سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » فریاد ابوالفضل قدیانی از اوین: سلطنت نکنید...
» نامه مبارز ۶۶ ساله دوران ستم شاهی در نقد سیاستهای رهبری

فریاد ابوالفضل قدیانی از اوین: سلطنت نکنید

چکیده :این تکلیف بر افرادی چون من که جوانی خویش بر سر مبارزه با استبداد شاهنشاهی گذاشته و با امید بازستاندن حق جمهور مردم در اداره کشورشان در انقلاب اسلامی شرکت جسته و به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی یاری رسانده ایم سنگین تر است. بنابراین امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد و دم نیاورد. و از همین بابت است که اینک از زندان اوین این فریاد را بر می آورم...


دو روز پس از اعلام محکومیت تازه ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی و مبارز دوران ستمشاهی به تحمل سه سال حبس دیگر، وی در نامه ای که از زندان اوین به کلمه ارسال کرده، بار دیگر وضعیت موجود کشور را به نقد کشید.

ابوالفضل قدیانی اولین بار در دی ماه ۸۸ بازداشت و به اتهام توهین به رییس دولت به یک سال حبس محکوم شده بود. این مبارز دوران ستمشاهی که ۴ سال در زندان های ساواک شکنجه شده و مقاومت کرده بود، دو ماه پیش در دادگاهی که در شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب برایش تشکیل شده بود، شرکت نکرده و آن را غیر قانونی خوانده بود.

عضو ارشد و دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ارئه‌ی لایحه ای گفته بود دادگاه سیاسی باید علنی و با حضور هیئت منصفه باشد، بنابراین دادگاه غیرقانونی و مجری آن مجرم است. این دادگاه چند روز پیش وی را به تحمل سه سال حبس دیگر(به اضافه یکسال حبس قبلی)محکوم کرد.

متن کامل نامه ابوالفضل قدیانی  زندانی  ۶۶ ساله که توسط یاران گمنام جنبش سبز در زندان اوین در اختیار کلمه قرار گرفته است به این شرح است :

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین (سوره قصص آیه ۸۳)

این سرای آخرت از آن کسانی است که در زمین برتری طلبی نمی کنند و سلطه طلب نیستند و در زمین فساد به پا نمی کنند و عاقبت از آن پرهیزگاران است.

این روزها مقارن است با دومین سالگرد عاشورای خونین حسینی جنبش سبز ایران(ششم دی ماه) و نیز اردوکشی خیابانی اصحاب استبداد در روز نهم دی ماه که سراسیمه و بنابر سنتی یزیدی، چندی پس از قلع و قمع آزادی خواهان و حق جویان به دستور مستبد حاکم به خیابان ها آورده شدند تا پا بر خون بنا حق ریخته عاشوراییان گذارده و مداحی اربابشان را کنند.

اما صحنه گردان ناشی این نمایش که البته طبق معمول پیش از هرکس هنرمندانه به کرده خویش می خندد و داد سخن در مدح و ثنای آن سر می دهد، این حماسه خویش پرداخته را یوم الله نام نهاده و بر آن است که از این غده پوسیده برای عریانی تن پادشاه، قبایی بدوزد و مشروعیت از دست رفته را به بزرگداشت این به اصطلاح یوم الله چاره ای اندیشد. غافل از آنکه حاصل بر هم زدن این ملغمه چیزی جز آن نیست که بوی تعفن تفرعن مشام هر آزاده و وجدان بیداری را بیش از پیش می آزارد و افاقه ای به حال روزگار رو به افول استبداد نمی کند.

از وفور مدح ها فرعون شد

کن ذلیل النفس هونا لاتسد(سوره فرقان، آیه 64)

اگر استبداد امروز ایران آن مقدار حقیر است که قصد کرده سالروز هلهله فریب خوردگان و مزدورانش را بر سر قربانگاه حق جویی و آزادگی رابه روزی همچون هنگامه تاجگذاری شاهان بدل سازد، پس بهتر آنکه او را در جشن نمایش‌اش یاری داده و به قدر وسع و تکلیف خویش، گوشه ای از سیمای استبداد و استکبار وی را نمایان سازد که مولای متقیان و امیر قافله‌ی حق فرموده: «ما شککت فی الحق مذاریته: از آن زمان که حق را شناختم در آن گرفتار شک و دودلی نشدم.»

و این تکلیف بر افرادی چون من که جوانی خویش بر سر مبارزه با استبداد شاهنشاهی گذاشته و با امید بازستاندن حق جمهور مردم در اداره کشورشان در انقلاب اسلامی شرکت جسته و به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی یاری رسانده ایم سنگین تر است. بنابراین امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد و دم نیاورد. و از همین بابت است که اینک از زندان اوین این فریاد را بر می آورم.

باری من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال و آزادی خویش را نگذاشته ایم که سه دهه بعد آقای علی خامنه ای اینگونه بر کشور سلطنت کند.

ملت ما از مشروطه تا انقلاب اسلامی آن همه رنج نکشید تا امروز فردی به نام ولایت فقیه قانون را در تمامی مراتب به بازیچه ای برای اعمال قدرت مطلقه خویش بدل سازد.

خیال مستبد امروز ایران این است که آرای این مردم در تعیین سرنوشت شان-که بی شک جلوه همراهی دست خداوند را باید در آن جست- اکنون برگه های قماری شوم در دست اوست، و حاشا که در برابر این خیال واهی لحظه ای کوتاه بیاییم، که به‌فرموده رسول اکرم :«افضل الجهاد کلمه حق عندالسلطان الجائر»

به مانند هر سلطان جائری، زندان، حصر، و خفه کردن هر بانگ مخالفی در صدر سیاست های مملکت داری رهبری قرار گرفته است و از این رو هرکس نگاه چپ به این مقام داشته باشد از یک شهروند عادی یا یک دانشجوی جوان تا صاحب منصبان پیشین نظام و یا حتی مجیز گویان دیروز بارگاه که امروز جریان انحرافی نام گرفته، بایستی طرد شده و زبان شان قطع شود.

البته شاید در نظر ایشان، با قدرت مطلقه ای که در دست دارند حبس مخالفان و نه سلب حیات آنان، حاصل لطف ملوکانه باشد، اما واقعیت آن است که این استبداد از تمام توان و بنیه خود برای سرکوب و بسط خفقان بهره می جوید و از هیچ خشونتی دریغ نمی ورزد، اما آنچه مانعی بر سر راه سرکوب افزون تر است، اولا خوف اوست و ثانیا آگاهی و مقاومت گسترده وسیع مردم در برابر وی است.

به گمان من درصدر جرائم رهبری، اعمال استبداد در کشور است و هر جرم و جنایت دیگری را باید پس از این فقره در شمار آورد، چرا که اگر ایشان مسوولیت جنایاتی همچون شلیک گلوله جنگی در معابر عمومی به شهروندان معترض حاضر در یک راهپیمایی مسالمت آمیز و آنچه از شکنجه و تجاوز بر سر پیر و جوان این مردم در کهریزک و یا سایر بازداشتگاههای پیدا و پنهان امنیتی و انتظامی آورده است، منتسب به فعل ماموران خویش سازد، استبداد جرمی است که او خود مباشرتا مرتکب شده است و به هیچ روی قابل انکار نیست.

قبضه کردن قدرت و قایل شدن حق مطلقه‌ی ابدمدت برای خود در اداره امور مملکت ایران، عملا مقابله با خواست تاریخی ملتی است که لااقل در یکصد و پنجاه سال گذشته، در جهت نفی استبداد و سلطنت مطلقه دمی از پای ننشسته اند، این تقابل نه تنها جرمی نابخشودنی که خیانتی آشکار نیز در حق آرمان ها و منافع ملی است.

البته این جرم وجه گناه آلود دیگری نیز دارد که همانا استبداد به نام دین خداست که به قول علامه نائینی در تنبیه‌الامه  استبداد دینی به مراتب ویرانگرتر از استبداد غیردینی است.

معمول است که مجرمان و گناهکاران را دعوت به عبرت از سرنوشت همقطارانشان کنند، اما چه می توان گفت هنگامی که وقاحت مجرمانه آنچنان شدت می یابد که بزهکار خود در ردیف اول مدعیان قرار می گیرد، و این مثال امروز موضع رهبری است در مواجهه با خزان مستبدان خاورمیانه و بهار دمکراسی در این منطقه.

در حالی که بهار عربی کاملا شبیه جنبش سبز مردم ایران است که علیه دیکتاتوری به پاخاسته اند و فریاد آزادی سر می دهند، مستبدان حاکم بر ایران آن قیام های ملی را به خود نسبت می دهند و به گونه ای تاسف بار داد سخن در مدح آنچه بیداری اسلامی می نامند، سر می نهند. با آنکه شخص رهبری به خوبی می داند که ماهیت حقیقی نهضت فراگیر امروز در خاورمیانه ضد استبدادی است، با این وجود لحظه ای با این پرسش ساده خلوت نمی کند که: چه تفاوتی است میان من و حسنی مبارک، یا سرهنگ قذافی و چرا استبداد در مصر و لیبی نامبارک و مذموم است و در ایران و سوریه ستودنی است؟

مگر نه اینکه در این کشورها نیز مجالس قانونگزاری با برگزرای انتخابات فرمایشی بر سر کار آمدند و منویات رهبر ابدمدت را انشا و صورت بندی قانونی می کردند؟ آیا آن ساقط شدگان همچون ایشان زندان و اسباب سرکوب نداشتند؟ البته پاسخ اظهار من الشمس است: تفاوتی در کار نیست، آسیاب به نوبت!

چند حرف و طمطراق و کار و بار/کار و حال خودبین و شرم دار

چند دعوی و دم باد و بروت/ای ترا خانه چو بیت عنکبوت

خودکامگی ام المفاسد است و این عمده فسادی است که یک کشور را به قهقرا و نگونبختی می کشاند. این که امروز در دوره دولت و مجلس مطلوب و منتخب آقای خامنه ای براساس گزارش دستگاه قضایی منتسب به وی بزرگترین فسادمالی تاریخ رقم می خورد و عملا دولت دست نشانده ایشان در قامت دزدان سرگردنه و همچون مهاجمان مغول و تاتار به غارت بیت المال این ملت مظلوم سرگرم است، علت آن را باید در استبداد مقام رهبری جستجو کرد. اینکه کرامت شهروندان ایرانی در بسیاری از کشورهای خدشه دار می گردد و رفتارهایی به دور از شان این ملت صلح طلب و خوشنام در مبادی ورودی کشورها در برابر اتباع ایرانی صورت می گیرد و اتهام های ناروا به آنها نسبت داده می شود نتیجه چیست؟ جز اینکه در ابتدا حیثیت و ارزش انسانی ایرانیان در کشور خودشان توسط دستگاه حکومتی به هیچ انگاشته می شود.

اینکه امروز تحریم های گسترده و سایه شوم جنگ، اقتصاد این کشور را به سوی اضمحلال برده و ترکتاری سران سپاه مجالی برای کسب و کار و فعالیت اقتصادی آزادانه و مستقل مردم عادی باقی نگذاشته حاصل چیست جز خودکامگی شخص رهبری در عرصه های مختلف حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران؟

این تحقیر و خفت ملی که ایران در صحنه بین المللی دچار آن شده است و به عنوان مثال کشتی های ما جرات برافراشتن پرچم ایران را نداشته و هر روز در آبهای بین المللی پرچم عاریتی یکی از کشورهای ذره ای را بالا می برند، دستاورد حکمرانی مستبدانه در ایران است، حال اگر آقای خامنه ای سرخوش از ساخت ناوشکن جنگی به دنبال دزدان دریایی در خلیج عدن است، اینها جز هدر دادن منابع ملی چه منفعتی برای ملتی دارد که حتی حق ندارد بداند درصد بیکاری اش واقعا چقدر است؟ و یا در زیر بار تورم چند درصدی کمر خم می کند؟

رسانه های دروغ پرداز که در واقع خواب گذران بارگاه سلطان اند هر روز به روال ارباب شان از خباثت دشمن می گویند و برای نقض حقوق بشر در اروپا و آمریکا نوحه سرایی می کنند و چماق تحریم و تهدید نظامی را بر سر افکار عمومی می کوبند آیا شجاعت دارند که تنها یکبار حقیقت را رک و پوست کنده به مخالفان خود بگویند که در حال حاضر دشمن اول این آب و خاک شخص رهبری و سیاست های نابخردانه اش است؟

صاحبان قدرت که این روزها پا در تدارک انتخاباتی صوری و نمایشی در جهت اثبات ادعای مشروعیت شان هستید اگر واقعا بر این باورند که رهبرشان محبوب ترین چهره در نزد مردم است و ملت در لیبک به او به سوی صندوق های رای خواهند شتافت برای سنجش این ادعا یکبار هم که شده به حق تضمین شده ملت در اصل 27 قانون اساسی گردن نهند و با آزاد ساختن رهبران شجاع و مقاوم جنبش سبز اعتراضی آقایان موسوی و کروبی بنگرند که چگونه سیل مشتاق میلیونها ایرانی آزادی خواه در خیایان ها جاری شده و فاتحه استبداد را می خوانند. این کمترین خواسته ای است که ما از رهبری داریم که در خطبه های نمازجمعه اش با توسل به ترفندهای گوناگون قصد دارد خود را حاکمی دمکراتیک معرفی کند.

البته از آنجا که رهبر کنونی ایران شجاعت در اختیار قرار دادن چنین فرصتی را به مخالفان خود ندارد باید انتظار آن را داشته باشد که مردم تحت ستم از هر فرصت و روزی برای ابراز مخالفت با او بهره بگیرند: بی گمان همانگونه که انتخابات ریاست جمهوری 88 و حوادث پس از آن تا به امروز به عرصه ای برای بیان این مخالفت بدل شده است، تحریم یکپارچه و فعال انتخابات مجلس نهم که انتخاباتی غیرقانونی است، نیز مجالی خواهد بود برای نشان دادن بی اعتباری و عدم مشروعیت نظام کنونی که نه جمهوری است و نه اسلامی و نیز بی اعتباری عالی ترین مقام آن.

آقای خامنه ای در بخشی از سخنرانی خود در کرمانشاه پرسش هایی را مطح کرد که به جاست در این مجال با صراحت به این سوالات پاسخ داده شود. در این سخنرانی گفته شد: آیا نظام روزی پیر و از کار افتاده خواهد شد؟ آیا راهی برای جلوگیری از فرسودگی وجود دارد؟ و آیا اگر این وضع پیش آمد راه علاجی وجود خواهد داشت؟»

پاسخ من به این پرسش این است:

آری! اعمال استبدادی و خودکامگی از سوی جنابعالی، نظام بر آمده از انقلاب اسلامی را به فرسودگی و آستانه فروپاشی کشانده است، اگر در پی راه و علاج هستید چاره کار در تغییرساختار ریاستی به پارلمانی و یا تغییرات صوری دگر نیست، بلکه علاج کار در این کشور در آن است که جنابعالی از این قدرت دست کشیده، عشق به قدرت را از دل بیرون کنید و از سرراه این ملت مظلوم و جمهوری اسلامی کنار روید.

و در نهایت همگی به یاد داشته باشیم که بر خلاف هر آنچه از قلت ونازکی می شکند ظلم و جور از فربه گی هرچه بیشتر فرو می پاشد.

جهد فرعوني چو بي توفيق بود           هرچه او ميدوخت آن تفتيق بود

ان اريد الا الاصلاح ما استطعت و ما توفيقي الا بالله عليه توكلت و اليه انيب

ابوالفضل قدیانی

بند ۳۵۰

دیماه ۱۳۹۰


180 پاسخ به “فریاد ابوالفضل قدیانی از اوین: سلطنت نکنید”

  1. سبز گفت:

    اقا شیر مادرت حلال!!!!

  2. مادر سبز گفت:

    در حال حاضر دشمن اول این آب و خاک شخص رهبری و سیاست های نابخردانه اش است؟خدا همان طور که به اقای قدیانی این شجاعت را داده که به صراحت از دشمن واقعی مردم نام ببرد انشاالله به دیگران هم این نعمت را اعطا فرماید ! در ضمن اقای قدیانی عزیز در کنار مردم خواستار یک جمهوری دموکراتیک استوار بر موازین حقوق بشری باشید و از دخالت دین در حکومت چشم بپوشید این حاکمان دیگر ابروئی برای دین مردم باقی نگذاشتند.

  3. شاگردک گفت:

    وجود شیرمردان و زنان بزرگی چون این بزرگمرد است که ما را امیدوار به فردایی سبز و آزاد در ایران نگه داشته است. قلم از بیان شجاعت و دلاوری این مرد قاصر است. سایه اش بر سر ایران و ایرانی مستدام باد.

    ما بیشماریم، ما پیروزیم

  4. ناشناس گفت:

    درود بر تو بزرگمرد

  5. پروین گفت:

    زمانی که ناپلئون را تبعید می کردند از او پرسیدند بزرگترین اشتباهت چی بود و ناپلئون گفت:بزرگترین اشتباهم این بود که نفهمیدم کی باید از قدرت دست بکشم!

  6. ناشناس گفت:

    ملت ما از مشروطه تا انقلاب اسلامی آن همه رنج نکشید تا امروز فردی به نام ولایت فقیه قانون را در تمامی مراتب به بازیچه ای برای اعمال قدرت مطلقه خویش بدل سازد.درود بر شرف تمام زنان و مردانی که راحتی خود و خانواده ی خود را فدای مردم ایران و سر بلندیشان کردند

  7. امین گفت:

    تقصیرنداری،سوزش زیادداری هرچه دوست داری بگوشایددردش کمتربشه،خائن که شاخ ودم نداره جناب قدیانی،نمونه آن خودت هستی، امیدوارم خودشهدادرهمین دنیا جواب توهینهات رابدن که همه ملت باچشم خودشون ببینن. علی الخصوص رفقای خودت

  8. یک اصفهانی گفت:

    درود بر شرف غیرتت و مسلمانیت که ابوذر زمانی

  9. بانوی ایرانی گفت:

    بله،تملق و ترس در بعضی افراد هر جامعه ای می تواند بروز کند ولی فقط در کسانی ظاهر می شود که امتیازاتی نامشروع از طرق نامتعارف مثل رانت کسب کرده اند. یعنی در پناه سیستم اجتماعی بیمار به زیاده طلبی هایشان رسیده اند و با روی کار آمدن حکومتی قانون گرا و عادل مجبور خواهند شد همه دزدی های چندین ساله را یک شبه پس بدهند. پس هر کسی به بهانه مبارزه با استبداد بیگانگان دربرابر عدالت و حق طلبی مردم بایستد قطعا دارای سوءسابقه ای مرتبط با نوعی دیگر از استبداد (استبداد دینی)می باشد.

  10. سعید امامی (حافظه تاریخی) گفت:

    سایبریها از ترس حماسه 12 اسفند چه حضور پرباری پیدا کرده اند! خوشم میاد غیر از شانتاژ هیچ دستاویز دیگری ندارند . سو استفاده از “خون شهدا” و واژه “بسیجی” و یا حتی جنازه شهدا . خائن اگر شاخ و دم هم نداشته باشد با اعتراف گیری برایش شاخ و دم درست میکنید.
    امیدوارم خون شهید احمد خمینی گریبان ارباب سعید امامی را بگیرد(در حماسه 12 اسفند)

  11. دختر مسلمان سبز گفت:

    به این میگن فریاد!!!!به این میگن حق طلبی!!!!به این میگن شیعه!!!!!!!!
    واااای خدااااا تا به حال از هیچ نوشته ای بعد از انتخابات اینقدر لذت نبرده بودم…..قسم به همون علی که عاشقشی حتی یک روز دست از مبارزه با این حکومت جهل و جور جمهوری اموی دست نمیکشم و تا آخر عمرم دعاگوی شما خواهم بود….

  12. ناشناس گفت:

    من غلط کردم بنده در شهر گرگان واسه اقای ریس جمهور کلی کار کردیم ولی ساعت 12 همون شب از جای که داخل فرمانداری بودم رای اعلام شده بود اون موقع خوشحال بودم ولی غلط کردم .یاده جنگه صفین می افتم که قران سر نیزه کردن رهبر ما هم با نام دین هر کار میخواد میکنه و کسی هم مخالفت کنه ضد خدا و امام و انقلاب است .من 4 تا عمو دارم که یکی شهید شده بقیه جانبازن بابام هم 70ماه جبهه داره .واقا موندم 3هزار میلیارد اختلاس کردن شهرام جرایری 200 میلیون بود به بیته رهبریم رسیده بود 3 هزار میلیارد نرسیده .یادتونه کرواسچی 10 .12 سال قبل 250 میلیون به کارمنداش داده بود گفتن اختلاس کرده محاکمه زنده و کلی تبلیغات و دست های امریکا و غرب تو کاره الان که مبلغ اینقدره چرا صداشو در نمیارن .ایندفعه میخاد دستشون تو کار نباشه بعد خامنه ای میگه مساله ای نبود که رسانه ایش کردین خودتون حلش میکردین معلوم نیست چند تا دیگه مانند این بوده گندشو در نیاوردن.

  13. farhad گفت:

    امین تو همین صفحه دنبال مردم بگرد!
    مثل اینکه نظرهای مردم را دنبال نمیکنی؟!
    بیدار شو عزیز!

  14. حمید گفت:

    درحالی که سیل اشک هنگام خواندن نامه شجاعانه آقای قدیانی از چشمم جاری است از راه دور قلم دست واورا می بوسم وشجاعت وی رامی ستاسم ههین قدر بدانییم که بسیاری ازماجرات برزبان آوردن این مطالب را در خلوت نیز نداریم وایشان اسیر دردستان گرگ صفتان درزندان اوین میگوید بیایید تا دیر نشده قدری خود رابازیابیم وقدرفرزندان شجاع ایران را بدانیم وانان را ازچنگال ….. رها سازیم وعده ما؟؟؟؟؟؟

  15. مالک اشتر گفت:

    با سلام به سرو ایستاده که کلامش چون شمشیر مالک اشتر است

  16. ناشناس گفت:

    خلاصشو خوندم. تایید میکنم.

  17. همای خمام گفت:

    با سلام و عرض ادب به پیشگاه ملت مبارزین و آگاه
    هر بنده آگاه و آزاده تمامی این موضوعاتی را که برادر عزیز دربندمان را اظهار نموده را میدانند و بر کسی هم این موضوعات پوشیده نیست ولی این اظهارات در اسیری که گرفتار این نابخردان هست کاریست که از عهده هر کسی برنمی آید که در دهان شیر درنده خو باشی و دم از حق گوئی بزنی . این اظهارات مرا به یاد آن اسیری انداخت که در موقع اسارت جنگ گفت “مرگ بر صدام ضد اسلام” و در حال حاضر نیز جناب اقای ابوالفضل قدیانی نیز در زمان اسارت دقیقاً همان شعار آن دوست و یار و همرزممان را داده است . خدا یارو یاورش باشد

  18. بنده خدا گفت:

    احسنت

  19. مادر سبز گفت:

    قسم به قلم که انچه را که می نویسید حقیقت است .

  20. سعيدسبز گفت:

    زنده باد جناب قدياني و همه آزادي خواهان ايران
    ما پيروزيم

  21. احمد گفت:

    در دوران شاه یا هرکس دیگری که حتی یک زندانی با هر جرمی شکنجه شده باشد ان شاه یا سلطان یا ملکه یا رهبر ویا مسئول مملکت مجرم وحتی به نظر من جناینکار است ,اما بد نبود که می نوشتید اقای قدیانی که امیدوارم هرچه زود تر آزاد شود در دورا شاه عضو فعال یک گروه چریکی مسلح بود در حالیکه در دوران اقای خامنه ای ایشان از طرفداران نظام اسلامی بود که به جرم اینکه شعور و اراده خود را به ولایت فقیه تمام و کمال تقیض نکرده است زندانی است.

  22. استاد اخراجی گفت:

    چنین نامه های شجاعت من یکی رو که دو سه بار تحت الطاف سربازان بدنام امام زمان قرار گرفته ام دو چندان کرد
    من باید فعالیتم را دو چندان بکنم
    به خون ندا قسم که این کار رو می کنم

  23. اسیر گفت:

    باش تا صبح دولتش بدمد

  24. سرور گفت:

    من خواهر شهیدم . دست اقای قدیانی و بزرکانی چون ایشان را که ایما نشان به ایشان چنین شجاعت بخشیده میبوسم.در ارزوی روزی که عاقلان به جای جاهلان بنشینند.

  25. یه ایرانی گفت:

    واقعا تا کی ،تا کی باید تحمل کنیم

  26. hossein mokhtari گفت:

    best of the best

  27. ناشناس گفت:

    شما در حالی به دیکتاتور انتقاد می کنید که در دست دژخیمان دیکتاتور اسیرید شجاعت شما را تحسین می کنم

  28. بابک گفت:

    هزاران میرحسین تولید شده است و هر چه به بند میکشند تمامی ندارد. درود بر شما پدر عزیز و ستم کشیده ام، روزی شکوفه آزادی از زخمهای شما خواهد روید. به عنوان یک حوان ایرانی خود را سراپا مدیون شما میدانم. زنده و پاینده باشید.

  29. ناشناس گفت:

    از طرف بسياری از دانشجويان شرق کانادا دست ايشون رو ميبوسم

  30. ناشناس گفت:

    حیفم میاد این جمله روحبخش را ننویسم!!! الله اکبر الله اکبر الله اکبر ، قدیانی رهبر