بیانیه میرحسین موسوی و مهدی کروبی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
چکیده :امروز حاكمیت در ورای ایجاد این نگرانی كه اگر او نباشد دین از بین میرود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی میكند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم كند، حال آن كه در واقعیت، آن چیزی كه بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمكارانه و ضددینی خود حاكمیت است. پایههای همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحكم بودن پایههای فطری آن است، تا جایی كه حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین...
میرحسین موسوی و مهدی کروبی، در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با صدور بیانیه مشترکی، ضمن توصیف انقلاب مردم ایران در سال 57 به عنوان «جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم به دست خودشان»، به بررسی گفتمان حاکم بر ساختار قبل از انقلاب و مقایسه آن با گفتمان نو انقلاب اسلامی پرداخته و سپس این مقایسه را به گفتمان جنبش سبز پیوند داده اند.
به گزارش کلمه، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بیانیه ی خود ویژگی های گفتمان رژیم پهلوی را «بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان، در بند کردن آزادی خوهان، اعمال سانسور بر مطبوعات، مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان» ذکر کرده اند.
موسوی و کروبی در این بیانیه از گفتمان نوینی سخن به میان آورده اند که از فردای کودتای 28 مرداد متولد شد و بارزترین و غیرقابلانكارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود. مناسباتی که به گفته ی این دو همراه جنبش سبز دوباره بازتولید شده است، اما این بار به نام دین رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی كشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حكومت چیزی كم ندارد.
آنها انتخابات ۸۸ را جلوه ای از احساس مسئولیت همگانی و ظهور گفتمان تازه ای در مقابل این خطرات دانسته و گفته اند که هیچ چیز نمی تواند مانع رشد این گفتمان شود، گفتمانی که فساد را تحمل نمی کند، خودی را ناخودی نمی کند، خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. عزت کارگر و کار آفرین را می خواهد نه ذلت آنها را، اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی درصد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد.
موسوی و کروبی همچنین در تشریح تحولات دوسال گذشته، از آن دسته از افراد ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی یاد کرده اند که نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند و اطمینان داده اند که «در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.»
به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه مشترک به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحیم
* و العصر * ان الانسان لفی خسر * الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران هستیم، انقلابی که جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم ما به دست خودشان بود و برای یکایک ما ایرانیان، شناخت و بازشناخت این حادثه بزرگ و مهم تاریخی، اهمیت بسیار دارد. شاید از آن رو که شناخت هویت تاریخی هر ملت، در تعیین راه آیندة آن مؤثر است، شاید از آن رو که این روزها از خود می پرسند که راه طی شده تا چه اندازه صحیح بوده، و شاید هم از آن رو که بیش از هر زمان دیگر، شاهد تلاش برای تحریف این تاریخ هستیم.
آنچه در آن روزها شاهد بودیم، نه یک جابجایی قدرت سیاسی صرف، که ورود یک گفتمان نو و خروج یک گفتمان کهنه بود: گفتمان کهنه ای که می انگاشت که با بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، با کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان این مرز و بوم، با در بند کردن فوج فوج آزادیخوهان، با اعمال سانسور بر مطبوعات، با سرازیر کردن درآمد نفتی سرشار به جیب منفعت جویان شریک در قدرت، با تا دندان مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، با به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، با توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، با هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان، با نماد فره ایزدی انگاشتن قدرت فاقد اقتدار ناشی از رضایت مردم، ماندنی است.
اما گفتمان نوین پس از کودتای شوم 28 مرداد از همان فردای سال 41 متولد شد ،بازنگری به کارنامه گذشته و به دنبال آن، جستجو برای یافتن راه رهایی از استبدادی که با پشتوانه استعمار بر کشور یکه تازی می کرد، آغاز شد. در کنار آنانی که از هر گونه تغییر مأیوس و نا امید بودند، در کنار آنانی که مصلحت اندیشی را به گونه ای تفسیر کردند که عافیت طلبی شخصی آنان را توجیه کند، در کنار آنانی که رعب پوشالی حکومت کودتا هر گونه حرکت را از آنان سلب کرده بود، چه بسیار کسانی هم بودند که دست از تلاش برنداشتند، چرا که باور داشتند زندگی کردن، صرفا به معنای زنده ماندن نیست. می دانستند که ملت های دیگر برای رسیدن به آزادی، عدالت ، استقلال و پبشرفت، راهی بس دراز پیموده اند و تلاش برای دستیابی به جامعه ای که از چنین نعمت هایی برخوردار باشد، خود، عین زندگی است. چنین بود که هنگامی که خواسته های خود را در گفتار رهبری استوار چون امام خمینی (ره) یافتند که در این راه مصمم گام نهاده بود، با او همراه شدند و بساط ظلم و جور را برچیدند. با تجربه ای که از گذشته به دست آمده بود، از همان فردای پیروزی، دغدغه حراست و مراقبت از این دستاورد بزرگ در دل زن و مرد و پیر و جوان به جنبش درآمد تا مبادا کودتایی دیگر، تجاوز نظامی، و مهم تر از همه، انحراف از آرمان های انقلاب اسلامی، این نهال تازه رسته را در هم شکند.
درس هایی که از آن واقعه و سالیان پس از آن فراگرفته شد، موجب شد که مردم ما بارها عزم خود را برای جلوگیری از انحراف از راهی که می توانست آنها را به سرمنزل مقصود برساند به نمایش بگذارند. مشارکت گسترده در دفاع از میهن در مقابل دشمن متجاوز، تلاش های ستایش برانگیز در رونق اقتصاد ملی، کوشش برای انجام اصلاحات گسترده در عرصه های گوناگون و حضور آگاهانه در عرصة انتخابات، تبلور این احساس مسئولیت ملی است که مردم ما را اینگونه در صف مقدم تحولات فکری و اجتماعی چند دهة اخیر منطقه قرار داده است.
گفتمان نو باید با دیده بانی مستمر، خود را با نیازهای نو سازگار می کرد و نوشوندگی خود را پاس می داشت که بارزترین و غیرقابلانكارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود.یادمان هست که بزرگترین دغدغه خبرگان قانون اساسی جستن راه هایی بود که جلوی ظهور استبداد و خود رایی و دیکتاتوری را به هر شکل و شمایل بگیرد و قانون اساسی در شرایطی نوشته شد که بیرون از مجلس خبرگان، مردم در خیابانها شعار میدادند «برابری، برادری، حکومت عدل علی».
دركتاب« پیكار صفین، نصرابن مزاحم» که شاید قدیمیترین كتاب روایی– تاریخی در مورد جنگ صفین باشد، آمده است که بعد از استقرارحضرت امیر (ع) در کوفه، ایشان مسافرتی به مناطق فارس نشین و ایرانی در نزدیکی کوفه می کنند و در یک آبادی از مردم در مورد شاهان ایرانی سوال می کنند. بزرگ روستا میگوید:« در سنت شاهان ایرانی چیزهایی بود به نفع رعیت و چیزهایی بود به نفع پادشاه، تا این كه خسروپرویز آمد و هرچه به نفع رعیت بود منسوخ كرد و هرچه به نفع پادشاه بود نگاه داشت و این موجب اضمحلال پادشاهی آنان شد.»
این روایت، دقیقا فضای روحی و سیاسی کشور در دهه اول انقلاب فارغ از ضعف ها و خودسری هایی که دامنگیر هر انقلابی در آغاز آن می شد را تشکیل می داد: مردمی که انقلاب کردند قصدشان این بود که آن مناسبات رابا الگو گرفتن از حکومت عدل علی از بین ببرند.
آیا دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمانهای انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاكمان بوده است به صورت اغراقآمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی كشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حكومت چیزی كم ندارد.
آری انتخابات سال 88 جلوه ای از این احساس مسئولیت همگانی در مقابل خطرات بود. مردمی که احساس خطر می کردند، مردمی که از مدیریت ناتوان دستگاه اداره کشور ناامید شده بودند، مردمی که از دروغ به تنگ آمده بودند، مردمی که احساس می کردند برای پیشرفت کشور به دگرگونی های فراگیرتر و بنیادی تر نیازمندند، به میدان آمدند و چه بسیار کسانی که سال ها بود در انتخابات شرکت نمی کردند و این بار قفل سکوت خود را شکستند و چه بسیار کسانی که پا را از رقابت های سیاسی رایج فراتر نهادند و برای ایجاد تحولی بزرگ همنوا گشتند.
دریغا که آنچه بر سر نتایج انتخابات آمد و آنچه در پی شبه کودتای اقتدارگرایان رخ داد، حق اساسی تعیین سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کرد. اما دستگیری معترضان، ضرب و شتم آنان در خیابان ها، کشته شدن عده زیادی از جوانان و زنان و مردان در خیابان ها و بازداشتگاه ها، فجایع کوی دانشگاه و کهریزک،حمله به بیوت و دفاتر مراجع تقلید، به راه انداختن تجمعات اتوبوسی و نمایشی، هجمه تبلیغاتی یک سویه مملو از دروغ و افترا، سرکوب کارگران و معلمان و جنبش زنان و دانشجویان و استادان، راه اندازی کارناوال های شرم آور و مانورهای امنیتی با هدف ایجاد رعب، تلاش مستمر برای انحراف افکار عمومی به سمت مسائل فرعی و انحرافی، برخورد غیراخلاقی با خانواده های شهدا و زندانیان، واعلام مرگ جنبش سبز در مناسبت های متوالی، هیچ یک نتوانسته است اقتدارگرایان را از چالش بزرگ حاصل از بی اعتمادی مردم به دولت نجات دهد، همچنان که نتوانسته خواسته های برحق مردم برای برخورداری از حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی را به دست فراموشی بسپارد.
در طول این ماه ها، تحولات مهمی رخ داده است که توجه هر ناظر آگاهی را جلب می کند. بسیاری از کسانی که در ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی شاغل بودند نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند . برخی از روی تقیه ویا اطلاعات ناکافی و برخی از افراد ساده که بر اثر تبلیغات دولتی گمان می کردند که معترضان، ایمان دینی شان را نشانه رفته اند به تدریج متوجه شدند که چنین نیست. بسیاری از کسانی که فکر می کردند جنبش اعتزاضی مردم از توطئه های قدرت های سلطه جوی بیگانه یا خشونت ورزانی که در بحبوحه جنگ به دامان دشمن پناه آورده و به خدمتش کمر بسته بودند سرچشمه می گیرد، فهمیدند که این ترفندی برای بدنام ساختن منتقدان و موجه ساختن اعمال غیرانسانی اقتدارگرایان بیش نیست.
وما دور نمی بینیم آنانی که بصورت واقعاً اصولی دغدغة منافع ملی و ارزشهای اسلامی را دارند در کنار همه ملت (یا به تعبیر مستبدین «خس و خاشاک») قرار گیرند و صف خود را از زیاده خواهان ودست اندازان به حقوق و بیت المال ملت جدا سازند. ما بویژه اعتقاد داریم که در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.
در طول سال های اخیر و بویژه دو سال گذشته، گفتمانی نو متولد شده و هیچ چیز نمی تواند مانع رشد آن شود. گفتمانی که فساد را تحمل نمیکند و با وعدۀ آوردن نفت بر سر سفره مردم، یکشبه قیمت نان وسوخت و برق و گاز را چند برابر نمی سازد. گفتمانی که به حفظ نیروی کار کشور ایمان دارد و منابع و تولیدملی را با تحویل بازار ملی به واردات خارجی ویران نمی سازد .گفتمانی که عزت کارگر و کار آفرین را میخواهد نه ذلت آنها را. گفتمانی که اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی در صد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد. (به راستی شمایانی که هر روز و ساعت سنگ اسلام و معنویت را بر سینه میزنید، چند زن را میتوانید نشان دهید که در صدر اسلام اعدام شده باشند؟!) گفتمانی که از رأی مردم نمی ترسد واز رجوع به قانون اساسی نمی هراسد. گفتمانی که نه در شعار وهیئت ماکیاولیستی بلکه در عمل بدنبال وحدت اسلامی ونزدیکی مذاهب اسلامی به یکدیگر است و میلیونها شهروند ایرانی را تحت عنوان سنی و درویش و اهل حق و نام های دیگر ازخودنمی راند.
آری امروز گفتمانی تازه متولد شده است. گفتمانی که شهدای آن، پیشقراولان و دربندشدگانش پرچم داران آن هستند. گفتمانی که خشونت را طرد می کند و راه تغییر را از طرق مسالمت آمیز جستجو می کند. گفتمانی که پاسخ دروغ و نهمت و ناسزا را با راستی و حقیقت و ادب می دهد. گفتمانی که چشم امیدی به بازی های پنهانی قدرت های جهانی ندارد و راه حل شفاف ملی را تنها راه تحول به سوی اصلاح امور می داند. گفتمانی که خودی را ناخودی نمی کند بلکه سعی در خودی کردن ناخودی ها دارد. گفتمانی که چندصدایی را به رسمیت می شناسد و اتحاد ملی را نه در سکوت گورستانی که در تمسک به عقلانیت جمعی می جوید. گفتمانی که مردم را نسبت به آنچه در کشور می گذرد نامحرم نمی شناسد و گسترش آگاهی ها به میان همة اقشار و گوشه کنار این مرز بوم را وجه همت خویش قرار داده است. گفتمانی که با گسترش و تقویت شبکه های اجتماعی، افراد را گرد هم می آورد و فضای مدنی را توسعه می دهد. گفتمانی که سرمشق بسیاری از حرکت های آزادیخواهانة دیگر شده است. گفتمانی که خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. گفتمانی که عدالت را نه در اقتصاد صدقه ای، بلکه در ایجاد فرصت های برابر و توانمندسازی محرومان می داند. گفتمانی که بجای انتشار کینه و انتقامجویی در میان فقیر و غنی، روستایی و شهری، اقوام، ادیان و مذاهب، به نهادینه کردن مدارا و مفاهمه و گذشت می پردازد. گفتمانی که درصدد پایان دادن به اوباش سالاری و حاکمیت نهادینة شایسته سالاری است تا در پرتو آن، شکوفایی و رشد استعدادها در میان ایرانیان، زمینه ساز ارتقای این سرزمین به جایگاهی که شایستة آن است، شود.
گفتمانی که بدنبال یافتن منجیان قهرمان نیست بلکه می خواهد هر ایرانی در نجات کشورش سهیم باشد. گفتمانی که به تعداد معتقدانش رهبر دارد. گفتمانی که می داند حفظ نظام یعنی حفظ ارزش هایی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت. گفتمانی که چرخش قدرت و پاسخگویی به مردم و برابری همه در قبال قانون را ضامن سلامت و زمینه ساز پیشرفت می شمرد. گفتمانی که اسلامیت و جمهوریت نظام و حاکمیت مردم سالاری بر همه شئونات کشور را تنها راه سعادت مردم می داند.
گفتمانی که در آن، تصمیمات و مصلحت بینی های شخصی جای خود را به عقلانیت جمعی می دهد. گفتمانی که با ایمان به خدایی که تعالی انسان را می خواهد، حق خواهی، و با استعانت از کردار نیکو، صبر و استقامت، راه امید را می پیماید و به پایندگی حق و زوال باطل یقین دارد.
امروز حاكمیت در ورای ایجاد این نگرانی كه اگر او نباشد دین از بین میرود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی میكند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم كند، حال آن كه در واقعیت، آن چیزی كه بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمكارانه و ضددینی خود حاكمیت است. پایههای همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحكم بودن پایههای فطری آن است، تا جایی كه حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین ببرد.
و این دین از ما خواسته است كه به افراد ستمكار متمایل نشویم كه در این صورت از كمك خداوند محروم خواهیم شد: «و لا تركنوا الی الذین ظلموا فتمسكم النار و ما لكم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون»، و به كسانی كه ستم كردهاند میل نكنید كه آتش شما را لمس خواهد كرد، و شما را سرپرستی جز خداوند نیست، سپس دیگر به شما یاری نخواهد شد.
در آستانه سی و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان دو همراه کوچک به شما حاملان بی شمار گفتمان جدید درود م یفرستیم و از خداوند متعال میخواهیم همه ما را از یاران مظلومان و دشمنان ظالمان قرار دهد.
وما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم
مهدی کروبی میر حسین موسوی














مرگ بر ظالمان . چه قاهره چه تهران .
ما بیشماریم .
az KHODA mikhaham tamam IRAN sabz shavad
هرروز بيشتر از روز قبل به انتخابم در روز ٢٢خرداد افتخار مي كنم؛ هرگز باور نمی كردم اين چنين پشت پا به دنيا بزنيد وبرباور درستتان استوار بمانيد؛
ای مردم
من از همین الان بگم باید به فکر آلترناتیو تضاهرات پراکنده در سطح شهر در روز 25 بهمن بود. همه برنامه ها را محدود به مسیر اعلام شده نکنید!!
مرگ بر دیکتاتور
لطفا اين بيانيه رو با اعلاميه راهپيمايي منتشر كنيد كه پخش كنيم
25 خرداد را تکرار کنیم…
اگر مایه زندگی بندگی است که صد مردن به از زندگی است
شیراز 25 بهمن ملاصدرا ساعت3
یا حسین میر حسین
.
.
25 بهمن
.
.
به امید دیدار شما در 25 بهمن در میدان آزادی
ma amadeiem
با سلام
تا نابودی دیو سرخ استبداد دینی یک یا حسین مانه همراه شو عزیز
سلاو له کوردی به غیرت
چاوه روانی سه رکه وتنی میلتین
25 بهمن چاوه روانتانین
براي شما دو نفر متاسفم كه باز ميخواهيد مردم را به كشتن دهيد
دو ساله که شب ها به امید این که یه روز خوب میاد و همه چیز معلوم میشه چشمامو میبندمو میخوابم…
میرحسین عزیز امیدمون رو ناامید نکن
به خدا با تمام عشقمون برای تحقق اسلام واقعی و دوباره زیبا شدن ایران ازادمون همراهت شدیم
و تا تهش همراهت هستیم….
درود بر تو و درود بر تمامی سبزاندیشان!
به امید دیدار شما در روز سبز
بیچاره اقتدار گرایان واصحاب مطبوعاتی و تبلیغاتیشان مانده اند با دوبیانه اخیر (دعوت به راهپیمایی برای حمایت از مردم مصر و..بیانه سالگرد انقلاب) چه کنند.
نچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراقآمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.
خیلی با حاله، اسلام تقلبی دیده بودیم، شیعه تقلبی ندیده بودیم. به کدام یک از ادعاهایی که در بالا کرده اید اعتقاد دارید؟ چرا اثبات نکردید که تقلب شده؟ چرا از خودتون سوال نمی کنید که چطور ممکنه تقلب شده باشه؟ مگه رهبری نگفت، ملاک رای مردمه، حتی اگه مردم اشتباه کنن؟
از این گذشته، در برنامه های کشور، چرا حذف یارانه ها و خصوصی سازی در دوره هاشمی و خاتمی انجام نشد؟ چرا دولت خاتمی با مسکن سازی ارزان مخالف بود؟ چرا مساله هسته ای را تعطیل کرد؟ و کلی چرای دیگه.
25 بهمن روز شکست سکوت 18 ماهه روز فرياد آزادي با امام حسين در راه آزادي
مي آييم و مي مانيم
اگر چوب و سنگ است به سر ديده ايم
اگر سرب داغ است که ما خورده ايم
مطمئن باشيد که مي مانيم تا آزادي
25 بهمن خيابوناي فرعي يادتون نره v v ياحس————-ين مير حس————ين
25 بهمن روز شکست سکوت 18 ماهه روز اوج فرياد
مي اييم و مي مانيم با امام حسين در راه آزادي
اگر سنگ وچوب است به سر ديده ايم
اگر سرب داغ است که ما خورده ايم
آزادي منتظر ما باش
ضمن درود به این دو بزرگوار پیشنهاد میکنم دوستان سبزمان در شهرستانها به تهران بیاییند تا دیکتاتور یکبار دیگر قدرت سبز را ببیند شاید بر سر عقل بیاید
درود برموسوي كروبي
شما که ادعا می کنید به نظرات همدیگر احترام بگذاریم، چرا اجازه نمی دید که دیگران جواب سوال های مرا بدهند؟
بذار یه چیزی رو بگم متوجه بشی، دنیایی که ما در اون قرار داریم، در مقایسه با کل آسمان اول، نسبت حلقه در بیابان داره، برای این مورد می تونم یه پاورپوینت هم براتون بفرستم. آسمون اول به دوم هم نسبت حلقه به بیابان است و نسبت آسمانها با هم همین جوری ادامه پیدا میکنه. بعد همه اینها در مقابل ذات اقدس الهی صفر است.
واقعا دنیا چقدر می ارزد که رفتید خارج از کشور و علیه یک حکومت اسلامی فعالیت می کنید؟ اگر بعدا فهمیدید که اشتباه می کنید، ایا راه برگشتی وجود دارد؟
خدا جهنم را 1000 سال برافروخت تا سرخ شد، بعد 1000 سال دیگه تا سیاه و 1000 سال دیگه تا اینکه آبی شد. آتش این دنیا 7 برابر سردتر از آتش جهنم است و اگر جهنمی ها را توی آتش این دنیا قرار دهند راحت می گیرند می خوایند.
راستی فکر نمی کنید که خیلی ریسک بزرگی می کنید؟ اگه بعد از مرگ که تنهای تنها هستید، بفهمید که واقعیت چیه، چیکار میکنید؟ آیا می تونید اقدام اصلاحی انجام بدید؟
یک کمی فکر کن تا فریب نخورده باشی همین تویی که الان داری میخونی
اگر امام حسین روز عاشورا 72 یار داشت، امروز میر حسین 72 میلیون یار کنارش داره که دوش به دوش هم برای ایران آباد و آزاد ایستادند. وعده ی دیدار، 25 بهمن.
سلام بر آزادی ، سلام بر بسیجیان راستین،سلام بر سبز پوشان سپاه ، سلام بر کروبی و سلام بر میرحسین.
بغض گلویم را گرفته است. نمی دانم چه بنویسم ،از مظلومیت بسیج و سپاه بگویم یا از خون به ناحق ریخته ی ندا و سهراب و روح الامینی و … از به زنجیر کشیدن چریک پیر انقلاب بهزاد نبوی عزیز بنویسم یا از سیلی به صورت همسر شهید همت . از تهمت به میر حسین سخن بگویم یا از اهانت به آیت الله سید حسن خمینی و حمله به جماران این میعادگاه عاشقان کربلای ایران.؟
آقای موسوی و کروبی عزیز ،بسیج و سپاه خمینی کجا و ظلم به ملت کجا ، ما کجا و ضرب و شتم دختران جوان در خیابان کجا؟ والله والله والله کسانی که بر صورت همسر باکریها سیلی می زنند لباس ما را دزدیده اند. اینان اوباش تربیت شده ی رژیم دیکتاوری حاکم بر ایران هستند که انقلاب ملت و نظام خمینی بنیاد را به سرقت برده اند.
آقای موسوی عزیز مگر کالبد اصلی ستاد انتخاباتی جنابعالی را جز رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس و خانواده های معظم شهدا تشکیل داده بودند.؟
اگر ما تا امروز در مقابل این … حکومت کوتاه آمده ایم فقط و فقط بخاطر فرمان مدارای شماست نه اینکه از مقابله …. ابایی داریم . آقایان موسوی و کروبی ما هنوز لباس رزممان را در کمد لباسمان نگه داشته ایم . ما مرد جنگیم .
نخست وزیر امام ،این اوباشان مواجب بگیر و ساندیس خور از مدارای ما سوء استفاده می کنند و بر روی همسر فرماندهانمان سیلی می زنند . والله والله والله من دوست ندارم بمیرم نه از ترس مرگ بلکه از شرم از روی امام و همت و باکری….
دیگر اشک امانم نمی دهد مرا ببخشید .
اما بگویید بسیجیان واقعی و رزمندگان برای انتقام به میدان بیایند تا شاهد باشید که چگونه بند از بند این ارازل و اوباش جدا کنیم
آقای موسوی ما بسیجیان و سپاهیان با مردمیم چون برخواسته از دامان همین ملتیم ما مدیون ملتیم و هر چه داریم از ملت داریم نه از … و عمالش.
یا حسین میر حسین
من مانده ام این امام حسین زمانه تا به امروز کجا بوده است؟
از دروغ حکومت می نالد اما هنوز برای دروغهای خویش جوابی نداده است
چطور سال 57 آمریکا که مقابلش بودیم استکبار بود ولی امروز از آقایان حمایت می کند حق جو و خداجو شده است و اگر حق جو نیست چطور از تو حمایت می کند؟
حتما شما برای آمریکا بهتری و آنها بودن تورا به بودن این حکومت ترجیح می دهند و این خود نشانه ای روشن است پس لطفا تویی که حمایت کسانی را داری که قرآن را به آتش میکشند از آیات قرآن استفاده نکن
مخالفان خویش را ساده لوج قلمداد می کنید و خود را بهترین و داناترین انسانهای روی زمین آیا 1 درصد هم شک ندارید؟
اگر حکومت هم غیر دینی باشد هیچ امیدی به حق خواهی کروبی و موسوی نیست
افرادی مثل هاشمی که عمری در قدرت بوده اند و حال که به زیر آمده اند باز دنبال قدرت طلبی اند و اینها نیز از سمت وی ساپورت میشوند
ای کسانی که سودای حق طلبی حسینی دارید آیا حسین در این زمانه بود همین کار را می کرد ، کمی تامل لازم است
مهمترین دلیل شما برای مقابله با رئیس جمهوروقت قیافه رئیس جمهور است ، این کجای سیره امام حسین هست؟
اگر ما قبول کنیم شما عکس امام را پاره نکردید و در روز عاشورا به حسین بی احترامی نکردید چرا رهبر جنبش سبز مردان و زنانی را که سوت زنان به حسین بی احترامی کردند خداجو نامید — بخدا من هم اگر جواب بگیرم و بدانم این راه حق است خواهم آمد ولی اگر حکومت نا سالم باشد این آقایان هم سالم نیستند
این جمله شماست : امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد – آیا این شرایط مربوط به امروز است یا در این 4 سال که احساس خطر کرده اید که قدرت را از دست داده اید این شرایط را به ملت القاء کرده اید
این رهبر که از بیست سال پیش آمده چطور در این 4 سال میگویید دیکتاتوری ، یعنی قبل از آن نبوده؟اگر بوده شما کجا بودی؟در همین حکومت؟مشاور بودی؟آها آن زمان در حکومت بودی پس خوب بود و حالا که نیستی بد است
ابطال حکومت برابر با ابطال شماست ، چونکه شما و دوستتان آقای کروبی سالها در این حکومت بوده اید و اگر این حکومت نارواست شما آنجا چه کاره بوده اید آقای کروبی؟
آقای موسوی میگوید رئیس جمهور دروغگوست ، گیرم که قبول ، شما بیا راست بگو ، البته در سابقه ی شما چنین چیزی وجود ندارد
ابتدا حقانیت خویش را به ما ثابت کرده و سپس باطل بودن حکومت
اگر دیروز انقلاب ایران پیروز شد و امروز انقلاب مصر درجا میزند تفاوت در رهبری ما و آنهاست و امروز مهندس موسوی هم قدرت رهبری این مردم را ندارد
این را بدانید با چشمهای بسته نمیتوان راه را پیدا کرد باید چشم گشود و آقای مهندس میرحسین موسوی حداقل اگر دین ندارید ، آزاده باشید
زنده باد مخالف من
باور کنيد الان يه عقده اي تو کلومه که ………. 25بهمن مرگ بر ديکتاتورv vv vvu….. آزادي تا امام حسين را تسخير ميکنيم..
یا حسین میر حسین
وعده ما 25بهمن میدان امام حسین (ع) به حق امام حسین میر حسینمان پیروز است
خدایا کمکمون کن
zende bad mosavi. marg bar diktator
be omide pirozi
خداوند مهربان وبزرگ حافظ شما بزرگواران باشد به امید هوای تازه و رهایی از دیکتاتوری
با درود فراوان – از روشنگریهایتان سپاسگزاریم – ایکاش از سال گذشته دست در دست هم بیانیه می دادید و این وحدت و هماهنگی موعود در این بیایه زودتر از اینها در آحاد مردم بوجود می آمد- به هرحال خوشحالیم از شعار “ایران برای همه ایرانیان” – امید که در عمل بدان دست یابیم – خبر رسانی و فرهنگ سازی جنبش در کنار بوق و کرناهای غوغاسالارها بسیار کمرنگ است – اگر می توانستید که تلویزیون “رسا” را در ماهواره Utelsatw3 قرار دهید بهتر اطلاع رسانی می شد. چون مردم کوچه و بازار بی بی سی را خوب نبلیغ می کنند چرا “رسا” را تبلیغ نکنند.
ای ایرانیان
ای مردان و زنان آزاده
طوفان سهمگین خشم ما بار دیگر زورق پوسیده ناکسان را در مینوردد تا به جهانیان پیام پندار و ٰکردار وگفتار نیک را بشارت دهد
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سبز
میرحسین جون من همیشه امید وار بودم چون اعتقاد دارم آه مظلوم ذره ذره آتیش میزنه و خدا صبرش خیلی زیاد اینا صبر خدارم لبریز کردن 25 ام ثابت میشه ،از برادران نیروی انتظامی هم میخوام کلاشونو قاضی کنن نفت سر سفره ملت همین بود
درود به شما دو فرزانه عاقل الحق که شما فرزندان امام خمینی هستیت امیدوارم راه امام که عدالت خواهی بود اجرا کنید خدا صابرین را دوست دارد با عقل و منطق و بردباری ستونهای ظلم را بشکنید و دل مردم زخم خرده را شاد کنیدظلم پایدار نمی ماند تا بیروزی حق بر ناحق 22بهمن بر شما شیردلان مبارک باد
بنام خدای راستی ها…
کامنت ها ماشاالله اینقدر بلندبالا و زیاده امیدوارم نوشته های این دوست سبز نیز دیده شود.نگفتنی هایی است که از کلمه عزیز خواهشمندم نمایش دهد;
منکه سن و سالم قد نمیدهد و سالهای انقلاب و حکومت امام خمینی رو ندیده ام با دیدن و شنیدن دیدگاههای افرادی مثل آقای شریعتمداری و حجت الاسلام والمسلمین آقای خامنه ای سوالات اساسی در ذهنم نقش بسته است.آقای شریعتمداری در سرمقاله اش میگوید آقایان موسوی و کروبی و … از موساد و انگلستان دستور میگیرند! و آقای خامنه ای در خطبه نمازجمعه میگوید بیگانگان یعنی همین موساد و سیا و انگلستان روی این افراد و جناح، بعنوان افرادی ضعیف و سست و وابسته حساب باز کرده بود که ایران و حقوق ایرانیان را نابود کند!حالا از آنجا که شریعتمداری معتمد و منصوب آقای خامنه ای است و هر دو یک چیز را میگویند و به خون میرحسین و کروبی تشنه اند و به اینان سران فتنه! لقب میدهند، من این سوال را دارم که با این حساب چرا نود درصد معتمدین و منصوبین امام خمینی مامور و مزدور موساد و انگلستان هستند!چرا بیشترین اعتماد امام به این جناح که مامور و وابسته به موساد هستند بود و حتی در زمانی که اختلافاتی میان آقای خامنه ای و آقای میرحسین موسوی بعنوان نخست وزیر امام و دفاع مقدس، جریان داشت امام سمت سوی مامور موساد و انگلستان را میگرفت!؟؟؟
حالا یکی، دوتا، چندتا ممکن بود اشتباه شود اینکه نود درصد معتمدین و منصوبین امام از جاسوسان و ماموران موساد و انگلستان از قبیل خوئینی ها و نوری ها و هاشمی ها و کروبی ها و میرحسین ها و… که به مجمع روحانیون و چپ و میانه معروف بودند هست به این نتیجه میرسد که به زبانی دیگر میگویند خود امام خمینی مامور موساد و انگلستان بوده!!! و بعد از وفات امام بوده که آقای خامنه ای سعی کرده اند کارها و اقدامات امام را که در جهت موساد و انگلستان بوده درست کند و در جهت صحیح قرار دهد! کاری که امام تا آخرین لحظه حیاتش نخواست بکند و جاسوسان و ماموران موساد و انگلستان را از دور و بر خود دور کند!و کفایت و صلاحیتش را زیر سوال میبرند!طوری که تا همین مناصب سیاسی و حکومتی هم اکتفا نشده و به وصلتهای خانوادگی و خویشاوندی هم ادامه داشته مثلا آقای رضاخاتمی از ماموران موساد و سیا!!! با بیت امام وصلت کرده اند!
سوال دیگری هم هست که در تحقیقاتم در مورد سالهای حیات امام با توجه به گفته های احمدی نژاد و رضائی و شریعتمداری و …که فتنه! میخوانندش،شکل گرفته و آن این است که آیا بیست سال دیگر مشخص نمیشود که خود این افراد هم مامور و جاسوس موساد و انگلستان هستند!؟ آنوقت ما با دو جناح مامور و مزدور موساد و انگلستان مواجه بودیم و هستیم و خواهیم بود!!!(امبدوارم انعکاس دیدگاههای امثال شریعتمداری باعث خروش کفن پوشان اجاره ای نشود!)
این جوابی بود که با خواندن مقاله های آقای شریعتمداری و صحبتهای آقای خامنه ای به سوالاتم داده میشود!در این جهت منتظر افشاگری های بیشرشان در مقاله ها و صحبتهای بعدی در مورد ماموران موساد و سیا و انگلستان هستیم و از این بابت تشکر میکنیم!!
__________________________________________________
و اما صحبت اصلی ام غیر از این کشفهای شریعتمداری و دوستانش:
به دوستان سبزم سلام و درود می فرستم و به میرحسین عزیز و کروبی شجاع و خاتمی بزرگوار و خانم رهنور گرامی، سبزاندیشان استوار در مقابل استبداد دینی و فاشیسم مذهبی سلام و درود میفرستم…
“” آری امروز گفتمانی تازه متولد شده است. گفتمانی که شهدای آن، پیشقراولان و دربندشدگانش پرچم داران آن هستند. گفتمانی که خشونت را طرد می کند و راه تغییر را از طرق مسالمت آمیز جستجو می کند. گفتمانی که پاسخ دروغ و نهمت و ناسزا را با راستی و حقیقت و ادب می دهد. گفتمانی که چشم امیدی به بازی های پنهانی قدرت های جهانی ندارد و راه حل شفاف ملی را تنها راه تحول به سوی اصلاح امور می داند. گفتمانی که خودی را ناخودی نمی کند بلکه سعی در خودی کردن ناخودی ها دارد. گفتمانی که چندصدایی را به رسمیت می شناسد و اتحاد ملی را نه در سکوت گورستانی که در تمسک به عقلانیت جمعی می جوید. گفتمانی که مردم را نسبت به آنچه در کشور می گذرد نامحرم نمی شناسد و گسترش آگاهی ها به میان همة اقشار و گوشه کنار این مرز بوم را وجه همت خویش قرار داده است. گفتمانی که با گسترش و تقویت شبکه های اجتماعی، افراد را گرد هم می آورد و فضای مدنی را توسعه می دهد. گفتمانی که سرمشق بسیاری از حرکت های آزادیخواهانة دیگر شده است. گفتمانی که خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. گفتمانی که عدالت را نه در اقتصاد صدقه ای، بلکه در ایجاد فرصت های برابر و توانمندسازی محرومان می داند. گفتمانی که بجای انتشار کینه و انتقامجویی در میان فقیر و غنی، روستایی و شهری، اقوام، ادیان و مذاهب، به نهادینه کردن مدارا و مفاهمه و گذشت می پردازد. گفتمانی که درصدد پایان دادن به اوباش سالاری و حاکمیت نهادینة شایسته سالاری است تا در پرتو آن، شکوفایی و رشد استعدادها در میان ایرانیان، زمینه ساز ارتقای این سرزمین به جایگاهی که شایستة آن است، شود.””
وعده دیدار تمامی سبزاندیشان 25 بهمن روز صدای مردم…
جنبش سبز و سبزهای بیشمار، تهران را سبز خواهند کرد.
***
من که در سرد ترین فصل زمین
سوگوار دردم
نامردم.. اگر از عهد خودم برگردم
سبز خواهم کرد سیاه غم را
جنگل سبز کنم
برهوت ستم و ماتم را…
***
حتی اگر 72 تن باشیم مقابل سیل دروغ و فریب می ایستیم…
یا حسین.. میرحسین…
سبزها خوابیده اند آرام و رام
طبل طوفان از نوا افتاده است
آه ها در سینه ها گم کرده راه
مرغکان سرشان به زیر بالها
در سکوت جاودان مدفون شده است
هرچه غوغا بود و قیل و قال ها
شمال سبز را سبزتر میکنیم
وعده جوانان شمال :
رشت -دانشگاه علوم پایه -ساعت3
بسیج مدرسه عشق است میر حسین یاران به کمک یاران بشتابیم
فوق اعلا و در حد یک مانیفست بود
با سلام به سایت پر طرفدار کلمه و همکاران سبز……………..همان طوری که اقای جنتی در نماز جمعه گفتند نیازی به حضور اصلاح طلبان نیست!!!!!!!!!!!!این بدین معنیست که ما به رای مردم نیازی نداریم!!!!!!!!یا به قول اقای مصباح یزدی مردم حقی ندارند که اعمال کنند…….پس این نشانگر این است که حکومتی که اینا ازش دم میزنن مردمی نیست!!!ولی این خدای متعاله که نمی ذاره نا حق رو زمین بمونه……..به امید ان روز@
گفتمانی که بدنبال یافتن منجیان قهرمان نیست بلکه می خواهد هر ایرانی در نجات کشورش سهیم باشد
امروز حاکمیت در ورای ایجاد این نگرانی که اگر او نباشد دین از بین میرود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی میکند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم کند
be nazare man in ghesmatha az mohemtarin bakhshhaye in bianie bud
death to all sorts of dictatorship be it religious or otherwise
درود بر دو شیر دل دلاور مسلمان شیعه علی ع ما همین را از شما انتظار داشتیم شما را می ستاییم و دوست داریم درود خداوندو رسولش بر شما !!!!
25 بهمن روز رهائی تو و من7
به نام خدا و به نام ايران
اينجانب دعاي خودم را صبح روز دوشنبه 25 خرداد براي آزادي و سربلندي دوباره ايران خواهم خواند، به اتفاق خانواده بدون هيچ ترسي با پرچم سبز خواهيم رفت. اماده شهادتم.
از تمام دانشجويان مي خواهم لحظه اي را براي دعوت مردم براي روز 25 بهمن از دست ندهيد. به خصوص شهرستانها و روستاها
با سلام و خسته نباشید اگه قرار هست پاسخ به کامنت در زیر همون کامنت قرار نگیره بهتره پاسخ با نقل قول را درست کنید
Omidvaram shayesteh salari jaye band bazi gerefteh shavad va faregh az mazhab va ghomiat va serfe iranie mokhles boodan moor keshvar be shayestegane mellat sepordeh shavad keh irani abad dashteh bashim va hasrate keshvari mesle turkye keh30 sal pish mesle dehate iran bood ra nakhorim va faghat ba shoar sare mellat ra shireh namalim
درود بر شما دو بزرگوار
کاش گوش حاکمیت تسلیم گفته های شما شود .نه بخاطر مردم ,بلکه حد اقل به خاطر خودشان و فرزنداننشان و ایران . مطمئنا شما خیر و صلاح این مملکت را میخواهید . امید است که کودتا گران هم سر عقل بیایند .
به امید دیدار در 25 بهمن — درود بر میر حسین عزیز—درود بر کروبی شجاع -مطمئن باشید که در تاریخ ایران همیشه به نیکی از شما نام برده خواهد شد .
آفرین به این فهم و درایت… از خواندن تمام حقایق به صورت یکجا در این بیانیه بسیار خوشحال شدم. البته انتقادهای بسیار کوچکی هم به آن وارد است که می توان بعدا مطرح کرد، اما در حدی نیست که کلیت این بیانیه زیبا را زیر سوال ببرد.
مهمترین نکته که در روح کلام آن جاریست، “پدیرفتن چند صدایی یا پلورالیسم زیر یک چتر واحد” است که همانا حاکمیت حضرت حق را بر بالای سر خود در راس می بیند. آری هموطنان! معنای واقعی وحدت در نزد حق تعالی و هر انسان اهل معرفتی همین است.
بیایید یکدل و یکصدا برای هدایت آنهایی که وحدت را در تکصدایی و پیروی از یک انسان تحمیلی واحد یا یک تفکر تحمیلی واحد می بینند دعا کنیم. آنهایی که داد “بصیرت! بصیرت!” شان گوش فلک را در این یک سال واندی کر کرده بود کجایند که ببینند بصیرت همین جاست! در همین نزدیکی. لای آن شب بوها. پای آن کاج بلند…(وسبز!)
موسوی و کروبی عزیز
از ایستادگیتان در برابر ظلم فرعون
از فهم و بینش خوبتان
از حقیقت جوییتان
و خلاصه به خاطر از خود گذشتگیتان
از شما متشکریم
اگر اجازه راهپیمایی بدهند. سیل و طوفان خشمگین تمام حاکمیت را غرق می کند