سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » روایتی از ضرب و شتم داماد میرحسین، استاد دانشگاه و برادر سه شهید + عکس...
» روزگار غریبانه‌ی خانواده‌ی مظلومی که دیگر به روضه‌خوانی نیازی ندارند

روایتی از ضرب و شتم داماد میرحسین، استاد دانشگاه و برادر سه شهید + عکس

چکیده :دکتر علی شکوری راد که خود او نیز در حاشیه‌ی مراسم در تشییع میر اسماعیل موسوی، برای مدت کوتاهی بازداشت شده بود، در وبلاگ شخصی‌اش تصویری از دکتر جواد سلیمی، داماد مهندس موسوی، را که صورتش بر اثر ضرب و شتم ماموران آسیب دیده، منتشر کرده و به شرح بخشی از ماوقع آن روز و نیز به گوشه‌ای از بازجویی‌های این برادر سه شهید اشاره کرده است....


کلمه – گروه سیاسی: گفته‌اند که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» یعنی که هر روزی، عاشورایی دیگر است و هر سرزمینی، کربلایی دیگر؛ و شاید این یعنی که برای هرکس، آن لحظه آزمایش و امتحان، آن معرکه حماسه و شجاعت و آن اوج غربت و مظلومیت، دست‌کم یک بار در زندگی تکرار می‌شود.

برای میرحسین و خانواده‌اش، اگر در سالیان دور و نزدیک چنین تجربه‌ای نبود – که بود و بارها هم بود – این چند روز تجربه‌ای از چنین روزهای عاشوراگونه‌ای بود: تلفیق مظلومیت و حماسه، که از یک سو تعالی روح آنها را سبب می‌شود و از سوی دیگر، دنائت و جنایت‌پیشگی قدرت‌مداران را فاش می‌کند.

در مظلومیت این خانواده همین بس که در هفتمین روز درگذشت بزرگ خاندان آنها، نه مجالی برای فاتحه‌خوانی و تسلیت‌گویی به آنها باقی گذاشته شده و نه امکانی برای همنشینی و همدردی دوستان و یاران پیشین باقی مانده است. توقع تسلیت‌گویی از سوی نان‌خوردگان و نمکدان‌شکستگان دیروز و قدرت‌طلبان بی‌اخلاق و بد‌سیاست امروز پیشکش؛ که حتی پیام‌های تسلیت از سر معرفت هم از تعرض افراد قلم‌به‌مزد در امان نمی‌ماند تا بار دیگر طنین سخن معروف مرجع تقلید سبز را زنده کند که: از مرده هم می‌ترسند.

سالهای سال است که در توصیف کرامت و راه و روش پیامبر(ص) در مقایسه با اعراب جاهلی زمانه‌اش، اشاره می‌کنند که او حتی به مرده‌های دشمنانش هم بی‌حرمتی نمی‌کرد، اجازه‌ی تدفین آنها و سوگواری بر ایشان را می‌داد و حتی به زنان داغ‌دیده‌ی مشرکان که کشته‌هایشان در جنگ با مسلمانان بودند و اینک در لابه‌لای سوگواری‌شان به پیامبر و مسلمانان توهین می‌کردند، تعرضی نکنند.

باز سالهاست که در این دیار هر بار خانواده‌ای، عزیزی را از دست می‌دهد، روضه‌خوانان در پایان مراسم ختم و تعزیت، برای تسلای دل آنها، مظلومیت خانواده حسین‌بن علی (ع) را یادآوری می‌کنند و می‌گویند که اگرچه این عزیز تازه‌گذشته تشییع‌کنندگانی داشت و … اما ارباب بی‌کفن از تشییع و تدفین و همراهی همراهان با احترام در آخرین روزهای حضور در این جهان هم محروم بود.

اکنون چه می‌توان گفت برای تسلا دادن به این خانواده در هفتمین روز درگذشت پدربزرگ ایشان، که حکومت مدعی اسلام حرمت مسلمانی‌اش را نگه نداشت و به مانند مظلومیت شهدای کربلا و به تاسی از ایشان، این خانواده هم از مراسم باشکوه و پر احترام و آزادی عمل برای تشییع عزیز خود، محروم ماندند.

تک‌جمله‌ای در روزهای گذشته در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد که چنین بود: وقتی مادر مهندس فوت شد میر حسین نخست وزیر بود و چون از قبل برنامه کاشان داشت فقط آمد مادر را بوسید و رفت مراسم تشیع نبود .داخل هلی کوپتر سر به دیوار کم کم گریه میکرد. وقتی پدرش که به هم خیلی وابسته بودن فوت کرد فقط آمد جسد را بوسید و رفت.

این، خلاصه‌ای از داستان مظلومیت روزهای اخیر میرحسین است؛ و البته مظلومیت نزدیکانش که در روز تشییع جنازه‌ی عزیزشان، وقتی می‌بینند حکومت حرمت نگه نمی‌دارد و خود به عنوان میزبان مراسم، خواستند مانع تعدی و تعرض اوباش یقه‌بسته به تشییع‌کنندگان شوند، مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار گرفتند و حتی پس از آزادی هم ترجیح دادند سکوت کنند و دم نزنند؛ شاید تا بی‌حرمتی به پدر پیرشان، مضاعف نشود.

اکنون دکتر علی شکوری راد که خود او نیز در حاشیه‌ی مراسم در تشییع میر اسماعیل موسوی، برای مدت کوتاهی بازداشت شده بود، در وبلاگ شخصی‌اش تصویری از دکتر جواد سلیمی، داماد مهندس موسوی، را که صورتش بر اثر ضرب و شتم ماموران آسیب دیده، منتشر کرده و به شرح بخشی از ماوقع آن روز و نیز به گوشه‌ای از بازجویی‌های این برادر سه شهید اشاره کرده است؛ کسی که تا پدرش فوت نکرد، بسیاری از همکارانش نمی‌دانستند که او برادر سه شهید است که دو تن از آنها از فرماندهان دفاع مقدس بوده‌اند.

دکتر جواد سلیمی، داماد مهندس میرحسین موسوی که در مراسم تشییع میر اسماعیل موسوی مورد ضرب و شتم لباس‌شخصی‌ها قرار گرفته است

عکسی که دکتر شکوری راد منتشر کرده، مربوط به روز چهاردهم فروردین است که همکارش دکتر سلیمی در محل کار حضور یافته، یعنی سه روز پس از حادثه. او همچنین در یادداشتی که در زیر این عکس نوشته، اشاره می‌کند که جرم داماد میرحسین، دفاع از خانمی بود که به جرم فریاد یاحسین بازداشته شده بود و او را همراه با ضرب و شتم بر روی زمین می‌کشیدند و می‌بردند؛ و نیز اشاره می‌کند که وقتی بازجوی نظام جمهوری اسلامی این توضیحات را شنیده که توضیح دکتر سلیمی درباره بازداشتش پس از اعتراض به برخورد لباس‌شخصی‌ها با زن نامحرم یاحسین‌گو را «جفنگ» نامیده است.

متن یادداشت علی شکوری راد را به نقل از وبلاگش در ادامه بخوانید، که در شرح مظلومیت خانواده موسوی در شب هفت مرحوم میر اسماعیل، همین کافی است:

مشت محکمی بر گوشۀ چشم چپش فرود آمد و عینکش را روی صورتش خرد کرد و بلافاصله مشت دیگری به چشم راستش. این پاسخی بود به اعتراض او به مرد درشت هیکلی که پنجۀ قوی خود را به بازوی زن چادری استغاثه کننده ای، که جرمش فریاد “یا حسین” بود، افکنده و وی را در مقابل چشمان حیرت زدۀ جمعیت، کشان کشان می برد و گاهی ضربه ای نیز بر او وارد می کرد. غیرت مسلمانی به او اجازه نداده بود که در برابر این صحنه، تنها نظاره گر باشد.

غیرت و شهامت سه برادر شهیدش در وجودش به غلیان در آمد و اعتراضش را ادامه داد. همین شد که چند نفر از مأموران امنیتی که لباس شخصی بر تن داشتند بر سر او ریختند و او را در حالی که از خود دفاع می کرد زیر ضربات مشت و لگد گرفتند و سپس کشان کشان از جمعیت مردم جدا کردند و در کنار دیوار، جائی که جز خودشان کسی نبود نگه داشتند. در این حال مأموری لباس شخصی و سپید موی که سن پدر جواد را داشت در پیش چشم مردمی که نظاره گر بودند همچنان به او لگد می زد. جواد که صورتش خونین و لباسهایش پاره شده بود دیگر رمق و تاب ایستادن نداشت و روی همان دیواری که تکیه زده بود، سُر خورد و روی پاهایش نشست.

لحظاتی بعد بر دستانش دستبند زدند و درون یک سواری نشاندند. در آنجا بود که یکی دیگر از خیل مأموران دو مشت دیگر به صورت او کوفت تا به گفتۀ خودش تلافی کرده باشد. بر چشمان مجروحش نیز چشم بند زدند و بردندش.

او تنها نبود. چند نفر دیگر از نوه های غیور آن مرحوم، پدر میر حسین، که جمعیت برای تشییع پیکر بی جان او گرد آمده بودند و نیز داماد آن مرحوم را نیز که پدر دو شهید بود و برای وساطت به میان آمده بود، بازداشت کرده و با خود بردند.

از 15 سال پیش که با جواد در بیمارستان همکار شده ام، او را می شناسم. دانش آموختۀ طب و دارای تخصص جراحی عمومی و فوق تخصص جراحی عروق بوده و اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه با رتبۀ استاد تمامی و نیز عضو تیم پر اهمیت پیوند کبد است. با آنکه داماد مهندس میر حسین موسوی، نخست وزیر پر افتخار و محبوب دوران امام و جنگ تحمیلی ست، اما چندان وجهه و فعالیت سیاسی نداشته است.

فردی آرام و بی سر و صدا و دارای حسن خلق، که وظایف درمانی، آموزشی و پژوهشی خود را با دقت و به نحو احسن انجام می دهد و علی رغم فرصت بسیار مناسبی که تخصصش به او داده است، دنبال کسب درآمد بیشتر نبوده است و به همین دلیل دارای یک زندگی ساده و معمولی است.

تا پیش از آنکه چندی پیش پدر رنج کشیده اش به رحمت خدا برود و معرفی پدر موجب معرفی او نیز بشود، بسیاری از همکاران نمی دانستند او افتخار برادری سه شهید را دارد. شهدائی که دو تن از آنان از فرماندهان جبهه های جنگ در دفاع از اسلام و میهن بوده اند.

روز یکشنبه 14 فروردین، وقتی به بیمارستان آمد چشمان کبود شدۀ او حکایت مزدی بود که بابت ایثارگری خود و خانواده اش و نیز تلاش بی وقفۀ علمی، که او را در سن 45 سالگی به رتبۀ استاد تمامی رسانده بود، دریافت کرده بود. کشور به دستاورد ایمان، ایثار و از جان گذشتگی و شهادت مردمانش می بالد و افتخار می کند اما اینچنین از آنها قدرشناسی می شود.

او همان راهی را می رود که برادران شهیدش رفتند، یعنی دفاع از اسلام، انقلاب و راه و اندیشۀ امام(ره). اگر از خود او بپرسید، از هیچکس هیچ طلب و مطالبه ای ندارد. او همۀ این کارها را برای خدا کرده است و به رضایت او راضی ست.

دکتر جواد سلیمی، استاد دانشگاه و برادر سه شهید را با صورتی خون آلود و با چشم بند، در حالی که تمام بدنش درد می کرد، به پای میز بازجوئی بردند. فردی که معلوم نیست که بوده، چقدر درس خوانده و چه خدمتی به کشور و ملت کرده و ارزش وجودی‌اش چقدر است، او را بازجوئی می کند.

می پرسد: چرا بازداشت شدی؟ او می گوید: دیدم یک زن چادری را، که گفته می شد شعار یا حسین سر داده است، مأموری لباس شخصی و درشت هیکل گرفته است و کشان کشان می برد و در همان حال او را می زند. اعتراض کردم که چرا با یک زن نامحرم و در پیش چشم مردم این گونه رفتار می کنید … بازجو سخنش را قطع می کند و می گوید: جفنگ نگو!

دیگر چه بگوید این دکتر مجروح دل شکسته! همۀ آنچه روزگاری ارزش بوده است و برای آن انقلاب شده است، اکنون از نظر آنان جفنگیاتی بیش نیستند.

جواد دیگر حرفی برای گفتن ندارد و در خود فرو می رود.

… و چه می دانی که جواد کیست و اکنون به چه می اندیشد و در درون خود چه می کشد.


227 پاسخ به “روایتی از ضرب و شتم داماد میرحسین، استاد دانشگاه و برادر سه شهید + عکس”

  1. حنا گفت:

    به ملازمان سلطان که رساند این دعا را / که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
    ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم / مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را
    مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت / ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا
    دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی / تو از این چه سود داری که نمی​کنی مدارا
    همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی / به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
    چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی / دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را
    به خدا که جرعه​ای ده تو به حافظ سحرخیز / که دعای صبحگاهی اثری کند شما را

  2. میم.تهران گفت:

    درود بر غیرت داماد میر حسین …. درود بر خاندان موسوی و از همه بالاتر مرد نستوه و محجوب جنبش سبز میر حسین عزیز
    آیا وقت آن نرسیده که بگوییم کافی است؟

  3. سبز میرحسینی. گفت:

    یارو … ناشناس پشت کامپیوتر فلان پایگاه نشسته و نوبت کشیکشه که سری به کلمه بزنه ویک کامنتی دردشمنی با دوستان ملت بذاره!مدعیه که برادر سه شهید میخواد از شهداش سوء استفاده کنه !آخریکی نیست بگه… تو از شهید وخانواده شهید وانقلاب اسلامی ودفاع مقدس چی سرت میشه!؟توکه همین چند وقت پیش عفو آزادی بهت خورد تادرقبال بیرون اومدن از زندان یا امحاء پرونده ات اوباشی گری بکنی!درود بر دکتر جواد سلیمی….

  4. مجيد گفت:

    فقط صبر صبر صبر .خدا با صابران است

  5. ناشناس گفت:

    به خودتون بیاید ببینید با زمان شاه چه فرقی دارید جز اینکه ….اونا به شما شرف داشت؟؟
    ….

    زنده باد میرحسین مظلوم

  6. ss گفت:

    من واقعا نمی فهمم چرا کشورهای متمدن متوجه نمی شوند ایران نیاز به رسانه تصویری مثل تلویزیونی دارد که حتی بدون آنتن ماهواره هر کس با هر سمت و شغلی به راحتی بتواند اطلاعات کسب کند.
    این امکان به توجه به کشورهای همسایه و تحت نفوذ عملی است و این آخرین و بهترین راه ارتباطی است. دوستان این پیشنهاد رااطلاع رسانی جهانی کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  7. ناشناس گفت:

    دنیا با کفر میمونه ولی با ظلم نه

  8. بسیجی بودم گفت:

    چه افتخاری از این بالا تر که عاشورایی دیگر را تجربه می کنیم و مقابل یزیدیان از شرافت و آزادگی حسین زمانمان دفاع می نماییم هرچند این یزیدیان روی یزید را سفید کرده اند.

  9. انسانم آرزوست گفت:

    عجب خر تو خری شده به هیچ کس رحم نمیکنن . این بنده خدا برادر 3 شهیده …

  10. جانباز گفت:

    آنهای که بنام اسلام برتخت حاکمیت نشسنه اند و برمرکب قدرت سوار نه دین دارندنه اسلام میشناسندنه انسانیت دارندبنام اسلام ریشه دین رازدندجناب ناشناس شماهم اگراسلام رامیشناختی ازدین به نفع چنین افرادی سوء استفاده نمی کردی حتی اگرخدای ناکرده زبان دشمنان میرحسین لال بگیم که میرحسین عزیزبده مگردامادیک آدم بدشدن جرمه

  11. جانباز گفت:

    تبت یدا ابی لهب بریده باددستشان انشاالله

  12. ناشناس گفت:

    سزای شما منافین مرگ است اینها تازه نسبت به شما رافت دارند اگر دست ما ها بود خون نجستان رو می ریختیم منافقین کور دل

  13. میرحسین گفت:

    این پیش آمدها مکر خدا است. مکر خدا برای یک دست کردن ملت ایران برضد ظلم و استبداد …. مکر خدا از مکر ولایت جور بیشتر است. …. خدا را شکر کنیم که اینها کار ما را دارند آسان می کنند با این ستمها. امروز می بینیم که حتی بسیاری از آخوندهای کشور هم با ما هستند. این پیروزی نیست؟ این حقانیت ما نیست؟ ملت ایران هر روز بیش از پیش به جنایتهای اینها پی می برد و از آنها زده می شدو. اندکی صبر سحر نزدیک است.

  14. ناشناس گفت:

    عزیزم این داغی که احساس میکنی داغ فتنه و روی سینه نیست . داغ بلاهت است و روی پیشانی ات نهاده شده فلذا شما خودشو زیاد دردسر نده . برو همون بصیرت باتوم و شوکرتو بچسب و مواجبتو بگیر .

  15. ناشناس گفت:

    بالاخره مختار ایران زمین نیز ظهور می کند! یا للثارات المیر حسین!

  16. ناشناس گفت:

    اگه به نظرت خیلی باحال اومده بگو اللهم ارزقنا رفیق.ما هم میگیم امین. البته سفره ای است که گسترده شده امروز نه فردایی رزق و روزی شما رو هم میده . فقط کمی صبر کن . ولی دعا کن تا اونروز بتونی ازشون حلالیت بطلبی ، حق الناس کم چیزی نیست هر چند که این تبار مثل جدشون کریم و بخشنده اند.

  17. ناشناس گفت:

    رافت شما به رافت يزيد مي ماند و نفاق ما به نفاق حسين!

  18. kherad گفت:

    ای صاحب فتوا ز تو پر کارتریم
    با این همه مستی ز تو هُشیار تریم
    تو خون کسان خوری و ما خون رزان
    انصاف بـده کـدام خونخوار تریم؟

    این دنیا ابدی نیست
    روزی یک به یک خواهیم مرد
    مقام و قدرت و ثروت را
    با خود به گور نتوانیم برد

  19. kherad گفت:

    این دنیا ابدی نیست
    روزی یک به یک خواهیم مرد
    مقام و قدرت و ثروت را
    با خود به گور نتوانیم برد

  20. حزب الله گفت:

    حرف تازه ای نیست برای شنیدن و گفتن .اول و وسط و اخر حرف ما همان شعار شهیدان است همه با هم همه جا مرگ بر دیکتاتور . دیکتاتور باید برود .

  21. خرد گفت:

    ای صاحب فتوا ز تو پر کارتریم
    با این همه مستی ز تو هُشیار تریم
    تو خون کسان خوری و ما خون رزان
    انصاف بـده کـدام خونخوار تریم؟

    این دنیا ابدی نیست
    روزی یک به یک خواهیم مرد
    مقام و قدرت و ثروت را
    با خود به گور نتوانیم برد

  22. Hassan گفت:

    جامعه بی مدنیت
    راستش همیشه آرزو داشتیم ایران را کشوری آزاد و سیستم حکومتی آن را مردمی و در راستای خواسته های اکثریت ببینیم ولی متعصفانه نتنها در انتظاری 100 ساله درجا زدهایم بلکه همیشه به حاکمان بدهکار هم شده ایم. گذشته از چپاول بیت المال چوب استسمار سفید و سیاه را هم می خوریم و شبح انان را حتی در خلوتمان حس می کنیم. بله، امروز در کشور انقلابی ما تمام تصمیمات سیاسی و اقتصادی به وسیله یک نفر گرفته می شود و بر خلاف کشورهای دارای دمکراسی که در آنها سه قوه بطور مستقل عمل میکنند( نسبی) در ایران با ارتقاع جایگاه قوا به 6 قوه( مقننه-قضایه-مجریه-مجلس خبرگان- شورای نگهبان- مجلس تشخیص مصلحت) که همه در اختیار بیت رهبری وبصورت فرمایشی عمل می کنند و در این میان مردم هیچ نقشی در ساختار سیاسی ایران نداشته وتنهانقش برده رهبری را ایفا می کنند. حال آیا واقعا این حکومت اصلاح پذیر است یا باید دنبال نسخه دیگری رفت؟

  23. حسین جعفری گفت:

    داماد میر حسین نباشد، یک روستایی اهل دورقوزآباد باشد. هیچ رژیمی حق ندارد دست روی او بلند کند. حتی اگر او قاتل هم باشد، باز هیچکدام از مامورین حق توهین، تجاوز به حقوق و تبیه او را ندارد، تا قانون تکلیف او را روشن کند که درآن حالت هم کسی حق تنبیه و کتک زدن او را ندارد. تمام این تشکیلات عریض و طویل که با هزینه ملت تاسیس شده و اداره می شود، برای آنست که دولت و دستگاه های آن مامور اجرای قوانین باشند نه مردم.
    بنابراین حکومت شما حکومتی است غیر انسانی چه برسد به غیر اسلامی و با این راهی که پیش گرفته اید قطعا محکوم به زوال هستید. تاریخ شاهد این مطلب خواهد بود. اما مقصودم ازتاریخ، بیست سی سال و یک قرن دیگر نیست خیلی زود. مگر شاهد فروپاشی حکومت ها در شمال آفریقا و خاورمیانه نیستید. گمان کرده اید شما تافته جدا بافته هستید؟ حق مردم را با رضایت و داوطلبانه ندهید به زور هم شده از شما خواهند گرفت. آیا شاهد سرنگونی حکومت شاه نبودید که آمریکا و انگلیس و روسیه و چین و آلمان و… پشتیبانش بودند؟

  24. ازاده گفت:

    منطق این ادمها همونه که میگه کی به کیه
    ولی خبر ندارن که نظام خلقت حساب کتاب داره
    هیچوقت کی به کی نبوده ونیست
    هر کاری زمان خودشو داره

  25. ناشناس2 گفت:

    وقتی از اشیانه خود یاد میکنم نفرین به خانواده صیادمیکنم یا دراین ظلمت جان میدهم یا جان خیش از قفس ازاد میکنم .درود بر غیرت داماد میر حسین

  26. Siamak گفت:

    درود به شرف داماد میرحسین. چه سعادتی از این بالاتر که برای حفظ ارزش های ایرانی که یکی از آنها “مزن بر سر ناتوان دست زور است” کتک خورده. …

  27. ناشناس گفت:

    ای داد به این صبر

  28. ناشناس گفت:

    ضمن ادای احترام به اقای سلیمی و ابراز همدردی با ایشان نکته ای را به عرض میرسانم:
    وبسایت محترم کلمه! ما جوانان ایرانی سالهاست داریم این مشت و لگد ها و بدتر از ان تحقیر و توهین و محرومیت از حقوق اجتماعی را تجربه میکنیم! ایا حتما باید این بلا سر داماد و دختر خودتان بیاید تا رسما ان را اعلام و تقبیح کنید؟ ایا حتما باید اقای نوریزاد را بگیرند و تو سرش بزنند تا بفهمد کیهان بد است و “مقام معظم”چندان بابای خوبی برای ملتش نیست؟ ایا باید حتما پسر اقای کروبی را در مسجد کتک بزنند و تهدید به لواط کنند تا مادرش به اقای خامنه ای نامه بنویسد و اعتراض کند؟ ایا باید حتما به دختر هاشمی رفسنجانی بگویند فاحشه و فیلمش را توی اینترنت پخش کنند تا ایشان دردش بیاید و بفهمد لباس شخصی ها و بچه حزب اللهی ها چه موجوداتی هستند؟ ایکاش این چیزها را زودتر میفهمیدید و “سرچشمه را به بیل” میگرفتید. هر چند درود بر شما که امروز هم اگر چه دیر مردانه فریاد خود را بلند کرده اید!

  29. ناشناس گفت:

    امروز در خانه نشستن و عافیت طلبی عین وقاهت و پستی است. هر انسانی که ادعای انسان بودن و شرافت دارد باید فریاد برآورد. به خدا قسم احتمال مردن در اثر تصادف با خودرو چندین برابر احتمال کشته شدن در راهپیمایی ها است. همه باید فریاد برآورند. جاده ها هرچه شلوغ تر باشد احتمال مردن بیشتر است اما خیابانها هرچه شلوغ تر باشد احتمال کشته شدن کمتر.

  30. محمود گفت:

    و سیعلموا الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون…

  31. ناشناس گفت:

    آقای خامنه ای یعنی از حضرت نوح هم میخوای بیشتر عمر کنی؟از اسکندر لشکرت قوی ترن؟از بلعم باعورا پرهیزگارتری؟ از سلیمان بیشتر شکوه و عظمت داری؟ …

  32. اسفراینی گفت:

    یا حسین میرحسین
    در این شعار هم مظلومیت سبز نهفته است و هم حماسه هایی که سبز می آفریند.
    به امید آزادی همه آزدگان دربند و رهایی کشورمان از دستان ناپاک دیکتاتورها.

  33. بهار سبز گفت:

    خدا لعنت كند عوضي ها رو.
    به امر موسوي صبر داشته باشيد

  34. ناشناس گفت:

    به نام خدا
    سالهاست که زیرکی و غرض حاکمان وجهل پیروان,دین واخلاق را زیر سئوال برده . دو مدعی دیانت و ظاهرا”سیراب از یک آبشخور با 180 درجه اختلاف عقیده هر یک دیگری را ضد دین دانسته …. پناه بر خدا راه صلاح و رستگاری کدام است؟ با امید آگاهی و از میان رفتن خرافات . خداوند زیرکتر است.

  35. ناشناس گفت:

    لعنت

  36. رضا گفت:

    با اين رفتارها به راه رفته اميد وارتر وبر حقانيت مير حسين پي برده و تمام عوام فريبي صدا و سيما را دروغ ميپنداريم راستي سوريه چه خبر

  37. ناشناس گفت:

    کسانی که از بی حرمتی روز عاشورا حمایت کنند و انها راخداجو بنامند بیشتر از این باید بلا سرشان بیاید خدا عذاب سران فتنه را روز بروز بیشتر کنه

  38. ناشناس گفت:

    آخه یکی رو کتک بزنن فقط چشماش کبود میشه؟
    دماغ
    فک
    اینهمه صورت فضا داره
    دور دوتا چشم فقط کبود شده
    بازی در نیارید

  39. نا شناس گفت:

    آقای سینه سوخته….اون روز ی رو میبینم که خودتو توی سوراخ موش قایم می کنی یا با یه شال سبز میایی بیرون نون به نرخ روز خور مزدور

  40. mehran گفت:

    Ba salam zolmeinan abad olan adlinan azad olar
    Ba zolm abad shodid ba adl veiran meshavid khodavand saber be in khanevadehmohtaram enayat befarmajad.
    mehran

  41. ناشناس گفت:

    تا 100سال دیگه هم بیاییم بنویسیم که خدا این قوم الظالمین رو لعنت کنه تا خودمان کاری نکنیم هیچ اتفاقی نمیفته…..توروخدا 1کاری بکنید

  42. shadi گفت:

    inha az on donyaye khodeshon ham nemitarsand. khod ra hagh be janeb midanand ke har ghalati bokonand. zolm paydar nemimanad.dorod bar khanevadeye Mir Hossein

  43. انقلاب خودجوش گفت:

    از این مامور بیغیرت تر آغایان سایبری هستند که جهت دشمن را اشتباه گرفتند و به این سمت شلیک میکنن.
    خدا اگر بهتان غیرت داده بود که انتقام اسراییل را از سبزها نمیگرفتید
    منافقینی که با مردم مکر میکنند آیا نمیدانند که خدا آنان را رسوا خواهد کرد.
    منافق : از ریشه کلمه “نفقه” ( و همخانواده با کلمات نفاق و انفاق و…) به معنی زحمت بیهوده کشیدن و به باد دادن زحمت است و معنی اصطلاحی آن این است که شخص منافق (که یک نوع بیماری روانی است) برای رسیدن به مقاصد “شیطانی اش” سالها سختی و مرارت را تحمل میکند (برای همرنگ جماعت شدن) و حتی “همت بلند” به کار میبندد تا به مراتب عالیه برسد (برای همان موارد فوق الذکر) ولی چون فرجامی جز رسوایی نخواهد داشت لاجرم تمام زحماتش “بیهوده” محسوب میشود.
    چون وعده خدا حق است و هیچ تبدیلی نیست برای سنتهای الهی

    انقلاب خودجوش (ومکروا ومکر الله والله خير الماکرين)

  44. ندای سبز گفت:

    اشک از چشمانم جاری شد یاد صبر صبر صبر موسوی افتادم باید تحمل کرد وبه خدا توکل کرد
    هر چه از عمر این حکومت می گذرد بیش از گذشته سبعیت ای حاکمان آشکار تر میشود

  45. یک طلبه مقیم خارج از کشور گفت:

    من با خواندن این مطالب و با چشمانی پر از اشک باید عرض کنم مگر در کربلا بر سر اسرا چه مصائبی و توسطچه کسانی اورده شد؟همان کسانی که در سایه تبلیغات بنی امیه(امثال روزنامه های کیهان و غیره که توسط لابی صهیونیست در ایران اداره میشود)اول خاندان عصمت و طهارت را خارج از دین خواندن وبعد هر ظلمی را بر انها مباح دانستند.البته من یقین دارم مجالس روضه حضرت سیدالشهدا در بیت نورانی و بی ریا مرحوم فقید سعید سلاله السادات حاج میر اسماعیل موسوی که علما بزرگی چون مرحوم ایت الله حاج سید احمد خوانساری اعلی الله مقامه الشریف شرکت میکردند درسهای الصبر مفتاح الفرج به تک تک اعضا خوانواده موسوی داده است و اما اقای خامنه ای خو داند با فردای قیامت خودیا این مضالمی که به این بیت شریف که متاسفانه با او نسبت نسبی دارند روا داشته اند ایا این سادات مستحق این همه هتک حرمت و مضالم هستند؟وای به فریاد انسانها در روز یوم تبلی السرائر و یا در روز ویقول الانسان یومئذ این المفر.بنی امیه در عملی متظا هرانه بعد شهادت حضرت سیدالشهدا اجازه داد اسرا به سرپرستی ام المصائب عقیله بنی هاشم زینب کبری برای شهدا کربلا تعظیه بکیرند این اقا متاسفانه روح بنی الامیه را در تاریخ سفید.وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

  46. ناشناسي به رنگ سبز گفت:

    واعظان كان جلوه بر محراب و منبر ميكنند چون به خلوت ميروند آن كار ديگر ميكنند
    گويا باور نميدارند روز داوري كين همه دلق و دغل در كاور داور ميكنند

  47. ناشناس گفت:

    این رفتار های حیوانی جز از یزیدیان بر نمی آید .

  48. ناشناس گفت:

    خدمت آقاي شكوري راد كه فرموده اند غیرت مسلمانی به او اجازه نداده بود که در برابر این صحنه، تنها نظاره گر باشد عرض كنم كه هيچ انسان باوجدان و آزاده اي در برابر اينچنين رفتارها سكوت نميكند ربطي هم به غيرت مسلماني ندارد

  49. ناشناس گفت:

    مرگ بر یزیدیان زمانه…!!!

  50. بهبهان سبز گفت:

    میر حسین هنگام وداع با پدربزرگوارش فرمودند صبر صبر صبر چون خداوند با صابران است و این وعده نصرت الهی است پس مانیزبا تاسی از او با اگاهی صبر واستقامت پیشه کرده وبه مبارزه با دشمنان اسلام وایران عزیز ادامه خواهیم داد ومستبدان و زورگویان را منکوب وسرکوب خواهیم کرد انشاالله به امید ازادی تمام اسرای دربند بخصوص میرحسین عزیز و کروبی مجاهد