سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » روایتی از ضرب و شتم داماد میرحسین، استاد دانشگاه و برادر سه شهید + عکس...
» روزگار غریبانه‌ی خانواده‌ی مظلومی که دیگر به روضه‌خوانی نیازی ندارند

روایتی از ضرب و شتم داماد میرحسین، استاد دانشگاه و برادر سه شهید + عکس

چکیده :دکتر علی شکوری راد که خود او نیز در حاشیه‌ی مراسم در تشییع میر اسماعیل موسوی، برای مدت کوتاهی بازداشت شده بود، در وبلاگ شخصی‌اش تصویری از دکتر جواد سلیمی، داماد مهندس موسوی، را که صورتش بر اثر ضرب و شتم ماموران آسیب دیده، منتشر کرده و به شرح بخشی از ماوقع آن روز و نیز به گوشه‌ای از بازجویی‌های این برادر سه شهید اشاره کرده است....


کلمه – گروه سیاسی: گفته‌اند که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» یعنی که هر روزی، عاشورایی دیگر است و هر سرزمینی، کربلایی دیگر؛ و شاید این یعنی که برای هرکس، آن لحظه آزمایش و امتحان، آن معرکه حماسه و شجاعت و آن اوج غربت و مظلومیت، دست‌کم یک بار در زندگی تکرار می‌شود.

برای میرحسین و خانواده‌اش، اگر در سالیان دور و نزدیک چنین تجربه‌ای نبود – که بود و بارها هم بود – این چند روز تجربه‌ای از چنین روزهای عاشوراگونه‌ای بود: تلفیق مظلومیت و حماسه، که از یک سو تعالی روح آنها را سبب می‌شود و از سوی دیگر، دنائت و جنایت‌پیشگی قدرت‌مداران را فاش می‌کند.

در مظلومیت این خانواده همین بس که در هفتمین روز درگذشت بزرگ خاندان آنها، نه مجالی برای فاتحه‌خوانی و تسلیت‌گویی به آنها باقی گذاشته شده و نه امکانی برای همنشینی و همدردی دوستان و یاران پیشین باقی مانده است. توقع تسلیت‌گویی از سوی نان‌خوردگان و نمکدان‌شکستگان دیروز و قدرت‌طلبان بی‌اخلاق و بد‌سیاست امروز پیشکش؛ که حتی پیام‌های تسلیت از سر معرفت هم از تعرض افراد قلم‌به‌مزد در امان نمی‌ماند تا بار دیگر طنین سخن معروف مرجع تقلید سبز را زنده کند که: از مرده هم می‌ترسند.

سالهای سال است که در توصیف کرامت و راه و روش پیامبر(ص) در مقایسه با اعراب جاهلی زمانه‌اش، اشاره می‌کنند که او حتی به مرده‌های دشمنانش هم بی‌حرمتی نمی‌کرد، اجازه‌ی تدفین آنها و سوگواری بر ایشان را می‌داد و حتی به زنان داغ‌دیده‌ی مشرکان که کشته‌هایشان در جنگ با مسلمانان بودند و اینک در لابه‌لای سوگواری‌شان به پیامبر و مسلمانان توهین می‌کردند، تعرضی نکنند.

باز سالهاست که در این دیار هر بار خانواده‌ای، عزیزی را از دست می‌دهد، روضه‌خوانان در پایان مراسم ختم و تعزیت، برای تسلای دل آنها، مظلومیت خانواده حسین‌بن علی (ع) را یادآوری می‌کنند و می‌گویند که اگرچه این عزیز تازه‌گذشته تشییع‌کنندگانی داشت و … اما ارباب بی‌کفن از تشییع و تدفین و همراهی همراهان با احترام در آخرین روزهای حضور در این جهان هم محروم بود.

اکنون چه می‌توان گفت برای تسلا دادن به این خانواده در هفتمین روز درگذشت پدربزرگ ایشان، که حکومت مدعی اسلام حرمت مسلمانی‌اش را نگه نداشت و به مانند مظلومیت شهدای کربلا و به تاسی از ایشان، این خانواده هم از مراسم باشکوه و پر احترام و آزادی عمل برای تشییع عزیز خود، محروم ماندند.

تک‌جمله‌ای در روزهای گذشته در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد که چنین بود: وقتی مادر مهندس فوت شد میر حسین نخست وزیر بود و چون از قبل برنامه کاشان داشت فقط آمد مادر را بوسید و رفت مراسم تشیع نبود .داخل هلی کوپتر سر به دیوار کم کم گریه میکرد. وقتی پدرش که به هم خیلی وابسته بودن فوت کرد فقط آمد جسد را بوسید و رفت.

این، خلاصه‌ای از داستان مظلومیت روزهای اخیر میرحسین است؛ و البته مظلومیت نزدیکانش که در روز تشییع جنازه‌ی عزیزشان، وقتی می‌بینند حکومت حرمت نگه نمی‌دارد و خود به عنوان میزبان مراسم، خواستند مانع تعدی و تعرض اوباش یقه‌بسته به تشییع‌کنندگان شوند، مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار گرفتند و حتی پس از آزادی هم ترجیح دادند سکوت کنند و دم نزنند؛ شاید تا بی‌حرمتی به پدر پیرشان، مضاعف نشود.

اکنون دکتر علی شکوری راد که خود او نیز در حاشیه‌ی مراسم در تشییع میر اسماعیل موسوی، برای مدت کوتاهی بازداشت شده بود، در وبلاگ شخصی‌اش تصویری از دکتر جواد سلیمی، داماد مهندس موسوی، را که صورتش بر اثر ضرب و شتم ماموران آسیب دیده، منتشر کرده و به شرح بخشی از ماوقع آن روز و نیز به گوشه‌ای از بازجویی‌های این برادر سه شهید اشاره کرده است؛ کسی که تا پدرش فوت نکرد، بسیاری از همکارانش نمی‌دانستند که او برادر سه شهید است که دو تن از آنها از فرماندهان دفاع مقدس بوده‌اند.

دکتر جواد سلیمی، داماد مهندس میرحسین موسوی که در مراسم تشییع میر اسماعیل موسوی مورد ضرب و شتم لباس‌شخصی‌ها قرار گرفته است

عکسی که دکتر شکوری راد منتشر کرده، مربوط به روز چهاردهم فروردین است که همکارش دکتر سلیمی در محل کار حضور یافته، یعنی سه روز پس از حادثه. او همچنین در یادداشتی که در زیر این عکس نوشته، اشاره می‌کند که جرم داماد میرحسین، دفاع از خانمی بود که به جرم فریاد یاحسین بازداشته شده بود و او را همراه با ضرب و شتم بر روی زمین می‌کشیدند و می‌بردند؛ و نیز اشاره می‌کند که وقتی بازجوی نظام جمهوری اسلامی این توضیحات را شنیده که توضیح دکتر سلیمی درباره بازداشتش پس از اعتراض به برخورد لباس‌شخصی‌ها با زن نامحرم یاحسین‌گو را «جفنگ» نامیده است.

متن یادداشت علی شکوری راد را به نقل از وبلاگش در ادامه بخوانید، که در شرح مظلومیت خانواده موسوی در شب هفت مرحوم میر اسماعیل، همین کافی است:

مشت محکمی بر گوشۀ چشم چپش فرود آمد و عینکش را روی صورتش خرد کرد و بلافاصله مشت دیگری به چشم راستش. این پاسخی بود به اعتراض او به مرد درشت هیکلی که پنجۀ قوی خود را به بازوی زن چادری استغاثه کننده ای، که جرمش فریاد “یا حسین” بود، افکنده و وی را در مقابل چشمان حیرت زدۀ جمعیت، کشان کشان می برد و گاهی ضربه ای نیز بر او وارد می کرد. غیرت مسلمانی به او اجازه نداده بود که در برابر این صحنه، تنها نظاره گر باشد.

غیرت و شهامت سه برادر شهیدش در وجودش به غلیان در آمد و اعتراضش را ادامه داد. همین شد که چند نفر از مأموران امنیتی که لباس شخصی بر تن داشتند بر سر او ریختند و او را در حالی که از خود دفاع می کرد زیر ضربات مشت و لگد گرفتند و سپس کشان کشان از جمعیت مردم جدا کردند و در کنار دیوار، جائی که جز خودشان کسی نبود نگه داشتند. در این حال مأموری لباس شخصی و سپید موی که سن پدر جواد را داشت در پیش چشم مردمی که نظاره گر بودند همچنان به او لگد می زد. جواد که صورتش خونین و لباسهایش پاره شده بود دیگر رمق و تاب ایستادن نداشت و روی همان دیواری که تکیه زده بود، سُر خورد و روی پاهایش نشست.

لحظاتی بعد بر دستانش دستبند زدند و درون یک سواری نشاندند. در آنجا بود که یکی دیگر از خیل مأموران دو مشت دیگر به صورت او کوفت تا به گفتۀ خودش تلافی کرده باشد. بر چشمان مجروحش نیز چشم بند زدند و بردندش.

او تنها نبود. چند نفر دیگر از نوه های غیور آن مرحوم، پدر میر حسین، که جمعیت برای تشییع پیکر بی جان او گرد آمده بودند و نیز داماد آن مرحوم را نیز که پدر دو شهید بود و برای وساطت به میان آمده بود، بازداشت کرده و با خود بردند.

از 15 سال پیش که با جواد در بیمارستان همکار شده ام، او را می شناسم. دانش آموختۀ طب و دارای تخصص جراحی عمومی و فوق تخصص جراحی عروق بوده و اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه با رتبۀ استاد تمامی و نیز عضو تیم پر اهمیت پیوند کبد است. با آنکه داماد مهندس میر حسین موسوی، نخست وزیر پر افتخار و محبوب دوران امام و جنگ تحمیلی ست، اما چندان وجهه و فعالیت سیاسی نداشته است.

فردی آرام و بی سر و صدا و دارای حسن خلق، که وظایف درمانی، آموزشی و پژوهشی خود را با دقت و به نحو احسن انجام می دهد و علی رغم فرصت بسیار مناسبی که تخصصش به او داده است، دنبال کسب درآمد بیشتر نبوده است و به همین دلیل دارای یک زندگی ساده و معمولی است.

تا پیش از آنکه چندی پیش پدر رنج کشیده اش به رحمت خدا برود و معرفی پدر موجب معرفی او نیز بشود، بسیاری از همکاران نمی دانستند او افتخار برادری سه شهید را دارد. شهدائی که دو تن از آنان از فرماندهان جبهه های جنگ در دفاع از اسلام و میهن بوده اند.

روز یکشنبه 14 فروردین، وقتی به بیمارستان آمد چشمان کبود شدۀ او حکایت مزدی بود که بابت ایثارگری خود و خانواده اش و نیز تلاش بی وقفۀ علمی، که او را در سن 45 سالگی به رتبۀ استاد تمامی رسانده بود، دریافت کرده بود. کشور به دستاورد ایمان، ایثار و از جان گذشتگی و شهادت مردمانش می بالد و افتخار می کند اما اینچنین از آنها قدرشناسی می شود.

او همان راهی را می رود که برادران شهیدش رفتند، یعنی دفاع از اسلام، انقلاب و راه و اندیشۀ امام(ره). اگر از خود او بپرسید، از هیچکس هیچ طلب و مطالبه ای ندارد. او همۀ این کارها را برای خدا کرده است و به رضایت او راضی ست.

دکتر جواد سلیمی، استاد دانشگاه و برادر سه شهید را با صورتی خون آلود و با چشم بند، در حالی که تمام بدنش درد می کرد، به پای میز بازجوئی بردند. فردی که معلوم نیست که بوده، چقدر درس خوانده و چه خدمتی به کشور و ملت کرده و ارزش وجودی‌اش چقدر است، او را بازجوئی می کند.

می پرسد: چرا بازداشت شدی؟ او می گوید: دیدم یک زن چادری را، که گفته می شد شعار یا حسین سر داده است، مأموری لباس شخصی و درشت هیکل گرفته است و کشان کشان می برد و در همان حال او را می زند. اعتراض کردم که چرا با یک زن نامحرم و در پیش چشم مردم این گونه رفتار می کنید … بازجو سخنش را قطع می کند و می گوید: جفنگ نگو!

دیگر چه بگوید این دکتر مجروح دل شکسته! همۀ آنچه روزگاری ارزش بوده است و برای آن انقلاب شده است، اکنون از نظر آنان جفنگیاتی بیش نیستند.

جواد دیگر حرفی برای گفتن ندارد و در خود فرو می رود.

… و چه می دانی که جواد کیست و اکنون به چه می اندیشد و در درون خود چه می کشد.


227 پاسخ به “روایتی از ضرب و شتم داماد میرحسین، استاد دانشگاه و برادر سه شهید + عکس”

  1. تفکر سبز گفت:

    ظلم رفتنی است

  2. علی گفت:

    وزیر ارتباطات: از شهریور سال جاری شرکت‌های ارائه دهند سرویس‌های اینترنت تنها می‌توانند اینترنت ملی یا همان اینترانت کشوری را ارائه دهند.! یعنی خداحافظ کلمه..فیس بوک… یوتیوپ….و … و .. .. یعنی این سایتها رو اگر سرچ هم کنید دیگه نمیبینید!!! یعنی خداحافظ فیلتر شکن …یعنی همه سایتها فیلتر و تنها 600 هزار سایت خارج از ایران باز!! و حالا هی بشینید بگید صبرررر صبرر صبر کنید!! بشینید تا همین سایت کلمه هم براتون بشه آرزو.. صبر کنید ببینیم کجار رو میگیرید!

  3. ناشناس گفت:

    یا حسین …. میر حسین

  4. ناشناس گفت:

    چه رسوا و چه بی آبرویند این نامردمان …

  5. سبز گفت:

    درود ؟؟؟؟؟؟ بر اسلام ولايت فقيه

  6. ناشناس گفت:

    این پدر سوخته ها همشون سر و ته یه کرباسن.
    سال 88 زیاد دیدیم از صحنه ها.
    خودمون هم زیاد بی حرمتی شنیدیم

  7. فرشاد گفت:

    خداوندا تو شاهد باش که بی دینان دنیا پرست به نام اسلام چه میکنند.

  8. ناشناس گفت:

    چه مصیبت بزرگی ! این مدعیان دین مدار نه حرمت مجلس ترحیم ،نه حرمت برادران شهید داده و نه حرمت انسانیت را نگه داشته اند.

  9. سرباز سبز گفت:

    تنها میتوانم حسم را بگویم بقدری خشمگینم که اگر در آن لحظه حضور داشتم دست از جان میشستم و همچون تیری از کمان رها شده بر قلب آن ملعون بی قلب مینشسم و امانش نمیدادم و آن روز نزدیکتر از نزدیک است

  10. alileuk@yahoo.com گفت:

    خدا با صابران است

  11. علی جانباز برادرجانباز همسر خوهرشهید و... گفت:

    لعنت خداواند واولیا وانبیا وهمه مومنین براین قوم ستمگر .و وحشی تراز هرحیوانی واربابان خبیس و بی شرفی که برای چند روز حکومت ننگینشان نه شهید می شناسند نه خانواده شهید نه امام شهیدان نه خانواده گرامی امام (ره) نه جا نبا ز ونه عالم ومراجع ونه انسانیت .ای علما ی واقعی.ای مومنین.ای ازادگان ایران وجهان به خدا اگر بیشتر ازین سکوت کنید بدون شک منتظر عذاب سخت الهی باشید ان ربک البا لمرصاد

  12. azadeh va enghelabye diroz گفت:

    baz joye ensan nama rats goft JAFANG ,JAFANG akhar hameye ma faghat golkhordegany bish nistim hamanee ke dar oje javani va shoro shour vahayajn enghelab kardim baraye haman chizhaee ke emroze be samane joee ham baraye anha sahebane be stelah enghelab arzeshy nadarad.bale man ke hich javaby baraye pesram ek alan sale akhare dansehgah ra migozaranad va khod yek sal dar esarat bodam nadaram.man gol khordam va enghalabeman ra az daste man va amslae man ghapidan.rast goft an bazjoo ke hata shhamat nadrad bedone cheshm band bazjoee konad va chehreh khod ra neshan dehad az shedate tarsy ke nashat gerefte az dorogh va ryast.rast goft anah hame jafang ast jafang

  13. کمیل گفت:

    روایت بالا را خواندم بگذارید خاطره ای از سال 1357 برایتان نقل کنم سال 57 حدود بهار یا تابستان بو د شهید هاشمی نژاد از زندان آزاد شده بودند مردم وطلاب به دیدن ایشان می رفتند خیابان طالقانی یا شاه سابق پر از نیروهای شهربانی بود من که سن کمی داشتم در حیاط را باز کردم تا داخل میلان را نگاه کنم که ناگهان یک طلبه جلوی در افتاد روی زمین وسپس با عجله بلند شد و داخل حیاط خانمان شد پشت سر او ماشین شهربانی پر از مامور با صدای بلند گو که فریاد می زدند آی شیخ بیا بیرون وار د خانمان شدند طلبه خودش به زیر زمین خانه رسانده و مخفی شده بود سرهنگی که بلندگو بدست بود خود رابه جلوی ایوان رسانده بود و فرید قبلی شیخ بیا بیرون راتکرار می کرد مادرچادرش سر کرده بود جلوی ایوان رو به سرهنگ التماس می کرد که جناب آقا (طلبه ) به ما پناه آورده شما بروید من بعدا می گم بروند سرهنگ می گفت من با او کاری ندارم فقط بیاد بیرون مادرم اصرار که شما بروید تا او بیایدبیرون که ناگهان سرهنگ دست به جیب برد وقرآن کوچکی را در آورد و خطاب به مادرم گفت حاج خانم به این قرآن من باایشان کاری ندارم فقط بگوئید بیاید بیرون مادرم در حالیکه اشک می ریخت به سرهنگ گفت شما که به قرآن قسم خوردیدبروید بعد ما اورا بیرون می کنیم او به ما پناه آورده تو را به همین قرآن بروید سرهنگ روی قسمی که خورده بود شرم کرد به مامورانش گفت که بروند ساعتی بعد شیخ که در زیر زمین مخفی شده بود باپذیرایی چای وبا هماهنگی یکی از همسایگان از محل دور شدو …..مطلب بالا را که خوندم یاد شرم وحیای آن جناب سرهنگ زمان شاه افتادم که حرمت مادرم را حفظ کرد که به قسمش به قرآن پایبند بود و مقایسه با مامور مطلب بالا به کجا رسیدیم ؟

  14. فرزند كوروش گفت:

    با سلام.
    وعده الهي است كه حكومت با كفر مي ماند ولي با جور نمي ماند.
    اندكي صبر سحر نزديك است.

  15. raha گفت:

    یا حسین میرحسین

  16. پسر میرحسین گفت:

    وقتی با شما اینگونه میکنند، میخواهند باور کنیم که در کهریزک تجاوز نکرده اند

  17. سبز گفت:

    خدا لعنتشون کنه خدا ازشون نگذره …… با این رفتارا فقط میرحسین و همه ی عزیزان و وابستگانش برای ما عزیزتر می شوند و حقانیت آنها ثابت تر………… یاحسین میرحسین …… دوستون دارم

  18. محمد امی گفت:

    به نام خدا
    سلام
    احمد خاتمی :” قباحت هم حدی دارد.”

  19. ناشناس گفت:

    من نمی دانم چرا اناسانها همیشه مسخ قدرت می شوند هرچند اگر متحد شوند در برابر یک قدرت قدرتهایی را تشکیل خواهند دا.
    روایت امروز ما روایت همین مساله هست که چون ملت از هم دور شده قدرتهای تک وتنها میدان دار شده اند در حالی که اگر ملت باهم متحد شود این قدرتهای تنها نمی توانند کاری از پیش ببرند.

  20. پيروامام گفت:

    درودبرتو وشرفت

  21. یاالنثارات حسین گفت:

    بحث این حکومت از بحث منطق و عقل و قانون گذشته و فقط بحث قدرت با هر وسیله ای است

  22. تارا گفت:

    مرگ وننگ به این لباس شخصیهایی که از… دستور می گیرند و درود به میر حسین عزیزمان وخانواده محترمشان ما به انها افتخار می کنیم

  23. کاوه بهار گفت:

    درمسلخ عشق جز نکو را نکشند

    نامحرمان چه زود صاحب انقلاب شدند.مانند رهبرشان…………..

    ایران بیشه ی شیران است،دیکتاتور نابود است

  24. ناشناس گفت:

    هر كه در اين درگه مقرب تر است /جام بلا بيشترش ميدهند!!!راستي چرا؟؟؟

  25. ali گفت:

    اینان از اندیشه ای پیروی میکنند که برای بقایشان دست به هر جنایتی میزنند و هر حرامی را حلال میکنند ،انسان وقتی تاریخ سلاطین عباسی و یا سرگذشت شاهان ستمکار را میخواند که چطور برای حفظ تاج و تخت و منبرشان از هیچ جنایتی فرو گزار نمیکردند و حتی نزدیکترین یاران و فرزندان خود را میکشتند کور میکردند ،این احساس به آدمی دست میداد که شاید در تاریخ مقداری غلو شده است ،اما با مشاهده جنایاتی که امروزه در هر زندان و کوی و برزن رخ میدهد ،مطمئن میشویم که همه دیکتاتورها و اعوان و انصارشان از یک اندیشه ضد انسانی پیروی میکنند ،اینان برای بقایشان شکنجه و زندان برادر بی گناه شهید که سهل است اگر لازم باشد همچون اسلافشان بر قبر و استخوانهای شهدا نیز تازیانه میزنند

  26. mehdi گفت:

    واقعا چه می شه گفت؟؟؟ یک مشت حزب اللهی و بسیجی با بصیرت به جان این ملت رنج کشیده افتاده اند. جالب هست که طرفداران مهندس انسانهای باسواد و تحصیل کرده و لاغر اندامند اما طرفداران سینه چاک دیکتاتور بی سواد و درشت هیکل(شبیه خدابیامرز شعبون بی …) و همین سندی بر حرف حق مهندس میرحسین موسوی است.

  27. ایرانی گفت:

    خداکمک کن خداکمک کن خداکمک کن

  28. سعید گفت:

    لعنت الله علی الظالمین و الطاغین

  29. بسیجی سبز خط امام گفت:

    سلام دکتر عزیز

    خواستم بگویم چشم …. روشن ، دیدم او آنقدر بی حیثیت شده است که حیف است چند حرف را خرج نگارش نامش کنم . فقط می گویم خوش به سعادتت که در دفاع از مظلومی مجروح شدی . بارک الله به شرفت.

  30. sahar sabz گفت:

    ایمان دارم که این حرمت این آزاد مردان و زنان از بین نخواهد رفت، و امیدوارم که زودتر شاهد پیروزیی باشیم که خدا وعده داده؛ تا که مرهمی بر دل‌ شکسته این بزرگواران باشد.

  31. یک جانباز گفت:

    آقای خامنه ای «وای اگر از پس امروز بود فردائی» آیا واقعا ماندن در مصدر حکومت و حفظ فدرت اینقدر پربهاست !!!؟؟؟ آیا شاه ماند که تو بمانی !!!؟؟؟ آیا …

  32. ناشناس گفت:

    خواستم چیزی بنویسم ولی نتوانستم

  33. ناشناس گفت:

    نوش جانش

  34. hamid گفت:

    یادم می آید وقتی بی بی سی دیکتاتوران یعنی خبرگزاری فارس خبر حکم کاوه اشتهاردی دروغزن را منتشر کرد از او به عنوان پسر شهید اشتهاردی یاد کرد.حال می خواهم بدانم او و امثال او که سردسته هتاکان هستند لیاقت نام فرزند شهیدی را دارند یا داماد میرحسین که خود او برادر سه شهید است و از ناموس مردم دفاع کرده است؟
    مرگ بر دیکتاتور

  35. ناشناس گفت:

    آقا مجتبا زنده باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    فقط فکر فردای قیامتم که این بابا چند هزار سال می خواد جواب پرونده خودش و پسرش رو بده

  36. ناشناس گفت:

    کلمه، … خوریات منو کشته… بخور… بخور…

  37. تبریز : کریم فتحی گفت:

    این چشمها چقدر شبیه چشمان شهید حمید سلیمی هستند؟چقدر خدایا؟؟حفظشان باش خدا…..

  38. f-kh گفت:

    sharmande hafi baraye goftan namandeh

  39. محمدجوادِسبز-فرزندجانبازوبرادرزاده ی1شهید گفت:

    به زودی نابود خواهید شد عوامل ظلم و ستم و حاکمان ظالم ِ بی خرد ….- درس خوبی بهتون خواهیم داد

  40. ناشناس گفت:

    کی به کیه فعلا شماها هی مظلوم نمایی کنید دستتون برای ملت رو شده اگه تو یه کبودی روی صورتت نشسته ما یه ساله که داغ فتنه روی سینه مون سنگینی می کنه حیف که مصالح نظام در خطره و الا این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست که از اسم شهید سوئ استفاده کنی شهید رفت یادش برای همیشه توی دلهای ما زنده س و همیشه دنبال راهشیم و برای اونایی که صرفا از اسم شهید برای سرپوش گذاشتن روی امورات دنیوی و قدرت طلبی شون می خوان استفاده کنن از همین جا نوید می دیم عند ربهم یرزقون

  41. ناشناس گفت:

    اگر …. باز هم می گی نوش جانش؟ امیدوارم برای خودت هم پیش بیاد

  42. ناشناس گفت:

    اجرا و اصلاح قانون اساسی ، قوه قضائیه مستقل رمز نابودی و ریشه کنی گروه ها و افرادی است که بی ریشه و بی پدر و مادر بوده و لباس شخصی نامیده می شوند.
    شخصا معتقدم اینها را به دلیل اینکه کسی مسئولیتشان را برعهده نمی گیرد باید نابود کرد. حتی اگر بعد از آن پیراهن عثمان دیگری مثل عاشورای 88 بوجود آورند.

  43. فرزنده ايران گفت:

    به نام خدا
    قسم به خدا كه راه راست هما ن است كه ما در ان روانيم. امام حسين (ع)

  44. ناشناس گفت:

    اتفاق مهمي نيفتاده فقط برادرا پاي چشمشون يه بادمجون كاشتن .

  45. ناشناس گفت:

    امیداست خدا عاقبت همه ماراختم به خیرکند .حکومت چقدر شیرین است که همه دوستان انقلاب باید حذف شوند!

  46. محمود گفت:

    طشت رسوایی …. درهم ریخته شده ،به همین خاطر به ضرب شتم ورعب و…..روی آورده اند.خدا ظالمین را لعنت کند.

  47. رزمنده دفاع مقدس به کمیل گفت:

    بنام خدای خمینی(س)
    بخدا صد رحمت به ساواک و گاردیهای شاه! حداقل اینه که از دین مایه نذاشتن هر چند بنده شندیم که گاردیها موقع حمله به خانمها کاری نداشتن ولی چه کنیم وقتی انقلاب به دست نااهلان بیفته همین میشه که شاهدیم! ولی من نگران نیستم! اگر روزی جانم رو در این راه گذاشتم که میدونم شان و مقامم کم از بچه های جنگ نیست و اگر که موندیم بزودی شاهد زوال اینها خواهیم بود! مگر میشه دولتی تا این حد پر فساد دوام بیاره! هیهات!!

  48. فرزتدخميتي و بس گفت:

    اينهامحرم نامحرم سرشان نمي شود فاسدند…. ازجهود نه رحم مي ايد نه دين

  49. ... گفت:

    مردم آگاه نیستند هنوز عده ای گمان می کنند این حکومت بدونبال پیاده کردن احکام الهی است … وظیفه ما مطلعان آگاه کردن مردم غافل است چرا که تنها راه مقابله … اتحاد اقشار مختلف مردم است…

  50. بسیجی سبز گفت:

    آهای تو که ناشناسی …
    انسانیت سرت میشه؟ مظلوم نمایی کدومه؟ حتما ذکر مصیبت برای اهل بیت رسول خدا (ص) و فرزندان پاکش هم از نظر تو و همپالکی هات مظلوم نماییه؟!! بگو رودر بایستی نکن؟ اون سردسته جنایتکارت هم حتما معصوم و بیگناهه؟ امیرالمومنین هم که میگفت اگر مسلمانی از شنیدن خبر به زور بیرون آوردن خلخال از پای زن غیر مسلمان بمیرد رواست، داشته از مظلوم نماها حمایت می کرده؟!!!
    برو پدر جان این حناها دیگه رنگی نداره به زودی همه شما به زباله دان تاریخ فرستاده خواهید شد.
    و سیعلم الذین ظلمو ای منقلب ینقلبون