روایتی از ضرب و شتم داماد میرحسین، استاد دانشگاه و برادر سه شهید + عکس
چکیده :دکتر علی شکوری راد که خود او نیز در حاشیهی مراسم در تشییع میر اسماعیل موسوی، برای مدت کوتاهی بازداشت شده بود، در وبلاگ شخصیاش تصویری از دکتر جواد سلیمی، داماد مهندس موسوی، را که صورتش بر اثر ضرب و شتم ماموران آسیب دیده، منتشر کرده و به شرح بخشی از ماوقع آن روز و نیز به گوشهای از بازجوییهای این برادر سه شهید اشاره کرده است....
کلمه – گروه سیاسی: گفتهاند که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» یعنی که هر روزی، عاشورایی دیگر است و هر سرزمینی، کربلایی دیگر؛ و شاید این یعنی که برای هرکس، آن لحظه آزمایش و امتحان، آن معرکه حماسه و شجاعت و آن اوج غربت و مظلومیت، دستکم یک بار در زندگی تکرار میشود.
برای میرحسین و خانوادهاش، اگر در سالیان دور و نزدیک چنین تجربهای نبود – که بود و بارها هم بود – این چند روز تجربهای از چنین روزهای عاشوراگونهای بود: تلفیق مظلومیت و حماسه، که از یک سو تعالی روح آنها را سبب میشود و از سوی دیگر، دنائت و جنایتپیشگی قدرتمداران را فاش میکند.
در مظلومیت این خانواده همین بس که در هفتمین روز درگذشت بزرگ خاندان آنها، نه مجالی برای فاتحهخوانی و تسلیتگویی به آنها باقی گذاشته شده و نه امکانی برای همنشینی و همدردی دوستان و یاران پیشین باقی مانده است. توقع تسلیتگویی از سوی نانخوردگان و نمکدانشکستگان دیروز و قدرتطلبان بیاخلاق و بدسیاست امروز پیشکش؛ که حتی پیامهای تسلیت از سر معرفت هم از تعرض افراد قلمبهمزد در امان نمیماند تا بار دیگر طنین سخن معروف مرجع تقلید سبز را زنده کند که: از مرده هم میترسند.
سالهای سال است که در توصیف کرامت و راه و روش پیامبر(ص) در مقایسه با اعراب جاهلی زمانهاش، اشاره میکنند که او حتی به مردههای دشمنانش هم بیحرمتی نمیکرد، اجازهی تدفین آنها و سوگواری بر ایشان را میداد و حتی به زنان داغدیدهی مشرکان که کشتههایشان در جنگ با مسلمانان بودند و اینک در لابهلای سوگواریشان به پیامبر و مسلمانان توهین میکردند، تعرضی نکنند.
باز سالهاست که در این دیار هر بار خانوادهای، عزیزی را از دست میدهد، روضهخوانان در پایان مراسم ختم و تعزیت، برای تسلای دل آنها، مظلومیت خانواده حسینبن علی (ع) را یادآوری میکنند و میگویند که اگرچه این عزیز تازهگذشته تشییعکنندگانی داشت و … اما ارباب بیکفن از تشییع و تدفین و همراهی همراهان با احترام در آخرین روزهای حضور در این جهان هم محروم بود.
اکنون چه میتوان گفت برای تسلا دادن به این خانواده در هفتمین روز درگذشت پدربزرگ ایشان، که حکومت مدعی اسلام حرمت مسلمانیاش را نگه نداشت و به مانند مظلومیت شهدای کربلا و به تاسی از ایشان، این خانواده هم از مراسم باشکوه و پر احترام و آزادی عمل برای تشییع عزیز خود، محروم ماندند.
تکجملهای در روزهای گذشته در شبکههای اجتماعی دست به دست شد که چنین بود: وقتی مادر مهندس فوت شد میر حسین نخست وزیر بود و چون از قبل برنامه کاشان داشت فقط آمد مادر را بوسید و رفت مراسم تشیع نبود .داخل هلی کوپتر سر به دیوار کم کم گریه میکرد. وقتی پدرش که به هم خیلی وابسته بودن فوت کرد فقط آمد جسد را بوسید و رفت.
این، خلاصهای از داستان مظلومیت روزهای اخیر میرحسین است؛ و البته مظلومیت نزدیکانش که در روز تشییع جنازهی عزیزشان، وقتی میبینند حکومت حرمت نگه نمیدارد و خود به عنوان میزبان مراسم، خواستند مانع تعدی و تعرض اوباش یقهبسته به تشییعکنندگان شوند، مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار گرفتند و حتی پس از آزادی هم ترجیح دادند سکوت کنند و دم نزنند؛ شاید تا بیحرمتی به پدر پیرشان، مضاعف نشود.
اکنون دکتر علی شکوری راد که خود او نیز در حاشیهی مراسم در تشییع میر اسماعیل موسوی، برای مدت کوتاهی بازداشت شده بود، در وبلاگ شخصیاش تصویری از دکتر جواد سلیمی، داماد مهندس موسوی، را که صورتش بر اثر ضرب و شتم ماموران آسیب دیده، منتشر کرده و به شرح بخشی از ماوقع آن روز و نیز به گوشهای از بازجوییهای این برادر سه شهید اشاره کرده است؛ کسی که تا پدرش فوت نکرد، بسیاری از همکارانش نمیدانستند که او برادر سه شهید است که دو تن از آنها از فرماندهان دفاع مقدس بودهاند.

عکسی که دکتر شکوری راد منتشر کرده، مربوط به روز چهاردهم فروردین است که همکارش دکتر سلیمی در محل کار حضور یافته، یعنی سه روز پس از حادثه. او همچنین در یادداشتی که در زیر این عکس نوشته، اشاره میکند که جرم داماد میرحسین، دفاع از خانمی بود که به جرم فریاد یاحسین بازداشته شده بود و او را همراه با ضرب و شتم بر روی زمین میکشیدند و میبردند؛ و نیز اشاره میکند که وقتی بازجوی نظام جمهوری اسلامی این توضیحات را شنیده که توضیح دکتر سلیمی درباره بازداشتش پس از اعتراض به برخورد لباسشخصیها با زن نامحرم یاحسینگو را «جفنگ» نامیده است.
متن یادداشت علی شکوری راد را به نقل از وبلاگش در ادامه بخوانید، که در شرح مظلومیت خانواده موسوی در شب هفت مرحوم میر اسماعیل، همین کافی است:
مشت محکمی بر گوشۀ چشم چپش فرود آمد و عینکش را روی صورتش خرد کرد و بلافاصله مشت دیگری به چشم راستش. این پاسخی بود به اعتراض او به مرد درشت هیکلی که پنجۀ قوی خود را به بازوی زن چادری استغاثه کننده ای، که جرمش فریاد “یا حسین” بود، افکنده و وی را در مقابل چشمان حیرت زدۀ جمعیت، کشان کشان می برد و گاهی ضربه ای نیز بر او وارد می کرد. غیرت مسلمانی به او اجازه نداده بود که در برابر این صحنه، تنها نظاره گر باشد.
غیرت و شهامت سه برادر شهیدش در وجودش به غلیان در آمد و اعتراضش را ادامه داد. همین شد که چند نفر از مأموران امنیتی که لباس شخصی بر تن داشتند بر سر او ریختند و او را در حالی که از خود دفاع می کرد زیر ضربات مشت و لگد گرفتند و سپس کشان کشان از جمعیت مردم جدا کردند و در کنار دیوار، جائی که جز خودشان کسی نبود نگه داشتند. در این حال مأموری لباس شخصی و سپید موی که سن پدر جواد را داشت در پیش چشم مردمی که نظاره گر بودند همچنان به او لگد می زد. جواد که صورتش خونین و لباسهایش پاره شده بود دیگر رمق و تاب ایستادن نداشت و روی همان دیواری که تکیه زده بود، سُر خورد و روی پاهایش نشست.
لحظاتی بعد بر دستانش دستبند زدند و درون یک سواری نشاندند. در آنجا بود که یکی دیگر از خیل مأموران دو مشت دیگر به صورت او کوفت تا به گفتۀ خودش تلافی کرده باشد. بر چشمان مجروحش نیز چشم بند زدند و بردندش.
او تنها نبود. چند نفر دیگر از نوه های غیور آن مرحوم، پدر میر حسین، که جمعیت برای تشییع پیکر بی جان او گرد آمده بودند و نیز داماد آن مرحوم را نیز که پدر دو شهید بود و برای وساطت به میان آمده بود، بازداشت کرده و با خود بردند.
از 15 سال پیش که با جواد در بیمارستان همکار شده ام، او را می شناسم. دانش آموختۀ طب و دارای تخصص جراحی عمومی و فوق تخصص جراحی عروق بوده و اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه با رتبۀ استاد تمامی و نیز عضو تیم پر اهمیت پیوند کبد است. با آنکه داماد مهندس میر حسین موسوی، نخست وزیر پر افتخار و محبوب دوران امام و جنگ تحمیلی ست، اما چندان وجهه و فعالیت سیاسی نداشته است.
فردی آرام و بی سر و صدا و دارای حسن خلق، که وظایف درمانی، آموزشی و پژوهشی خود را با دقت و به نحو احسن انجام می دهد و علی رغم فرصت بسیار مناسبی که تخصصش به او داده است، دنبال کسب درآمد بیشتر نبوده است و به همین دلیل دارای یک زندگی ساده و معمولی است.
تا پیش از آنکه چندی پیش پدر رنج کشیده اش به رحمت خدا برود و معرفی پدر موجب معرفی او نیز بشود، بسیاری از همکاران نمی دانستند او افتخار برادری سه شهید را دارد. شهدائی که دو تن از آنان از فرماندهان جبهه های جنگ در دفاع از اسلام و میهن بوده اند.
روز یکشنبه 14 فروردین، وقتی به بیمارستان آمد چشمان کبود شدۀ او حکایت مزدی بود که بابت ایثارگری خود و خانواده اش و نیز تلاش بی وقفۀ علمی، که او را در سن 45 سالگی به رتبۀ استاد تمامی رسانده بود، دریافت کرده بود. کشور به دستاورد ایمان، ایثار و از جان گذشتگی و شهادت مردمانش می بالد و افتخار می کند اما اینچنین از آنها قدرشناسی می شود.
او همان راهی را می رود که برادران شهیدش رفتند، یعنی دفاع از اسلام، انقلاب و راه و اندیشۀ امام(ره). اگر از خود او بپرسید، از هیچکس هیچ طلب و مطالبه ای ندارد. او همۀ این کارها را برای خدا کرده است و به رضایت او راضی ست.
دکتر جواد سلیمی، استاد دانشگاه و برادر سه شهید را با صورتی خون آلود و با چشم بند، در حالی که تمام بدنش درد می کرد، به پای میز بازجوئی بردند. فردی که معلوم نیست که بوده، چقدر درس خوانده و چه خدمتی به کشور و ملت کرده و ارزش وجودیاش چقدر است، او را بازجوئی می کند.
می پرسد: چرا بازداشت شدی؟ او می گوید: دیدم یک زن چادری را، که گفته می شد شعار یا حسین سر داده است، مأموری لباس شخصی و درشت هیکل گرفته است و کشان کشان می برد و در همان حال او را می زند. اعتراض کردم که چرا با یک زن نامحرم و در پیش چشم مردم این گونه رفتار می کنید … بازجو سخنش را قطع می کند و می گوید: جفنگ نگو!
دیگر چه بگوید این دکتر مجروح دل شکسته! همۀ آنچه روزگاری ارزش بوده است و برای آن انقلاب شده است، اکنون از نظر آنان جفنگیاتی بیش نیستند.
جواد دیگر حرفی برای گفتن ندارد و در خود فرو می رود.
… و چه می دانی که جواد کیست و اکنون به چه می اندیشد و در درون خود چه می کشد.














ببینم اینا با چه رویی از اسلام دم می زنند؟
بنده معتقدم آقای خامنه ای این مسائل را نمی بینند و گرنه دستور می دادند تا با کسانی که پای چشم دکتر بادمجون کاشتن برخورد بشه!! والله
صبر صبر صبر
اینه اسلام ناب آمریکایی
درود بر میر حسین موسوی .بعضی از این جوانان سبک مغز وفریب خورده خودشان هم نمیدانند چه بازیچه ای شده اند!فقط باید بهشون گفت بیچاره ها میدونید به راهی میر وید که نهایتش سلطه اجتماع بازماندگان آغامحمدخان قجر و بعثیهای عراق و ساواک قجری است!؟ سلام برخاتمی وکروبی.
اندکی صبر سحر نزدیک است به امید محو شدن طیف وکلمه سبز
درود بر شكوري راد عزيز
یعنی اینا به اخرت ایمان دارن؟ فکر نمی کنم
خدا وند میر اسماعیل را رحمت کند و به بازماندگانش صبر و اجر عطا فرماید ضمنا تا آنجا که میدانیم خود دکتر سلیمی هم از جانبازان جنگ تحمیلی میباشند اجرکم عنداله . بسیجی مدرسه عشق
خدا را شکر که باز به یک کتک راضی هستند و حداقل «چوبه دار بر سر هر میدان نمی گذارند». البته امیدورام به آن روزی نرسیم که رهبرمون پشسمان و نادم بشه از از اینکه تنها راضی شد به «بستن روزنامه ها، کتک زدن و زندانی کردن مخالفین» و از درگاه خداوند و در پیشگام مردم طلب مغفرت کنه» و الا چوبه های دار یکبار دیگه برپا می شن و تاریخ دیگر بار تاریخ تکرار میشه
نفرین به دیکتاتورپروران
لعنت خدا بر اینان ای خاک بر سر ما که نشسته ایم بیکار
شيعيان در بحرين خواستار اصلاحات سياسی هستند و نه نزديکی با جمهوری اسلامی»
جاسم حسين علی عضو پارلمان بحرين و از رهبران « وفاق» گروه اصلی اپوزيسيون شيعه در بحرين و جنيو عبدو، کارشناس امور ايران در دو مرکز مطالعاتی در واشنگتن، در ستون ديدگاههای وب سايت « الجزيره» به تحليل حوادث اخير در بحرين پرداخته و می نويسند: « از تبليغات جمهوری اسلامی چنين بر می آيد که شيعيان بحرين به کمک کشور شيعه و همسايه بزرگ خود تکيه دارند ولی واقعیت درست خلاف اين است. اپوزيسيون شيعه بحرين از حکومت ايران چيزی نمی خواهد مگر عدم دخالت در بحران سياسی و رقابت های مذهبی اين پادشاهی کوچک حاشيه خليج فارس
خدایا از این همه شقاوت پناه به تو میارم و برای زشتی و پلیدی های وجود خودم از تو کمک میخوام که روزی که همه چشم ها به طرف زشتی های بیرون نشانه میره؛ من در عمق روشنایی چشم ها نقطه ای تاریک می بینم که انتظار میکشه!
السلام علی الحسین
…هر قدمم میزنند نام تو را میبرم…وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
معاويه و يارانش، يزيد و اصحابش، هيتلر و استالين و چنگيز مغول در مقابل اين حكومت و اربابان و اراذل اوباشش رو سفيدند و بس!
آهای یزید زمان! آهای یزیدیان!
هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد
هم رونق زمان شما نيز بگذرد
باد خزان نکبت ايام، ناگهان
بر باغ و بوستان شما نيز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بيداد ظالمـان شما نيز بگذرد
در مملکت چو غرش شيران گذشت و رفت
اين عوعوی سگان شما نيز بگذرد
زين کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچــــــــار کاروان شما نيز بگذرد
بر تير جورتان ز تحمل سپر کنيم
تا سختی کمان شما نيز بگذرد
آنکس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گردِ سُمِ خران شما نيز بگذرد.
اللهم عجل لولیک الفرج
اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنِ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ عَلى
قَتْلِهِ اَللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً.
پروردگارا تو لعنت فرست بر اوّل ظالمى كه در حق محمد و آل پاكش صلوات الله علیهم ظلم و ستم كرد. و آخرین ظالمى كه از آن
ظالم نخستین درظلم تبعیّت كرد. پروردگارا تو بر جماعتى كه بر علیه حضرت حسین بجنگ برخاستند لعنت فرست و بر شیعیانشان
و بر هر كه با آنان بیعت كرد و از آنها پیروى كرد. خدایا بر همه لعنت فرست.مير حسين عزيز تو نيز مانند جد بزرگوارت مظلوم هستي خدا لعنت كنند آناني را كه در حق شما وخاندانتان ظلم مي كنند
مير حسين جان ..
اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ
حارَبَکُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداکُمْ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ مَعْرِفَهِ
اَوْلِیائِکُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَرائَهَ مِنْ اَعْدائِکُمْ اَنْ یَجْعَلَنى مَعَکُمْ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَهِ.
مير حسين جان
بیزارى مي جويم از مردمى كه با شما به جنگ و مخالفت برخاستند و از شیعیان و پیروان آنها هم بیزارىمی جویم. اى بزرگواران من سلم و صلحم با هركس كه با شما صلح است و در جنگ و مخالفتم با هر كس كه با شما به جنگ است و دوستم با دوستان شما و دشمنم با دشمنان
شما. پس از كرامت حق درخواست مىكنم به معرفت شما و دوستان شما مرا گرامى سازد و همیشه بیزارى ازدشمنان شما را
روزى من فرماید و مرا در دنیا و آخرت با شما قرار دهد.
یاد شکنجه های عما ر یاسر و بلال وتشیع مظلو مانه امام حسن ع که حتما صحنه های درد ناکی این چنین داشته است «ما را به استقامت وپایداری و نوید موفقیت دعوت می کند« در زمان شرک جسارت به زن تقبیح شده بود حالا که اسلام امده است؟ ایا واقعا ما مسلمانیم؟؟؟؟؟؟؟
باهات موافقم ایرانی جماعت فقط حرف میزنه کو عمل!!!
بدتر از همه آنهایی هستند که از این نا مردا حمایت یا سکوت میکنند!خداوند به سرشان بیاورد!
از امام صادق پرسیدند بزرگترین مصیبتی که بر جدتان (امام حسین) وارد شد چه بود
فرمودنند این بود که ایشان را برای رضای خدا کشتند
من همیشه در حیرت بودم که چگونه با تبلیغات میتواند اینچنین انسانها را شستشوی مغزی بدهند و انها را اماده هر جنایتی کنند همان کاری که طالبان در افغا نستان و هیئت حاکمه ما در ایران انجام میدهد
باید جنبید و اطلاع رسانی کرد اینها دارند به اسم مبارزه با استکبار جهانی(که یک مبارزه به حقی است) با انواع ترفندهای تبلیغاتی به استحمار عوام که دسترسی به رسانه های ازاد ندارند می پردازند تا انها را برای هر جنایتی برای اهداف بظاهر حق طلبانه اماده کنند.
لعنت خدا بر انحصار گران چه از نوع صهیونیست ان چه از نوع کمونیست ان و چه از نوع ولایت مطلقه ان
و به امید آزززززززادی آرمانی که ان را از ما دزدیده اند.
وقتی اینا با برادر سه شهید اینگونه رفتار می کنند وای به حال افراد عادی این مملکت !اینطوری می خوان مردم را جذب نظام کنند. . . ؟؟!!
“پروردگارا فرج آقا امام زمان را نزدیک بگردان”
تمام فریادشب وروزمان این است که ای خداوندبزرگ ،آیا شایستگی این ملت بزرگ چنین حاکمان بی شرمی است که جز دشنام وتهمت وقل وزنجیر هیچ سلاح دیگری ندارند؟وآیا اینانی که پشت تمام سرمایه های معنوی مان سنگر گرفته وبانام توایخدا وبانام دین تو وبانام صالحین تو دست به هر ظلمی می زنند خدایا تا کی باید صبرکنیم وببینیم وچهره واقعی شان را برمردمان آشکار نکنی ؟ وبقول میر حسین عمل می کنیم که صبر،صبر وصبر که این پیام قران است وما همچنان درانتظار پیروزی قطعی هستیم که این سخن پیامبر است که الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم
خدایا تو بیش از همه از مظلومیت خانواده میر حسین با خبری .مظلومیتی که روز به روز بیشتر برای مردم آشکار میشه!و این باعث می شه ارادتمون لحظ به لحظه به این خانواده بیشتر شود.
یا حسین میر حسین
کفر زلفش ره دین میزد و آن سنگین دل/ در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت/ الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود
*********************************************************
حافظ باز کردم و این شعر آمد. ابتدا فکر کردم که مناسبتی با غم امروز ندارد تا اینکه رسیدم به این مصراع که:
“دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت…” و دوباره به عکس “دکتر سلیمی” عزیز نگاه کردم! به این می اندیشم که دیکتاتور نخوانده است که:
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد/ آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود…
من کل خانواده اش را می شناسم مردمانی بی سروصدا ومظلومی هستن ماسالها همسایشون بودیم وقتی پدرشان فوت کرد خواهرم که از دوستان خواهرشان هستن به مراسم رفتن که اقای میر حسین با همسرشون انجا بودن ولی وقتی اقای میر حسین خواسته بودن محله را ترک کنن چند تا به اسم بسیجی شروع به تهدید کردن بودن وشعار مرگ بر ضد ولایت فقیه میدادن که باز دامادش اقای سلیمی اعتراض کرده بود…مرگ بر قدرت طلبها مرگ بر دنیا طلبهامرگ برخائنین به خون شهدا
دیگران راهم غم هست به دل غم منلیک غمی نمناک است
من هر روز حداقل 5 اسکناس مزین به شعارهای جنبش سبز و یا اسم میرحسین موسوی می کنم و یک جا نیز برای شعار نویسی با ماژیک پیدا می کنم امیدوارم مقبول همراهان واقعی جنبش سبز یعنی خانواده موسوی و کروبی قرار بگیرد
به خداوندگی خدا روزی خواهد رسید که این مزدوران را زیر پا له کنیم .تمام وجودمون تنفر و انتقام هست .بالاخره این فرصت ایجاد میشه .
اونا با زور بیان جلو ما با فکر .سبزها نخبگانند انسانهایی با فکر و فرهنگ .د رمقابل اونا انسانهایی لات و بی کار که تو این فضا عقده های خود را خالی میکنن و جیره خوارن .نان در برابر کتک زدن هم وطن .نان در برابر راهپیمایی رفتن .نان در برابر نماز جمعه رفتن .حفظ سمت در برار طرفداری کورکورانه از رژیم .پست و مقام در برابر تعظیم به رهبرشون و…..
zaleman ra be zobaleh dan tarikh miferestim. Javad aziz mardaneh zistan ra az to yad gereftam
منطق این ادمها همونه که میگه کی به کیه
ولی خبر ندارن که نظام خلقت حساب کتاب داره
هیچوقت کی به کی نبوده ونیست
هر کاری زمان خودشو داره
آن چيز كه عيان است چه حاجت به بيان است.
باز دوباره شروع شد بت سازی اینبار باید از خانواده موسوی و کروبی بت بسازیم بعد 30 سال دیگر دوباره همون و رو خرابش کنیم.آخه مگر آدم عاقل چند بار باید از یک سوراخ گزیده بشود تا بشود تجربه .والا و به الله 99 در صد از اینهایی که داریم تف و لعن و نفرین می کنیمشان یک روزی قدیسه بودن برای ما و کسانی که جنگ رفتن و غیره
مطمئن باشید که خدا حتما جواب این افراد با رفتارهای حیوانی را می دهد .از قدیم گفته شده که ((چوب خدا صدا نداره )) به قول آقای مهندس موسوی باید صبر کرد
مرگ بر دیکتاتور
یا حسین میرحسین
الیس الصبح بقریب ؟؟؟
یا حسین …. میر حسین
خدا لعنتت كنه ديكتاتور
لا اله الا الله
باید از حالا ایمیل بدون نام جمع کنیم و میل گروپ درست کنیم. اخبار را با ایمیل برای هم بفرستیم.
صبر تنها برای این است، که معنی حرکتمان را بفهمیم و بدانیم چه می کنیم. برای عمق یافتن آرمانهاست. انقلاب کردن ساده است، اما اداره کشوری ساده نیست.
حرف دلم :
فکر کنید با استاد تمامه دانشگاه (یعنی ازین رتبه بالا تر نداریم در هیچ دانشگاهی ) و فوق تخصص جراحی قلب و عروق !!!!!
که تمام زندگیشو گذاشته روی علم و دانش و کمک به بشریت و خدمت به ایران و ایرانی , اینجور میکنند , با بقیۀ مردم معمولی که دستشون برسه چه میکنند ؟!!!!!
برای عزیزان قدرتمند و سلاح به دست بخونند لطفا :
این چشم ها سالیان سال مطالعه کرده بوده هزاران کتاب علمی رو ( که شما هیچ ارزشی برای علم و خدمت به بشریت قایل نیستید و فقط ولایت فقیه میفهمید چیه !!!! ) و این جان رنج ها کشیده تا به اینجا رسیده تا روزی بتونه به مردم خدمتی بکنه …
واقعا جای دستت درد نکنتونه ؟ جای تقدیر و تشکر و تشویق خالصانتونه؟؟
آخه مردم که از سر راه نیاوردن زندگی و ارزش وجودیشونو که میگیرید مثل کیسه بوکس میزنیدشون و تمرین مشت و لگد میکنید روشون بعد هم کلی شاد میشید و پیش خودتون کیف میکنید که دشمنان رو به سزای اعمالشون رسوندید !!!!!!
بعدم فکر نمیکنید چی به سر طرف میاد ؟!!!
یا میگیرید مثل بره 100 تا 100 تا بی سر و صدا اعدام میکنید بعدم به خانوادشون میگید صداتون در نیاد و الا حساب شما هم میرسیم !!!!
با با اون دنیا وجود داره ها !!! باور کنید این فقط ضرب المثل نیست که با هر دستی بدی با همون دست میگیری یا از ماست که بر ماست یا اگه تحصیل علمی کردید این F=F’ قانون دوم نیوتون شوخی و الکی نیست که هر کاری بکنید به خودتون بر میگرده اثرش….
این دنیا بر نگرده اون دنیا 100 % بر میگرده و بیچارتون میکنه ها …..
با خودتون و روحتون اینجوری نکنید. این بلا ها رو به سر وجدانتون نیارید….
این دنیا موقتیه و هممون دور همی چند روزی بیشتر یا کمتر مهمونیم….
هرچی که هست اثر اعمال این دنیامون روی سرنوشت ابدی اونورمونه…
اگه اونورم قبول ندارید حداقل همینور رو شرافتمندانه و مثل یک انسان درست زندگی کنید و با مردم همونجور رفتار کنید که دوست دارید باهاتون رفتار کنند. نه اینکه حال میده مشترو بندازیم و به حرف همه که مخالف خودمونه بگیم مزخرفه. بیاید جان من یک ذره آدم باشیم. خواهش میکنم. آبروی ایرانی رو نریزید بیش از این. خواهش میکنم با خودتون فکر کنید (هر کی که این متنو میخونه و طرف دار این کاراست و میگه درسته و حقشونه)
یک ذره بیشتر و کتابای مختلف تر مطالعه کنید . ضرر نمیکنید تا انسانیتتون و تعالی روحیتون بالا بره و خدا بهتون حکمت و محبت بیشتر عطا کنه….
مسئله بت سازی نیست میرحسین و خاندانش بدون هیچ چشم داشتی دارند از مردم یعنی ما حمایت می کنند در حالی که قدرت اجرایی ندارند میرحسین به عقیده من رهرو راه حسین (ع) هستش و همون طور که هر آزاده ایدر هر جای دنیا و با هر مسلک و مرامی قلبا امام حسین و قیامش رو باور داره، امروز هم میرحسین رو باور دارند البته قصد شبیه سازی تاریخی نیست بلکه منظور بر آن است که اندیشه عاشورایی و دستاوردهای قیام حسین (ع) هنوز زنده است و آن ها که بر مسند قدرت معاویانه و یزیدانه امروز در حال حکمرانیند این را می دانند اما راهی ندارند جز بدنامی در تاریخ و چند روزی بیشتر ماندن همان طور که یزید چند روزی بیشتر ماند و تا تاریخ هست لعنت خدا و مردم بر یزید هست! درود خدا و مردم هم بر حسین (ع)!
اما ما چی؟ مانند مردم کوفه ایم متاسفانه
حالا این ارتش سایبری و اراذل اوباش بصیرتی هم که مشخصه سپاه معاویه و یزیدند که فکر پولند و نان به نرخ ثانیه می خورند چه برسد به روز!
سلام به همه مير حسينيان
عذر تقصير دارم كه نميتوانم در ميان شما شجاعان چيزي بنويسم . فقط ميام نظرات رو ميخونم و جان تازه اي ميگيرم .
پيروزي دير باشد يا نزديك دوست دارم تك تك اين آقايون به اصطلاح حق گو را جلوي تريبون آورده و محاكمه كنند .
يا حسين مير حسين يا مهدي شيخ مهدي
ما که صبر می کنیم… شما پیشنهاد بهتری داری بده…
حرف بسه باید پاشد خدا لعنت کند ضالمین را
از این همه بی عدالتی خسته ایم و فقط به خدا پناه می بریم. همیشه می گویم عجب صبری خدا دارد. خدایا ما صبر نداریم. داد ما و عزیزان دربندمان را از این خدانشناس ها بگیر. به خدا دیگه طاقت نداریم. خدایا تا کی این ظلم ها را تحمل کنیم؟! خدایا به فریادمان برس ای فریادرس بی کسان!
نا مردان
خادم شمر کنونی گشته وانگه ناله ها با دو صد لعنت زدست شمر ملعون می کنند