بیانیه میرحسین موسوی و مهدی کروبی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
چکیده :امروز حاكمیت در ورای ایجاد این نگرانی كه اگر او نباشد دین از بین میرود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی میكند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم كند، حال آن كه در واقعیت، آن چیزی كه بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمكارانه و ضددینی خود حاكمیت است. پایههای همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحكم بودن پایههای فطری آن است، تا جایی كه حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین...
میرحسین موسوی و مهدی کروبی، در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با صدور بیانیه مشترکی، ضمن توصیف انقلاب مردم ایران در سال 57 به عنوان «جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم به دست خودشان»، به بررسی گفتمان حاکم بر ساختار قبل از انقلاب و مقایسه آن با گفتمان نو انقلاب اسلامی پرداخته و سپس این مقایسه را به گفتمان جنبش سبز پیوند داده اند.
به گزارش کلمه، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بیانیه ی خود ویژگی های گفتمان رژیم پهلوی را «بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان، در بند کردن آزادی خوهان، اعمال سانسور بر مطبوعات، مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان» ذکر کرده اند.
موسوی و کروبی در این بیانیه از گفتمان نوینی سخن به میان آورده اند که از فردای کودتای 28 مرداد متولد شد و بارزترین و غیرقابلانكارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود. مناسباتی که به گفته ی این دو همراه جنبش سبز دوباره بازتولید شده است، اما این بار به نام دین رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی كشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حكومت چیزی كم ندارد.
آنها انتخابات ۸۸ را جلوه ای از احساس مسئولیت همگانی و ظهور گفتمان تازه ای در مقابل این خطرات دانسته و گفته اند که هیچ چیز نمی تواند مانع رشد این گفتمان شود، گفتمانی که فساد را تحمل نمی کند، خودی را ناخودی نمی کند، خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. عزت کارگر و کار آفرین را می خواهد نه ذلت آنها را، اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی درصد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد.
موسوی و کروبی همچنین در تشریح تحولات دوسال گذشته، از آن دسته از افراد ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی یاد کرده اند که نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند و اطمینان داده اند که «در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.»
به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه مشترک به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحیم
* و العصر * ان الانسان لفی خسر * الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران هستیم، انقلابی که جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم ما به دست خودشان بود و برای یکایک ما ایرانیان، شناخت و بازشناخت این حادثه بزرگ و مهم تاریخی، اهمیت بسیار دارد. شاید از آن رو که شناخت هویت تاریخی هر ملت، در تعیین راه آیندة آن مؤثر است، شاید از آن رو که این روزها از خود می پرسند که راه طی شده تا چه اندازه صحیح بوده، و شاید هم از آن رو که بیش از هر زمان دیگر، شاهد تلاش برای تحریف این تاریخ هستیم.
آنچه در آن روزها شاهد بودیم، نه یک جابجایی قدرت سیاسی صرف، که ورود یک گفتمان نو و خروج یک گفتمان کهنه بود: گفتمان کهنه ای که می انگاشت که با بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، با کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان این مرز و بوم، با در بند کردن فوج فوج آزادیخوهان، با اعمال سانسور بر مطبوعات، با سرازیر کردن درآمد نفتی سرشار به جیب منفعت جویان شریک در قدرت، با تا دندان مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، با به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، با توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، با هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان، با نماد فره ایزدی انگاشتن قدرت فاقد اقتدار ناشی از رضایت مردم، ماندنی است.
اما گفتمان نوین پس از کودتای شوم 28 مرداد از همان فردای سال 41 متولد شد ،بازنگری به کارنامه گذشته و به دنبال آن، جستجو برای یافتن راه رهایی از استبدادی که با پشتوانه استعمار بر کشور یکه تازی می کرد، آغاز شد. در کنار آنانی که از هر گونه تغییر مأیوس و نا امید بودند، در کنار آنانی که مصلحت اندیشی را به گونه ای تفسیر کردند که عافیت طلبی شخصی آنان را توجیه کند، در کنار آنانی که رعب پوشالی حکومت کودتا هر گونه حرکت را از آنان سلب کرده بود، چه بسیار کسانی هم بودند که دست از تلاش برنداشتند، چرا که باور داشتند زندگی کردن، صرفا به معنای زنده ماندن نیست. می دانستند که ملت های دیگر برای رسیدن به آزادی، عدالت ، استقلال و پبشرفت، راهی بس دراز پیموده اند و تلاش برای دستیابی به جامعه ای که از چنین نعمت هایی برخوردار باشد، خود، عین زندگی است. چنین بود که هنگامی که خواسته های خود را در گفتار رهبری استوار چون امام خمینی (ره) یافتند که در این راه مصمم گام نهاده بود، با او همراه شدند و بساط ظلم و جور را برچیدند. با تجربه ای که از گذشته به دست آمده بود، از همان فردای پیروزی، دغدغه حراست و مراقبت از این دستاورد بزرگ در دل زن و مرد و پیر و جوان به جنبش درآمد تا مبادا کودتایی دیگر، تجاوز نظامی، و مهم تر از همه، انحراف از آرمان های انقلاب اسلامی، این نهال تازه رسته را در هم شکند.
درس هایی که از آن واقعه و سالیان پس از آن فراگرفته شد، موجب شد که مردم ما بارها عزم خود را برای جلوگیری از انحراف از راهی که می توانست آنها را به سرمنزل مقصود برساند به نمایش بگذارند. مشارکت گسترده در دفاع از میهن در مقابل دشمن متجاوز، تلاش های ستایش برانگیز در رونق اقتصاد ملی، کوشش برای انجام اصلاحات گسترده در عرصه های گوناگون و حضور آگاهانه در عرصة انتخابات، تبلور این احساس مسئولیت ملی است که مردم ما را اینگونه در صف مقدم تحولات فکری و اجتماعی چند دهة اخیر منطقه قرار داده است.
گفتمان نو باید با دیده بانی مستمر، خود را با نیازهای نو سازگار می کرد و نوشوندگی خود را پاس می داشت که بارزترین و غیرقابلانكارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود.یادمان هست که بزرگترین دغدغه خبرگان قانون اساسی جستن راه هایی بود که جلوی ظهور استبداد و خود رایی و دیکتاتوری را به هر شکل و شمایل بگیرد و قانون اساسی در شرایطی نوشته شد که بیرون از مجلس خبرگان، مردم در خیابانها شعار میدادند «برابری، برادری، حکومت عدل علی».
دركتاب« پیكار صفین، نصرابن مزاحم» که شاید قدیمیترین كتاب روایی– تاریخی در مورد جنگ صفین باشد، آمده است که بعد از استقرارحضرت امیر (ع) در کوفه، ایشان مسافرتی به مناطق فارس نشین و ایرانی در نزدیکی کوفه می کنند و در یک آبادی از مردم در مورد شاهان ایرانی سوال می کنند. بزرگ روستا میگوید:« در سنت شاهان ایرانی چیزهایی بود به نفع رعیت و چیزهایی بود به نفع پادشاه، تا این كه خسروپرویز آمد و هرچه به نفع رعیت بود منسوخ كرد و هرچه به نفع پادشاه بود نگاه داشت و این موجب اضمحلال پادشاهی آنان شد.»
این روایت، دقیقا فضای روحی و سیاسی کشور در دهه اول انقلاب فارغ از ضعف ها و خودسری هایی که دامنگیر هر انقلابی در آغاز آن می شد را تشکیل می داد: مردمی که انقلاب کردند قصدشان این بود که آن مناسبات رابا الگو گرفتن از حکومت عدل علی از بین ببرند.
آیا دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمانهای انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاكمان بوده است به صورت اغراقآمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی كشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حكومت چیزی كم ندارد.
آری انتخابات سال 88 جلوه ای از این احساس مسئولیت همگانی در مقابل خطرات بود. مردمی که احساس خطر می کردند، مردمی که از مدیریت ناتوان دستگاه اداره کشور ناامید شده بودند، مردمی که از دروغ به تنگ آمده بودند، مردمی که احساس می کردند برای پیشرفت کشور به دگرگونی های فراگیرتر و بنیادی تر نیازمندند، به میدان آمدند و چه بسیار کسانی که سال ها بود در انتخابات شرکت نمی کردند و این بار قفل سکوت خود را شکستند و چه بسیار کسانی که پا را از رقابت های سیاسی رایج فراتر نهادند و برای ایجاد تحولی بزرگ همنوا گشتند.
دریغا که آنچه بر سر نتایج انتخابات آمد و آنچه در پی شبه کودتای اقتدارگرایان رخ داد، حق اساسی تعیین سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کرد. اما دستگیری معترضان، ضرب و شتم آنان در خیابان ها، کشته شدن عده زیادی از جوانان و زنان و مردان در خیابان ها و بازداشتگاه ها، فجایع کوی دانشگاه و کهریزک،حمله به بیوت و دفاتر مراجع تقلید، به راه انداختن تجمعات اتوبوسی و نمایشی، هجمه تبلیغاتی یک سویه مملو از دروغ و افترا، سرکوب کارگران و معلمان و جنبش زنان و دانشجویان و استادان، راه اندازی کارناوال های شرم آور و مانورهای امنیتی با هدف ایجاد رعب، تلاش مستمر برای انحراف افکار عمومی به سمت مسائل فرعی و انحرافی، برخورد غیراخلاقی با خانواده های شهدا و زندانیان، واعلام مرگ جنبش سبز در مناسبت های متوالی، هیچ یک نتوانسته است اقتدارگرایان را از چالش بزرگ حاصل از بی اعتمادی مردم به دولت نجات دهد، همچنان که نتوانسته خواسته های برحق مردم برای برخورداری از حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی را به دست فراموشی بسپارد.
در طول این ماه ها، تحولات مهمی رخ داده است که توجه هر ناظر آگاهی را جلب می کند. بسیاری از کسانی که در ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی شاغل بودند نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند . برخی از روی تقیه ویا اطلاعات ناکافی و برخی از افراد ساده که بر اثر تبلیغات دولتی گمان می کردند که معترضان، ایمان دینی شان را نشانه رفته اند به تدریج متوجه شدند که چنین نیست. بسیاری از کسانی که فکر می کردند جنبش اعتزاضی مردم از توطئه های قدرت های سلطه جوی بیگانه یا خشونت ورزانی که در بحبوحه جنگ به دامان دشمن پناه آورده و به خدمتش کمر بسته بودند سرچشمه می گیرد، فهمیدند که این ترفندی برای بدنام ساختن منتقدان و موجه ساختن اعمال غیرانسانی اقتدارگرایان بیش نیست.
وما دور نمی بینیم آنانی که بصورت واقعاً اصولی دغدغة منافع ملی و ارزشهای اسلامی را دارند در کنار همه ملت (یا به تعبیر مستبدین «خس و خاشاک») قرار گیرند و صف خود را از زیاده خواهان ودست اندازان به حقوق و بیت المال ملت جدا سازند. ما بویژه اعتقاد داریم که در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.
در طول سال های اخیر و بویژه دو سال گذشته، گفتمانی نو متولد شده و هیچ چیز نمی تواند مانع رشد آن شود. گفتمانی که فساد را تحمل نمیکند و با وعدۀ آوردن نفت بر سر سفره مردم، یکشبه قیمت نان وسوخت و برق و گاز را چند برابر نمی سازد. گفتمانی که به حفظ نیروی کار کشور ایمان دارد و منابع و تولیدملی را با تحویل بازار ملی به واردات خارجی ویران نمی سازد .گفتمانی که عزت کارگر و کار آفرین را میخواهد نه ذلت آنها را. گفتمانی که اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی در صد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد. (به راستی شمایانی که هر روز و ساعت سنگ اسلام و معنویت را بر سینه میزنید، چند زن را میتوانید نشان دهید که در صدر اسلام اعدام شده باشند؟!) گفتمانی که از رأی مردم نمی ترسد واز رجوع به قانون اساسی نمی هراسد. گفتمانی که نه در شعار وهیئت ماکیاولیستی بلکه در عمل بدنبال وحدت اسلامی ونزدیکی مذاهب اسلامی به یکدیگر است و میلیونها شهروند ایرانی را تحت عنوان سنی و درویش و اهل حق و نام های دیگر ازخودنمی راند.
آری امروز گفتمانی تازه متولد شده است. گفتمانی که شهدای آن، پیشقراولان و دربندشدگانش پرچم داران آن هستند. گفتمانی که خشونت را طرد می کند و راه تغییر را از طرق مسالمت آمیز جستجو می کند. گفتمانی که پاسخ دروغ و نهمت و ناسزا را با راستی و حقیقت و ادب می دهد. گفتمانی که چشم امیدی به بازی های پنهانی قدرت های جهانی ندارد و راه حل شفاف ملی را تنها راه تحول به سوی اصلاح امور می داند. گفتمانی که خودی را ناخودی نمی کند بلکه سعی در خودی کردن ناخودی ها دارد. گفتمانی که چندصدایی را به رسمیت می شناسد و اتحاد ملی را نه در سکوت گورستانی که در تمسک به عقلانیت جمعی می جوید. گفتمانی که مردم را نسبت به آنچه در کشور می گذرد نامحرم نمی شناسد و گسترش آگاهی ها به میان همة اقشار و گوشه کنار این مرز بوم را وجه همت خویش قرار داده است. گفتمانی که با گسترش و تقویت شبکه های اجتماعی، افراد را گرد هم می آورد و فضای مدنی را توسعه می دهد. گفتمانی که سرمشق بسیاری از حرکت های آزادیخواهانة دیگر شده است. گفتمانی که خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. گفتمانی که عدالت را نه در اقتصاد صدقه ای، بلکه در ایجاد فرصت های برابر و توانمندسازی محرومان می داند. گفتمانی که بجای انتشار کینه و انتقامجویی در میان فقیر و غنی، روستایی و شهری، اقوام، ادیان و مذاهب، به نهادینه کردن مدارا و مفاهمه و گذشت می پردازد. گفتمانی که درصدد پایان دادن به اوباش سالاری و حاکمیت نهادینة شایسته سالاری است تا در پرتو آن، شکوفایی و رشد استعدادها در میان ایرانیان، زمینه ساز ارتقای این سرزمین به جایگاهی که شایستة آن است، شود.
گفتمانی که بدنبال یافتن منجیان قهرمان نیست بلکه می خواهد هر ایرانی در نجات کشورش سهیم باشد. گفتمانی که به تعداد معتقدانش رهبر دارد. گفتمانی که می داند حفظ نظام یعنی حفظ ارزش هایی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت. گفتمانی که چرخش قدرت و پاسخگویی به مردم و برابری همه در قبال قانون را ضامن سلامت و زمینه ساز پیشرفت می شمرد. گفتمانی که اسلامیت و جمهوریت نظام و حاکمیت مردم سالاری بر همه شئونات کشور را تنها راه سعادت مردم می داند.
گفتمانی که در آن، تصمیمات و مصلحت بینی های شخصی جای خود را به عقلانیت جمعی می دهد. گفتمانی که با ایمان به خدایی که تعالی انسان را می خواهد، حق خواهی، و با استعانت از کردار نیکو، صبر و استقامت، راه امید را می پیماید و به پایندگی حق و زوال باطل یقین دارد.
امروز حاكمیت در ورای ایجاد این نگرانی كه اگر او نباشد دین از بین میرود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی میكند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم كند، حال آن كه در واقعیت، آن چیزی كه بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمكارانه و ضددینی خود حاكمیت است. پایههای همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحكم بودن پایههای فطری آن است، تا جایی كه حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین ببرد.
و این دین از ما خواسته است كه به افراد ستمكار متمایل نشویم كه در این صورت از كمك خداوند محروم خواهیم شد: «و لا تركنوا الی الذین ظلموا فتمسكم النار و ما لكم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون»، و به كسانی كه ستم كردهاند میل نكنید كه آتش شما را لمس خواهد كرد، و شما را سرپرستی جز خداوند نیست، سپس دیگر به شما یاری نخواهد شد.
در آستانه سی و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان دو همراه کوچک به شما حاملان بی شمار گفتمان جدید درود م یفرستیم و از خداوند متعال میخواهیم همه ما را از یاران مظلومان و دشمنان ظالمان قرار دهد.
وما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم
مهدی کروبی میر حسین موسوی














حسن آقا شاید من متوجه نشدم ولی اینطور که از نوشته شما بر می آید حمایت و یا عدم حمایت امریکا و اسراییل و یا به عبارتی دیکته آمریکا و اسراییل و غرب را بر عقل منطق حقیقت آشکار مقدم داشته و قبول دارید حالا من از شما سوال می کنم آیا چون تمامی رسانه های غربی و حکومت های آنها می گویند ایران دنبال سلاح هسته ای هست راست می گویند ؟ آیا وقتی می گفتند سران ایران در بمب گزاری آرژانتین دست داشتند راست می گفتند ؟ آیا وقتی می گفتند سران ایران در ترور مخالفانشان در خارج از ایران دست داشتند راست می گفتند ؟ آیا وقتی به اعراب می گفتند ایران برای نابودی شما آمده راست می گفتند ؟یک کم تامل و توجه کن یه کم عمیق تر نگاه کن مگر عقل و بصیرت خودمان چه اشکالی داره که منتظر حمایت یا عدم حمایت غربیها می مانید ؟ مگر کهریزک شلیک به معترضان زیر کردن مردم با ماشین را با هیچ دلیل منطقی می شود توجیه کرد ؟ مگر می شود پنج سال امروز فردای اعلام مفسدین اقتصادی رییس دولت و حمایت از ابر مفسد معاون اول را نادیده گرفت ؟ مگر می شود بیکاری پنجاه هزار نفر در عسلویه و هزاران نفر در جاهای دیگر را نادیده گرفت ؟
عزيزان يه فكري به حال شهرستانها بكنيد ما چكار ميتونيم بكنيم
آرزو مي كردم كه امام زنده بود و با همان لحن صريح وكوبنده اش چنان تودهني به اينها مي زد كه ديگر قدرت بلند شدن نداشتند حيف كه امام نيست و آقاي ما با اينها مدارا مي كند!
Be omeed ayandehi derakhshan ba Mardom va baraye Mardom – az Amirca
Be omeed roozi ke Neshon azadi va edalat ra be Musavi va Karubi bedaheem.
از الان تو خيابون آزادي بسيجي و چماق ميذارند تا ملت مستضعف رو استقبال كنند
انشاا… که وطن دوستی و حمایت کورکورانه را بر واقع بینی ترجیح می دهی در اثبات تقلب یه تحقیقی حداقل در مورد آرا محسن رضایی و اعلام نهایی آن که بجای افزایش کاهش پیدا کرده بود و بارز ترین آن بود بکن یه نگاهی به عکس هایی که توسط ایرنا گرفته شده در بازشماری آرا بینداز و به ما بگو چرا دستخط ها و انبوهی از آرا تا نخورده و مشابه اند یه نگاهی به آماری آرا وزارت کشور و نسبت های مساوی بین کاندیداها حتی در جاهایی که با احمدنژاد کارد و خونند بیندار یک تاملی در باره اینکه موضوع خیابان فاطمی و برداشت آن پول کلان و مصرف آن در انتخابات به اعتراف رحیمی بکن حالا نمی گوییم برو وزارت اطلاعات و بگو آن مدارکی که از ستادهای میرحسین و کروبی عزیز به سرقت بردید را نشانت بدهند اما چرا حذف یارانه در دولت های قبلی انجام نشد بنظر شما عاقلانه نیست اگر قبل از انجام هر کاری زیر ساخت آن کار فراهم شود ؟ آیا وقتی تازه جنگ تمام شده می شود فشار مضاعف به مردم آورد آیا تا وقتی که شغل با درآمد مکفی زیر ساخت هایی برای صنایع مثل پروژه هایی چون عسلویه سد سازی و … نباشد می شود قیمت ها را آزاد کرد آیا برای جلب سرمایه ها نبایستی سرمایه داران را ترغیب کرد که در مسکن سرمایه گذاری کنند فکر می کنی در زمان خاتمی با آن قیمت نفت چقدر مسکن با کمک سرمایه های خصوصی ساخته شد آیا وقتی آنهمه مردم با مسافر کشی زندگی می چرخانند می شه بنزین را آزاد کرد مطابق لایحه حذف یارانه ها تا تورم به زیر ده نرسد نباید اجرا می شد چون اگه اجرا بشه فشار صد چندان به مردم وارد می شه فاجعه این است که بیکاری در ایران بشدت رو به افزایش است چون دولت فعلی اصلا اهل عقل منطق و برنامه ریزی نیست نمونه اش را در اخراج وزرای عاقل آوردن آوردن وزرای متقلب تعطیل کردن برنامه ریزی است این بذل و بخشش ها هم تا به الان بخاطر وجود ذخیره های صندوق ذخیره ارزی در دوره خاتمی بود و دیدی که تا صندوق خالی شد قیمت ها را آزاد کرد چون دیگه پولی برای اداره مملکت نداره ضمنا اگه تحقیق کنی غنی سازی و ایجاد زیر ساخت های فعالیت هسته ای ایران در دوره هاشمی خاتمی بسیار بیشتر از جنجالهای دولت جدید است چرا یک گروه بیطرف برای تحقیق نمی رود تعطیلی چند ماهه با اطلاع و موافقت کامل رهبری و در جهت بدست آوردن اعتماد دولت های غربی بود که با شعارهای بدون پشتوانه و بدون اعتقاد احمدنژاد کاملا از بین رفت مثل نابودی اسراییل که در امتحان غزه حتی یه موشک بطرف اسراییل پرتاب نکرد یه مقدار از خبرهای 20 و سی و تلویزیون بیرون بیا خودت نگاه کن
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
نصر من الله و فتحاقریب
عزیزتر از جان برادر ناشناس !اگر مهدی جان شما صدای این ملت را میشنید دیگر به این روز و گیر این مستبدان دینی نمی افتادیم
درود بر موسوی، کروبی و زهرا رهنورد
درود بر شما ، به امید پیروزی
در جواب این دوست به اصطلاح طرفدار وطن !!! که می گویند :
خیلی با حاله، اسلام تقلبی دیده بودیم، شیعه تقلبی ندیده بودیم. به کدام یک از ادعاهایی که در بالا کرده اید اعتقاد دارید؟ چرا اثبات نکردید که تقلب شده؟ چرا از خودتون سوال نمی کنید که چطور ممکنه تقلب شده باشه؟ مگه رهبری نگفت، ملاک رای مردمه، حتی اگه مردم اشتباه کنن؟
از این گذشته، در برنامه های کشور، چرا حذف یارانه ها و خصوصی سازی در دوره هاشمی و خاتمی انجام نشد؟ چرا دولت خاتمی با مسکن سازی ارزان مخالف بود؟ چرا مساله هسته ای را تعطیل کرد؟ و کلی چرای دیگه.
عزیزم ،
اصلا گیرم ما کافر شما مسلمون !! گیرم ما نادان و شما عاقل !! گیرم که ما گفتیم تقلب شده ، شما چرا بهتون بر خورد ؟؟؟ مگه مملکت مال شماست فقط ؟؟؟ در حکومت حضرت علی حتی یک یهودی هم حق داشت در مورد حق و مطالباتش سخن بگه ، اگه شما واقعا تقلب نکردید پس چرا از همون روز اول هول برتون داشت ؟؟؟ چرا حتی حاضر نشدید جواب شورای نگهبان بیاد ( که دست اونم تو این قضیه تقلب هست !! ) بعد آقای دکتر ( اونم البته الکیه !! ) جشن بگیره و ملت رو خس و خاشاک بنامه !!!
حالا می گی چطور ممکنه تقلب بشه ؟؟؟ خوب این خیلی واضحه عزیزم ، وقتی وزیر کشور سرمایه دار 100 میلیارد تومانی هست و سخنگوی وزارت کشور هم درست بعد انتخابات میشه وزیر !!! برو تا ته شو بخون !!! در ضمن شما می تونی با یک آمار گیری ساده به صحت تقلب پی ببری : اگر توجه کرده باشی در دور اول انتخابات دکتر ( البته الکیه !! ) اختلاف رای ایشون با آقای رفسنجانی یک ملیون هم نبود که به دور دوم کشیده شد !! یعنی چی ؟؟؟ یعنی اینکه احمدی نژاد حدود 5-6 ملیون آورد و آقای رفسنجانی 4-5 ملیون .. خوب .. اینجا رو داشته باش فعلا … دوما آقای خاتمی و حزب اصلاحات در مجموع دو دوره ایشون بیش از 24 ملیون رای آورد … خوب با یک سر انگشتی راحت می شه فهمید که آقای مهندس میر حسین موسوی ( درود بر تو ای یار واقعی امام (ره)) با توجه به حمایت آقای خاتمی و رفسنجانی از ایشون بدون شک برنده انتخابات می بایست می بودند .. اگر درک اش برات سخته دوباره این مطلب رو بخون عزیزم !!!
دلیل دیگه ای که کاملا معلوم می کنه تقلب شده اینه که این جریان متقلب و دیکتاتور ( که البته اینها بعدا دستشون رو خواهد شد ، کمی تامل بفرمایید !!) میزان رای دکتر ( الکیه ها !!! ) رو دقیقا یا چند هزار نفر بیشتر از رای دو دوره آقای خاتمی اعلام کردند !! چرا ؟؟؟؟ تاحالا فکر کردی ؟؟؟ خوب معلومه !! می خواستن اینجوری به مردم القا کنند که آقای خاتمی و اصلاحات و غیره دیگه طرفداری ندارند !!! تو باور می کنی عزیزم ؟؟؟ یه رفراندوم همه چیه معلوم می کنه عزیزم !!!
در مورد نظر رهبری هم که فرمودید !! اجازه بدید چیزی نگم !! می ترسم بگن منافق و خوارج و امریکایی و اسراییلی و اینها هستم !!!! بالاخره ایشون حضرت علی ( ع ) نیست که !!!
در مورد حذف یارانه ها و اینها هم دلیل اش رو خودت به صورت تجربی تا چند ماه دیگه متوجه خواهی شد !!! دیگه من توضیح نمی دم !! فقط امیدوارم پول یارانه هاتو الکی خرج نکرده باشی عزیزم !!
در مورد انرژی هسته ای هم که این همه ادعا می کردین بهتر از دولت خاتمی عمل کردین چی شد ؟؟؟؟ چیکار کردین ؟؟؟ جز اینکه آبروی ایران رو بردید تا جایی که هر روز باید مثل صدام واسه جنگ تهدید بشیم ؟؟؟؟ عزیزم اینرو تو گشت فرو کن : زبان نرم مار رو از تو لونش بیرون میاره !!! و دیگه اینکه ” نترس از آنکه های و هوی دارد ، بترس از آنکه سر به زیر دارد ” این همه های و هوی دکتر ( بابا الکیه به خدا !! ) چی شد ؟؟؟؟
و در آخر هم یه نصیحت دارم برات :
یکم چشم هاتو باز کن ، به هر کسی که نظر مخالف تو داد نگو منافق !! نگو کافر !!! هر دختری رو دیدی موهاش بیرونه !! حجاب نداره !! نگو بهش بدکاره !! نگو بهش کافر !!! شاید همون دختر واسه یه کاره کوچیکی که کرده باشه از تو نزد خداوند تقرب بیشتری داشته باشه که شاعر می فرماید : کس نداند در این بحر عمیق ، سنگ ریزه قرب دارد یا عقیق !!!
و در آخر یه کلام :
الهم عجل لولیک الفرج
یا علی
درود بر سید زهرا ، میر حسین موسوی
يا حسين مييييييييييير حسين!
از خون جوانان وطن لاله دميده …
به اميد پيروزي …
اصفهان 3 انقلاب
سلام بر پیامبر رحمت،سلام بر راستی و عدالت،سلام بر گذشت و شهامت،سلام بر میر حسین و کروبی این همراهان با کفایت.
جوانان سبز ایران زمین امروز خبری خوش برایتان دارم
به اطلاع شما عزیزان برسانم که جمعی از رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس طرح تشکیل بسیج سبز را در دست دارند.
اولا امیدوارم حکومت سر عقل بیاید و روز 25 بهمن دست به خشونت نزند و رای مردم را پس دهد و تن به اصلاح خویش دهد که این نهایت آرزوی هر مسلمان و هر ایرانی وطن پرست است.
اما چنانچه حماقت کند و درنده خویی خود را باز به رخ ملت ایران بکشد آنگاه هسته اولیه ی بسیج سبز اعلام موجودیت خواهد کرد.
ما رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس با مطالعاتی که طی این مدت پس از انتخابات در سطح کشور انجام داده ایم پیش بینی می کنیم که هسته اولیه ی بسیج سبز را بتوانیم با 10000 رزمنده و جانباز کارآزموده و رزم دیده تشکیل دهیم و آنگاه در سطح کشور اقدام به عضو گیری خواهیم نمود.
1- ما اهل خشونت نیستیم و به مبارزات بدون خشونت اعتقاد راسخ داریم ،اما در مقابل خشونت اوباش مواجب بگیر نیز فرار نخواهیم کرد . چون در قاموس ما فرار و عقب نشینی بی معناست.
2- ما ایران را از آن همه ی ایرانیان می دانیم و در بسیج سبز هیچ قوم و زبان و فرهنگ و عقیده ای بر دیگری برتری ندارد . تنها شرط عضویت در این بسیج سبز ملی ،داشتن اعتقاد به ضرورت آزادی ایران از شر دروغ و خرافات است.
3- ما بر این باوریم که سرنوشت کشور را در فردای آزادی تنها و تنها ملت ایران از هر قوم و نژاد و زبان و عقیده ای باید تعیین نماید.
4- ما به هیچ قدرت خارجی اجازه ی دخالت در سرنوشتمان را نخواهیم داد چون ملت ایران و فرهنگ ایرانی سلطه ی بیگانه را ننگ می داند.
5- ما بی صبرانه منتظر بازگشت هموطنان تبعیدی خود در اقصی نقاط جهان خواهیم بود.
6- ما هرگز اهل انتقام نیستیم و در فردای پیروزی با افتخار و با صدای بلند به همه جهانیان خواهیم گفت که اگر جهان تا امروز تنها یک ماندلا داشت ،امروز ما یک ملت ماندلا داریم و ما زندانبانان اوین و کهریزک را نه تنها اعدام نخواهیم کرد بلکه اوین و کهریزک را به موزه هایی تبدیل خواهیم کرد که راهنما های این موزه ها همان زندانبانان و شکنجه گران خواهند بود تا برای ملت و جهانیان توضیح دهند که در این زندانهای قرون وسطایی با زن و مرد و پیر و جوان این کشور به نام دین چها که نکرده اند.
7- بسیج سبز تردید ندارد که قادر خواهد بود بخش اعظم سپاه و بسیج و ارتش و نیروی انتظامی موجود را به خود جذب کند چون از خون دلی که این عزیزان همرزم از تهمتکده و دروغگاه امویان معاصر می خورند بخوبی آگاهیم.
8- ما به همراهان بزرگ جنبش سبز آقایان موسوی ،کروبی، خاتمی ، رفسنجانی و …. احترام می گذاریم لیکن حتی در صورت عقب نشینی آنان نیز ما از احقاق حقوق ملت عقب نخواهیم نشست. مگر رهبر جوانان 6 آوریل مصر اخوان المسلمین یا الوفد یا محمد البرادعی بودند که موفق به راه اندازی این جنبش عظیم ملی شدند.؟ هر چند آرزوی ما این است که در کنار این همراهان با وفای جنبش سبز عزیزان کروبی و موسوی و … به پیروزی برسیم.
9- به حکومتگران هشدار می دهیم که مبادا باز بر روی فرزندان ما سلاح بکشید که دیگر کاسه ی صبرمان لبریز شده است و من بعد با ما از جان گذشتگان طرف خواهید بود مگر ما کشور را از چنگال صدام و آمریکا و روسیه نجات داده ایم که امروزه در دست عده ای کلاش و دروغگوی بی تقوا اداره شود.؟ معلوم است که نمی پذیریم این وضع موجود را.
10 – اما سخن آخر با عزیزان سپاهی و بسیجی راستین ، ای همرزمان و غرور آفرینان کربلای ایران ،وقت بسیار تنگ است من تردید ندارم که اگر امروز بر تردید خود فائق نیایید و در کنار ما به ملت نپیوندید حتما فردا از توابینی خواهید بود که به دست همین دژخیمان به شهادت خواهید رسید . اگر سپاه توابینی که این روز ها در سریال ارزشمند مختارنامه می بینید روز عاشورا بر تردید خود فائق می آمد و در کنار مولایمان حسین (ع) قرار می گرفت و از حکومت تا دندان مسلح اموی تبری می جستند بی شک نه سر حسین بالای نیزه می رفت نه بی بی زینب را کوچه به کوچه و شهر به شهر به اسیری می بردند و نه بر گلوی اصغر 6 ماهه تیر حرمله کارگر می افتاد. البته من تردید ندارم که که شما در پیوستن به ملت یک جو تردید نخواهید داشت. چون جای ابهامی باقی نمانده است مگر اینکه فرض کنیم حضرت امام (ره) کشور را با عده ای فتنه گر و جاسوس اداره می نموده است . و یادمان نرود که امام در میان سلیقه ی آقای خامنه ای و مهندس موسوی برای اداره ی کشور سلیقه ی موسوی را برگذید.
یا حسین میر حسین
با سلام،
خدمت جناب آقای موسوی، نخست وزیر زمان امام (ره) و جناب آقای کروبی (که دو دوره متوالی در انتخابات شرکت کرد و در هر دو دوره توهم مضحک تقلب ایشان را در برگرفت !! )
1- خدمت شما دو بزرگوار عارضم که؛ امامی که از آن دم می زنید را معرفی کنید تا ببینیم کیست. امامی که ما میشناسیم فرموده است :
” پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد “.
” تو غلط می کنی که قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد “.
و . . . . .
2- درست است تخلفاتی در انتخابات وجود داشته ولی تقلب نشده است آن هم ۱۱ میلیون(!!). کمی فکر کنید که ۱۱ میلیون رای باید از چند صندوق رای بیرون بیاید. بعد تعداد صندوق ها را در تعداد مسئولین حاضر بر صندوق ها ضرب کنید و ببیند چه عدد بزرگی می شود. بعد فکر کنید، در کشوری که، اگر کسی، در گوشه ای خلوت، انگشتش را تو دماغش کنه، فردا همه میفهمن، چرا تا حالا هیچ خبری از این افراد متخلف اعلام نکرده اید ؟
3- – جناب موسوی، چرا در نامه اعتراضی خود خطاب به رهبری، اشاره ای به شماره ی صندوق هایی که در آن تقلب شده بود نکردید ؟ آیا جز این بود که اساسا چنین صندوق هایی وجود نداشت !
4- آقای موسوی چرا قبل و بعد از انتخابات، موضع خود را نسبت به ملی-مذهبی ها، نهضت آزادی ها، سازمان مجاهدین انقلابی ها، تندروهای افراطی جریان اصلاحات که نظریه عبور از خاتمی را مطرح کردند، آمریکا و اسرائیل و … که علنا با ذکر نام از شما حمایت کردند؛ مشخص نکردید ؟ حتی همین آقای کروبی که امروز در کنار شماست، نیز در مناظره با شما در قبل انتخابات، از شما پرسید که چرا تکلیفتان را با اطرافیانتان مشخص نمی کنید (نقل به مضمون) .
5- جناب میرحسین، چرا بعد از نماز جمعه رهبری، راه قانونی در پیش نگرفتید و لشکر کشی خیابانی کردید ؟ چرا عامل ریخته شدن خون مردم بیگناه شدید ؟
6- آقای موسوی، مگر خود شما نبودید که در دوران نخست وزیری، اگر کسی از شما یک انتقاد ساده می کرد، آسمان و زمین را به هم میدوختید ؟ و به سرعت به طرف مقابل، اتهام ضد امام و ضد انقلاب می زدید ؟ حال روشنفکر شده اید ؟!! و انتظار دارید حکومت شما و اطرافیانتان را که ماهها کشور را به آشوب کشاندید فقط معترض بداند ؟
7- و صدها سوال دیگر که تا شما به این سوالات پاسخ ندهید (که البته نمی توانید پاسخ دهید) راهی برای بازگشت ندارید.
8- آقایان موسوی و کروبی، از توهم بیرون بیایید، چشمان خود را باز کنید، 9 دی را ببینید، 22 بهمن را ببینید، 22 بهمن 89 را که چند روز بعد دیدید، ادعای حکومتی بودن و کیک و ساندیس و … نکنید، وقتی در 25 بهمن جز اندکی قلیل به خیابان نیامدند آن را نشان از ترس و رعب و … ندانید، بدانید که اکثریت مردم شما را نمی خواهند، برگردید به راه امام، برگردید به خط رهبری، برگردید و به توده های عظیم ملت بپیوندید، توبه کنید شاید خداوند متعال از حق خود بر شما بگذرد.
والسلام علی من اتبع الهدی
زنده باد اسلام. زنده باد قرآن. زنده باد آزادی.
مرگ بر تهجر، مرگ بر دیکتاتور،
گر هزار بار بپرسند که چه خواهی
گویم راه رسیدن به رهایی
دوستي كه مطلع از تغلب انتخاباتي نيست:::در يك شهر كوچك سربرگهاي آراي اخذ شده كه تطبيق با اداره ثبت شد 37% اين اشخاص وجود خارجي نداشتند بيشتر حرف هاي شما بخاطر بي اطلاعي شماست زيرا شما فقط به اخبار يك سويه گوش ميدهيد و چون فرض صحت هميشه بر آن گفته ها داريد به اين گرفتاري مي افتيد كه 2×2 را 5 ميپنداريد!!!!!!!!!!!
فریاد آزادی مردم ایران 25 بهمن از امام حسین تا آزادی
مدیریت محترم کلمه
تشکر که نظر من رو ثبت نمی کنید.
لاقل بگید اشکال پوستر چی بود؟
این یه لینکه!!!
پوستر 25 بهمن : http://www.flickr.com/photos/59298308@N04/5428876722/
و این دین از ما خواسته است که به افراد ستمکار متمایل نشویم که در این صورت از کمک خداوند محروم خواهیم شد: «و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون»، و به کسانی که ستم کردهاند میل نکنید که آتش شما را لمس خواهد کرد، و شما را سرپرستی جز خداوند نیست، سپس دیگر به شما یاری نخواهد شد
خيلي زيبا بود
اين رو تاريخ ثابت کرده که “خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نميدهد مگر آنکه آن قوم خود بخواهد و برخيزد”. جاويدان مهر وطن
قطره بارانم
من یکی هستم ولی یک از هزارانم
در پی پیوستن به جمع یارانم
قطره بارانم
فکر همراهی با سیل خروشانم
فکر تشنگی گلها در گلستانم
قطره بارانم
میتوانم چشمه های خشک را از نو بجوشانم
میتوانم سرزمین خشک را از نو برویانم
از گل بپوشانم
از نو برویانم
کوچکم اما دست دریا را همیشه پشت سر دارم
من به صبح روشن فردا امیدوارم
عاشق هر ذره ای از خاک ایرانم
خدا قبول كنه ما هم هستيم فقط انشاالله به بيراهه نرويم و فقط دوستان از حضور آرام ما بدانند نظر ديگران هم مهم است
من صدای پای انقلاب خمینی را شنیدم .درود بر میر حسین موسوی ای کاش امام زنده بود…
بنظر من آقایان کروبی و موسوی لازم هستند ولی کافی نیستند . از اینکه افکارشان تغییر کرده و از اقتدارگرایان نسینتد. خوبه ولی کافی نیست . بنظرمن عمر حکومت دینی تمام شده و باید یک حکومت غیر دینی و دموکراتیک درست بشه . البته ممکن سخت باشه و زمان بر ، ولی باید با کمک مردم ، کروبی و موسوی و…. از اصلاحات اساسی ارکان حکومت ، به اون حکومت دلخواه ( مد نظر من حکومت دمکراتیک با تکیه بر احزاب سیاسی مختلف و گروه های مدنی متنوع و با احترام به رای و نظر همه ) رسید. به امید آن روز
آقایون مگه نمیگین همه طرفدار شمان و اینایی که امدن تو خیابون به اندازه ی یه صندوق رای بودن.خب شما ۲۲ بهمن یه حماسه ی ساندیس دیگه را بندازین ما هم میایم ۲۵ بهمن خودمون ضایع میکنیم به خاطر تعداد کممون. ولی خب خودتون خوب میدونین چه قدر مخالف دارین که جرات مجوز دادن ندارین آقایون اقتدارگراVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVV
یاحسین میرحسین
زنده باد جنبش سبز
25 بهمن؛یک یا حسین دیگر؛
درود بر همراهان سبز
در جواب سرباز وطن
راستی : “راستی فکر نمی کنید که خیلی ریسک بزرگی می کنید؟ اگه بعد از مرگ که تنهای تنها هستید، بفهمید که واقعیت چیه، چیکار میکنید؟ آیا می تونید اقدام اصلاحی انجام بدید؟ یک کمی فکر کن تا فریب نخورده باشی “
برید دنبال بازیتون
با سلام بر میر حسین و کروبی و همه ی دوستداران و یاران جنبش سبز
به حق که مفاد این بیانیه درست و منطبق بر واقعیات است.
تازه به دوران رسیده های امروزی بطور حریصانه طمع به همه ابزار و مناسبات قدرت زور گویی کرده اند و به انواع مختلف منیت خود را به رخ ملت می کشند.
یارب این نو دولتان را بر خر خودشان نشان.
عظمت جنبش سبز را به اقتدارگرايان نشان خواهيم داد. يا حسين
چقدر اين جمله اين دو عزيز زيباست “گفتمانی که می داند حفظ نظام یعنی حفظ ارزش هایی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت”. وعده ما 25 بهمن
در میان بیانیه هایی که تا کنون صادر شده، این بیانیه از همه بهتر، واضح و روشن تر است. ده سال اول انقلاب را طلایی نمی بیند و اکنون را هم به صراحت روشن می سازد. اما دو ایراد اساسی به آن دارم :
1- در جایی به وحدت اسلامی بین مکاتب اسلامی اشاره شده است. این با اصل تکثر آرا و عقاید کاملا مغایر است. اصولا چه اجباری به ایجاد چنین وحدتهایی است. این تکثر زایده زندگی و تفکر بشر است که در طول صدها سال شکل گرفته و ادامه هم خواهد داشت. آنچه مهم است تقابل مسالمت آمیز بین آنها است تا از میان آن گوهری تازه برای نو جویان حاصل شود. علاوه بر این سایر مذاهب هم باید به رسمیت شناخته شوند.
2- این دو کلمه ” خودی” و ” ناخودی” از ابتدا آفت جمهوری اسلامی بوده اند و هنوز هم آثار و رسوبات آن در این دو بزرگوار دیده می شود. نه ناخودی کردن خودی ها فضیلت است و نه خودی کردن ناخودی ها. اصلا این دو کلمه باید از ادبیات سیاسی ایران حذف شود. در هر دو نوعی استبداد به رای و حق پنداری خود وجود دارد. ما به از خود گذشتن نیاز داریم و نه مال خود کردن دیگران. دیگران را خودشان بنامیم، از هر قوم و زبان و مسلکی که هستند، و به حقوقشان احترام بگذاریم. تنوع اصل خدشه ناپذیر خلقت خداوند است و خداوند تنها خودش را واحد می خواند و تازه آن را هم از روی اکراه و اجبار نمی خواهد.
درود وامید پیروزی
ظاهرا دوستان هنوز نفهميده اند كه سلامت و زنده بودن خود را مديون رافت اسلامي اند.
وگرنه ملت ايران مانند مالك اشتر بارها تا پشت خيمه دشمن رفته اند اما امر و فرمان امير انها را باز داشته است.
چه باك ؛ ترس از كشته شدن و نفله شدن نيز خود عذابي است الهي.
بنام خدای مهربان که میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی را آفرید و آنان را برای دفاع از حق ملت مظلوم ایران و جنگ با حکومت… ایست فرستاد. به امید پیروزی حق علیه باطل و پیروزی موج سبز و نابودی حکومت دیکتاتور و به امید روزی که عدالت در تمام جهان فراگیر شود.
مناديان آزاي بيان را عشق است.
وعده ما 25 بهمن در برابر ظالمين براي رسيدن به فضايي كه بتوان در آن در مسير دموكراسي قدم زد.درود بر موسوي و مهدي كروبي
به امید پیروزی
vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv
به اراده ي خداوند در 25 بهمن ماه ماه پيروزي خون بر شمشير مردم ايران با شجاعت و بدون ترس و وحشت پشت سر رهبرشان مير حسين موسوي پا به ميدان گذاشته و عليه بيدادگران و ستمكاران بار ديگر قيام ميكنند وعده ي وا 25 بهمن ماه از ميدان امام حسين(ع) تاآزادي
ای سرز مین ایران ای مرز عشق ایمان با من بخوان دوباره از همت دلیران وعده ماه 25 بهمن ساعت 3 میدان آزادی
من در مورد آقای موسوی و کروبی به این نتیجه رسیدم:
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
به امید پیروزی ملت ایران
rahe hagh tardido bargasht nadarad.
dorud be haghpoyan vaghe’ee.
يک يا علي تا پيروزي
“گفتمانی که به تعداد معتقدانش رهبر دارد. گفتمانی که می داند حفظ نظام یعنی حفظ ارزش هایی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت”
دم میرحسین گرم هم چنین کروبی عزیز . ادبیات و محتوا رو دارید ؟ آدم لذت میبره
خدا رو شکر به خاطر خلقت این دوتا