رهبر لیبی که بارها مخالفانش را «موش» خطاب کرده بود، اکنون معلوم نیست کجا پنهان شده
چکیده :قذافی سقوط کرد. یک دیکتاتور دیگر به همتایان پیشین خود پیوست. طرابلس در ساعات گذشته، به سرعت در اختیار مخالفان دیکتاتور این کشور قرار گرفت و مخالفان از چند سو، با شعارهای «الله اکبر» و «لااله الا الله» به سمت محل احتمالی استقرار قذافی در مرکز طرابلس پیشروی کردند. مراکز پلیس تقریبا به طور کامل تعطیل شده و بسیاری از نیروهای پلیس به مخالفان پیوستهاند. زندانها به دست نیروهای انقلابی افتاده و هزاران زندانی آزاد شدهاند. شبکههای تلویزیونی به طور زنده نشان میدهند که میدان سبز طرابلس به دست مخالفان افتاده و شعار «لا شرقیه لا غربیه طرابلس حریه» بر روی دیوارها نوشته شده است....
کلمه – گروه سیاسی: ساعتی پیش – درست در زمانی که بسیاری از ما ایرانیان به مناسک شب قدر مشغول بودیم – تقدیر مردم لیبی، به شکلی متفاوت با چهار دههی گذشته رقم خورد، آن هم مطابق با وعدهی الهی که: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم». پایتخت دیکتاتوری چهل سالهی معمر قذافی، در ساعات گذشته، با سرعتی به مراتب بیشتر از آنچه تصور میشد، به سقوط کامل نزدیک شد و مردم در شهرهای مختلف این کشور، به دست گرفتن آخرین سنگر دیکتاتوری را با جشن و شادی همراه کردند.
در همین باره بخوانید:
مبارک، بن علی، و حالا نوبت قذافی رسیده
دیکتاتور به «پایان» سلام میکند
همهی کارشناسان و تحلیلگران اشتباه کردند. ماجرا سادهتر از آنکه تصور میکردند، به نقطهی پایان نزدیک شد. مقاومت در طرابلس به مراتب ناچیزتر از چیزی بود که تصور میشد. بیشتر سربازان دل و جانباختهی قذافی، تا همان پشت دیوارهای پایتخت ایستادند و بس. تا قبل از این، البته ماهها کشاکش در حد جنگ داخلی در کار بود. اما در شهر دیگر خبری از مقاومت آنچنانی نبود. بدین ترتیب چند ساعت طول نکشید که بیشتر نقاط طرابلس به دست انقلابیون افتاد، و تمام!

قذافی سقوط کرد. یک دیکتاتور دیگر به همتایان پیشین خود پیوست. طرابلس در ساعات گذشته، به سرعت در اختیار مخالفان دیکتاتور این کشور قرار گرفت و مخالفان از چند سو، با شعارهای «الله اکبر» و «لااله الا الله» به سمت محل احتمالی استقرار قذافی در مرکز طرابلس پیشروی کردند. بیشترین آماری که از کشتههای 24 ساعت گذشته از دو طرف منتشر شده، 1300 نفر بوده که با جمعیت میلیونی طرابلس و هیاهوی تبلیغاتی قذافی تاکنون، و نیز با آنچه پیشتر از سوی مخالفان «یک جنگ خونین» پیشبینی شده بود، اصلا قابل قیاس نیست.
تاکنون بیش از نیمی از پایتخت لیبی به دست نیروهای مخالف قذافی افتاده و در بقیهی نقاط هم بیشترین درگیریها با تکتیراندازهای مستقر در پشت بام ساختمانهاست و در خیابانها، چندان خبری از مقاومت ماموران حکومت نیست. تنها جای مهم باقیمانده، مقر قذافی است که آن هم شاید وقتی شما این گزارش را میخوانید، به دست مخالفان افتاده باشد.
مراکز پلیس تقریبا به طور کامل تعطیل شده و بسیاری از نیروهای پلیس به مخالفان پیوستهاند. زندانها به دست نیروهای انقلابی افتاده و هزاران زندانی آزاد شدهاند. شبکههای تلویزیونی به طور زنده نشان میدهند که میدان سبز طرابلس به دست مخالفان افتاده و شعار «لا شرقیه لا غربیه طرابلس حریه» بر روی دیوارها نوشته شده است.
به گفتهی مخالفان، سیفالاسلام قذافی دستگیر شده و قرار است به دادگاه لاهه تحویل داده شود. محمد پسر بزرگ معمر قذافی هم خود را تسلیم مخالفان کرده است. از دستگیری دهها مقام نظامی و دولتی، از جمله سومین پسر رهبر لیبی، هم سخن به میان آمده است. ساعتی پیش شایعهی دستگیری خود قذافی هم مطرح و کمی بعد تکذیب شد. الجزایر هم خبر منتشر شده دربارهی فرار رهبر لیبی به این کشور را تکذیب کرد. بدین ترتیب هنوز مشخص نیست قذافی فرار کرده یا در جایی در طرابلس مخفی شده است. اگر او هم به مانند صدام پنهان شده باشد و پیدایش کنند، این میتواند بدترین اتفاق برای رهبری باشد که بارها و بارها مخالفانش را «موش» خطاب کرده است.
فردا 22 آگوست، احتمالا روز پیروزی و آزادی مردم لیبی است. این را مخالفان دیکتاتور اعلام کردهاند. در بنغازی، تصاویر تلویزیونی حاکی از جشن و پایکوبی و دستافشانی مردم است و همین وضعیت در بخشهایی از طرابلس هم که به دست مخالفان افتاده، در جریان است.
شاید لیبی در ماهها و بلکه سالهای آینده رنگ آرامش نبیند، البته شاید. شاید خلأ قدرت، امنیت و آرامش فردای مردم لیبی را از آنها سلب کند. اما در این شکی نیست که فرداهای پس از دوران گذار از دیکتاتوری به دموکراسی، بهتر از چند ده سالی خواهد بود که معمر قذافی مردمش را در عقبماندگی و حقارت نگه داشت. رنج دوران پس از این، بیشک به حلاوت جامعهی آزادتر و آبادتر و شادتری که در انتظار نسلهای بعدی لیبی خواهد بود، میارزد. این درسی است که بشر امروز آموخته و بدیلی برای آن سراغ ندارد: تنها یک راه باقی مانده؛ دموکراسی.














پایان دیکتاتور اعظم الامام معمرالقذافی رهبر و ولی فقیه لیبی بر مسمانان مبارک باد
KHODAYA,, KHOD GOFTI KE AZ ZOLME AHADI NAKHAHI GOZASHT
AZADIE MELLAT HA AZ DASTE DIKTATORANE JANIO GHODRATPARAST ,,, TABRIK, TABRIK
خوب بچه ها حالا دیگه نوبت کیه؟
…
دیکتاتورها بگوش؛دل مردمتان را بدست بیاورید قبل از سقوط
خدارو شکر ان شاء الله روزی مردم ایران و سوریه و….
ZENDE BAD
ISHALAH MARDAOM IRAN HAM BEZODI JASHN MIGIRAM
MOBARAKE SHON BASHE TASMIM MARDOM LIBI
تبریک به مردم لیبی.
امیدوارم برای آینده کشورشون تصمیمات درست بگیرن.
نفر بعد بشار اسده بعدیش هم انشا ا… ایران!
الحمد لله رب العالمين .نصر من الله وفتح قريب .این است تحقق وعده الهی . حکومت بشار اسد نیز مصداق همین وعده الهی است . انشاالله . آقایان با شیرینی و نقل و نبات بر سر کار میایند و وقت رفتن با گلوله به سینه خلق از انان خداحافظی میکنند . مردم از این حاکمین قدر ناشناس چه ها که ندیدند و نکشیدند . آقایان اقتدارگرا در ایران تا دیر نشده به خود ایید . کار خیر را از امروز به فردا وا ننهید . جا دارد برای این پیروزی بزرگ بشری در سراسر ایران مراسم شکر به پیشگامی سبزها و با مشارکت همه رنگها بجا اورده شود .
خجسته باد این پیروزی
مهم نیست که قذافی کجاست. مهم این است که آنها که مردم ایران را خس خا شاک، خرابکار، بزغاله، …. نامیدند با خیال راحت بر قدرت هستند و به فکر انتسبات بعدی هم هستند. خدا لعنت کند افرادی را که به بهانه حفظ نظام … در راه پیروزی مردم سنگ اندازی کردند.
نفر بعدی؟ …
به امیدسقوط تمام دیکتاتورهای جهان
بمناسبت سقوط تریپولی
2011-08-22
ساعت 1 نیمه شب
خبر دستگیری «شیخ الاسلام» پسر قذافی، تسلیم شدن دیگر فرزند او محمد و خبر زمین نهادن اسلحه از سوی گارد مخصوص قذافی و تسلیم شدن آن و احتمالاً دستگیری خود وی در ساعات و یا حد اکثر روزهای آینده و یا یافتن جسدش در گوشه ایی
جزء خبر های بودند که همه باید منتظرش می بودند. قذافی نه نخستین دیکتاتوری است که سقوط میکند و نه آخرین آنها خواهد بود و اینکه دیکتاتور های دیگر هم از سرنوشت این نوع زمین خوردگان درس عبرت بگیرند انتظاری عبث است.
اما در میان همه این سقوط کنندگان بی هیچ تردیدی سقوط قذافی در تارخ بعنوان یک نقطه عطف و چرخش سیاسی در تعاملات بین المللی ثبت خواهد شد که پیامش اینست که عصر جدیدی در مناسبات بین المللی آغاز گردیده است.
تاریخ سه دهه پیش شاهد دخالت های نظامی خارجی، بعضاً با شرکت مستقیم نیروهای پیمان ناتو، در کشور ها دیگر برای تغیر رژیمهایی که از خط قرمز تحمل جامعه جهانی عبور کرده بوده اند بوده است. از گرانادا در کارائیب، پاناما در امریکای مرکزی، ساحل عاج و رواندا، لیبریا در آفریقا، صربستان و بوسنیا و کوسوو دراروپا تا افغانسان و عراق در آسیا و خاور میانه این گونه مداخلات نظامی رخ داده است. هریک از این مداخلات کم یا بیش، هم با عکس العمل مخالف بسیاری از دولتها و هم افکار عمومی جهان روبرو شده است. با هر بمبی که اشتباهاً بی گناهی را کشته یا به خانه یا مدرسه ایی آسیب رسانده فریاد اعتراض در محکومیت این مداخلات به آسمان بر خاسته است و.. .
اما این در لیبی بود که برای نخستین بار، جامعه جهانی با اجماعی وسیع نه تنها مداخله نظامی خارجی و ناتو را برای سرنگونی رژیمی، که به ملت خود تجاوز کرده وبا آن بجنگ پرداخته است، با نگاه کاملاً تآئید آمیزمینگرد بلکه چشم خود را بروی زیاده رویهای نظامی، بروی بمبارانهای منجر به مرگ بی گناهان نیز بعنوان صدمات اجتناب ناپذیر چنین مداخلاتی، میبندد.
این رژیم قذافی بود که این حق را به جامعه جهانی و نیروهای خارجی داد که تا اینجا پیش روند.
واحد های نظامی و نیروی هوایی ناتو و فرانسه و سوئد مآموریت گرفتند تا جلوی کشتار مردم را بگیرند اما آنها در میان سکوت تآئید آمیز جامعه جهانی علاوه بر بمبارانهای تهاجمی و تعرضی، با کمکهای مستقیم اطلاعاتی، لوژیستیک خود تا درهم کوبیدن پیاپی اقامت گاه قذافی که عملی تهاجمی بود و نه تدافعی درممانعت از کشتار مردم بنغازی و… ، پیش رفتند. با این مداخله فعال و براندازنده مورد اجماع، این بدعت تاریخی را گذاشته شد که؛ دیکتاتور های دنیا دیگر تنها با مردم بی سلاح خود روبرو نیستند. وجدان جهانیان امروز پس سقوط قذافی، از اینکه به نیروهای قدرتمند جهان اجازه داده است تا شر جنایتکاری را برکنده و ملتی را نجات دهد آسوده خاطر است و راضی از این اجازت خویش.
اگر تصور شود که این چک سفید* فقط در لیبی مورد مصرف یافت تصوری خام است. با تجربه لیبی جامعه جهانی دانست که هزینه کندن شر دیکتاتورهای مثل قذافی از همه نظر ازجمله از منظر«حق حاکمیت ملی دولتها» نیز عملی صواب است و هزینه اش برای دنیا از تحمل این ملت کُشان کمتر. دولتهای غربی هم آموختند تا چگونه، با ظرافت و نه مثل جورش دبلیو بوش از این کارت سبز بنحوی استفاده کنند که نه تنها سرزنش نشنوند بلکه به عنوان قهرمانان آزادی مورد تحسین قرار گرفته وسربازان و خلبانانشان از انجام مأموریت خوداحساس غرور کنند.
صدور این کارت سبز آن نقطه عطف تاریخی است که با سقوط قذافی در تاریخ ثبت شد. اتفاقی بود که نه در بوسنیا و صربستان رخ داد و نه در عراق و افغانسان.
بیشترین پیام سقوط قذافی بدینگونه، برای بشار اسد و مقام معظم رهبری ماست. ولی اینکه آنها این پیام را درست و با دقت دریافت کنند بعید است. همین دیروز بشار اسد در سخنرانی تلویزیونی خود با اطمینان گفت که کنترول اوضاع را در دست گرفته است و همه چیز بحال عادی برخواهد گشت. او فراموش کرد بیاد بیاورد که 6 ماه پیش همزمان با اوج اعتراضات در تونس و مصرکه در آنهنگام فقط اعتراضات کوچک چند ده نفره یا چند صد نفره ایی در «درعا » و دمشق رخ داد با اطمینان خاطر گفت که در سوریه هیچ اتفاقی نخواهد افتاد زیرا سوریه در «جبهه مقاومت» قرار دارد و مردم در پشت سر نظام ایستاده اند.
Carte blanche*
خوب است برای شرکت در شادی مردم لیبی فردا شب بر روی پشت بام ها اللله اکبر بگوئیم. این را شورای هماهنگی اعلام کند خوب است.
موشها پیروز شدند، نوبت پیروزی میکروبها فرا میرسد!!!!
اندکی صبر سحر نزدیک است. بشارت ، بشارت، بشارت
با این خبرها جنبش سبز جانی دوباره می گیرد
براي مردم ليبي بهترين آرزوها رو داريم. اميد داريم مردم اين كشور بتونن بعد از خلاصي از سايه ديكتاتور, حكومت دموكراتيكي تشكيل بدن. طايفه طايفه نشن سر سهم خواهي از قدرت , آزادي رو به باد بدن.
قذافي هم رفت. با كمك ناتو البته.با تمام فدائيان و سرسپردگانش. بشار اسد هم بزودي خواهد رفت.حامياني در منطقه برايش باقي نمانده. بعدش هم نوبت ؟…
اعراب به فکر دمکراسی هستند ما فکر عذاداری برای اعراب
به امید روزی که دیکتاتورهای افتاده به جان و مال ملت ما هم سقوط را تجربه کنند و به امید محاکمه “” عادلانه”” آنان در دادگاه های واقعی مردم
بــــــــه ایـــــــــــــــــن امیـــــــــــــــــــــد مانـــــــــــــــــــده ام ومبـــــــــــارزه میـــــــــــــــــکنم
اشتباه بزرگ اش اين بود .همام روز اول مخالفت مردم بايد حكومت را با احترام تحويل شوراي انقلاب ميداد .و عزت و احترامش تا ابد باقي ميماند .نه انكه بروي ملت خود بايستد و اعلام كند كه تا اخرين لحظه ميمانم و اگر هم گشته شوم در گشور ميمانم.ديگتاتور ها حرف و عملشان 180 درجه فرق دارد
مردم لیبی ما را در شادی خود شریک بدانید و برای پیروزی ما و مردم سوریه نیز دعا کنید
ظالمان یکی پس از دیگری به درک واصل خواهند شد عبرتی برای حاکمان ما که نه خودشان و فرزندانشان دیگر جایی در میان ملت ندارن به فکر سپردن تاج و تخت به فرزندان ناخلف خویش نباشند
بیایید امشب یا فردا شب(شب 23 ماه مبارک) به راهپیمایی شبانه بپردازیم
شايد براي نسل مرحوم مهندس سحابي حفظ حاكميت ملي از هر چيز ديگري مهم تر بود…اما براي نسل دهكده جهاني چنين نخواهد بود…هر آينه روزي كه هواپيما هاي ناتو به ايران عزيز حمله كنند….ما به استقبالشان خواهيم رفت…اگر تفنگي بدستمان بدهند…من خون آن كسي ر مي ريزم كه هموطنم بود…هم مسلكم بود….هم زبانم بود و خون برادرم را ريخت…به ناموس خواهرم تجاوز كرد…. به بيگانه حرجي نيست…ولي خودي خائن به مام وطن بايد تاوان 30 سال نسل كشي در ايران را بدهد…
آن زمان که رهبر لیبی! در کنام کفتاران آرمیده بود موشها قلمرو خود را پس گرفتند
به امید روزی که میکروبها نسل لاشخورها را منقرض کنند
مزن ای عدو به تیغم که بدین قدر نمیرم سخنش بگو که جانم بدهم به مژدگانی
الان بهترین وقته که از مردم بخوایم حضور فعال داشته باشند
نوبت دیکتاتور کشورمون هم تا یکی دو سال آینده میرسه
سلام آزادی
خداحافظ ای مسلمان نماها
شک نکنید که عاقبت تمامی دیکتاتوریها دیر یا زود همین است.
با عرض تبریک به مردم لیبی .
به امیدآن روزی که ما ایرانیان نیز ازشر این نظام دایکتاتوری آزاد شوئم
نظامیان نیزنتوانستند نجاتش دهند!!!
کشور بعدی شاید سوریه باشه ولی ایران؟! خیر! مردم ایران در زیر باد کولر در حال غر زدن هستند!!!! و اصلا ربطی به قیامهای آزادیخواهانه اخیر ندارند.دو سال پیش هم یک اعتراضاتی شد که در همان شمال و غرب و مرکز تهران بود و پیش تر نیامد.حالا هم که فقط خاطراتش باقیست!
انشاالله مردم لیبی بتونن از انقلابشون محافظت بکنن تا به دست نااهل ها و نا محرما نیفته!!!!
یه آقای حبیب تبریزیان
تحلیل جالبی بود
به کار بردن موش، بزغاله، گوساله، میکروب سیاسی ، فتنه و کلماتی دیگر از این دست نشان می دهد که دیکتاتورها از قدرت مردم وحشت دارند
beh hamin sadegi nist massael pichideh tar ast .
chand haghighat dar bareh libi
in keshvar maghrooz nabood ,
kehsvar ro beh rosh d bood
talash mikard keh poleh afrigha ra vahed konad
mokhalefeh siyasathayeh bankeh jahani bood
mostaghel bood va ro beh rosh dtarin keshvareh afrigha bood
ghazafi ba tamameh badiha sh
talash miakrd keh afrigha az cjanbareh gharz va imf biyad biron
hala bash ta sobheh dolatat bedamad ,yeh k iraq va afghanestaneh dighe dorost shod
chematono baz konin va ta nokeh binitono faghat nabinin
عصر دمکراسی عصری طلایی است که پیشرفت و شکوفایی در ان رقم می خورد.دیکتاتورها مردم را از سقوط خود می ترسانند که بعد از ما چه ها خواهد شد در حالی که بعد از آنها به وصال آزادی می رسیم.خدایا در این روز که سالگرد شهادت امام عدالت علی (ع) است به مردم ایران نیز شایستگی نجات از بند دیکتاتور ایران را عطا فرما.آمین
میدانید قذافی کجاست ؟ طبق اخبارموثقی که از خبرگزاریهای جهانی وحتی سماوی بگوش رسیده ومورد تایید نیزقرار کرفته تعدادی از همپالکی های قذافی باسرعت تمام مشغول تهیه تعداد زیادی سوراخ موش هستند ؛وحاضرند بابت هر سوراخ میلیونها دلار بپردازند ،بنده حقیر که چندین تا از این سراخ ها در حوالی باغم دارم انها را تمیزکرده تا به دارو دسته قذافی ودیگر دیکتاتورها بفروشم واز این را پول کلانی به جیب مبارک سرازیرکنم
با تبریک این پیروزی بزرگ به تمامی آزادی خواهان جهان و مخصوصا مردم شریف ایران که مطمئنم کمتر از مردم لیبی خوشحال نیستند.
من از ایرانیانی که در خارج از کشور و توانایی تماس با مردمان (نخبگان)کشورهای تازه از بند آزاد شده تونس و مصر و لیبی را دارند درخواستی دارم که این را با تمام وجودم از آنها تمنا می کنم و آن اینکه عزیزان لطفی در حق ما و آن مردمان بکنید و به آنها بگویید که مثل ما اشتباه تاریخی مرتکب نشون و به جای انتخاب آزادی و دموکراسی برای خودشان یک دیکتاتور دیگر انتخاب ننمایند …از ناکامی ملت ما بعد از انقلاب برای آنها بگویی و از اینکه وضعمان بدتر از دوران دیکتاتوری شاه شده بگویید…شما را به خدا قسمتان می دهم برای این کار وقت بگذارید چون این مردمان همچون ما مظلوم بوده اند و تشنه آزادی هستند…به آنها از ظلمهایی که اکنون در کشور مظلوممان به ملتش می شود سخن بگویید و بگویید که از این پس تنها یک راه برای رسیدن به آزادی و کامیابی مانده و آن تنها راه دموکراسی است …بگویید که هر حکومتی با هر نامی به غیر از دموکراسی بدتر از حکومتهای گذشته برایتان خواهد بود.من الان این آرزوها را برای آن ملتها همچون آرزویی برای خودمان می دانم.تمامی وقایع بعد از انقلاب و مخصوصا بعد از انتخابات سال 88 را برای مردمان و نخبگان آنها بازگو کنید تا آنها مثل ما گرفتار بدترین نوع حاکمیت که با نام اسلام حکومت می کند نشوند.
خب، حالا از اون لیست شانزده نفره دیکتاتورها چن تا مونده؟!
آسیاب به نوبت….
محبوب دل دخترش عایشه خانم، یعنی صدام را قدوه خود قرار داده بهتر است چاه های موشها را بگردند. جالب اینکه همه این شمشیرهای باطل شیطان که بناحق سیف الاسلام خود را مینامند مثل مبارک و بن علی و صدام دارای صد دام کینه و حیله و قذافی بخصوص این اخری با ان همه ادعای نه یک جمهوری بلکه جماهیر ملتهای انقلابی را پشت سرش ادعا میکرد همگی حتی یک گلوله هم در روز اخر شلیک و دفاع نمیکنند و یک دقیقه نمیگوئیم یک ساعت هم نمیجنگند مثل موش میشوند و اتفاقا با موشها هم زندگی میکنند. این است نتیجه کنز مال غارت و رانت ملیاردی و ادعا و بگمان باطل ذخیره سلطه برای روز مبادا. جناب والله سران غارت فوتبال که یک سرشان در توطئه ضد اخلاق سازسی مملکت و یک سرشان در بانکهای وام غارت و ال سی LC های زیف و تبانی و تقلب مشغول دنیای دون مادی هستند روز واقعه نجاتت نمیدهند. همه هر کدام از صدام و مبارک و لیبی و این کاندید بعدی سوریه همگی ادعا داشتند انها ماستشان ترش بود ماست ما شیرین است!
اي خس و خاشاكها ما هم ميتوانيم. برويم و ببينند كه موشها از خس و خاشاك بر ميايند و اين خس و خاشاك در خود قدرت نهفته فراوان دارد.
رفته جایی که عرب نی انداخت. جایی که دیگران هم منتظر باشند تانوبتشان برسد.
خداوند چه زیبا اصحاب قذافی را در سوره بقره وصف کرده است؛ بخوانیم و عبرت بگیریم:
در حقيقت كسانى كه كفر ورزيدند چه بيمشان دهى چه بيمشان ندهى بر ايشان يكسان است؛ [آنها] نخواهند گرويد (6)
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿6﴾
خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوايى ايشان مهر نهاده و بر ديدگانشان پرده اى است و آنان را عذابى دردناك است (7)
خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ ﴿7﴾
و برخى از مردم مىگويند ما به خدا و روز بازپسين ايمان آورده ايم ولى گروندگان [راستين] نيستند (8)
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ﴿8﴾
با خدا و مؤمنان نيرنگ مىبازند ولى جز بر خويشتن نيرنگ نمىزنند و نمىفهمند (9)
يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿9﴾
در دلهايشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند عذابى دردناك [در پيش] خواهند داشت (10)
فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿10﴾
و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد مىگويند ما خود اصلاحگريم (11)
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿11﴾
بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمىفهمند (12)
أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ يَشْعُرُونَ ﴿12﴾
و چون به آنان گفته شود همان گونه كه مردم ايمان آوردند شما هم ايمان بياوريد مىگويند آيا همان گونه كه كم خردان ايمان آورده اند ايمان بياوريم هشدار كه آنان همان كمخردانند ولى نمىدانند (13)
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ ﴿13﴾
و چون با كسانى كه ايمان آورده اند برخورد كنند مىگويند ايمان آورديم و چون با شيطانهاى خود خلوت كنند مىگويند در حقيقت ما با شماييم ما فقط [آنان را] ريشخند مىكنيم (14)
وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ ﴿14﴾
خدا [است كه] ريشخندشان مىكند و آنان را در طغيانشان فرو مىگذارد تا سرگردان شوند (15)
اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿15﴾
همين كسانند كه گمراهى را، به [قیمت] هدايت، خريدند در نتيجه داد و ستدشان سود[ى به بار] نياورد و هدايت يافته نبودند (16)
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ﴿16﴾
مثل آنان همچون مثل كسانى است كه آتشى افروختند و چون پيرامون آنان را روشنايى داد خدا نورشان را برد و در ميان تاريكيهايى كه نمىبينند رهايشان كرد (17)
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ ﴿17﴾
كرند لالند كورند بنابراين به راه نمى آيند (18)
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ ﴿18﴾
يا چون [كسانى كه در معرض] رگبارى از آسمان كه در آن تاريكي و رعد و برق است [قرار گرفته اند]؛ از [نهيب] آذرخش [و] بيم مرگ سر انگشتان خود را در گوشهايشان می نهند ولى خدا بر كافران احاطه دارد (19)
أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ ﴿19﴾
…
ولى كسانى كه كفر ورزيدند و نشانه هاى ما را دروغ انگاشتند آنانند كه اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود (39)
وَالَّذِينَ كَفَرواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿39﴾
برادر عزاداری ما برای اعراب نیست برای مولایی است که اتفاقا خود دموکراسی است در منش و رفتار . آقایی که حتی نسبت به خوراک قاتل خود حساس بود آقایی که همنشین کودکان یتیم بودند آقایی که به بیت المال حساس بود آقایی که زندانی سیاسی نداشت آقایی که خود را برتر و بهتر از کسی نمی دید و در کنار قاضی بعنوان فرد عادی قرار میگیرد وووووو خداوندا مارا شیعه واقعی امامان قرار بده انشاءلله
کمی به این سخن خداوند فکر کنیم که می فرماید: “ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم”
چه خوش مبارك روزي
ديكتاتورها بايد بدانند كه با زور وقتل وكشتاروبيرحمي وزنداني واسير كردن مخالفان نميتوانند بر مردم حكومت كرد وبه ميز قدرت وحاكميت چسبيد
وچه خوب است وقتي ديكتاتوري صداي اعتراض مردمش را ميشنود بلافاصله كناره گيري كند تا به سرنوشي اينچنين شوم مبتلا نشوند
يا علي مددي الغوث ادركني
ای خشم به جان تاخته طوفان شرر شو ای بغض گل انداخته فریاد خطر شو
ای روی بر افروخته خود پرچم ره باش ای مشت بر افراخته افراخته تر شو
ای حافظ جان وطن از خانه برون آی از خانه برون چیست که از خویش بدر شو
خاک پدرانست که دست دگران است هان ای پسرم خانه نگهدار پدر شو
دیوار مصیبت کده حوصله بشکن شرم آیدم از این همه صبر تو ظفر شو
تا خود جگر روبهکان را بدرانی چون شیر در این بیشه سراپای جگر شو
مسپار وطن را به قضا و قدر ای دوست خود بر سر این تن به قضا داده قدر شو
ایرانی آزاده جهان چشم براه است ایران کهن در خطر افتاده خبر شو
مشتی خس و خارند به یک شعله بسوزان بر ظلمت این شام سیه فام سحر شو
زنده یاد فریدون مشیری
بهتر کمی از این مردم عرب یاد بگیریم زمانی که اون هارو بادیه نشین فرض می کردیم حالا مردمشون یکی یکی دیکتاتوراشونو پایین میکشن.کاش کمی پیگیری و تلاش برای رهایی و از اونا یاد بگیریم.به نظر میا حالا درک از دموکراسی و اعتقاد به تعیین سرنوشت به دست خود رو باید از اونا یاد بگیریم…بن علی،مبارک،قذافی،عبدالله صالح….راستی بعدی نوبت کیه؟؟
مردمِ عزیز راه ندا و سهراب ادامه داره و ما هم به پیروزی خیلی نزدیک هستیم، به زودی با کمی صبر و مقاومت دیکتاتوری از ایران برای همیشه خواهد رفت. فقط در موقع لازم باید حضور فعال داشته باشیم. برادران سپاهی بهتر است شما هم قبل از اینکه دیر بشه به مردم عزیز بپیوندید و از کشتار بیهوده مردم آزادی خواه پرهیز کنید.