سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ارزیابی دیپلماسی هسته‌ای رهبری پس از یک دهه...

ارزیابی دیپلماسی هسته‌ای رهبری پس از یک دهه

چکیده :اکنون مقام رهبری خود بیش از هر فرد دیگری به ناکامی و نتایج زیانبار این راهبرد واقف هستند. ایشان بهتر از هرکس دیگر می‌دانند که کشور برای ادامه این راهبرد چه هزینه‌های سنگینی پرداخته است. سخنان ایشان در دیدار با اعضای خبرگان رهبری در واقع توجیه آشکار راهبردهایی از این دست و ناکامی‌ها و خسارت‌های غیرقابل جبران ناشی از آن است....


کلمه – علی محمد شمس: حدود ده سال پیش، آن زمان که پرونده فعالیت هسته‌ای در شورای آژانس بین المللی انرژی هسته‌ای مطرح بود، اصلاح طلبان و بسیاری از دلسوزان کشور هشدار می‌دادند که دیپلماسی هسته‌ای ایران باید ارجاع این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل متحد را خط قرمز تلقی کرده و تمامی مساعی خود را برای جلوگیری از این امر به کار بندد. استدلال اصلاح طلبان این بود که با ارجاع این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل، ایران به گروگان آمریکا تبدیل خواهد شد، زیرا بدون موافقت آمریکا خروج این پرونده از دستور کار شورا ممکن نخواهد بود و ایران یا باید برای خارج ساختن این پرونده از شورا باج‌های سنگین به آمریکا بدهد و یا فشارهای سخت تحریم را بر ضرر امنیت و مصالح ملی کشور تحمل کند و یا برای کاهش فشارها به قدرت‌های دیگر باج‌های سنگین بدهد.

در آن زمان رهبری درجلسات خصوصی با رئیس جمهور وقت و نیز برخی اصلاح طلبان مجلس می‌فرمودند: آمریکا و غرب دست از سرما برنخواهند داشت. اگر در این مسئله کوتاه بیاییم مسئله دیگری را مطرح خواهند کرد و این مسیر نقطه توقفی ندارد و تا سرنگونی پیش خواهند رفت، بنابراین بهتر است یک جا بایستیم. ایشان معتقد بودند بهترین نقطه‌ای که می‌توان روی آن ایستاد مسئله انرژی هسته‌ای است، زیرا در مورد انرژی هسته‌ای می‌توانیم یک اجماع ملی را به‌وجود بیاوریم و در برابر آمریکا افکار عمومی را کاملاً پشت سرخود داشته باشیم. اما اگر روی حق انرژی هسته‌ای نایستیم فردا حقوق بشر و پس فردا تروریسم را مطرح می‌کنند و در آن موارد به هیچ وجه نمی‌توانیم چنین وحدتی را در داخل در برابر آمریکا ایجاد کنیم. اصلاح طلبان این استدلال را درست نمی‌دانستند و چنین تصمیمی را برای آینده کشور خطرناک ارزیابی می‌کردند.آنان در نقد استدلال رهبری می‌گفتند اگر پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت ارجاع شود و آمریکا موفق شود ایران را به عنوان یک خطر هسته‌ای علیه جامعه بین الملل مطرح و افکار عمومی جهان را برای برخورد با ما هماهنگ کند، آنگاه زمینه برای طرح پرونده‌های دیگر علیه ایران نظیر نقض حقوق بشر، تروریسم و سلاح‌های کشتار جمعی نیز در شورای امنیت فراهم خواهد شد و آن چه را که رهبری به عنوان یک خطر مطرح می‌کند برسر کشور خواهد آمد. در نتیجه اگر واقعاً خواهان آن هستیم که آمریکا قادر به طرح چنین پرونده‌هایی علیه ایران در شورای امنیت و همسو ساختن جامعه بین المللی علیه ایران نگردد، باید رفتاری را درپیش بگیریم که آمریکا در اعمال سیاست‌های خود علیه ایران در سطح جهان یار و همراهی نیابد. اصلاح طلبان برای اثبات صحت موضع خود بر دو نکته تأکید می‌کردند اول این که جامعه بین المللی به ویژه پس از پایان جنگ سرد و پایان نظام دوقطبی چندان حاضر به پذیریش هژمونی آمریکا نیست، قطب‌های قدرت مختلف نظیر اروپای واحد، چین و روسیه خواهان جایگزینی نظامی چند قطبی به جای نظامی تک قطبی در سطح جهان هستند. بنابراین تمایلی ندارند علیه کشورهای مستقلی نظیر ایران با آمریکا همسو شده و با تضعیف و سرنگونی این کشورها به بسط قدرت آمریکا کمک کنند. دوم آن که تجربه دوره اصلاحات پیش روی ماست. حماسه دوم خرداد و سیاست‌های معقول خاتمی در سطح بین الملل چهره‌ای قابل احترام از ایران تصویر کرد و همین امر موجب شد آمریکا در ادامه سیاست‌های خود علیه ایران تنها بماند و حتی قادر به همراهی شرکای اروپایی خود نشود.

این استدلال‌ها پذیرفته نشد. مقام رهبری اصلاح طلبان را متهم کردند که در برابر قدرت آمریکا مرعوب شده‌اند و الفبای سیاست را هم نمی‌دانند. براساس راهبرد جدید هسته‌ای در سطح تبلیغات رسمی انرژی هسته‌ای به عنوان موضوعی در حد ملی شدن نفت مطرح و تبلیغ شد و خاتمی و اصلاح طلبان به مرعوب شدن و کوتاه آمدن در برابر آمریکا شدند و سیاست توقف داوطلبانه فعالیت هسته‌ای و ادامه گفت‌وگو به منظور اعتمادسازی تغییر کرد. همزمان سیاست تعامل مثبت با روسیه و چین به عنوان دو قدرت بین المللی قابل اتکا در برابر فشارهای آمریکا و اروپا و دارای حق وتو در شورای امنیت در دستور کار قرار گرفت. قراردادهای بزرگ اقتصادی با شرایط جذاب و خیره کننده با این دو کشورمنعقد شد. بخش‌های نظامی و امنیتی کشور به تسخیر تکنولوژی روسی و بازار و پروژه‌‌های ملی به تسخیر کالا و شرکت‌های چینی در آمد.

در همان سال‌ها مسؤولان وقت از جمله دبیر شورای امنیت ملی کشور آقای علی لاریحانی و ریيس مجلس وقت آقای حداد عادل و نیز وزارت امور خارجه و مسؤل هیئت ایرانی در شورای حکام آژانس بارها و بارها تأکید می‌کردند که با توجه به حمایت غیر متعهدها در آژانس از ایران ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت منتفی است. اما کمی بعد شورای حکام آژانس پس از صدور چند قطعنامه پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع کرد. با رفتن پرونده هسته‌ای به شورای امنیت گفتند شورای امنیت را برای ما لولو کرده‌اند تا ما را بترسانند. گفتند با توجه به اختلاف‌‌های شدید اعضای شورای امنیت و مخالفت چین و روسیه، این شورا قادر به صدور قطعنامه علیه ایران نیست. پس از آن که قطعنامه‌ها علیه ایران یکی پس از دیگری صادر شد، رهبری و مسؤلان کشور گفتند این قطعنامه‌ها ورق‌پاره‌ای بیش نیست و اثری در اقتصاد ایران ندارد. جذابیت‌های اقتصادی همکاری با ایران به حدی است که کشورها حاضر به رعایت قطعنامه‌ها علیه ایران نیستند. اما آن چه رخ داد خلاف ادعاهای مسؤلان بود. به عنوان یک مثال کوچک باخروج شرکت‌های خارجی مجری پروژه‌های عسلویه از ایران، پروژه‌های مذکور متوقف شد و تعداد کارگران مشغول به کار در این منطقه از شصت هزار نفر به حدود شش هزار نفر کاهش یافت تا تفاوت بهره‌برداری ایران و قطر از میدان گازی مشترک بین دو کشور به میلیاردها دلار در سال برسد.

امروز با گذشت یک دهه از آن تاریخ به نظر می‌رسد زمان آن فرارسیده است تا به ارزیابی هر یک از آن دو دیدگاه بپردازیم و ببینیم کدامیک واقعبینانه‌تر و به حقیقت نزدیک‌تر بوده است. امروز چنان که مشاهده می‌کنیم پیش بینی اصلاح طلبان به وقوع پیوسته است. علاوه بر چوب حراج زدن به منابع و سرمایه‌های ملی میلیاردها دلاری که به عنوان رشوه و جلب و رأی به جیب شوروی و چین رفت، ماجرا به ارجاع پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت و صدور قطعنامه‌های تحریم محدود نماند و چندی است ایران به لیست کشورهای ناقض حقوق بشر و تحت نظارت نظارت کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل پیوسته است. با گزارش دبیر کل سازمان ملل و نماینده ویژه حقوق بشر، پرونده حقوق بشر ایران در دستور کار شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار گرفته است و در آینده نزدیک باید شاهد قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران اما این بار به مجازات نقض حقوق بشر و در نتیجه تحریم‌های شدیدتر علیه ایران باشیم.

از سوی دیگر موج تبلیغاتی سیاسی اخیر آمریکا علیه ایران مبنی بر تلاش ایران برای ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا فضای سنگین بین المللی علیه ایران رقم زده و براساس شکایت آمریکا و عربستان پرونده اتهام ایران به تروریسم در دستور کار شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفته است.

این که آیا ایران واقعاً به چنین اقدامی دست زده و یا این که ادعای آمریکا علیه ایران در این زمینه صرفاً یک سناریوی تبلیغاتی است و یا خیر موضوع بحث ما نیست.  واقعیت این است که آمریکا توانسته است موجی سهمگین در سطح بین الملل علیه ایران به راه بیندازد و موضوع را تا شورای امنیت سازمان ملل پیش ببرد. مهم این است متصدیان امروز کشور با سیاست‌ها و مواضعی که اتخاذ کرده‌اند چنان تصویری از ایران در جامعه بین الملل ترسیم کرده‌اند که افکار عمومی جهانی چنین اقداماتی از سوی ایران را محتمل ارزیابی می‌کند و در نتیجه این اتهامات به سادگی می‌تواند در کنار پرونده‌های هسته‌ای و نقض حقوق بشر به پرونده‌ای قابل طرح در شورای امنیت تبدیل شود.

خلاصه آن که رهبری برای جلوگیری از قرار گرفتن ایران در وضعیتی که به اتهام نقض حقوق بشر و تروریسم و سلاح کشتار جمعی هدف فشارهای مضاعف بین المللی گردد، طی یک دهه اخیر راهبردی را برای کشور ترسیم کردند و تمامی امکانات مادی و معنوی کشور از درآمدهای سرشار نفتی گرفته تا مخازن نفت و گاز کشور و تا پروژه‌های ملی و تا فرصت تاریخی و مغتنمی که طی این مدت برای پیشرفت و توسعه کشور فراهم آمد و تا…. همه و همه را در خدمت اجرای این راهبرد به کار گرفتند و به رغم این همه در نهایت کار کشور دقیقاً به همان نقطه‌ای رسید که قرار بود با اتخاذ این راهبرد از رسیدن به آن جلوگیری شود. همان نقطه ای که اصلاح طلبان از یک دهه قبل آن را پیش بینی می‌کردند و هشدار می دادند با ارجاع پرونده هسته‌ای به شورای امنیت راه برای ساختن و اجرای پرونده‌های نقض حقوق بشر و تروریسم و سلاح‌های کشتار جمعی علیه ایران به این شورا بازخواهد شد.

اکنون مقام رهبری خود بیش از هر فرد دیگری به ناکامی و نتایج زیانبار این راهبرد واقف هستند. ایشان بهتر از هرکس دیگر می‌دانند که کشور برای ادامه این راهبرد چه هزینه‌های سنگینی پرداخته است. سخنان ایشان در دیدار با اعضای خبرگان رهبری در واقع توجیه آشکار راهبردهایی از این دست و ناکامی‌ها و خسارت‌های غیرقابل جبران ناشی از آن است. ایشان در آن دیدار  گفتند:‌

«يك چالش بزرگى همواره بر سر راه حفظ هويت اين نظام وجود داشته است؛ الان هم وجود دارد، بعد از اين هم خواهد بود. آن چالش عبارت است از چالش بين وفادارى و حفظ خطوط اصلى – يعنى اصول و مبانى نظام – از يك طرف، و دستاوردهاى پيشرفت مادى و معنوى براى نظام از طرف ديگر. اين فكر گاهى اوقات پيش مى‌آيد؛ البته دليل هم دارد كه اين فكر پيش مى‌آيد؛ چون آن هدفهاى مترتب بر آن مبانى، اينجور نيست كه هدفهاى زودرسى باشد، كه حالا در ظرف ده سال و بيست سال حتماً اين هدفها تأمين شود؛ گاهى اوقات بايد نسلها بگذرد تا اين اهدافى كه بر مبناى آن اصول ترسيم شده است، تحقق پيدا كند. وقتى كه اين اهداف در ميان‌مدت يا در كوتاه‌مدت تحقق پيدا نكرد، اين وسوسه به سراغ نخبگان و زبدگان و مسئولان مى‌آيد كه نكند پايبندى ما به اين اصول است كه مانع ميشود ما به اين اهداف دست پيدا كنيم. اين يك چالش بسيار مهمى است. … عده‌اى ممكن است به اين فكر بيفتند كه پايبندى ما به اصول موجب شده است كه ما به اين اهداف دست پيدا نكنيم؛ ناكامى‌هائى در سطح اداره‌ى داخلى يا در سطح مسائل بين‌المللى، ما را دچار مشكل كند. اين چالش مهمى است؛ با اين چالش بايد هوشيارانه برخورد كرد. نه، درست، عبارت است از اينكه ما هر دو هدف را به موازات يكديگر دنبال كنيم و بدانيم كه اين دو هدف با يكديگر سازگار است؛ يعنى حفظ اصول و مبانى نظام و در واقع حفظ هويت نظام از يك طرف، و از طرف ديگر، دست يافتن به آن اهدافى كه نظام تعريف كرده است؛ … ما نميتوانيم به آن اهداف برسيم، مگر اينكه به اين اصول پابند باشيم. يعنى به خاطر اينكه مشكلاتى در رسيدن به آن هدفها پيش مى‌آيد، از اصول دست برنداريم، حالت قناعتِ حداقلى پيدا نكنيم؛ و بدانيم كه اگر ما از اصول دست برداشتيم، حتّى هويت نظام كه از بين خواهد رفت، به آن هدفها هم نمي‌رسيم. ما در همين انقلابهاى گوناگون، نظائرش را ديديم. البته اصول آنها، اصول باطلى بود؛ اما تنازلهاى آنها به هيچ وجه به آنها كمك نكرد….البته اين كار مهمى است؛ پيچيدگى‌هائى دارد، سختى‌هائى دارد و گاهى در موارد گوناگون، براى نخبگان و زبدگان ترديدهائى پيش مى‌آيد. به عنوان يك اصل قطعىِ موضوعى، بايد اين را مسلّم گرفت كه پايبندى به اصول و حفظ خطوط اصلى نظام اسلامى، اصل است.»

در واقع معنای این سخنان این است که رهبری به خبرگانی که مسؤلیت نظارت بر عملکرد رهبری را برعهده دارند می گویند، اگر جهت‌گیری‌ها و سیاست‌های ما تاکنون به نتیجه نرسیده و هزینه‌های سنگینی را برای کشور دربرداشته است، نباید نگران بود زیرا یک دهه برای روشن شدن صحت و سقم سیاست‌‌ها و عملکردهای ما کافی نیست. نتایج درخشان این راهبردها «ظرف ده سال و بیست سال» محقق نمی‌شود باید حد اقل چند دهه شاید هم نیم قرن صبر کرد در این مدت هم باید «حالت قناعت حداقلی» را پیشه کنیم و در انتظار فراهم آمدن یک زندگی بی‌دغدغه و عاری از فقر و بیکاری و تورم و گرانی و رشد اقتصادی منفی عقب‌ماندگی اقتصادی و در نتیجه هزار و یک بحران و مشکل و بحران اجتماعی ناشی از همه این ها نباشیم. اگر این بحران ها را داریم در عوض اصول را حفظ کرده‌ایم زیرا که «پایبندی به اصول و حفظ خطوط اصلی نظام اسلامی اصل است» بنابراین حتی اگر «نخبگان و زبدگان»کشورهم براساس دانش و تجربه و فهمی که دارند و شواهد مسلم علمی ادامه این راه را برای کشور فاجعه بار بدانند، نباید به آن توجه کرد، زیرا پس از چند دهه صحت این راهبرد انشاء الله به اثبات خواهد رسید.

بدیهی است که ارجاع دلیل صحت ادعاها به آینده موهومی که نه مدعی در قید حیات خواهد بود و نه منتقد ومخالف، معنایی جز فرار از انتقادهای کنونی ندارد. تنها یک سؤال باقی می‌ماند و آن این که براساس کدام ملاک معقول و منطقی باید بپذیریم یک انسان غیر معصوم بهتر از همه نخبگان و زبدگان کشور مسائل را تشخیص می‌دهد و نخبگان و زبدگان کشور باید به امید اثبات صحت دیدگاه‌های وی از تمامی شواهد و براهین خود چشم بپوشند و نیم قرن به تأیید و حمایت‌ از آن سیاست‌ها بپردازند؟ بر اساس کدام عقل و منطق کسی می‌تواند به رغم تمام شرایط منفی و زیانبار با ادعای اثبات صحت تصمیمات و عملکرد خود در نیم قرن آینده از دیگران اطاعت و پیروی بخواهد؟ این منطق در تصمیمات مربوط به حوزه شخصی که سود و زیان آن متوجه خود فرد می‌گردد اشکالی ندارد، زیرا هر کس مسؤل اعمال خویش است، اما در حوزه عمومی ودر سطح مدیریت یک ملت که پای سرنوشت یک ملت در میان است چگونه می‌توان این منطق را پذیرفت و با ارجاع به آینده‌ای نامعلوم با زندگی میلیون‌ها انسان بازی کرد؟ این سؤال در یک صورت پاسخ مثبت دارد و آن این که بپذیریم یک فرد مالک و صاحب اختیار کشور و ملت است و خداوند حق تصرف در زندگی میلیون‌ها انسان را به وی تفویض کرده است.

 یادداشتهایی دیگر از همین نویسنده:

تخت پروکروستس و حذف ریاست جمهوری

نکاتی تأمل برانگیز در حاشیه اتهامات اخیر آمریکا علیه ایران

چگونه اعتماد مردم و اعتبار انقلاب، فدای قدرت فردی شد؟

شیوه مدیریت بحران اقتدارگرایان؛ از سعید امامی تا بزرگترین فساد مالی

آقای ذوالنور به این سوال پاسخ دهد؛ کدام فرقه خطرناک تر است؟!

بحران جنگ قدرت کنونی و سرانجام آن

بیان متواضعانه ای از یک آسیب پذیری

مسئول قتل هاله سحابی و هدی صابر کیست؟

یک حرف درست از زبان احمدی نژاد!

به همین سادگی! «بأی ذنب قتلت ؟»


77 پاسخ به “ارزیابی دیپلماسی هسته‌ای رهبری پس از یک دهه”

  1. کوروش سبز گفت:

    درود زیبا بود به ویژه نتیجه گیری آن که اساس مشکل کشور در این است که:
    “بپذیریم یک فرد مالک و صاحب اختیار کشور و ملت است و خداوند حق تصرف در زندگی میلیون‌ها انسان را به وی تفویض کرده است.”

  2. ناشناس گفت:

    متاسفانه راهبردهای آیت الله خامنه ای در همه زمینه ها به شکست انجامیده است و ایشان امروز شاهد انحطاط خویش، انحطاط نطام جمهوری اسلامی و انحطاط کشور ایران هستند.

    از آن مهمتر امروز مشخص گردیده است که آن اصولی که آیت الله خامنه ای برای آن حاضرند همه چیز را فدا کنند، تنها یک اصل است و آن اصل نیز این است: باقی ماندن ایشان در راس قدرت و در راس ارکان تصمیم گیری به هر قیمت. و الا کیست که نداند آنچه که امروز تحت عنوان اسلام در ایران عرضه می شود تنها باعث شرم مسلمانان است.

    نکته آخر آن که برای آنکه وضعیت ایران در 50 سال بعد را بدانیم نیازی نیست 50 سال صبر کنیم. کافی است نگاهی به کشورهایی مانند کوبا و کره شمالی بیافکنیم تا دریابیم وضعیت ما در 50 سال آینده چگونه خواهد بود. البته نمونه شوروی سابق و مرحوم تازه درگذشته یعنی معمر قذافی نیز به خوبی سرنوشت نظام مقدس ما و آیت الله خامنه ای را به تصویر می کشد.

  3. ناشناس گفت:

    یکی از بهترین مقاله هایی بود که توی سایت کلمه خوندم البته به جز بیانیه های آن عزیز محصور ما

  4. ناشناس گفت:

    کسی که خودش رو محور همه چیز قرار بده صدای دلسوزان رو هم نشنیده بگیره نتیجه ای بهتر از این بدست نمی یاره
    ایران رو ویران کردن تازه می خوان جنگ هم سر ملت بیارن . غرور رو بشکنید به ایران و ایرانی رحم کنید تا دیر نشده .

  5. ناشناس گفت:

    خدا را شکر اعتراف کردید که از آمریکا میترسید.پس اصلاح طلبان مدعی خط امام،اعتقادی به جمله تاریخی امام..آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند..ندارند

  6. ناشناس گفت:

    واو, ترکوندی

  7. محمد رزمنده بسیجی سابق گفت:

    امیدواریم به همین جا ختم شود و جنگ خانمان سوز را به کشور تحمیل نکند.

  8. امین گفت:

    مثل اينكه يادمون رفته لیبی هم دست از فعالیت های هسته ایش بخاطر همین تهدیدات آمریکا برداشت و نتیجش چی بود! آخرش خودشون بهشن حمله کردن. اگه اون روز یه پله می اومدیم عقب پس فردا می گفتن برا چی دارین موشک و هواپیما جنگی می سازین!! شمام این کامنتو نذار باشه>=؟

  9. صادق گفت:

    مردم ایران و تاریخ ایران هیچ گاه او را نخواهند بخشید. زمانی که بهترین فرصت ها برای تعالی کشور وجود داشته با خود خواهی و خود رایی همه را از دست داده و جز ویرانی از خود بجا نگذاشته است. ویرانی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی . دین مردم را از آن ها گرفت و…. بدبختانه همه این ها به نام دین خدا و….

  10. کارشناس وزارت امورخارجه گفت:

    از نویسنده مقاله متشکریم .

    بارها همه این مطالب را به مقامات عالی گوشزد کردیم اما افسوس از گوش شنوا. همه این روزها و شرایط دشوار را برای این آقا و دیگران ترسیم کردیم و فقط افسوس برای ما باقی ماند. نکته جالب اینکه نماینده این جریان در وزارت امورخارجه تمام کسانی که این شرایط را پیش بینی می کردند و از قضا از رزمندگان و جانبازان و آزاده گان بودند را متهم به خروج از دایره دین و انقلاب می کرد و…

  11. ناشناس گفت:

    بزرگترین خطری که ایران را تهدید نه ، بلکه در آن قرار داده تقیه است. ترس است، عدم شهامت است، شماها همتان تروهستید، البته نه اینکه فقط از کسی بترسید، از خدا هم که بترسید کافی ست تا ترسو و متملق باشید، شما هرگز شفاف حرف نمی زنید، هزار چیز می گویید تا آن چیز اصلی را نگویید، برای همین هم انفجار حتمی ست، وقتی کسی هی در خودش ریخت و نگفت بعد انفجار طبیعی ست. من برای آن انفجار لحظه شماری می کنم، شما وقتی می خواهید نام قاتلین عزت و شرف و ناموس و معنویت و مادیت انسان را و ایران را ببرید دچار لکنت زبان می شوید. در عوض هزار فحش نثار شاه و اطرافیانش می کنید که با همه ی بدی شرفشان و انسانیتشان و حتا معنویتشان بسی از تمامی باشرفان این رژیم و این نظام بالتر است. آری رهبری ایران را دارد نابود می کند و شما همچنان دچار لکنت زبانید و حتا نظراتی را منتشر می کنید که همگی لکنت زبان دارند… باشید تا صبح سعادتتان بدمد،

  12. امین گفت:

    تحلیل جالبی بود دستتان درد نکند.

  13. سیروس گفت:

    آقای خامنه ای درکدام طرح خود موفق بوده است که مساله اتمی دومی آن باشد نگاهی به نابودی 600 میلیارددلاردرعرض شش سال گذشته بکند، سفرهای استانی، طرخهای زودبازده، سهام عدالت، بازگردن پای سپاه به سیاست واقتصاد، احرای اصل 44، مسکن مهرایرانیان و…همگی به شکست کشیده شده اند وکشوردراوج ثروتمندی ناشی ازدرآمدهای معجزه آمیزنفتی به فلاکت افتاده است وتازه این اول کاراست تا سه سال دیگراثری ازایران باقی نخواهدماند

  14. قضاوت کنيد گفت:

    همه کس و همه چيز فداي يک شخص
    ايا انصاف است ؟

  15. ناشناس گفت:

    البته پرونده هسته ای ایران برای مردم مشکلات زیادی به بار آورده ولی من می خواهم بپرسم که آیا انحصار علم خلاف حقوق بشر نیست؟ چطور کشورهای دارای سلاح هسته ای این حق را برای خود قائل هستند که به دانش ساخت سلاح هسته ای دست پیدا کنند اما ایران حق ندارد؟ من خواهان سلاح هسته ای نیستم و آنهایی هم که این سلاح ها را تولید کردند سرمایه های ملت خود را از بین برده اند چون جنگ هسته ای منجر به نابودی کره خاکی که محل زندگی ماست خواهد شد اما تفسیر دوگانه از حق را هم قبول ندارم. چرا ما نباید دانش تولید سلاح هسته ای را داشته باشیم؟ این بدان معنا نیست که قرار است سلاح تولید کنیم. بنظر من افتخار در این است که دانش آنرا داشته باشی ولی آنرا تولید نکنی. یعنی دانش تخریب را داشته باشی اما حرمت حق مردمان سایر نقاط دنیا برای حیات را بپذیری و ایمان داشته باشی که کشتن یک نفر کشتن کل بشریت است.

  16. علی گفت:

    رهبری هیچکدام از موارد مذکور را پیش بینی نکرده بود بلکه مهمترین مسآله ایشان و نخستین هدف ایشان انتقام گیری بود و فقط به حذف رقبا که از زمان امام از آنان …. داشت فکر میکرد و در رآس آن حذف همراه با بی آبرو کردن هاشمی از هر چیز برایشان شیرین تر بود که نقطه عجیب و باور نکردنی ، شدت و علت این تمایل است که تا ابد ناشناخته خواهد ماند خصوصآ حذف و بی آبرو کردن فردی که تمام تلاش خود را برای بالا کشیدن ایشان صرف کرده بود و فروختن دوست وفاداری به یک پشیز ، به عجایب تاریخی بدل خواهد شد. البته در ادامه این رویا انتصاب یک رئیس جمهور مطیع و در نهایت حبس و حذف تمام منتقدین و ایجاد سلطنتی جدید تکمیل استرتژی ایشان بوده تا حدی به این انتقام گیری عشق می ورزیدند که حاضر شدند برای تکمیل انتقام گیری تمام استدلالهای صحیح آنان را حتی به قیمت نابودی خود و نابودی کشور برعکس طی کنند پشتیبانی از تقلب و عجیب تر از آن دفاع از اختلاس را در پرونده خود و در واقع در کارنامه یک روحانی مدافع چنین مواردی در طول تاریخ ثبت کنند.

  17. طلبه گفت:

    خدا بیامرزد مرحوم بازرگان را که همه این روزها را در ارتباط با ولایت فقیه پیش بینی کرده بود.

  18. مرضیه گفت:

    این آقا که موجب این مقدار خسارت و فساد در حق مردم مسلمان ایران شده جواب خدا رو چگونه می دهد؟

  19. نوا گفت:

    امریکا در بدو انقلاب هشت میلیارد دلار با ارزش ارزی آن زمان از ایران بلوکه کرد و این مبلغ امروزه آنقدر زیاد است که اصلا و ابدا در پرداخت آن اقدام نمی کند پس امریکا علاوه براینکه شیطان بزرگ است یک دزد بزرگ هم هست
    وجود اسرائیل اتمی /وجود پاکستان اتمی/وجود هندوستان اتمی و عدم برخورد امریکا و همه اعوان وانصارش با این قدرت های اتمی دلیل براین است که امریکا گزینش عمل کرده واصولا به دنبال بهانه است (اتم نشد موشک /موشک نشد ترریسم و یا هر بهانه ی دیگر ) سادگی و ساده نگری است اگر فکر کنیم منشع این تهاجم تصمیمات ماست /تصمیمات ما در تشدید و تسریع می تواند اثرداشته باشد که داشت اما بیان فوق الذکر یک نظریه ی ثابت شده است یعنی عدم سازش و سازگاری حق با باطل / و اگر بخواهیم تعصبات را کناربگذاریم عدم همخویی و همخوانی یک ایده و عقیده با دیگر عقیده و ایده ی نوپا یا رقیب
    شما بر یک بحث عمیق نظری و حق , به بهانه ی یک راهکار عملی یا سیاسی خرده گرفته اید یا نقطه نظر دیگر دارید که می تواند درست باشد اما آنچه مهم است این است که نگاه و نظر سرمایه داری یا بقولی خوی و خصلتش ذاتا اسرافگر /زیاده طلب / مهاجم و بی رحم است و این بی رحمی نه مختص ما که حتی مزاحم و مطرود بسیاری از گرسنگان و یا مردمان عادی امریکاست پس تصمیمات سیاسی ما هرچند اصلح و ارجح صرفا مقطعی است و کشور ها یا رژیم های زیاده طلب و ذاتا پلید نهایتا به سراغ کسانی که مطابق میل و منافع شان نباشند خواهد آمد
    باید باور کرد و باور داشت تهاجم امریکا و دارو دسته ی مخوفش نه برای نجات انسانیت/ نه نجات فقر نه نجات مردم گرفتار حکومت های مستبد که فرار به جلو است متاثر ازپیامد های ذاتی نظام سرمایه داری و الا ببینید رژیم متحجر و مستبد سعودی و شیوخ قارون صفت منطقه .. چه آرام اند و آسوده !!!!!!
    اما بحث بحث اصول است و اهداف / اینجا می شود حرف داشت / اگر اصول را در شریعت که به مثابه ابزار ساخت و ساز و آمادگی است خلاصه کنیم تعصب و تحجر غالب می شود و قطعا حول محور آن نمی توان اجماع کرد
    لذا ما باید اهداف را نشانه گذاری کنیم براساس اصول دینی مان که قطعا با اهداف و نشانه های اجتماعی سنخیت و یگانگی دارد به مقصود می رسم
    دینی که عدل و قسط را اصل می داند و این قسط نه به معنای حق سرمایه که اصلش بر حق طبیعی و خدادادی است که اختلاف بین بالادستی و پایین دستی نباید و نمی بایستی زیاد باشد و این زیاد باید آنقدر کم باشد که نه کسی گرسنه و بی خانمان باشد و یا کسی به خاطرش دست به دزدی و.. بزند و نه کسی با ماشین وخانه های آنچنانی اش به اصلاحات و عدالت اجتماعی دهن کجی کند
    قطعا افراد دینی و دینمدار تزکیه را هم از اهداف می دانند و این می تواند در کنار پارامترهای اجتماعی اقتصادی شاخصه ی مثبت و بارز مذهب و مذاهب باشد البته نه به اجبار / بلکه بقول آقای ایت الله رفسنجانی در چارچوبه (فبشر عبادی الذین یستمعون … و ایضا با بزرگ باور شعار اعتقادیمان “لا اکراه فی الدین و…)
    حقیقت این است که ما باید و بایستی اول همه خودمان رادر یک جناح ببینیم یعنی دل به اشک تمساح و رحم و شفقت منمافع گرای برون مرزی هایی هچون انگلیس مکار نبندیم و ثانیا حکومت می بایست مردان صادقی همچون میر حسین و دیگران دگر اندیشان مومن و آزاده را آزاد کند تا در وحدتی خداپسندانه و به صلاح مردم البته و صد البته موافق با علم ودستاوردهای اجتماعی منطقی و محرز آن برای خود و آینده گان طرحی بریزیم جاوید . جاودانه
    دلم برای دوستی لک زده است
    مردمان تصمیمات عجولانه
    مردمان لجاجت
    و مردمان ساده نگری
    دشمن در راه است
    و حتی رژیم صهیونیستی دم از نجات بشریت می زند

  20. طلبه ای از قم - ف گفت:

    به نظر من تمام حرفهائی که درباره آقا زدید تهمت است . ایشان عزت اسلام و انقلاب ونظام را میخواهند و راه پر عزت امام عزیز را دنبال میکنند. کسانی هم که میترسند با آمریکا دربیفتند و زود خودشان را مرعوب میبینند به خاطر این است که پیرو امام نیستند اما دم از پیروی امام میزنند. نمیدانم شما خودتان تا چه حد به آزاد اندیشی قائل هستید همین شما که هیچ امکاناتی ندارید و از نظام خواهان آزادی مطبوعات هستید آیا میتوانید نظر مرا منتشر کنید و به یک بحث جدی کمک کنید ؟منتظر روشن شدن ادعاهای گفتگوی شفاف شما که انتظار آن را از حکومت دارید میمانم. ببینم خودتان چه کاره اید.

  21. موسوی گفت:

    با احترام به سایت محترم کلمه و با تشکر از نویسنده محترم بنده به عنوان یک سبز اندیش نظر آقای خامنه ای را در مورد اینکه این اباطیل رسوا در جهان همواره تا زنده هستند و تا قدرت دارند با هر عقیده و هر سیاست و هر فرهنگ و هر اقتصادی که به غیر انان باشد خواهند جنگید و هر حداقلی را برای هیچ کس به رسمیت نخواهند شناخت و مخصوصا و تاکیدا علیه کشورهای مسلمان از هر جنایت فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و نظامی چشم پوشی نخواهند کرد موافقم و متاسفانه با نظر نویسنده در مورد اجماع جهانی علیه ایران مخالفم چرا که این مزوران حاکم بر جهان چنان بلایی بر سر ملتهای خود و دنیا اورده اند که به هیچ عنوان افکار انتلکتوئل جهانی با سیاستهای انان همخوانی ندارد و روز به روز بر این تضاد افزوده میشود و نمونه های بارز این ضدیت در دهه اخیر در فرانسه در انگلستان در یونان در امریکا در کانادا و ایتالیا به وضوح مشاهده شده و میشود و اوج این تضاد زمانی نمودار میشود که سران این اژده های وحشی و ضد بشر و ضد طبیعت وضد سعادت تحت عنوان سران کشورهای صنعتی جهان گرد هم میایند تا مصیبت دیگری را برای جهان رقم بزنند. متاسفانه باید بگویم نویسنده محترم مثل بسیاری از اصلاح طلبان ساده اندیش و همچنین اقتدار گرایان مثلا اصول گرای دگم در دام پیش پا گسترده صهیونیزم جهانی گرفتار امده اند . نویسنده محترم و دوست عزیز جواب شما را یک بچه بسیجی چنین میدهد برو اقا شما میگویید ما به کسانی که بیشترین صلاحهای کشتار جمعی را تولید میکنند و همه صلاحهای اتمی جهان را در اختیار دارند بله قربان چشم قربان بگوییم . طرف با مسلسل بالای سر من و زن و بچه من ایستاده و با مشت و لگد و ناسزا تهدید و تحقیرم میکنه و خانه و دار و ندارم را به تاراج میبره و حالا شما هم میگی تا وضع بدتر از این نشده زود چاقوی دسته زنجانت را تحویل بده ….. اخه این چه دشمنی است که تو با من داری و چه دوستی با انان ؟ ….. قبل از انتخابات ریاست جمهوری و پیش از انکه ان رسوایی بزرگ نظام واقع شود افکار جهانی نه تنها یا پیوستن ایران به دارندگان انرژی هسته ای مخالفتی نداشت بلکه با نوع صلاح ان نیز چندان بی میل نبود . آقای خامنه ای …. رهبر تحمیلی کشور هفتاد ملیونی من …. شما هر چه علیه این ادمخوران بین المللی فحش و ناسزا بدهید من با شما همصدا هستم شما هر چه سیستم تدافعی کشور را در مقابل این متجاوزان قانونی تقویت کنید من نیز شما را کمک میکنم شما هر چه مظلومان جهان را در مقابل این ظالمان یاری کنید من نیز چنین میکنم به شرط این که به چند سوالم پاسخ دهید …..چرا رای ملت را نادیده گرفتید؟ چرا در زندانها انقدر کتک زدید تا بمیرند؟چرا در زندانها به مقدسات و به ناموس و زن بچه و خواهر و مادر زندانی ناسزا گفتید ؟ چرا با باتوم به سر زن و مرد و پیر و جوان کوبیدید تا خونریزی مغزی کنند؟چرا به جوانان تجاوز کردید؟چرا از بالای پل به پایین پرتاب کردید؟چرا با ماشین له کردید؟چرا پنهانی به سینه و مغز معترضین شلیک کردید ؟ چرا زندانها را پر کردید ؟ چرا شکنجه کردید؟ چرا سر زندانی را در مستراح فرو کردید؟چرا زندانی را با شکنجه مجبور کردید که به دروغ بگوید عمل غیر شرعی با کسی انجام داده ؟چرا روزنامه ها را تعطیل کردید؟ چرا میلیونها ایرانی را آواره دیار کفر کردید؟چرا خاتمی را که راستگو بود حمایت نکردید؟چرا احمدی نژاد را که یک بازیگر ناشی و افراطی است را حمایت کردید؟چرا همه چیز را دست نیافتنی و گران کردید ؟ چرا داشتن مسکن را که طبیعترین حق هر موجودی است را از ایرانیان صلب کرده اید ؟چرا با وجود این همه نیازمندی در کشور کار نیست؟چرا بیشتر مصرف هموطنان با وجود این همه بیکاری از راه واردات تامین میشود؟ جرا فاصله های طبقاتی را در نظام اسلامی نسبت به زمان پهلوی و نسبت به بقیه کشورهای دنیا هزار برابر کردید ؟چرا اقای موسوی و خانم رهنورد را که همه میدانیم از مسلمانان صاحب فکر و اندیشه و عمل صالح برخوردارند را ربودید؟ چرا آقای کروبی و خانم کروبی را که هر دو از عزیزان ملتند را ربودید؟چرا ایراهیم یزدی را که به لحاظ مبارزاتی خودتان نیز میدانید از شما قدیمی تر و جدیتر میباشد را هر روز اذیت و زندان میکنید؟چرا مشارکت را که چشم و چراغ متفکر ین مسلمان ایران است را غیر قانونی اعلام کردید؟چرا مجاهدین انقلاب اسلامی را غیر قانونی اعلام کردید؟چرا دفتر تحکیم وحدت را تعطیل کردید؟……..و چرا هایی که بسیارند و انقدر بسیارند که از خیلی کشورهای دنیا جلو و جلوتر است ….. و من با خود می اندیشم شما با این همه سوالی که من دارم و هرگز شهامت مطرح کردن ان را ندارم چه رسد به انتظار پاسخ …. این هسته را برای چه میخواهید؟ شاید برای اینکه شهامت مطرح کردن بعضی از این سوالها را از سازمانهای رسوای ادمخوران و از بی بی سی ملعون و سی ان ان کذاب بگیرید. اما سخت در اشتباهید . ملت را در یابید تا اسلام و قران و پیامبر را از خطر سقوط برهانید . حق انتخاب را از ملت گرفته اید حقی که خداوند تبارک و تعالی به انسان اهداء فرموده آن حق را به ملت باز گردانید که خطر ان به مراتب هزاران بار بیش از خطر اتمی میباشد .

  22. ناشناس گفت:

    باج ندادن و عدم تسلیم در مقابل قلدر نه تنها یک اصل اسلامی بلکه یک ارزش انسانی است. طبیعی که سر فرود نیاوردن در مقابل قلدر طبعات دردناکی ممکن است داشته باشد بخصوص که همه ابزار فشار در دست قلدر قرار داشته باشد ولی شرف انسانی ایجاب می کند که آن تألمات به جان خریده شود. به نظر من نویسنده ناشیانه عمل کرده و با تصور اینکه خوانندگان ساده اندیشند و تحت تأثیر فشارهای اقتصادی و سیاسی با او همنوا خواهند بود، شخصیت و مدیریت آقای خامنه ای را برجسته تر کرده است. احتمال قوی می دهم که شما چاپ این مطالب را مصلحت ندانید ولی برادرانه توصیه می کنم که در انعکاس مقالات دقت و وسواس بیشتری داشته باشید چرا که خوانندگان شما همه اقشار را شامل می شود.

  23. ناشناس گفت:

    رهبری کشوری مثل ایران که دشمنان و رقبای منطقه ای و فرا منطقه ای متعدد و پرقدرتی دارد کار ساده و آسانی نیست. حتی شاه هم که تحصیلات خود را در سوئیس تمام کرده بود و به سه زبان مهم دنیا تسلط کامل داشت و خود کارشناس امور اقتصادی بود هم در این کار موفق نشد …
    … ایشان گرداگرد خود را از انبوه افرادی انباشته است که در تایید صحبت ها و سیاست های ایشان از چیزی فروگزاری نمیکنند. طبیعی است که هر کسی را صبح تا شب بله قربان بگویند و یکی بگوید کشف شده ای و دیگری بگوید جانشین خدا روی زمینی و یکی بگوید ولی مطلق هستی و دیگری بگوید یا علی گویان به دنیا آمده ای … امر به وی مشتبه میشود. ایشان کارش به جائی رسیده است که با استفاده از ضمیر ” ما” به خودش اشاره میکند – به جای اینکه بگوید من یا بنده میگوید ” ما “. مرز باریکی بین قاطعیت و اصرار بر خطا وجود دارد و ایشان این مرز باریک را مدتهاست که درنوردیده است. کیست که از وضعیت ناهنجار فرهنگی و ته کشیدن سرمایه های اجتماعی کشور خبر نداشته باشد؟ ولی ایشان هنوز اصرار دارد که سرمایه اجتماعی رو به فزونی است و جوانان کشور تحت مدیریت ایشان به اخلاق و معنویات و اسلام نزدیکتر شده اند و اعتماد مردم به یکدیگر بیشتر شده است. نماینده تام الاختیار ایشان در روزنامه کیهان میگوید “سیاست مانند رانندگی کردن در جهت خلاف یک جاده یک طرفه است – با فرمان و ترمز بریده !”. کسی که خود عینا اینگونه فکر و عمل میکند را به رهبری ایران برگزیده ایم – آیا نتیجه ای غیر از این میگرفتیم جای تعجب نداشت؟! نه به کسی پاسخگوست و نه حرف حساب حالی اش میشود. مخالفین را فراموش کنید دوستان نزدیک ایشان صدها نامه محترمانه و مستدل و مشفقانه برای ایشان نوشته اند. تا حالا شده که ایشان به یکی از آنها محض رضای خدا به طور تلویحی هم که شده جواب بدهد؟ نه – چون کسی را جز خودش و معتقد خودش قبول ندارد و این چیزی جز استبداد و خودکامگی نیست. …

  24. محق گفت:

    آحاد مردم هر کدام یک کلاهک هسته ای اند .
    اگر مردم با نظام باشند ، کلاهک هسته ای به درد خواهد خورد ، و گر نه برای حفظ نظام ، کلاهک هسته ای به هیچ دردی نخواهد خورد .

  25. ناشناس گفت:

    جدا از مسایل داخلی و بسته بودن فضا و شیوه مدیریت کشور، از نظر من ما باید تکلیف خود را با خود روشن کنیم.

    اگر ما معتقدیم کشوری مسلمان هستیم و بنا بر آن داریم آرمان های اسلامی و بالاخص شیعی را مرجع سیاست خارجی خویش قرار دهیم، باید بپذیریم که همین به خودی خود برای آمریکا غیر قابل قبول است. یعنی اگر ما بنای حمایت از مظلومان و بیداد علیه ظالمان جهان داشته باشیم، آمریکا این را تحمل نمی کند.

    پس تا از این موضع اصلی خود عقب ننشینیم، آن ها در هر صورت ممکن فشار می آورند. تا زمانی که ما مخالفت خود را با اسراییل عملا متوقف نکنیم، تمامی فشارهای بین المللی ادامه دارد، به بهانه های گوناگون. البته درست است که مساله هسته ای سرعت و حجم این فشار ها چند برابر کرده، اما دیر یا زود شاهد تحریم های این چنینی می بودیم.

    فراموش نکنیم سیره امامان شیعه اصلا بر پایه حفظ حکومت نبوده، بلکه داد زدن ندای حق همیشه بر همه چیز اولویت داشته است. مستضعفینی که مورد ظلم استکبار قرار می گیرند، کسانی که خانه و کاشانه و خانواده خویش را در برابر چشمان خویش از دست می دهند، به دنبال صدای حق هستند. ایران برای آن ها این گونه نمادی است. این کم چیزی نیست.

    اگر مردم از داشتن الگوهای اصیل شیعی در سیاست خارجی خسته شده اند، این بحث دیگری است. حق آن ها است که مدیریت کشور در هر زمینه ای متناسب با خواست آنان باشد.

  26. مهدی گفت:

    جناب طلبه از فم.
    با سلام خدمت شما.
    میخواستم از شما که ادعا داری نمیترسید سوالی بپرسم. منظور شما از اینکه رهبر عزت اسلام را میخواهند یعنی چی؟ یا شما چشمانتان را به حقایق بسته اید و یا از حکومت منفعتی میبرید و شکمتان سیر است . در هر صورت کجای منفعت اسلام این است که بهترین جوانان و عزیزان ما در زندان باشند ؟ مردم در فقر و بیکاری به سر برند؟ بیکاری بیداد کند ؟ اکثر کارخانجات کشور در حال تعطیلی یا ورشکسته ؟ کجای حکومت علی (ع) چنین مرامی داشت؟ واقعا نمیدانم شما و اصلا امثال شما بویی از وطن دوستی برده اید؟ دلتان برای کشورتان و مردمتان ، نسل آینده نمیسوزد؟ ما که نسل سوخته ایم و از جهالت پدرانمان و حماقت بعضی ها حال روز مملکت شده این که از بیرون تهدید به جنگ میشویم و در درون هم گیر آدمهای منفعت طلب و یا جاهل و مرتجعی افتاده ایم که فقط به خود می اندیشند و نتیجه این دو چیزی جز نابودی این مملکت نیست که اگر این کشور نابود شود نه از دین شما و نه از رهبر شما و نه از حکومت شما چیزی باقی نمیماند.
    دلم برای کشورم میسوزد ؛ برای مردمم و هموطنانم که به چه روزی افتاده ایم. دین برای شما و رهبر شما فقط وسیله ای برای قدرت طلبی است و جز این نیست و گر نه این بود و ایشان مدعای حکومت علی را دارند و مانند پیشوایمان قدرت راترک کنند ولو برای 25 سال و بگذارند مردم خودشان تصمیم بگیرند و نا با زور چماقداران و اسلحه. و شما خوب میدانید منظور من چیست ؛ اما افسوس که …
    ملت گرسنه و بیکار با کشور غنی ولی ویران به صلح , انسان سالم , دلسوز و متخصص برای سازندگی نیاز دارد و نه به حکومتی که همه اش شده دغل و دزدی و فریب کاری و تنش و درگیری برای چند روز بقای بیشتر .

  27. محمدی گفت:

    هیچ تعارضی بین حفظ اصول و پیشرفت مادی وجود ندارد.مشکل اصلی در خودرایی و تصلب فکری و عدم استفاده از ظرفیت های فکری عقلا و نخبگان میباشد.گاهی دوستی های ظاهری و ترفند های دیپلماتیک گره ای را باز می کند که هزاران توپ و تشر فاقد آن کارایی است.کسی در عقل سیاسی و نیت خوب آیت الله هاشمی شکی ندارد ولی استبداد رای و خود را مالک جان و مال مردم دانستن مانع از استفاده از عقل عاقلان می شود و این مسئله همان عیب بزرگی است که در ولایت مطلقه شخص غیر معصوم وجود دارد.

  28. یک زن ایرانی گفت:

    اقای طلبه ای از قم، … واقع گرا باشید و مملکت داری بیاموزید، جنگ و دعوا و مرافه مال غربی ها و متجاوزین است نه خدا شناسانی مثل جنابعالی!

  29. علی45 گفت:

    هر روز که میگذرد سخنان عمیق ودقیق موسوی بهتر فهمیده میشود ؛ که از قول امام نقل کردند: کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح دهید. به طلبه عزیز قمی هم عرض میکنم سخن شما که منتشر شد اگر وساطت کنید سخن دوستان در سایت رهبری منتشر شود کرسی آزاد اندیشی قدمی به جلو برخواهدداشت.

  30. مهدی گفت:

    با سلام

    مصادق زیادی از عدم بصیرت ایشان وجود دارد که یک موردش اعتماد به فردی مثل احمدی نژاد دروغگو و بی حیا می باشد که دارد مملکت را با سرعت به سمت پرتگاه سقوط می برد و به نظر بنده اصلا با این کارهای اقا محمود دیگر نیازی به حمله به ایران نیست

  31. محمدی از قم گفت:

    مقاله حرفی منطفی را گوشزد میکند البته من مثل آفای طلبه وسایر کسانی که از خزانه ملت ارتزاق میکنند نیستم و از طرفی بعضی افراط گری های اصلاح طلبان را هم در زمانی که بر سر قدرت بودند قبول ندارم ولی اگر پایبندی به اصول نظام معنای عینی اش فساد فراگیری است که به قول آقای توکلی همه نظام را گرفته و انتشار فقر و فحشا در بین اقشار محروم و ثروت اندوزی بی حساب و کتاب شیفتگان ولایت ( عکس آقای خاوری را در کنار آیت اله نوری همدانی با چپیه و تجلیل آقای نوری را از ایشان همه دیدیم) و نیز انهدام فرهنگی و گسترش بی دینی و هدر رفتن فرصت های سازندگی و …..و باج دادن به کشورهایی غیر قابل اعتماد مثل روسیه و هزاران بدبختی دیگر است که هر روزه به عیان می بینیم مثلا اکر پایبند به این اصول نبودیم چه دیگری قرار بود بر سر این ملت فلک زده بیفتد

  32. ناشناس گفت:

    به آقا تهمت نزنید شما بصیرت ندارید اگر داشتید مثل ما به آقای احمدی نژاد رای میدادید تا اصول انقلاب حفظ و کشور به سعادت می رسید چون افکار آقا به احمدی نژاد نزدیک است

  33. حواس پرت گفت:

    اولا در هیچ از جایی این مقاله نشانی‌ از ترسیدن یا نترسیدن اصلاح طلبها از آمریکا نمی‌بینم. نتایج تصمیمات مقام ارشد نظام را هم که مشاهده میفرمأیید.

    ثانیا، این تابویی که از ترس در ذهن خود ساختید بی‌ ارزش است. فقط یک احمق از چیزی نمیترسد. هر انسان عقل و بالغ از بسیاری چیز‌ها می‌ترسد که اگر نترسد بر سلامت او باید شک کرد. مهم این است که هر تصمیمی با در نظر گرفتن همه عوامل و عواقب آن گرفته شود و تنها بر اساس یک عامل ( ترس یا لجاجت یا… ) گرفته نشود.

    خداوند بشارت داده اند که پیروزی با مؤمنان است. آیا این بشارت این حق را به مومن میدهد که هر تصمیم اشتباهی را بگیرد و توقع ظفر داشته باشد؟

  34. حواس پرت گفت:

    ست عزیز آمریکا قذافی را سرنگون نکرد. این خود قذافی بود که با حکومت چندین و چند ساله استبدادیش مردم را به ستوه آورد و موجبات سقوطش را فراهم کرد.

    اگر با مردمش کنار میامد هیچ کشوری نمی‌توانست حکومتش را سرنگون کند. خدای نکرده شما که نمیخواهید حکومت قذافی را با جمهوری اسلامی مقایسه کنید؟ آیا چنین قصدی دارید؟

  35. حواس پرت گفت:

    طلبه عزیز، کجای این مقاله تهمت است؟ این سیاست جمهوری اسلامی در این ده ساله بوده است. آیا شما معتقد هستید نظر رهبری غیر از آنچه که انجام شده بوده است. لطفا توضیح دهید این تهمت را که میفرمأیید کجای این مقاله است؟

    آیا آقای خامنه‌ای امام معصوم هستند؟ یا آیا کسی‌ که ” عزت اسلام و انقلاب ونظام را میخواهد و راه پر عزت امام عزیز را دنبال میکند” نمی‌تواند تصمیم اشتباه بگیرد؟ شما طلبه هستید و روزی مجتهد, لطفا مستقلانه فکر کنید و خدا وکیلی.

    فرض کنید با اهل و عیال قصد گذر از خیابانی را دارید که دیوانه‌ای خطرناک همواره در گوشه‌ای بخصوص از آن ایستاده است. چه می‌کنید؟ با شجاعت به همراه خانواده به سمت آن دیوانه می‌روید؟ یا برای حفظ سلامت خانواده تان هم که شده راهتان را به نحوی کج می‌کنید که با آن دیوانه برخورد نکنید؟

  36. م گفت:

    بقول فردوسی پور آقای شمس کلا خوب گزینش و کلا خوب مینویسد امیدوارم همچنان مشی خوب خود را ادامه دهند.
    همانطور که در بعضی کامنتها گفته شد بحث بر سر همین کلمه اصول در اظهارات آقای خامنه ای است آیا مراد از اصول خدا و پیامبر و ائمه اطهار و قرآن و سیره معصومین و خلاصه اصول عقائد ماست؟ بنظر من اینها نیست زیرا اولا همه ما مسلمانان وشیعیان در این کشور به آنها معتقد و پایبندیم و ثانیا اصلا دعوا و اصطکاک ما با امثال امریکا اینها نیست و امریکا کاری به اصول عقاید ما ندارد. پس مراد از اصول این نیست پس تحلیلا اصولی که ایشان بر آن اصرار دارند لابد یا برخی نظریات مرحوم امام خمینی است مثل تقابل همیشگی با آمریکا و اسرائیل بخصوص بعد از ماجرای سفارت امریکا و یا برخی نظرات و خط مشی هایی است که خود ایشان ترسیم کرده و بر آن پافشاری میکند . البته موجودیت اسرائیل را ما هم غیر مشروع و غیر انسانی و غیر قانونی میدانیم ولی بحث این است که آیا ما برای این اعتراض و دفاع از فلسطین (که آنهم حق است ) باید تمام یا اکثر منافع ملت خودمان را فدا کنیم؟!اگر بعد متوجه شدیم گرفتن سفارت امریکا عمل احساسی و ناصوابی بوده بیاییم آنرا بعد ترمیم کنیم و با لجبازی اصرار بر اشتباه خود نکنیم . آیا این جزء اصول عقاید ماست که همیشه با کشوری بنام آمریکا الی الابد اصطکاک و تضاد داشته باشیم؟یا میتوانیم مثل برخی کشورها همچون ترکیه دفاع از فلسطین بکنیم و در دنیا نقش ایفا کنیم و ارتباط با امریکا هم داشته باشیم در عین حال به او منتقد هم باشیم و زیر سلطه او هم نرویم (بگذریم از اینکه دیگر عصر سلطه بسر آمده و همه بدنبال جذب منافع از طریق تعاملند)مگر سوریه متحد و عزیز دردانه ما نیست ؟آیا سوریه ارتباطش را با امریکا قطع کرده است؟!یا مالزی ووو. پس معلوم میشود مراد از اصول یک سلسله پیش فرضها و سلیقه های شخصی ولی فقیه است که بر آنها لجاجت میکند ولو اینکه اکثر کارشناسان سیاسی اقتصادی کاملا بر ضد آن متفق باشند . همین مساله هسته ای را چقدر کارشناسان خبره ای مثل آقای دکتر شیرزاد که متخصص فیزیک هم هست گفتند بغیر از مخاطره آمیز بودن آن اساسا اقتصادی نیست و ما آنقدر معادن اورانیوم نداریم که بر غنی سازی اصرار کنیم و ممکن است بعد از چند سال نیازمند به کشورهای دیگر شویم برای تامین اورانیوم .آنوقت با این وضع تحریمها ما قادریم اورانیوم خام را از دیگر کشورها تامین کنیم ؟الان بعد از قریب به چهل سال و اینهمه هزینه و نازکشی از روسیه یک نیروگاه شتر گاو پلنگ مخلوط از تکنولوژی چند کشور نصیب ما شده با یک برق محدود و اینهمه هزینه های مختلف در حالیکه قابل مقایسه با نیروگاههای پیشرفته مشابه اروپای امریکایی نیست و ما میتوانستیم مشابه مشی کشورهایی مثل ژاپن و کره جنوبی با صبر و شفافیت و اعتماد سازی عاقلانه و دوری از تنش و جنجالهای بی معنا بعد از چند سال دارای نیروگاههای پیشرفته اروپایی باشیم و اینهمه هم هزینه ندهیم . سوال این است آن اصولی که ما را به این انزوای بین الملی کشاند چه بوده؟آیا جز این بوده که ولی فقیه بر نظر خود پافشاری لجوجانه کرده و کشور را به این فاجعه کشانده است؟ جالب است که (همانطور که در متن مقاله هست) استدلال آقای خامنه ای این بود که اگر ما کوتاه (حال از معنای کوتاه آمدن بگذریم) بیاییم آنها مساله دیگری را علم میکنند مثل مساله حقوق بشر !
    حال بعد از ده پانزده سال میبینیم هم مساله هسته ای به این بن بست رسیده و هم مساله حقوق بشر علم شده!! البته علم هم نشده وقتی ما با منتقدین و مخالفین سیاستهای خود در داخل اینگونه رفتار میکنیم که شاهدیم این طبعا در دنیای امروز که هیچ چیز پوشیده نمی ماند انعکاس دارد شما مطابق قوانین موجود رفتارکنید و به منتقدان زور نگویید و ظلم نکنید تا انعکاس نیابد وقتی شما فرد خدوم و صادقی مثل آقای میر حسین موسوی با آن سابقه درخشان در انقلاب را به اتهامهای واهی فتنه گری و بی بصیرتی بدون محاکمه معتبر در خانه خود غیر قانونی حبس میکنید و آزادی یک انسان را بی معنا سلب میکنید طبعا ای انعکاس خارجی اش این است که ایران منتقدان داخلی خود را سرکوب میکند و حتی نخست وزیر و رییس مجلس سابق اش را هم تحمل نمیکند! لطفا قدری د اعمال و رفتار خود و قوه قضائیه و دادگاههای خود نظر کنیم و نگوییم چماق حقوق بشر را بر ما تحمیل میکنند.
    و اما آن آقای طلبه ای از قم که مطالب آقای شمس را تهمت به رهبری دانست کلی گویی نکند مشخصا معلوم کند کجای موارد تهمت بود اینجا جای شعار نیست شعار را بروید توی خیابان بدهید اینجا موارد را جزئی معین و به بحث بگذارید.

  37. ناشناس گفت:

    من از طرفداران آقای خامنه ای می پرسم سیاستهای ایران در دو دهه اخیر چه چیز برای مردم ایران به ارمغان آورده است؟ عزت؟ اقتدار؟ گسترش معنویات؟ آبرو برای اسلام؟ رفاه؟ آسایش؟ آبادانی؟ پیشرفت؟
    متاسفانه ایشان در این دو دهه فقط به فکر افزایش قدرت و سلطه خودشان بر کشور بوده اند. با گسترش بیت رهبری به سازمانی با چند هزار نفر که در همه امور کشور نفوذ و دخالت دارد.
    اما طرفداران ایشان با چشمانی بسته به دنیا نگاه می کنند و دنیا را از نگاه غیرواقعی که از سوی رهبرانشان به آنها گفته می شود، می بینند:
    مثل اینکه امروز در بسیاری از کشورها به مسلمانان نگاه منفی وجود دارد که این نگاه در این سه دهه بویژه با رفتارها و سیاستهای نامعقول و تندروی کشورهایی مثل ایران گسترش یافته و آنها از عزت اسلام سخن می گویند.
    حتی برخورد بعضی از کشورهای همسایه با ایرنیان نامناسب شده است و اینکه در عرصه جهانی به یکی از منزوی ترین کشورهای جهان تبدیل شده ایم ولی آنها می گویند که عزت و اقتدار ایران افزایش یافته.
    یا اینکه جایگاه اقتصادی ما در بین کشورهای جهان در این مدت پایین تر آمده ولی آنها فقط چشم به پیشرفتهای اندک ما دوخته اند. در جهانی که خیلی از کشورهای نزدیک به ما از لحاظ اقتصادی با سرعت بیشتری از ما پیشرفت می کنند و هر چند سال یک بار یکی از این کشورها از ما پیش می افتد و دیگر ما تصور رسیدن به آن کشورها را هم از دست می دهیم مانند کره جنوبی، مالزی، ترکیه، برزیل که قبل از انقلاب عقب تر از ما بودند.
    یا اینکه هرروز تهدیدات نظامی و امنیتی ما در جهان بیشتر می شود و آنگاه صحبت از اقتدار و هشیاری می کنند.

  38. س گفت:

    آقای طلبه ای از قم که خودتان اعتراف کردید منتقدان امکانات ندارند!دیدید نظر شما منعکس شد؟اما آیا رسانه ها و سایت ها و روزنامه های مقبول شما هم نظرات منتقدان را منعکس میکنند؟!
    این نکته را هم توجه کنید که شما طلبه شدید و بقم رفتید تا حق و حقانیت اسلام و احکام اسلام را بفهمید و ترویج کنید نه اینکه از ایکس و ایگرگ دفاع متعصبانه کنید ولو اینکه مرتکب اشتباهات سهمناکی کرده باشند.

  39. ناشناس گفت:

    سایت محترم کلمه اقای خامنه ای اگر به اندرز های سید محمد خاتمی گوش فرا میداد الان شاهد این نبودیم که هم ما را متهم به حمایت از تروریسم کنند هم عدم رعایت حقوق بشر و هم استفاده نظامی از انرژی اتمی و چنانچه ایشان هشدار های نخست وزیر امام را جدی میگرفت که فساد مملکت را دارد ویران می کند و ما امده ایم جلوی این فساد را بگیریمرا باور میکرد و در رای مردم تقلب نمی کرد الان شاهد دولتی مردمی و با پشتوانه ای قوی بودیم اما افسوس و صد افسوس …
    از خداوند قادر میخواهیم شر استکبار خارجی و داخلی را بخودشان برگرداند
    مرگ بر امریکا

  40. ناشناس گفت:

    ببخشيد متوجه نشدم، اينهمه هزينه داده شده براي پايبندي به كدام اصول؟؟؟؟؟ حتما كهريزك نمونه اي از پايبندي به اصول است!!!!!!

  41. سعید امامی(قاتل سید احمد) گفت:

    آنتی نانوا : این نظام، حکومت، بیت‌المال و این کشور مال مردم است. ما آمده‌ایم حساب میلیارد‌ها تومان پول گمشده را روشن کنیم.
    ما از عوام‌فریبی (سفر استانی حماسه ساندیسی) خسته شده‌ایم.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    چرا خـمیـنـی کــبـیـر هیچگاه به سفر استانی نرفت
    الف- چون افتضاح اختلاس نبود
    ب- چون اسرافکار نبود
    ج- چون خلاف سیره علی(ع) بود
    د- همه موارد صحیح است

  42. ناشناس گفت:

    برادر شما اصلا متن را خوندی یا جهلت چشاتو بسته فکر میکنی چشات بازه؟ خدا لعنت کنه متحجرین را….

  43. جانبازجنگ گفت:

    من متاسفم به این عزیزانی که ادبیات کیهان ومغلطه هایشان راهمه جامنتشرمی کنند.موضوع درسیاست ومدیریت عقلانیت است اینها اگربه اسلام درعمل پایبندبودندکه اینهمه ظلم نمی کردند.به کدام اصول پایبندند؟ترس ازآمریکاومرعوب شدن جزبه منظورسواستفاده ازافرادساده لوح وبی خبرکاربردندارد.منافع ملت وسرمایه های مادی ومعنوی ملت امانتی است که به شهادت حقایق درآن خیانت شده است.اینکه فضارامستبدانه ببندندوصورت مسئله راپاک کننددردمارادوانخواهدکرد.خیانت به آرمانهای امام وشهداکردندودرپیشگاه تاریخ ودردادگاه عدل الهی اندوخته ای جزننگ نخواهندداشت.

  44. ناشناس گفت:

    Dobarre misazamat vatann vali baa azadi va farhang bala nabomb va jang

  45. ناشناس گفت:

    اقای طلبه ازقم سری به وبلاگ یاران ولایت بزنید تابهتررهبرتان واطرافینانش رابشناسید ..

  46. خودجوش سبز گفت:

    نه عزیزم اونی از امریکا میترسد که از ترس آمریکا به فکر سلاح هسته ای است
    حتی به قیمت نابودی ایران
    “حتی به قیمت تعطیل شدن حدود و احکام الهی”.
    مگر نمیبینی در این بیست ساله جرات به زبان راندن اسم “آمریکا” را ندارد

  47. سرباز سابق انقلاب گفت:

    من ازجمله پدرانی هستم که سینه چاک انفلاب بودم وامروز ازسوی نسل دوم وسوم به نادانی وخیانت به کشور متهم شده ایم.دلم میخواهد به این بچه های عزیزم بگویم ما بادیدن فساد وتبعیض نسبی که در رژیم گذشته میدیدیم، با آرمان زندگی شرافتمندانه تر برای شماها با انقلاب همراهی کردیم واصلا حتی تصور نمیکردیم که روزی برسد که خودکامگی یک روحانی ریش سفید دست صدها شاه رااز پشت ببنددوچنان عقاید غلط وعقب مانده خودرا به مردم تحمیل کند که کسی را یارای نفس کشیدن نباشد. من اگرچه الان کلیت این نظام را قبول ندارم وتفاوت بیت جناحهای مختلف انرا چندان جدی نمی بینم ولی بازهم با انقلاب و زیرورو شدن مملکت مخالفم و فکرمیکنم باید با توسل به اصلاح امور حتی اگرچه جزیی کار نوسازی کشورمان را شروع کنیم.شما به اطرافیان آقای خامنه ای نگاه کنید،میبینید هیچیک از آنان نه در انقلاب حضور داشتند ونه مورد قبول آقای خمینی بودند. از آنسو نزدیکان خمینی مثل آقایان هاشمی،موسوی،کروبی،عبدالله نوری،موسوی خویینی،و……..یا زندانی هستند یا با اتهامات ناروا ودروغین آنچنان آنان رامرعوب کرده اند که جرات دم زدن ندارند.من وقتی به این آقایان وکارهایی که برای مملکت کرده اند فکر میکنم میگویم صد رحمت به اینها،بالاخره جاده ای کشیده اند،جنگ را اداره کردند،گازرسانی کردند،دانشگاهها را توسعه دادندو…..ولی آن دیگران چه کرده اند؟ فقط بر صدر نشسته وفرمان صادر کرده اند ودارایی کشور رابین خودی هاشان تقسیم کرده اند وهرکس خواسته نفس بکشد به تیرغیب آقایان گرفتار شده یا محبوس شده است.خلاصه کلام ما باید این آقايان ویاران مفت خوارشان را کنار بزنيم وبا مدد سیاستمداران تجربه دارمان به اصلاح امور داخل وخارج خود بپردازیم ،لزومی هم ندارد که حتما انقلاب کنیم و کشور را دوباره به خاک وخون بکشیم. سازوکارهای قانونی و نهادهای بین المللی میتوانند مارایاری کنند مشروط به اینکه از آنان بخواهیم.

  48. بسیجی سبز گفت:

    روز پنجشنبه مقام رهبری درمراسم تحلیف فارغ التحصیلان دانشکده افسری ضمن حمله لفظی به “امریکا و سگ نگهبانش در منطقه یعنی اسرائیل” وعده مقابله ایران با تهدیدات امریکا با مشت آهنین ملت ایران را دادند.
    من از طرف خودم میگویم و کاری با دیگران ندارم، حضرت آقا آنزمان که ما داوطلبانه و با عشق شهادت به جبهه ها میرفتیم امامی رهبرمان بود که به اذعان دوست و دشمن تنها ملاکش حق بود و تکلیف و در اینراه ملاحظه احدی را نمیکرد و اگر نزدیکترین یارانش خطایی میکرد با آنان مقابله میکرد و هوی نفس و شیطان درون را مغلوب روح الهی خود کرده بود.
    اما حال انصاف بدهید که آیا اکنون نیز چنین است؟ آیا احمدینژاد و لشکر منحرفین و اختلاسگران و نا اهلان و نامحرمان حاکم و حاضر در حکومت که تنها دلیل بقایشان در حکومت اعلان حمایت و نزدیکی آنها به رهبری میباشد و رفتنشان سبب رفتن آبروی رهبر میشود به همان سرنوشت قائم مقام رهبری در زمان امام رفتند یا با خیل اسناد دزدیها و رانتخواریها و… از مسئولین صدر تا ذیل حکومت برای خود دژی غیر قابل تسخیر ساخته اند؟
    آیا ما شهامتی مانند شهامت امام راحل را امروزه در رهبرمان شاهدیم که آبروی خود را با خدا معامله نمود و جام زهر پایان جنگ را نوشید و آبرویی ابدی یافت؟
    آیا پس از جنگ به وصایای امام عمل کردید ومسیولین را از اهل درد و جبهه انتخاب کردید یا احمدینژادها و رحیمیها و مشاییها که حتی یکروز سابقه جبهه ندارند شدند عزیز کرده شما ورزمندگان و خانواده شهدایی مثل حاج داود کریمی و باکریها و همتها آماج حمله و بی حرمتی قرار گرفتند؟
    بنده بعنوان یک رزمنده و خانواده شهید زمان جنگ شاهد له شدن بسیاری از دوستان جبهه و جنگ خود در زیر چرخهای زندگی پس از جنگ بوده و هستم در حالیکه قرار بود نگذارید آنان در کوچه پسکوچه های زندگی روزمره گم شوند.
    آیا قرار بود پس از جنگ به اینجا برسیم که پس از 23 سال از پایان جنگ هریک از مسئولین از روحانی و مکلا بواسطه بودن در دایره قدرت هر یک کارخانه ای و صدها هکتار زمین و امتیازی و … را در پرونده خود داشته باشند؟ برای اینکه نگویید غیر مستند میگویم لاستیک دنا ولنجهای جنوب و سلطان شکر و جنگلهای شمال ومعادن سنگ دهبید وزمینهای ورامین و سوآپ نفت و خانه فاطمی و …را نام میبرم که یکفی بالاشاره.
    وقتی فرزندان رزمندگان دیروز را بجرم سوال از حق و رایشان در کهریزک و خیابان آماج داغ و درفش و گلوله و ظلم کردید و حتی اوین منزلگاه رزمندگان دیروز شده چطور توقع دارید ملت ایران مشت آهنین شما باشند در ماجراجوییهای جهانی شما؟امام میگفتند “ما در سراسر جهان بر ظالم میتازیم و از مظلوم دفاع میکنیم ” اما امروزه ما میبینیم بر عکس ازحکومت سوریه که بیش از 3500 نفر از مردم بیگناه خود را کشته است حمایت میشود!!! و در رسانه های ایران کشتگان بیدفاع را تروریست مینامند.
    اگر روی احمدینژاد و فرزندانش و سایر مسئولین که آنروزهای جنگ در سوراخ موش پنهان بودند و سایر مسئولین که امروزه خبر گرین کارت و دربدر دنبال اقامت کانادا بودنشان میرسد ویا امثال سرداران نقدی و فیروز آبادی برای مقابله با دشمنان حساب کرده اید بهتر است فکر دیگری بکنید که نوشیدن این جام زهر به 8 ماه نیز نخواهد رسید.
    ولی اگر روی بسیجیان سرد و گرم روزگار چشیده ای چون ما و فرزندانمان حساب کرده اید باید بگویم “آقا ما نیستیم”.

  49. ناشناس گفت:

    پاسخ عالی ای بود. کاملا موافقم. حرف حق این است.

  50. ناشناس گفت:

    سلام
    برادر طلبه این کار لجاجت است نه دفاع از اصول .اصل که ایشاان باید از ان دفاع میکرد همراهی با اصلاح طلبان دلسوزی بود که برنامه صحیحی در برنامه اتمی پیش گرفته بودند.اما چون این برنامه تعامل با کشورهای غربی بو د واقای خامنه ای کلا باهرگونه تعامل با این کشورها مشکل ایدئولوپی دارند صرف نظر ار اینکه شاید این تعامل منافع ملی ما را تامین کند.درصورتی که راه کار اصلاح طلبان ادامه پیدا میکرد الان پارس جنوبی تعطیل نشده بودتا قطر سهم مارا از حوزه مشترک نفتی استخرا ج کند همین قطری که روابط عالی با امریکا وغرب دارد هیچگونه ذلتی هم در برابر انها نشان نداده روابط مستحکمی با انها دارد همین کشور که نصف مساحت استان اصفهان مارا دارد با شبکه الجزیره که متعلق به این کشور است تاثیر گذارترین کشور خاور میانه روی تحولات اخیر کشورهای عربی است . هواپیماهای قطری ازین به بعد قرار است جای ناوگان هوایی فرسوده در اثر تحریم ما را بگیرد وپرواز های داخلی ما راانجام دهد. تحقیر تا کجا؟؟؟جای هواپیایی هما که روزی در دنیا جزو بهترینها بود هواپیماهای قطری می ایند. ایا این اصول است؟