فریاد ابوالفضل قدیانی از اوین: سلطنت نکنید
چکیده :این تکلیف بر افرادی چون من که جوانی خویش بر سر مبارزه با استبداد شاهنشاهی گذاشته و با امید بازستاندن حق جمهور مردم در اداره کشورشان در انقلاب اسلامی شرکت جسته و به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی یاری رسانده ایم سنگین تر است. بنابراین امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد و دم نیاورد. و از همین بابت است که اینک از زندان اوین این فریاد را بر می آورم...
دو روز پس از اعلام محکومیت تازه ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی و مبارز دوران ستمشاهی به تحمل سه سال حبس دیگر، وی در نامه ای که از زندان اوین به کلمه ارسال کرده، بار دیگر وضعیت موجود کشور را به نقد کشید.
ابوالفضل قدیانی اولین بار در دی ماه ۸۸ بازداشت و به اتهام توهین به رییس دولت به یک سال حبس محکوم شده بود. این مبارز دوران ستمشاهی که ۴ سال در زندان های ساواک شکنجه شده و مقاومت کرده بود، دو ماه پیش در دادگاهی که در شعبهی ۱۵ دادگاه انقلاب برایش تشکیل شده بود، شرکت نکرده و آن را غیر قانونی خوانده بود.
عضو ارشد و دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ارئهی لایحه ای گفته بود دادگاه سیاسی باید علنی و با حضور هیئت منصفه باشد، بنابراین دادگاه غیرقانونی و مجری آن مجرم است. این دادگاه چند روز پیش وی را به تحمل سه سال حبس دیگر(به اضافه یکسال حبس قبلی)محکوم کرد.
متن کامل نامه ابوالفضل قدیانی زندانی ۶۶ ساله که توسط یاران گمنام جنبش سبز در زندان اوین در اختیار کلمه قرار گرفته است به این شرح است :
بسم الله الرحمن الرحیم
تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین (سوره قصص آیه ۸۳)
این سرای آخرت از آن کسانی است که در زمین برتری طلبی نمی کنند و سلطه طلب نیستند و در زمین فساد به پا نمی کنند و عاقبت از آن پرهیزگاران است.
این روزها مقارن است با دومین سالگرد عاشورای خونین حسینی جنبش سبز ایران(ششم دی ماه) و نیز اردوکشی خیابانی اصحاب استبداد در روز نهم دی ماه که سراسیمه و بنابر سنتی یزیدی، چندی پس از قلع و قمع آزادی خواهان و حق جویان به دستور مستبد حاکم به خیابان ها آورده شدند تا پا بر خون بنا حق ریخته عاشوراییان گذارده و مداحی اربابشان را کنند.
اما صحنه گردان ناشی این نمایش که البته طبق معمول پیش از هرکس هنرمندانه به کرده خویش می خندد و داد سخن در مدح و ثنای آن سر می دهد، این حماسه خویش پرداخته را یوم الله نام نهاده و بر آن است که از این غده پوسیده برای عریانی تن پادشاه، قبایی بدوزد و مشروعیت از دست رفته را به بزرگداشت این به اصطلاح یوم الله چاره ای اندیشد. غافل از آنکه حاصل بر هم زدن این ملغمه چیزی جز آن نیست که بوی تعفن تفرعن مشام هر آزاده و وجدان بیداری را بیش از پیش می آزارد و افاقه ای به حال روزگار رو به افول استبداد نمی کند.
از وفور مدح ها فرعون شد
کن ذلیل النفس هونا لاتسد(سوره فرقان، آیه 64)
اگر استبداد امروز ایران آن مقدار حقیر است که قصد کرده سالروز هلهله فریب خوردگان و مزدورانش را بر سر قربانگاه حق جویی و آزادگی رابه روزی همچون هنگامه تاجگذاری شاهان بدل سازد، پس بهتر آنکه او را در جشن نمایشاش یاری داده و به قدر وسع و تکلیف خویش، گوشه ای از سیمای استبداد و استکبار وی را نمایان سازد که مولای متقیان و امیر قافلهی حق فرموده: «ما شککت فی الحق مذاریته: از آن زمان که حق را شناختم در آن گرفتار شک و دودلی نشدم.»
و این تکلیف بر افرادی چون من که جوانی خویش بر سر مبارزه با استبداد شاهنشاهی گذاشته و با امید بازستاندن حق جمهور مردم در اداره کشورشان در انقلاب اسلامی شرکت جسته و به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی یاری رسانده ایم سنگین تر است. بنابراین امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد و دم نیاورد. و از همین بابت است که اینک از زندان اوین این فریاد را بر می آورم.
باری من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال و آزادی خویش را نگذاشته ایم که سه دهه بعد آقای علی خامنه ای اینگونه بر کشور سلطنت کند.
ملت ما از مشروطه تا انقلاب اسلامی آن همه رنج نکشید تا امروز فردی به نام ولایت فقیه قانون را در تمامی مراتب به بازیچه ای برای اعمال قدرت مطلقه خویش بدل سازد.
خیال مستبد امروز ایران این است که آرای این مردم در تعیین سرنوشت شان-که بی شک جلوه همراهی دست خداوند را باید در آن جست- اکنون برگه های قماری شوم در دست اوست، و حاشا که در برابر این خیال واهی لحظه ای کوتاه بیاییم، که بهفرموده رسول اکرم :«افضل الجهاد کلمه حق عندالسلطان الجائر»
به مانند هر سلطان جائری، زندان، حصر، و خفه کردن هر بانگ مخالفی در صدر سیاست های مملکت داری رهبری قرار گرفته است و از این رو هرکس نگاه چپ به این مقام داشته باشد از یک شهروند عادی یا یک دانشجوی جوان تا صاحب منصبان پیشین نظام و یا حتی مجیز گویان دیروز بارگاه که امروز جریان انحرافی نام گرفته، بایستی طرد شده و زبان شان قطع شود.
البته شاید در نظر ایشان، با قدرت مطلقه ای که در دست دارند حبس مخالفان و نه سلب حیات آنان، حاصل لطف ملوکانه باشد، اما واقعیت آن است که این استبداد از تمام توان و بنیه خود برای سرکوب و بسط خفقان بهره می جوید و از هیچ خشونتی دریغ نمی ورزد، اما آنچه مانعی بر سر راه سرکوب افزون تر است، اولا خوف اوست و ثانیا آگاهی و مقاومت گسترده وسیع مردم در برابر وی است.
به گمان من درصدر جرائم رهبری، اعمال استبداد در کشور است و هر جرم و جنایت دیگری را باید پس از این فقره در شمار آورد، چرا که اگر ایشان مسوولیت جنایاتی همچون شلیک گلوله جنگی در معابر عمومی به شهروندان معترض حاضر در یک راهپیمایی مسالمت آمیز و آنچه از شکنجه و تجاوز بر سر پیر و جوان این مردم در کهریزک و یا سایر بازداشتگاههای پیدا و پنهان امنیتی و انتظامی آورده است، منتسب به فعل ماموران خویش سازد، استبداد جرمی است که او خود مباشرتا مرتکب شده است و به هیچ روی قابل انکار نیست.
قبضه کردن قدرت و قایل شدن حق مطلقهی ابدمدت برای خود در اداره امور مملکت ایران، عملا مقابله با خواست تاریخی ملتی است که لااقل در یکصد و پنجاه سال گذشته، در جهت نفی استبداد و سلطنت مطلقه دمی از پای ننشسته اند، این تقابل نه تنها جرمی نابخشودنی که خیانتی آشکار نیز در حق آرمان ها و منافع ملی است.
البته این جرم وجه گناه آلود دیگری نیز دارد که همانا استبداد به نام دین خداست که به قول علامه نائینی در تنبیهالامه استبداد دینی به مراتب ویرانگرتر از استبداد غیردینی است.
معمول است که مجرمان و گناهکاران را دعوت به عبرت از سرنوشت همقطارانشان کنند، اما چه می توان گفت هنگامی که وقاحت مجرمانه آنچنان شدت می یابد که بزهکار خود در ردیف اول مدعیان قرار می گیرد، و این مثال امروز موضع رهبری است در مواجهه با خزان مستبدان خاورمیانه و بهار دمکراسی در این منطقه.
در حالی که بهار عربی کاملا شبیه جنبش سبز مردم ایران است که علیه دیکتاتوری به پاخاسته اند و فریاد آزادی سر می دهند، مستبدان حاکم بر ایران آن قیام های ملی را به خود نسبت می دهند و به گونه ای تاسف بار داد سخن در مدح آنچه بیداری اسلامی می نامند، سر می نهند. با آنکه شخص رهبری به خوبی می داند که ماهیت حقیقی نهضت فراگیر امروز در خاورمیانه ضد استبدادی است، با این وجود لحظه ای با این پرسش ساده خلوت نمی کند که: چه تفاوتی است میان من و حسنی مبارک، یا سرهنگ قذافی و چرا استبداد در مصر و لیبی نامبارک و مذموم است و در ایران و سوریه ستودنی است؟
مگر نه اینکه در این کشورها نیز مجالس قانونگزاری با برگزرای انتخابات فرمایشی بر سر کار آمدند و منویات رهبر ابدمدت را انشا و صورت بندی قانونی می کردند؟ آیا آن ساقط شدگان همچون ایشان زندان و اسباب سرکوب نداشتند؟ البته پاسخ اظهار من الشمس است: تفاوتی در کار نیست، آسیاب به نوبت!
چند حرف و طمطراق و کار و بار/کار و حال خودبین و شرم دار
چند دعوی و دم باد و بروت/ای ترا خانه چو بیت عنکبوت
خودکامگی ام المفاسد است و این عمده فسادی است که یک کشور را به قهقرا و نگونبختی می کشاند. این که امروز در دوره دولت و مجلس مطلوب و منتخب آقای خامنه ای براساس گزارش دستگاه قضایی منتسب به وی بزرگترین فسادمالی تاریخ رقم می خورد و عملا دولت دست نشانده ایشان در قامت دزدان سرگردنه و همچون مهاجمان مغول و تاتار به غارت بیت المال این ملت مظلوم سرگرم است، علت آن را باید در استبداد مقام رهبری جستجو کرد. اینکه کرامت شهروندان ایرانی در بسیاری از کشورهای خدشه دار می گردد و رفتارهایی به دور از شان این ملت صلح طلب و خوشنام در مبادی ورودی کشورها در برابر اتباع ایرانی صورت می گیرد و اتهام های ناروا به آنها نسبت داده می شود نتیجه چیست؟ جز اینکه در ابتدا حیثیت و ارزش انسانی ایرانیان در کشور خودشان توسط دستگاه حکومتی به هیچ انگاشته می شود.
اینکه امروز تحریم های گسترده و سایه شوم جنگ، اقتصاد این کشور را به سوی اضمحلال برده و ترکتاری سران سپاه مجالی برای کسب و کار و فعالیت اقتصادی آزادانه و مستقل مردم عادی باقی نگذاشته حاصل چیست جز خودکامگی شخص رهبری در عرصه های مختلف حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران؟
این تحقیر و خفت ملی که ایران در صحنه بین المللی دچار آن شده است و به عنوان مثال کشتی های ما جرات برافراشتن پرچم ایران را نداشته و هر روز در آبهای بین المللی پرچم عاریتی یکی از کشورهای ذره ای را بالا می برند، دستاورد حکمرانی مستبدانه در ایران است، حال اگر آقای خامنه ای سرخوش از ساخت ناوشکن جنگی به دنبال دزدان دریایی در خلیج عدن است، اینها جز هدر دادن منابع ملی چه منفعتی برای ملتی دارد که حتی حق ندارد بداند درصد بیکاری اش واقعا چقدر است؟ و یا در زیر بار تورم چند درصدی کمر خم می کند؟
رسانه های دروغ پرداز که در واقع خواب گذران بارگاه سلطان اند هر روز به روال ارباب شان از خباثت دشمن می گویند و برای نقض حقوق بشر در اروپا و آمریکا نوحه سرایی می کنند و چماق تحریم و تهدید نظامی را بر سر افکار عمومی می کوبند آیا شجاعت دارند که تنها یکبار حقیقت را رک و پوست کنده به مخالفان خود بگویند که در حال حاضر دشمن اول این آب و خاک شخص رهبری و سیاست های نابخردانه اش است؟
صاحبان قدرت که این روزها پا در تدارک انتخاباتی صوری و نمایشی در جهت اثبات ادعای مشروعیت شان هستید اگر واقعا بر این باورند که رهبرشان محبوب ترین چهره در نزد مردم است و ملت در لیبک به او به سوی صندوق های رای خواهند شتافت برای سنجش این ادعا یکبار هم که شده به حق تضمین شده ملت در اصل 27 قانون اساسی گردن نهند و با آزاد ساختن رهبران شجاع و مقاوم جنبش سبز اعتراضی آقایان موسوی و کروبی بنگرند که چگونه سیل مشتاق میلیونها ایرانی آزادی خواه در خیایان ها جاری شده و فاتحه استبداد را می خوانند. این کمترین خواسته ای است که ما از رهبری داریم که در خطبه های نمازجمعه اش با توسل به ترفندهای گوناگون قصد دارد خود را حاکمی دمکراتیک معرفی کند.
البته از آنجا که رهبر کنونی ایران شجاعت در اختیار قرار دادن چنین فرصتی را به مخالفان خود ندارد باید انتظار آن را داشته باشد که مردم تحت ستم از هر فرصت و روزی برای ابراز مخالفت با او بهره بگیرند: بی گمان همانگونه که انتخابات ریاست جمهوری 88 و حوادث پس از آن تا به امروز به عرصه ای برای بیان این مخالفت بدل شده است، تحریم یکپارچه و فعال انتخابات مجلس نهم که انتخاباتی غیرقانونی است، نیز مجالی خواهد بود برای نشان دادن بی اعتباری و عدم مشروعیت نظام کنونی که نه جمهوری است و نه اسلامی و نیز بی اعتباری عالی ترین مقام آن.
آقای خامنه ای در بخشی از سخنرانی خود در کرمانشاه پرسش هایی را مطح کرد که به جاست در این مجال با صراحت به این سوالات پاسخ داده شود. در این سخنرانی گفته شد: آیا نظام روزی پیر و از کار افتاده خواهد شد؟ آیا راهی برای جلوگیری از فرسودگی وجود دارد؟ و آیا اگر این وضع پیش آمد راه علاجی وجود خواهد داشت؟»
پاسخ من به این پرسش این است:
آری! اعمال استبدادی و خودکامگی از سوی جنابعالی، نظام بر آمده از انقلاب اسلامی را به فرسودگی و آستانه فروپاشی کشانده است، اگر در پی راه و علاج هستید چاره کار در تغییرساختار ریاستی به پارلمانی و یا تغییرات صوری دگر نیست، بلکه علاج کار در این کشور در آن است که جنابعالی از این قدرت دست کشیده، عشق به قدرت را از دل بیرون کنید و از سرراه این ملت مظلوم و جمهوری اسلامی کنار روید.
و در نهایت همگی به یاد داشته باشیم که بر خلاف هر آنچه از قلت ونازکی می شکند ظلم و جور از فربه گی هرچه بیشتر فرو می پاشد.
جهد فرعوني چو بي توفيق بود هرچه او ميدوخت آن تفتيق بود
ان اريد الا الاصلاح ما استطعت و ما توفيقي الا بالله عليه توكلت و اليه انيب
ابوالفضل قدیانی
بند ۳۵۰
دیماه ۱۳۹۰














مدح وثناي زياد از رهبر يك ديكتاتور ساخت.
شهامت این شیرمردان ستودنی است.
بارک الله به تو شیر مرد، جانا سخن از زبان ما میگوئی، زنده باد سخن حق از پشت میله های زندان استبداد، ..
آقای قدیانی شرم و حیا هم خوب چیزیه ولی به نظر میاد که شما این صفات را سه طلاقه کرده اید
salam
be omide roozi ke basate saltanat az in marzo boom rakh bandad va azadegane in mamlekat baz bar aghoosh in melat jay girand va salatino div sefatan matroode tarikh shavand.omidvaram betavanim ma dar azad sazie in mamlekat az in hayoola sahim bashim
Khoda hefzet kone mard
در مقابل شجاعت آقای قدیانی ، به احترام سر تعظیم فرود میاورم و امیدوارم که جوانان سبز میهن پیام ایشان را – که قبل از هر چیز پیام شجاعت و از خود گذشتگی است، به گوش جان بگیرند، به میان مردم بروند و تا ۱۲ اسفند کاری کنند که همه ملت صدای رسای این همراه دربند را با تحریم انتخابات فرمایشی به فریادی سراسری و همگانی بدل ساخته، کشور را به یک “نه!!” بزرگ و ده ها میلیونی مبدل کنند و به دیکتاتور بفهمانند که باید به پایان سلام کند
درود بر شیر زندانی
اوه اوه اوه …. خدا رحمتت کنه مرد!! شهید قدیانی!
دل شیر دارد این مرد بزرگ. خدا از شر رهبری حقظت کنه.
afarin bar in shirmardan tarikh iran
هر چه فکر کردم چه بگویم مناسبتر و زیباتر و رساتر و گویاتر از سخن خداوند همان منتقم همان رحمان همان رحیم همان روف همان ستار ندیدم که می فرماید و من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا اله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا
سلام خدا و رسول خدا و مومنین و مومنات و شرفا و صالحین و ازادگان بر حبیب ابن مظاهر اصلاح طلبان ابوالفضل قدیانی
درود بر تو مبارز نستوه آزادی و مردم سالاری. فریاد شجاعانی مثل تو، نوری زاد، همسران شهید همت و باکری است که نوری از امید به دلهای غم زده و ستمدیده مردم ایران می پاشد. ما مطمئن هستیم که روزگار این مستبد ظالم هم به زودی بسر خواهد امد و رو سیاهی به ذغال های دل سیاه و مداح استبدادگر باقی می ماند. همانانی که به مال حرام کسب کرده شان ، به جاه و مقام غصبی شان و به قدرت پوشالی نظامی شان دل خوش کرده اند و چون مگسان اطراف بت خود وزوز می کنند.
آفرین و احسنت بر شجاعت ستودنیت ای مرد! جشن نزدیک است…………..
خدا نگهدارتان باشد
سفراز باشید بزرگمرد که اینقدر شجاعانه حرف دل مردم را میزنید حتی حالا که دست بسته و در زندانید.
خدا یار و یاور مردانی بزرگ هکچون شماست.
اندکی صبر سحر نزدیک است ….
شرم بر ما و سکوتمان باد که مردانی چون شما در چنگال این دیوصفتان نیز از فریاد حق نمی ترسید.
به راستی که فرزند برومند ایرانی والگویی نیکو برای مبارزه با استبداد.
بر ماست که با رادمردان و پاکانی اینچنین همنوا شویم و پوزه ی اسبداد را به خاک مالیم و اینکار را هم خواهیم کرد.
نخواهیم گذاشت رهبران سبز و رادمردانی اینچنین در سکوت ما در سیاه چاله های استبداد بپوسند و تمام شوند.
درود
Bravoooooooooooooooooooo
در مقابلت شجاعتت شرمسارم بزرگ مرد!تو شجاعت را معنایی تازه دادی . درود بر قدیانی عزیز و سلام میرحسین و شیخ مهدی
باری من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال و آزادی خویش را نگذاشته ایم که سه دهه بعد آقای علی خامنه ای اینگونه بر کشور سلطنت کند.
البته از آنجا که رهبر کنونی ایران شجاعت در اختیار قرار دادن چنین فرصتی را به مخالفان خود ندارد باید انتظار آن را داشته باشد که مردم تحت ستم از هر فرصت و روزی برای ابراز مخالفت با او بهره بگیرند: بی گمان همانگونه که انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و حوادث پس از آن تا به امروز به عرصه ای برای بیان این مخالفت بدل شده است، تحریم یکپارچه و فعال انتخابات مجلس نهم که انتخاباتی غیرقانونی است، نیز مجالی خواهد بود برای نشان دادن بی اعتباری و عدم مشروعیت نظام کنونی که نه جمهوری است و نه اسلامی و نیز بی اعتباری عالی ترین مقام آن.
فرسنگها دوری و چندین نسل فاصله بین ما و آقای قدیانی است ولی با این حال همانند میاندیشیم و همانند باور داریم. چه نور چشمی خدا برای شما مجاهدین پنهان کرده است …
آقای خامنه ای برای هزارمین بار: بیدار شو – وقت بس تنگ است.
ری من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال و آزادی خویش را نگذاشته ایم که سه دهه بعد آقای علی خامنه ای اینگونه بر کشور سلطنت کند.
ملت ما از مشروطه تا انقلاب اسلامی آن همه رنج نکشید تا امروز فردی به نام ولایت فقیه قانون را در تمامی مراتب به بازیچه ای برای اعمال قدرت مطلقه خویش بدل سازد.
خیال مستبد امروز ایران این است که آرای این مردم در تعیین سرنوشت شان-که بی شک جلوه همراهی دست خداوند را باید در آن جست- اکنون برگه های قماری شوم در دست اوست، و حاشا که در برابر این خیال واهی لحظه ای کوتاه بیاییم، که بهفرموده رسول اکرم :«افضل الجهاد کلمه حق عندالسلطان الجائر»
_____________________________________
درودبه شرفت اگراصلاح طلبان 10تاآدم شجاع مثل تاجزاده وقدیانی داشتند خیلی وضعیتمون بهتربود
درودبه شجاعتت
کروبی بت شکن بت بزرگ وبشکن
این شعارمردم درحوادث انتخابات بود
درودبه شرفت قدیانی که پرچم شیخ کروبی رادردست گرفتی
اصلاح طلبان شمابایداگرمیخواهید درتاریخ بمانید پشت ملت راخالی نکنید
دوپهلوصحبت کردن فایده ای ندارد
آقای خاتمی دیگرنه ازجمهوریت چیزی مانده نه ازاسلامیت خواهشا دیگرنگونظام نظام
نظام مرد دفنش کردند
دلم بر ای میرحسین تنگ است یاحسین میرحسین
دست اندرکاران محترم سایت کلمه خواهشا نظرات دوستان سبزراسانسورنکنید اینهاحرفهاودرددلهای واقعی مردم هست
دیگرچیزی برای ازدست دادن نداریم
براستي جز تعظيم در برابر اين همه شجاعت و ايستادگي چه مي توان كرد ؟!!!
اين بزرگ مرد تمام عمر خود را صرف مبارزه با استبداد كرد : يا استبداد پهلوي يا استبداد ديني …
درود به شرف و غيرتش
براي سلامتي و طول عمرش دعا مي كنم
پس از نامه های شجاعانه محمد نوریزاد عزیز، باز هم حری دیگر پا به عرصه مبارزه نهاد. ادبیات قدیانی عزیز که حمله مستقیم و بدون مصلحت اندیشی را آغاز نموده، شروعی است برای انتقاد مستقیم به رهبری مطلقه . جا دارد تا دیگرانی که دم از آزادگی و دیانت میزنند، این هل من ناصر را لبیک گویند. کربلا امروز است، حسین زمانه در مسلخ.
با تقدیر از پایمردی و شیر گونگی مجاهد دلیر جناب آقای قدیانی که بحقیقت یاد آور رادمردان و استبداد ستیزانی همچون آیت الله منتظری و آیت الله طالقانی است در پاسخ به ناشناسی که بی حیایی و بیشرمی را به این رادمرد نسبت داد میگویم این صفات لایق شما روبه صفتان مزدور استبداد است که در قبال اینهمه جنایت و استبداد نزد وجدان خویش نیز شرمنده نیستید تا چه رسد به شرمندگی نزد خدا و خلق . اف بر شما و وای بر قیامت شما
Be shahamat va sharafatan sare tazimm forood miavaram be omide irani azad va abad
آقای قدیانی امروز فهمیدم که منظور امام حسین (ع) از آزاد مرد چه بود.درود خدا بر شما و سایر زندانیان شجاع و بیگناه که براستی آزاده هستید.
یـــــــــــــــــــــــــــــا حسیــــــــــــــــــــــــــــن/میـــــــــــــــــــــــــــرحسِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـــــــــــــــــــــــــــــــن
ممکنه بفرمایید چرا آقای قدیانی باید خجالت بکشند؟
دربرابر عظمت روح وشجاعتت ناخودآگاه ايستادم وگريستم.دردنياوآخرت شرمنده شما آزادمردان هستيم .اميدوارم روزي فرارسد كه همه باهم به وظيفه انساني خود عمل كنيم.لاحول ولاقوه الابالله العلي العظيم
درود بر شجاعت و شرافت تو ای شیر مرد
ای بصیرت داران فربه کاخ آنخ مائو
هربیشه گمان مبر که خالیست
شاید که پلنگ خفته باشد
حرف ما حرف مولایمان حسین در روز عاشورا است که به مخالفانش فرمود:اینکه حرف مرا نمی شنوید به آن دلیل است که شکمهایتان پر شده است از لقمه حرام
درورد خدا بر شما جناب آقای قدیانی.امیدوارم در سلامتی کامل به سر ببرید.نمی دانم چه باید گفت از این همه ظلم و ستم نسبت به مردم آزادی خواه کشور عزیزمان ایران. نمی دانم این چه حکمتی است که هر شب ستاره ای به زمین می کشند و باز این آسمان غم زده غرق در ستاره است که یقین دارم شما یکی از پرنور ترین و جاودانه ترین ستاره آسمان پهناور ایران زمین هستید و خواهید بود. به امید روزی که هیچ زندانی سیاسی در بند نباشد.از خداوند منان سلامتی شما را خواستارم.
در و دیوار به تنهایی من می خندند
من به این خوش که به رویم در گلشن باز است …
درود بر تو آزاد مرد که شیرینی سخن حق رو به سختی و عذلب شکنجه خریدی و مردانه قلم فرسایی کردی.
درود بر تو آزاد مرد که شیرینی سخن حق رو به سختی و عذاب شکنجه خریدی و مردانه قلم فرسایی کردی.
وقتی که ارزش و بهای اندیشه و اعتقادات یک فرد مقدم بر جان او میشود و حاضر است جانش را بر سر ارمان هایش که همانا ارمانهای یک ملت است بگذارد ، باید که به احترامش تمام قد ایستاد و وی را الگوی ادامه مبارزه سراسر امید قرار داد ، که مرگ با عزت والاتر از زندگی با ذلت است.
با چشمانی پراز اشک براین قلم بوسه میزنم.نمی دانم آیا خداوند چیزی زیباتر از شجاعت آفریده است.ای آزادمرد بزرگ ارزش این نامه ی شما با توجه به شرایط خودتان و شرایط جامعه برابر است با تمامی مبارزات گذشته اتان.اینچنین ایستادن در مقابل باطل.جاودانه ی تاریخ این مرز و بوم شدید.
حکومت گران متحجر و مستبد و سرکوبگر و انقلاب دزد بدانند که عمرشان به سر امده نه در بیرون ایران و نه در درون ایران جائی ندارند…
من هم هم سن اقای قدیانی هستم و عمرم و خانواده ام را برای انقلاب گذاشتم و با شاه از سن 17 سالگی به مبارزه پرداختم .شاه دیکتا تور بود
اما متحجر و بی سواد نبود .شاه سرکوب گر بود نه به این اندازه ( امار اعذام ها و زندانیان سیاسی را در زمان شاه با متحجرین جکومتی مقایسه کنید)
شاه به مذهب مردم و لباس مردم و زندگی شخصی مردم کار نداشت و در مسائل اجتماعی انصا فا مردم ازاد بودند در واقع ما از چاله به چاه افتادیم
اما این طور نخواهد بود این ها هم به همه دیکتا تور ها و متحجرین در زباله دانی تاریخ خواهند پیوست .این وعده خداوند است دیرو زود دارد سو خت و سوز ندارد
ای عزیز قهرمان متشکریم.
لطفا منابع اخبار رو بنویسید.
دیکتاتور به پایان سلام کن.
یکی از دلایل منتشر نکردن لیست ساواک از اول انقلاب همین بود.که سر نخ قدرت دست سلطنت طلبان و تمام نهادها را در کنترل دارند وپشت سر ان انجمن حجتیه و موتلفه .در اصل و خط مقدم ساواک محفی زمان شاه که در حال حاضر پرچمدار انقلاببند خامنه ای مصباح جنتی عسگر اولادی و…. در زمان شاه حقوق بگیر ساواک بودنند و یکهفته بهیروزی انقلاب برای از بین بردن مدرک .کسیکه برایشان مخفییانه حقوق میاورد .گشتند.ونقشه کودتای خامنه ای بر خمینی را چیدنند .وهمان اول گفتند که کاری میکنیم نه یک بار بلکه هزار بار بگوید غلط کردیم که انقلاب کردیم.وحبیب الله عسگر اولادی نقش درجه اول را داشت و دارد
واقعاً من افتخار کردم به این که هنوز در این ایران کسانی هستن که به این آقا بگن تو …
عزیزان واقعاً براش در دعا باشیم که براش اتفاقی نیفت، درود بر شماتت
ابوالفضل قدیانی از آزادمردانی است که نام پاکش ماندگاره
یا حسین میر حسین
نه و تحریم انتخابات فرمایشی سلطان جائر…..
…
حال که دزدان گشورو انقلاب و قدرت را به پشتیبانی
امریکا اسرائیل انگلیس تسخیر کرده اند وبا نسبت دادن سردار .دکتر.مهندس بهم مشغول غارت سرمایه های ملی و نابودی گشورند و سه گشور نامبرده انها را روی تخم چشم خود قرار داده و میدهد چون نقشه خود انهاست.وضد انها مانوری بیش نیست.اینها هستند اه انقلاب 57 را نابود و زندانی کرده اند.و14 میلیون نفر را از گشور در حقیقت اخراج کرده اند .چون بیرون کردن حتی یکنفر برابر است بامرگ ان .برای حاکمیت..در مقابل دشمن دانا سخن بیهوده است
…