سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بیانیه میر‌حسین موسوی و مهدی کروبی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی...
» شرایط سیاسی کشور چیزی از بازتولید مناسبات شاهنشاهی کم ندارد

بیانیه میر‌حسین موسوی و مهدی کروبی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

چکیده :امروز حاكمیت در ورای ایجاد این نگرانی كه اگر او نباشد دین از بین می‌رود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی می‌كند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم كند، حال آن كه در واقعیت، آن چیزی كه بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمكارانه و ضددینی خود حاكمیت است. پایه‌های همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحكم بودن پایه‌های فطری آن است، تا جایی كه حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین...


میرحسین موسوی و مهدی کروبی، در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با صدور بیانیه مشترکی، ضمن توصیف انقلاب مردم ایران در سال 57 به عنوان «جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم به دست خودشان»، به بررسی گفتمان حاکم بر ساختار قبل از انقلاب و مقایسه آن با گفتمان نو انقلاب اسلامی پرداخته  و سپس این مقایسه را به گفتمان جنبش سبز پیوند داده اند.

به گزارش کلمه، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بیانیه ی خود ویژگی های گفتمان رژیم پهلوی را «بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان، در بند کردن آزادی خوهان، اعمال سانسور بر مطبوعات، مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان» ذکر کرده اند.

موسوی و کروبی در این بیانیه از گفتمان نوینی سخن به میان آورده اند که از فردای کودتای 28 مرداد متولد شد و بارزترین و غیرقابل‌انكارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود. مناسباتی که به گفته ی این دو همراه جنبش سبز دوباره بازتولید شده است، اما این بار به نام دین رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی كشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حكومت چیزی كم ندارد.

آنها انتخابات  ۸۸  را جلوه ای از احساس مسئولیت همگانی و ظهور گفتمان تازه ای در مقابل این خطرات دانسته و گفته اند که هیچ چیز نمی تواند مانع رشد این گفتمان شود، گفتمانی  که فساد را تحمل نمی کند، خودی را ناخودی نمی کند، خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. عزت کارگر و کار آفرین را می خواهد نه ذلت آنها را، اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی درصد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد.

موسوی و کروبی همچنین در تشریح تحولات دوسال گذشته، از آن دسته از افراد ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی یاد کرده اند که نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند و اطمینان داده اند که «در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.»

به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه مشترک به شرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم

* و العصر * ان الانسان لفی خسر * الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران هستیم، انقلابی که جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم ما به دست خودشان بود و برای یکایک ما ایرانیان، شناخت و بازشناخت این حادثه بزرگ و مهم تاریخی، اهمیت بسیار دارد. شاید از آن رو که شناخت هویت تاریخی هر ملت، در تعیین راه آیندة آن مؤثر است، شاید از آن رو که این روزها از خود می پرسند که راه طی شده تا چه اندازه صحیح بوده، و شاید هم از آن رو که بیش از هر زمان دیگر، شاهد تلاش برای تحریف این تاریخ هستیم.

آنچه در آن روزها شاهد بودیم، نه یک جابجایی قدرت سیاسی صرف، که ورود یک گفتمان نو و خروج یک گفتمان کهنه بود: گفتمان کهنه ای که می انگاشت که با بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، با کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان این مرز و بوم، با در بند کردن فوج فوج آزادیخوهان، با اعمال سانسور بر مطبوعات، با سرازیر کردن درآمد نفتی سرشار به جیب منفعت جویان شریک در قدرت، با تا دندان مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، با به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، با توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، با هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان، با نماد فره ایزدی انگاشتن قدرت فاقد اقتدار ناشی از رضایت مردم، ماندنی است.

اما گفتمان نوین پس از کودتای شوم 28 مرداد از همان فردای سال 41 متولد شد ،بازنگری به کارنامه گذشته و به دنبال آن، جستجو برای یافتن راه رهایی از استبدادی که با پشتوانه استعمار بر کشور یکه تازی می کرد، آغاز شد. در کنار آنانی که از هر گونه تغییر مأیوس و نا امید بودند، در کنار آنانی که مصلحت اندیشی را به گونه ای تفسیر کردند که عافیت طلبی شخصی آنان را توجیه کند، در کنار آنانی که رعب پوشالی حکومت کودتا هر گونه حرکت را از آنان سلب کرده بود، چه بسیار کسانی هم بودند که دست از تلاش برنداشتند، چرا که باور داشتند زندگی کردن، صرفا به معنای زنده ماندن نیست. می دانستند که ملت های دیگر برای رسیدن به آزادی، عدالت ، استقلال و پبشرفت، راهی بس دراز پیموده اند و تلاش برای دستیابی به جامعه ای که از چنین نعمت هایی برخوردار باشد، خود، عین زندگی است. چنین بود که هنگامی که خواسته های خود را در گفتار رهبری استوار چون امام خمینی (ره) یافتند که در این راه مصمم گام نهاده بود، با او همراه شدند و بساط ظلم و جور را برچیدند. با تجربه ای که از گذشته به دست آمده بود، از همان فردای پیروزی، دغدغه حراست و مراقبت از این دستاورد بزرگ در دل زن و مرد و پیر و جوان به جنبش درآمد تا مبادا کودتایی دیگر، تجاوز نظامی، و مهم تر از همه، انحراف از آرمان های انقلاب اسلامی، این نهال تازه رسته را در هم شکند.

درس هایی که از آن واقعه و سالیان پس از آن فراگرفته شد، موجب شد که مردم ما بارها عزم خود را برای جلوگیری از انحراف از راهی که می توانست آنها را به سرمنزل مقصود برساند به نمایش بگذارند. مشارکت گسترده در دفاع از میهن در مقابل دشمن متجاوز، تلاش های ستایش برانگیز در رونق اقتصاد ملی، کوشش برای انجام اصلاحات گسترده در عرصه های گوناگون و حضور آگاهانه در عرصة انتخابات، تبلور این احساس مسئولیت ملی است که مردم ما را اینگونه در صف مقدم تحولات فکری و اجتماعی چند دهة اخیر منطقه قرار داده است.

گفتمان نو باید با دیده بانی مستمر، خود را با نیازهای نو سازگار می کرد و نوشوندگی خود را پاس می داشت که بارزترین و غیرقابل‌انكارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود.یادمان هست که بزرگترین دغدغه خبرگان قانون اساسی جستن راه هایی بود که جلوی ظهور استبداد و خود رایی و دیکتاتوری را به هر شکل و شمایل بگیرد و قانون اساسی در شرایطی نوشته شد که بیرون از مجلس خبرگان، مردم در خیابانها شعار میدادند «برابری، برادری، حکومت عدل علی».

دركتاب« پیكار صفین، نصرابن مزاحم» که شاید قدیمی‌ترین كتاب روایی– تاریخی در مورد جنگ صفین باشد، آمده است که بعد از استقرارحضرت امیر (ع) در کوفه، ایشان مسافرتی به مناطق فارس نشین و ایرانی در نزدیکی کوفه می کنند و در یک آبادی از مردم در مورد شاهان ایرانی سوال می کنند. بزرگ روستا می‌گوید:« در سنت شاهان ایرانی چیزهایی بود به نفع رعیت و چیزهایی بود به نفع پادشاه، تا این كه خسروپرویز آمد و هرچه به نفع رعیت بود منسوخ كرد و هرچه به نفع پادشاه بود نگاه داشت و این موجب اضمحلال پادشاهی آنان شد.»

این روایت، دقیقا فضای روحی و سیاسی کشور در دهه اول انقلاب فارغ از ضعف ها و خودسری هایی که دامنگیر هر انقلابی در آغاز آن می شد را تشکیل می داد: مردمی که انقلاب کردند قصدشان این بود که آن مناسبات رابا الگو گرفتن از حکومت عدل علی از بین ببرند.

آیا دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمان‌های انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاكمان بوده است به صورت اغراق‌آمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی كشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حكومت چیزی كم ندارد.

آری انتخابات سال 88 جلوه ای از این احساس مسئولیت همگانی در مقابل خطرات بود. مردمی که احساس خطر می کردند، مردمی که از مدیریت ناتوان دستگاه اداره کشور ناامید شده بودند، مردمی که از دروغ به تنگ آمده بودند، مردمی که احساس می کردند برای پیشرفت کشور به دگرگونی های فراگیرتر و بنیادی تر نیازمندند، به میدان آمدند و چه بسیار کسانی که سال ها بود در انتخابات شرکت نمی کردند و این بار قفل سکوت خود را شکستند و چه بسیار کسانی که پا را از رقابت های سیاسی رایج فراتر نهادند و برای ایجاد تحولی بزرگ همنوا گشتند.

دریغا که آنچه بر سر نتایج انتخابات آمد و آنچه در پی شبه کودتای اقتدارگرایان رخ داد، حق اساسی تعیین سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کرد. اما دستگیری معترضان، ضرب و شتم آنان در خیابان ها، کشته شدن عده زیادی از جوانان و زنان و مردان در خیابان ها و بازداشتگاه ها، فجایع کوی دانشگاه و کهریزک،حمله به بیوت و دفاتر مراجع تقلید، به راه انداختن تجمعات اتوبوسی و نمایشی، هجمه تبلیغاتی یک سویه مملو از دروغ و افترا، سرکوب کارگران و معلمان و جنبش زنان و دانشجویان و استادان، راه اندازی کارناوال های شرم آور و مانورهای امنیتی با هدف ایجاد رعب، تلاش مستمر برای انحراف افکار عمومی به سمت مسائل فرعی و انحرافی، برخورد غیراخلاقی با خانواده های شهدا و زندانیان، واعلام مرگ جنبش سبز در مناسبت های متوالی، هیچ یک نتوانسته است اقتدارگرایان را از چالش بزرگ حاصل از بی اعتمادی مردم به دولت نجات دهد، همچنان که نتوانسته خواسته های برحق مردم برای برخورداری از حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی را به دست فراموشی بسپارد.

در طول این ماه ها، تحولات مهمی رخ داده است که توجه هر ناظر آگاهی را جلب می کند. بسیاری از کسانی که در ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی شاغل بودند نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند . برخی از روی تقیه ویا اطلاعات ناکافی و برخی از افراد ساده که بر اثر تبلیغات دولتی گمان می کردند که معترضان، ایمان دینی شان را نشانه رفته اند به تدریج متوجه شدند که چنین نیست. بسیاری از کسانی که فکر می کردند جنبش اعتزاضی مردم از توطئه های قدرت های سلطه جوی بیگانه یا خشونت ورزانی که در بحبوحه جنگ به دامان دشمن پناه آورده و به خدمتش کمر بسته بودند سرچشمه می گیرد، فهمیدند که این ترفندی برای بدنام ساختن منتقدان و موجه ساختن اعمال غیرانسانی اقتدارگرایان بیش نیست.

وما دور نمی بینیم آنانی که بصورت واقعاً اصولی دغدغة منافع ملی و ارزشهای اسلامی را دارند در کنار همه ملت (یا به تعبیر مستبدین «خس و خاشاک») قرار گیرند و صف خود را از زیاده خواهان ودست اندازان به حقوق و بیت المال ملت جدا سازند. ما بویژه اعتقاد داریم که در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.

در طول سال های اخیر و بویژه دو سال گذشته، گفتمانی نو متولد شده و هیچ چیز نمی تواند مانع رشد آن شود. گفتمانی که فساد را تحمل نمیکند و با وعدۀ آوردن نفت بر سر سفره مردم، یکشبه قیمت نان وسوخت و برق و گاز را چند برابر نمی سازد. گفتمانی که به حفظ نیروی کار کشور ایمان دارد و منابع و تولیدملی را با تحویل بازار ملی به واردات خارجی ویران نمی سازد .گفتمانی که عزت کارگر و کار آفرین را میخواهد نه ذلت آنها را. گفتمانی که اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی در صد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد. (به راستی شمایانی که هر روز و ساعت سنگ اسلام و معنویت را بر سینه میزنید، چند زن را میتوانید نشان دهید که در صدر اسلام اعدام شده باشند؟!) گفتمانی که از رأی مردم نمی ترسد واز رجوع به قانون اساسی نمی هراسد. گفتمانی که نه در شعار وهیئت ماکیاولیستی بلکه در عمل بدنبال وحدت اسلامی ونزدیکی مذاهب اسلامی به یکدیگر است و میلیونها شهروند ایرانی را تحت عنوان سنی و درویش و اهل حق و نام های دیگر ازخودنمی راند.

آری امروز گفتمانی تازه متولد شده است. گفتمانی که شهدای آن، پیشقراولان و دربندشدگانش پرچم داران آن هستند. گفتمانی که خشونت را طرد می کند و راه تغییر را از طرق مسالمت آمیز جستجو می کند. گفتمانی که پاسخ دروغ و نهمت و ناسزا را با راستی و حقیقت و ادب می دهد. گفتمانی که چشم امیدی به بازی های پنهانی قدرت های جهانی ندارد و راه حل شفاف ملی را تنها راه تحول به سوی اصلاح امور می داند. گفتمانی که خودی را ناخودی نمی کند بلکه سعی در خودی کردن ناخودی ها دارد. گفتمانی که چندصدایی را به رسمیت می شناسد و اتحاد ملی را نه در سکوت گورستانی که در تمسک به عقلانیت جمعی می جوید. گفتمانی که مردم را نسبت به آنچه در کشور می گذرد نامحرم نمی شناسد و گسترش آگاهی ها به میان همة اقشار و گوشه کنار این مرز بوم را وجه همت خویش قرار داده است. گفتمانی که با گسترش و تقویت شبکه های اجتماعی، افراد را گرد هم می آورد و فضای مدنی را توسعه می دهد. گفتمانی که سرمشق بسیاری از حرکت های آزادیخواهانة دیگر شده است. گفتمانی که خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. گفتمانی که عدالت را نه در اقتصاد صدقه ای، بلکه در ایجاد فرصت های برابر و توانمندسازی محرومان می داند. گفتمانی که بجای انتشار کینه و انتقامجویی در میان فقیر و غنی، روستایی و شهری، اقوام، ادیان و مذاهب، به نهادینه کردن مدارا و مفاهمه و گذشت می پردازد. گفتمانی که درصدد پایان دادن به اوباش سالاری و حاکمیت نهادینة شایسته سالاری است تا در پرتو آن، شکوفایی و رشد استعدادها در میان ایرانیان، زمینه ساز ارتقای این سرزمین به جایگاهی که شایستة آن است، شود.

گفتمانی که بدنبال یافتن منجیان قهرمان نیست بلکه می خواهد هر ایرانی در نجات کشورش سهیم باشد. گفتمانی که به تعداد معتقدانش رهبر دارد. گفتمانی که می داند حفظ نظام یعنی حفظ ارزش هایی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت. گفتمانی که چرخش قدرت و پاسخگویی به مردم و برابری همه در قبال قانون را ضامن سلامت و زمینه ساز پیشرفت می شمرد. گفتمانی که اسلامیت و جمهوریت نظام و حاکمیت مردم سالاری بر همه شئونات کشور را تنها راه سعادت مردم می داند.

گفتمانی که در آن، تصمیمات و مصلحت بینی های شخصی جای خود را به عقلانیت جمعی می دهد. گفتمانی که با ایمان به خدایی که تعالی انسان را می خواهد، حق خواهی، و با استعانت از کردار نیکو، صبر و استقامت، راه امید را می پیماید و به پایندگی حق و زوال باطل یقین دارد.

امروز حاكمیت در ورای ایجاد این نگرانی كه اگر او نباشد دین از بین می‌رود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی می‌كند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم كند، حال آن كه در واقعیت، آن چیزی كه بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمكارانه و ضددینی خود حاكمیت است. پایه‌های همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحكم بودن پایه‌های فطری آن است، تا جایی كه حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین ببرد.

و این دین از ما خواسته است كه به افراد ستمكار متمایل نشویم كه در این صورت از كمك خداوند محروم خواهیم شد: «و لا تركنوا الی الذین ظلموا فتمسكم النار و ما لكم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون»، و به كسانی كه ستم كرده‌اند میل نكنید كه آتش شما را لمس خواهد كرد، و شما را سرپرستی جز خداوند نیست، سپس دیگر به شما یاری نخواهد شد.

در آستانه سی و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان دو همراه کوچک به شما حاملان بی شمار گفتمان جدید درود م یفرستیم و از خداوند متعال میخواهیم همه ما را از یاران مظلومان و دشمنان ظالمان قرار دهد.
وما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم

مهدی کروبی           میر حسین موسوی


387 پاسخ به “بیانیه میر‌حسین موسوی و مهدی کروبی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی”

  1. ناشناس گفت:

    درود بر میرحسین

  2. خس و خاشاک گفت:

    خس و خاشاک – میکروب – گوساله و بزغاله
    توهین هایی که این چند ماه اخیر از سوی بعضی از حاکمان به مرد م شد در هیچ برهه ای از تاریخ این کشور سابقه نداشته است . درود بر میر حسین و مهدی کروبی که در برابر این سخنان زشت ایستاده اند . آیا یک انسان دینی بخود اجازه میدهد که اینگونه مخالفین خود را خطاب کند .

  3. محمد گفت:

    با نشانه سبز در 25 بهمن می آییم محکمتر ،استوارتر از قبل تا ببینیم آب زلال مردمند یا تو دیکتاتور.

  4. bahram گفت:

    از آقایان کروبی و موسوی خواهشمندیم کاملا” روشن و واضح مواضع خودشان را اعلام کنند.به نظر من این ملت شریف یکبار به قصد اصلاح انقلاب کرد ولی نتیجه کاملا” برعکس خواسته های آنها شد.اکنون ما خواستار این هستیم که واضح و روشن بدانیم مقصد آقایان چیست؟

  5. maryam گفت:

    be omide piroozi va behroozi hamrahane sabz… be raayam mibalam . ba sepas.

  6. وصال گفت:

    رب ادخلنی مدخل الصدق و اخرجنی مخرج الصدق و اجعلنی من لدنک سلطانا نصیرا … به امید پبروزی همراهان سبز.

  7. lمهدي گفت:

    اچه ازدل برايد لاحرم بر دل نشيندو ما النصر الا من عندااله العزيز الحکيم

  8. فضيل گفت:

    من الان كه دارم مطلب رو ميخونم در يكي از شهرهاي اطراف بوشهرم داره بارون مياد الهي به حق قطره اي زلال بارون اين جنبش رو به مرادخودش برسون و دست مستبدين رو از دامن نظام كوتاه بگردان (آمين)

  9. تبسم گفت:

    دوستان سبز متاسفانه من برای همراهی ایران نیستم البته حماسه 25 خرداد رو بودم … تو رو خدا مواظب خودتون باشید … خدا پشت و پناهتون…. براتون دعا میکنم… بسم ا… الرحمن الرحیم . الله لا اله الا هو الحی القیوم …

  10. ناشناس گفت:

    درود بر موسوی وکروبی الحق که شجاعید

  11. محسن گفت:

    درود به دليري و درايت اين دو مرد بزرگ!

  12. حسین گفت:

    درود بر مهندس میرحسین موسوی
    بسیار عالی بود

  13. 777777777 گفت:

    قرآن چه زیبا منافقان را توصیف می کند:
    “هنگامى که آنها را مى‏بینى، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتى فرو مى‏برد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا مى‏دهى؛ اما گویى چوبهاى خشکى هستند که به دیوار تکیه داده شده‏اند! هر فریادى از هر جا بلند شود بر ضد خود مى‏پندارند؛ آنها دشمنان واقعى تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف مى‏شوند؟! ”

    واقعا این صفات … رژیم است که آنها همه را دشمن می دانند و چهره هایشان مایه شگفتی است ولی سخنانشان دیگر بی خاصیت شده….
    25 بهمن من و تو ما می شویم7

  14. رفیع گفت:

    درود بر شما
    باشد تا کیک و ساندیس خوران عزیز عبرت بگیرند…

  15. ناشناس گفت:

    شما چطور؟؟؟؟؟؟؟؟

  16. ناشناس گفت:

    به امید آنکه حاکمیت صدای واقعی جامعه را بشنود وازحوادث کشورهای منطقه درس گیرد وجلوی هزینه های گریزناپذیراین انسداد ولجبازی واستبداد راتادیرنشده بگیرد

  17. ناشناس گفت:

    برای اکبر و آیه ای که نوشته!
    ظاهرا کسانی که هر فریادی می شنوند، بر ضد خود می پندارند، کسان دیگری هستند! یک مقدار فشار بیاری به مغزت متوجه می شی!
    خداوند منافقان واقعی را که با دو رویی و تظاهر خود خون ملت را به نام دین در شیشه کرده اند لعنت کند

  18. علیرضا گفت:

    جالبه که تا حالا هیچکدوم از تظاهرات سبزها خالی از آشوب و اوباش نبوده. یک کم چشمتون رو باز کنید. مخالفان خودتون رو هم ببینید. این همه مدعی هستید که دیگران به شما ظلم کردند یکبار هم خودتون رو در جایگاه متهم قرار بدید. شاید به نتایج “واقع بینانه تری” برسید.(هرچند می دونم یا سانسور میشه یا فایده نداره ولی نوشتم)

  19. کاوه آهنگر سبز گفت:

    گفتمانی که بدنبال یافتن منجیان قهرمان نیست بلکه می خواهد هر ایرانی در نجات کشورش سهیم باشد.

    یا حسین میرحسین V

  20. یک کارگر گفت:

    مرگ بر دیکتاتوری چه شتری چه موتوری

    درود بر کروبی دلاور
    یا حسین میر حسینl

  21. سبز فدایی وطن گفت:

    با این بیانیه حق مطلب رو ادا کردین و باز هم از سران مستبد مشروعیت زدایی کردین بهترین درودها بر شما عزیزان
    به امید پیروزی در روز 25 بهمن با حضور سبز همه سبزها به ویژه این دو عزیز
    یا حسین میر حسین

  22. یک کارگر گفت:

    یامهدی جان کجایی که این جماعت سبز بجای پول و قدرت ومنافع شخصی از منافع جمعی و آزادی و دمکراسی دفاع میکنند و دیکتاتور را تنها گذاشته اند

  23. فتنه گر سبز گفت:

    25بهمن پیروزیم

  24. ناشناس گفت:

    بابا مگه این حکومت نمیگه که مردم سالاری داریم و حرف مردم مهمه پس بزارن بیایم بیرون حرفمونو بزنیم دیگه. ۲۵ بهمن میخوایم بیایم حرف بزنیم. خیلی‌ آروم و بدون مزاحمت برای کسی‌. چی‌ میگن؟ میزنن؟ میکشن؟ مردم سالاری شون اینجوریه؟

  25. ناآشنا گفت:

    درود بر سبز های آزاده
    یا حسین میرحسین

  26. امید گفت:

    درود بر شما .سید وشیخ عزیز

  27. ناشناس گفت:

    ما با اين ايه انها را تطبيق ميدهيم
    الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا

    و پاسخ امثال تويي جز اين نيست که وعباد الرحمن الذين يمشون علي الارض هونا و اذ خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما
    پس سلام بر شما عزيزان

  28. سهراب گفت:

    و به کسانی که ستم کرده اند میل نکنید که اتش شما را لمس خواهد کرد

    زیباترین جمله بود
    از بیانیه دونفری رهبران جنبش متشکرم
    بهترین و مهمترین و به موقع ترین بیانیه بود
    اتحاد رهبران جنبش در بیانیه ظلم را نابود میکند

  29. ناشناس گفت:

    حضرت والا اين جلبکهايي که شما ميفرماييد اتفاقا مردم هستند

  30. ناشناس گفت:

    عزيز دل همين الانشم شما ته چاه هستي پس تا فرصت باقي است طناب رو بگير بيا بالا

  31. ناشناس گفت:

    اقاي محترم الترناتيوتو براي خودت نگه دار جمعيت رو پراکنده نکن

  32. ناشناس گفت:

    اطلاع رساني را از فضاي مجازي خارج کنيم در سطح شهر

  33. نصرت‌الله گفت:

    یاحسین…میرحسین
    یامهدی…..کروبی

  34. ناشناس گفت:

    يا علي مدد
    جنبش سبز به پز وبالش قوت مي دهد

  35. a_hmad گفت:

    پیشنهاد می کنم یک کاروانی برای ارسال به میدان التحریر تدارک ببینید. اگر به داخل کشور اجازه ندادندُ از خارج می شود رفت و با لباس های سبز در پشتیبانی از انقلاب مردم مصر و ضرورت درس گیری از انقلاب به یغما بردهٔ شده توسط حاکمان دیکتاتور سخن گفت. موقعیت مصر طوری ست که این پیشنهاد را مکان پذیر می نماید. انشاءالله.

  36. mehdi گفت:

    من نه سرباز میر حسین و نه سرباز کروبی هستم والی از حقوق سیاسی و اجتمائی ایندو و مطالبات آنها و ملت ایران بدون در نظر گرفتن عقاید مذهبی ملت ایران از هر حرکت سیاسی و اجتمائی ملت ایران دفاع میکنم . پیش به سوی آزادی و استقرارآزادیهای سیاسی و اجتمائی . اینده فقط و فقط از ان آزادیخواهان و خودراهاگارن است. به امید پیروزی .

  37. ناشناس گفت:

    این داستان برای حکومت به منزله ی یک بازی باخت – باخته… چه مجوز بدهند … چه مجوز ندهند…

    آنان که به حق قافیه را باخته اند/ بر پرچم سبز یاحسین تاخته اند

    ترسند که سبزی صداقت امروز / بر باد دهد هرچه ریا بافته اند

  38. irani گفت:

    ta khon dar rage mast hosein hosin shoare mast

  39. ناشناس گفت:

    درود بر سبز های آزاده
    یا حسین میرحسین

  40. ناصر-ش گفت:

    آزادی وعدالت واخلاق مهمترین خواسته های یک انسان آزاده است که در میرحسین جمع شده است.

  41. ناشناس گفت:

    بسیار متن درخشانی بود، زنده باد صراحت و صداقت، زنده باد جنبش سبز

  42. ایرانی گفت:

    این دو بزرگوار چه زیبا گفتمان حاکم بر رژیم استبدادی پهلوی را بیان نمودند و چه دردناک که شرایط حال حاضر ما بسیار و بسیار شبیه به شرایط حاکم در دوران پهلوی می باشد:
    “بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان، در بند کردن آزادی خوهان، اعمال سانسور بر مطبوعات، مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان”

    خداوند پناه و یاور این دو بزرگوار و همه آزادیخواهان و حق جویان باشد.
    به امید ایرانی آزاد و آباد
    یا حسین میرحسین

  43. ناشناس گفت:

    دوست من وحدت این نیست که یک نفر حرفی بزند وبقیه لال شوندو فقط گوش دهند. وحدت اینست که همه یک چیز بگویند

  44. یا دافع البلایا گفت:

    و السلام علی عباد الله الصالحین
    جریان مومن ال یاسین تکرار نشود

  45. ناشناس گفت:

    25خرداد حضور سبزخدا،26 خرداد قدرت سکوت خدا ،30 خردادریختن خون خدا،شهادت ندا و قدرت دوربین خدا و اما 25 بهمن روز خشم خدا

  46. ناشناس گفت:

    عجب توهم بازاري!

  47. محمد گفت:

    درودبرشما بزرگواران كه باشجاعتتان دشمنان رامتحيركرده ايد كاش گوش شنوايي وجود داشت

  48. ناشناس گفت:

    واقعا عالی بود. بسیار عالی بود.
    درود بر شما

  49. ناشناس گفت:

    به همه دوستان پیشنهاد میکنم خانواده هایی را که هنوز طرفداره این حکومت هستند را با خود در روز 25 بهمن بیاورید تا خودشان شاهد مسالمت آمیز بودن حرکت ما و سرکوب گر بودن حکومت باشند

  50. ناشناس گفت:

    به سرباز وطن: خودت چی؟ تا حالا فکر کردی اگه بری اون دنیا بفهمی چقدر به هم وطنانت خیانت کردی و آب در آسیاب ظالم ریختی، چیکار می کنی؟