناشی از فساد رهبری و باج دهی به اطرافیانش است . مگر می شود کسی خدا ترس و سالم باشد و نسبت به ارتشاء فساد و غارت بیت المال ساکت بشیند حتی دستور دهد رسیدگی نشود.
    ما رزمندگان دوران دفاع مقدس در کنار جوانان سبز آماده هستیم . یا حسین میر حسین.

  6. ناشناس گفت:

    اگه دیگر اصلاح طلبان هم 20 درصد شجاعت و شرافت آقای قدیانی را داشتند و نامه های اعتراض می نوشتند وضعمون بهتر از این بود….

  7. برادرشهید گفت:

    درودبه شرفت که ازدکترنوریزاد هم جلوزدی
    قلمت مثل شمشیربرنده بود
    وچون شهاب ثاقب قرآنی پرده ولایت دروغین راپاره کردی
    السابقون السابقون اولئک المقربون
    وشماگوی سبقت راازهمه ربودی وندای توحیدواقعی ودفاع ازانسانیت سردادی
    شمااولین نفری هستی که تمام سدهای ترس ودوپهلوصحبت کردن راشکستی وندای حق فریادزدی
    گلویت رابوسه می زنم ای آزادمردتاریخ ایران
    دراینده ازشمابه بزرگی یادمیکنند ونامه ات امروزدرتاریخ بشروحریت ثبت شد

  8. سبز باران گفت:

    تنها افتخار امروز ایران وجود آزادمردانی چون شماست. ایران امروز ما به برکت حاکمش هیچ نقطه روشنی ندارد.

  9. علی گفت:

    شیر قدیانی
    در مقابل شجاعت شما زبان قاصر از گفتن و به احترام شما و شیر مردان و شیر زنان تعظیم میکنم.
    شما مستبد را چنان بر زمین کوبیدید که تا آخر عمرش بیاد خواهد داشت.
    ولی با عمله ظالم در این میان چه باید کرد. برادران لاریحانی ،محسن رضائی ، احمد خاتمی ، علم الهدی و امثالهم هم کمتر مقصر نیستند. …

  10. ali گفت:

    بابا شما را مادر زائده بخدا قسم رحمت به شیری که خوردی احسنت احسنت بر آن شیر پاکی شما نوشیده ایی

  11. ناشناس گفت:

    اي كاش اين جنبش افشاگري در قالب نامه‌هاي سرگشاده به اين سلطان جابر از سوي ساير بزرگان، استادان دانشگاه، و شخصيت‌هاي سياسي ملي و صاحبان تفكر و انديشه، از هر صنف و حرفه ادامه و گسترش يابد.

    نامه‌ي تاريخي بسيار مؤثري بود. هرگز شناختي از اين شيرمرد بزرگ نداشتم با خواندن اين نامه، به شوق آمدم. آرزو دارم ساير بزرگان اصلاح طلب – اعم از ينداني يا خارج از زندان – اينگونه با صراحت حرف آخر را بزنند و راه را براي حذف كسي كه مسؤل نابودي كشور است، باز كنند.

  12. مسعود دیپلمات گفت:

    جناب آقای قدیانی
    درود بر شما که در غیبت دو هفته ای جناب نوری زاد خوش درخشیدید و راه او را به خوبی و با صراحت تمام ادامه دادید و دعوت او را هم لبیک گفتید . متشکرم.

  13. Reza گفت:

    در مقابلت شجاعتت شرمسارم بزرگ مرد!تو شجاعت را معنایی تازه دادی . e

  14. محسن گفت:

    اگر نوری زاد در مقام یک “دلسوز” به خامنه ای می نوشت، آقای قدیانی حرف میلیون ها منتقد جدی به سیاست های حاکم در کشور را با قلمی گویا و جسور بر کاغذ آورده.
    تنها راه نجات کشور از جنگ و تجزیه و ویرانی اجرای شرایط خاتمی بعلاوه کنار رفتن خامنه ای و شرکای “سردارش” از قدرت است!

  15. ناشناس گفت:

    توجه توجه خبری در راه است و……. کسانی که مردمی را که امر به عدالت میکنند به قتل میرسانند به کیفر دردناک الهی بشارت ده اینان به خاطر این گناه بزرگ در دنیا و آخرت اعمال نیکشان تباه شده و یار و مددکار و شفیعی ندارند سوره آل عمران آیات 21و 22

  16. ناشناس گفت:

    شیعه واقعی علی (ع) قدیانی است او از قبل از انقلاب در زندان شاه و الآن هم در زندان ، دنیا را طلاق داده .
    جالب است بدانید علم الهدی گفته 9 دی از عاشورا مهمتر بود !!!!!!! یعنی امام حسین و کربلا فراموش و 1400 سال اسلام را به دنیا طلبی امروز بفروشید !

  17. ناشناس گفت:

    آدم های بی عرضه سعی دارند با تهاجم به دیگران ضعف و خباثت خود را مخفی کنند

  18. امیر گفت:

    زنده باد

  19. ترانه سبز گفت:

    معناي ايمان را از نامه اين مجاهد ديديد؟
    و اينچنين بود كه شاملو از قول «خدا» براي «انسان» نوشت:

    نام توام من به ياوه معنايم مكن.

  20. یکی گفت:

    الهم فک کل اسیر

  21. حماسه ایرانی گفت:

    واقعن چه کلمه ای می تواند بلندای شجاعت این انسان و عمق ایمان او را به حق، ادا کند؟ چگونه است که انسانی این چنین، در مقابل چنگیز زمان، تمام قد می ایستد و ندای فنای او را سر من دهد؟ خود هموطن او بودن، افتخار بزرگی است، باشد تا آیندگان بدانند ما در عصری زیستیم که قدیانی می زیست، که برای اولین بار پرده از زخمی بزرگ برداشت تا سبب جراحت چرکینی که می رود تا به قطع عضوی ناگزیر به عنوان تنها راه درمان، بیانجامد، را به آفتاب اندازد. زهی شجاعت بی مانند.

  22. پاسخ به ناشناس گفت:

    دقیقا راست گفتید که شرم و حیا هم خوب چیزی است. شرم نمی کنید که این قدر جاهلید و به چنین شیرمردی می گویید این صفات را سه طلاقه کرده است.

  23. ناشناس گفت:

    درود بر تو ای آزاده ی شجاع. در تاریخ ایران شما نامی جاودانه خواهید داشت. ننگ و نفرین ابدی بر جنایتکاران حاکم بر ایران.

  24. مرتضی گفت:

    درود بر ابوالفضل قدیانی آزاد مرد شکوهمند ایرانی.درودبه شرفت
    درود بر خاتمی و موسوی
    پیش بسوی تحریم انتخابات فرمایشی و نمایشی مردم فریب
    بارپروردگارا ، شر این متحجرین خرافه پرست را از سر این مردم مظلوم کوتاه کن.
    ملت ما ازصدر مشروطه تا قیام سال ۵۷ اینهمه سختی ، مرارت ، رنج ، آوارگی، اجحاف نکشید تا فردی مجهول حال و متوهم زا را از دو دهه تا به امروز به نام ولایت تو خالی و پوشالی قانون کل یک کشور در تمامی امور را به بازیچه ای برای اعمال قدرت مطلقه خویش بدل سازد.مگر ندیدید سرنوشت محتوم شاه سابق را و مگر نمیبینید سرنوشت بن علی را ،صدام حسین را ،قذافی را، مبارک را ، آیا هیچ جایی برای عبرت نیست ؟ بس کنید با این عبارت بیداری اسلامی برای همسایگان ایران .این همسایگان از استبداد بیزار و خسته شدند . شما مستبدان و خود کامگان به خوبی توانستید مردم ایران را دین گریز و اسلام ستیز کنید، دیگر همسایگان پیشکشتان .آنها از ابتدا میگویند ما هیچوقت نمیخواهیم مثل جمهوری اسلامی بشویم که در نهایت نه اسمی از جمهوریت بماند و نامی از اسلام و هیچگاه چنین چیز من دراوردی به نام ولایت فقیه را هم نمیپذیرند .
    اگر رای مردم را نادیده گرفتید و به یغما بردید و وحشیانه به مردم بیگناه حمله بردید ، هیچ گمان مکنید تا ابد بر اریکه حکومت باقی خواهید ماند .این دست و پا زدن هایتان نشان از مستاصل بودنتان هست.

    از خشم مردم بتردسید

  25. ناشناس گفت:

    فقط خدا نگدارت باشد

  26. چه فرقی بین من و توست؟ گفت:

    حق کاملا به جانب ایشان است. ما رفتیم به خیابانها روزها و روزها تظاهرات کردیم، با ترس و لرز از دست ماموران فرار کردیم، عده ای از ما را زندانی کردند، حتی حقوق های ما را قطع کردند پاره ای از جوانان ما در آن حوادث یا کشته شدند یا لطمات مالی و معنوی دیدند و بالاخره انقلاب به وقوع پیوست. اولا انقلابی که بدست آمد آنی نبود که ما برایش سینه جلو داده و مبارزه کرده بودیم ما اصلا قرار نبود جمهوری اسلامی آنهم ازنوع ولایت فقیه مطلقه اش داشته باشیم ما قرار بود آزادی استقلال و عدالت اسلامی داشته باشیم. نتیجه این شد و بعد شاه رفت وسلطان جانشین آن شد. بنای این کار از ابتدا کج نهاده شد که نتیجه اش این خرابکاریهاست که اکنون شاهدش هستیم. برای چه آقای خامنه ای الدرم بلدرم می کنند. مگر ایشان بیش از یک رای دارند. اصلا کی گفته ایشان مادام العمر رئیس باشند، حکم حکومتی صادر کنند کی ایشان را نایب امام زمان کرده است چرا وقتی امام زمان ایشان را به نیابت تعیین میفر مودند ما خبردار نشدیم. باید این بساط را جمع کنید. ما می خواهیم کسی که بالای سرما هست با انتخاب خودمان و برای مدت مشخص و محدودی باشد و بعد کناربرود و نفر دیگر را که انتخاب کرده ایم بیاید سرکار. این توقع زیادی نیست. بعلاوه انقلاب تمام شد و رفت ما نیازی به رهبر نداریم. حال باید رئیس جمهور باشد و فوقش یک نخست وزیر که البته آنهم اضافه است. رهبر و این دستگاه عریض و طویل آنهم با این اختیارات اصلا به درد ما نمی خورد ما میخواهیم راهی پیدا شود که از شر این دیکتاتوری که بگونه دیگر از شاهنشاهی است خلاص شویم. آقای خامنه ای شما خودت انصاف داشته باش چرا باید شما خدایی کنی و من بنده تو باشم. مگر شما هم مثل من ازهمانجایی که من بیرون آمده ام بیرون نیامده ای؟ هیچ فرقی بین من و توهست؟

  27. بهادریان گفت:

    …من مدتهاست که دیگر هیچ مرجع تقلیدی ندارم…همه این مراجع گزینه شجاعت که لازمه هر مرجعیست را ندارند.. و متاسفانه خودشان باید جواب ائمه را دهند که چرا در این برهه از زمان بدون هیچ دلیلی مبارزه با سلطان جائر را وا نهادند و راحت گزینی کردند…….. اقایان مراجع یا این اسم را از روی خودتان بردارید و یا شجاع باشید و واقعا مرجعیت دین و شیعه کنید و نه نمایندگی سلطان جائر …دین دارد میمیرد .خوابید؟؟…

  28. mohsen گفت:

    i love you mr ghadiani

  29. mohamad گفت:

    allaho akbar be azemate rohe in mojahed doran

  30. ناشناس گفت:

    درود بر شجاعت تو ای آزاده

  31. ناشناس گفت:

    آفرین بر این شجاعت. آفرین.

  32. ناشناس گفت:

    مارا با این پیام تان شرمنده گردین که در بیرون به فگر شکم وعافیت طلبی شما ها در اسارت نا مردمان روز گار گرفتار هستین همه با هم مثل مرد یک صدا همه را تحریم از انتخابات دعوت کنیم با شد که انشا الله پیروز شویم

  33. ازاده گفت:

    درود بر شرفت.یا حسین میر حسین.

  34. حبیب تبریزیان گفت:

    یارب روا مدار کین گدا مستبد شود (که شد)
    گرمستبد شود زتو هم بی خبرشود( که شد)

  35. ناشناس گفت:

    ای کاش رهبر ما به خود می آمد وقبل از واژگونی دین ومملکت اصلاحات را قبول واجرا میکرد

  36. ناشناس گفت:

    کاش علمای اعلام، آنها که وظیفه شان از همه سنگینتر است، ذره ای از این شجاعت و شهامت را داشتند.
    دست حق نگهدارت.

  37. عبدالحسین گفت:

    دمت گرم و عمرت بلند باد
    اصحاب حق گو وشجاع حسین بن علی علیه السلام 72 تن نبودند بلکه در اعصار مختلف پراکنده اند و به لطف حق طلبی، بهشت روزی شان خواهد بود

  38. سبز مدرن گفت:

    درود بر مبارز نستوه جناب اقای قدیانی. یا حسین میرحسین

  39. آزاده گفت:

    آفرین به این دلیر مرد 1++++++++++++

  40. رهایی گفت:

    خدا به همراهت

  41. ناشناس گفت:

    درورد بر تو اي آزاد مرد

  42. وطن دوست گفت:

    سخنان شجاعانه این مبارز در بند باید مورد توجه وعمل وطن دوستان باشد وبتوانند در زمان مناسب با آزاد کردن نیروهای نهفته بساط استبداد را برچینند

  43. میم.ت گفت:

    شیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره
    درود درود به ابوالفضل قدیانی
    دوستتان دارم خدا حفظتان کند

  44. ناشناس گفت:

    ظلم و جور از فربه گی هرچه بیشتر فرو می پاشد
    درست مثل یه کاکتوس که با ظاهری خاردار ماهیتی ضعیف داره!

  45. ناشناس گفت:

    فقط میتونم اشک بریزم و به شجاعتت حسرت بخورم.

  46. حمید-رضا-کورش-علی گفت:

    درود بر شجاعت و شرافتت

  47. ناشناس گفت:

    درود و سلام خدا بر تو و شجاعتت

  48. تحریم سبز گفت:

    تحریم میکنیم، تظاهرات میکنیم و اراده این افراد جریان ساز را میستاییم

  49. sabz piroz گفت:

    ma pirozim vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv

  50. ناشناس گفت:

    درود به شرفت و شجاعتت اقای قدیانی.